گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی
کورش گلنام

یک زد و بند دیگر

علی وکیلی راد، آدم کشی که در جنایت نفرت انگیز قتل زنده یاد شاهپور بختیار دست داشته و به حبس ابد محکوم شده بود، در سازشی پنهان با دولت فرانسه و با تکیه بر قانونی که به زندانیانی که حبس ابد داشته، 18 سال را در زندان به سر برده، در زندان رفتار مناسبی داشته به شکلی که نشان دهد آزادی مشروط آنان برای جامعه خطری در بر نداشته باشد، از زندان آزاد و چون تابعیت کشوری دیگر را داشت فورن از فرانسه اخراج شد و به این بهانه، این تبه کار دو دستی به رهبرش تحویل داده شد تا معلم جوان فرانسوی بانو کلوتید رایس که به انگیزه واهی"جاسوسی"، مدت ده ماه در ایران به گروگان گرفته شده بود، یک باره اتهام جاسوسی اش فراموش شده، آزادی خود را به دست آورده و به فرانسه باز گردد!  از دید من ولی این همه ماجرا نیست. آن گونه که نشانه ها می گویند، این سازشی سه جانبه بوده است و پشت پرده، با همکاری فرانسه، داد و ستددیگری نیز با آمریکا انجام گرفته است. مجید کاکاوند که به اتهام دلالی وخرید ابزار ممنوعه و ارسال آن به ایران در فرانسه بازداشت و آمریکا خواستار انتقال او به امریکا شده بود، با حکم دادگاهی در فرانسه آزادو به ایران فرستاده شد. پس از این دو مورد بود که یک بار دیگر دیگ "رأفت و رحمت اسلامی" حکومت، همان گونه که درباره گروگان های انگلیسی دیدیم، به جوشش افتاده، اجازه دیدار مادران سه گروگان جوان آمریکایی با آنان داده شد. آن بار از ترس اولتیماتومی که از انگلیس دریافت داشتند و این بار بر سر سازشی پنهان با فرانسه و آمریکا. حکومت چون همیشه این نیرنگ بازی را زیر لوای "رأفت اسلامی" با هیاهو وتبلیغ همیشگی به راه انداخت. از سوی دیگر خبر آزادی دو مأمور زندانی حکومت در عراق که سال ها در بازداشت آمریکایی ها بودند، گمان این سازش پشت پرده سه جانیه را بیشتر نموده و نشان می دهدآمریکا گذشته از پذیرش آزادی مجیدکاکاوند، در این داد و ستدامتیاز دیگری نیز داده است و بنا بر این دور نیست که سه گروگان جوان آمریکایی در ایران نیز به زودی آزاد شوند. رویدادهای آینده این موضوع را روشن خواهد ساخت.

مردم ایران چه به دست آوردند

آن چه که مردم معترض در جنبش آزادی خواهانه ایران از این رویدادها و زد وبندهای پنهان جکومت به دست آوردند تنها تاکیدی دیگر بود بر این تجربه که: هرگز نباید به دولت ها و یا سیاست مداران کشورهای دیگر چشم امیدی داشته و فریب سخنان و یا مانورهای سیاسی آنان را خورد. آن ها سود وامتیاز خود را به کناری نمی نهند که از مردم ما و پای مال شدن هر روزه حقوق انسانی آنان به بدترین و وحشیانه ترین شیوه ها وسیله حکومت بد نام اسلامی، پشتیبانی کرده و در این راه و برای مبارزه ای حقیقی با این حکومت، در برابر گروگان گیری های گوناگون او واکنش و بر خورد درستی از خود نشان دهند. آنان در برابر این رفتارهای ضد انسانی حکومت و گروگان گیری های گوناگون از آغاز بر پایی این حکومت، چه در ایران و چه در دیگر کشورهای همسایه و در منطقه(1) برخوردی سخت، درست و نتیجه بخش ئر پیش نگرفته و  نخواسته اند چنین کنند زیرا سود وجودی این حکومت و رفتارهای وحشیانه او، برای آنان بیشتر از سر براه کردن او و یا نبود و نابودیش بوده است. تا کنون که چنین بوده است. آنان از وجود "لولوی اسلامی با خویی چنین وحشیانه و آتش افروز" چنان سودهای میلیاردی به جیب زده و چنان سرمایه های ملی هم ایران و هم کشورهای کناره های خلیج فارس و دیگر سرزمین های دور و نزدیک به ایران را میل فرموده و چنان نفوذی در منطقه یافته اند که باور نکردنی و سرسام آور است. چنین سود ها و چنین نفوذی تاریخی در منطقه بدون وجود چنین حکومت "اسلام ناب محمدی" نا شدنی بود. نادانی، ندانم کاری، خودخواهی، خود بزرگ بینی، کم دانشی وبی مایگی دست اندر کاران حکومت، نمونه تاریخی کم مانندی است. اسرائیلی ها بی انگیزه نبوده و نیست که می گویند: احمدی نژاد بهتر از هر اسرائیلی برای ما کار کرده است و سبب وبهبود وضع و موقعیت سیاسی ما در منطقه وجهان شده است. به زبان دیگر او را بهتر از هر مأمور اسرائیلی می دانند  

