گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
ایرج مصداقی

 
 
 در بخش اول این گفتگو علیرضا آوایی به تنهایی به پرسش‌ها پاسخ می‌داد.
 
 
این گفتگو از روی نوار صوتی بدون کم و کاست پیاده شده و توضیحات من برای روشن‌شدن موضوعات در میان [] آمده است.
 
آوایی در میانه‌ی گفتگو به منظور پر و پیمان کردن مصاحبه، با «غلامرضا خلف رضایی زارع» یکی از همکاران خود که نقش مهمی در سرکوب و جنایت داشت، تماس گرفته و او را فرا می‌خواند. غلامرضا خلف‌رضایی که فکرمی‌کند گفتگو قرار است در آرشیو حوزه‌ی علمیه ثبت و ضبط شود، بلافاصله خود را به منزل آوایی رسانده و در مصاحبه شرکت می‌کند.  
 
خلف‌رضایی که به «خلف رینگو» معروف است، پس از جنایات زیادی که در شهرهای مختلف خوزستان از جمله دزفول، مسجدسلیمان و اهواز مرتکب شد به کردستان منتقل و در دادگستری آن‌جا مشغول کار شد. گفته‌‌ می‌شود وی برای مدتی به علت سوءاستفاده از موقعیت شغلی از کار برکنار شد اما دوباره به خاطر خدماتی که در سرکوب و شکنجه و کشتار ارائه داده بود به پست‌های بالای قضایی منصوب شد. وی در این دوران ابتدا به ریاست کل دادگستری‌ استان‌ مرکزی ارتقا یافت و سپس طی حکمی از سوی شاهرودی به عنوان دادیار دادسرای دیوان علی کشور منصوب شد اما یک ماه بعد در خرداد ۱۳۸۵ به ریاست کل دادگستری اردبیل رسید و سپس در سال ۸۹ به حکم لاریجانی به عنوان عضو معاون دیوان عالی كشور به خدمت مشغول شد.
 
قبلا در یکی از نوشته‌هایم راجع به او توضیح داده‌ام:
 
 
خب! شما جناب رضایی ضمن معرفی و یك بیوگرافی كلی از خودتان از نقطه نظر خود به سوالات می‌تونید پاسخ بفرمایید:
 
خلف‌رضایی: بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام صلوات برای سلامتی آقا امام زمان و مقام معظم حضرت امام خامنه‌ای علیه السلام و درود بر روح شهدای عزیز میهنمان ... بنده خلف رضایی اهل آبادان هستم و در دزفول به دنیا آمدم و از سال ۶۱ در حوزه‌های مختلف ندامتگاه‌ها و بازداشتگاه‌های استان خوزستان فعالیت داشتم و از نگهبانی تا پاسبخشی تا افسرنگهبانی و مسئولیت‌های مدیریتی در كارنامه بنده بوده و البته من هیچ تفاوتی میان این عناوین قائل نمی‌شوم و همه را ابتدا خدمت به امام زمان و جامعه مسلمین و امام زنده‌ی وقت و امت حزب‌الله می‌دانم و همه ما سربازیم و همه ما خادمیم و تمامی برادران و خواهران در هر حوزه‌ای كه خدمت كنند از دژبان تا مدیر مسئول همه و همه نوكر و كلفت مردمان خود و جامعه مسلمین هستیم و نباید فریب عناوین دهن پركن را بخوریم...
 
[ایرج مصداقی: بنا به اعتراف غلامرضا خلف‌رضایی، وی به خاطر جنایاتی که در زندان‌ها مرتکب می‌شود از نگهبانی زندان شروع کرده و به ریاست کل دادگستری و سپس بالاترین مقام در «دیوان عالی کشور» می‌رسد. چگونگی ارتقای مقام خلف‌رضایی از  پایین‌ترین سطح تا بالاترین رتبه‌ی قضایی کشور، بهترین شاخص برای توصیف ویرانه‌ای است که تحت عنوان دستگاه قضایی به جنایت در کشور مشغول است. بی‌خود نیست آیت‌الله منتظری در فایل صوتی مربوط به دیدار ایشان با مسئولان کشتار ۶۷ می‌گویند: «مرده شور شورای عالی قضایی را ببرد»]
 
جناب رضایی لطف كنید به سوال نخست بنده پاسخ بفرمایید. درباره فتوای امام در تابستان ۶۷...
 
