علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
ایرج مصداقی

 یعقوبی جلودار تظاهرات مجاهدین
 
 
تحلیل‌گر و «استاد» معرفی شده از سوی مجاهدین
 علیرضا یعقوبی امروز ، جلودار تظاهرات مجاهدین و یکی از فعالان این سازمان در عرصه‌ی اینترنتی و صاحب جاه و مقام در سایت «آفتابکاران» است که زیر نظر ابوالقاسم رضایی (حبیب) اداره می‌شود. این سایت همزاد  «همبستگی ملی» و «ایران افشاگر» منبع تولید جعلیات علیه منتقدین مجاهدین و تغذیه هواداران این سازمان است.
 
وی در یکی از مقالات خود که در سایت آفتابکاران و دیگر سایت‌های وابسته به مجاهدین انتشار یافته بر ضرورت شفاف شدن مرزبندی‌ها و ... گفته است:
 
«ضرورت ورود به هرگونه بحث و گفتگو تنها از منطق مشخص شدن و شفاف شدن مرزبندیها و در نهایت صیقل دادن اراده ها در برخورد با تضاد اصلی است که دارای اصالت است.»
 
او از آن‌جایی که «دستش در کار است» به عنوان سخنگوی مجاهدین می‌نویسد:‌
 
«بهرحال ما در طول چند ماه گذشته با سلسله‌ای از توطئه‌ها روبرو بودیم. از آنجایی که دستمان در کار است، منشا و آبشخور این سلسله از توطئه‌ها را می‌شناسیم. دقیقا بعد از خمپاره باران کمپ لیبرتی بود که برای انحراف افکار عمومی از عمق جنایات رژیم، کمپینی با هدف ادامه زندان سازی ساکنان لیبرتی بنام انتقال مستقیم ساکنان لیبرتی به کشور یا کشورهای ثالث به راه انداخته شد، ادامه آن منتهی به نامه ۲۳۰صفحه‌ای ایرج مصداقی گردید و سپس کشف «کشتار های مشکوک درون سازمانی» توسط اسماعیل وفا یغمایی مطرح گردید و سرانجام استعفای دو عضو شورا منتشر شد. اینها همه قطعات پازلی بود که انحراف افکار عمومی از توجه به عمق جنایت رژیم و مزدورانش در خمپاره باران لیبرتی و تخطئه مقاومت ایران را در صدر اهداف خود داشته و دارد. جنگ روانی همواره بخشی تفکیک ناپذیر و از حلقات جنگ فیزیکی است. لذا هر کدام از این توطئه ها که به بن بست رسید، فاز بعدی بلافاصله شروع شد. تقسیم کار هم بظاهر بدرستی صورت گرفته بود. نامه ۲۳۰صفحه‌ای را به ایرج مصداقی دادند که پخش کند چون با رسانه‌های از ما بهتران در ارتباط بود و می‌توانست آن را بیشتر رسانه‌ای کند. و بقیه ماجرا را که خودتان در جریانید.»
 
در ادامه خواهیم دید که یعقوبی دستش در چه کارهایی بوده است و در کجا و توسط چه کسانی در امور اطلاعاتی و امنیتی دوره دیده و متخصص شده است تا امروز به عنوان «توطئه‌شناس» سایت آفتابکاران و مجاهدین به تجزیه و تحلیل امور بپردازد.
 
وی در ادامه در مورد «اصالت» خودشان و «حقانیت» مقاومتشان و «صحت» مواضع رهبریشان و ... می‌نویسد: 
«چون به اصالت خودمان و حقانیت به مقاومت مان و به صحت مواضع رهبریمان اعتقاد راسخ داشتیم، توانستیم به اتفاق یکدیگر تمامی این مواضع را بسوزانیم و گل کار خود را هم در ویلپنت چیدیم. به کوری چشم دشمنان انقلاب نوین مردم ایران، مصمم تر و استوارتر و متحدتر از همیشه مراسم ۳۰خرداد را برگزار کردیم. اوضاع به هر طرفی که بچرخد مقاومت ایران قابل چشم پوشی نیست. این را همه می‌دانند. خوب عده‌ای بخاطر کبر و غرور و منیت تبدیل به ابزار و آلت دست دشمن می‌شوند. مهم هم نیست که حقوق بگیر باشند و یا نباشند. از قضا آنی که نمی‌گیرد بیشتر ضرر می‌کند!.»
 
وی همچنین در ارتباط با «درک ضرورت»‌ها و «دنیایی برای فتح» که «پیش روی» ایشان است می‌نویسد:
 
«می‌خواهم بگویم نقطه آغازین هر حرکت و موضع ما به تبع از سازمان و مقاومت ناشی از «درک ضرورت» است. ضرورت تمامی بحث‌ها و جوابها تنها در مشخص شدن و شفاف گردیدن مرزبندیها است. بعد از آن هر چه است بحث‌های روشنفکری و مطرح کردن کسانی است که خارج از حیطه مقاومت و هوادرانش کسی آنها را به اسم نمی‌شناسد. پس باید از ادامه اینگونه بحث‌ها اجتناب ورزیم. ما هزاران کار در پیش رو داریم. دنیایی برای فتح پیش روی ماست.»
 
