نگارش فارسی و دردسرها
نویسنده گان درست است یا نویسندگان؟ بخش نخست  
کورش گلنام

 

پیش گفتار

واژه "فارسی" که عربی شده واژه"پارسی" است، دیگر در سه کشور فارسی زبان ایران، افغانستان و تاجیکستان، چنان جا افتاده است که جایگزینی آن به "پارسی"، نیاز به کار همگانی در هر سه کشور هم ریشه و هم فرهنگ نام برده دارد.. این را بیش از هر چیز یاد آور شدم زیرا مهم بود که روشن باشد چرا ننوشته ام "نگارش پارسی".

همه زبان های شناخته شده در جهان، ردپایی از دیگر زبان‌ها در خود دارند. در این زمینه گاه چهار چوب جغرافیایی یک سرزمین نقش پُر رنگ تری در این رد پا ها و دگرگونی ها در زبان داشته است. برای نمونه در سرزمین بزرگ آن روز ایران به سبب قرار گرفتن و دارا بودن کمابیش(تقریبا") نقش چهار راه ارتباطی بین شرق و غرب که بارها و بارها مورد هجوم بیگانگان قرار گرفته است، این روند به روشنی دیده می شود. اگر کوشش های بزرگ مردانی چون فردوسی و پایداری جانانه دیگر اندیشه ورزان ایرانی و خود مردم عادی در برابر یورش عرب ها و چیرگی اسلام بر ایران نبود، شاید زبان فارسی که امروز بدان سخن می گوئیم پا بر جا نمانده بود، روندی که در سرزمین های دیگری چون سوریه و مصر رخ داد و آنان زبان پیشین خود را از دست داده و زبان عربی جایگزین آن شد.

همین جایگاه ویژه جغرافیایی، جنگ‌ها و درگیری های فراوان، فرمانروایی دیرپای دیگر ملیت ها بر ایران و کشور گشایی پادشاهان گذشته ایران و گستردگی دایره فرمانروایی آنان و... سبب شد تا شمار زیادی از واژه های دیگر سرزمین‌ها  وارد زبان فارسی شود. آشکار است که همه ما روزانه از آن ها استفاده کرده ولی ازریشه همه آن ها آگاه نیستیم که چنین امری نیز طبیعی است. اگر از واژه های عربی، که شماری از آن ها دینی/مذهبی است و بیشترین میزان واژه های بیگانه در زبان فارسی را نیز تشکیل می دهند، بگذریم، واژه هایی از دیگر زبان ها نیز وارد زبان فارسی شده اند که من در زیر برای نمونه شماراندکی از آن ها را می آورم برگرفته از پیش گفتار فرهنک فارسی زنده یاد دکتر محمد معین(رویه سی و چهار تا سی و شش، چاپ امیرکبیر 1360) :

 انبه، جنگل، چاپ، کافور، کپی،  نارگیل، نیلوفر... اززبان هندی؛

 اتاق(اطاق)، بلدرچین، چاروق، چخماق(چخماخ)، خاتون، خاقان، خان، سنجاق، قراول، قربان، یونجه.... از زبان ترکی؛

 آقا، آروغ، الاغ، ایل، ایلخان، ایلچی، بالش، سوغات، تغار، تومان، چریک، قورچی، کرباس، نوکر......از زبان مغولی؛

استکان، اسکناس، بلشویسم، بلشویک، چرتکه، درشکه، روبل، سماور، کالسکه ... از زبان روسی

