نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
ایرج مصداقی

 بسم الله الرحمن الرحیم                                  تاریخ اول تیرماه 1366 هجری شمسی

بسمه العزیز الوهاب                                        25شوال 1407 هجری قمری

 

جناب آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری (البته با حذف همه القاب و تشریفات معموله)

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

بعد از سلام و آرزوی تحقق هدف بیان شده از بعثت در این گفتار مشهور پیامبر گرامی اسلام که: «انما بعثتُ لاتمم مکارم الاخلاق»

 (هرچند الفباهای اولیه آن و حتی در میان خواص و معلمین اخلاق حوزه ای دیروز و به قدرت رسیده امروز)

و یادآوری کریمه: «ثم جعلناک خلائف فی الارض من بعدهم لننظر کیف تعلمون(سوره یونس آیه 14)

این نامه کسی است که می­توان گفت تمامی عمر فعال بیش از نیم قرنه خود را در تحصیل علم تحقیق علوم اسلامی ، تعلیم ، تألیف ... گذرانده است که به شما (آری تنها به شما از میان دست اندر کاران فعلی مملکت) به عنوان یک دوست چند ده ساله آنهم به عنوان انجام تکلیفی نوشته می­شود به این امید که آثاری مثبت داشته باشد و موجب تذکری و تاملی گردد.

لابد بخاطر می‌آورید که ابتدای این آشنایی و دوستی به سال 1321 هجری شمسی بر می­گردد که ازحجره های طلبگی فوقانی جنوب شرق مدرسه فیضیه شروع شد که با مرحوم مطهری مدتی آنجا بودبم( 45 سال قبل) بعدها هم در حوزه درسی مرحوم بروجردی ادامه یافت و اخیراً نیز در مجلس خبرگان برای تدوین قانون اساسی دو سه ماهی با هم بودیم( به عنوان اعضای 7 نفره تنظیم اصول قانون اساسی...)

در طلیعه این نامه که به امید تاثیری در راه توجه بیشتر بخود و موقعیت حساس پیش آمده نوشته شده این آیه را یادآور می­شوم که:

 « و نبلوکم بالشر و الخیر فتنه و الینا ترجعون (انبیا 35) یادآور اینکه در نظام گذشته چگونه با سختی ها و ابتلائات امتحان شدید، و امروز هم با اوضاع و احوالی که پیش آمده، باز چگونه در بوته امتحان قرار گرفته اید و تا چه حد توانسته­ایم از لغزشها و خطرات ناشی از قدرت محفوظ بمانیم.

باری ، این نامه در 10 صفحه نوشته شده  و دارای 2 قسمت اساسی و عمده است که هر دو قسمت جنبه عمومی و عام البلوایی دارد  منتهی در قسمت اول بیشتر و مستقیما تکیه روی مسایل قضایی شده و بر حسب تکلیف تذکراتی ارائه گردیده است که با حوصله و علاقه ای که از شما سراغ داریم( امید است مورد مطالعه و توجه عمیق و دقیق قرار گیرد و آثار عملی مثبت داشته باشد در راه احیای مسایل اصیل اسلامی و احیای حقوق عامه که در قسمت دوم ( صفحه 9 و 10 ) به ذکر مطالبی در شعاع خاصی پرداخته شده است که در رابطه با مسایل قضایی جاری مستقیما با آن دست به گریبان بوده­ایم.

در هر صورت :« لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم»

بدیهی است در صورت امکان پاسخ نامه را با توجه هر یک از بندهای اصلی آن دریافت خواهیم داشت.

 -« صدیقک من صَدَقک لا من صَدَّقَک»

 «احب اخوانی الیّ من اهدی الی عیوبی»

با توجه به مفهوم دو عبارت بالا ( که به عنوان حدیث نیز ذکر شده­اند) و با توجه به اینکه خود جنابعالی بارها به مسئولان مملکت تذکراتی اکید قریب به این مضمون داده­ و میدهید که«کارهای شما به حساب اسلام گذاشته می­شود، باید خیلی مراقب باشیم...»

نظر به این که مسئله قضا و سیستم قضایی از اهم مسایل اجتماعی است و بنظر اینجانب می­توان به جرات گفت«معرف حق بودن یا باطل بودن هر نظام اجتماعی، سیستم قضایی حاکم بر آن نظام است، که تا چه حد به رعایت حقوق ذاتی و اکتسابی انسانها در آن توجه یا بی­توجهی شده است.»

نظام قضایی و اجتماعی اسلام آنطور که اینجانب با مطالعه چندین ساله­ام دریافته­ام همه ریزه کاریها مورد توجه بوده است مشروط بر اینکه قبل از هر چیز نظر اسلام در باره انسان و حرمت ذاتی او شناخته شود و توصیه به «رشد» و ایجاد امکان رشد از طرف متصدیان امور به عنوان اولین تکلیف درک شود که نمونه های آن :

1-      واشعر قلبک الرحمه ... و لاتکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم فانهم صنفان اما اخ لک فی الدین او نظیر لک قی الخلق..

