نگارش فارسی و دردسرها
کورش گلنام

 

پیش گفتار

واژه "فارسی" که عربی شده واژه"پارسی" است، دیگر در سه کشور فارسی زبان ایران، افغانستان و تاجیکستان، چنان جا افتاده است که جایگزینی آن به "پارسی"، نیاز به کار همگانی در هر سه کشور هم ریشه و هم فرهنگ نام برده دارد.. این را بیش از هر چیز یاد آور شدم زیرا مهم بود که روشن باشد چرا ننوشته ام "نگارش پارسی".

همه زبان های شناخته شده در جهان، ردپایی از دیگر زبان‌ها در خود دارند. در این زمینه گاه چهار چوب جغرافیایی یک سرزمین نقش پُر رنگ تری در این رد پا ها و دگرگونی ها در زبان داشته است. برای نمونه در سرزمین بزرگ آن روز ایران به سبب قرار گرفتن و دارا بودن کمابیش(تقریبا") نقش چهار راه ارتباطی بین شرق و غرب که بارها و بارها مورد هجوم بیگانگان قرار گرفته است، این روند به روشنی دیده می شود. اگر کوشش های بزرگ مردانی چون فردوسی و پایداری جانانه دیگر اندیشه ورزان ایرانی و خود مردم عادی در برابر یورش عرب ها و چیرگی اسلام بر ایران نبود، شاید زبان فارسی که امروز بدان سخن می گوئیم پا بر جا نمانده بود، روندی که در سرزمین های دیگری چون سوریه و مصر رخ داد و آنان زبان پیشین خود را از دست داده و زبان عربی جایگزین آن شد.

همین جایگاه ویژه جغرافیایی، جنگ‌ها و درگیری های فراوان، فرمانروایی دیرپای دیگر ملیت ها بر ایران و کشور گشایی پادشاهان گذشته ایران و گستردگی دایره فرمانروایی آنان و... سبب شد تا شمار زیادی از واژه های دیگر سرزمین‌ها  وارد زبان فارسی شود. آشکار است که همه ما روزانه از آن ها استفاده کرده ولی ازریشه همه آن ها آگاه نیستیم که چنین امری نیز طبیعی است. اگر از واژه های عربی، که شماری از آن ها دینی/مذهبی است و بیشترین میزان واژه های بیگانه در زبان فارسی را نیز تشکیل می دهند، بگذریم، واژه هایی از دیگر زبان ها نیز وارد زبان فارسی شده اند که من در زیر برای نمونه شماراندکی از آن ها را می آورم برگرفته از پیش گفتار فرهنک فارسی زنده یاد دکتر محمد معین(رویه سی و چهار تا سی و شش، چاپ امیرکبیر 1360) :

 انبه، جنگل، چاپ، کافور، کپی،  نارگیل، نیلوفر... اززبان هندی؛

 اتاق(اطاق)، بلدرچین، چاروق، چخماق(چخماخ)، خاتون، خاقان، خان، سنجاق، قراول، قربان، یونجه.... از زبان ترکی؛

 آقا، آروغ، الاغ، ایل، ایلخان، ایلچی، بالش، سوغات، تغار، تومان، چریک، قورچی، کرباس، نوکر......از زبان مغولی؛

استکان، اسکناس، بلشویسم، بلشویک، چرتکه، درشکه، روبل، سماور، کالسکه ... از زبان روسی