و انبوهی از واژه های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی که چند ریشه دارند: یکی وجود سیاست های استعماری این کشورها و روسیه بوده است که با مردم و سرزمین ما درتماس قرار گرفته اند؛ یکی هم فرستادن دانشجویان ایرانی به این کشورها و آشنایی دانشجویان، نویسندگان و هنرمندان ایرانی با ادبیات کشورهای اروپایی و آغاز برگردان(ترجمه) نوشته هایی از روسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی؛ بخش بسیار مهم دیگر، دور ماندن ایران از دگرگونی ها و پیشرفت های درخشان و پر شتاب صنعتی این کشورها و نبود واژه های تکنیکی، صنعتی و علمی در زبان فارسی که به ناچار وارد زبان فارسی شده اند که همه با آن ها تا اندازه زیاد آشنا بوده و شماری را روزانه بکار می بریم چون: تلویزیون، رادیو، ضبط صوت، ویدئو، کامپیوتر، تلفن، تلگراف، بیسیم، پست، موبایل (که اکنون در ایران گوشی گفته می شود)، ماشین، مکانیک، اتومبیل(خودرو)، اتوبوس، مینی بوس، کامیون، گاراژ، موتور،لاستیک، سرویس، تراکتور،تایر، اسکله، ساندویچ، رستوران، کافه، کافه تریا، سالن، هال، تراول چک، بانک، چکاب(در پزشکی)،کنترل، دکتر، آمپول، سزارین، نرس، لابراتوار، باند، بانداژ، باتری(باطری)، ترن یا قتار(قطار)، تراموا، بلیت(بلیط)، گیشه، کلیشه، پارلمان، پارتی، هتل، آپارتمان، شومینه، کابینت، آسانسور، هواپیما، هلیکوپتر(در ایران خواسته اند واژه سازی کنند و آن را "بالگرد" خوانده اند که نادرست است)* الکتریسیته، لامپ، پاکت، پالتو، مانتو، کت، کتلت، دیپلم، لیسانس و... فراوان از این واژه ها که هر روز بکار می بریم. سخن از واژه های علمی در فیزیک، شیمی، علم تجربی و دستگاه های پیچیده صنعتی، کار کارشناسان در این رمینه ها است و من آگاهی ندارم.

* "چرخبال" درست است و در تاجیکستان هم به درستی چرخبال می گویند "بالگرد" همه پرندگان و حشره ها هستند که با به جنبش درآوردن بال های خود به دو سو پرواز می کنند در حالی که چرخبال (هلیکوپتر) با چرخش بال ها پرواز می کند. این نیز از هنرنمایی های "فرهنگستان زبان و ادب فارسی حکومت اسلامی" است! 

پاک سازی همگانی زبان شدنی نیست ولی...

  هدف از این نوشته این نیست که زبان فارسی را باید پاک و بری از واژه های بیگانه به ویژه عربی نمود زیرا چنین امری ناشدنی است و کسی توان آن را ندارد ولی می توان زبان را به ویژه در نوشتار و در بر خورد با واژه های عربی که در هم آمیزی فراوانی با زبان فارسی یافته است، ساده تر و بهتر نمود و کاربردهای نادرست و کج روی ها را نمایاند و در بهبود زیان فارسی کوشش نمود. این کاربردهای نادرست کدامند و چگونه می توان زبان فارسی را از آلودگی های آن پاک کرد؟

 پیش از آن نخست از زنده یاد احمد کسروی اندیشمند نابغه ایرانی یاد کنم که در این زمینه کوشش فراوان کرد. کسروی زاده 1269 در تبریز، در سال 1324 در سن 55 سالگی به شکلی ددمنشانه بدست گروه "فداییان اسلام" کشته شد. او در زمان خود از اندیشه های نو سخن گفته به"تابو شکنی ها" به ویژه در باره خرافه های مذهبی و افشای دروغ پردازی های آخوندها و مذهب شیعه پرداخت. داستان زندگی پر بار او و سرانجام خونین پایان آن، لکه ننگی در تاریخ ایران و بر پیشانی واپسگرایان و دشمنان آزادی، اندیشه، دانش و پیشرفت است که آخوندهای حاکم کنونی ایران، فرزندان راستین آنان هستند. بررسی کار و زندگی این اندیشمند بزرگ، جا و زمان دیگری می خواهد. گذشته از کار پژوهش های تاریخی/اجتماعی و نوآوری ها و مبارزه با خرافه ها، او در یاد گیری زبان ها و گویش ها نیز توانایی فروانی داشت. یکی از کارهای در خور و ماندگار او، که به گونه ای هر چند بسیار کوچک هدف این نوشته نیز هست، کوشش در راه پالایش زبان فارسی از به ویژه واژه های عربی بود. این بزرگ مرد آذری که شیفته زبان فارسی بود درجایگزینی واژه های فارسی به جای عربی، ولی شوربختانه دچار زیاده روی هایی شد تا آن جا که خواندن بخش هایی از نوشته های گرانقدر او خود نیاز به یک فرهنگ واژه ها دارد. این را بیافزایم که بزرگ داشت جا و جایگاه این مرد بزرگ به این معنا نمی تواند باشد که او در برخی زمینه ها، بر خوردهای نا مناسبی نداشته و همه کوشش ها،کارها و برخوردهایش سد در سد(صد در صد) درست بوده است و خواسته باشم دست به بت سازی بزنم. چنین نیست و پژوهشگران گرامی ای در نوشته هایی انتقاد ها بر شماری از برخوردهای او را به میان آورده اند ولی فراموش هم نباید کرد که کسروی در چه زمانی می زیست و کارهای او تا چه اندازه بی باکانه و تازه بود.

