هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟
کورش گلنام

نخستین پرسش‌ها

نخستین پرسش ها که می تواند برای هر ایرانی در باره آن چه که به نام "هدف مند کردن یارانه ها" نامیده شده، به میان آید این است که: آیا رهبر کودتاچی ورئیس جمهور دست نشانده او در اندیشه بهبود زندگی مردم ایران و رفاه و آسایش بیشتر آنان هستند؟ آیا از آینده نگری و دلسوزی آنان است که چنین با پافشاری وشتاب و آن درگیری های زرگری بین مجلس ودولت پوشالی، چهارنعل تاخته اند تا برنامه ریزی و سیاستی را به پیش برند که در حال و روز امروز جامعه ایران و با توجه به زیر ساخت های ویران شده اقتصادی /اجتماعی ایران کنونی، بیشتر ویران گر است تا سازنده ؟ 

پاسخ به همین دو پرسش خود می تواند بسیار روشن گر بوده و ماهیت این نیرنگ رهبر، رئیس جمهور و دولت دست نشانده را بر ملا سازد. اگر تا پیش از انتخابات نمایشی وفرمایشی در ایران، برای کسانی چه در درون و چه در برون مرز در باره ماهیت ضد انسانی، ضد پیشرفت و ضد تمدن بشری و نابسامانی های فراوان در حکومت اسلامی تردیدهایی وجود داشت، پس از کودتای انتخاباتی و سرکوب وحشیانه اعتراض های مسالمت آمیز مخالفان وجنایت ها و فجایعی که در برابر چشم جهانیان رخ داد، برای آنان نیز دیگر نباید در این باره تردیدی برجای مانده باشد. آیا ناراست است اگر گفته شود: آن چه که برای حکومت اسلامی و رهبر خودخوانده و خودکامه آن اهمیتی ندارد، همآنا چگونگی زندگی مردم ایران و آسایش و امنیت آنان است؟ 

امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که حکومت اسلامی در راه رسیدن به هدف های 

دیگری است که با بهانه های دروغین وزیر پوشش"صدور انقلاب اسلامی" و"پیش برد اسلام" به ویژه در کشورهای مسلمان، چنین وضع فلاکت باری را برای مردم ما به وجود آورده است. علی خامنه ای و باندهای وابسته، تنها به سبب آز وشهوت به جاه ومال و قدرت و برای ماندگاری خود است که سیاست های ویژه ای در پیش گرفته و به کار پراکندن ویروس کشنده و ویران گر اندیشه های واپس گرا و شیوه های شوم و نفرت انگیز حکومت داری خود به دیگر سرزمین ها دست زده اند. سیاست هایی که سالانه میلیاردها دلار از سرمایه های ملی مردم ایران رابباد داده و به بهانه های واهی پشتیبانی ازمسلمانان و"ملت های محروم جهان"، هم با باج دهی های کلان و هم شستشوی مغزی جوانان باورمند به اسلام ولی بی خبر وکم دانش وتجربه در میان مسلمانان لبنان ،فلسطین، افغانستان، عراق و...، توانسته است در منطقه "سپرهای بلا" یا همآن پایگاه های آتش افروزی خود را ایجاد و آشکارا با خیانت به مردم ایران، حزب الله در لبنان وحماس در فلسطین و اینک حتا فردی چون "موگابه" بدنام را به مردم ایران برتری دهد. اکنون که حکومت اسلامی پس از سی ویک سال ستم گری در حق مردم ایران وفتنه گری و آتش افروزی در منطقه، در همه زمینه های ادعایی خود (جز آتش افروزی وشرارت وبر باد دادن سرمایه های مردم ایران)شکست خورده وبا انجام کودتای انتخاباتی وجنبش اعتراضی گسترده مردم، زلزله ای سخت در ارکان فرمانروایی آن پدید آمده و مشروعیتی برای آن نه در ایران و نه در جهان باقی مانده است، در همآن زمان که سرکوب خونین و دروغ پردازی های بی شرمانه ای را در باره کشتارها وتجاوزها در ایران به راه انداخته است، برای جلب توجه مردم و گریز از رسوایی و انزوای بی سابقه جهانی خود دست به هر کار و هر ترفندی چه در درون و چه در برون از ایران و در رابطه با دیگر کشورها  زده است. چنین است که حکومت اسلامی تبه کار، اینک به راستی در بن بست سخت وسرنوشت ساز میوه و ثمره سیاست های نابخردانه و قدرت طلبانه خودگرفتار آمده است. از دست دادن اعتبار، آشفتگی در زیر بنای حکومت، گسترش جنبش اعتراضی و بیزاری هر چه بیشتر مردم ایران که هم چون بمب ساعتی ای آماده انفجار است، وضعیت کشنده در ارتباط های جهانی و تهدید جدی برقراری تحریم های سخت علیه حکومت، که این بار جنبه سیاسی بسیار نیرومندتری دارد، حکومت را به مرز جنون کشانده است و رهبر مقدس با شتاب در همه زمینه ها دست بکار شده است تا شایدخود را از این بن بست نابود کننده نجات دهد. در سیاست خارجی می بینیم که از ناچاری و فلاکت حتا به موگابه پناه برده است و چند افسر دون پایه از"قطر" ناظر بر مانور نظامی اش می شوند! در درون نیز همه کار می کند و هم زمان با سرکوب و ایجاد هراس بیشتر و هر روزه، تاکه شیرازه کار یک باره از دست نرود، به هر نیرنگ دیگری دست زده تا شاید مردم را فریب دهد. حکومت در برابر مردم در دستی چماق سرکوب دارد و در دست دیگر با میان آوردن دگرگونی در شیوه پرداخت یارانه ها، در اندیشه خام خود می خواهدبرای آنان شیرینی داشته باشد!

