خواست یک شهروند ایرانی
م-ت اخلاقی

نوشتۀ زیر متن گفتگوئی است با یک رهگذر ایرانی پناهندۀ "شریف" که بیش از یک ربع قرن است آوارۀ غربت است.در زیر از اوبا اسم "شریف یاد می کنم  وخود را "مصیبت"،مصیبت بخاطر اینکه تا به او گفتم یک سئوالی دارم،با ناراحتی گفت : باز هم یک "مصیبت".لطف کرده حوصله بخرج دهید وآنراتا آخر به شکل محاوره بخوانید .

مصیبت: سلام ،شما ایرانی هستید ؟

شریف : بله ،فرمایشی دارید ؟

مصیبت:   نه ،فقط میخوام یک سئوال ازتون بپرسم،اجازه میدید ؟

شریف: جاسوس ماسوس رژیم یا از این پناهنده های سیاسی بی شرف که نیستید که با رنج وشکنج دیگران میاند اروپا پناهندگی می گیرند وبعد از چند سال که ملّیت آن کشور مربوطه را گرفتند،میرند ایران ومیاند، ووقتی ازشون می پرسی برا چی میرید ایران تحت حاکمیت شکنجه و زندان وتجاوز،می گویند ما که با پاسپورت ایرانی نمی رویم ،ما به عنوان خارجی می ریم،آدم جوش میاره وبهشون میگه :حرومزاده ها مگه وقتی پاسپورت کشور مربوطه را بت دادند تو یکی از میدونای اون کشور بدنیا اومدی ؟

مصیبت : آغا جوش نیارید، من اصلا از این پناهنده های دست ساز نیستم،خاطرتونو جمع کنم ،در یک کلام،مرگ بر علی خامنه ای ولعنت ونفرین بر روح بنیانگذار این حکومت شریعت پرور جمهوری اسلامی ایران یعنی "خمینی" وبر هزاران "راس پاسدار وهزاران قلّادۀ لباس شخصی وبسیجی" .

شریف :یعنی تو هم مثل من واقعا پناهنده ای،یعنی مثل اون قلّابیا بی ناموس وآدم فروش نیستی ؟

مصیبت : نه آغا، به سبیل های سفیدت قسم نه،چرا توهین می کنی ؟دیگه داری پاک همه بد وبیراهی میگی ها !

شریف : خوب بگو، هر سئوالی داری بپرس پسرم .

مصیبت : من فقط یک سئوال دارم ،سئوال من هم اینست :

دوست داری بعد از سرنگونی این رژیم ،چه حکومتی یا چه جیزی بر سر کار بیاد ؟

شریف : هر چی بگم می نویسی وپخش میکنی،نمی ترسی که بت انگ بزنند،مثلا بگند سلطنت طلبی،کمونیستی،خمینی چی هستی،ضدّ دینی،طرفدار مجاهدینی،ودر یک کلام خلی ویا هذیون می گی ؟

مصیبت : نه بگو،حقیقت را باید گفت از دهان هرکس که باشد چه دشمن،چه دوست .

شریف :بعد از سرنگونی این آخوندها، اوّل از همه تحت هیچ عنوانی اداره ای به اسم ساواک،وزارت اطلّاعات،سازمان مبارزه با تروریست وخلاصه هیچ سازمانی تشکیل نشود که ملّت همیشه یکی را دنبال خودش حسّ کنند .دوست دارم بعداز سرنگونی این رژیم ،اوّلا چند هفته بگذارند مردم هر کاری دلشان میخواهد بکنند تا حدّی که هیچکس از طرف دیگری احساس مزاحمت نکند .

در هر محلّه وکوی وبرزن،دبستان،دبیرستان،کارخانه،اداره،خلاصه همه جا بگذارند مردم خودشان شورا تشکیل بدهند وبا شورا مسائلشان را حل کنند .