2-      و تجلس لهم مجلس عاما  فتتواضع فیه الله الذی خلقک  و تقعد عنهم جندک و اعوانک من احراسک  و شرلک حتی یکلمک متکلمهم فیر متعتع . فانی سمعت رسول الله (ص) یقول فی غیر موطن: «لن تقدس امه لا یوخذ للضعیف فیها حقه من القوی  غیر متعتع»  (اوایل و اواسط نامه به مالک)

بر این اساس اینجانب بر حسب تکلیف ضروری دانستم که به گوشه­ای از مسایل مربوط به حیثیت قضایی اسلام یادآوری هایی کرده باشم و خود شما هم توجه داشته­اید که در رابطه با درس های فقه که مرتبا از رادیو پخش می­شود چگونه در دنیای امروز و با شرایط موجود زیر ذره بین های دقیق قرار می­گیرد و از همین باب است که احیاناً

-          اولا ملاحظه انحرافات اصولی در سرفصل های مسایل حقوقی

-          و ثانیا در تصدی بعضی از افراد غیر اهل که موجب افراط و تفریط هایی در کاربرد سیستم قضایی شده و می­شود.

موجب نگرانی‌های شدید اهل اطلاع از توجه اسلام به مسایل قضایی است، که البته شرح و تفصیل آنها نیازمند فرصت و حال مناسبتری است که علی الحساب به دو تا از سر فصل ها اشاره می­­شود:

اول: نحوه برخورد نظام اسلامی با « غیر موافق» از نظر اعتقاد

دوم: نحوه برخورد با مستضعف (باصطلاح معمول شده روز و مهجور ماندن معنای اصلی آن) در روابط مالی

که در این 2 قسمت که از مهم اجتماعی همیشه بشر و بخصوص امروز دنیاست تذکر 2 مطلب را لازم دانستم:

اول : در مورد مسایل کیفری:

شاید حدود 3 سال قبل در درس فقهی که از رادیو پخش می­شد  به مناسبت مطلب مورد بحث در آن درس گفتاری از حضرتعالی قریب به این مضمون خطاب به غیر موافقین آنروز حکومت به گوشم خورد که اگر حضرت علی بود (یا اگر زمان حضرت علی بود) که شماها را می­سوزانید...

آن موقع که این جمله را شنیدم بنظرم رسید که شاید مستند شما روایتی است که در « وسایل الشیعه» نقل شده که در باب صوم (الجزء الثانی من المجلد الرابع) چاپهای جدید وسایل الشیعه صفحه 179-180 که دارد:

«... عن محمد بن عمران عن ابی عبد الله (ع) قال اتی امیر المومنین و هو جالس فی المسجد...  بقوم وجدوهم بالنهار فی شهر رمضان... فقال ان اقررتم و الا قتلتکم...فاقتلکم بالدخان قالو و ان فعلت فانما تقضی هذه الحیاه الدنیا فوضعهم احدی الجبین وصعها رفیقا ثم امر بالنار فاوقدت فی الحب الآخر ثم جعل ینادیهم مره بعد مره ما تقولون فیجبونه اقض ما  انت قاضی حتی ماتوا...»

که بنظر اینجانب این عبارات که به عنوان روایت نقل شده­اند از جهات مختلف قابل بحث و حتی مردودند  و غیر قابل استناد برای بیان یک حکم اسلامی در برابر غیر موافق(در نبوت با وجود اقرار به توحید) که مورد این نقل است و به استناد آن نمی­توان عملی را آنهم با این خشونت به حضرت علی به عنوان حاکم و قاضی مسلمین نسبت داد.

 (و در مورد تحقیقی که در مورد وسایل الشیعه در قم داشتیم اینجانب به مجموعه­ای از اینگونه روایات برخورد داشتم که صحت همگی آنها از نظر بیان حکم شرعی اسلامی محل تردید است، متناً و سنداً. که باز اگر فرصتی پیش آید در باره آنها بحث می­کنیم. و لذا در نامه­ای که در همان تاریخ بر حسب وظیفه برای شما نوشتم و گویا آنظور که در تلفن گفتید نامه به شما نرسیده وگرنه پاسخ میدادید.

بنابراین بار دیگر یادآور می­شود که اگر چنین مطلبی بخاطرتان هست یا می­توان از متصدیان رادیو خواست و بخواهید که نوار مربوطه را در اختیار شما قرار دهند و چنانچه مستند آن گفته شما نقل به مضمون شد، همین روایت از وسایل الشیعه است، دوست میدارم آخرین نظر خودتان را در مورد آن «متناً و سنداً» بیان دارید. و یا در صورت مقتضی نوار مزبور را که در تاریخ فقه شیعه از این حکومت باقی خواهد ماند و چه بسا بعدها مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار گیرد بهر نحو که صلاح دانستید اصلاح کنید (اکر پیدا نکردند شاید در تماس بعدی تاریخ درس را که یادداشت کرده­ام پیداکنم)

در هر حال امید است که مطالب ذکر شده برای شما ملال آور نبوده باشد.

