آیا نسل «همه‌چیزدان‌»‌های شیعه رو به انقراض است؟
مجید محمدی

mohammadi.jpg• متوسط درک «علامه» ‌های شیعه از درک متوسط عمومی شهروندان ایرانی پایین‌تر است
ایندیپندنت فارسی - پس از مرگ حسن حسن‌زاده آملی، دوباره ماشین اعلام عزای عمومی در یک استان (استان مازندران) به‌مدت یک هفته، صدور پیام‌هایی از صدر تا ذیل مقام‌های حکومتی، از رهبر و رئیس دولت گرفته تا وزیر امور خارجه و کشور و سرداران سپاه پاسداران، و از رئیس مجلس گرفته تا روحانیون صاحب‌کرسی در نهادهای جمهوری اسلامی، برای برگزاری بزرگداشت‌های باسمه‌ای این فرد به راه افتاد.

در مراسم تشییع، این جمله‌ها گفته شد: «علامه ذوالفنون الوداع الوداع؛‌ای آبروی ایران، خدا نگهدارتان». هر دو جمله خلاف واقع‌اند. او نه علامه و ذوالفنون بود و نه آبروی ایران. فروش یک طلبه به‌عنوان آبروی ایران، طلبه‌ای معمولی با انبوهی از آثاری که نه کسی می‌خواند و نه به کار کسی می‌آید، حکایت از سطح تحقیر و تنزلی است که دولت-ملت ایران در دوره جمهوری اسلامی تجربه کرده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی ایران این توهم را به خود باورانده‌اند که با دادن جایزه دولتی کتاب به یک اثر، آن اثر خواننده پیدا می‌کند یا نویسنده‌اش اعتبار پیدا می‌کند، اما می‌دانند که دادن جایزه فقط باعث می‌شود که وزارت ارشاد نسخه‌های بیشتری از آن کتاب را برای کتابخانه‌های عمومی بخرد تا مردم آن‌ها را نادیده بگیرند، و تا این افراد را بر صفحه تلویزیون ببینند، کانال را عوض کنند یا تلویزیون را خاموش کنند.

پنج ویژگی‌ علامه‌های شیعه

برای پاسخ به پرسشی که در عنوان این مطلب آمده است، نخست باید دید کسانی که در ایران به‌عنوان علامه به مردم فروخته می‌شوند چه ویژگی‌های مشترکی دارند. کسانی که در پنج دهه اخیر در بوق‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی ایران رسما علامه خوانده شده‌اند عبارتند از مرتضی مطهری، محمدتقی جعفری، محمدرضا حکیمی، محمدحسین طباطبایی، مصباح یزدی، محمدحسین حسینی طهرانی، و حسن‌زاده آملی.

۱) بی‌توجهی به روش و مبانی تحقیق. صاحبان عنوان علامه، یعنی مطهری، طهرانی، طباطبایی، حسن‌زاده، مصباح، و جعفری (به‌جز حکیمی) با عنوان فیلسوف و گاه فقیه و عارف به ملت فروخته شده‌اند. اما از این‌ها حتی یک اثر توصیفی و تبیینی در باب فلسفه مشایی و اشراقی و صدرایی یا مکاتب کلامی شیعی، اشعری، و معتزلی، یا مکاتب عرفانی و تصوف به جا نمانده است.

از این افراد حتی یک مقاله علمی (مرور ادبیات، بیان روش تحقیق، طرح موضوع و نظریه، تبیین نظریه‌های رقیب و نتیجه‌گیری) در زمینه تاریخ و موضوع‌های محوری سه مکتب فلسفی ذکر شده، یا سیر تحول موضوعی در این موارد، یا در زمینه مکاتب عرفانی و فقهی منتشر نشده است. آن‌ها اصولا اهل تالیف در حوزه فلسفه و عرفان نبوده‌اند و اگر متن‌هایی هم از آن‌ها منتشر شده است، متن پیاده‌شده سخنرانی‌های آن‌هاست که نازل‌ترین روش برای بیان تامل‌های فلسفی است، مثل گیاهان خودرو. حتی کلمه‌ای مانند سخنان نغز مولانا در فیه ما فیه یا دیوان شمس، یا سخنان حلاج و ابوسعید ابوالخیر یا چیزی در این چارچوب از این افراد بیان نشده است. آثار فقهی آن‌ها نیز جست‌وجوی احکام در احادیث و رساله‌های فقهی گذشته بوده است برای رسیدن به دستورالعملی برای مقلدان.