خلف‌رضایی:  بله...عرض كنم كه در نبود بنده مسلماً برادر عزیزمان جناب آوایی كه از همكاران خوب بنده بوده‌اند پاسخ صحیح شما را داده‌اند و البته كه پاسخ بنده فقط شاید در نوع واژه‌ها تفاوت كنه و در كمیت و اما در كیفیت و نوع پاسخ همان هست كه شنیدید. امروز روز از هركدام از همتاهای دیگر ما در دیگر شهرها اینچنین سؤالی بپرسید مسلماً پاسخ یكی است. من عارضم به خدمتتون كه فرمایش امام عادل كه یكی باشه قطع به یقین پاسخ مسئولین زیردست هم یكی است و از سرچشمه زلال ولایت سرریز می‌شود...
اما درباره‌ی این فتوا و فرمان اجرای آن كه البته از مهمترین مواردی است كه در تاریخ انقلاب به نوعی تعیین كننده و وزنه‌ای بسیار مهم بوده است باید عارض بشوم كه خب امام عزیز و آگاه ما دارای بصیرت الهی بوده و از امام زمان خط و مشی‌ها را دریافت می‌كرده‌اند و البته كه ایشان به وضوح آگاه بر خطر این جانیان در بند بود و می‌دانستند كه چنانچه اینها به درك واصل نشوند تهدید بدی برای جامعه و امت حزب‌الله خواهند بود و البته كه پدر اینها كه آمریكای فاسد و امپریالیسم خونخوار باشد نتوانسته نظام مقدس جمهوری اسلامی را تغییر بدهد یا چوبی لای چرخش بگذارد اما موضوع كشته‌شدن بخشی از مردم بوده است. شما فكرش را بكنید جامعه‌ای كه هشت سال تمام در جنگی نابرابر در جبهه‌های مختلف بوده و حالا بالطبع از نفس افتاده و نیروهایش خسته‌اند و مهمات رو به پایان است، در فردای قطع نامه معروف ۵۹۸ یكهو با ستون عظیمی از این مارمولك‌ها و حشرات موذی مواجه میشود! با طوفان ملخ‌ها و سوسكها مواجه می‌شود!؟ خب؟ انتظار عقلی و سیاسی و نظامی چه حكم می‌كند؟ 
مسلماً انتظار رأفت و مدارا دیگر نیست و با زبان و وسیله خودش یعنی اسلحه باید با ایشان مقابله كرد و پاسخش را داد. در این كه شكی نیست اما سخن بر روی اون حشرات و مردار بو گرفته ایست كه بعنوان «زندانی» مثلاً مدعی بهانه‌های مسخره‌ای نظیر حقوق بشر یا زندانی حكم گرفته یا بازمانده‌های ایزوله شده مدعی می‌شدند كه بله ما حكم گرفته بودیم و حبسمان را كشیده‌ایم و ما خبری از بیرون نداشتیم و از این دست بهانه‌های مضحك می‌آوردند كه این اعدام به لحاظ قانون خود جمهوری اسلامی هم اشتباه و جنایت و نسل كشی و این‌ها بوده است! شما فكرش را بكن ستون‌ها از كرمانشاه سر رسیده و درب‌های زندان‌ها را می‌گشودند و این مارهای سمی و زخمی دیگر حالیشان نمی‌شود كه...! تصورش را بفرمایید چه فجایعی می‌آفریدند اینها!؟ بخدا جناب آوایی می‌داند من شرم دارم از بیان برخی موارد به خدا اعوذ و بالله اینها دختر زندانی‌شان تو زندان شكمش بالا می‌اومد!  به روح امام قربانش برم اینها زن زندانی‌شان حامله می‌شد...[نگاهی به آوایی]...
 
[ایرج مصداقی: خلف‌رضایی «فتوا»ی جنایتکارانه خمینی و «فرمان اجرای» آن را از «مهمترین موارد تاریخ انقلاب» و «به نوعی تعیین کننده» و «وزنه‌ای بسیار مهم» ارزیابی می‌‌کند. در حالی که آیت‌الله منتظری آن را «بزرگترین جنایت جمهوری اسلامی» و کشتار برنامه‌ریزی شده می‌خواند که از سال‌ها قبل روی آن کار شده بود. خلف‌رضایی همچنین زندانیان را «حشرات موذی» و «طوفان ملخ‌ها و سوسک‌ها» می‌خواند. طبیعی است او با چنین دیدگاهی از آمادگی لازم برای کشتار برخوردار بوده است. یک مقام قضایی رژیم به سادگی بر اساس مفروضات و موهوماتش نتیجه‌گیری کرده و به زعم خود «حشرات» را به قتل می‌رساند. آیت‌الله منتظری در توصیف جنایاتی که این دو در زندان اهواز انجام داده‌اند می‌گویند: «تو شهرای دیگه همه كاری كردن. تو اهواز میگن تو اهواز خیلی دیگه افتضاح بوده .»
احمد خمینی در به اصطلاح رنجنامه‌اش که در اردیبهشت ۶۸ منتشر شده در مورد جنایات صورت گرفته در زندان اهواز و در پاسخ به آیت‌الله منتظری مدعی شده بود:
 
«حضرت آیت‌الله:
شما سپس نتیجه گرفتید و گفتید چون این شخص [محمد حسین احمدی شاهرودی] گفته است که من روی مین نمی‌روم محکوم به اعدام شده است و معامله "سرموضع" با او کرده‌اند. در حالی که همان قاضی شرع مورد اعتماد شما پیش من آمد و صریحاً گفت آقای منتظری به من دروغ نسبت داده است من این گونه نگفتم. که من به او گفتم شما در مورد آقای منتظری چنین چیزی نگو ممکن است ایشان اشتباه فهمیده باشند. بعد مسئولین اطلاعات و امور قضایی آن استان را خواستم، آمدند و جریان را به آنها هم گفتم آنها اظهار داشتند که اصلاً بحث این گونه نبوده است و تقریباً تمام این نوشته حضرتعالی را تکذیب کردند».
مسئولان امور قضایی استان مورد نظر احمد خمینی، همین دو نفر یعنی آوایی و خلف‌رضایی بوده‌اند.
 
 Image result for احمدی شاهرودی
 
احمدی قاضی شرع خوزستان و یکی از اعضای کشتار ۶۷ در این استان، متولد ۱۳۳۷ در عراق است  و در سال ۱۳۵۸ به ایران آمد. وی توسط هاشمی شاهرودی که او نیز متولد عراق است ارتقای مقام یافت. احمدی شاهرودی نماینده استان خوزستان در دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری بود و در حال حاضر مستشار و از قضات عالی رتبه دیوان عالی کشور و عضو هیات تعیین صلاحیت مشاوران حقوقی, وکلا و کارشناسان قوه قضاییه است. او قبلاً نیز دبیر هیئت مرکزی گزینش قوه قضاییه بوده است. ]
 
آوایی: بله درسته ... بنده چند موردی تو كلام شما شكر [اشاره به خلف‌رضایی] یاد دارم در همان سال‌های ۶۰ و ۶۱ كه مثلاُ دختر را منتقل كرده بودیم بند زنان و مدتی بعد باردار شده بود... یكیش را ماه هفتم فهمیدیم كه منتقل كردیم بیمارستان فاطمه زهرا... اعوذ و بالله...موهای تن آدم بر تنش راست می‌شه...
 