نمونه هایی از واژه های پیشنهادی و کاربردی زنده یاد کسروی:

من از واژه هایی بهره گرفته ام که در بخش "واژه نامه" کتاب "ورجاوند بنیاد"، چاپ سال  1377، آرش ـ استکهلم، ناشر جعفر مهرگانی، آمده است که برخی ناراستی ها نیز دارد که یا چاپی است و یا سهل انگاری شده است. افزوده شود که برای من روشن نیست زنده یاد کسروی در آن روزگار(انتشار اصل کتاب سال 1322 بوده است) این واژه ها را از کجا یافته است. برخی بسیار مناسب است و آن ها را بکار می بریم و امروزه و پس از انقلاب، این کاربردها به ویژه در نوشتار روز بروز بیشتر شده و در آینده نیز بیشتر خواهد شد ولی برخی دیگر واژه ها کاربردش فراگیر نشده و نمی تواند جایگزین های درخوری باشد. اینک نمونه هایی از هر دو گونه این واژه ها:

 نخستین آن ها همین "واژه" به جای "کلمه" است که  امروزه اندک، اندک در نوشته ها کاربرد بیشتری یافته است یا واژه زیبای "آسمانه" به جای "سقف" که بتازگی در نوشتارها دیده می شود و از پیشنهاد های کسروی بوده اند. نمونه هایی دیگر که اکنون کاربرد آن ها بیشتر و بیشتر شده:

آگاه           به جای  مطلع

آگاهانیدن   "      "   مطلع کردن یا مطلع گردانیدن

آگهی        "      "    اعلان

آمرزش      "      "    عفو، (می توان "بخشش" هم گفت)

آمرزیدن     "      "  عفو کردن، (می توان "بخشیدن" هم گفت )

آوازه         "      "  شهرت

آهنگ        "      "   قصد

ارج           "      "   قدر

ارمغان       "     "   هدیه، (می توان" پیشکش" هم گفت )

اندوهگین   "     "   غمگین

استوار       "     "   محکم

اکنون         "    "  حال(زمان حال)

آموزگار       "    "  معلم

اندیشه      "    "  فکر

اندرز          "    "  نصیحت

اندوه         "    "  غصه

بزه            "    "  جرم و خلاف

بزهکار        "    "  گناه کار

پالیدن         "    "  تصفیه کردن و..... ده ها نمونه خوب دیگر.

ولی شماری دیگر واژه های پیشنهادی زنده یاد کسروی که خود در نوشته ها بکار می بُرد و امروزه کاربرد آن ها نمی تواند یاری دهنده باشد و خواندن را سخت و دشوار می کند. نمونه ها:

استره     به جای  تیغ سلمانی

آک           "    "   عیب

آیفت        "    "   حاجت(در فارسی واژه های بهتر و ساده تر "نیاز" و "خواست" را داریم.)

آبخوست   "     "   جزیره

بایا           "    "  واجب، (در فارسی واژه های "بایسته" و "در خور" را داریم)

بایندگی    "    "  وظیفه، (اگر این واژه و یا "بایستگی" در نوشتار و گفتار جا بیافتد، زیبا است.)

بوارونه      "    "  بر عکس، ( اگر "ب" نخست را برداریم وارونه که امروز می گوییم و همچنین واژگونه را داریم. یک واژه کمی سخت تر "زیرارو" که امروز "زیر و رو" گفته می شود و زیاد بکار می بریم: دیروز زلزله شهر ....را زیر و رو و ویران کرد.)

بوزه         "    "  خیار

بیابانیگری "    "  وحشیگری، ("بیابان خویی"،"دد منشی" بهتر نیست؟)

پادکار       "    "  عکس العمل، ( امروز"واکنش" یکار می بریم که شناخته شده و بهتر است.)

