"جمله تاریکیست این محنت سرای"
کورش گلنام

 

محنت سرایی که جمهوری اسلامی برای مردم ساخته است، همه تاریکی است و تا زمانی که این حکومت بر سر پا است، همین است. بدتر خواهد شد ولی بهتر نخواهد شد. نمی توانند از دروغ گویی، وارونه سازی ونیرنگ بازی دست بکشند چون شیرازه کارشان از هم می پاشد. اگر کسانی می پندارند اصلاح طلبان شکست خورده حکومتی اگر دوباره بر زین قدرت بنشینند، کاری برای برون رفت از این محنت سرا و شب تاریک انجام می دهند، خیال خام وبیهوده ای دارند.

فریب بزرگ دیگری در راه است

دوباره انتخاباتی فرمایشی نزدیک است و دستگاه های فریب کاری هر دو جناح حکومتی به شدت کوشا. مضحک ترین هم گرایی وهم پیمانی بین رفسنجانی، کروبی و خاتمی شکل گرفته است. هر سه پایه این گروه بندی تازه از بنیان خراب است. پیش از این نیز نگارنده در باره این ترفند ها و شگرد های حکومت و اصلاح طلبان حکومتی نوشته است و دیگران نیز نوشته اند ولی بازهم نیاز است که نوشت و به خود یاد آوری نمود و کوشش کرد کهگذشته پر درد را در برابر چشم خود داشته باشیم تا بار دیگر وسیله همآن مار ها گزیده نشویم. شرایط امروز وتنگناهای حکومت حتا بدتر ازنخستین دور انتخاب خاتمی است. باید لبخندهای دروغین و " شفافیت" یک نیرنگ باز جایگزین اخم و خشم و خروش یک نیرنگ باز دیگر شود تا حکومت راه نجاتی بیابد و چون آن دوران خود را، موقت هم که شده، از تنگنای مرگ رها سازد.   

رفسنجانی

 آیا کسی کشتار اهل هنر و اندیشه و کوشندگان سیاسی در درون و برون ایران در دوران رفسنجانی را فراموش نموده است؟ آیا آن سرکوب گری ها، دروغ گویی ها، قلدری ها وخیانت های او وفرزندانش به مردم ایران به دست فراموشی سپرده شده است؟ گفته زنده یاد بازرگان را هنوز بیاد دارید؟ از رفسنجانی پرسیده بود حالا دیگران جای خود چرا این پیر مرد سحابی را گرفته و به زندان انداخته ای(نقل به مفهوم) و او پاسخ داده بود:" رویش زیاده شده بود گفتم که رویش را کم کنند"! آیا فراموش کرده ایم که او با چاپلوسی و نیرنگ بازی(در مصاحبه ای خودش حکایت می کند که چگونه پس از یک تشر خمینی "با صدای بلند" گریه می کند آن چنان که دل امام راحل به رحم می آیدو...) در زمان خمینی چگونه تبدیل به نخود هرآش شده و بی هیچ کارشناسی در هر امری دخالت نموده و از بانیان اصلی کودتا بر علیه بنی صدر، شش سال به درازه کشیده شدن جنگ با عراق، ویرانی بخش هایی از میهن و خسارت های فراوان مالی و نابودی و نقص عضو دهها هزار زن ومرد، پیر وجوان ایرانی بوده است؟ آیا نباید پرسید که در انفجار مرکز آن حزب توطئه، چرا رفسنجانی جان به در برد و تنها لحظه ای پیش از انفجار از آن دفتر بیرون آمد؟(حتمن خداوند تعالی او را برای تداوم انقلاب شکوه مند اسلامی حفظ فرمودند!) آیا فراموش شده است که او حتا در قتل "احمد خمینی" متهم است؟ می توان به اعتراف های سعید اسلامی(امامی)که به سبب اختلاف های درونی جناح های حاکمیت گوشه هایی ازآن از پرده برون افتاد، نگاهی انداخت. آیا یک انگیزه اصلی دستگیری باقی و گنجی و...، افشاگری آنها در باره این چهره منفور نبود؟ آیا فراموش شده است که او خود یکی از کارگزاران پشت پرده"هر چند روز یک توطئه" بر علیه دولت همین خاتمی بوده است؟