خردادماه

همآن گونه که پیش بینی می شد، حکومت هر روز کوشش بیشتری می کندتابرای ایجاد هراس بیشتر در جامعه و جلوگیری از حضور مردم در سالروز اعتراض بر تقلب ها و جنایت ها ی انجام شده در خرداد ماه گذشته، بر فشارهای خود بر مردم بیافزاید. از اعدام های وحشیانه جوانان آزادی خواه تا یورش به گردهمآیی ها و بازداشت های گسترده، شکنجه، آزار و تهدید زندانیان و خانواده های آنان، بر افراشتن پرچم پاره پاره ورنگ باخته "مبارزه با بدحجابی" که این بار حتا شامل مردان نیز شده است، فشار هر چه بیشتر بر دانشگاه ها و ممنوعیت ورود دانشجویان دختر بدون مقنعه، کوشش برای کم کردن شمار دانشجویان دردانشگاه های تهران به بهانه های گوناگون با منطقی که پایه آن تنها بر ترس، نیرنگ و قلدری است و.... از ترس گرد همآیی های میلیونی مردم در تهران، قلب سیاسی ایران، است که به شکلی خنده آور ومسخره برنامه ریزی کرده اند که از جمعیت تهران بکاهند و آن نادان بی مایه نیز که به رئیس جمهوری منصوب شده و چون اربابش خامنه ای نامشروع است، شایعه زلزله در تهران و تشویق مردم به انتقال به شهرهای دیگر را به راه انداخت که چون مردم اهمیتی نداده و به نادانیش خندیدند، هیاهویش خوابید ودم فرو بست. چنان از زلزله می گفت که گویا همین فردایش زلزله خواهد شد!

آیا مردم از مبارزه خود دست خواهند کشید؟

ایا مردم در برابر این فشارهای گوناگون وضد انسانی حکومت اسلامی دست از مبارزه خود برای آزادی دست برخواهندداشت؟ آیا حکومت و رهبر خود خوانده می توانند وضع خود و جامعه را حتا به پیش از انتخابات نمایشی وکودتا بر گردانند؟ پاسخ به این دو پرسش را مردم با پایداری های هر روزه خود به شکل های گوناگون داده و خواهند داد. این رویاهای حکومت هرگز به حقیقت نخواهد پیوست. حکومت مشروعیت خود را جز نزد شمار اندکی هم چنان گمراه، و شماری غارت گر و آدمکش (هم آنان که گروهای اوباش چماق کش را در چهره ها و مقام های گوناگون، از رادان و سعید مرتضوی گرفته تا چاقو کشان بسیجی و لباس شخصی به جان مردم انداخته و زندگی ننگینشان به وجود این حکومت تبه کار بسته است)، از دست داده است. حکومت اسلامی در جهان چنان بی اعتبار شده است که برای جلوگیری از صدور "یک کاغذ پاره دیگر " دست به دامان همه شده است. همین ها که تا دیروز می گفتند"یک سر سوزن عقب نخواهند نشست" و " مبادله اورانیوم" را تنها وتنها در خاک ایران آن هم هم زمان می پذیرند، در بیانه نشست قلابی تهران، نه تنها با ارسال آن به ترکیه موافقت نموده اند که تحویل اورانیوم20% را پس از یک سال که اورانیم کم بارور شده در حاک ترکیه بوده و در دسترس آنان نیست نیز پذیرفته اند. بر خورد پنج کشور عضو دایم شورای امنیت با این عقب نشینی خفت بار که تنها نیرنگی بود برای پیش گیری از صدور یک کاغذ پاره دیگر را هم که همه شاهد بوده ایم. غربی ها گویا این بار دیگر دوران سوددهی های حکومت را پایان یافته دیده و می خواهند سرسختی نشان داده و حلقه ها را تنک تر کنند. کار اگر بیش از این بحرانی شود حتا امکان درگیری نظامی و یورش به ایران در دستور کار است که می تواند برای مردم و سرزمین ما فاجعه بار باشد

