نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید!
کورش گلنام

نیرویهای نظامی ویژه حکومت اسلامی

مجموعه نیروهای نظامی در حکومت کنونی ایران، شکل ویژه و بافت در هم پیچیده وگاه مسخره ای یافته اند که با هیچ یک از استاندارهای شناخته شده در نیروهای نظامی جهان هم خوانی ندارند.

ـ در هیچ سرزمین دیگری در جهان، نظامیان نه می توانند بنگاه های اقتصادی بزرگ به راه انداخته، نبض اقتصاد کشور را در دست گرفته و به سرمایه دارانی میلیاردر مبدل شوند و نه در نتیجه همین توان اقتصادی ومالی،  اندک، اندک سکان سیاسی کشور را نیز در دست گرفته، نه تنها در گزینش های رئیس دولت و وزیران نیز نقشی مهم ایفا کرده که خود بتوانند حتا در دولت شرکت کرده و بر صندلی های وکالت و وزارت نیز تکیه زنند، گرچه در نما(در ظاهر) یک بند و چاپلوسانه خود را فرمان بر رهبر خودخوانده و خودکامه ای نیز بدانند!

ـ در هیچ کشوری چنین نیروی نظامی وجود ندارد که از  دو ارتش موازی رسمی(سپاه وارتش)، یک ارتش سوم بنام نیروی انتظامی(ناجا که ترکیبی از نیروهای شهربانی، ژاندارمری وکمیته های انقلاب است)، یک ارتش چهارم شبه نظامی دیگر بنام "بسیج"و ارتش پنجم دیگری بنام "لباس شخصی ها" تشکیل شده باشد که این آخری شریرترین اوباش را در خود گرد آورده و آش در هم جوشی از سپاهی، بسیجی، مامور امنیتی/اطلاعاتی و نیروهای شخصی بی هویت دیگر است. همآن نیرویی است که هر گاه نیاز باشد و در رابطه با آدمکشی ها وتبه کاری های حکومت، تنگنایی به وجود آید، از سوی رهبر خودحوانده تبدیل به "نیروهای خودسر" می شوند! در حقیقت این "ارتش خودسر" رهبر "معظم" است که هیچ قانونی بر آن حاکم نیست و با پشتیبانی رهبر ولانه شیطانی او، حتا پس از جنایت های هولناک ودیگر تبه کاری ها، آزادانه در خیابان ها جولان داده، به خانواده های قربانیان و شاکیان خود می خندند و روز به روز شریر تر ومتجاوز تر می شوند.

ـ در کمتر سرزمینی، تا این اندازه هرج ومرج  ودر هم آمیختگی کار نظامی و کار اطلاعاتی/امنیتی وجود داشته و به نسبت جمعیت آن، این اندازه پر شمار از نیروهای اطلاعاتی /امنیتی وجود دارندکه با یاری نیروهای نظامی/شبه نطامی و لباس شخصی ها، همه زندگی مردم را زیر کنترل، شنود، دوربین وذره بین داشته باشند. در این باره شاید چین با یک میلیارد وچندسد(صد) میلیون بتواند با سرزمین اسلام زده هفتاد و اندی میلیونی ما برابری کند!

ـ در هیچ کشوری نظامیانی چنین چند چهره و چند کاره نمی توان یافت. یک سپاهی در ایران که پیرو بی چون وچرای رهبر خود خوانده و قلابی است، می تواند: هم تاجر، هم کارخانه دار، هم برج ساز، هم سیاست مدار، هم وکیل، هم وزیر، هم بازجو، هم شکنجه گر، هم دلال، هم قاچاق چی و هم تیغ بر دست و کف بر لب یک لباس شحصی باشد که روز روشن سوار بر ترک موتور با باتوم برقی، قمه وچاقو و... به مردم هجوم می برد و شب تاریک به زور به خانه های مردم وارد شده و به ایجاد رعب وهراس می پردازد!

ارتش پیشین وحکومت

حکومت از همان آغاز پیدایش خود، با چند بهانه وانگیزه یک ارتش موازی در برابر ارتش پیشین سازماندهی کرد زیرا:

ـ به ارتش پیشین اعتمادی نداشت و می ترسید آن ارتش دست به کودتا بزند.

 ـ در امر نطامی گری، سازمان دهی و برنامه های اداری آن بی هنر وبی تجربه بود وبنا بر این حتا اگر کوتاه مدت، به آن ارتش نیاز داشت .

  ـ گذشته از این بی اعتمادی به ارتش وترس از کودتا، ولی از انحلال آن و بیکاری انبوهی از نظامیان و بر انگیختن آنان علیه خود نیزبیم داشت.