[ایرج مصداقی: این که چگونه یک زندانی در بند زنان باردار می‌شود از کرامات جمهوری اسلامی است. آیا زندانیان مرد به آن‌جا دسترسی داشته‌‌اند؟ آیا زنان زندانی باعث باردار شدن هم‌بندانشان شده‌اند یا ....؟ این معمایی است که آوایی «رئیس دفتر ویژه بازرسی» رئیس جمهور و خلف‌رضایی یکی از قضات دیوان عالی کشور آن را حل کنند. ادعاهای خلف‌رضایی و آوایی در حالی صورت می‌گیرد که به تصدیق دوست و دشمن، کثیف‌ترین و فاسد‌ترین مهره‌های رژیم به لحاظ اخلاقی در دستگاه قضایی و امنیتی گردهم‌آمده‌اند. وقتی وزیر دادگستری دولت «اعتدال» و «امید» جنایتکاری همچون پورمحمدی باشد بایستی «بازرس ویژه رئیس جمهور»‌ آن آوایی باشد.]
 
خلف‌رضایی: اینها اینطوری بودند ... بخدا دختر شانزده ساله‌شان از سوراخ سوزن عبور می‌كرد ... من نمی‌دانم چه آموزش‌ها و القائاتی بهشان شده بود كه كوچكترین ترسی از مرگ نداشتند اینها! مثل نقل و نبات سیانور می‌شكستند موقع دستگیری یا تفتیش منازل‌شان هنگام دستگیری! تصور كنید حالا چند سال هم توی زندان مونده باشه و حالا همرزمش بیاد در را از رویش باز كنه!؟ این دیگه رحمش به مادر خودش میاد حتی؟ من مطمئنم یك روزی این مصاحبه را به امید خدا خود این جان بدر بردگان‌شان می‌خوانند، چه پاسخی دارند براش؟ آقا و خانم منافق و ضد انقلاب؟ خودت به ما بگو چه جوابی داری؟ اگر موضوع برعكس بود چه می‌كردی؟ اصلا ًاین هم نه! بالاخره در موقعیت عناد بودی و آن هم مسلح... تو بگو درب زندان‌ها را باز می‌كردند با انسان‌های بیرون چه می‌كردی؟ خودت پاسخ خودت را بده... ببینید حاج آقا حسینی شما جوانی و جویای حقیقت! حقیقت را چه كسی بهتر از ما به شما می‌گه؟ 
ما با اینها بدبختی‌ها داشتیم!؟ به خدا پاسداران و برادران ما را ذله كرده بودند و خواب راحت را بر مردم و مسئولین وقت حرام كرده بودند این چند سال. پدر دادگاهها و حاكمین عظام شرع و مراجع و رهبر عظیم‌الشأن ما را درآورده بودند یعنی انتظار می‌رفت چه كنیم با اینها؟ مدام با هم دیگر و با برادران زندانبان درگیری درست می‌كردند. اگر بدانید مثلاً ماه رمضان چه به روز ما می‌آوردند؟ مجاهدها و فرقانی‌ها مثلاً مذهبی بودند و روزه می‌گرفتند و چپی‌ها را نجس می‌دانستند. ماركسیست‌هایشان كه روزه نمی‌گرفتند مجبور بودیم در زمانی كه ما خود روزه بودیم در آشپزخانه سه نوبت صبح و ظهر و شب بهشان غذای گرم از بهترین نوعش را بدهیم. منافق‌ها نامه و گزارش می‌نوشتند این روزه خواران نجس را شلاق بزنید اینها كافر و مشركند و جلوی ما روزه خواری می‌كنند! ببینید تو را به خدا؟ به خودشان هم رحم نمی‌كردند. ما ناچاراً ماه رمضان سحری و افطار مذهبی‌های منافق و فرقانی‌ها را می‌دادیم و مجبور بودیم سه وعده غذای گرم و درجه یك مثل كباب و مرغ بریان و بره كباب هم بدهیم به  چپی‌ها و این موضوع مدام داستان درست می‌كرد...
 
[ایرج مصداقی: همانطور که «خلف‌رضایی خواسته بود و ابراز اطمینان کرده بود «یك روزی این مصاحبه را به امید خدا خود این جان بدر بردگان‌شان می‌خوانند»، به انتشار آن مبادرت می‌کنم تا آرزوی او برآورده شود. امیدوارم در عوض او تشکر قلبی خود را از مصاحبه‌گر دریغ نکند چرا که به خواست «خدا»، «امید» او را «ناامید» نکرده است.
آیا هیچ عقل سلیمی می‌پذیرد که زندانیان مجاهد و فرقانی از مقامات زندان بخواهند زندانیان چپی را به خاطر روزه‌خواری شلاق بزنند و آنوقت مسئولان رژیم به زندانیان روزه‌خوار «کباب و مرغ بریان و بره کباب» بدهند و سپس آن‌ها را به اتهام «مرتد» و نماز نخوان اعدام کنند؟ آیا نباید پرسید جناب خلف‌رضایی به عنوان مستشار دیوان عالی کشور و آوایی به عنوان رئیس دادگستری تهران و ... چرا بخش کوچکی از این امکانات و گشاده دستی را برای مردم «روزه خوار»ی که زندانی نبودند، فراهم نمی‌کردند و نمی‌کنند؟ چرا تخته شلاق و ... را برای «روزه‌خواران» آماده می‌کردند و می‌کنند؟ آیا در جامعه هم «مجاهد‌‌ها و فرقانی»‌ها «نامه و گزارش می‌نوشتند» و درخواست شلاق زدن آن‌ها را می‌کردند و می‌کنند؟ این است «حقیقتی» که خلف‌رضایی و دیگر جانیان رژیم مدعی هستند بهتر از هرکس به نسل جوان منتقل می‌کنند!]
 
درباره آمار زندانیان اعدام شده چه می‌گویید؟ 
 
آوایی و خلف‌رضایی همزمان : در باره‌ی...ببینید...[هر دو برای صحبت كردن دیگری ساكت می‌شوند. رو به هم تعارف می‌زنند. نه بفرمایید نه شما بفرمایید]...
 
آوایی: ببخشید جناب رضایی ... شرمنده حاج آقا حسینی. من معذرت می‌خوام. خیلی عذر می‌خوام درباره‌ی آمار خودشان در كتاب‌هایشان و سایت‌های ضد انقلاب نوشته‌اند صد و بیست هزار تا تا صدو چهل هزار هم منافقین داده بودند كه البته بسیار چرند و دروغ محض اسست و [خلف رضایی می‌پرد توی حرفش] 
 
خلف‌رضایی : در جعل و سندسازی استادند و دروغ‌های شاخدار می‌نویسند.
 
