بر ما چه رفته است ؟
کورش گلنام

بخش 1

نگاه این نوشته

نگاه این نوشته بیشتر از همه باز هم بسوی جوانان گرامی ولی گرفتار ایران است. مهم نیست چه ایده و باوری دارند زیرا امروز دیگر بود ونبود خود آنها و همه سرزمین و هستی ایران در میان است. چه این جوانان گرامی که امید و آینده ایران هستند و چه ما نسل های گذشته( که به سهم خود در آنچه امروز بر سر جامعه ایران آمده است هر یک به گونه ای سهیم بوده وهستیم) اگر به سرزمین و مردم خود علاقه داریم می باید به  خود آمده، کینه ها ودشمنی ها را کنار نهاده و در اندیشه آینده خود و ایران باشیم. با فرمانروایی مشتی نادان، خود خواه و مردم فریب، امروز خطر به شکلی جدی از همه سو میهن و مردم ما را تهدید می کند و جامعه ایران حتا بدون درگیری نظامی، بسوی از هم پاشیدگی کلی ونابودی می رود. جوانان ارجمند و دل سوخته ورنج کشیده ایران، چه بخواهند و چه نخواهند، نقش و مسئولیتی بزرگ بر دوش دارند!

جوانان ونسل های پیشین

جوانان ما شاید خود نیز به خوبی می دانند که ما نسل های گذشته همچنان درگیر گرفتاری ها، نابسامانی ها و ناراستی های خود هستیم. گرفتار همان نابسامانی های فرهنگی که خود ریشه در درون جامعه ایران و شیوه رشد و پرورش ما داشته است. با وجود تکانه هایی در اندیشه بسیاری از ما و پیشرفت هایی که به هر رو داشته ایم ولی دردسر ها و تنگنا ها همچنان پا بر جاست. گرفتاری های ما در بیرون از ایران حتا امروز و پس از گذشت سه دهه از فرمانروایی ملایان نیرنگ باز، پابرجا ست. آیا نباید پذیرفت که این نارسایی ها و تنگنا ها در کار ما، ناشی از آن فرهنگ "آش در هم جوش" و "پا در هوا"یی است که با وجود همه ادعا ها "هویتی سردرگم"داشته و"بی برنامه" است؟ اپوزیسیون که بیشتر از همآن نسل های گذشته (دورتر ونزدیک تر) شکل گرفته است، اگر هم به برنامه ای برای پیشرفت و نزدیکی دست یافته و امید هایی بر انگیخته است، یا در آغاز و یا در نیمه راه از کار باز مانده است. چرا؟ زیرا با وجود همه رنج و گرفتاری هایی که امروز مردم ایران با آن دست به گریبانند(که همچنان که پیش تر گفته شد، ما نیز در پدید آمدن آن نقش داشته ایم) و فریاد رسی هم در چشم انداز نیست و شرق وغرب و امروز حتا آفریقایی ها و آمریکای لاتینی ها نیز در نتیجه سیاست های نابخردانه و کودکانه رژیم حاکم، هر یک به هر اندازه ای که توانسته اند، کنده اند، برده اند و خورده اند؛ این اپوزیسیون همه مجال ها را برای نزدیکی و همکاری با یکدیگر علیه خودکامگان و خود کامگی در ایران را با خودخواهی ها وادعا های تهی و بی پشتوانه اش از دست داده است و هنوز نیز نتوانسته است کاری کارساز انچام دهد!