در خاتمه نیز در مورد راه و روش خود و منتقدین‌شان می‌نویسد:‌
 
«پس شما را به راه و رسم و آیین تان (یعنی مماشات و سازش با دشمن ضد بشری) (۲) و ما را به دین خودمان (یعنی انقلاب و سرنگونی رژیم فاشیسم مذهبی حاکم بر وطن اسیرمان ایران).»
 
 
علیرضا یعقوبی که در سایت «آفتابکاران» به مقام «استادی» رسیده و «اشرف‌نشان»‌ها از او با عنوان «استاد» و «اشرفی» یاد می‌کنند آفتآدر مقاله‌ی دیگری مدعی شد:‌
 
«هنوز درگیر با قضایای این کمپین عجیب و غریب بودیم که با نامه ۲۳۰ صفحه ای ایرج مصداقی روبرو شدیم. او رسما اعلام کرد که در مقام «مدعی العموم» وارد دعوا شده است.  خوب خیالمان راحت شد که با یک برنامه حساب شده روبرویم. یعنی دستگاه، قبل از موشک باران خوب چیده شده بود و تقسیم کار هم صورت گرفته بود و نفرات هم برای پیشبرد کارشان دقیقا توجیه شده بودند. افرادی که خصوصیات اولشان جاه طلبی و خودشیفتگی و خود مطرح کردن، بود. تاریخ از این گونه صحنه ها زیاد بیاد دارد. بهرحال فردی که به ادعای خودش حتی یک روز هم در روابط درونی مجاهدین نگذرانده بود، انبوهی از ادعاها و تهمت ها و اتهام ها را متوجه رهبر مقاومتی می‌ساخت که تا به امروز جز پرداخت از خود و خانواده و دودمان و تبار شخصی و عقیدتی اش، در دو دیکتاتوری و بالاخص در رژیم ولایت فقیه، چیزی نصیبش نشده است. ادعایی هم برای آینده نداشت. با مقاومتی با آنهمه اسیر و قربانی، به چادر زدن در مزار قربانیان مقاومت رضایت داشت. تکلیف آینده را هم بر فرض کسب قدرت سیاسی را هم مشخص کرده است که کاندیدای هیچ پست و مقامی هم در آینده نیست و می‌خواهد دفتر ایام را با تکمیل ۴ اثر ناتمام مانده تئوریک ببند . برایمان مسجل شد که باید منتظر فازهای بعدی این پروژه تخریب باشیم.  مطرح شدن این مطلب که تحقیق و تفحص درباره هر کدام از این اتهامات آخوند ساخته و وزارت اطلاعات پرورده‌ی مطرح شده توسط مصداقی نیازمند ماهها کار پیگیر حقوقی و قضایی است، چگونه یک نفر بتنهایی می تواند ظرف ۴ هفته اقدام به تهیه و نگارش و ویرایش و تایپ و چاپ چنین ادعا نامه ای کند؟ اینجا بود که دم خروس یکی از اعضای شورای ملی مقاومت بیرون زده شد و طیف حامیان این ادعانامه از آقای روحانی خواستند که پیشاپیش وکالت ایرج مصداقی را علیه ادعاهای مجاهدین بعهده گیرد. جلل(جل) الخالق. مگر مجاهدین بنا داشتند که مصداقی را به دادگاه بکشانند؟.»
 
 
او همچنین به فرموده‌ی مسئولان مجاهدین در مقام یکی از اعضای «شورای نگهبان»، از من به عنوان زندانی سیاسی «سلب صلاحیت» کرده و نوشته است:
 
« در این میان گویا آقای ایرج مصداقی گوی رقابت را از دیگر همکارانش ربوده و یک تنه بعنوان مدعی العموم و به نمایندگی از تمامی کسانی که از مجاهدین به هر دلیلی جدا شده‌اند، طی نامه‌ای به آقای مسعود رجوی عهده دار نقشی شده است که ساواک شاه و وزارت اطلاعات آخوندی در اجرای آن ناموفق بوده‌اند. کسانیکه در روابط درونی مجاهدین حضور داشته و سیر تحولات درونی مجاهدین اطلاع دارند به تناقضات موجود در نامه آقای مصداقی و دروغ پراکنی‌های بیشرمانه علیه یکی از پاکبازترین فرزندان ایران زمین در تاریخ معاصر آگاهند. بعنوان یک مطلع از اتفاقات درونی مجاهدین و بعنوان کسی که سالها افتخار همراهی با این سازمان را داشته و مدتی هم اسیر دست وزارت اطلاعات آخوندی بوده است، مراتب انزجار و تنفر عمیق خود را از این اقدام بغایت ضد ارزش های انسانی و مبارزاتی اعلام داشته و وظیفه خود می‌دانم که اعلام دارم:
۱- تمامی ارزش‌های یک زندانی سیاسی - عقیدتی نه متعلق به فرد بلکه جریانی است که امر مبارزه را به پیش برده و هرگونه اعلام برائت از آن بمنزله فاصله گرفتن از آن ارزشها محسوب شده و نمی‌تواند بنام آن سازمان و یا ایدئولوژی افتخارات گذشته را منسوب به خود سازد.
 