در طی حدّاقل یک سال از رادیو، تلویزیون،روزنامه،در دبیرستان،دانشگاه وحتّی دبستانها وخلاصه در همه جا همۀ انواع حکومت ها را به ملّت توضیح داده و معرّفی کنند .

هیچ کتابی،هیچ شبکۀ تلویزیونی،هیچ فیلمی خلاصه هیچی ممنوع نباشد وسانسور نشود،انترنت با سرعت بالا وبدون هیچ صافیگذاری(فیلترگذاری) در اختیار همه باشد .

یک انتخابات درست حسابی زیر نظرنمایندگان شوراهای محلّی،اداری.... راه بیندازند که نوع حکومت آینده مشخّص شود،ونه از قبل یک نوع حکومت را حتّی بطور" موّقت" برای ما وبه اصطلاح برای دورۀ انتقال تعیین کرده باشند.

مصیبت : یعنی زیر نظر مجامع بین المللی نباشد ؟

شریف :گور پدر این مجامع بین اللملی،مگر ما صغیریم که این بی وجدانها که الان احمدی نزاد را میزبانی میکنند ما را کنترل کنند که لیاقت دمکراسی وانتخابات آزاد را داریم  یا نه ؟مگر کارتر وجان بولتن و بوش و آنجلا مرکر وخلاصه همین حضرات امثالهم، ارباب ما هستند وشعور وفهمشون از ما بالاتر است که اینها بیان وبر ما نظارت کنند که در انتخابات حقه بازی می کنیم ؟

اصلا نفس دعوّت از اینا یعنی توهین به خودمون ،یعنی هنوز صغیریم  ویا حقّه باز .

مصیبت : خوب پدر ادامه بده .

شریف :بعد از اینکه نوع حکومت مشخّص شد،ملّت از طریق شوری ها، نمایندگان خود را انتخاب کنند ومجلس تشکیل بدهند .این مجلس زمینۀ انتخا بات مثلا رئیس جمهور،یا شاه،یا صدر اعظم را ،یا هر چه که میخواهید اسمش را بگذارید را راه اندازی کند،ولی من ایمان دارم که ملّت حکومت "جمهوری "میخواهند،البته ترجیح میدهم بگویم "نبی جمهور" یعنی نبی ونمایده وپیام آور جمهور یعنی ملّت .

مصیبت :خوب پدر دلت هر چی میخواد اسمشو بذار ،مهّم عملکرد است،نه اسم و رسم ،ولی اگه شما دوست  دارید،بگید"نبی جمهور" ،بگوئید. خوب بعدش چی ؟

شریف :در انتخابات "نبی جمهور"، زندگی سیاسی واقتصادی همه نامزدها همه جا منتشر شود واصلا به زندگی فردی وشخصی آنها کاری نداشته باشند.

مصیبت : منظورتان از "زندگی شخصی" نامزدها چیست ؟

شریف : پسرم یک مثالی برات میزنم،مثلا تو همین فرانسۀ خودمون،ببینید اصلا کسی به این کار ندارد که همسر رئیس جمهور فعلی یعنی سرکزی ،زمانی خواننده،مانکن(مدل) ویا هنر پیشه بوده.بلکه به این اهمیت داده می شود که آیا از منافع ملّی فرانسه دفاع میکند یا نه،وبطور کلّی آیا رئیس جمهور لایقی است یا نه ؟

شریف : وقتی ملّت ،"نبی جمهور" را انتخاب کرد،فقط ٤ سال دورّۀ ریاست جمهوریش باشد،اگر ملّت در هر لحظه حس کردند ودیدند دارد خلاف میرود،از طریق مجلس منتخب مردم،صلاحیت او به رای گذاشته شود،ودوباره انتخابات از نو ،البته منظورم نه مثل آن حقّه بازی خمینی است که بنده خدا "بنی صدر" را از ریاست جمهوری کنار زد .

مصیبت : آخر نمیشه که هی انتخابات راه انداخت .