و با وجود آنکه  اپوزیسیون همچنان گرفتار نارسایی ها و اشتباه ها در کار وسیاست خود است (چه ملی گرا، چه مجاهد، چه چپ ـ از هر حزب ودسته و گروه چپ ـ چه جمهوری خواه، چه سلطنت خواه و...)، که همه با آن آشنا و بوده و خود گاه این نارسایی ها را نیز می پذیرند  که نتیجه روشنش نیز هم اکنون در برابر چشمان همه است، ولی هنوز نیز آماده نیست از گذشته خود و دل بستگی ها وخط و مرز ونشان های گروهی ای که تا کنون نا کارآمدی خود را به روشنی نشان داده است، دست بر دارد. تا امروز نیز نشان داده ایم که در سخن از دموکراسی می گوییم وحتا برای نشان دادن دگرگونی در خود و گذشته خود، سازمان ها و گروه های تازه براه انداخته ایم ولی به هنگام عمل به آن چه که"نو" نمایانده ایم، هم دگراندیش را همچنان "دشمن" پنداشته و هم انتقاد حتا دلسوزانه و اصولی را برنتافته وآن را "دشمن گونه"دیده ایم.  تا مرزهایی را که در دوران گذشته(پهلوی) ایجاد کرده ایم در هم نریخته، از کینه و انتقام جویی دوری نکنیم، خود و سیاست هایمان را با روز وروزگار امروز ونیازهای آن همآهنگ نکرده و چشم را برروی واقعیت خطر کنونی به درستی باز نکنیم(1)، نه تنها کاری از پیش نبرده که همه چیز را نیزاز دست خواهیم داد! سخن از پند و اندرزی در میان نیست که نگارنده نه در آن اندازه هست و نه اجازه چنین جسارتی رابه خود می دهد. سخن از حقیقت و هول و هراس از بی حرکتی همه ما در برابر فاجعه ای است که در راه رخ دادن است و ما تنها به تماشاگرانی تبدیل شده ایم که گاه هیجانی نشان داده و فریادی می کشیم. دل خوش هستیم به سخنرانی در پالتاک، نشست و کنفرانس در اینجا و آنجا، آه وزاری و نوشتن و نوشتن و نوشتن!

همآهنگی در درون و بیرون از ایران

نباید اجازه دهیم که دشمنان مردم و آزادی مردم که امروز بر ایران حاکم هستند، در پراکندگی آنچه بنام اپوزیسیون خوانده می شود، بیش از این کامیاب شوند. اپوزیسیون در درون و بیرون ازایران اگر حقیقتن اراده کند، می تواند چون و چراها را از خود دور کرده، به یکدیگر نزدیک شده وبرنامه همآهنگی (برای نمونه کوششی یکپارچه در راه بر پایی مسالمت جویانه یک همه پرسی زیر کنترل و داوری جهانی در ایران) تهیه کرده و همه نیرویش را با آن همآهنگ وهمراه ساخته و تا رسیدن به پیروزی نهایی آنرا با سماجت و با بهره از هر امکان وراه درست وسازنده ای به پیش برد. جوانان ایرانی به ویژه در درون ایران، مهمترین نیروی این اپوزیسیون هستند که اتفاقن نقش رهبری و هدایت مبارزه در راه آزادی، بیشتر زیبنده آنها است تا کسانی دیگر.

چشم داشت ها

ما در بیرون از ایران چشم به راهیم که آن مردم گرفتار و جان به لب رسیده در زیر شدیدترین کنترل و فشار ها از سوی آدمخواران حاکم، از جان خود گذشته، بپا خیزند و جاده را برای ما هموار سازند. امری که با چنین نیروی سرکوبگر وخونریز و گرفتاری های کمر شکن و روزمره مردم شدنی نمی نماید مگر انفجاری ناگهانی و نهایی که پیش بینی رخ دادن آن و نتیجه اش نا شدنی است. ما که در بیرون از مرزهای ایران دارای امکان ها وآزادی های بسیار بیشتری در زمینه  کار وکوشش سیاسی برای فشار بر دولت های گوناگون در سراسر جهان و برای پشتیبانی از مبارزه آزادی خواهانه مردم ایران هستیم می توانیم بسیار بیش از امروز به مبارزان درون ایران یاری رسانده و در رسیدن به آزادی نقشی بسیار کاراتر داشته باشیم. آیا چنین می کنیم؟