بنا بر این دست به ایجادیک ارتش موازی دیگر بنام سپاه پاسداران زده، ارتش پیشین را زیر یوغ آن قرار داد. این رفتارنادرست، تحقیر و دور کردن ارتش پیشین از دخالت در تصمیم گیری های نظامی به ویژه پس ازآغاز جنگ با عراق و سپردن برنامه ریزی های جنگی به این ارتش نوخاسته، آسیب های فراوان جبران ناشدنی به ایران وایرانیان وارد کرد. سپاه تازه شکل گرفته، به سبب بی برنامگی، بی تجربگی نظامی، ندانم کاری ها وتکیه بر هیجان های خرافی/مذهبی وخود بزرگ بینی ها، شمار قربانیان ایرانی درجنگ را به میزان بسیار زیادی بالا برد و جنگی را که با وجود همه قربانیان و آسیب هایی که نمی باید می دیدیم، می توانست در کوتاه زمانی(دو سال) با پیروزی پایان یابد به هشت سال جنگ بیهوده فرسایشی (البته با خواست فرمانروایان اسلامی برای استوار کردن  پایه های فرمانروایی خود) وسر انجام شکست ونوشیدن جام زهر به پایان برد!  فرماندهان دوره ندیده وبی آموزش سپاه این ارتش تازه به دوران رسیده، بی تجربه ولی پر هیاهو، با قربانی کردن جوانان میهن پرست، باورمند، پاک دل و پر شورفراوانی، که اگر دانش، آگاهی وتجربه نظامی در کار بود، هم می توانست شمار آنان بسیار کمتر بوده و هم حتمن عراق را به شکست کشانده و خسارت سنگینی نیز دریافت کند، بدین شکل نقش ویژه ای در جنگ6+2 ساله با عراق ایفا کرده و در تحکیم پایه های حکومت خون ریز و تبه کاراسلامی دست بالا را یافتند.

اگر در آغاز کار سپاه، جوانانی پر شور وباورمند به آن پیوستند ولی فرصت خواهان نیز خود را در گوشه وکنار آن جا داده و رفته، رفته سپاه را در اختیار گرفته، رفیق دوست ها و سردارانی چون محسن رضایی در آن پدیدار شدند که به چنان موقعیتی دست یافتند که در همه کارهای مملکت خود را دارای اختیارو درگیر نموده و همراه با حکومت، کاسبکارانه از شهید سازی وشهید پروری وشستشوی مغزی جوانان ساده دل و باورمند سود ها جسته وبهره ها گرفته وهم اینک بزرگترین بنگاه های اقتصاد و در حقیقت سکان سیاسی میهن مارا در اختیار خود گرفته اند. البته حتمن بوده وهستند نظامیانی که در میان این انبوه آلودگان به ویروس حکومت اسلامی، هنوز نیز پاک مانده و دل با مردم دارند و به اجبار در این لباس رفته وبه کار پرداخته اند. زمانی که راه کار وکسب درآمد را بر روی جوانان یک سرزمین می بندند، تنگنا های مالی وبیکاری نفس جامعه را گرفته، آلودگی و بی قانونی همه جامعه را در بر می گیرد و نظامی گری را با دست یافتن به قدرت، پول و حتا تجاوز به مال وجان مردم بی ترس از قانون وپی گیری قانونی تعریف می کنند، روشن است که برای بسیاری در یک جامعه فرو رفته در تباهی ها، ریا، دروغ، بیکاری، ناداری و نا امنی فردی/اجتماعی، ساده ترین راه برای  دست یافتن به مال وجاه و امتیاز وامنیت،  همین نظامی گری می شود!در این میان حتا برای گروه هایی از جوانان شرافتمند هم راهی نمی ماند که به کار نظامی گری روی آورند حتا اگر با سیستم حاکم بر آن، کاربرد و شیوه رفتار اجتماعی آن، سر سازش وهم خوانی نداشته باشند. به این ترتیب این گروه از جوانان برای رهایی از درد جان کاه بیکاری و ناداری ونا امنی، جامه نظامی بر تن کرده و بدین گونه خود را با حکومت همراه می نمایانند.

در این حکومت بسته وخودکامه، آماری در دست نیست ولی امروز هم خود حکومت گران و هم مردم می دانند که سپاه وبسیج دیگر آن سپاه وبسیج باورمند گذشته نیستند. هم فساد وتباهی درآن زیاد است و هم ریا کاری حکومت، بدنه های این سازمان ها و بخشی از فرماندهان هم چنان شرافتمند را به مخالفت کشانده و ریزش ها به ویژه پس از تبه کاری های پس از کودتاو سرکوب خونین مردم، بسیار بیشتر شده است.