شریف : جرا نمیشود، مگر همین کشور فسقلی "سویس" نیست که حتّی برای زدن قلّاده به سگها شان هم رای گیری راه نمی اندازند ؟

مصیبت : پدر جان آخر سویس به قول خودتان "فسقلی" است،نمیشود که در ایران به آن بزرگی هرماه رای گیری راه انداخت .

شریف : چرا نمیشود ؟ به همان نسبتی که بزرگ است ،سرعت کار سریعتر هم میشود،تازه وقتی شوراها باشند،مثل شورای استانها،درست عین کشور فدرالی سویس همه چیز راحت پیش می رود،پسرم فقط کافیست "ملّت" را آدم حساب کرد وبهش شخصیت داد.

مصیبت : قبول پدر ،بله این یک واقعیت است که اگر ملّت ببیند که آدم حساب میشود وبه قول معروف صاحبخانه است،در پیشبرد کار کوتاهی نخواهد کرد.بفرمائید ادامه بدهید.

شریف : هیچ "نبی جمهوری" نباید بیش ازدو دوره انتخاب شود،حتّی اگر بهترین باشد .

مصیبت : یعنی منظورتان اینست که مثلا در ٣ دوره پشت سرهم انتخاب نشود .

شریف : بله .

شریف: عرض شود خدمت شما، "نبی جمهوری" که انتخاب میشود نباید دینش را یا همان مکتبش را وارد  سیاست مملکت بکند،حتّی در "شکل" .

مصیبت : حرفتان کمی پیچیده است، منظورتان از " شکل" چیست ؟

شریف : آغا جان، خودت را به آن کوچه زده ای، یا مرا سر کار گذاشته ای ؟

مصیبت : نه پدرجان، این سوال را بدون هیج غرض ومرضی پرسیدم،بگوئیدمنظورتان از دخالت دادن"شکل" در  سیاست چیست ؟

شریف:پسرم هر پدیده ای یک "شکل" دارد ویک "محتوا"، واین دو،روی هم اثر دارند وازهمدیگر تاثیر پذیر هستند.

مصیبت : میدانم ،امّا در سیاست وریاست جمهوری این پدیده ای که گفتید به چه شکلی است وچه میخواهید بگوئید ؟

شریف : یعنی اگر "نبی جمهور" ویا به قول شما رئیس جمهور کشور،یک "مرد مسلمان"بود،موقع یک دیدار دیپلماتیک از دست دادن با یک زن دیپلماتیک به خاطر اینکه نامحرم است خود داری نکند،.بالعکس اگر رئیس جمهور زن مسلمانی بود ،بخاطر محرم نامحرمی از دست دادن با مردان دیپلمات مثلا رئیس جمهور یک کشور دیگر خود داری نکند .

مصیبت : خوب این یک امر فردی است،وضرری به ملّت نمی رساند .

شریف : اتّفاقا،این عین همان شکل مکتب واعتقاد طرف است که ربطی به ملّت ندارد،اگر به این شکل تن بدهیم،کم کم  دیگر مسائل وارد خواهد شد،وتازه این کار میشود سمبل یک ملّت از طرف "رئیس جمهور"  ،واین عین دخالت دین در دولت است.

آیا دست ندادن از طرف رئیس جمهور با یک مرد ویا یک زن بجز ریشه در همان اسلام است،اگر رئیس جمهور منتخب یک "مسلمان" باشد ؟

مصیبت : نمیدونم چی بگم پدر،شاید هنوز خودم هم به این کار اعتقاد دارم ،چون تو یک خانواده مذهبی بزرگ شدم،البته خودم دوستان فرانسوی دارم که باهاشون روبوسی هم میکنم ،وتا حالا هیچ مشکل فنّی هم پیش نیامده .

شریف : خوب خدا را شکر که بالاخره گویا کمی قانع شدی.