آوایی: ببینید حاج آقا حسینی شما حتی كتاب خاطرات آن «ملعون منتظری» را كه خود از مسئولین بوده را بخوانید از دو هزار و هشتصد تا چهار هزار را برای سال شصت و هفت نوشته است ولی این هم نیست. در كتاب ایرج مصداقی كه از منافقین تیر بوده هم همین را نوشته اما او هم اشتباه می‌كند و من فكر می‌كنم كلاً از شصت تا هفتاد حدود بیست هزار نفر بوده و فقط شصت و هفت را بخواهیم در نظر بگیریم حدوداً با شهرستان‌ها هشت هزار تا نه هزار صحیح است.
 
[ایرج مصداقی: به نظر من تناسب درستی بین آمار ارائه شده از سوی آوایی نیست. اگر بپذیریم که بین سال ۶۰ تا ۷۰ در حدود ۲۰ هزار نفر اعدام شده‌اند که از نظر من مقرون به صحت است، آمار ۸ تا ۹ هزار اعدامی در سال ۶۷ منطقی نیست. از نظر من آمار ارائه شده از سوی آیت‌الله منتظری یعنی چیزی در حدود ۴ هزار نفر به واقعیت نزدیک‌تر است. با این حال می‌توان آمار ارائه شده از سوی آوایی را نیز مدنظر قرار داد و فشار آورد تا مقامات قضایی و امنیتی دست‌اندکار کشتار ۶۷ آمار واقعی را ارائه دهند.
البته رضا ملک یکی از مأموران سابق وزرات اطلاعات که در سیاه‌ترین دوران تاریخ میهن‌مان همراه و همکار جنایتکاران بوده، بدون آن که تاکنون صحبتی از نقش خود در سرکوب و جنایت کرده باشد، ادعا کرده است که آمار قتل‌عام شدگان تابستان شصت و هفت، ۳۳۷۰۰ نفر است که شامل ۳۰ هزار زندانی مجاهد و حدوداً ۳۷۰۰ زندانی چپ می‌باشد که از  نظر من از اساس جعل و دروغ است. آمار قتل‌عام شدگان چپ در حدود ۴۰۰ نفر است و مجاهدین عاجز از افزودن یک  اسم به اسامی قتل‌عام شدگان هستند؛ چه برسد به اضافه کردن سی هزار اسم.
متأسفانه این فرد در ماه‌های اخیر، دکتر محمد ملکی و محمد نوری‌زاد را اینجا و آنجا همراهی می‌کند و در جمع‌ زندانیان سیاسی و مراسم‌های مختلف حاضر می‌شود و دکتر ملکی و نوری‌زاد بدون اطلاع از آن‌چه در جریان کشتار ۶۷ گذشت و بدون تحقیق در این مورد، به آمار کذب و غیراقعی این فرد اشاره‌ کرد‌ه‌اند. در میان اپوزیسیون هیچ نیرویی به جز مجاهدین جعلیات رضا ملک را که از روی دست آن‌ها کپی شده، جدی نمی‌گیرد.
گروه‌های سیاسی با وجود انواع و اقسام وسائل ارتباط جمعی و ارتباطات گسترده با داخل کشور، پس از گذشت نزدیک به سه دهه قادر به افزایش اسامی منتشر شده‌ی قتل‌عام شدگان در سال‌های ابتدایی نیستند. چرا که اساساً چنین آمارهایی غیرواقعی است و کمکی به کشف حقایق در ارتباط با این جنایت بزرگ نمی‌کند.]
 
خلف‌رضایی: البته مصداقی كه توابی بیش نبوده و در این سال‌ها سخن دروغ زیاد نوشته است. اون جعلیاتی كه درباره نوزده بهمن در كتابش نوشته والله مرغ پخته را هم خنده می‌اندازد! 
 
[ایرج مصداقی: خلف‌رضایی مدعی است در سال ۱۳۶۱ کارش را با شغل زندانبانی در استان خوزستان شروع کرده است اما با این حال او از واقعه ۱۹ بهمن ۶۰ و آن‌چه در زندان اوین گذشته با خبر است! و می‌داند که روایت من جعلی است و مرغ پخته را هم به خنده می‌اندازد! او توضیحی نمی‌دهد چه چیز روایت من از واقعه ۱۹ بهمن ۶۰ خنده‌دار است؟ چون من ادعای خاص و یا عجیبی را مطرح نکرده‌ام. در آدرس زیر می‌توانید ببینید:‌
 
 
نکته قابل توجه آن که آوایی «بازرس ویژه رئیس جمهور» نزد کسی که فکر می‌کند از طرف حوزه علمیه اهواز آمده، آیت‌الله منتظری را «ملعون» می‌خواند. این صفتی است که او برای مسعود رجوی نیز به کار می‌برد. دلیل کینه‌ی آوایی و خلف‌رضایی از آیت‌الله منتظری، دست گذاشتن ایشان روی جنایت بی حد و حصر در زندان اهواز در جریان کشتار ۶۷ است که این دو نقش اساسی در آن داشتند.
 
حاج‌آقا حسینی: البته مصداقی دروغگویی بیش نیست. درباره‌ی فریب آیت‌الله منتظری هم می‌گویند تقصیر ایشان بوده!؟ نه؟ 
 
آوایی: بله بله كاملاً درست است. كار خودش بود. بیچاره منتظری ساده لوح. یك شبه توسط فریب این منافق دروغگو از قائم مقامی رهبری سقوط كرد و ببینید قربانش برم امام با كسی شوخی ندارد! ولو حاج احمد آقا باشد؟! امام با كسی شوخی نداشت.
 