 
قبل از این که در مورد این فرد «مطلع از اتفاقات درونی مجاهدین» و کسی که «سال‌ها افتخار همراهی با این سازمان را داشته» توضیح دهم، قسمتی از معرفی‌نامه‌ای که به قلم وی در سایت افق انتشار یافته می‌آورم:‌
 
«... در تهران علیرضا در همسایگی منزلش واقع در خیابان نصرت تهران با دانشجوی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران آشنا شد و آشنائی با این دانشجو پای او را به محافل مذهبی باز نمود. خیلی زود با دکتر شریعتی و آثارش و حسینیه ارشاد آشنا شد. برای اولین بار بخاطر نوشتن یک انشا تحت عنوان "غربگرائی" الهام گرفته از کتاب غربگرائی جلال آل احمد مورد نوازش مامور ساواک قرار گرفت. آشنائی با دکتر شریعتی موجبات گرایش او به "سازمان مجاهدین خلق ایران" را در سال ۱۳۵۳ فراهم آورد. از آن زمان تا کنون عشق به آرمان رهائی و "جامعه بی طبقه توحیدی" علیرغم تمامی نوسانات موجود در زندگی سیاسیش همواره گرمابخش وجودش بوده و همراهی با این مسیر پرمشقت اما باشکوه را اوج افتخار خود می‌داند. بعمد از دوران اسارتش چه در دوران رژیم شاه و چه در دوران شیخ درز می‌گیرد هر چند که آثار شکنجه بر جسم و روحش هویداست. او دوران تحصیلات عالیه را در دانشگاه شهر کلن در رشته حقوق و علوم سیاسی شروع و در دانشگاه بیرمنگهام انگلیس در رشته " تابعیت بین‌المللی" به آخر رساند و هم اکنون در همین دانشگاه به کار اشتغال دارد. او تز خود را "ایران و انقلاب ۵۷" نوشته است و دارای تالیفات زیادی درباره "آموزش" و "حقوق بین‌الملل" و "سیاست" می‌باشد. این کوتاه بیوگرافی تنها به خواست همراهان تهیه شده است.»
 
 
وی چنان از اسارت و شکنجه‌ی خود در دوران شاه و شیخ می‌گوید که اگر کسی وی را نشناسد فکر می‌کند با مبارزی بزرگ و قهرمان مقاومت در «دو نظام» روبرو است که فروتنانه و «بعمد از دوران اسارتش چه در دوران رژیم شاه و چه در دوران شیخ درز می‌گیرد.»
پر واضح است که وی صلاح نمی‌داند یا به او گوشزد کرده‌اند که از «نوسانات موجود در زندگی سیاسیش» چیزی نگوید. در این نوشته گوشه‌ای از پرده را بالا زده و بر «مسیر پرمشقت اما باشکوهی» که این «قهرمان» فروتن با آن همراهی کرده و «اوج افتخار» خود می‌داند نور می‌افشانم. مشکل مجاهدین این است که سرشان را مانند کبک در برف فرو کرده‌اند و تصور می‌کنند کسی آن‌ها را نمی‌بیند. هنوز ضرورت‌ها و الزامات دنیای جدید را درک نکرده‌اند.
 
شکایت حقوقی علیرضا یعقوبی علیه مجاهدین در آلمان و محکومیت این سازمان
علیرضا یعقوبی متولد  ۱۳۳۷ در شهرستان لنگرود در خانواده‌ای بازاری، در سال ۵۷ (تاریخ ممکن است کمی پس و پیش باشد) و پیش از پیروزی انقلاب از کشور خارج شد و در آلمان اقامت کرد. او در دهه‌ی ۸۰ مدت کوتاهی را در پایگاه‌های مجاهدین در سلیمانیه عراق به سر برد و دوباره به آلمان برگشت و به درس و کار مشغول شد اما موفقیتی در هیچ یک به دست نیاورد.  
 
براساس رهنمود وی «ضرورت تمامی بحث ها و جوابها تنها در مشخص شدن و شفاف گردیدن مرزبندیها» است. در این مقاله به «شفاف» کردن مرزبندی‌های ایشان و مجاهدین می‌پردازم تا سره از ناسره مشخص شده و ادعا‌ها در بوته‌ی عمل سنجیده شوند.
 