۲) پایان علم. تفسیر قرآن طباطبایی، مثل بحارالانوار، جمع‌آوری و گزینش مطلب تفسیرهای گذشته و چیدن آن‌ها در کنار یکدیگر است، گویی علم تفسیر به پایان رسیده و اکنون زمان جمع‌آوری و تالیف دایره‌المعارف است. الحیاتِ حکیمی و برادران او نیز جمع‌آوری با تمرکز بر مبانی سوسیالیسم است. اصول فلسفه و روش رئالیسم طباطبایی نیز اثری تبلیغاتی در پاسخ به مارکسیسمی است که در آثار حزب توده مشاهده کرده بود. اصولا شیعه بعد از پیامبر و ائمه که آن‌ها را عالم مطلق می‌دانستند قائل به پایان علم بوده است و هر آنچه انجام می‌گیرد سوراخ کردن متون موجود برای کشف (و نه فهم) نادانسته‌ها یا پاسخ دادن به «دشمنان» است.

۳) علم نمایی. آثار جعفری و حسن‌زاده آملی و حسینی طهرانی هزارتوهایی‌اند از سخنانی بی‌ربط که از دیگران (مثل برتراند راسل، مولانا، فقهای شیعه، یا شاعران عرب) نقل شده‌اند که بیشتر برای علم‌نمایی است. همان آثار نیز در سخنان این گروه نه تحلیل شده است و نه نقد. آثار جعفری اصولا به کار فهم مولانا نمی‌خورد و اکنون به اوراق فراموش‌شده پیوسته است. استفاده علامه‌های شیعه از سخنان غربی‌ها نیز همه برای تایید این نکته است که علم در میان شیعیان بوده است و بس، و دیگران اگر چیزی می‌دانند، از شیعیان و مقدسان آن‌ها فراگرفته‌اند.

آثار علامه‌های شیعه که به نظریه‌پردازان جمهوری اسلامی ایران و حامیان اسلام سیاسی و ولایت فقیه ارتقا یافته‌اند، حتی شرح و حاشیه و خلاصه‌نویسی در حد شرح‌ها و حاشیه‌نویسی‌های شهید ثانی بر لمعه دمشقیه یا بهمنیار بر آثار ابن‌سینا نیست. آن‌ها اصولا از درک میراث گذشته فلسفی و عرفانی و فقهی و ادبی ایرانی نیز عاجز بوده‌اند، چون تحقیق روشمند را نمی‌دانستند. تعریف برخی از دانشگاهیان از آثار این علامه‌ها نوعی نهضت هویت‌سازی اسلامی-شرقی در سال‌های دهه چهل و پنجاه خورشیدی در برابر تمدن غربی بود، که نتایج آن را در افول علمی و حتی هویتی ایران و ایرانیان می‌بینیم.

۴) زبان مُغلَق. نثر و زبان این افراد در بیان دیدگاه‌هایشان همه در حد دانش‌آموزان دبستانی است. هیچ‌یک نه زبان عربی را به‌خوبی می‌دانند تا به آن زبان بنویسد (گرچه زبان عربی زبان فقه و قرآن و حدیث است) و نه در زبان فارسی مهارت چندانی دارند. آن‌هایی که در عرصه‌‌های فقه و قرآن مشهور به اجتهاد بوده‌اند، حتی یک اثر علمی همراه با مرجع‌ها و پی‌نوشت‌های مربوط و نثر پیراسته دانشگاهی نداشته‌اند. آنچه از اینان به یادگار مانده شرح‌هایی غیرقابل‌استفاده و پراکنده بر آثار موجود، و جمع‌آوری و تنظیم مجدد و پاسخ‌گویی به «شبهات» (از نظر باورمندان، هر گونه انتقاد به متون دینی) بوده است.