از سویی دیگر در درون ایران نیز هم میهنان ما چشم به راهند که این اپوزیسیونی که با خود هم نمی تواند کنار آید(2) بدون همآهنگی با درون ایران، دست یاری و همکاری به یکدیگر داده و برای رهایی آن ها از این جهنمی که "اسلام ناب محمدی" در ایران ساخته است، کاری بکنند. بخش دیگری از هم میهنان در درون ایران نیز از شدت ناچاری، زورگویی ها، فشارهای روزافزون و نفرتی که از رژیم اسلامی دارند، چشم به یورش نظامی آمریکا و هم پیمانان او دوخته و می گویند هرچه بادا باد، نابود هم بشویم بهتر از زندگی در سایه این رژیم خون آشام است! این دسته از هم میهنان رنج کشیده، چشم به راه همآن فاجعه ای هستند که باید بدترین کابوس هر ایرانی آزادی خواهی باشد! به چه دلیل؟ زیرا در این باره نباید گمانی داشت که این رژیم چنان پوشالی و تو خالی است که نه تنها توان بسیار اندکی در رویارویی نظامی با نیروی ویران گر امریکا و هم پیمانان و نگاه داری از مردم وآب و خاک ما را دارد که بدتر از آن خود نیز اگر مجال یابد در همآن زمان کوتاهی نیز که شاید پایداری نشان دهد، به بهانه جنگ، سرکوب مردم را حتا افزایش نیز داده و  با زور وقلدری جوانان را یکبار دیگر به میدان جنگی این بار بسیار و حشتناک تر و خانمان براندازتر از جنگ با عراق کشانده و صد ها هزار جوان و شاید میلیونها تن از مردم ایران را در زمانی بسیار کوتاه درراه دیوانه سری های خود و با شیادی زیر پرچم دروغین "جهاد در راه اسلام"، "شهید سازی" و "شهید بازی"(3)به نابودی خواهد کشاند. همه ما به خوبی می دانیم که اگر سرانجام جنگی در گیر شود، این جنگ همچون جنگ با عراق نخواهد بود. نه شرایط آن است و نه هم آورد و حریف عراق است. مردم ایران دیگر آن مردم آغاز انقلاب نیستند که با توهمی که در باره حکومت نو رسیده، باور به انقلاب و وعده های دروغین خمینی داشتند، برای نجات آب وخاک خود بسوی مرزها یورش برند. کسانی نیز که گمان می برند در آن هنگام "عرق ملی"، ایرانیان را به دفاع ازآب و خاک خودمی کشاند، ازدیدمن در اشتباه هستند. آنها هم تحلیلی نادرست از وضع ایران دارند، و هم در حقیقت با این گونه تفسیر ها ناخواسته آب به آسیاب بخشی از نیرنگ بازی هاو تبلیغات رذیلانه رژیم اسلامی می ریزند زیرا همان گونه که پیش تر آمد، با نفرت گسترده و فراوان مردم از این رژیم، حتا بخشی از مردم خواهان یورش نظامی آمریکا بوده(اگر کسی تونایی دارد این موضوع را نفی کند!) و سیاست های ضد رژیمی آمریکائی ها بسیار هم در ایران هوا خواه دارد(کسانی شاید بخواهند چون همیشه چشم خود را به روی حقیقت بسته و در تئوری های خود گم گشته، در باره "امپریالیست جهانخوار آمریکا"، سود جویی های او و هم پیمانانش داد سخن بدهند ولی این چه چیزی از این حقیقت را دگرگون خواهد کرد؟). از سوی دیگر واز دید من، یورش چنان سهمگین، آسیب ها و ضربه ها چنان کوبنده و ویرانگر خواهد بود که شیرازه همه چیز به هم خواهد ریخت وپایداری دربرابر آن تنها می تواند کوتاه مدت، آنهم پراکنده و نه منسجم باشد. خیال پردازی های کودکانه رژیم در باره نیرو وتوان خود و برنامه های "دفاعی" ادعایی ملایان، دست کم در درون مرزهای ایران، به سرعت نقش بر آب شده وبهم خواهد ریخت. نگاهی به وضع امروز ایران، آشفتگی، نابسامانی و بی کفایتی در اداره همه جانبه کشور،  هنوز که جنگ رخ نداده است، خود گواهی است بر ناتوانی ها و ادعاهای دروغین رژیم ملایان. در نتیجه این باربرای درگیر کردن مردم وکشاندن آنها به جنگی ویرانگر که بانی اصلی اش حکومت ناب محمدی و برتری جویی های دیوانه وار ملایان است، سرکوب شدیدتر و زور وقلدری بیشتری از سوی حکومت برای درگیر کردن مردم در جنگ به کار رفته و نقش نخست را خواهد داشت.

