"جمله تاریکیست این محنت سرای"
کورش گلنام

 

محنت سرایی که جمهوری اسلامی برای مردم ساخته است، همه تاریکی است و تا زمانی که این حکومت بر سر پا است، همین است. بدتر خواهد شد ولی بهتر نخواهد شد. نمی توانند از دروغ گویی، وارونه سازی ونیرنگ بازی دست بکشند چون شیرازه کارشان از هم می پاشد. اگر کسانی می پندارند اصلاح طلبان شکست خورده حکومتی اگر دوباره بر زین قدرت بنشینند، کاری برای برون رفت از این محنت سرا و شب تاریک انجام می دهند، خیال خام وبیهوده ای دارند.

فریب بزرگ دیگری در راه است

دوباره انتخاباتی فرمایشی نزدیک است و دستگاه های فریب کاری هر دو جناح حکومتی به شدت کوشا. مضحک ترین هم گرایی وهم پیمانی بین رفسنجانی، کروبی و خاتمی شکل گرفته است. هر سه پایه این گروه بندی تازه از بنیان خراب است. پیش از این نیز نگارنده در باره این ترفند ها و شگرد های حکومت و اصلاح طلبان حکومتی نوشته است و دیگران نیز نوشته اند ولی بازهم نیاز است که نوشت و به خود یاد آوری نمود و کوشش کرد کهگذشته پر درد را در برابر چشم خود داشته باشیم تا بار دیگر وسیله همآن مار ها گزیده نشویم. شرایط امروز وتنگناهای حکومت حتا بدتر ازنخستین دور انتخاب خاتمی است. باید لبخندهای دروغین و " شفافیت" یک نیرنگ باز جایگزین اخم و خشم و خروش یک نیرنگ باز دیگر شود تا حکومت راه نجاتی بیابد و چون آن دوران خود را، موقت هم که شده، از تنگنای مرگ رها سازد.   

رفسنجانی

 آیا کسی کشتار اهل هنر و اندیشه و کوشندگان سیاسی در درون و برون ایران در دوران رفسنجانی را فراموش نموده است؟ آیا آن سرکوب گری ها، دروغ گویی ها، قلدری ها وخیانت های او وفرزندانش به مردم ایران به دست فراموشی سپرده شده است؟ گفته زنده یاد بازرگان را هنوز بیاد دارید؟ از رفسنجانی پرسیده بود حالا دیگران جای خود چرا این پیر مرد سحابی را گرفته و به زندان انداخته ای(نقل به مفهوم) و او پاسخ داده بود:" رویش زیاده شده بود گفتم که رویش را کم کنند"! آیا فراموش کرده ایم که او با چاپلوسی و نیرنگ بازی(در مصاحبه ای خودش حکایت می کند که چگونه پس از یک تشر خمینی "با صدای بلند" گریه می کند آن چنان که دل امام راحل به رحم می آیدو...) در زمان خمینی چگونه تبدیل به نخود هرآش شده و بی هیچ کارشناسی در هر امری دخالت نموده و از بانیان اصلی کودتا بر علیه بنی صدر، شش سال به درازه کشیده شدن جنگ با عراق، ویرانی بخش هایی از میهن و خسارت های فراوان مالی و نابودی و نقص عضو دهها هزار زن ومرد، پیر وجوان ایرانی بوده است؟ آیا نباید پرسید که در انفجار مرکز آن حزب توطئه، چرا رفسنجانی جان به در برد و تنها لحظه ای پیش از انفجار از آن دفتر بیرون آمد؟(حتمن خداوند تعالی او را برای تداوم انقلاب شکوه مند اسلامی حفظ فرمودند!) آیا فراموش شده است که او حتا در قتل "احمد خمینی" متهم است؟ می توان به اعتراف های سعید اسلامی(امامی)که به سبب اختلاف های درونی جناح های حاکمیت گوشه هایی ازآن از پرده برون افتاد، نگاهی انداخت. آیا یک انگیزه اصلی دستگیری باقی و گنجی و...، افشاگری آنها در باره این چهره منفور نبود؟ آیا فراموش شده است که او خود یکی از کارگزاران پشت پرده"هر چند روز یک توطئه" بر علیه دولت همین خاتمی بوده است؟