۵) تبلیغات و موعظه. نسل‌های متوالی جوانان ایرانی در مدارس و دانشگاه‌ها هیچ‌ چیز در آثار این‌ها جز فخرفروشی و تقدس‌نمایی و مُهمل‌گویی ندیده‌اند. علت نیز آن است که این‌ها همه مُبلغ بوده‌اند و نه محقق و معلم. نقش مُبلغ بالا بردن و پایین آوردن است؛ نقش محقق کنکاش در عالم واقع و میراث پیشینیان؛ و نقش معلم انتقال دسته‌بندی شده و تحلیلی دستاوردها. وقتی بنای شما بر تبلیغ شیعه و فقها و متکلمان (که همان مُبلغان الهیات هستند) استوار باشد، دیگر اثری از تحقیق و تعلیم باقی نخواهد ماند. گذاردن عنوان فیلسوف بر افراد ذکر شده، جفا به فلسفه است، چون کار فیلسوف جست‌وجوی حقیقت بدون فرض گرفتن نتیجه است، اما کار متکلم، بافتن رطب و یابس (سخنان درهم و برهم و بی‌معنی) برای اثبات امری است که از قبل قرار بر اثبات آن بوده است.

به همین علت، نباید چندان متعجب شد که آثار مرتضی مطهری مثل رساله عملیه خمینی به متون مورد پرسش در گزینش‌های ایدئولوژی در اداره‌های دولتی، سخنرانی‌های مصباح به بخشی از آموزش‌های ایدئولوژی فرماندهان دیپلم‌رَدی سپاه، و سخنان جعفری و حسن‌زاده به موادی برای پر کردن برنامه‌های تبلیغاتی صدا‌و‌سیمای اقتدارگرا و تمامیت‌خواه در ایران تبدیل شده است.

کارکرد این افراد و آثارشان تبلیغ موادی است که حداکثر می‌توان آن‌ها را در کتاب‌های تاریخ علم، و در اموری که تاریخ مصرفشان دیگر منقضی شده است، جای داد. آن‌ها حتی مورخان خوبی برای تاریخ معرفت در ایران نبوده‌اند، چون برای این کار به سراغ طبری و یعقوبی یا آثار اصیل فلسفی وعرفانی نمی‌رفتند.

وقتی توجه افراد بر تبلیغ و موعظه متمرکز باشد، عالم را گزینشی و لذا کج‌ومعوج می‌بینند، و اصولا علم برای آن‌ها یعنی روش مهندسی افکار و باورها. از همین رو است که این افراد درکی پایین‌تر از درک متوسط عموم مردم دارند، چون عموم مردم حتی اگر به کلاس درس و دانشگاه هم نرفته باشند، نکاتی را با مشاهده بدون تمرکز بر منافع و قدرت می‌بینند که این‌ها نمی‌بینند. مسئله همه این علامه‌ها، بسط قدرت روحانیون شیعه در عالم بوده است و خواهد بود، و از پشت همین عینک به عالم نگاه می‌کنند. این عینک به‌شدت محدود و کورکننده است.

روش ارزیابی

اگر می‌خواهید نقش علم و دانش را در جمهوری اسلامی ایران و در میان باورمندان شیعه اندازه‌گیری کنید، یکی از معیار‌ها نگاه به کارنامه کسانی است که در این «نظام» و در میان روحانیون شیعه به علامه مشهورند. چنان‌که از آثار ایشان برمی‌آید، سواد و حد اطلاعات و درک و تحلیل آن‌ها از عالم واقع و میراث علمی بشر، از جمله تاریخ اسلام و ایران و میراث فرهنگی ایران، کمتر از حد متوسط یک فرد دیپلمه در مواد درسی اصلی، یعنی زبان مادری، علوم زیستی، ریاضیات، و علوم اجتماعی (نه حفظ قران و حدیث) است، حتی در نظام آموزشی ورشکسته ایران. رمز ایجاد تصورِ بزرگیِ علامه‌ها در میان بخشی از باورمندان، خوانده و شنیده نشدن نوشته‌ها و سخنان آن‌هاست.

تولید «علامه» ادامه خواهد داشت

باز‌می‌گردم به پرسش اصلی این نوشته: تا زمانی که خودبزرگ‌بینی و خودحق‌پنداری و همه‌چیزدانی در میان روحانیون شیعه در جریان باشد، فرایند تولید همه‌چیزدان‌هایی که اطلاعات آن‌ها در حد ویکی‌پدیا است و مغلوط و به‌هم‌ریخته و آشفته سخن می‌گویند و آثارشان صرفا زینت‌المجالس یا زینت قفسه‌های کتابخانه‌های پشت سر دیگر روحانیون است، متوقف نخواهد شد.

