دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
ایرج مصداقی

صاحب منصب قضایی رژیم در متنی که در گویا نیوز منتشر کرده مدعی است داستان خروج از کشورش را قبلاً شرح داده است و پرسیده است «آيا گزارش شرح خروج من از ايران کذب است ؟ شما از کجا می‌دانيد؟»  به همین دلیل نقد یکی از داستان‌های هزار و یک شب وی را که مربوط به خروج از کشور و ورود به مونیخ است در این جا می آورم. به منظور نشان دادن غیرواقعی بودن داستان قدم به قدم گفته‌های او را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و کذب بودن آن را نشان می‌دهم.

 

جعفر در بوسنی خودکشی کرد، تاول‌های شيميايی نادر را در آلمان کشتند

«...زمستان سال ۱۳۸۵، ۵ نفر بوديم، بيمار و شيميايی جنگ، تصميم گرفته بوديم از ايران خارج شويم، هم برای مداوا و هم اينکه اگر شرايط را مناسب ديديم مدتی در خارج بمانيم. چند نفری از اين جمع با مسلمانان بوسنی هرزوگوين رابطه داشتند و همراه با آنان برای مبارزه عليه صرب‌ها دوره ديده بودند و در آن منطقه عليه صرب‌ها جنگيده بودند. اين‌ها با دوستان شان در آن منطقه تماس گرفتند و قرارشد چند نفری از آن‌ها بيايند ترکيه و به ما کمک کنند. با قطار و اتوبوس سفر کرديم. پول زيادی نداشتيم. وقتی به ترکيه رسيديم آن‌ها که سه نفر بودند سر قرارشان آمده بودند. نادر را می‌شناختند. زبان شان را نمی‌فهميديم . فقط نادر کمی می‌دانست . بيشتر با ايما و اشاره حرف‌هايمان را به همديگر حالی می‌کرديم. حال همگی ما بد بود، نفس تنگی ، گلو درد، تاول ها و.... کلافه مان کرده بودند. من البته از همه‌ی آن‌ها آبادتر بودم. هوا خيلی سرد بود. آنها با دو ماشين ما را به خانه ای منتقل کردند. يک هفته در اتاقکی در آن خانه به سر برديم. و بعد آمدند ما را در سفری طولانی به خانه ای در بوسنی ـ هرزگوين، که در يک جنگل بود، منتقل کردند.»

 

جنگ در بوسنی بین سال‌های ۹۲ تا ۹۵ میلادی بود. افراد یاد شده همگی مجروحان شیمیایی جنگ بودند که از عوارض گوناگون مانند نفس تنگی، گلو‌درد، تاول‌ها و ... رنج می‌بردند. جنگ ایران و عراق در سال ۸۸ میلادی تمام شده بود. اما آن‌ها با آن که از مشکلات جسمی حاد رنج می‌بردند توسط سپاه قدس به مأموریتی بسیار حیاتی و مشکل در بوسنی هرزگوین فرستاده می‌شوند؛ عجیب نیست؟ آدم قحطی بود؟

کدام عقل سلیمی می‌پذیرد نادر که در سال ۶۲ و در عملیات خیبر شیمیایی شده در سال ۷۴ یعنی ۱۲ سال پس از مصدومیت جدی به عنوان یک نیروی زبده سپاه قدس به بوسنی هرزگوین منتقل شود که با صرب‌ها بجنگد؟ جعفر که علاوه بر مصدومیت ناشی از بمباران شیمیایی عراقی‌ها، «موجی» هم هست چگونه می‌تواند مأموریت‌های محوله‌ی پیچیده سپاه قدس در بوسنی را پیش ببرد؟

در دوران جنگ بالکان رزمندگان شیمیایی شده با تعدادی از اهالی بوسنی دوست می‌شوند. رد آن‌ها را می‌گیرند، ۱۱ سال پس از پایان جنگ در شبه‌جزیره بالکان همچنان ارتباط‌شان با بوسنیایی‌ها برقرار است.