و اما دوم: در مورد مسایل مدنی

باز در یکی از درسهای فقه که توسط یکی از مسئولان قضایی کشور از رادیو پخش می­شد نظیر همین مطلب منتها در باره بدهکار معسر بود که باز در آن بحث به استناد روایتی از وسایل الشیعه مطالبی عنوان شد که به نظر اینجانب جای بحث دارد  و نمیتوان به عنوان یک حکم اسلامی در روابط مالی به آن استناد کرد. این روایت در جلد 6 از چاپهای جدید وسایل صفحه 148 آمده است. به این ترتیب: علی علیه السلام  مدعی اعسار را حبس می­نمود و تحقیق می­فرمود چنانچه مالی داشت به عزما و طلبکارانش میداد و اگر بعد از تحقیق معلوم می­شد که مالی ندارد، شخص معسر مدیون را به عزما میداد و به آنان میفرمود هرچه می­خواهید با او انجام دهید!! می­خواهید او را در اجاره غیر در آورید! و می­خواهید خودتان او را بکار بکشید!! (نقل ترجمه از یکی دیگر از مسئولان قضایی کشور در کتاب قضا در اسلام ( صفحه 118 )   که به نظر اینجانب هم متن و هم سند و هم این ترجمه از یک مقام رسمی محل اشکال است و شما اگر فرصت کردید و تحقیق فرمودید، تذکر لازم را خواهید داد بخصوص که در موقع بیان مطالب و شرح و تفسیر در آن جلسه درس بعنوان مزاح گفته شده باشد که مثلا اگر بدهکار یک زن است طلبکار بابت طلب خود او را صیغه میکند یا به صیغه دیگری میدهد! برای اخذ طلب خودش!

اینها در مورد احکام کلی قضایی تحت عنوان «حکم اسلامی» بود که بایستی منقح گردد و بی­حساب مورد استناد قرار نگیرد

و اما: از نظر اجرایی و مجریان احکام اسلامی:

آنچه تا حدود زیادی مایه تاسف اهل اطلاع به اصول اولیه و روح قضایی اسلامی است، این است در امر مربوط به قضاء و شرایط  قاضی و بالاخص آن قسمت از قضا و شرایط قضاوت که مربوط به نفوس و دماء و اعراض است نه تنها مسامحه ها و غفلت ها بلکه حتی انحرافات توجیهی انجام یافته است و همچنان ادامه دارد و مثلا به آسانی از کنار احادیثی معتبر و جدّی و متفق علیه نظیر : «یا شریح قد جلست مجلساً لا یجلس فیه الا نبی او وصی او شقی» عبور می­شود  و به روایتی مشهور نظیر « اتقوا لحکومه انما هی الامام العالم بالقضاء العادل فی المسلمین نبی او وصی» چه به راحتی بی توجهی می­شود و کار توجیه کاری به جایی میرسد که جه بسا یک طلبه تازه کار و حتی دارای اطلاعاتی  در حدود سطح( و حتی نه خارج سطح باصطلاح حوزه­ای) حکمش با چند واسطه در ردیف حکم الله قرار می گیرد و شما خود خوب  میدانید که چه آثار ناگواری از جهت دماء و اعراض از اینجهت بوجود آمد( که نمونه های زیادی را دیده و شنیده­ایم و حتی احیانا خود دست­اندرکاران اقرار و اعتراف دارند) و همچنین باز غفلت ها و بی اعتنایی ها و گرفتار توجیه­گری و توجیه گرایی  حتی در مورد بسیاری از متون فقهی معتبر و نقل شده در کتاب قضاء از کتب فقهیه پایه­ای نظیر «سرائر» و «شرایع» و «مسالک» که در قرون 6و 7و 8 و بعد از آن مورد توجه و حتی اتفاق نظر بوده است که با تعمیم بعضی مفاهیم (نظیر مفهوم امام به غیر معصوم بالاخص در مورد قضاء و نصب قضات اخیراً چه باب تازه­ای مفتوح شد که باید گفت خدا عاقبت این امور را به خیر کند که به کجا خواهد رسید و فقه اصیل اسلامی در مورد قضاء که با همه چیز مردم سر و کار دارد  به کجاها کشانده خواهد شد( اگر تا دیر نشده است به آن توجهی نشود)

شما که اهل تتبع هستید توجه دارید به عبارات «سرائر» در این باب که در شرایط قاضی تصریح می­کند به اینکه:

«ینبغی ان لایتعرض للقضاء احد ...حتی یکون عاقلا، کاملا، عالما بالکتاب، ناسخها و منسوخها و عامها و خاصها و مطلقها و مقیدها  و مجملها و مبینها ...شدید الحذر من الهوی حریصاً علی التقوی ...  و لایکفیه فتوی العلماء،  که در جواهر اضافه می­کند ...ان یکون عالماً بجمیع ماولیه- ای مجتهدا مطلقاً کما فی المسالک ...

که خلاصه اگر شما را علاقمند به تحقیق و متوجه به احساس مسئولیت شدیدی که به عهده­تان قرار کرفته و حوصله طلبگی و اخلاص و... نمی­یافتم با شما مطرح نمی­کردم و این راز و نیازها را همچنان با خدای خود می­کردم و اکتفا با حدیث نفس می­شد که کسی را نمی­یابم که دامن او از غرور و خودخواهی مفرط پاک مانده باشد، از اکثر متصدیان.

باری، تفصیل این­ها نیز موکول به فرصت و حال مناسبتر می­شود و تنها تذکری بود که خود شما شاید بیشتر و بهتر به مسایل اشراف داشته باشید.