[ ایرج مصداقی: اشاره آوایی به گزارش  مشروح ۴۰ صفحه‌ای است که در مهرماه ۱۳۶۳ از زندان قزلحصار برای آیت‌الله منتظری نوشتم و توسط حجت‌الاسلام حسینعلی انصاری نجف‌آبادی نماینده ایشان در زندان‌‌ها به دست‌شان رسید. در این گزارش آن‌چه را که بر سر خودم آمده بود و یا شاهدش بودم با رعایت انصاف و بدون کوچکترین اغراق و مبالغه نوشتم. می‌دانستم در زندان هستم و امکان تحقیق و یا بررسی ادعاها هست و عملاً‌ نمی‌توانستم دروغی بر زبان بیاورم که نتوانم از عهده‌ی اثباتش برآیم. از قرار معلوم این گزارش یکی از دلایل ایستادگی آیت‌الله منتظری در مقابل خمینی شد و ابعاد تأثیرات آن خارج از پیش‌بینی و انتظار من بود. آیت‌الله منتظری بر اساس مستنداتی که داشتند به خامنه‌ای گفتند: «من حاضرم با امام تا لب جهنم بروم ولی حاضر نیستم به جهنم بروم». و خامنه‌ای راپورت آیت‌الله منتظری را به احمد خمینی داد.
دستگاه تبلیغاتی رژیم از رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها گرفته تا نمایشگاه قرآن و ... در طول سال‌های گذشته بارها با انتشار عکس و تصویرم، من را عامل «انحراف» آیت‌الله منتظری معرفی کرده‌اند و مرا که هیچ قرابت و سنخیتی به لحاظ ایدئولوژیک، سیاسی و تشکیلاتی با مجاهدین ندارم و در تبلیغات آنها بزرگترین خصم‌شان معرفی‌ می‌شوم و میزان ضدیت‌شان با من بیشتر از ضدیت‌شان با رژیم است، عضو این سازمان معرفی می‌کنند. چنانچه می‌کوشند آیت‌الله منتظری و فرزندان ایشان را نیز به مجاهدین ربط دهند.
 
 http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950524000851]
 
خلف‌رضایی: حاج آقا حسینی، شما در كتاب‌های مختلف بروید و این قضیه  را بخوانید. آمارهای آبدوخیاری زیاد داده‌اند و نمی‌شود به هیچ كدامشان استناد كرد چرا كه از دست جمهوری اسلامی داغ دیده بودند و كسی كه داغ دیده است به پدرش هم رحم نمی‌كند. مدام و سال به سال بصورت تصاعدی آمارهای عجیب وغریب می دادند و فرافكنی می‌کردند. حتی در نوشتن كتاب‌هایی با جلدهای بالاتر با هم دعوا داشتند اینها. همین كتاب چهارجلدی سرتاسر دروغ ایرج مصداقی را برای مثال عرض می‌كنم. بروید بخوانید تا شاخ از كله‌تان بزند بیرون! همین خودش چند سال پیش با دوست قدیمی خودش سر یك جلد اضافه، مثلاُ جلد پنجم یك كتابی چنان قشقرقی ساخت و معركه گیری كرد كه تو چرا كتابت تقلید از كتاب منه و چرا جلد پنجم دادی!؟ ببینید اینها با خودشان هم دعوا دارند.
 
یادم است در یك جلسه‌ای اگر اشتباه نكنم سال نود بود، در تهران مسئولین كادر سابق زندان‌ها گرد هم آمده بودند، اتفاقاً بنده بیاد دارم همین حاج داوود رحمانی را دعوت كرده بودند كه البته نتوانست بیاید و رفته بود شمال اما با تلفن وصلش كردند و از شش جلسه در جلسه آخر حضور پیدا كرد. در جلسات یاد شده راجع به این كتاب‌های خاطرات زندان بحث شد و اصلاً موضوع جلسه مبارزه مجازی با این كتب بود چون یادم است جناب مقیمی مسئول حراست دانشگاه هنر تهران هم بود و بیچاره از دست دانشجوهای هنر به ستوه آمده بودند. خب دانشجو است و به اینترنت دسترسی بی قید و شرط دارد و در اینترنت هم همه چیز موجود است. این كتاب‌ها هم به راحتی آب خوردن در دسترس همگان است متأسفانه. اما در جلسات صحبت شد كه بشدت سختگیری كنند و بیاد دارم چند دانشجویی كه اینها را رهبری می‌كردند جملگی اخراج شدند خدا را شكر... اخراج شدند و برخی دو ترم معلق شدند. اینها جلسات دوره‌ای گرفته بودند و ذهن دانشجوها را نسبت به جمهوری اسلامی بدبین كرده بودند و  بالطبع دانشگاه‌ها هم قاطعانه با اینها برخورد كردند.
 
[ایرج مصداقی: خشم خلف‌رضایی از نقد من در مورد کتاب «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی است. به نظر من این کتاب به سفارش مجاهدین و با مقاصد خاص تولید شده است. شکنجه‌گر و جانی رژیم از این که موارد غیرواقعی این کتاب را مورد بررسی قرار‌داده‌ام، به خشم آمده است. در لینک زیر اگر حوصله داشتید می‌توانید «نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی» را ببینید.
 