انگیزه ها

  نیرنگ تازه"هدف مند کردن یارانه ها" با انگیزه زدن چند نشان با یک تیر است که البته چنان بی جان وناکارآمد است که در نهایت به فروپاشی هر چه بیشتر حکومت شتاب بیشتری خواهد بخشید. هدف مند کردن یارانه ها زمانی می توانست سودمند باشد که حکومت ساز وکار ها و زیر بنایی علمی و کار آمد داشته، اقتصادش چنین متلاشی و تورم زا نبوده ویارانه ها به جای پرداخت های نقدی در زمینه های دیگری برای بالا بردن میزان بازدهی و پایین آوردن هزینه های سرسام آور سرویس های اجتماعی هم چون هزینه های  پزشکی، دوا و درمان، بهداشت و به زیستی، مسکن و بیمه های همگانی به معنای درست آن و به سازی و ایجاد امنیت جاده ها وترافیک همگانی و... . به کار گرفته می شد تا هم از میزان هزینه های سنگین مردم در این زمینه ها که بخش مهمی از درآمدهای مردم را می بلعد، کاسته شده و هم امنیت جانی مردم بالا رفته واز میزان بی اعتمادی، استرس های هر روزه مردم و ..... کاسته می شد. هدف مند کردن یارانه ها هیچ پایه علمی و هم خوان با زیر ساخت های کنونی جامعه ایران ندارد. 

از دید نگارنده انگیزه های نابخردانه رهبر و رئیس جمهور کودتاچی در این باره ازاین قرار است:

ـ جبران کردن بخشی از کسری عظیم بودجه دولت و واریز کردن نزدیک به 40 هزار میلیارد تومان به خزانه دولت. پول کلانی زیر سلطه کامل رئیس جمهور کودتا با پیشینه مالی درخشانی که از او در دست است!

ـ پنهان نمودن و پوشش دادن به گرانی سر سام آوری که هر روز دامنه آن گسترش یافته و با آغاز تحریم ها در آینده، دامنه باز هم هراس آورتری خواهد یافت. حکومت خود را آماده می سازد که پیش از آغاز تحریم های تازه،  گرانی بیشتر را طبیعی جلوه داده و مدعی شود که چون دولت دیگر یارانه ای برای کالاه ها پرداخت ننموده و پول را مستقیم به مردم می دهد، کالا ها و دیگر هزینه ها گران تر می شوند. پس از آغاز تحریم ها نیز می خواهند با انداختن بار گرانی ها ی بیشتر به گردن تحریم کنندگان و کشورهای غربی، از بار سنگین سیاست های نابخردانه خود بکاهند.  پس این همه شتاب در این باره بیهوده نبوده است. 

ـ باز شدن دست رئیس جمهور کودتایی در بریز وبپاش های بی حساب خود، بی نگرانی از پس دادن حساب وکتاب حتا به همین مجلس فرمایشی. آیا با شناختی که از این دولت ورئیس قلابی آن موجود است کسی می تواند اعتمادی به حتا همین پرداخت های مورد ادعا به شکلی برنامه ریزی شده و درست داشته باشد؟ آیا بخشی از این پول ها ناپدید نخواهد شد؟

ـ خیال واهی جذب مردم گریزان از رهبر، حکومت ودولت و ایجاد محبوبیت برای رهبر کودتاچی ورئیس جمهور دست نشانده او؛

ـ وابسته کردن هرچه بیشتر مردم به حکومت؛

ـ و بنا بر این کنترل بیشتر مردم با گونه ای چاشنی تهدید همیشگی و ایجاد گونه ای سد  در برابر شرکت مردم در اعتراض ها زیرا چنین پنداشته اند که مردم از ترس شناسایی و از دست دادن همین پول حقارت آمیزی که از دهان خود آنان گرفته و در برابرشان پرتاب می کنند، دیگر در تظاهرات های اعتراضی شرکت نخواهند کرد؛

کشوری که هیچ سامان و برنامه ریزی  درستی نداشته، در ورشکستگی اقتصادی اعلام نشده به سر برده، تولید غیر نفتی وصنعتی اش در وضعیتی رقت انگیز قرار دارد، در شغل های کاذبی چون دلالی دست و پا زده و بیشترین نیروی استخدامی و توان به اصطلاح کارش در نیرو های سپاه، بسیج، انتطامی، ارتش و چندین سازمان موازی اطلاعاتی/ امنیتی و ... که در حقیقت جز آن بخشی که جنگ افزار نظامی تولید و یا مونتاژ می کند، نیروهای غیر مولد هستند،  به جای خرد ورزی، بهره وری از کارشناسان برای برنامه ریزی های اساسی و سامان دادن به ورشکستگی اقتصادی خود، با اندیشه های واهی دست به اجرای برنامه ای می زند که این ویرانی و خرابی را حتا موقت هم که باشد، پنهان کرده و با پرداخت هایی اندک به مردم، که چند برابر آن را باید هزینه گرانی های پیش رو کنند، به آن هدف ها که در بالا آمد، برسد. آیا مردم ایران زیر بار این نیرنگ ها رفته و دست از مبارزه خود بر می دارند؟ آیا رهبر و رئیس جمهور کودتا با این ترفندها این همه کشتار وتجاوز به مال وجان مردم را پوشش داده ومحبوب دل ها می شوند؟ در آینده نه چندان دور، مردم ایران با واکنش های خود پاسخ درخوری به این پرسش هاخواهند داد.
 
کورش گلنام
 
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 ـ 26 آپریل 2010

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی (بخش سوم) [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ»(1) درباره کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی [2017 Oct] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۴)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۳)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ی ‌ایران را دگرگون ساخت (۲)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۱)  [2017 Sep] 
*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]