پارد         "    "   ماده

پاردی      "    "   ماده ای، (در کتاب به نادرست بازهم "ماده" معنا شده است.)

پاردیگری  "    "   مادی گرایی، (در کتاب پیرو فلسفه مادی بودن آمده است.)

پافه        "    "   اجاره

پافیدن     "    "  اجاره کردن

پالاج       "    "  افزار تصفیه، (امروز واژه "پالایشگاه" بکار رفته و جا افتاده است)

پایندان    "    "  ضامن

پایندیدن  "    "  ضمانت کردن

پرگ       "    "  اجازه

پرگیدن   "    "  اجازه دادن

پُزاچ       "    "  افزار پختن

پُزاک      "    "  آنچه پزند

در کتاب واژه "پندار" در برابر "خرافه و خیال" آمده است که واژه خرافه نمی تواند درست باشد. پندار، اندیشه است و گاه می تواند خیال هم معنا دهد ولی خرافه، گونه ای باورهای نادرست وبی پایه دینی/مذهبی و یا همگانی است که هزاران نمونه آن را داریم. خرافه های دینی/مذهبی که امروز مردم ایران هر روز با آن روبرو هستند و برای شمار فراوانی از آنان بی پایگی و ساختگی بودنشان بسیار آشکارتر شده است و خرافه های اجتماعی برای نمونه باور به این که اگر کلاغ بر دیوار خانه ای آواز سر دهد رهنوردی(مسافری) در راه دارند و یا آب ریختن پشت پای رهنورد برای نگاه داشت تندرستی و برگشت او و.. نمونه های فراوان دیگر.

توزیدن     "    " بدست آوردن

چامه      "    "  شعر، (چامه در فارسی کهن کاربرد داشته ولی همه گیر نشده است ومعنای همه گونه شعر را می دهد. یکی چامه گوی و دگر چنگ زن، یکی پای کوبد شکن بر شکن فردوسی، از فرهنگ اسدی )

چامه گو  "    "  شاعر، (اگر بتوانیم جایگزین کنیم خوبست.)

جنگاچ     "    "  اسلحه، (جنگ افزار که بهتر است.)

جنگاد     "    "  کمیسیون جنگ

 و ... نمونه های زیاد دیگر که در خور نیستند و نمی توان آن ها را بکار برد. آیا می توانیم واژه "زبان دادن" را برای "قول دادن" بکار بریم؟

در دنباله و در بخش دوم به بخشی از کاربردهای نادرست در زبان فارسی خواهم پرداخت.

 

کوروش گلنام

دوشنبه 28 فرودین 1396 ـ 17 آپریل 2017 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)
*نگارش فارسی و دردسرها
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم)
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه
*اسراییل و سیاستی نادرست
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم
*منشور ملی و پایه های درست آن
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است
*اکنون نوبت آرژانتین است!
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود....
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست
*این هم یک نمونه تلخ دیگر!
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است!
*حلقه گم شده!
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای!
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری!
*جنون جنگ
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه
*جناب گنجی، شما چرا!
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد!
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش!
*زشتی های روزگار!
*جنبش سبز، هم چنان سبز است!
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت!
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه!
*سوریه وحکومت اسلامی
*آب که از سر گذشت....
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه!
*مجلس بی اختیار!
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران....
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا
*حماس و صلح جویی!
*ما و انقلاب در جهان عرب
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان!
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید!
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید!
*اعدام، جنایت است!
*در باره افشاگری های ویکی لیکس
*دانشجویان درخشیدند!
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد
*نیرنگ ها رنگ باخته است!
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار
*راه مرگ و ویرانی!
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم!
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»!
*دست آورد زیاده گویی ها!
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها
*چرا
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی!
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست!
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»!
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش
*چهره بی پوشش دین اسلام
*جناب شیخ، دروغ نگو
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»!
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی
*خون جوشان پنج قربانی دیگر
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر
*شفاف گویی رمز پیروزی است
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی
*به سوی جبهه سوم
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم!
*بر ما چه رفته است؟ - ۴
*بر ما چه رفته است؟ (۳)
*بر ما چه رفته است؟(۲)
*چه خبر خوبی!
*بر ما چه رفته است ؟
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد"
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"!
*انتخابات یا مردم فریبی؟!
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها
*"جمله تاریکیست این محنت سرای"