خاتمی

خاتمی چهره فریبکار دیگری است که آزمایش خود را در هشت سال زمامداری خودنشان داده است. او هرگز به وعده هایش عمل نکرد وبی کفایتی، ترس و سستی و کرنش او در برابررهبر(این ستون خیمه انقلاب)، روشن تر از آنست که نیاز به تفسیر داشته باشد. شرایط آن روزگار حکومت پس از افشای جنایت میکونوس را و التهاب های درونی جامعه ایران را بیاد بیاوریم تا بیشتر متوجه شویم که او توانست به یاری حکومت بدنام وسرکوبگر اسلامی آمده، با فریب جوانان و دانشجویان، نه تنها حکومت را از تنگنا به درآورده  که به عمر ننگینش بیافزاید. نتیجه کار درخشان او  نیز که امروز برای همه روشن است: حاکمیت یک آدم روانی و نادان بر مسند ریاست جمهوری! آیا سرکوب خونین دانشجویان، پشت کردن او به دانشجویان دردمند و در برابر، تسلیم به مقام معظم، که خاتمی خود بهتر از هر کس دیگری می دانست در پشت آن یورش حیوانی و خونین به دانشجویان قرار داشت، نیازی به یاد آوری دارد؟

و مگر قرار نبود در جربان رو شدن دست حکومت در جنایت هولناک کشتار  زنده یادان داریوش و پروانه فروهر و دیگر قربانیان قتل های معروف به زنجیره ای، "چشم فتنه را درآورد"؟ آیا چنین شد یا اینکه متهمان به برنامه ریزی و دست اندرکاران در این جنایت ها امروز در مقام های وزیر ووکیل نشسته و به ریش مردم ایران می خندند!  خاتمی حتا تا امروز نیز جسارت آن را نداشته است که سخنی در این باره بگوید. آیا باید به چنین آدمی دوباره  اعتماد نمود و در دام فریب او فرو افتاد؟

به این نمونه از سخنرانی تازه او در دانشگاه تهران(برای جلب مشتری)، آنجا که دانشجویان از او می خواهند در باره مسئله خیانت موسوی، ناصری و.. گفته و آدرس خیانت کاران را بدهد، نگاهی بیاندازیم:

"...اگر مسئله به دادن آدرس خیانتکاران باشد که آدرس آنها را بدهیم، داریم، اما به شما نمی دهیم."

فردا نیز اگر دوباره بر سر قدرت بیاید، همین بازی خواهد بود. "دارد" و"می داند" ولی برای "مصلحت" این نظام خون آشام و خدمت وکرنش به "ستون خیمه انقلاب"، "نمی دهد" و لب باز نمی کند که"بیان کند" زیرا مردم "خودی نیستند" وتنها وسیله ای برای سوار شدن بر کرسی قدرت! و تازه مگر کسی که از حقیقت های کارهای مخوف وهراسناک با خبر است وآن را پنهان می کند مگر خود نیز شریک جرم نیست؟ آیا جز این است؟

او خود می بیند که متهمین به آدمکشی بر مسند قدرت هستند و به عنوان یک مسلمان با آن همه ادعا ها در باره پشتیبانی از "حق و عدالت، کرامت انسانی و شفافیت" دهان نمی گشاید که اعتراض کند و حقیقت های پشت پرده را بگوید؟ نباید شگفت زده هم بود زیرا او نیز در ساخت این "محنت سرا" شریک بوده و هست. او خود خوب می داند که "رهبر معظم" خود نخستین متهم به آدمکشی و خیانت است ولی به پابوسی رفته ودر برابر او کرنش می کند. آیا می شود از چنین آدمی چشم داشتی داشت؟ خیلی جالب است که خاتمی برای جلب مردم به ویژه جوانان و دانشجویان، تازگی ها رنگ انتقاد هایش تیز و تند تر شده است(حتمن با اجازه از رهبر که این روزها سودش در این است و در آینده شاهد انگیزه هایش که یکی از آنها می تواند راه سازش با آمریکا و اروپا باشد و بحث در باره آن زمان دیگری می خواهد، خواهیم بود) ولی او هرگز به اصل حقیقت حتا نزدیک نیز نمی شود. اکنون به نمونه دیگری از سخنرانی او در دانشگاه تهران بپردازیم:

"...اصل برائت يكی از مهمترين اصول فقهی اسلام و روش و منش پيامبر و بزرگان اسلام است و اگر بخواهيم مصاديق روشن آن را ببينيم فرمان هشت ماده‌ای حضرت امام است كه متأسفانه مورد غفلت قرار گرفته و در آن بر اصل برائت تاكيد شده است.

مردم می‌خواهند به كسانی كه مورد توجهشان هستند رأی دهند. چه حق داريم به جای مردم تصميم بگيريم و كسانی كه مورد تأييد مردم هستند را از آن‌جا كه صلاحيت‌شان برای شش يا ‌12 نفر احراز نشده ردصلاحيت كنيم.

چقدر بايد به مردم بی‌اعتنا باشيم كه بگوييم اكثريت اشتباه می‌كند و چهار نفر درست می‌گويند؛ اصل بر برائت است و اصل بر برائت نشانه‌ی اعتماد به مردم است."

حقیقتن از این همه وقاحت شگفت زده نمی شوید! "اصل برائت" در "حکومت اسلامی با ولایت فقیه"! بیش از 29 سال است در برابر چشمان او برای هر کس که خواسته اند پرونده سازی کرده اند؛ بیش از 29 سال است که هر کس را که خواسته اند نابود کنند حتا پیش از دستگیری به هر وسیله ای به خیال خودلجن مال نموده وبا یاری رسانه ها و قلم بدستان مزدور حکومتی چون حسین شریعتمداری وباند های وابسته، بدترین تهمت ها را زده و پیشاپیش حکم خیانت و جاسوسی آنها برنامه ریزی وصادر شده است و این ملای فریبکار چنین سخنانی می گوید!  خاتمی می پندارد امروز به دلیل فشارهای روز افزون دولت احمدی نژاد بر مردم، درجه درک وفهم دانشجویان نیز کاهش یافته وبه اندازه درک و فهم احمدی نژاد شده است!

نکته بسیار مهم تر در سخنان او این است که او به شورای نگهبان یورش می برد واز آنها انتقاد می کند که چرا چند تن(حال 4 یا 12 تن) برای مردم در حقیقت تصمیم می گیرند ولی خود را به نفهمی می زند و نمی گوید چرا تنها "یک تن" باید همه کاره شده و برای مردم تصمیم بگیرد و هر زمان که کمترین گمانی ببرد که زیر پایش می رود که کمی سست شود، "حکم حکومتی" صادر کند و کسی را از ترس نیروهای اوباش و آدمکشی که گردا گرد خود فراهم آورده است نیز یارای کمترین سخنی نباشد!

و کروبی   

سابقه کروبی نیز که درخشندگی اش کمتر نیست. البته او در اندازه خاتمی و رفسنجانی نبوده ونیست و نخواهد شدولی آیا نقش او نیزدر فاجعه ای که بر سر ایران آمده است قابل پرده پوشی است؟ زبونی او در مقام رئیس مجلس، هراس و تسلیم او در برابر "حکم حکومتی"، و کرنش های او برای مقام معظم را از یاد نبریم. چنین به پنداریم که این ملا هم با زور این پیمان "سه پایه" مسخره ، دوباره رئیس مجلس بی اختیار شود و بخواهد کمی اختیار داشته باشد. آیا حکم حکومتی در کار نخواهد بود و بازهم آش همآن آش وکاسه همآن کاسه نخواهد شد؟