یعقوبی از سال ۱۹۹۱ مغازه فتوکپی در کلن آلمان داشت. در این مغازه او چندین دستگاه پلی‌کپی داشت و کارهای چاپی را هم قبول می‌کرد. در ابتدا وی کارهای چاپی را خودش انجام نمی‌داد بلکه در چاپخانه‌های دیگر به چاپ می‌رساند و درصدی سود می‌برد. پس از مدتی کارش گرفت. یک شرکت آلمانی پذیرفت که چندین دستگاه‌ بزرگ چاپ و کپی و ... در اختیار او بگذارد و در ازایش او ماهانه وجهی را به شرکت مزبور بپردازد. به این ترتیب او به کارش وسعت داد و محل جدیدی پشت مغازه‌اش را نیز به اجاره‌‌ی خود در آورد.
وی کارهای چاپی مجاهدین را نیز انجام می‌داد و از آن‌جایی که مسئولان این سازمان از پرداخت طلب‌های او سرباز می‌زدند وی شکایتی را علیه مجاهدین در دادگاه آلمان طرح کرد که به محکومیت مجاهدین منجر شد و قرار شد این سازمان با تخفیفی که از وی گرفت مجموعاً ده‌ها هزار مارک بصورت اقساط، ماهیانه به او بپردازد. وی در این دوران ظاهراً با ورشکستگی مالی نیز مواجه شده بود.
بایستی پرسید وی که می‌گوید «به اصالت خودمان، حقانیت مقاومت‌مان و به صحت مواضع رهبریمان اعتقاد راسخ» داریم، چرا علیه سازمان مجاهدین به دولت آلمان شکایت کرد و این «مقاومت» و «رهبری» آن را به خاطر مسائل مالی به دادگاه کشاند؟‌
آیا او «به کوری چشم دشمنان انقلاب نوین مردم ایران» علیه مجاهدین در دادگاه آلمان طرح دعوا کرده بود؟ آیا «کبر و غرور و منیت» وی را «تبدیل به ابزار و آلت دست دشمن» کرده بود؟
 
او که امروز می‌گوید «صیقل دادن اراده‌ها در برخورد با تضاد اصلی است که دارای اصالت است» پیش‌تر «اراده‌»‌اش را در برخورد با کدام «تضاد»، «صیقل»‌ می‌داد؟  آیا مجاهدین و علیرضا یعقوبی توضیحی داده‌‌اند که «تضاد اصلی» او وقتی مجاهدین را به دادگاه می‌برد چه بود؟ بر اساس «درک» کدام «ضرورت» دست به چنین عملی زد؟
آیا مجاهدین و «استاد» یعقوبی، ارزش و احترامی برای معنای کلمات قائلند؟ آیا خود ایشان چنانچه مسعود رجوی در مورد رژیم خمینی می‌گفت به ناموس کلمات نیز تجاوز نکرده‌اند؟
 
بازگشت به ایران و شرکت در پروژه‌های وزارت اطلاعات و سعید ‌امامی
اما این همه‌‌ی داستان نیست. وی پس از به دست آوردن موفقیت نسبی در دادگاه علیه مجاهدین، در سال ۹۴ (ممکن است تاریخ آن کمی پس و پیش باشد) مدت کوتاهی غیبش زد و سپس سر و کله‌اش پیدا شد و در پاسخ کسانی که او را مورد پرسش قرار می‌دادند به دروغ می‌گفت به خاطر افسردگی و مشکلات متعدد روانی برای استراحت و تمدد اعصاب به منطقه‌ای ویژه فرستاده شده بود. در حالی‌که در دوران یاد شده این عاشق «آرمان رهائی و "جامعه بی طبقه توحیدی"» با «درک ضرورت» مخفیانه به ایران سفر کرده و مقدمات انتقال خانواده‌اش به جامعه‌ی موعود را نیز فراهم کرده بود.
 
چیزی نگذشت که معلوم شد یعقوبی مغازه را تعطیل کرده و بخشی از دستگاه‌ها را که می‌شد باز کرد با خود به ایران برده است. وی به دروغ در سایت آفتابکاران مدعی است که در اسارت سعید امامی و معاونش رضا بوده است. اما توضیحی نمی‌دهد او که سال‌ها ساکن کلن آلمان بود چگونه به اسارت سعید امامی و معاونش در ایران درآمد و سر از «وزارت اطلاعات» در آورد. او می‌نویسد:‌
 
«نگارنده در سال ۷۴ اسیر وزارت اطلاعات آخوندی بوده است و سعید امامی و معاونش رضا تاکید داشتند که کتابی در شرح خاطرات خود از روابط مجاهدین نوشته و در آن کتاب شخص مسعود رجوی را جابجا با شرح خاطرات دروغین و کذب زیر علامت سؤال ببرم»
 
  
 
وی هنگامی که در آلمان به سر می‌برد صاحب فرزند نبود.