سخنان و موعظه‌های این افراد نه‌تنها از نظر معرفتی در سطحی پایین‌تر از درک و سواد عمومی شهروندان ایرانی است، بلکه سم مهلک برای علم و جامعه و دانشگاه بوده‌اند، چون فقه و کلام را که دستورهای زندگی قبیله‌ای در ۱۴۰۰ سال پیش و باورهای انسان‌ها در همان دوره بوده‌اند، به اسم علم و معرفت به جامعه می‌فروشند، و سوار بر آن‌ها، منابع کشور را غارت می‌کنند و جوانان و اهل علم را به بند می‌کشند و اعدام می‌کنند. کسانی که امروزه در ایران استاد دانشگاه نامیده می‌شوند (به‌ویژه در علوم انسانی و اجتماعی) اکثرا شاگردان فکری همین افرادند.

ماشین طلبه‌سازی و روحانی‌سازی جمهوری اسلامی ایران که در این دوره با برخورداری از منابع عمومی، هزاران مرتبه فربه‌تر شده است، تا زمانی که دستگاه تولید و توزیع مهملات آن بر قرار است و ابزارها و حوزه تبلیغاتی به‌ وسعت یک کشور در اختیار دارد، «علامه ذوالفنون» و «جامع علوم منقول و معقول» تولید خواهد کرد که نه‌تنها به کار ایران نخواهند آمد، بلکه موجب مسموم و آلوده کردن اذهان و تحقیر علم خواهند شد.