 
بر اساس اطلاعات موثق و اسنادی که در اختیار دارم، دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم از تلاش من برای تصحیح خاطرات زندان و جلوگیری از نشر اکاذیب و جعلیات در مورد زندان‌های رژیم به خشم آمده است. آخرین نمونه‌ی آن خشم دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم از روشنگری من در مورد چهره‌ی «یکی از صاحب‌منصبان قضایی» رژیم بود. دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم با فریب مسعود نقره‌کار، خاطرات جعلی و هدایت‌شده‌ای از زندان‌ها را از زبان یکی از «صاحب‌منصبان قضایی » سابق رژیم، توسط او منتشر می‌کرد. جانیان قصد داشتند در این زمینه نیز گوی سبقت را از زندانیان سیاسی سابق بربایند و با جعلیات‌شان، خود مفسر و شارح زندان در دهه‌ی ۶۰ شوند که مانع‌شان شدم.
پس از انتشار گسترده کتاب «نه زیستن نه مرگ» و «دوزخ روی زمین» در دانشگاه‌های کشور، مسئولان قضایی و  امنیتی رژیم به دست و پا افتادند و به منظور مقابله با آن به چاره‌جویی پرداختند. در نشست‌های مزبور که به جلسات «کثرت مصباح» معروف بود، افرادی همچون، محمد مقیسه (ناصریان دهه ۶۰)، مصطفی پورمحمدی، سعید مرتضوی، ابوالقاسم صلواتی، اسماعیل نهاوندی (از مسئولان شکنجه‌گاه واحد مسکونی در قزلحصار و بازجویان شعبه ۲ اوین)، محمدعلی افشه (یکی از حکام شرع و مسئولان امنیتی که فرمان حمله به بند ۳۵۰ را صادر کرد. وی عامل به صلیب کشیدن زنده یاد الله قلی جهانگیری است. وی در توالت منزل‌شان در خیابان جردن، عکس زنده یاد الله قلی جهانگیری را زده است و به لحاظ جنسی شدیداً فاسد و تبهکار است.)، اسماعیل رحمانی (معاون زندان قزلحصار و مسئول ستاد شعیب و برادر حاج داوود رحمانی رئیس زندان قزلحصار)، پسران لاجوردی (احسان و حسین)، اصغر فاضل، (سربازجوی شعبه ۷ اوین و یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه!. فرزندش را در دهه‌ی شصت هنگام تنبیه چنان به زمین زد که فلج شد)، اعضای هیأت مؤتلفه شاغل در دادستانی انقلاب دهه ۶۰، مجتبی میرحیدری (یکی از توابان فعال زندان قزلحصار)، حسینعلی نیری، علی مبشری، محسنی اژه‌ای، علیرضا آوایی، خلف رضایی و ... شرکت داشتند.
موضوع «دانشگاه هنر» و بخشی از مسائلی را که در این دانشگاه پیش آمد در دو لینک زیر می‌توانید دنبال کنید.
 
 
 
آوایی: بله جناب حسینی... حاج آقا باورتان نمی‌شود در دانشگاه هنر استاد آمده درباره كتاب‌های مصداقی صحبت كرده! ببینید تو را به خدا؟ این اوضاع دانشگاه‌های ما است. واقعاً باعث تأسف است. شنیدم جمعی محفل خصوصی گرفته و همانطور كه جناب خلف‌رضایی فرمودند كتاب‌های این منافق را دوره كرده بودند. جلسه مسئولین هم جهت آگاه‌سازی بود كه چه باید كرد!؟ در آخر لیدرهای ایشان اخراج شدند. در جلسات یادم است فرزندان شهید لاجوردی هم بودند. آقای مبشری و نیری هم تشریف آورده بودند. صحبت شد و یك عده بر این بودند كه این مسائل نباید فراموش و یا مخفی شود و البته بعضی‌ها مثل جناب مقیسه و نیری اذعان داشتند بهتر است فعلاً سكوت شود كه البته از نظر بنده سكوت در قبال این مسائل صحیح نیست و همین سكوت مسئولین و مجریان وقت بوده كه ضدانقلاب فرصت یافت این همه تبلیغات كند و به نظر من چند گام جلو افتادند.
 
خلف‌رضایی: جناب آوایی اگر یادتان باشه در جلسه‌ای كه جناب رحیم ازغدی در دانشگاه تهران داشت كه البته فیلمش هم در سایت یوتیوب موجوده چند به اصطلاح دانشجوی فریب خورده، پلاكارد درست كرده بودند كه چرا اعدام ۶۷ صورت گرفت و رحیم ازغدی كه بخشم آمده بود باهاشان برخورد كرد. اینها دست بر نمی‌دارند از شیطنت حاج آقا حسینی. به نظر بنده باید فكری كرد چه بسا كه تا به امروز دیر شده است. الان ببینید اینها جلو زده‌اند. چرا؟ برای سكوت به اشتباه برخی از مسئولین. اگر از ابتدا خودمان دست به كار شده بودیم اینطور نمی‌شد و ضدانقلاب جرأت نمی‌كرد كتاب بنویسد.
 
[ایرج مصداقی: استاد دانشگاه هنر «داریوش- ش» نام داشت که از دانشگاه اخراج شد. حادثه‌ مزبور در دانشکده برق دانشگاه خواجه نصیر طوسی هنگام سخنرانی پورازغدی اتفاق افتاد. روی پلاکارد مزبور نوشته شده بود «کشتار ۶۷، حقوق بشر اسلامی». حسن رحیم‌پور ازغدی یکی از نزدیکان خامنه‌ای و اعضای شورای انقلاب فرهنگی  است.
وی در دهه‌ی ۶۰ یکی از بازجویان و شکنجه‌گران بیرحم رژیم در رشت، سمنان، همدان و مشهد بود و «بی‌بالان» را به خون کشید.
تاکنون مجتبی حلوایی معاون امنیتی زندان اوین و یکی از مسئولان کشتار ۶۷، اصغر فاضل سربازجوی شعبه هفت اوین در دهه‌ی ۶۰، کامران دانشجو وزیر علوم دولت احمدی نژاد و یکی از فاسد‌ترین چهره‌های نظام، علی اکبر رائفی پور به اصطلاح «روشنفکر» رژیم، نوه دکتر شیخ‌الاسلام‌زاده وزیر بهداری دوران پهلوی و دکتر زندان اوین در سالن آمفی تأتر دانشگاه هنر تهران علیه من سخنرانی کرده‌ و به اصطلاح دست به افشاگری زده‌اند. همچنین برخلاف ادعای خلف‌رضایی، پیشتر قاضی مقیسه معتقد بود که بایستی چندین کتاب علیه «نه زیستن نه مرگ» و ادعاهای مطرح شده در آن نوشت. مسئولان امنیتی بودجه‌ای بالغ بر ۳۰۰ میلیون تومان به رائفی‌پور و حسن رحیم‌پور ازغدی اختصاص داده بودند تا علیه «نه زیستن نه مرگ» دست به کار شوند؛ ظاهراً بعد از روشنگری من پروژه روی هوا ماند.
 
 
پس از نمایش موفقیت آمیز فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در مهم‌ترین فیستیوال‌ها‌ی بین‌المللی و تلویزیون‌های اروپایی و ...، رژیم با اختصاص بودجه‌ی هنگفتی در صدد تهیه یک فیلم در مقابل آن برآمد. «فرقه‌ی رجوی» هم تا توانستند علیه این فیلم تبلیغ کردند. در یک یادداشت قبلاً به این موضوع اشاره کردم.
 