آینده ایران بسته به جگونگی اراده و مبارزه مردم دارد

آزادی ایران و جلوگیری از ویرانی وشاید فروپاشی و تجزیه ایران بستگی به اراده و چگونگی مبارزه مردم ایران در راه آزادی خود و به زیر کشیدن این حکومت تبه کار دارد. یک چیز برای همه، چه حکومت گران نا مشروع وچه مردم، روشن است وآن این است که مردم ایران چه باورمند به اسلام باشند و چه نباشند، از حکومت دین و دین حکومتی وسیاسی خسته و بیزار شده و دیگر نمی خواهند مشتی ملای نادان بی کفایت بر آنان حکومت کنند. ملایانی که مملکت داری را با منبر و مسجد عوضی گرفته و می پندارند با روزه خوانی، عزاداری همیشگی و بدترین دروغ پردازی ها که بابی شرمی ویژه خود و به بهانه ای بنام" تقیه در راه اسلام عزیز" آن را برای خود مجاز دانسته و تا آن جا پیش رفته اند که با پرونده سازی ها بر پایه همین دروغ پردازی ها، تا کنون هزاران بی گناه را قربانی کرده اند، می توان بر سرزمین بزرگ وثروتمندی چون ایران حکومت کرد وموفق بود. بی کفایتی ملایان اینک ایران را بر لبه پرتگاه نابودی کشانده است. مردم این را به خوبی درک کرده اند و پس از سی ویک سال به پا خواسته و کمر به آزادی خود و سرزمینشان بسته اند.

 جوانان آزادی خواه و هشیار ایران بدانند که اندک مجالی را نیابد از دست بدهند. زمان می گذرد و روز بروز وضع بدتر  وخطرناک تر از گذشته خواهد شد. امید بهبود و اصلاح در این حکومت نا شدنی است. بازگشت"به قانون اساسی حکومت" وپایبندی به آن در حکومتی که همه دستگاه هایش آلوده به جنایت، خیانت، دزدی، رشوه، دلالی، چاپلوسی، دروغ گویی، نیرنگ، چند چهرگی و در یک جمله گنداب وپوسیدگی است تنها خوش خیالی و خود فریبی است. نباید یک موضوع دیگر را هم فراموش کرد که: وجود و ماندگار ی چنین حکومتی در یک جامعه، نشان بارزی از سستی ها و نارسایی ها در مردمان همآن جامعه است. بنا بر این نگارنده از به میان آوردن این سخن خسته نمی شود که هم زمان با مبارزه با حکومت، می باید با نارسایی ها درخود و در جامعه نیز مبارزه کرده و کار فرهنگی را شبانه روز در پیرامون خود به پیش برد.  می توان یک نمونه ساده زد: همه ما شاهد هستیم که حکومت حتا می خواهد کودکستان ها، دبستان ها و دیگر مکان های آموزش و پرورش را بیش از گذشته به ویروس های اندیشه های ناپاک خود آلوده کند و اینک با برنامه های فشرده تر وحساب شده تر دانش آموزان وکودکان را از همآن کودکی مورد کنترل بیشتر و مغز شویی هایی هر روزه قرار دهد. وظیفه پدر ومادرها و بستگان این کودکان است که با همه نیرو تبلیغ ها و مغز شویی های حکومت را در خانه و در گردهمایی های خانوادگی خنثا و بی اثر کنند. در این کار حتا یک آن نیز نباید سهل انگاری وکوتاهی نمود. این یک نمونه از کار فرهنگی و گونه ای مبارزه منفی با حکومت است که از اهمیت فراوانی بر خوردار است