و انبوهی از واژه های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی که چند ریشه دارند: یکی وجود سیاست های استعماری این کشورها و روسیه بوده است که با مردم و سرزمین ما درتماس قرار گرفته اند؛ یکی هم فرستادن دانشجویان ایرانی به این کشورها و آشنایی دانشجویان، نویسندگان و هنرمندان ایرانی با ادبیات کشورهای اروپایی و آغاز برگردان(ترجمه) نوشته هایی از روسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی؛ بخش بسیار مهم دیگر، دور ماندن ایران از دگرگونی ها و پیشرفت های درخشان و پر شتاب صنعتی این کشورها و نبود واژه های تکنیکی، صنعتی و علمی در زبان فارسی که به ناچار وارد زبان فارسی شده اند که همه با آن ها تا اندازه زیاد آشنا بوده و شماری را روزانه بکار می بریم چون: تلویزیون، رادیو، ضبط صوت، ویدئو، کامپیوتر، تلفن، تلگراف، بیسیم، پست، موبایل (که اکنون در ایران گوشی گفته می شود)، ماشین، مکانیک، اتومبیل(خودرو)، اتوبوس، مینی بوس، کامیون، گاراژ، موتور،لاستیک، سرویس، تراکتور،تایر، اسکله، ساندویچ، رستوران، کافه، کافه تریا، سالن، هال، تراول چک، بانک، چکاب(در پزشکی)،کنترل، دکتر، آمپول، سزارین، نرس، لابراتوار، باند، بانداژ، باتری(باطری)، ترن یا قتار(قطار)، تراموا، بلیت(بلیط)، گیشه، کلیشه، پارلمان، پارتی، هتل، آپارتمان، شومینه، کابینت، آسانسور، هواپیما، هلیکوپتر(در ایران خواسته اند واژه سازی کنند و آن را "بالگرد" خوانده اند که نادرست است)* الکتریسیته، لامپ، پاکت، پالتو، مانتو، کت، کتلت، دیپلم، لیسانس و... فراوان از این واژه ها که هر روز بکار می بریم. سخن از واژه های علمی در فیزیک، شیمی، علم تجربی و دستگاه های پیچیده صنعتی، کار کارشناسان در این رمینه ها است و من آگاهی ندارم.

* "چرخبال" درست است و در تاجیکستان هم به درستی چرخبال می گویند "بالگرد" همه پرندگان و حشره ها هستند که با به جنبش درآوردن بال های خود به دو سو پرواز می کنند در حالی که چرخبال (هلیکوپتر) با چرخش بال ها پرواز می کند. این نیز از هنرنمایی های "فرهنگستان زبان و ادب فارسی حکومت اسلامی" است! 

پاک سازی همگانی زبان شدنی نیست ولی...

  هدف از این نوشته این نیست که زبان فارسی را باید پاک و بری از واژه های بیگانه به ویژه عربی نمود زیرا چنین امری ناشدنی است و کسی توان آن را ندارد ولی می توان زبان را به ویژه در نوشتار و در بر خورد با واژه های عربی که در هم آمیزی فراوانی با زبان فارسی یافته است، ساده تر و بهتر نمود و کاربردهای نادرست و کج روی ها را نمایاند و در بهبود زیان فارسی کوشش نمود. این کاربردهای نادرست کدامند و چگونه می توان زبان فارسی را از آلودگی های آن پاک کرد؟