شتاب برای یافتن راهی نو

باید هر چه زود تر راهی نو برای همراهی و همکاری همه کسانی که میانی حقوق بشر، احترام به آزادی و دموکراسی و در یک واژه احترام به"انسان " ( با هر اندیشه که بوده و با هر باور، روش و منشی که هستند) و قانون مداری را  می پذیرند، در درون وبیرون ایران یافت. این کوششی است همگانی. دست کم همه می توانیم دیدگاه های خود را در این باره به میان آورده و پیشنهاد خود را ارائه دهیم. از دید نگارنده، چنان که پیش از این بارها نیز به روشنی بیان داشته است، این راه، راهی نیست جز شکستن مرزهای ساختگی( و امروز بی گمان بی پایه تر از گذشته) و ویران کردن دیوار جدایی هایی که با اندکی آینده نگری، توجه به خطر و فاجعه بزرگی که در راه است؛ با نشان دادن اندکی درایت، بردباری، دوری از خود خواهی، هم دردی حقیقی با رنج واندوه و گرفتاری های مردم و اندیشه به آینده ایران و ایرانی، می توان آن را از میان برداشت و به نزدیکی هر چه بیشتر، همراهی حتا برای زمانی کوتاه و تا رسیدن به آزادی و سازمان دادن کوشش هایی هم آهنگ، یک پارچه و اثر گذار در درون وبیرون ایران دست یافت.

حقیقتن بر ما چه رفته است و در میهن ما باید برای مردم چه گرفتاری ها، رنج ها، سرافکندگی ها وشرمساری های بیشتری پیش آید و چه ویرانی های دیگری رخ دهد تا ما چنین کنیم؟!

 

 

پا نویس:

1 ـ مطمئن باشیم که اگر به ایران یورش نظامی بیاورند، بسیار بسیار سهمگین تر و ویران کننده تر از عراق خواهد بود. یک آن بپنداریم که اگر این پیش بینی حقیقت یابد، و جنگی در گیر شود، ما با آن فاجعه چگونه می توانیم سر کرده و کنار آییم؟ واز ایران جز ویرانه، اشک وآه و ماتم و پشیمانی از بی عملی خود، برای ما چه بر جای خواهد ماند!

2 ـ بخشی از آن هنوز حکایت کودتای 28 مرداد و انتقام جویی در این باره، جان و حسم سخنانش است و این در حالی است که کودتا کنندگان خود به انجام آن سود جویی هاو اشتباه خود اعتراف نموده و از مردم ایران پوزش خواسته اند وحتا گفته اند که ما با این کودتا راه دست یافتن به آزادی و دموکراسی در این را سد کردیم( وهمین امر زبان بیهوده گوی پشتیبانان این کودتای ننگین را که گاه با حسارت آن را حتا "قیام ملی" می دانستند بست و از کار انداخت)ولی این هم میهنان ارجمند دست بردار نیستند و روشن نیست امروز در پافشاری بیهوده بر این امر، به چه چیزی می خواهند برسند و از این سماجت خود چه بهره ای به مبارزه مردم ایران با ابن رژیم حاکم می رسانند؟

3 ـ پرسش همیشگی این است که اگر شربت شهادت، رسیدن بی دردسر به بهشت، با امتیاز بزرگ بخشش همه گناهان پیشین آدمیزاد مسلمان شیعه (البته از گونه اعلای ناب محمدی آن) خوب است، چرا رهبر معظم و خاندان محترم  همراه با خاندان های بزرگ دیگر چون خاندان شیخ ها رفسنجانی، جنتی، خزعلی، مصباح و.. دیگر خاندان های محترم و مسلمان ناب محمدی، بمبی به خود نبسته و خود را در راه "فلسطین مقدس" در گوشه ای از  دنیای بزرک "کفر واستکبار" منفجر نمی فرمایند تا یک راست به بهشت تشریف فرما شوند؟ چرا بیشتر کسانی که در دام نیرنگ های ملایان شربت شهادت نوش می کنند، جوانان مفلوک و بی خبری هستند که میانگین سن آنها به بیست وپنج و سی سال هم نمی رسد؟   
 
این نوشته در 2 یا چند بخش خواهد آمد.
 
شنبه 11 خرداد 1387 ـ 31 می 2008

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*قهرمانان مَسخ شده [2017 Dec] 
*این دیگر دو رویی و نیرنگ نیست بلکه جنگی است علیه ‏بی گناهان [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی (بخش سوم) [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ»(1) درباره کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی [2017 Oct] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۴)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۳)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ی ‌ایران را دگرگون ساخت (۲)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۱)  [2017 Sep] 
*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]