پیچ آخرو سر نوشت نظامیان  

آن گروه از نظامیان که امروز در خیال خود احساس توانایی می کنند بدانند که بیزاری مردم از این حکومت دیگر انکار ناپذیر شده است و خیزش مردم پس از کودتا، با وجود همه فشار ها، ستم گری ها، آدم کشی ها و ایجاد فضای هول و هراس در جامعه، هم چنان زنده وپویا، گسترش یافته و آتشی است که تا حکومت را خاکستر نکند، خاموش نخواهد شد. نظامیان بدانند که امروز مردم بسیار بیش از گذشته، با تیز بینی و هشیاری رفتارهای آنان را زیر دید خود داشته و از آنان برای روز دادخواهی وجزا، سند تهیه می کنند. فراوان سندها با چهره ونام ونشان سرکوب کنندگان، به بیرون از مرزها رسیده است وهم چنان خواهد رسید تا آنان نتوانند در آینده رفتار ضد انسانی خود با مردم را انکار کنند. کار بر نظامیان دشوار شده است و در آینده بسیار دشوار تر خواهد شد. همه نظامیان وشبه  نظامیانی که در کشتار ها دست نداشته و با مردم همدل وهمراه هستند، چه در سپاه، چه در ارتش و چه در ناجا و بسیج هر چه زودتر می باید راه و آینده خود را روشن نمایند.

دوراه

دو راه در برابر آنان است: یا از نیروهای نظامی تونس ومصرآموخته، بیش از این بازیچه دست مشتی ملای واپس گرای ریا کار وتشنه مال وقدرت نشده، از روبرویی و آسیب رسانی وخیانت به  مردم خود داری، از فرمان های سر کوب سر پیچی، مردم را از برنامه های سرکوب آگاه و به این وسیله در کار آن خرابکاری کرده و در نخستین مجال به مردم  پیوسته تا با آغوش باز آنان روبرو شده و ننگ همراهی با سرکوبگران را از خود بزدایند؛ یا در خدمت حکومت خون ریز، دروغ پرداز و نیرنگ باز اسلامی باقی مانده، هم بدنامی همیشگی را برای خود و بستگان خود بپذیرند وهم خود را برای آینده ای تیره وتار که روز دادخواهی مردم ایران خواهد بود، آماده کنند. آنان که با این حکومت تبه کار به سرکوب مردم مسالمت جو، که تنها آزادی خود و جامعه را می خواهند، می پردازند، بدانند که فردا برای بازگشت بسیار دیر ابوده، بهانه های آنان پذیرفته نشده و مردم آنان را  محاکمه و سخت مجازات خواهند نمود.

نظامیان! در هر لباس و جایگاهی که هستید تنها اگر هنوز شرف و وجدان خود را برای رسیدن به مال و چند روزی قدرت، چون کالا به داد وستد نگذارده اید، تا زمان از دست نرفته است به مردم بپیوندید ونشان دهید که شما نیز هنوز فرزندان راستین ایران زمین هستید.
 
کوروش گلنام
 

آدینه 20 اسفند 1389 ـ 11 مارس 2011

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)
*نگارش فارسی و دردسرها
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم)
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه
*اسراییل و سیاستی نادرست
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم
*منشور ملی و پایه های درست آن
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است
*اکنون نوبت آرژانتین است!
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود....
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست
*این هم یک نمونه تلخ دیگر!
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است!
*حلقه گم شده!
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای!
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری!
*جنون جنگ
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه
*جناب گنجی، شما چرا!
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد!
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش!
*زشتی های روزگار!
*جنبش سبز، هم چنان سبز است!
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت!
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه!
*سوریه وحکومت اسلامی
*آب که از سر گذشت....
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه!
*مجلس بی اختیار!
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران....
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا
*حماس و صلح جویی!
*ما و انقلاب در جهان عرب
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان!
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید!
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید!
*اعدام، جنایت است!
*در باره افشاگری های ویکی لیکس
*دانشجویان درخشیدند!
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد
*نیرنگ ها رنگ باخته است!
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار
*راه مرگ و ویرانی!
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم!
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»!
*دست آورد زیاده گویی ها!
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها
*چرا
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی!
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست!
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»!
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش
*چهره بی پوشش دین اسلام
*جناب شیخ، دروغ نگو
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»!
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی
*خون جوشان پنج قربانی دیگر
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر
*شفاف گویی رمز پیروزی است
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی
*به سوی جبهه سوم
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم!
*بر ما چه رفته است؟ - ۴
*بر ما چه رفته است؟ (۳)
*بر ما چه رفته است؟(۲)
*چه خبر خوبی!
*بر ما چه رفته است ؟
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد"
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"!
*انتخابات یا مردم فریبی؟!
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها
*"جمله تاریکیست این محنت سرای"