دختر وی امسال ۱۷ ساله می‌شود و پسرش به تازگی ۱۸ ‌سالگی‌اش را جشن گرفته است.

 دو فرزند او در تهران به فاصله‌ی ۱۵ ماه در مرداد ۷۴ و آبان ۷۵ به دنیا آمده‌اند. «استاد» سایت آفتابکاران و «توطئه‌شناس» مجاهدین چگونه می‌توانست در اسارت سعید امامی و معاونش رضا بوده باشد و همزمان صاحب دو فرزند هم شده باشد؟ جانی‌دالر‌های مجاهدین به این‌جا که می‌رسند نبوغشان نم‌ می‌کشد.
 
آیا کسی که در آلمان علیه مجاهدین به دادگاه این کشور شکایت کرده و حکم محکومیت این سازمان را گرفته و سپس با پای خود به ایران رفته و مقدمات سفر خانواده‌اش به «ام‌القرا»ی اسلامی را فراهم کرده، در مواجهه با مأموران وزارت اطلاعات از همکاری با آن‌ها و شرکت در پروژه‌های مختلف این دستگاه جهنمی علیه مجاهدین خودداری می‌کند؟
آیا کسی که برای مشکلات مالی پس از حمله‌ی اول آمریکا به عراق و در تنگنا قرار گرفتن مجاهدین، «مقاومت خونبار» را به دادگاه آلمان می‌کشد، وقتی با پای خود به دامان رژیم باز می‌گردد از انجام پروژه‌های گوناگون دستگاه امنیتی سرباز می‌زند؟ آیا از مددرسانی به دستگاه امنیتی رژیم و عوامل آن خودداری می‌کند؟
آیا در دهه‌ی ۹۰ چنانچه هوادار فعال مجاهدین به سفارت جمهوری اسلامی در آلمان که مرکز توطئه و تروریسم این رژیم در اروپا بود مراجعه و تقاضای پاسپورت و سفر به ایران را می‌کرد نبایستی به عنوان پیش‌قسط فرم‌های مربوطه را پر کرده و علیه پناهندگان و هواداران مجاهدین در این کشور گزارش می‌داد؟ آیا مقدمات سفر به ایران از طریق همکاری گسترده با دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم میسر نمی‌شد؟
آیا یعقوبی در همان سفر اول به ایران قرار و مدار‌های لازم را با دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم نگذاشت که به وی اجازه‌ی خروج از کشور را دادند تا خانواده‌اش را نیز با خود همراه کند؟
 
برخلاف ادعای علیرضا یعقوبی، وی به محض بازگشت به ایران به خدمت وزارت اطلاعات و باند سعید امامی درآمد و با حضور در خانه‌های امن وزرات اطلاعات در انجام پروژه‌های گوناگون علیه مجاهدین شرکت کرد. در دوران سعید امامی کسانی که از روابط مجاهدین جدا می‌شدند و به خدمت دستگاه اطلاعاتی رژیم در می‌آمدند در خانه‌های امن وزارت اطلاعات سازماندهی می‌شدند. مهرداد کاووسی که توسط پلیس ترکیه دستگیر و به رژیم تحویل داده شد در تابستان ۱۹۹۶ پس از بازگشت از ایران و اقامت در سوئد نحوه‌ی کار این بخش از دستگاه‌ اطلاعاتی رژیم را با جزئیات کامل برای من شرح داد.
محمدرضا عدالتیان یکی از اعضای «ارتش آزادی بخش ملی» که در جریان یک مأموریت داخل کشور با به شهادت رساندن چندین مجاهد خلق به دامان رژیم شتافته و در مصاحبه‌های تلویزیونی نیز شرکت کرده بود یکی از ساکنان این خانه‌های امن بود. خانه‌ای که وی در آن به سر می‌برد مرکز مانیتور سیمای مقاومت بود و اسناد و عکس‌های زیادی از رزمندگان ارتش آزادیبخش و هواداران مجاهدین در خارج از کشور در آلبوم‌های متعدد در این خانه موجود بود. به منظور آن که مهرداد کاووسی توسط عدالتیان و دیگر کسانی که به آن‌جا رفت و آمد می‌کردند شناسایی نشود وی را با اسم مستعار به این خانه برده و در آن‌جا نگهداری می‌‌کردند. در هر صورت علیرضا یعقوبی نیز یکی از همکاران این بخش از وزارت اطلاعات بود که زیر نظر مستقیم سعید امامی به فعالیت می‌پرداخت. او در خانه‌های امن وزارت اطلاعات در پروژه‌های مختلف از جمله نوشتاری علیه مجاهدین و ... مشارکت فعال داشت.
متأسفانه مجاهدین با وجود اشراف کامل نسبت به فعالیت و همکاری وی با دستگاه امنیتی رژیم تا کنون صلاح ندانسته‌اند راجع به آن‌ها روشنگری کنند و تنها از یعقوبی به عنوان سوژه‌‌ی به خدمت گرفته شده برعلیه منتقدین و معترضان به رفتار رهبری مجاهدین، سوءاستفاده می‌کنند. وی به دستور مسئولان مجاهدین در ماه‌های اخیر و پس از انتشار نامه‌‌ی سرگشاده‌ام به مسعود رجوی (گزارش ۹۲) و استعفای آقایان روحانی و قصیم فعال شده و به مقاله‌نویسی علیه من و آقایان قصیم و روحانی و دیگر معترضان و منتقدین می‌پردازد.
 