مصیبت : پس به خدا هم اعتقاد داری ؟

شریف : یعنی وقتی گفتم نبایدبطور کلّی اندیشه شخصی واز جمله "دین" را در دولت دخالت داد،بی خدا هستم؟

بابا جان من تو همین بلاد کفر(با یک لبخند ملیح و پدرانه) روزی ٥ بار رو به قبله نماز میخوانم .

مصیبت : خوب پدر ادامه بده،دیگه چی میخوای ؟

شریف :هر از چند سال کلّ حکومت وقانون اساسی به رای ملّت گذاشته شود.کوچکترین مسئولی از روستا گرفته تا از شهر واستان فقط با انتخابات آزاد وبدون ترس صورت بگیرد.صبح از خواب پا نشویم ببینیم فرماندار یا نمیدانم شهردار یا ... از مرکز انتخاب شده،وکسی حّق کوچکترین چرائی را ندارد .پاسبان محل،رئیس محل نباشد.ملّت اگر مخالف قانونی باشد حقّ اینرا داشته باشد که امضاء چمع کند،ووقتی این امضاها به حدّ قابل توّجّه رسید،به مجلس برده شود،تا آن قانون به رای ملّت گذاشته شود.وبالعکس اگر ملّت قانونی را مفید به حال جامعه دید،حقّ جمع آوری امضاء را داشته باشد،وباز وقتی امضاء ها به حدّ مورد قبول رسید،آن قانون به مجلس برده شود تا به رای مردم گذاشته شود.

مصیبت :بگو دمکراسی باشد دیگر پدر،ومنظورتان از جمع آوری آن امضاءها،همان به اصطلاح فرانسوی ها "پتیسیون" است

شریف:بله همان پتیسیون،امّا پسرم  در بارۀ کلمۀ دمکراسی،این کلمه هم خیلی کلّی است،باید تاروپودش را برای مردم باز کرد.مثلا سطح آموزش و پرورش همه جا یکسان باشد که دیگر احتیاجی به مراکز آموزش خصوصی نباشد.دیگرصبح که از خانه می زنیم بیرون کسی دستش را جلو ما دراز نکند .

مصیبت : راجع به زنها چی ؟

شریف : مگر اینهمه صحبت کردم راجع به حقّ مردان بود ؟

با با جان در یک کلام  در اصول آزادی و اقتصاد زن ومرد نداریم .جزئیات را دیگر نمایندگان ملت تنظیم وسپس به رای ملّت می گذارند .

مصیبت : راجع به حقوق بشر چی ؟

شریف : اینها همه اش حقوق بشر بود که گفتم. امّا اگر منظورت منشور کنوانسیون حقوق بشر است،باید این اصول از دبستان تا بالاترین سطوح آموزش داده شود،بخصوص به نیروههای نظامی که باید ضامن تامین امنیّت جامعه باشند.دیگر هیچ شهروندی نباید از یک لباس فرم ترس داشته باشد .

مصیبت : راستی راجع به اعدام چی ؟

شریف : از بیخ وبن باید اعدام را لغو کرد.

مصیبت : حتّی برای سران این رژیم،مثلا همین احمدی نژاد که خودش به زندانیان تیر خلاص زده یا خامنه ای که امّ الفساد این حکومت است ؟

شریف : آره پسرم،با اینکه این بی شرفها از خانواده ام اعدام کرده اند،امّا حاضرنیستم  که اعدام با هیچ انگیزه ای دوباره راه بیفتد.

مصیبت : پس با این جنایتکاران چه کار کنیم ؟

شریف : اوّلا خیلی از اینها در موقع سقوط به درک واصل خواهند شد،اینها که دیکتاتور "کلاسک" مثل شاه مظلوم خودمان یا مثل مبارک وبن علی نیستند که ول کنند بروند ویا آمریکا یک تشری به آنها بزند ول کنند.من اسم اینها را وکلّا این حاکمان ظالم با مکتب یا ایدنوئولوزی را گذاشته ام "دیکتاتور ایدئولوژیک"،نگاه کنید به همین قذّافی،این آقا یک زمانی سمبل بعضی از انقلابیون ما در دورۀ شاه بود،ببینید برای ماندن بر سر قدرت حتّی با هواپیما ملّت را قتل عام میکند،قذّافی یک "دیکتاتور ایدئولوژیک" است،یعنی مانده ودارد می جنگد،وفادارانش یعنی همان مزدورانش،یا بسیجیان ولباس شخصیهایش در کنارش هستند وحین در گیری خیلیهاشان کشته خواهند شد.تازه خامنه ای واحمدی که از قذّافی خیلی خیلی بیشتر مکتبی هستند.