خاتمی

خاتمی چهره فریبکار دیگری است که آزمایش خود را در هشت سال زمامداری خودنشان داده است. او هرگز به وعده هایش عمل نکرد وبی کفایتی، ترس و سستی و کرنش او در برابررهبر(این ستون خیمه انقلاب)، روشن تر از آنست که نیاز به تفسیر داشته باشد. شرایط آن روزگار حکومت پس از افشای جنایت میکونوس را و التهاب های درونی جامعه ایران را بیاد بیاوریم تا بیشتر متوجه شویم که او توانست به یاری حکومت بدنام وسرکوبگر اسلامی آمده، با فریب جوانان و دانشجویان، نه تنها حکومت را از تنگنا به درآورده  که به عمر ننگینش بیافزاید. نتیجه کار درخشان او  نیز که امروز برای همه روشن است: حاکمیت یک آدم روانی و نادان بر مسند ریاست جمهوری! آیا سرکوب خونین دانشجویان، پشت کردن او به دانشجویان دردمند و در برابر، تسلیم به مقام معظم، که خاتمی خود بهتر از هر کس دیگری می دانست در پشت آن یورش حیوانی و خونین به دانشجویان قرار داشت، نیازی به یاد آوری دارد؟

و مگر قرار نبود در جربان رو شدن دست حکومت در جنایت هولناک کشتار  زنده یادان داریوش و پروانه فروهر و دیگر قربانیان قتل های معروف به زنجیره ای، "چشم فتنه را درآورد"؟ آیا چنین شد یا اینکه متهمان به برنامه ریزی و دست اندرکاران در این جنایت ها امروز در مقام های وزیر ووکیل نشسته و به ریش مردم ایران می خندند!  خاتمی حتا تا امروز نیز جسارت آن را نداشته است که سخنی در این باره بگوید. آیا باید به چنین آدمی دوباره  اعتماد نمود و در دام فریب او فرو افتاد؟

به این نمونه از سخنرانی تازه او در دانشگاه تهران(برای جلب مشتری)، آنجا که دانشجویان از او می خواهند در باره مسئله خیانت موسوی، ناصری و.. گفته و آدرس خیانت کاران را بدهد، نگاهی بیاندازیم:

"...اگر مسئله به دادن آدرس خیانتکاران باشد که آدرس آنها را بدهیم، داریم، اما به شما نمی دهیم."

فردا نیز اگر دوباره بر سر قدرت بیاید، همین بازی خواهد بود. "دارد" و"می داند" ولی برای "مصلحت" این نظام خون آشام و خدمت وکرنش به "ستون خیمه انقلاب"، "نمی دهد" و لب باز نمی کند که"بیان کند" زیرا مردم "خودی نیستند" وتنها وسیله ای برای سوار شدن بر کرسی قدرت! و تازه مگر کسی که از حقیقت های کارهای مخوف وهراسناک با خبر است وآن را پنهان می کند مگر خود نیز شریک جرم نیست؟ آیا جز این است؟

او خود می بیند که متهمین به آدمکشی بر مسند قدرت هستند و به عنوان یک مسلمان با آن همه ادعا ها در باره پشتیبانی از "حق و عدالت، کرامت انسانی و شفافیت" دهان نمی گشاید که اعتراض کند و حقیقت های پشت پرده را بگوید؟ نباید شگفت زده هم بود زیرا او نیز در ساخت این "محنت سرا" شریک بوده و هست. او خود خوب می داند که "رهبر معظم" خود نخستین متهم به آدمکشی و خیانت است ولی به پابوسی رفته ودر برابر او کرنش می کند. آیا می شود از چنین آدمی چشم داشتی داشت؟ خیلی جالب است که خاتمی برای جلب مردم به ویژه جوانان و دانشجویان، تازگی ها رنگ انتقاد هایش تیز و تند تر شده است(حتمن با اجازه از رهبر که این روزها سودش در این است و در آینده شاهد انگیزه هایش که یکی از آنها می تواند راه سازش با آمریکا و اروپا باشد و بحث در باره آن زمان دیگری می خواهد، خواهیم بود) ولی او هرگز به اصل حقیقت حتا نزدیک نیز نمی شود. اکنون به نمونه دیگری از سخنرانی او در دانشگاه تهران بپردازیم:

"...اصل برائت يكی از مهمترين اصول فقهی اسلام و روش و منش پيامبر و بزرگان اسلام است و اگر بخواهيم مصاديق روشن آن را ببينيم فرمان هشت ماده‌ای حضرت امام است كه متأسفانه مورد غفلت قرار گرفته و در آن بر اصل برائت تاكيد شده است.

مردم می‌خواهند به كسانی كه مورد توجهشان هستند رأی دهند. چه حق داريم به جای مردم تصميم بگيريم و كسانی كه مورد تأييد مردم هستند را از آن‌جا كه صلاحيت‌شان برای شش يا ‌12 نفر احراز نشده ردصلاحيت كنيم.