منبع:ایندیپندنت فارسی


مجید محمدی

فهرست مطالب مجید محمدی  در سایت پژواک ایران 

*گران کردن بنزین عملی‌ترین راه‌ حل بحران کسری بودجه برای دولت رئیسی  [2021 Oct] 
* آیا نسل «همه‌چیزدان‌»‌های شیعه رو به انقراض است؟ [2021 Oct] 
*تبلیغات سیاسی و «چانه‌زنی در بالا» سطح مهمل‌گویی را ارتقا می‌دهد [2021 Sep] 
*تحفه‌هایی که با پست هوایی امریکایی-فرانسوی تحویل می‌شوند  [2021 Aug] 
*آیا ۳۰ میلیون دوز وارداتی رئیسی هم به ۶۰ میلیون دوز وارداتی روحانی خواهد پیوست؟  [2021 Aug] 
* شعارهای مترو صادقیه و پاساژ علاء‌الدین به شعارهای ملی تبدیل خواهند شد [2021 Jul] 
*جمهوری اسلامی ایران دوران سختی در پیش رو دارد [2021 Jul] 
*چشم‌اندازهای دولت ابراهیم رئیسی  [2021 Jun] 
*آینده‌ سیاسی محمدجواد ظریف  [2021 Jun] 
*روش‌های رقابت میان نامزدهای «نظام» [2021 Jun] 
*چهار محور تبلیغات سیاسی به نفع حماس و جهاد اسلامی [2021 May] 
*جانشینی خامنه‌ای + بازیگران کلیدی در رویداد ۲۸ خرداد ۱۴۰۰  [2021 Apr] 
*سه گونه سفارت جمهوری اسلامی ایران در ایالات متحده و کانادا  [2021 Apr] 
* ایرانیان سال را با هشت دروغ خامنه‌ای آغاز کردند  [2021 Mar] 
*سمت و سوی پنج پرونده امنیتی جمهوری اسلامی [2021 Mar] 
*دانشگاه مریلند یا آشپزخانه‌ بیت، سپاه و دستگاه‌های امنیتی؟  [2021 Mar] 
* اسلامی‌سازی علوم؛ از آکادمی منیر‌الدین حسینی و مغازه مصباح تا دانشگاه هاروارد [2021 Feb] 
*دلایل توقیف نفتکش و غنی‌سازی ۲۰ درصدی در آستانه انتقال قدرت در آمریکا [2021 Jan] 
*کارنامه‌ی بی‌حاصل سیاست مماشات و خشنود‌سازی برای مهار جمهوری اسلامی [2020 Dec] 
*در «بیت» خامنه‌ای چه می‌گذرد؟  [2020 Nov] 
*در جنگ ایران و عراق هر دو کشور شکست خوردند هیچ جنگی مقدس نیست [2020 Sep] 
*نوبت بازنشستگی سیاسی حسن روحانی فرا رسیده است [2020 Jul] 
*بازار پر رونق پیامبری، مهدویت و ارتباط با امام زمان در ایران [2020 Jun] 
*دشمنی که نمی‌شناسند، سه افسانه‌سازی غالب در مورد ایالات متحده آمریکا [2020 May] 
*برنامه‌ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای ایران چیست؟  [2020 May] 
*میزان بی‌اطلاعی از مسائل ایران در گزارش‌های رسانه‌های غربی حیرت‌آور است [2020 May] 
*خامنه‌ای: القای توهم منجی و فرار از پاسخگویی [2020 Apr] 
*«نابحران» کُرونا و تحریم‌ها: نظام و لابی آن فرصتی برای تجدید قوا یافته‌اند [2020 Apr] 
*پنج موج مهاجرت از جمهوری اسلامی، موج پنجم به غارتگران منابع کشور تعلق دارد، [2020 Feb] 
*لابی جمهوری اسلامی ایران هم مانند خود آن غیرعادی است  [2020 Jan] 
*پنج افسانه در مورد قاسم سلیمانی [2020 Jan] 
* از نظام قرار نیست «چیزی» باقی بماند  [2019 Dec] 
*آدرس‌های غلط تحلیلی در مورد اعتراضات آبان ۹۸ [2019 Nov] 
*از «یانکی گو هوم» تا «ایران برو بیرون»  [2019 Oct] 
*مغازه‌ی دو نبشی که جمهوری اسلامی باز کرده است  [2019 Oct] 
*روزی که «نرمش قهرمانانه‌ی- ۲» فرا خواهد رسید [2019 Oct] 
*مداح اسرائیلی دیگر چه صیغه‌ای است؟ روش خلق این شتر گاو پلنگ  [2019 Sep] 
*چرا مردم ایران علیه رژیم به خیابان‌ها نمی‌آیند؟  [2019 Aug] 
*از همه‌ی دنیا طلبکارند، با همه‌ی نکبت و فلاکتی که به ارمغان آورده‌اند [2019 May] 
*روش‌های مهندسی عقیدتی‌ـ‌سیاسی تجمعات [2019 Apr] 
*یورونیوز فارسی آشکارا به دیگر بوق‌های تبلیغاتی فارسی‌زبان پیوسته است [2019 Apr] 
*مردم ایران در دوران گذار، به رهبرانی مثل ترامپ نیاز دارند [2019 Jan] 