مصیبت : یعنی منظورتان اینست که اینها به راحتی نمیرند وتهش باید با تفنگ به جانشان افتاد وجاروشان کرد؟

شریف : بله پسرم،این انتخابی است که خودشان کرده اند،ملّت هم ناچار است که دست آخر دست به تفنگ ببرد.نگاه کنید چه بر سر این ملّت آورده اند ؟ مگر مردم بعداز انتخابات به اصطلاح ریاست جمهوری دورۀ دهم به تظاهرات خیابانی آرام دست نزدند،دیدی به چه شکلی باهاشون رفتار شد ؟

اگر اینها بدون اسلحه کنار بروند،این خودش معجزۀ قرن ٢١ است .

مصیبت : یعنی حرفتان اینست که اینها تا آخر با اسلحه سرکوب می کنند وملّت هم مجبور میشود که دست به اسلحه ببرد ودر حین این در گیریها خیلی از اینها کشته خواهند شد.

امّا اگر بعضی از آنها به دست ملّت افتادند،مثلا خامنه ای باید چکارشان کرد ؟

شریف : در یک دادگاه علنی با حضور وکیل ودر برابر چشمان دنیا محاکمه،وبه زندان انداخته شوند، ودر زندانی که نگهداری می شوند، تا آنجائی که فضای زندان اجازه میدهد عکس زندانیانی را که طی حاکمیتشان اعدام کرده اند به درودیوار آن زندان چسبانده شوند، وروزنامه،تلویزیون ورادیو در اختیارشان گذاشته شود،تا پیشرفت وترّقی ملّت ومملکت را از نزدیک ببینند.

مصیبت :پدر بزرگوار،بسیار سپاسگزارم که به یک سئوال من که البته به جند سئوال تقسیم شد پاسخ دادید،امّا یک سئوال دیگر شاید شخصی از شما دارم ،می توانم بپرسم ؟

شریف : بگو پسرم، من هیچ چیز شخصی ندارم .

مصیبت : چرا در تظاهراتها شرکت نمی کنید،مثلا تظاهراتی که قرار است روز ١٤ ماه مارس (٢٠١١)  در شهر ژنو در جلو سازمان ملل برگزار شود ؟

شریف :پسرم از اینکه می بینم هر گروهی برای خودش در یک جا جمع شده  وبا هم نیستند دلم بیشتر در این غربت می گیرد.من همۀ امیدم به مردم داخل است،چون همه در زیر فشار مستقیم یک رژیم هستند ودرد مشترک دارند. آره پسرم نمیام دلم می گیرد.

مصیبت : پدر، بسیار سپاسگزارم  که به سئوالاتم پاسخ دادید.برویم  با هم یک چای بخوریم .

 شریف: پسرم  از اینکه تو هم ساعتی در کنارم بودی ومرا از تنهائی در آوردی سپاسگزارم وامیدوارم باز هم همدیگر ببینیم ،برویم چای را با هم  بنوشیم .