 
مسئولان امنیتی رژیم وعده می‌دادند این فیلم در ماه ژوئن ۲۰۱۶ به نمایش در خواهد آمد اما هنوز خبری از آن نیست. معلوم نیست چه بر سر آن آمد. من که آروز می‌کنم این فیلم به نمایش درآید چرا که باعث مطرح شدن هرچه بیشتر دهه‌ی ۶۰ خواهد شد. دست من نیز برای نوشتن و روشنگری در مورد افراد بازتر خواهد شد.
 
گفته می‌شد ۹۰ نفر در قاب‌های مختلف فیلم هستند. مسئول تهیه آن فردی است به نام «بحریان» که از اعضای رده بالا و پشت پرده‌ی «بنیاد فارابی» است. از قرار معلوم این فرد  بنیاد فارابی را به لحاظ مالی تغذیه می‌كند. او بایستی از اعضای وزارت اطلاعات باشد که برای این پروژه نیز پول هنگفتی گرفته است. افرادی که با او مستقیم همکاری کردند عبارتند از «جواد شمقدری(معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مشاور هنری در دولت احمدی‌نژاد) / مسعود ده نمكی (از رهبران انصار‌حزب‌الله و عاملان حمله به خوابگاه دانشجویان و کارگردان)/ فرج‌الله سلحشور (فوت کرد / بیژن نوباوه (نماینده مجلس شورای اسلامی و نایب رئیس دوم کمیسیون امور فرهنگی مجلس، خبرنگار ویژه‌ رجایی، باهنر و خامنه‌ای. مدیرکل اخبار داخلی و خارجی واحد مرکزی خبر و مدیر دفتر نمایندگی صدا و سیما در نیویورک)  / بهروز افخمی (نماینده «اصلاح‌طلب» مجلس ششم، کارگردان و پاسدار سابق زندان اوین) / محمدرضا شریفی نیا (بازیگر و یکی از توابان کثیف زندان اوین)/ بساكی / توانافر/ احقاقیان /علی‌اکبر رائفی پور / الهام چرخنده / مجتبی شریف واقفی/ مجتبی حلوایی(تیرخلاص زن و محافظ لاجوردی و مسئول انتظامی و امنیتی اوین و از مسئولان کشتار ۶۷)/ سیدعباس ابطحی(محافظ لاجوردی و تیرخلاص زن اوین) / مجید ملاجعفر(با نام مستعار مجید قدوسی مسئول اعدام زندانیان در اوین در جریان کشتار ۶۷)  / علی پروین / محمد مایلی كهن / آشا محرابی (هنرپیشه و پاانداز محافل آن‌چنانی سران رژیم) / خانواده طالب طاهری و میرجلیلی و طهماسب (سه پاسدار کشته شده در «عملیات مهندسی» مجاهدین) / قورچیان/ عباس سلیمی نمین(مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، مدیر مسئول سابق کیهان هوایی) / تقی دژاكام(دبیر سرویس شهرستانهای روزنامه کیهان ) / حسین پاکدل (مجری، تهیه کنننده و مدیر شبکه سابق صدا و سیما ) و مهدی پاكدل(بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون)
تیم دوم : كبودیان مسئول ستاد اقامه (دفتر قرائتی ) / چند نفر از توابین دهه شصتی از جمله مجتبی میرحیدری و هما کلهر/ فاطمه سادات دشمن زیاری / رقیه چهره آزاد/ ایوب آقاخانی(مسئول تأتر حرفه‌ای شورای نظارت و ارزشیابی مرکز هنر‌های نمایشی و عضو شورای طرح و برنامه مراکز استان‌های معاونت صدا جمهوری اسلامی/ معصومه ملك صید‌آبادی (مسعود رجوی او را بینه «انقلاب مریم رجوی» خواند)/ دکتر حسین لاجوردی (پسر بزرگ اسدالله لاجوردی ؛ بسیار ثروتمند است. به خرید و فروش کلیه و ارگان‌های حیاتی بدن بیماران مشغول است. گفته می‌شد وی و باند مافیایی‌اش به ربودن ارگان‌های حیاتی بدن بیماران نیز می‌پردازند.) احسان لاجوردی (فرزند اسدالله لاجوردی) / نوه دکتر شیخ‌الاسلام زاده وزیر بهداری پیش از انقلاب و رئیس بهداری زندان اوین در سال‌های ابتدایی دهه‌ی ۶۰ / اعضای تبیان / جبهه پایداری / و تیم دانشجویان خارجی دانشگاه تهران.
گفته می‌شد در این فیلم عکس من را گذاشته‌اند در آتش و پشت سر گوینده‌ها. بخشی از دادگاه داریوش سلحشور و همچنین صحنه‌ی خراب کردن خانه‌ی گوهر ادب‌آواز در جهرم،  (کسی که با منفجر کردن خودش آیت‌الله دستغیب و محافظان او را کشت) از جمله صحنه‌های فیلم است. ]
 
فرمودید در جلسات حاج داوود رحمانی هم دعوت بوده. این شخصیت كه بصورت شاخص در بسیاری از كتب ضد انقلاب درباره‌اش داستانسرایی‌ها كرده‌اند در جلسه‌ای كه حضور پیدا كرده بود چه می‌گفت؟ 
 
آوایی: البته بنده جلسه آخر نبودم.
 