*از زهرا کاظمی ‌تا جمال خاشقجی: رسوایی رسانه‌های غربی در گزارش نامتوازن قتل دو روزنامه‌نگار [2018 Oct] 
*سوریه‌ای شدن، نه؛ یمنی سازی و ونزوئلایی شدن، آری [2018 Oct] 
* کدام یک مبتذل است: موسیقی سوسن و جواد یساری یا امضای نامه‌ی لابی جمهوری اسلامی؟  [2018 Jul] 
*سه (بعلاوه یک) سناریو برای سقوط جمهوری اسلامی [2018 Jul] 
* شش نمایش تهوع‌آور در حکومت اسلامی  [2018 Jul] 
*رهبران ایران اشغالگرند، یا هموطن؟ [2018 Jun] 
* تمام دروغ های ظریف  [2018 Jun] 
*اردک شَل روحانی، آغاز فروپاشی سیاسی [2018 May] 
*رادیو فردا به یک خانه‌تکانی جدی نیاز دارد [2018 Apr] 
*کاهش میانگین سن ازدواج دختران در ایران؛ چرا؟ [2018 Apr] 
*مرثیه ‌ای برای همه‌ء غرب ‌ستیزان  [2018 Mar] 
*تراژدی اسلام‌شناسی، خاورمیانه‌شناسی و ایران‌شناسی در دانشگاه‌های ایالات متحده  [2018 Feb] 
*رژیم‌های سیاسی با همه‌پرسی ساقط نمی‌شوند [2018 Feb] 
*محمود احمدی نژاد: «رهبر انقلابی» که غیبش زد  [2018 Jan] 
*پا گذاشتن جمهوری اسلامی جای پای شوروی  [2018 Jan] 
*چهار ویژگی متمایز کننده‌ خیزش دی ۹۶: جدال با کابوس مستقر [2018 Jan] 
*مهم‌ترین خطر امنیتی کشور: جمهوری اسلامی و تداوم آن  [2018 Jan] 
*«بازندگان جنبش اعتراضی دی ماه ۹۶» [2018 Jan] 
*توهم «تغییر و اصلاح» به پشیمانی رسید [2017 Dec] 
*سپنتا نیکنام و مرگ حاکمیت قانون و حقوق شهروندی  [2017 Nov] 
*اصلاحات سال‌ها پیش مُرد. همین!  [2017 Oct] 
*«جان اسنو» در تهران  [2017 Sep] 
*دشمنی اسلامگرایانه با غرب چه نتایجی دارد؟ [2017 Aug] 
*نظرسنجی‌هایی بدون ارزش علمی [2017 Aug] 
*علی شریعتی: ایدئولوگ نظام سرکوب  [2017 Jun] 
*گام دوم مهندسی انتخابات ۹۶: چینش نامزدها و جهت دادن به کارزارها  [2017 Apr] 
* مهندسی انتخابات ۹۶ آغاز شده است [2017 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2017 Apr] 
*جریان «اصولگرا»: واگرا و آشفته  [2017 Apr] 
*رسانه‌های فارسی‌زبان با مالیات شهروندان و منابع عمومی کشورهای غربی چه می‌کنند؟ [2017 Mar] 
*معضل محمد خاتمی برای «نظام»: ضعیف، کم آزار، اما غیر قابل اعتماد [2017 Feb] 
*چهار روایت شخصی از جنایات داعشی جمهوری اسلامی  [2017 Feb] 
*«آشتی ملی»؛ طرحی توخالی و بی حاصل برای تقرب به خامنه‌ای  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛ سیاست‌ورزی اسلامگرایانه در چارچوب ممکن‌ها [2017 Jan] 
*مهندسی غرور ملی با هیچ [2016 Dec] 
*ساختار آسیب‌های اجتماعی در ایران در سه نمودار [2016 Nov] 
*دوازده پرسش پیرامون چرایی و چگونگی پیروزی ترامپ و شکست کلینتون [2016 Nov] 
*واکنش ها به پیروزی ترامپ/ موج نارضایی‌ها، «نخبه‌گرایی، چند فرهنگ‌گرایی و جهان‌گرایی» را به عقب راند [2016 Nov] 
*کودک آزاری جنسی در پناه «بیت» المجرمان [2016 Oct] 
*جنگ با مردگان «غیر خودی»  [2016 Oct] 
*نهادهای پشتیبانی ایدئولوژیک برای استبداد مذهبی، تمامیت خواهی و کشورگشایی درایران  [2016 Oct] 
*مدیران جمهوری اسلامی در چه مواردی به اراذل و اوباش و لات‌ها متوسل می‌شوند؟  [2016 Oct] 
* انگاره بومی اداره و توسعه: واقعیت یا توهم؟ [2016 Sep] 
*میرقلی‌خان، امیری، دری اصفهانی: گامی کوچک از «قهرمان» تا «جاسوس»  [2016 Sep] 
*کدام‌یک اسلام را دزدیده‌اند: تروریست‌ها یا اصلاح‌طلبان؟ [2016 Jun] 
*نگاهی به نهادها و مبانی تصمیم‌گیری قوه قضائیه جمهوری اسلامی  [2016 May] 
*یک دیدار معمولی، یک عکس عادی، و موجی از اتهام و اعتراض [2016 May] 
*عرصه‌های جدیدی که روحانیت شیعه در نوردیده [2016 Apr] 
