تف در آش ملت
م-ت اخلاقی

آشپزهائی بودند که برای آش خود زحمتهای بسیار کشیده بودند، مشتریان زیادی را جذب کرده بودند ،اما کم کم این آشپزها با حاکم شهرکه تمام قهوه خانه های شهر را هم در اختیار داشت بر سر شیوه پخت به اختلاف افتادند و مجبور به ترک شهر گردیدند وبه دیاری دیگر پناه بردندو قهوه خانه های خود را در آنجا راه انداختند ،عده خاصی از مردم شهر که بدست پخت آنها عادت کرده بودند و بر سر همین عادت با حاکم شهر درگیر شده بودند ،سرانجام شهر را ترک کرده وبه محل آشپزباشیها نیزنقل مکان کردند .

حاکم  که شهر را در اختیار خود دید ودیگر  خبری از دیگر آشپزان نبود، هر کوفت وزهر ماری را به خورد ملت می داد،وهرکس را که جهره ترش می کرد و به بد مزۀ آش نقی می زد ،به دست دوربشقاب چینها میداد تا مزه ای دیگر به او بچشانند .

سالها گذشت وگذشت ،آن  آشپزباشیها برای خودشان دم ودستگاهی بهم زده بودند، بویژه یکی از آنها آنچنان شیک وپیک که مگو،وهمیشه قیل وقال در شهر راه می انداخت که یک آشی برای حاکم باشی پخته ام با چند وجب روغن،واین درحالی بود که سالها سپری شده وعده کثیری از مشتریان در شهر زادگاهش یا پیرگشته ویا دارفانی را وداع گفته بودند .هرچه هم که جوان بود اصلا نه آش خوشمزه راچشیده بودند ونه آشپزباشی را می شناختند،چرا که سالها سپری شده،و نه آش می رسیدونه آشپز، اما با والدین و والدین بزرگان خویش همیشه در کمین حاکم باشی بودند،چرا که اینقدر به آنها آشهای آلوده خورانده بود که تمامی شهر از پیروجوان به اسهال افتاده وعنقریب که شهرتماما به سرگین مزین شود،ونه ازشهرنشان ما ند ونه از شهرنشین.

با  لاخره ملت ابتکاری به خرج داد،و دیگی در شهربناکرد،وچنان آشی پخت که هم حاکم باشی کفگیربر سر کوبید وهم آشپزباشی شیک وماهر غافلگیر .حاکم بر سر می کوبید ودنبال بهانه می گشت تا دیگ را برسرملت چپه کند ،و آشپزباشی هم نگران که من چند سال واندی در آتش عرق ریختم ومو چون آرد آسیاب سفید،آنوقت آش من در دیگ بما ند و رعیت  آشی د گرخورند؟

حاکم  باشی بدنبال چاره و  آشپزباشی نیز.

آشپزباشی دردیگ تف کردوگفت :ازآش خوشمزه من نمی خورید ؟ نمیگذارم که این آش شله قلمکار ازگلویتان پائین رود .

حاکم  باشی تف را نعمت شمرده  ،و فریاد زد :نگفتم همه چاکران ونوکران آشپزباشی هستید ؟

  ، می بینید همه شماها آتش بیاردیگ آشپزباشی هستید ،وبا این بهانه مثل گراز  به آن بستان تازه شکفته یورش برد.

کلام  آ خر:

اگر دلتان برای شکم  خالی ملت می سوزد،بگذارید آشش را بپزد،کمک کارش باشید ونه حریفش .مگربدشروع کرده، ومگربد شعارهائی میدهد ؟(خامنه ای قاتله......ولایتش باطله --- یا استقلال آزادی..جمهوری ایرانی) . در د یگش تف نکنید !

اگر در د یگ ملت تف کنید،نه ملت آشش پخته خواهدشد ونه شما آشتان به شهر اجدادیتان خواهد رسید،،فقط دوباره چند سالی وچه بسا باز به درازی یک نسل دیگر دیگ حا کم باشی گرم خواهد شد،البته چه بسا به برکت تف شما .