پرسش هایی دیگر

آیا خردادماه امسال جهانیان در برابر ابتکارهای ایرانیان به ویژه جوانان دلاور ایرانی(چه زن و چه مرد) یک بار دیگر شگفت زده خواهند شد؟ آیا ایرانیان خواهند توانست گرد همآیی های میلیونی خود را سازمان دهی کرده و به زبانی روشن خواست خود برای دگرگونی اساسی و بر پایی یک همه پرسی آزاد با کنترل جهانی برای روشن نمودن سرنوشت خود در بر پایی یک دموکراسی و آزادی در ایران رابه کرسی بنشانند؟ آیا سخن گویان جنبش سبز که خواهی، نخواهی اینک مسئولیت پیش برد جنبش، متوجه آنان است، می توانند از دیوارهای ساختگی"قانون اساسی حکومت اسلامی" که دیگر مورد پذیرش مردم نیست(مردم به چه زبانی باید بگویند؟) عبور نموده، گوناگونی آشکار باور و اندیشه در جنبش سبز که وزنه سنگین و شکننده اش بر نفی نظام اسلامی است را بپذیرند؟ آیا از خیال بافی در باره تسلیم رهبر و دیگر مهره های حکومت به رأی مردم، (که به ده ها انگیزه شدنی نیست) دست بر خواهند داشت؟ آیا آمادگی آن را دارند که بر اشتباه های گذشته خود انگشت نهاده، در باره جنایت های انجام شده سالیانی که خود در حکومت بوده اند از آن میان اعدام های دهه 60(هر دو مورد) سخنی گفته و کوشش کنند تا زاویه های تاریک آن را بگشایند و بدین وسیله نشان دهند که حقیقتن در کنار مردم بوده و درد پدران ومادران و دیگر بستگان داغ دیده قربانیان این وحشی گری ها وجنایت ها را به خوبی درک کرده اند؟

نگارنده در گذشته نیز بر "شفاف گویی" تاکید داشته است. هر چه شفاف تر با ریشه گرفتاری ها وگره های پدید آمده در کارها بر خورد شود، امکان پیشرفت واعتماد سازی در جنبش نیز بیشتر خواهد شد. به دورانی رسیده ایم که هیچ مشکلی را نمی توان با "سر بسته گویی" و "ایما و اشاره گفتن" حل کرده و از سر راه جنبش آزادی خواهانه مردم ایران برداشت. یک سوی مبارزه آزادی خواهانه کنونی مردم ایران، در همین بر خورد ها در درون خود جنبش نهفته است.

کوروش گلنام
 
 یکشنبه  2خرداد 1389 ـ 23 مای 2010

 

پا نویس :1 ـ گروگان گیری های آن روزهادرایران(کارکنان سفارت آمریکا) ودر لبنان(روزنامه نگاران وخبرنگاران از ملیت های گوناگون غربی) و تماس های پنهان فراوان دست اندر کاران حکومت اسلامی با آمریکایی ها، فرانسوی ها، آلمانی ها و... وامتیاز جویی هاوباج خواهی های حکومت در برابر آزادی گروگان ها، از زبان خود دست اندرکاران آن روز حکومت چون هاشمی رفسنجانی، رفیق دوست، محسن رضایی، و ....شمار زیاد دیگری در یک برنامه مستندتلویزیونی از زاویه های گوناگون مورد بر رسی قرار گرفته است. در همین بررسی تلویزیونی، پشت پرده و آلودگی ها ودروغ پردازی های حکومت که همیشه ادعا می کرد که در گروگان گیری ها در لبنان و دیگر جا ها هیچ نقشی ندارد، به خوبی و از زبان خود آن ها نشان داده میشود. آمریکایی ها در سازش بر سر آزادی گروگان هایی، در زمینه هایی بر سر همین روباه نیرنگ باز و بندباز نام آور، هاشمی رفسنجانی، کلاه گذاشته و یک بخش مهم از قول هایی را که می دهند را اجرا نمی کنند که رفسنجانی در همین بررسی و مصاحبه ای که با او کرده اند به آن اشاره می کند

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*قهرمانان مَسخ شده [2017 Dec] 
*این دیگر دو رویی و نیرنگ نیست بلکه جنگی است علیه ‏بی گناهان [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی (بخش سوم) [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ»(1) درباره کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی [2017 Oct] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۴)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۳)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ی ‌ایران را دگرگون ساخت (۲)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۱)  [2017 Sep] 
*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]