حضرتعالی با اینکه در این مورد و سایر موارد مشابه در هر فرصت مناسب هشدارهایی داده و میدهید، اما با توجه به اینکه دیگر امروز مثل دیروز گذشته نیست که نظر فقهی شما منتها در یک جلسه درسی حوزه کوچک یا بزرگ مطرح شود و در حاشیه یک رساله و حد اکثر در یک کتاب مستقل و رساله فتوائیه ضبط شود. بلکه چه بسا یک رای و فتوی و نظر، مستقیم یا غیر مستقیم در حفظ حقوق بخصوص در مورد دماء و اعراض، منشا آثار ارزنده­ای باشد و یا خدای نخواسته موجب بر باد رفتن حقوق حقه­ای شود و علم و تقوی فدای حفظ قدرت و نظایر آن شود و این است خطر عمده­ای که ما امروزه با آن مواجه هستیم.

جنابعالی توجه دارید که در این مورد مهم و اساسی یک تذکر ساده، آنهم  بطور اتفاقی یا در نشستی  خودمانی و حتی در شعاعی در حد تبلیغات برای رسیدن به اهداف اساسی و مقابله با انحرافات اصولی کافی لیست تا مبادا کار به بازی با همه چیز حتی با اسلام ، آن هم متاسفانه بنام اسلام، بکشد.

و خلاصه جامعه مصداق این گفتار پیامبر اسلام شود که:

 «ان الله تعالی لایقدس امه لیس فیهم من یاخذ للضعیف حقه»

که در عبارت نهج البلافه نیز به این صورت آمده است:

 «فانی سمعت رسول الله (ص) یقول فی غیر موطن ؛ لن تقدس امه لایوخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متعتع»

باری، انتظار دارد با سه مورد ذکر شده که از دل سوخته­ای برخاسته است مورد مطالعه و دقت قرار گیرد و در صورت امکان به یک یک از بندهای اصلی پاسخی متناسب داده شود.

این دعا را با هم می­خوانیم: « اللهم اکفنا ما یشغلنا الاهتمام به و استعملنا بما نسئلنا غداً عنه».

و به مناسبت شهادت امام صادق این عبارت را از وصیت آن حضرت یادآور می­شویم که:

 «فاسئلوا الله ربکم العافیه، علیکم بالدعه و الوقار و السکینه و اتقوا الله و کفّوا السنتکم الّا من خیر»

و السلام علی من اتبع الهدی و لا حول و لاقوه الّا بالله العلی العظیم

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاتهّ

 

علی گل­زاده غفوری

 25 شوال 1407 هجری قمری

 

 * این نامه در جریان ملاقات حضوری با آیت‌الله منتظری به دست ایشان داده شده و در مورد آن بحث و گفتگو صورت می‌گیرد.

 

 

 «انحراف‌های اصولی در سرفصل‌های مسایل حقوقی»

 

در قسمت قبلی این نوشته به نامه‌ی اول آیت‌الله گلزاده غفوری که اول آذر ۱۳۶۳ خطاب به آیت‌الله منتظری نوشته شده بود اشاره کردم. و در این قسمت به نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ ایشان به آیت‌الله منتظری می‌پردازم.

 

http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=37440

 

«آقا» در ابتدای نامه کلام پیامبر اسلام را می‌آورد که می‌گوید:‌ «انما بعثتُ لاتمم مکارم الاخلاق» من تنها برای تکمیل فضائل اخلاقی مبعوث شده‏ام و بلافاصله تکلیف خود را با زمامداران حاکم بر کشورمان که خود را مدعی پیروی از پیامبر معرفی می‌کنند روشن کرده و به طعنه تکمیل فضائل اخلاقی که چه عرض کنم آرزوی تحقق «الفباهای اولیه‌ی فضائل اخلاقی در میان خواص و معلمین اخلاق حوزه ای دیروز و به قدرت رسیده امروز» را می‌کند.

و با آوردن آیه ۱۴ سوره‌ی یونس ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلاَئِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ آنگاه شما را پس از آنان در زمين جانشين قرار داديم تا بنگريم چگونه رفتار مى‏كنيد در مورد «نظارت خداوند بر رفتار جانشینان‌اش» به آیت‌الله منتظری بشارت می‌دهد.  

 

 «آقا» که در جریان جنگ قدرت میان باند‌های رژیم و سمت‌گیری آیت‌الله منتظری به سوی مردم و ایستادگی در مقابل «نظام» جائر و اعمال باطل خمینی است در نامه تیرماه ۱۳۶۶ خود به آیت‌الله منتظری رویکرد دیگری دارد و به صراحت او را دوست چند ده ساله‌ی خود می‌خواند و تنها او را از میان دست‌اندرکاران حکومت مدعی اسلام‌ ، شایسته‌ی نامه‌نگاری و تذکر معرفی می‌کند.

 

 «آقا»‌ در انتهای نامه نیز دوباره بر سلامت نفس آیت‌الله منتظری تأکید کرده و در ارتباط با موارد یاد شده در نامه می‌نویسد: «خلاصه اگر شما را علاقمند به تحقیق و متوجه به احساس مسئولیت شدیدی که به عهده­تان قرار گرفته و حوصله طلبگی و اخلاص و... نمی­یافتم با شما مطرح نمی­کردم و این راز و نیازها را همچنان با خدای خود می­کردم و اکتفا با حدیث نفس می­شد که کسی را نمی­یابم که دامن او از غرور و خودخواهی مفرط پاک مانده باشد، از اکثر متصدیان.»