                                                      م – ت اخلاقی

                                                 ۹بهمن ۱۳۸۸

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

م-ت اخلاقی

فهرست مطالب م-ت اخلاقی در سایت پژواک ایران 

*نامه ای بی پاسخ،امّا پاسخ زمان ‏(بخش سوّم)‏
*نامه ای بی پاسخ، امّا پاسخ زمان ‏(بخش دوّم)‏
*نامه ای بی پاسخ اما پاسخ زمان
*آقا وخانم تنها مقاومت
*نه به ارتجاع
*انتخابات فرانسه
*سیلی مردم بر بنا گوش اسلام
*یا تب،یا مرگ
*عبّاس از «ملّی کشی» راحت شد
*پوست خربزه ! ­؟
*اشرف یا خیابان لاله زار ؟
*اسلام
*اشرف سابق، لیبرتی حاضر، کارتهای«تضمین»
*پاریس شهر بوسه وعشق
*الله اکبر
*دزدی به سبک امام رذالت پیشگان
*زمینه سازان کشتار
*امنیت یا انتقال ؟
*مخنث و لوطی؛ ایران انترلینک وخامنه ای
*جل الخالق، جُویی شرم و شهامت !
*انصاف داشته باشیم !
*دروغ نمی گویم،خالی هم نمی بندم...
*زیر سئوال بردن رهبری
*؟! ؟!...
* از ناله های این زن مظلوم شرم نمی کنید ؟!
*تا زنده ایم
*حاصل دو بردار،صفر ملّت به پیش !
*نه این شوری شور، نه به آن بی نمکی
*اپورتونیزم، خیر؛ بلندگو، آری
*یک زمانی
*نمره انشاء وروضه خوانی ٢٠
*جمهوری اسلامی آری یا خیر ؟ مهرتابان آری یا خیر ؟
*نظر دادن- نقد کردن
*بهم ریخته‌ام
*تنها ره رهائی جنگ مسلّحانه !؟
*مادر ج...؟ْ!
*ملّت،موسسان چهارم!؟
*به ریش هرچه آخوند است.................
*دوست یا دشمن ؟ یا روبه مکار؟
*سمبلهای مریم یا سمبلهای مقاومت
*سقوط پرشتاب
*دادگاه اسپانیا،پیروزی !؟
* خطّ قرمز کجاست ؟
*بدون شرح ! ؟
*سرکی به هفت حصار
*اعتصاب غذای نامحدود اما نوبتی
*از اشرف به لیبرتی- از سازمان ملل به پارک آریانا
*ژنو – اعتصاب غذا
*بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
*تروریا عمل مسلّحانه انقلابی ؟ سانسور چرا ؟
*مروارید وقطعه 19 فروردین
*مسعود رجوی کجاست ؟!
*آقای رجوی، اشرف یا اشرفی ؟
*٢ اعتراض و١ عذرخواهی
*جلیقه وکلاه خود
*«عجب آشفته بازاری است ای دل»
*هل من ناصرأ ینصرنی ؟
*یک خواهش
*اشرف-آمریکا- ایران وایرانی
*آقای کدیور وحیا
*شاد باش به خامنه ای
*نوروز ویک نناقض تاریخی !؟
*خواست یک شهروند ایرانی
*به افتخار و احترام ٨ مارس روز جهانی زن
*خامنه ای در آینه
*آقای سروش!
*کانال سوئز، مانورقدرت یا مانور ذلّت ؟
*١٩ بهمن در زندان
*چرا سانسور ؟!
*خانمها و آقایان مجاهد ما هیچکدا م برجسته ترین نیستیم
*اگر
*همبستگی یعنی چه ؟
*برای علی صارمی
*فراخوان به تحصّ، بیان واقعیتها
*بیماران اشرف، وظیفه‌ی انسانی
*برای ابراهیم آل اسحاق، برای فرهاد اسلامی
*آیا در فردای ایران ؟
*نامه ای به خدا
*آقای میرحسین موسوی آقای مهدی کرّوبی من این روز دستگیرشدم
*سئوال
*گر رسم شود که مست گیرند
*اپورتونیست
*دخت ایران و کرّۀ خمینی
*خانواده «ماکس» غرق در عزا شد !؟
*تز و آنتی تز
*حیات سخیف انگلی
*فرد پرستی = بت پرستی = دیکتاتوری
*برگردانی از برشت
*رسد آدمی بجائی
*هشدار- ضرورت
*اگرچه سبز،لیک رنگین کمان
*تف در آش ملت
*آقای منتظری یا آیت الله منتظری ؟
*خامنه ای قاتله...
*ما سه تا ......
*بنیانگذاران شورش سبز ؟ رهبریا رهبران جنبش سبز ؟
*کوتاه سخن
*من
*کلامی کوتاه، خطاببه «دیدبان» بدنام وزارت اطلاعات
*اشرف یا اشرفی ؟
*فراخوان برای اشرفیا ن(۵۵۵ امضاء)
*پندار نیک، گفتار نیک ،کردار نیک
*قطعه مروارید
*هشدار
*بشرهای بی حقوق
*من ترانه ام
*عکس: بدون شرح
*سلام ای سرزمین شیروخورشید
*اصحاب کهف