خلف‌رضایی: من نشسته بودم. پیرمرد بینوا با وضع خراب و بیماری روماتیسمش آمده بود اصلاً حال نداشت. گویا سال هفتاد دو سكته‌ی بد مغزی و قلبی كرده بود. زیاد حرف نزد ولی او هم به خاطر آبرویش خیلی ناراحت بود بیچاره! می‌گفت برایش شایعه سازی كرده‌اند و به جریان قبرها و به اصطلاح تابوت‌ها هم اشاره كرد كه اصلاً اینگونه نبوده است. یادم است می‌گفت فقط اندكی انگشت شمار را دو سه هفته در یك فضایی كه قبلاً گویا گود زورخانه قزلحصار بوده گرد هم آورده بودند تا فكر كنند تا شاید در سكوت آنجا آدم بشوند و به اعمال جنایت آمیز خود فكر كنند. البته در همان جمع هم عده‌ای سر موضع باقی ماندند و حاضر به توبه نشدند و این نه ماه و ده ماهی كه ضدانقلاب از آن صحبت كرده كه در جعبه‌ها می‌نشینند اصلاً وجود خارجی نداشته و اصلاً چنین نبوده و البته خود حاج اسدالله لاجوردی طفلك دلش به حال اینها سوخته بود و از حاج آقا رحمانی خواهش كرده بود بساطش را جمع كند و همینطور هم شد. اما در آخر دار و دسته منتظری و مجید انصاری جریان را بشكل دیگری عنوان كرده بودند و تحت عنوان هیأت عفو آیت الله منتظری بخاطر روابط حسنه‌ای كه با منافقین بصورت مخفی داشتند بزرگنمایی كرده بودند و از ماوقع گویا فیلمی تهیه كرده و خدمت امام برده بودند. اینها هم دنبال بدست آوردن قدرت بودند و چشم دیدن شهید لاجوردی را نداشتند. همین دو دستگی‌ها و شكاف‌های ایجاد شده در نظام باعث شد ضد انقلاب فرصت كند در خارج از موضوع بهره برداری بشود و عده‌ای سودش را ببرند كه البته به یاری سربازان گمنام آقا دسیسه هایشان خنثی شد و هرچند قدری پیشروی كرده بودند اما بساطشان چپ شد.
 
[ایرج مصداقی: خلف‌رضایی در مورد حاج داوود رحمانی دروغ می‌گوید. او به شدت ترسیده است و از این که نامش دوباره مطرح شود به شدت گریزان است. وی حتی حاضر به شرکت در یک برنامه تلویزونی به همراه پسران لاجوردی و عزت شاهی نشد. این برنامه را قرار بود بهروز افخمی فیلم‌ساز به اصطلاح «اصلاح‌طلب» و نماینده مجلس ششم بسازد. حاج داوود رحمانی به صراحت گفته بود: «ما فریب لاجوردی را خوردیم بادمون كرد سه سال گه خوری كردیم، الانم پشیمونیم، ولمون كنید. وی همچنین این جا و آن‌جا مطرح کرده است «این پسره» یعنی من، تا او را به کشتن ندهم ول کن نیستم. او از این که نامش بر سرزبان‌هاست به شدت هراس دارد و صبح تا شب فحش و ناسزا به سران رژیم و خمینی می‌دهد.
روایت تابوت‌ها و «قبر و قیامت» و واحد مسکونی را در کتاب «دوزخ روی زمین» که یک دهه قبل نوشتم، می‌توانید در آدرس زیر بخوانید تا به یاوه‌گویی خلف‌رضایی پی ببرید.
 
 
ده‌ها نفر از قربانیان واحد مسکونی و قبر و قیامت و ... در خارج از کشور هستند و می‌توانند در مورد فوق شهادت دهند. کما این که تعدادی از آن‌ها در برابر مراجع بین‌المللی و سازمان‌های حقوق بشری بارها شهادت داده‌اند و خاطرات‌شان را انتشار داده‌اند. نکته‌ی حائز اهمیت آن که به اعتراف خلف‌رضایی، خمینی فیلم تابوت و قبرها را دیده‌ بود و با این حال به اتفاق فرزند جنایتکارش احمد از لاجوردی دفاع می‌کرد و با برکناری او مخالف بود.
«س، ت، س» یکی از زنان دلاور و رنج‌کشیده‌ی میهن‌مان با فداکاری و از خودگذشتگی زاید‌الوصفی که قادر به توصیف آن نیستم، توانست به یکی از مراکز آرشیو رژیم در شمال کشور که توسط شکوری پسر خاله‌ی فاسد و پلید مجید انصاری اداره می‌شد راه پیدا کند و یک نوار ۶ دقیقه‌ای از فیلم مزبور را به دست بیاورد. مدت زمان فیلم تهیه شده از روز بسته شدن «قبر و قیامت» قزلحصار بیشتر  از ۶ دقیقه است اما در آرشیو مربوطه تنها این نوار ۶دقیقه‌ای موجود بود. در این نوار مجید انصاری با شهین جلغازی که در کشتار ۶۷ جاودانه شد در محل «قبر و قیامت» گفتگو می‌کند. متأسفانه قبل از این که فیلم به دست من برسد در یورش مأموران وزارت اطلاعات ضبط شد.
اطلاع موثق دارم که مسئولان فعلی دستگاه اطلاعاتی و امنیتی، اسماعیل نهاوندی یکی از گردانندگان «واحد مسکونی» را مورد پرسش و بازجویی قرار داد‌ه‌اند. او مسئولیت راه‌اندازی این «واحد» را متوجه لاجوردی کرده است.
از وی خواسته شده است که از این به بعد مسئولیت آن را شخصاً به عهده بگیرد و مدعی شود که «خودسرانه» مبادرت به راه‌اندازی «واحد مسکونی» کرده‌اند. ]
 
«حاج آقا حسینی»: به خاطر همه چیز از شما برادران بزرگوار ممنونم. تشكر می‌كنم كه وقت گذاشتید. دوست داشتم بقیه همكاران هم اینجا حضور داشتند و نقطه نظر ایشان را هم اضافه می‌كردیم. با تشكر از شما...
 
تشکر آوایی و خلف‌رضایی از «حاج آقا حسینی»
 
[ایرج مصداقی: موضوع رو دستی که آوایی و خلف‌رضایی از «حاج آقا حسینی» خورده بودند، به همراه شکل و شمایل و قیافه‌ی او در هیبت یک آخوند، سوژه‌ی خنده‌‌‌ی مأموران و مسئولان ستاد خبری وزارت اطلاعات بود. چنانچه در قسمت اول گفتگو توضیح دادم تصویر وی را دوربین‌های زندان اهواز هنگام ورود به خانه آوایی گرفته بودند.]
 
ایرج مصداقی
 
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا)
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)