 

تأکید «آقا» بر مسئول و پاسخگو و مخلص دانستن آیت‌الله منتظری «از میان دست اندرکاران فعلی مملکت» و نیافتن کسی به جز ایشان در نظام که «دامن او از غرور و خودخواهی مفرط پاک مانده باشد» بیش از هر چیز بیانگر نظر «آقا» مبنی بر عدم صلاحیت خمینی، و ندیدن «اخلاص» در اوست. (۱)

 

به این ترتیب «آقا» به درستی به آیت‌الله منتظری گوشزد می‌کند که او را تافته‌ی جدا بافته و منحصر به فرد در نظام می‌داند و انتظار دارد که به گونه‌ای متفاوت از «اکثر متصدیان» برخورد کند.

 

 «آقا» هدف از نامه‌نگاری را نه تظلم‌خواهی شخصی( که تا آن موقع دو پسرش کاظم و صادق اعدام شده بودند و پسر بزرگش هادی و دخترش مریم و دامادش علیرضا در حبس بودند و هر دو، سال بعد در جریان کشتار ۶۷ به دار آویخته شدند) که از موضع یک محقق علوم اسلامی، حقوقدان، معلم و مؤلف انجام تکلیف می‌داند آن‌هم به «این امید که آثاری مثبت داشته باشد و موجب تذکری و تأملی گردد.»

 «آقا» در مطلع نامه دوباره آزمایش الهی را به آیت‌الله منتظری یادآور شده و او را فرا می‌خواند که از «لغزش‌ها و خطرات ناشی از قدرت» محفوظ بماند و مشفقانه می‌گوید:

 

 -«صدیقک من صَدَقک لا من صَدَّقَک» دوست تو آنست که راست گوید نه آنکه پیوسته تو را تأئید نماید.

 

و به جمله‌ای از «امام» صادق مؤسس مذهب شیعه جعفری اشاره می‌کند «احب اخوانی الیّ من اهدی الی عیوبی» محبوبترين برادر، نزد من، كسي است كه عيب‌هايم را به من اهدا كند.

 

«آقا» در این نامه پیش از آن‌که مقصود خود را بیان کند معیار حق یا باطل بودن هر نظامی را منوط به سیستم قضایی آن کرده و می‌نویسد: به نظر من «معرف حق بودن یا باطل بودن هر نظام اجتماعی، سیستم قضایی حاکم بر آن نظام است، که تا چه حد به رعایت حقوق ذاتی و اکتسابی انسان‌ها در آن توجه یا بی­توجهی شده است.» و به این ترتیب «باطل بودن» نظامی که آیت‌الله منتظری نیز در آن سهیم است را نتیجه می‌گیرد. 

 

 «آقا» سپس قسمت‌هایی از فرمان معروف علی ابن ابی‌طالب خطاب به مالک اشتر را متذکر می‌شود: «و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه لهم و اللطف بهم و لاتکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم، فانهم صنفان، اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق» ؛ در قلب خود استشعار مهربانی، محبت و لطف به مردم را بیدار کن، مبادا مانند یک درنده که دریدن و خوردن را فرصت می‌شمارد رفتار کنی که مردم یا برادر دینی تو هستند و یا انسانی مانند تو... »

«و تجلس لهم مجلس عاما  فتتواضع فیه الله الذی خلقک  و تقعد عنهم جندک و اعوانک من احراسک  و شرلک حتی یکلمک متکلمهم فیر متعتع .» در یک مجلس عمومی بنشین و شخصاً به مشکلاتشان رسیدگی کن و در آن مجلس برای خداوندی که تو را آفریده است فروتنی نما و سربازان و یارانت را که جزء پاسداران و نگهبانان تو هستند از آنان دور بدار تا هرکس می خواهد سخن بگوید بدون لکنت زبان و ترس مطالبش را اظهار کند ... .

 

فانی سمعت رسول الله (ص) یقول فی غیر موطن: « لن تقدس امه لا یوخذ للضعیف فیها حقه من القوی  غیر متعتع» من بارها از پیامبر خدا (ص) شنیدم که در موارد مختلف می‏فرمود: «تقدیس نمی‏شود امتی که در آن حق ناتوان از توانا به آسانی گرفته نشود.

 

 «آقا» با چنین پیش‌درآمدی است که «انحراف‌های اصولی در سرفصل‌های مسایل حقوقی» در دو حوزه را بیان می‌کند.

 اول: نحوه برخورد نظام اسلامی با «غیر موافق» از نظر اعتقاد

دوم: نحوه برخورد با مستضعف در روابط مالی

 

 «آقا» دیدگاه هولناکی را که آیت‌الله منتظری در برخورد با «غیر موافقین» از زبان علی‌ابن‌ابوطالب بیان داشته مورد انتقاد قرار می‌دهد و آن را یکی از «انحراف‌های اصولی در سرفصل‌های مسایل حقوقی» عنوان می‌کند و از او می‌خواهد آن را تصحیح کند.