آیا هیچ ساده‌اندیشی می‌پذیرد که افراد سپاه قدس و رزمندگان بوسنایی ۱۱ سال پس از جنگ بوسنی در حالی که زبان یکدیگر را هم نمی‌فهمند و تا پیش از این قصدی هم برای خروج از کشور نداشتند در ارتباط باشند؟ اگر روابط کاری و توطئه‌چینی در بوسنی باشد قابل فهم است وگرنه ادامه‌ی روابط طولانی بین آن‌ها چگونه توجیه می‌شود؟

سه بوسنیایی در زمستان ۲۰۰۷ فی‌سبیل‌الله برای کمک به آن‌ها با دو ماشین به ترکیه می‌آیند! چه بوسنیایی‌های خوب و نازنینی! مسعود نقره‌کار که این ادعا‌ها را می‌پذیرد آیا خود و یا کسانی که می‌شناسد حاضرند چنین کاری نه در حق کسانی که حتی زبانشان را نمی‌فهمند بلکه در حق دوستانی که می‌شناسند انجام دهند؟ یعنی به محض این که یکی از دوستانشان بعد از ۱۱ سال دوری زنگ زد و گفت با چهار نفر دیگر به ترکیه می‌آیم لطفاً بیا دنبالمان ما را بصورت قاچاق از ۹ مرز عبور بده و به مونیخ برسان خودشان را به آب و آتش زده و بلافاصله به ترکیه می‌رسانند و مأموریت محوله را انجام می‌دهند؟

پنج ایرانی و سه بوسنیایی سوار دو ماشین می‌شوند و به سمت بوسنی‌ می‌رانند. دو ماشین که قاعدتاً در یکی دو بوسنایی و دو ایرانی و در دیگری که یک بوسنایی و سه ایرانی‌ است از مرزهای ترکیه، بلغارستان، صربستان و بوسنی به صورت غیرقانونی رد شده و به خانه‌ای در یک جنگل در بوسنی می‌روند.

صاحب‌منصب قضایی یک چیزهایی در مورد رسیدن به اروپا شنیده اما نمی‌داند چگونه و کجا به کار ببرد.

از اواخر دهه‌ی ۹۰ تا سال‌های اولیه ۲۰۰۰ ، بوسنی‌هرزگوین یکی از مسیرهای اصلی بود که از آن‌جا افراد به اروپا می‌آمدند. شبکه‌ی نقل و انتقال مسافر به اروپا هم که با اطلاع دستگاه اطلاعاتی رژیم در بوسنی و شبه‌جزیره بالکان فعالیت می‌کرد حسابی سرش شلوغ بود.

«حاج‌حسن» که سال‌ها در بوسنی بود و گفته می‌شد روابطی هم با وزارت اطلاعات و ... داشت یکی از کانال‌های انتقال مسافر به اروپا بود. هزاران نفر از این طریق با پرداخت پول‌های کلانی به اروپا منتقل شدند. دیگرانی هم که در این رابطه کار می‌کردند سر آخر به او وصل می‌شدند. وی که یزدی بود شماره‌ی تلفن‌اش در ایران هم دست خیلی‌ها بود و به سادگی می‌شد با او تماس گرفت. در آن دوران بوسنی‌هرزگوین از ایرانی‌ها ویزا نمی‌خواست و پرواز‌های استانبول به بوسنی پر از مسافر می‌آمد و با تعداد معدودی مسافر بر‌می‌گشت؛ چرا که مسافران در پی رسیدن به اروپا بودند و نه گردش یا کار در بوسنی که تازه از جنگ فارغ شده بودند.

شرایط قاچاق مسافر از بوسنی در زمستان سال ۲۰۰۷ به خاطر تلاش این کشور و کرواسی و اسلوونی برای پیوستن به اتحادیه اروپا نسبت به گذشته بسیار سخت شده بود.