جوانان و دانشجویان گرامی نقش بسیار مهم و فراوانی در زدودن برنامه های فریبکارانه حکومت(هر دو جناح) دارند که مردم برایشان نامحرم بوده و هستند. مردم آشکارا و به فرمان "ستون خیمه انقلاب" حتا اجازه ندارند در باره برنامه های اتمی ای که"حق مسلم ماست"، کمترین آگاهی درستی داشته تا متوجه شوند این حکومت در راه بلند پروازی ها، کسب قدرت در منطقه و ادامه حکومت ننگین خود، ایران را با هدر دادن هزینه های نجومی از سرمایه های مردم، به چه جاده خطرناکی کشانده است! حکومت اسلامی امروز دوباره در انزوا، تنگنا و در سراشیب است. کار چنان خراب است که احمدی نژاد با التماس در نشست سران کشورهای عربی پیرامون خلیح فارس شرکت می کند. جناح مخالف او پرده از راز عدم دعوت و بی اعتنایی به درخواست او برای دعوت از او پرداخته و به روشنی از او انتقاد نموده است که چرا بدون دعوت و به دعوت خود در آن نشست آن هم با آن ناتوانی وبی آبرویی(به عکس منتشر شده از او در حالیکه بر بالای مکانی که او را نشانده اند، جمله "کنفرانس کشورهای خلیج عربی" دیده می شود، نگاه کنید) شرکت کرده است. بیانیه پایانی بدتر از آن عکس، در حضور رئیس جمهور ولی فقیه، بر مالکیت سه جزیره وسیله امارات انگشت نهاده و ایران را "اشغال گر" نامیده است.

جوانان و دانشجویان گرامی، فریب گفته های تو خالی خاتمی و رفقایش را نباید خورد. آنها بیشترین وزن تبلیغاتی خود را بر شما متمرکز خواهند نمود. خود می توانید آزمایش کنید. همه ما به خوبی می دانیم که بیشتر مردم ایران از این رژیم و رهبر و دستگاهش بیزارندو تنفر دارند. از خاتمی و رفقایش در باره برگزاری یک همه پرسی آزاد زیر دیده بانی سازمان های حقوق بشری پرسش نمایید؛ در باره اعدام های وحشیانه سال های 60 و قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67، امر کنندگان به "قتل های زنجیره ای" پرسش کنید؛ در باره کسانی که یورش خونین به شما دانشجویان را سازمان دادند، پرسش کنید؛ در باره بستن فله ای روزنامه ها و دستگیری های گسترده ونقش"ستون خیمه انقلاب" در همه آنها پرسش کنید؛ در باره کشتار در رستوران میکنوس، بمب گزاری ها مثلن در آرژانتین، محکومیت و پی گرد 5 تن از مسؤلان پیشین رژیم از سوی اینترپول، برنامه های پنهان هسته ای ایران که خاتمی به خوبی از زبر وبم آن باخبر است و دروغ هایی که به خورد مردم ایران و جهان داده اند، پرسش کنید(حتا در گزارش تازه  16 سازمان اطلاعاتی آمریکا اگر همه آن را نیز بدون هر تفسیری یپذیریم، گزارشی که احمدی نژاد را چنان به پایکوبی واداشت، به روشنی آمده است که ایران تا سال 2003 یعنی سال یورش یه عراق در کار دست یابی به بمب اتم بوده است که از ترس یورش آمریکا و سرنگونی، آن را متوقف کرده است. البته احمدی نژاد با هوش فراوان خدادادی که داردمعنای این جمله و خطر آن را نمی تواند بفهمد ودرک کند).

پرسش ها از خاتمی، رفسنجانی و همراهان آنها می تواند بسیار بیش از این ها باشد.  ولی نباید گذاشت به سادگی  با انتقاد از احمدی نژاد و نادانی های او، باز هم نیرنگ بازی کنند. هر جا که پیدایشان شود باید در برابر این پرسش ها قرار بگیرند  به چنان شکلی که راه گریز و نیرنگ بازی بر آنها بسته شود.