این بخشی از «مسیر پرمشقت اما باشکوهی» است که وی طی نموده است. دستگاه اطلاعاتی رژیم از بازگشت چنین افرادی استقبال می‌کرد به ویژه که به خاطر گذشته‌شان بصورت تمام و کمال در اختیار دستگاه اطلاعاتی و امنیتی و طرح‌های آن قرار می‌گرفتند.
 
نمی‌دانم در این دوران یعقوبی «حقوق» هم می‌گرفت یا نه. اما به گفته‌ی خود وی «مهم هم نیست که حقوق بگیر باشند و یا نباشند. از قضا آنی که نمی‌گیرد بیشتر ضرر می‌کند!.»
چنانچه او «حقوقی» دریافت نکرده باشد با توجه به حوادثی که بعداً برای او در «ام‌القرا» پیش آمد بیشتر از همه «ضرر» کرده است. به همین دلیل هم هست که امروز جبران مافات می‌کند. البته این بار بیشتر از قبل «ضرر» می‌کند چرا که نه تنها «حقوقی» از مجاهدین دریافت نمی‌کند بلکه بایستی دست به جیب هم بشود تا بلکه مجاهدین پرده از گذشته‌ی وی برندارند.
او مدعی است که «آثار شکنجه بر جسم و روحش هویداست»! آیا کسی که با اراده و با پای خود همراه با خانواده به ایران بازگشته مورد شکنجه قرار می‌گیرد؟
مجاهدین اگر می‌توانند آن‌چه را که در مورد سابقه‌ی یعقوبی یکی از سینه‌چاکان رهبری این سازمان که امروز به عنوان «اشرفی» معرفی می‌شود گفته‌ام تکذیب کنند.
 
قتل سعید امامی، اطلاعات موازی و دربدری یعقوبی
پس از قتل سعید امامی در سال ۷۸ یعقوبی نیز که در زمره‌ی افراد باند وی محسوب می‌شد و ولی‌نعمت‌‌اش را از دست داده بود، مورد غضب واقع شد و در درگیری‌ باندهای درونی رژیم توسط «اطلاعات موازی» که در آن دوران فعال شده بود و از داخل بیت رهبری اداره می‌شد دستگیر و به زندان افتاد. وی بیشتر دوران زندانش را نیز در زندان رشت سپری کرد. دلیل دستگیری او را نمی‌دانم.
یعقوبی با برخورداری از چنین سابقه‌‌ای توسط مجاهدین رنگ شد و به «زندانی سیاسی از بند رسته» تبدیل گشت و با افتخار نام وی را در ردیف ۱۲۶ لیست «زندانیان سیاسی از بند رسته» که علیه من بیانیه امضا کرده‌اند اضافه نمودند. وی مدت‌هاست که ستاره‌ی سایت‌های وابسته به مجاهدین و لشکر فیس‌بوکی هواداران این سازمان است.
 