آیت‌الله منتظری در یکی از درس‌های فقهی خود خطاب به مخالفان نظام گفته بود: «اگر حضرت علی بود (یا اگر زمان حضرت علی بود) که شماها را می­سوزانید...» و به این ترتیب تلاش کرده بود نحوه‌ی برخورد «نظام» با «غیرموافقین» را فراتر از صدر اسلام جلوه داده بر رعایت حقوق آن‌ها در نظام جمهوری اسلامی تأکید کرده و ظرفیت بالای نظام قضایی در برخورد با «غیر موافقین» را به رخ آن‌ها بکشد. این در حالی بود که تا آن تاریخ ده‌ها هزار نفر به بند کشیده شده، مورد شدیدترین شکنجه‌ها واقع شده و هزاران نفر از آن‌ها به جوخه‌ی اعدام سپرده شده بودند. 

«آقا» ضمن اشاره به مستندات آیت‌الله منتظری از «وسایل  الشیعه» برای بیان چنین حکمی، آن‌‌ها را از «جهات مختلف قابل بحث» دانسته و  «مردود و غیرقابل استناد برای بیان یک حکم اسلامی در برابر غیر موافق» اعلام می‌کند.

 

آن‌چه آیت‌الله منتظری به آن استناد کرده بود یکی از وحشیانه‌ترین اعمالی است که در تاریخ به علی‌بن‌ابی‌طالب نسبت داده شده است. فارغ از صحت و سقم روایت فوق (که البته مورد تأیید آیت‌الله منتظری و دیگر مراجع و فقهای اسلامی است)، میزان قرار دادن و قاعده‌ی فقهی ساختن از آن، در حالی که یک نظام استبدادی مذهبی قدرت را در اختیار دارد، خطری است که «‌آقا» به درستی به آن پی‌برده و نسبت به آن به عنوان یک انحراف اصولی در یک سرفصل حقوقی هشدار می‌دهد.  

 

موضوعی که مورد اشاره‌ی آیت‌الله منتظری قرار گرفته و به عنوان یکی از جلوه‌‌های «عدل علی» در موضع «حاکم و قاضی مسلمین» در برخورد با «غیرموافقین» مورد تأیید قرار می‌گیرد بر می‌گردد به واقعه‌ای که در کوفه و در ماه رمضان و در دوران زمامداری «علی» اتفاق می‌افتد.

 

 «اتـي امـيـر المؤمنين (ع ) ـ وهو جالس في المسجد بالكوفة ـ بقوم وجدوهم يأكلون بالنهار في شهر رمضان , فقال لهم امير المؤمنين (ع) :
ـ اكلتم وانتم مفطرون ؟ قالوا :
ـ نعم ـ ايهود انتم ؟ ـ لا ـ فنصارى ؟ ـ لا ـ فعلى اي شي من هذه الاديان المخالفين للاسلام ؟ قالوا :
ـ بل مسلمون ـ فسفر انتم ؟ قالوا :
ـ لا ـ فيكم علة استوجبتم الافطار ولا نشعر بها , فانكم ابصر بانفسكم منا , لان اللّه عزوجل يقول : ( بل الانسان على نفسه بصيرة )؟ قالوا :
ـ بل اصبحنا ما بنا من علة .
فضحك امير المؤمنين (ع) ثم قال :
ـ تشهدون ان لا اله الا اللّه وان محمدا رسول اللّه ؟ قالوا :
ـ نشهد ان لا اله الا اللّه , ولا نعرف محمدا , قال (ع) :
ـ فانه رسول اللّه ـ لا نعرفه بذلك , انما هو اعرابي دعا الى نفسه , فقال (ع) :
ـ ان اقررتم والا قتلتكم , قالوا :
ـ وان فعلت فـوكل بهم شرطة الخميس , وخرج بهم الى الظهر ظهر الكوفة , وامر ان يحفر حفرتين , وحفر احداهما الى جنب الاخرى , ثم خرق فيما بينهما كوة ضخمة شبه الخوخة , فقال لهم :
ـ اني واضعكم في احد هذين القليبين , واوقد في الاخر النار , فاقتلكم بالدخان , قالوا :
ـ وان فعلت , فانما تقضي هذه الحياة الدنيا فـوضعهم في احد الجبين وضعا رفيقا , ثم امر بالنار فاوقدت في الجب الاخر , ثم جعل يناديهم مرة بعد مرة :
ـ ما تقولون ؟ فيجيبون :
ـ فاقض ما انت قاض حتى ماتوا».

 

علی ابن ابی‌طالب در مسجد کوفه بود، يك عده را آوردند و گفتند كه اينها در ماه رمضان مشغول روزه خوردن بودند، علی از آنها توضيح خواست و پرسید درست است که شما داشتيد روزه مى‏خورديد؟ درست بود يا نه؟

پاسخ دادند بله. علی پرسید آیا شما یهودی هستید؟ گفتند نه. گفت پس به آئین مسیح معتقدید. جواب دادند خیر.

پرسید شاید شما دین دیگری دارید که رسوم و شعائری مخالف اسلام دارد ( و از این نظر است که روزه نیستید)

جواب دادند نه، ما مسلمان هستیم.