راستی این است که همه این آقایان دردرجه نخست خواستار ماندگاری این رژیم هستند(همین اصلاح طلبان حکومتی بارها گفته و می گویند که اگر نظام در خطر قرار گیرد، آن ها پشت سر "ستون خیمه انقلاب" به صف خواهند شد تا جانفشانی کنند)و راستی  دیگر این است که بیشترینه مردم ایران خواست رهایی از چنگال این حکومت زور گو ورسیدن به آزادی و یک زندگی در خور انسانی را دارند. مردم از این همه دروغ، آلودگی، ناهنجاری، بی قانونی، زور، تجاوز، فقر، اعتیاد و همه دیگر نابسامانی ها خسته و بیزار هستند. همه ما ایرانیان چه دردرون و چه در برون مرز که در اندیشه آینده ایران و بر پایی حکومتی دموکراتیک و انسانی به انتخاب و با رای آزاد مردم هستیم، باید با هشیاری هر دو گروه حاکمیت را افشا نماییم و اجازه ندهیم که به بهانه احمدی نژاد، دوباره خاتمی یا رفسنجانی بر مردم آوار شده و "ستون خیمه انقلاب" همچنان حکمفرمایی بفرماید. امیدوار باشیم مردم با عدم شرکت در انتخابات فرمایشی وگزینه ای رهبر وشورای نگهبان، میزان دوری وبیزاری خود از همه دستگاه حکومت را یکبار دیگر به نمایش بگذارند و برای پیش گیری از خطر یورش نظامی بیگانگان که همچنان  می تواند در میان باشد و ویرانی ها و خرابی های هولناکی را بر ایران و مردم ایران وارد خواهد ساخت و این بار زمینه حکم فرمایی بیگانگان را بر ما فراهم خواهد نمود؛ و برای زدودن تاریکی از این محنت سرا با یکدیگر دست همکاری وهم یاری بدهند.

 

یکشنبه 25 آذر 1386 ـ 16 دسامبر 2007

 

 

 

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)
*نگارش فارسی و دردسرها
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم)
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه
*اسراییل و سیاستی نادرست
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم
*منشور ملی و پایه های درست آن
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است
*اکنون نوبت آرژانتین است!
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود....
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست
*این هم یک نمونه تلخ دیگر!
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است!
*حلقه گم شده!
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای!
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری!
*جنون جنگ
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه
*جناب گنجی، شما چرا!
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد!
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش!
*زشتی های روزگار!
*جنبش سبز، هم چنان سبز است!
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت!
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه!
*سوریه وحکومت اسلامی
*آب که از سر گذشت....
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه!
*مجلس بی اختیار!
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران....
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا
*حماس و صلح جویی!
*ما و انقلاب در جهان عرب
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان!
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید!
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید!
*اعدام، جنایت است!
*در باره افشاگری های ویکی لیکس
*دانشجویان درخشیدند!
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد
*نیرنگ ها رنگ باخته است!
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار
*راه مرگ و ویرانی!
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم!
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»!
*دست آورد زیاده گویی ها!
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها
*چرا
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی!
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست!
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»!
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش
*چهره بی پوشش دین اسلام
*جناب شیخ، دروغ نگو
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»!
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی
*خون جوشان پنج قربانی دیگر
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر
*شفاف گویی رمز پیروزی است
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی
*به سوی جبهه سوم
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم!
*بر ما چه رفته است؟ - ۴
*بر ما چه رفته است؟ (۳)
*بر ما چه رفته است؟(۲)
*چه خبر خوبی!
*بر ما چه رفته است ؟
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد"
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"!
*انتخابات یا مردم فریبی؟!
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها
*"جمله تاریکیست این محنت سرای"