عدم واکنش مجاهدین نسبت به ربودن فرزند یکی از شهدا و انتقال او به ایران توسط یعقوبی
 در سال ۱۹۹۵ متعاقب بازگشت یعقوبی به ایران، بالاترین مسئولان مجاهدین پیگیر پرونده‌ی او بودند. آن‌ها مانند همیشه با یک فرار به جلو و به منظور طلبکاری، بسیاری از هواداران مجاهدین در کلن آلمان را تحت فشار گذاشته بودند که چرا پیش‌تر راجع به او به آن‌ها گزارش‌های لازم را نداده بودند و ... قطعاً هستند بسیاری از هواداران مجاهدین که دوران یاد شده را به خوبی به یاد دارند و بیش از من می‌توانند در این مورد روشنگری کنند. 
علیرضا یعقوبی یکی از بچه‌های مجاهدین به نام مریم انتظاری را که مادرش به شهادت رسیده و پدرش در اشرف است نیز همراه خود به ایران برده بود و این خشم مجاهدین را دوچندان کرده بود.
این که چرا مجاهدین در مورد «ربودن» یکی از فرزندان شهدا یا رزمندگان ارتش آزادیبخش و بردن وی به ایران اطلاع رسانی نکردند حتماً دلیل قانع‌کننده‌ای برای هوادارانشان خواهند داشت.
این که چرا همان وقت علیه او اطلاعیه‌ی رسمی ندادند و مهره‌ای را که پس از بازگشت به ایران به رژیم پیوسته و در خدمت تمام عیار دستگاه اطلاعاتی و امنیتی آن بود افشا نکردند روشن است.
مجاهدین مسئله‌ای با مزدوران واقعی رژیم ندارند؛ مشکلی با کسانی که از روابط‌شان جدا می‌شوند و بی‌سروصدا به خدمت رژیم در می‌آیند ندارند؛ پیام آن‌ها واضح است هرکاری خواستی انجام بده، اما در خفا و پنهان. چنانچه به جز رژیم کسی متوجه آن نشود اشکالی ندارد. هر موقع هم خواستی برگرد. ما هم چشم‌پوشی می‌کنیم. این همه جعل و دروغ و فریب و بهتان که علیه آقایان قصیم و روحانی پخش می‌کنند تنها به خاطر استعفای علنی ایشان است. با استعفای در پرده مشکل ندارند. با سکوت و بی‌عملی و در خانه خزیدن موافقند.
  
شهلا ابراهیمی همسر وی نیز یکی از توابین زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ بود که پس از تحمل ۲ سال زندان آزاد شد. از قضا او نیز یکی از امضا کنندگان بیانیه‌ی «زندانیان از بند رسته» در ردیف ۱۳، علیه من است. وی مدت‌ها در آشپزخانه‌ی زندان اوین به همراه مهناز صمدی (۱) یکی از فرماندهان ارتش آزادیبخش و اعضای شورای ملی مقاومت کار می‌کرد.
شرح مختصری که در بالا آمد به خوبی نشان می‌دهد وقتی علیرضا یعقوبی از «مشخص شدن و شفاف شدن مرزبندیها و در نهایت صیقل دادن اراده‌ها» صحبت می‌کند منظورش از «مرزبندی» و «شفاف شدن» و «صیقل‌ دادن اراده‌ها» چیست؟
کدام مرز اخلاقی، سیاسی، وجدانی باقیمانده که او و همسرش زیرپا نگذاشته باشند؟
 
دوران سرخوردگی و استیصال و ترک کشور
پس از آزادی از زندان، علیرضا یعقوبی که به شدت سرخورده شده بود و خود را مانند دستمال کاغذی مصرف‌شده‌ای می‌دید که به دور انداخته شده، به فکر خروج از کشور افتاد. او که تجربه‌ی کار با دستگاه اطلاعاتی رژیم را داشت می‌ترسید دوباره آلت دست یکی از باندهای رژیم شود و از طرف باند دیگر آزار و اذیت ببیند.
در سال ۲۰۰۴ (احتمال دارد تاریخ کمی پس و پیش باشد) به ترکیه سفر کرد و از آن‌جا از طریق قاچاق به بیرمنگام انگلستان نقل مکان کرد و هم‌اکنون در این شهر به سر می‌برد. او به خاطر کلاهبرداری و سرقت اموال شرکت یاد شده در لیست سیاه دولت آلمان قرار دارد و به همین دلیل ترجیح داد به انگلستان سفر کرده و در آن‌جا دوباره با ارائه‌ی کیس پناهندگی و ... اجازه‌ی اقامت بگیرد. او پس از گرفتن اجازه‌ی اقامت، همسر و دو فرزندش را نیز به انگلستان انتقال داد.
 
سرنوشت کودک ربوده شده
 مریم انتظاری، دختری که مجاهدین به امانت نزد وی گذاشته بودند و توسط وی ربوده شده و به ایران برده شد با مشکلات عدیده‌ای در زندگی‌اش مواجه شد.
او که از کودکی در خانواده‌ی یعقوبی با بی‌مهری و بی‌توجهی مواجه بود و سختی‌های گوناگونی را متحمل شده بود حاضر به ترک ایران با آن‌ها نشد. اما بعدها به انگلستان آمد و از آن‌جایی که اجازه‌ی اقامتش در آلمان به خاطر ترک این کشور لغو شده بود از دولت انگلستان تقاضای پناهندگی کرد. با این حال وی هنوز بدون برگه‌ی اقامت است و در زندگی‌ شخصی‌اش نیز نتوانسته پیشرفتی که استحقاقش را داشت بکند. این هم بخشی از ظلمی که خانواده‌ی یعقوبی در حق امانت مجاهدین کردند. از آن‌جایی که تمایلی به وارد شدن به حریم خصوصی آن‌ها ندارم از ذکر بسیاری مسائل خودداری می‌کنم.
 