علی پرسید پس (لابد) مسافرید. گفتند خیر. گفت شاید مشکلی یا بیماری ای دارید که نباید روزه بگیرید و خودتان بهتر می‌دانید بالاخره هر کسی (آدمی) به خودش اشراف بیشتری دارد.

گفتند نه، ما مشکلی نداریم. علی لبخندی زد و پرسید:

به وحدانیت خدا و اینکه محمد رسول اوست که باور دارید (چون شما گفتید که مسلمان هستید)

جواب دادند به وحدانیت خداوند و اینکه علت العلل اوست باور داریم. شهادت می‌دهیم که معبودی جز او نیست اما در مورد محمد خیر.

علی گفت: او رسول خدا است.

جواب دادند از نظر ما وی بادیه نشینی بوده است (مثل بقیه)

علی گفت: اینکه او رسول خداست را اقرار کنید وگرنه من شما را می‌کشم. گفتند هر کاری می خواهی‌ بکن.

علی ۵ نفر گذاشت تا مواظب آن‌ها باشند و رفت...

بعد دستور داد دو چاله که به هم راه داشته باشند کنده شود.

سپس رو به آن عده کرد و گفت من در یکی از چاله ها آتش روشن می‌کنم و شما را در چاله‌ی دیگر قرار می‌دهم(دود آتش آن چاله را هم می‌گیرد) و دود شما را خفه خواهد کرد (می‌کشد)

گفتند هرکاری می خواهی بکنی بکن. ما عمرمان را کرده‌ایم.

علی (همان چیزی را که گفته بود انجام داد) و چندبار آمد بالای سرشان و مرتب می‌پرسید نظرتان چیست (و می‌خواست دست از انکار بردارند یا چیزی به نفع خودشان بگویند) اما واکنشی صورت نگرفت و آنها در همان وضع ماندند تا مردند.

 

بر اساس روایت آیت‌الله منتظری مسلمانانی که با علی ‌ابن ‌ابی‌طالب در وحدانیت خدا هم نظر هستند، تنها به خاطر روزه‌خواری در ماه رمضان و شهادت ندادن بر نبوت پیامبر به طرز فجیعی به قتل می‌رسند. «آقا» نظریه ارائه شده از سوی آیت‌الله منتظری را یکی از مظاهر «خشونت» معرفی کرده و هشدار می‌دهد که این تفاسیر در «تاریخ فقه شیعه از این حکومت باقی خواهد ماند.» (۲)

و با دوراندیشی هشدار می‌دهد که چنین نظریه‌ها و فتواهایی می‌تواند در آینده موجب «بر باد رفتن حقوق حقه­» شود و بر پایه‌‌ی آن‌ «علم و تقوی فدای حفظ قدرت و نظایر آن شود»

 

یک سال بعد هنگامی که خمینی با صدور دو فتوا و با قاعده فقهی ساختن از روایت قتل‌عام «یهود بنی‌قریظه»، (۳) فرمان قتل‌عام زندانیان سیاسی را داد اهمیت موضوعی که «آقا» به عنوان یکی از «انحراف‌های اصولی در سرفصل‌های مسایل حقوقی» روی آن دست گذاشته بود مشخص شد و نه تنها در «تاریخ فقه شیعه از این حکومت باقی  ماند» ‌بلکه تاریخ از آن به عنوان یکی از بزرگترین «جنایات علیه بشریت» می‌کند. 

 

 «انحراف اصولی» دیگری که «آقا» روی آن دست می‌گذارد بر می‌گردد به نحوه‌ی برخورد «نظام» با مشکلاتی که در روابط مالی بین افراد ایجاد می‌شود.

یکی از مسئولان قضایی کشور با روایتی که از علی‌‌ابن ابی طالب در «وسایل‌الشیعه» بیان می‌کند حکم می‌دهد بدهکاری را که قاصر از پرداخت دیون خود است می‌توان به کار کشید و یا او را به اجاره دیگران در آورد و به مزاح که اتفاقاً می‌تواند جدی هم باشد در آن جلسه گفته می‌شود چنانچه بدهکار زن باشد طلبکار می‌تواند بابت طلب خود او را صیغه کند یا برای اخذ طلب خود او را به صیغه دیگری درآورد.

 

 «آقا» که دکترای حقوق خود را از دانشگاه سوربن پاریس اخذ کرده بود، سیستم قضایی مدرن را می‌شناخت و به آن باور داشت اما در این‌جا تلاش می‌کند که نظریه‌های قضایی نظامی که خود را «اسلامی» معرفی می‌کند از موضع فقهی زیر سؤال کشیده و غیراسلامی بودن آن را نتیجه بگیرد. برای همین به آیت‌الله منتظری تأکید می‌کند‌:

 «به نظر اینجانب هم متن و هم سند و هم این ترجمه از یک مقام رسمی محل اشکال است و شما اگر فرصت کردید و تحقیق فرمودید، تذکر لازم را خواهید داد.»

 «آقا» سپس دستگاه قضایی و حکام شرع نظام را به پرسش گرفته و عدم صلاحیت آن‌ها را بر اساس موازین اسلامی بیان می‌کند. و با اشاره به هشدار علی‌ابن ابی‌طالب به شریح قاضی: «یا شریح قد جلست مجلساً لا یجلس فیه الا نبی او وصی او شقی» ای شریح! تو در جایگاهی (مسند قضاوت) نشسته ای که به جز پیغمبر و یا شخص شقی و فاجر، نمی نشیند، حکام شرع نظام را «شقی و فاجر» معرفی می‌کند.