چقدر بايد به مردم بی‌اعتنا باشيم كه بگوييم اكثريت اشتباه می‌كند و چهار نفر درست می‌گويند؛ اصل بر برائت است و اصل بر برائت نشانه‌ی اعتماد به مردم است."

حقیقتن از این همه وقاحت شگفت زده نمی شوید! "اصل برائت" در "حکومت اسلامی با ولایت فقیه"! بیش از 29 سال است در برابر چشمان او برای هر کس که خواسته اند پرونده سازی کرده اند؛ بیش از 29 سال است که هر کس را که خواسته اند نابود کنند حتا پیش از دستگیری به هر وسیله ای به خیال خودلجن مال نموده وبا یاری رسانه ها و قلم بدستان مزدور حکومتی چون حسین شریعتمداری وباند های وابسته، بدترین تهمت ها را زده و پیشاپیش حکم خیانت و جاسوسی آنها برنامه ریزی وصادر شده است و این ملای فریبکار چنین سخنانی می گوید!  خاتمی می پندارد امروز به دلیل فشارهای روز افزون دولت احمدی نژاد بر مردم، درجه درک وفهم دانشجویان نیز کاهش یافته وبه اندازه درک و فهم احمدی نژاد شده است!

نکته بسیار مهم تر در سخنان او این است که او به شورای نگهبان یورش می برد واز آنها انتقاد می کند که چرا چند تن(حال 4 یا 12 تن) برای مردم در حقیقت تصمیم می گیرند ولی خود را به نفهمی می زند و نمی گوید چرا تنها "یک تن" باید همه کاره شده و برای مردم تصمیم بگیرد و هر زمان که کمترین گمانی ببرد که زیر پایش می رود که کمی سست شود، "حکم حکومتی" صادر کند و کسی را از ترس نیروهای اوباش و آدمکشی که گردا گرد خود فراهم آورده است نیز یارای کمترین سخنی نباشد!

و کروبی   

سابقه کروبی نیز که درخشندگی اش کمتر نیست. البته او در اندازه خاتمی و رفسنجانی نبوده ونیست و نخواهد شدولی آیا نقش او نیزدر فاجعه ای که بر سر ایران آمده است قابل پرده پوشی است؟ زبونی او در مقام رئیس مجلس، هراس و تسلیم او در برابر "حکم حکومتی"، و کرنش های او برای مقام معظم را از یاد نبریم. چنین به پنداریم که این ملا هم با زور این پیمان "سه پایه" مسخره ، دوباره رئیس مجلس بی اختیار شود و بخواهد کمی اختیار داشته باشد. آیا حکم حکومتی در کار نخواهد بود و بازهم آش همآن آش وکاسه همآن کاسه نخواهد شد؟

جوانان و دانشجویان گرامی نقش بسیار مهم و فراوانی در زدودن برنامه های فریبکارانه حکومت(هر دو جناح) دارند که مردم برایشان نامحرم بوده و هستند. مردم آشکارا و به فرمان "ستون خیمه انقلاب" حتا اجازه ندارند در باره برنامه های اتمی ای که"حق مسلم ماست"، کمترین آگاهی درستی داشته تا متوجه شوند این حکومت در راه بلند پروازی ها، کسب قدرت در منطقه و ادامه حکومت ننگین خود، ایران را با هدر دادن هزینه های نجومی از سرمایه های مردم، به چه جاده خطرناکی کشانده است! حکومت اسلامی امروز دوباره در انزوا، تنگنا و در سراشیب است. کار چنان خراب است که احمدی نژاد با التماس در نشست سران کشورهای عربی پیرامون خلیح فارس شرکت می کند. جناح مخالف او پرده از راز عدم دعوت و بی اعتنایی به درخواست او برای دعوت از او پرداخته و به روشنی از او انتقاد نموده است که چرا بدون دعوت و به دعوت خود در آن نشست آن هم با آن ناتوانی وبی آبرویی(به عکس منتشر شده از او در حالیکه بر بالای مکانی که او را نشانده اند، جمله "کنفرانس کشورهای خلیج عربی" دیده می شود، نگاه کنید) شرکت کرده است. بیانیه پایانی بدتر از آن عکس، در حضور رئیس جمهور ولی فقیه، بر مالکیت سه جزیره وسیله امارات انگشت نهاده و ایران را "اشغال گر" نامیده است.