تحصیلات و کار سخنگوی «اشرفی» مجاهدین
 علیرضا یقعوبی که به سختی با انگلیسی دست و پا شکسته‌ای صحبت می‌کند مدعی است که در «دانشگاه شهر کلن در رشته حقوق و علوم سیاسی» شروع به تحصیل کرده و «در دانشگاه بیرمنگهام انگلیس در رشته " تابعیت بین‌المللی" به آخر رسانده» است. «و هم اکنون در همین دانشگاه به کار اشتغال دارد.». امیدوارم ایشان بالاخره در ادامه‌ی تحصیل موفق شده باشند یا شوند. اما در رابطه‌ با کار در دانشگاه بایستی بگویم که قطعاً دروغ می‌گوید. او در سال‌های گذشته از کمک‌هزینه‌ی دولتی استفاده کرده و با ماشین خود پیتزا به درب خانه‌ها تحویل می‌دهد.
علیرضا یعقوبی پس از بازگشت از ایران به مجاهدین نزدیک شد. این سازمان هم بنا به ماهیت خود از وجود چنین افرادی استقبال می‌کند چرا که آن‌ها می‌توانند دستورات رهبری این سازمان را بدون چون و چرا انجام دهند. در مناسبات ارتش آزادی‌بخش نیز توابین و کسانی که سابقه‌ی خوبی ندارند مورد استقبال قرار می‌گیرند و پله‌های ترقی را به سرعت طی می‌کنند. توجیه دستگاه عقیدتی مجاهدین این است که این دسته از افراد به رهبری عقیدتی بدهکار بوده و گوش بفرمان هستند.
 
علیرضا یعقوبی نفر اول سمت چپ
 
تغییر ارباب‌های علیرضا یعقوبی
 علیرضا یعقوبی امروز یکی از «اشرف‌نشان‌»‌های مجاهدین است و همان خدمتی را که پس از حضور در ایران به سرویس امنیتی رژیم و به ویژه باند سعید امامی ارائه می‌کرد این بار پس از حضور دوباره در خارج از کشور به مجاهدین می‌دهد. او از سوی رهبری مجاهدین مأموریت دارد با نوشتن مقالات متعدد علیه منتقدان مجاهدین و شورای ملی مقاومت و مطرح کردن طرح‌های توطئه‌آمیز وزارت اطلاعات و ... فضا را آلوده کند و همان خدمتی را که پیشتر در ایران به سعید امامی و باند او ارائه می‌داد این بار به دستگاه تبلیغاتی مجاهدین ارائه دهد. استفاده‌ی هر دو سیستم از وی یکسان است. نگاه هر دو سیستم به انسان ابزاری است. علیرضا یعقوبی نیز تنها «ارباب» عوض کرده و بر سیاق گذشته به فرموده عمل می‌کند. برایش هم فرقی نمی‌کند این «ارباب» سعید امامی و فلاحیان و ... باشند یا رهبری مجاهدین. فلان مأمور اطلاعات باشد یا فلان خواهر مسئول مجاهدین. در هر صورت او به پادویی و گوش به فرمان بودن خود «افتخار» می‌کند.
یکی از نکات جالب و عبرت‌‌انگیز در نوشته‌های یعقوبی علیه من، اعلام «مراتب انزجار و تنفر عمیق» وی از انتشار نامه‌ی سرگشاده‌ی من به مسعود رجوی (گزارش ۹۲) است. علیرضا یعقوبی در ذهنش تفاوت چندانی بین ارباب‌‌هایش نمی‌بینید، به همین دلیل پیش هر کدام که می‌رسد باب طبع آن‌ها «مراتب انزجار و تنفر عمیق» خود را اعلام می‌کند.
بایستی دید چه چیز دوباره مجاهدین و یقعوبی را به هم رسانده است؟ پایداری روی ارزش‌ها، دفاع از حقانیت‌ها، تأکید روی اصالت‌ها یا منافع حقیر زودگذر؟
البته چنین کسانی مبارک مجاهدین و رهبری عقیدتی آن باشند. امیدوارم در این وصلت هر دو به پای هم پیر شوند.
 
ایرج مصداقی شهریور ۱۳۹۲
 
 
 
پانویس:
۱- فریبا صمدی خواهر وی در زندان از همسرش اصغر بنازاده امیرخیزی جدا شد و زن دوم بازجویش که دو فرزند هم داشت شد. بازجوی وی در سال ۶۷ با دستگیری محمد بنازاده امیرخیزی برادر بزرگ اصغر، وی را مجبور کرد که با پذیرش وکالت برادر کوچکترش، پس از آزادی، فریبا را طلاق دهد تا این دو بتوانند با خیال راحت با هم ازدواج کنند.
 
 
علیرضا یعقوبی با عکس مریم رجوی و مشتی گره‌کرده

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)