 

م- ت اخلاقی

جمعه ٢٠  اسفند ١٣٨٩

برابر با ١١ مارس ٢٠١١

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع:پژواک ایران


م-ت اخلاقی

فهرست مطالب م-ت اخلاقی در سایت پژواک ایران 

*جاده سازان ولی برای کدام کسان؟و کدام مقصد ؟ [2017 Aug] 
*سلام ای سرزمین شیروخورشید [2017 Aug] 
*نامه ای بی پاسخ،امّا پاسخ زمان (بخش چهارم،بخش پایانی) [2017 Aug] 
*نامه ای بی پاسخ،امّا پاسخ زمان ‏(بخش چهارم)‏ [2017 Jul] 
*نامه ای بی پاسخ،امّا پاسخ زمان ‏(بخش سوّم)‏ [2017 Jul] 
*نامه ای بی پاسخ، امّا پاسخ زمان ‏(بخش دوّم)‏ [2017 Jul] 
*نامه ای بی پاسخ اما پاسخ زمان [2017 Jul] 
*آقا وخانم تنها مقاومت [2017 May] 
*نه به ارتجاع  [2017 May] 
*انتخابات فرانسه [2017 Apr] 
*سیلی مردم بر بنا گوش اسلام [2016 Oct] 
*یا تب،یا مرگ [2016 Feb] 
*عبّاس از «ملّی کشی» راحت شد [2016 Jan] 
*پوست خربزه ! ­؟ [2016 Jan] 
*اشرف یا خیابان لاله زار ؟  [2015 Dec] 
*اسلام [2015 Dec] 
*اشرف سابق، لیبرتی حاضر، کارتهای«تضمین» [2015 Dec] 
*پاریس شهر بوسه وعشق [2015 Nov] 
*الله اکبر [2015 Nov] 
*دزدی به سبک امام رذالت پیشگان [2015 Nov] 
*زمینه سازان کشتار [2015 Nov] 
*امنیت یا انتقال ؟ [2015 Oct] 
*مخنث و لوطی؛ ایران انترلینک وخامنه ای [2015 Oct] 
*جل الخالق، جُویی شرم و شهامت ! [2015 Oct] 
*انصاف داشته باشیم ! [2015 Sep] 
*دروغ نمی گویم،خالی هم نمی بندم... [2015 Sep] 
*زیر سئوال بردن رهبری [2015 Aug] 
*؟! ؟!... [2015 Aug] 
* از ناله های این زن مظلوم شرم نمی کنید ؟! [2015 Feb] 
*تا زنده ایم  [2015 Jan] 
*حاصل دو بردار،صفر ملّت به پیش ! [2014 Nov] 
*نه این شوری شور، نه به آن بی نمکی [2014 Nov] 
*اپورتونیزم، خیر؛ بلندگو، آری [2014 Oct] 
*یک زمانی [2014 Oct] 
*نمره انشاء وروضه خوانی ٢٠ [2014 Sep] 
*جمهوری اسلامی آری یا خیر ؟ مهرتابان آری یا خیر ؟ [2014 Aug] 
*نظر دادن- نقد کردن  [2014 Jun] 
*بهم ریخته‌ام  [2014 Jun] 
*تنها ره رهائی جنگ مسلّحانه !؟ [2014 Apr] 
*مادر ج...؟ْ! [2014 Apr] 
*ملّت،موسسان چهارم!؟ [2014 Mar] 
*به ریش هرچه آخوند است................. [2014 Feb] 
*دوست یا دشمن ؟ یا روبه مکار؟ [2014 Feb] 
*سمبلهای مریم یا سمبلهای مقاومت [2014 Jan] 
*سقوط پرشتاب  [2014 Jan] 
*دادگاه اسپانیا،پیروزی !؟ [2013 Dec] 
* خطّ قرمز کجاست ؟  [2013 Dec] 
*بدون شرح ! ؟ [2013 Dec] 
*سرکی به هفت حصار [2013 Dec] 
*اعتصاب غذای نامحدود اما نوبتی  [2013 Nov] 
*از اشرف به لیبرتی- از سازمان ملل به پارک آریانا [2013 Nov] 
*ژنو – اعتصاب غذا [2013 Nov] 
*بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم [2013 Nov] 
*تروریا عمل مسلّحانه انقلابی ؟ سانسور چرا ؟ [2013 Oct] 
*مروارید وقطعه 19 فروردین [2013 Sep] 
*مسعود رجوی کجاست ؟! [2013 Sep] 
*آقای رجوی، اشرف یا اشرفی ؟ [2013 Sep] 
*٢ اعتراض و١ عذرخواهی [2013 May] 
*جلیقه وکلاه خود [2013 Mar] 
*«عجب آشفته بازاری است ای دل» [2011 Apr] 
*هل من ناصرأ ینصرنی ؟ [2011 Apr] 
*یک خواهش  [2011 Apr] 
*اشرف-آمریکا- ایران وایرانی [2011 Apr] 
*آقای کدیور وحیا [2011 Mar] 
*شاد باش به خامنه ای [2011 Mar] 
*نوروز ویک نناقض تاریخی !؟ [2011 Mar] 
*خواست یک شهروند ایرانی  [2011 Mar] 
*به افتخار و احترام ٨ مارس روز جهانی زن [2011 Mar] 
*خامنه ای در آینه  [2011 Mar] 
*آقای سروش! [2011 Feb] 
*کانال سوئز، مانورقدرت یا مانور ذلّت ؟ [2011 Feb] 
*١٩ بهمن در زندان [2011 Feb] 
*چرا سانسور ؟! [2011 Feb] 
*خانمها و آقایان مجاهد ما هیچکدا م برجسته ترین نیستیم [2011 Jan] 
*اگر  [2011 Jan] 
*همبستگی یعنی چه ؟ [2011 Jan] 
*برای علی صارمی [2011 Jan] 
*فراخوان به تحصّ، بیان واقعیتها [2010 Dec] 
*بیماران اشرف، وظیفه‌ی انسانی  [2010 Nov] 
*برای ابراهیم آل اسحاق، برای فرهاد اسلامی [2010 Nov] 
*آیا در فردای ایران ؟ [2010 Oct] 
*نامه ای به خدا [2010 Sep] 
*آقای میرحسین موسوی آقای مهدی کرّوبی من این روز دستگیرشدم [2010 Jul] 
*سئوال  [2010 Jul] 
*گر رسم شود که مست گیرند  [2010 Jun] 
*اپورتونیست [2010 Jun] 
*دخت ایران و کرّۀ خمینی [2010 May] 
*خانواده «ماکس» غرق در عزا شد !؟ [2010 May] 
*تز و آنتی تز [2010 May] 
*حیات سخیف انگلی [2010 Apr] 
*فرد پرستی = بت پرستی = دیکتاتوری [2010 Mar] 
*برگردانی از برشت [2010 Mar] 
*رسد آدمی بجائی [2010 Mar] 
*هشدار- ضرورت  [2010 Feb] 
*اگرچه سبز،لیک رنگین کمان [2010 Feb] 
*تف در آش ملت [2010 Feb] 
*آقای منتظری یا آیت الله منتظری ؟ [2009 Dec] 
*خامنه ای قاتله... [2009 Dec] 
*ما سه تا ...... [2009 Dec] 
*بنیانگذاران شورش سبز ؟ رهبریا رهبران جنبش سبز ؟ [2009 Nov] 
*کوتاه سخن [2009 Oct] 
*من  [2009 Sep] 
*کلامی کوتاه، خطاببه «دیدبان» بدنام وزارت اطلاعات [2009 Aug] 
*اشرف یا اشرفی ؟  [2009 Aug] 
*فراخوان برای اشرفیا ن(۵۵۵ امضاء)  [2009 Aug] 
*پندار نیک، گفتار نیک ،کردار نیک [2009 Aug] 
*قطعه مروارید  [2009 Aug] 
*هشدار [2009 Aug] 
*بشرهای بی حقوق  [2009 Jul] 
*من ترانه ام [2009 Jul] 
*عکس: بدون شرح [2009 Jul] 
*سلام ای سرزمین شیروخورشید [2009 Jul] 
*اصحاب کهف  [2009 Jun]