جوانان و دانشجویان گرامی، فریب گفته های تو خالی خاتمی و رفقایش را نباید خورد. آنها بیشترین وزن تبلیغاتی خود را بر شما متمرکز خواهند نمود. خود می توانید آزمایش کنید. همه ما به خوبی می دانیم که بیشتر مردم ایران از این رژیم و رهبر و دستگاهش بیزارندو تنفر دارند. از خاتمی و رفقایش در باره برگزاری یک همه پرسی آزاد زیر دیده بانی سازمان های حقوق بشری پرسش نمایید؛ در باره اعدام های وحشیانه سال های 60 و قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67، امر کنندگان به "قتل های زنجیره ای" پرسش کنید؛ در باره کسانی که یورش خونین به شما دانشجویان را سازمان دادند، پرسش کنید؛ در باره بستن فله ای روزنامه ها و دستگیری های گسترده ونقش"ستون خیمه انقلاب" در همه آنها پرسش کنید؛ در باره کشتار در رستوران میکنوس، بمب گزاری ها مثلن در آرژانتین، محکومیت و پی گرد 5 تن از مسؤلان پیشین رژیم از سوی اینترپول، برنامه های پنهان هسته ای ایران که خاتمی به خوبی از زبر وبم آن باخبر است و دروغ هایی که به خورد مردم ایران و جهان داده اند، پرسش کنید(حتا در گزارش تازه  16 سازمان اطلاعاتی آمریکا اگر همه آن را نیز بدون هر تفسیری یپذیریم، گزارشی که احمدی نژاد را چنان به پایکوبی واداشت، به روشنی آمده است که ایران تا سال 2003 یعنی سال یورش یه عراق در کار دست یابی به بمب اتم بوده است که از ترس یورش آمریکا و سرنگونی، آن را متوقف کرده است. البته احمدی نژاد با هوش فراوان خدادادی که داردمعنای این جمله و خطر آن را نمی تواند بفهمد ودرک کند).

پرسش ها از خاتمی، رفسنجانی و همراهان آنها می تواند بسیار بیش از این ها باشد.  ولی نباید گذاشت به سادگی  با انتقاد از احمدی نژاد و نادانی های او، باز هم نیرنگ بازی کنند. هر جا که پیدایشان شود باید در برابر این پرسش ها قرار بگیرند  به چنان شکلی که راه گریز و نیرنگ بازی بر آنها بسته شود.

راستی این است که همه این آقایان دردرجه نخست خواستار ماندگاری این رژیم هستند(همین اصلاح طلبان حکومتی بارها گفته و می گویند که اگر نظام در خطر قرار گیرد، آن ها پشت سر "ستون خیمه انقلاب" به صف خواهند شد تا جانفشانی کنند)و راستی  دیگر این است که بیشترینه مردم ایران خواست رهایی از چنگال این حکومت زور گو ورسیدن به آزادی و یک زندگی در خور انسانی را دارند. مردم از این همه دروغ، آلودگی، ناهنجاری، بی قانونی، زور، تجاوز، فقر، اعتیاد و همه دیگر نابسامانی ها خسته و بیزار هستند. همه ما ایرانیان چه دردرون و چه در برون مرز که در اندیشه آینده ایران و بر پایی حکومتی دموکراتیک و انسانی به انتخاب و با رای آزاد مردم هستیم، باید با هشیاری هر دو گروه حاکمیت را افشا نماییم و اجازه ندهیم که به بهانه احمدی نژاد، دوباره خاتمی یا رفسنجانی بر مردم آوار شده و "ستون خیمه انقلاب" همچنان حکمفرمایی بفرماید. امیدوار باشیم مردم با عدم شرکت در انتخابات فرمایشی وگزینه ای رهبر وشورای نگهبان، میزان دوری وبیزاری خود از همه دستگاه حکومت را یکبار دیگر به نمایش بگذارند و برای پیش گیری از خطر یورش نظامی بیگانگان که همچنان  می تواند در میان باشد و ویرانی ها و خرابی های هولناکی را بر ایران و مردم ایران وارد خواهد ساخت و این بار زمینه حکم فرمایی بیگانگان را بر ما فراهم خواهد نمود؛ و برای زدودن تاریکی از این محنت سرا با یکدیگر دست همکاری وهم یاری بدهند.

 

یکشنبه 25 آذر 1386 ـ 16 دسامبر 2007

 

 

 

 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۴)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۳)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ی ‌ایران را دگرگون ساخت (۲)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۱)  [2017 Sep] 
*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]