 پیش از آن نخست از زنده یاد احمد کسروی اندیشمند نابغه ایرانی یاد کنم که در این زمینه کوشش فراوان کرد. کسروی زاده 1269 در تبریز، در سال 1324 در سن 55 سالگی به شکلی ددمنشانه بدست گروه "فداییان اسلام" کشته شد. او در زمان خود از اندیشه های نو سخن گفته به"تابو شکنی ها" به ویژه در باره خرافه های مذهبی و افشای دروغ پردازی های آخوندها و مذهب شیعه پرداخت. داستان زندگی پر بار او و سرانجام خونین پایان آن، لکه ننگی در تاریخ ایران و بر پیشانی واپسگرایان و دشمنان آزادی، اندیشه، دانش و پیشرفت است که آخوندهای حاکم کنونی ایران، فرزندان راستین آنان هستند. بررسی کار و زندگی این اندیشمند بزرگ، جا و زمان دیگری می خواهد. گذشته از کار پژوهش های تاریخی/اجتماعی و نوآوری ها و مبارزه با خرافه ها، او در یاد گیری زبان ها و گویش ها نیز توانایی فروانی داشت. یکی از کارهای در خور و ماندگار او، که به گونه ای هر چند بسیار کوچک هدف این نوشته نیز هست، کوشش در راه پالایش زبان فارسی از به ویژه واژه های عربی بود. این بزرگ مرد آذری که شیفته زبان فارسی بود درجایگزینی واژه های فارسی به جای عربی، ولی شوربختانه دچار زیاده روی هایی شد تا آن جا که خواندن بخش هایی از نوشته های گرانقدر او خود نیاز به یک فرهنگ واژه ها دارد. این را بیافزایم که بزرگ داشت جا و جایگاه این مرد بزرگ به این معنا نمی تواند باشد که او در برخی زمینه ها، بر خوردهای نا مناسبی نداشته و همه کوشش ها،کارها و برخوردهایش سد در سد(صد در صد) درست بوده است و خواسته باشم دست به بت سازی بزنم. چنین نیست و پژوهشگران گرامی ای در نوشته هایی انتقاد ها بر شماری از برخوردهای او را به میان آورده اند ولی فراموش هم نباید کرد که کسروی در چه زمانی می زیست و کارهای او تا چه اندازه بی باکانه و تازه بود.

نمونه هایی از واژه های پیشنهادی و کاربردی زنده یاد کسروی:

من از واژه هایی بهره گرفته ام که در بخش "واژه نامه" کتاب "ورجاوند بنیاد"، چاپ سال  1377، آرش ـ استکهلم، ناشر جعفر مهرگانی، آمده است که برخی ناراستی ها نیز دارد که یا چاپی است و یا سهل انگاری شده است. افزوده شود که برای من روشن نیست زنده یاد کسروی در آن روزگار(انتشار اصل کتاب سال 1322 بوده است) این واژه ها را از کجا یافته است. برخی بسیار مناسب است و آن ها را بکار می بریم و امروزه و پس از انقلاب، این کاربردها به ویژه در نوشتار روز بروز بیشتر شده و در آینده نیز بیشتر خواهد شد ولی برخی دیگر واژه ها کاربردش فراگیر نشده و نمی تواند جایگزین های درخوری باشد. اینک نمونه هایی از هر دو گونه این واژه ها:

 نخستین آن ها همین "واژه" به جای "کلمه" است که  امروزه اندک، اندک در نوشته ها کاربرد بیشتری یافته است یا واژه زیبای "آسمانه" به جای "سقف" که بتازگی در نوشتارها دیده می شود و از پیشنهاد های کسروی بوده اند. نمونه هایی دیگر که اکنون کاربرد آن ها بیشتر و بیشتر شده:

آگاه           به جای  مطلع

آگاهانیدن   "      "   مطلع کردن یا مطلع گردانیدن

آگهی        "      "    اعلان

آمرزش      "      "    عفو، (می توان "بخشش" هم گفت)

آمرزیدن     "      "  عفو کردن، (می توان "بخشیدن" هم گفت )

آوازه         "      "  شهرت

آهنگ        "      "   قصد

ارج           "      "   قدر

ارمغان       "     "   هدیه، (می توان" پیشکش" هم گفت )

اندوهگین   "     "   غمگین

استوار       "     "   محکم

اکنون         "    "  حال(زمان حال)

آموزگار       "    "  معلم

اندیشه      "    "  فکر

اندرز          "    "  نصیحت

اندوه         "    "  غصه

بزه            "    "  جرم و خلاف

بزهکار        "    "  گناه کار

پالیدن         "    "  تصفیه کردن و..... ده ها نمونه خوب دیگر.

ولی شماری دیگر واژه های پیشنهادی زنده یاد کسروی که خود در نوشته ها بکار می بُرد و امروزه کاربرد آن ها نمی تواند یاری دهنده باشد و خواندن را سخت و دشوار می کند. نمونه ها:

استره     به جای  تیغ سلمانی

آک           "    "   عیب

آیفت        "    "   حاجت(در فارسی واژه های بهتر و ساده تر "نیاز" و "خواست" را داریم.)