*ویروس ضد امریکایی؛ برندگان و بازندگان [2016 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2016 Apr] 
*چرا در انتخابات مهندسی‌شده شرکت می‌کنند؟ [2016 Mar] 
*پدیده های قابل توجه و شگفت انگیز در نتایج انتخابات ۹۴ [2016 Feb] 
*انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا تمامیت‌خواه [2016 Feb] 
*چهار دلیل برای ترغیب به مشارکت در انتخابات ۹۴ و نقد آنها  [2016 Feb] 
*تصویب توافق اتمی در ایران: مجلس یا شورای امنیت ملی؟  [2015 Aug] 
*رژیم خمینی چگونه تداوم یافت؟ [2015 Jun] 
*نظام بی‌شرم جمهوری اسلامی: شرم، سیری چند؟ [2015 Mar] 
*قاسم سلیمانی: «الهه مهربانی»، «سردار عارف» یا فرمانده ترور؟ [2015 Mar] 
*معجزه‌ی حکومت ولایی شیعی: یزید نقش امام حسین را بازی می‌کند [2014 Sep] 
*موضوعاتی که صدای آمريکا پوشش نمی‌دهد يا در اولويت آن نيست [2014 Sep] 
*بی بی سیزاسیون صدای امریکا [2014 Sep] 
*داعش، «سپاه قدس» اسلام‌گرایان سنی [2014 Jun] 
*مسجدسازی دولتی به جای ساخت مسکن عمومی [2014 Mar] 
*افسانه‌ی کمبود روحانی شيعه در ايران، مجيد محمدی [2014 Feb] 
*برنامه‌ تلويزيونی روحانی و پنج بازنمايی از وضعيت دولت  [2014 Feb] 
*رژیم تحریم علیه تحریم [2013 Sep] 
*ملی‌گرايی تکثرستيز: ضد غرب و پرونده‌ساز [2013 Aug] 
*سياست‌ورزیِ تهی از شرم [2013 Jul] 
*چرا سفر به ایران را تحریم نمی کنید؟ [2013 Jul] 
*شان يونسکوی رضا داوری: ننگ و آه [2013 Jul] 
*توهمات علی خامنه‌ای [2013 Apr] 
*علی خامنه‌ای و دروغ‌ها، رجزخوانی‌ها و مدعیات بی اساسش [2013 Apr] 
*بخش فلسفه‌ی دانشگاه تهران، دکان علم‌فروشی و مدرک‌سازی [2013 Apr] 
*فرسایش بنیان‌ها و پیوندهای اجتماعی در ایران [2012 Dec] 
*ناشر غير امين و تبليغات سياسی [2012 Jun] 
*تندیس‌های تنفر، اسلام رحمانی و مخاطرات امنیتی اسلام سیاسی [2012 May] 
*خلائق را از براندازی ولایت فقیه می ترسانند [2012 Apr] 
*«جامعه‌ ايران در سراشيبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی»  [2012 Mar] 
*مطالعات خاورمیانه یا بسط تنفر، بی خیالی و پرده پوشی [2012 Mar] 
*روشنفکران دینی و مقدسات مردم [2012 Mar] 
*آمريکاستيزی روشنفکران ـ فعالان چپ ايرانی: سندرم "از موضع بالا" [2012 Mar] 
*امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ [2012 Feb] 
*مشکلات دروازه بانان سابق رسانه‌ها [2012 Jan] 
*کارنامه‌ی سياه و سوگناک دين سازمان‌يافته [2011 Dec] 
*صدايش را در نخواهند آورد [2011 Dec] 
*دين سازمان‌يافته، مروج تنفر و تبعيض [2011 Dec] 
*بیست روش گریز از پاسخ گویی: نقدی بر گزارش جمهوری اسلامی به کمیته حقوق بشر سازمان ملل [2011 Dec] 
*آیا بدون دین سازمان یافته، دنیای بهتری نمی داشتیم؟ [2011 Nov] 
*همه از دولت‌ها پول می گیرند، اما ...  [2011 Nov] 
*در جستجوی فرزندان از دست رفته  [2011 Nov] 
*رهبر بعدی چگونه تعیین خواهد شد؟  [2010 Jun] 
*يک دروغ بزرگ ديگر؛ فساد اخلاقی ساختاری غرب [2010 May] 
*جنبش سبز: اسلامگرا یا سکولار  [2010 May] 
*شهرنشينی، دانشگاه و طبقه متوسط: تهديدات امنيتی عليه ولايت فقيه [2010 Apr] 
*از ربانی سالاری به اوباش سالاری؛ تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی  [2010 Mar] 
*رهبر جمهوری اسلامی و مداحی به قصد تقرب  [2010 Feb] 
*هشت تحليل غلط؛ پيش و پس از انتخابات رياست جمهوری  [2010 Feb] 
*زمان محاکمه‌ی خامنه‌ای در دادگاه جنایی بین‌المللی فرا رسیده است  [2009 Jul] 
* الگوهای رایج فریب‌کاری در نظام جمهوری اسلامی  [2009 Feb]