 

و با ذکر روایتی از «امام صادق»  اتقوا الحكومة فان الحكومة انما هی للإمام العالم بالقضاء العادل فی المسلمین لنبی او وصی نبی؛ «از حکومت بر مردم بپرهیزید؛ زیرا که حکومت فقط مخصوص امامی است که عادل بوده، به امر قضا آگاه باشد؛ مثل پیامبر و جانشین او» و با بررسی شرایط اعلام شده در «جواهر» توجیهات به عمل آمده از سوی نظام برای حاکم کردن مشتی طلبه و آخوند کم سواد و بی‌‌سواد از نظر فقهی (که آن‌ها را « طلبه تازه کار و حتی دارای اطلاعاتی در حدود سطح» می‌‌خواند) بر جان و مال مردم را به زیر سوال می‌برد. نکته قابل توجه این که تعدادی از حکام شرع مانند هادی غفاری که در سلامت عقلی‌اش هم تردید بود با حکم آیت‌الله منتظری به منصب قضاوت رسیده و بدون دغدغه و فارغ‌البال به جنایت مشغول بودند.

 «آقا» به آیت‌الله منتظری هشدار می‌دهد که «تعمیم بعضی مفاهیم نظیر مفهوم امام به غیر معصوم بالاخص در مورد قضاء و نصب قضات» به باب‌های تازه مفتوح شده‌ از سوی حاکمان اسلامی منجر شده و نسبت به نتایج آن اظهار نگرانی می‌کند. 

تأکید «آقا» در مورد طلبه‌های تازه کار دارای اطلاعاتی در حدود سطح اشاره به کسانی است که اهرم‌های قضایی را در دست داشتند. کافیست به این نکته که آیت‌الله منتظری هم متأسفانه چشم بر آن‌ها می‌پوشاند توجه شود که در سال‌ ۵۸ وقتی، حسینعلی نیری، ابراهیم رئيسی، مصطفی پورمحمدی، علی رازینی، غلامحسین محسنی اژه‌ای، روح الله حسینیان، محمد سلیمی، غلامحسین رهبر پور، علی مبشری، مهرعلی یونسی و ... به دعوت بهشتی و قدوسی به دستگاه قضایی راه یافتند به ترتیب ۲۳، ۱۹، ۲۰، ۲۴، ۲۳، ۲۳، ۲۵، ۲۷، ۲۳ ، ۲۴ ساله بودند و  تصمیم‌گیری در  ارتباط با جان و مال مردم در اختیار آن‌ها بود.

 

 

ایرج مصداقی ۱۰ آذرماه ۱۳۹۰

 

www.irajmesdaghi.com

 

irajmesdaghi@yahoo.com

 

 

 ۱- «آقا» در تمام دوران هشت‌سالی که فرزندانش در زندان بودند هیچ‌گاه برای ملاقات آن‌ها به زندان مراجعه نکرد و تنها به مکاتبه با آن‌ها اکتفا کرد تا با جانیان حاکم حتا روبرو نشود.

 

 ۲- متأسفانه این روزها تلاش می‌شود شکل نوینی از حکومت بر اساس اسلام و فقه را تحت عنوان «اسلام نرم» جایگزین نظام حاکم معرفی کنند. تأمل در توصیف آیت‌الله منتظری از برخورد تجسم عینی «عدالت» یعنی علی ابن ابی‌طالب با «غیرموافقین»، یک بار دیگر خطرات ناشی از حکومت بر اساس دین و فقه را نشان می‌دهد.

 

۳- یهود بنی‌قریظه: پس از ختم جنگ احزاب، محمد بنی قُریْظه را به خیانت در پیمان‌شان متهم کرده و به همین دلیل آنها را محاصره نمود. بنی قُریْظه نهایتاً تسلیم شدند. برخی از افراد قبیله اوس از محمد خواستند که با بنی قُریْظه با مدارا برخورد کند. در پی این تقاضا، محمد (با توجه به هم پیمانی بنی قُریْظه و اوس)، پیشنهاد کرد که سعد بن معاذ، از سران قبیله اوس، در مورد بنی قُریْظه قضاوت کند؛ پیشنهادی که مورد موافقت اوس و بنی قُریْظه قرار گرفت. سعد بن معاذ حکم داد که همهٔ مردان بالغ قبیله کشته شوند، زنان و کودکان را به بردگی گرفته و اموالشان میان مسلمانان تقسیم شود. محمد این حکم را تأیید کرد. طبق المغازیِ واقدی، محمد این حکم را همان حکمی خواند که خدا دستور داده‌است. بر اساس برخی روایات علی و زبیر با شمشیر سر ۶۰۰ تا ۹۰۰ (برخی گفته‌اند ۶۰۰ تن را كشتند، برخی گفته‌اند ۴۵۰ تن كشته و ۷۵۰ تن اسير شدند) تن را جدا کردند.

 

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%B8%D9%87

 

 

 
 

 

 

 
 
 
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)