آبخوست   "     "   جزیره

بایا           "    "  واجب، (در فارسی واژه های "بایسته" و "در خور" را داریم)

بایندگی    "    "  وظیفه، (اگر این واژه و یا "بایستگی" در نوشتار و گفتار جا بیافتد، زیبا است.)

بوارونه      "    "  بر عکس، ( اگر "ب" نخست را برداریم وارونه که امروز می گوییم و همچنین واژگونه را داریم. یک واژه کمی سخت تر "زیرارو" که امروز "زیر و رو" گفته می شود و زیاد بکار می بریم: دیروز زلزله شهر ....را زیر و رو و ویران کرد.)

بوزه         "    "  خیار

بیابانیگری "    "  وحشیگری، ("بیابان خویی"،"دد منشی" بهتر نیست؟)

پادکار       "    "  عکس العمل، ( امروز"واکنش" یکار می بریم که شناخته شده و بهتر است.)

پارد         "    "   ماده

پاردی      "    "   ماده ای، (در کتاب به نادرست بازهم "ماده" معنا شده است.)

پاردیگری  "    "   مادی گرایی، (در کتاب پیرو فلسفه مادی بودن آمده است.)

پافه        "    "   اجاره

پافیدن     "    "  اجاره کردن

پالاج       "    "  افزار تصفیه، (امروز واژه "پالایشگاه" بکار رفته و جا افتاده است)

پایندان    "    "  ضامن

پایندیدن  "    "  ضمانت کردن

پرگ       "    "  اجازه

پرگیدن   "    "  اجازه دادن

پُزاچ       "    "  افزار پختن

پُزاک      "    "  آنچه پزند

در کتاب واژه "پندار" در برابر "خرافه و خیال" آمده است که واژه خرافه نمی تواند درست باشد. پندار، اندیشه است و گاه می تواند خیال هم معنا دهد ولی خرافه، گونه ای باورهای نادرست وبی پایه دینی/مذهبی و یا همگانی است که هزاران نمونه آن را داریم. خرافه های دینی/مذهبی که امروز مردم ایران هر روز با آن روبرو هستند و برای شمار فراوانی از آنان بی پایگی و ساختگی بودنشان بسیار آشکارتر شده است و خرافه های اجتماعی برای نمونه باور به این که اگر کلاغ بر دیوار خانه ای آواز سر دهد رهنوردی(مسافری) در راه دارند و یا آب ریختن پشت پای رهنورد برای نگاه داشت تندرستی و برگشت او و.. نمونه های فراوان دیگر.

توزیدن     "    " بدست آوردن

چامه      "    "  شعر، (چامه در فارسی کهن کاربرد داشته ولی همه گیر نشده است ومعنای همه گونه شعر را می دهد. یکی چامه گوی و دگر چنگ زن، یکی پای کوبد شکن بر شکن فردوسی، از فرهنگ اسدی )

چامه گو  "    "  شاعر، (اگر بتوانیم جایگزین کنیم خوبست.)

جنگاچ     "    "  اسلحه، (جنگ افزار که بهتر است.)

جنگاد     "    "  کمیسیون جنگ

 و ... نمونه های زیاد دیگر که در خور نیستند و نمی توان آن ها را بکار برد. آیا می توانیم واژه "زبان دادن" را برای "قول دادن" بکار بریم؟

در دنباله و در بخش دوم به بخشی از کاربردهای نادرست در زبان فارسی خواهم پرداخت.

 

کوروش گلنام

دوشنبه 28 فرودین 1396 ـ 17 آپریل 2017 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی (بخش سوم) [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ»(1) درباره کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی [2017 Oct] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۴)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۳)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ی ‌ایران را دگرگون ساخت (۲)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۱)  [2017 Sep] 
*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]