در سال ۲۰۰۷ قاچاقچیان مسافر بیشتر از مسیر یونان استفاده می‌کردند. چرا که مسافران تنها از یک مرز رد شده و به اتحادیه اروپا وارد می‌شدند. این کار هم از طریق زمینی و هم دریایی صورت می‌گرفت و هنوز هم ادامه دارد. به همین دلیل راه‌های دیگر را کمتر مورد استفاده قرار می‌دادند.

 

صاحب‌منصب قضایی مدعی می‌شود که هشت نفر در دو ماشین از ترکیه به مونیخ رفته‌اند که پنج‌ نفرشان مسافر قاچاق بوده‌اند و سه نفر بوسنیایی که  مسئولیت انتقال آن‌ها از ترکیه به آلمان را به عهده گرفته بودند. اگر نگاهی به نقشه می‌کرد متوجه می‌شد که برای رفتن از مسیر فوق آن‌ها باید از ۹ مرز ترکیه، بلغارستان، صربستان، بوسنی‌هرزگوین، کرواسی، اسلوونی، ایتالیا، اتریش و آلمان عبور کرده تا به مونیخ برسند.

 

در کیس راهی که صاحب‌منصب قضایی روایت می‌کند در اولین مرز افراد ایرانی چنانچه پاسپورت جعلی اروپایی داشته باشند، از آن‌جایی که راننده و نفر همراه، پاسپورت بوسنایی‌ و ماشین پلاک بوسنیایی دارند به خاطر ترکیب مسافران به آن‌ها مشکوک شده و در کوتاه‌ترین زمان متوجه جعلی بودن پاسپورت‌ها می‌شوند. چنانچه همگی دارای پاسپورت بوسنایی‌ باشند از آن‌جایی که چهار مرد بوسنیایی در یک ماشین تردد می‌کنند قطعاً شک پلیس مرزی را بر می‌انگیزند و یک پرسش ساده باعث لو رفتن سوژه‌ها می‌شود. در مرزهای بلغارستان و صربستان و بوسنی هم با همین مشکل مواجه می‌شوند. امکان ندارد سوژه‌ها و پاس‌های جعلی بتوانند از چهار مرز مختلف با ماشین عبور کنند. برای خروج از ترکیه بایستی در پاسپورت‌تان مهر ورود به ترکیه باشد. قبلاً می‌شد مهر ورود جعلی در پاسپورت زد اما از وقتی که سیستم‌ها کامپیوتری شد ورود فرد به ترکیه در کامپیوتر ثبت می‌‌شود به همین دلیل با پاسپورتی که مهر ورود جعلی خورده نمی‌شود از ترکیه خارج شد.

سال‌ها قبل افراد از ترکیه به بلغارستان و یا رومانی رفته، در آن‌جا کیس پناهندگی می‌دادند، مدتی می‌ماندند، پاسپورت پناهندگی می‌گرفتند و با اتکا به آن سفر می‌کردند و در اروپای غربی تقاضای پناهندگی مجدد می‌دادند بدون آن‌که بگویند در کشورهای فوق بوده‌اند.

فاصله‌ی بوسنی تا ایتالیا با پای پیاده، قایق و ماشین پیموده می‌شود. هیچ قاچاقچی همراه با سوژه از اسلوونی به ایتالیا و اتریش و سپس آلمان نمی‌آید. برای رسیدن به مونیخ بایستی مرزهای ایتالیا و اتریش و آلمان را پشت سر گذاشت.

قاچاقچیان معمولاً در تهران و استانبول مدعی می‌شدند که مسیر سارایوو تا اروپا با ماشین پیموده می‌شود و به این ترتیب مسافران را راضی به پرداخت وجه مورد نظر می‌کردند که واقعیت نداشت.

مسیر قاچاق مسافر از بوسنی به اروپا به این شکل بود که پناهجویان پس از عبور از رودخانه «ساوا» از بوسنی به کرواسی برده شده و از آن‌جا به اسلوونی منتقل می‌شدند. افراد زیادی هنگام عبور با قایق از رودخانه‌ی «ساوا» در مرز بین بوسنی و کراوسی در آب غرق شده و جانشان را از دست دادند که خود داستان غم‌انگیزی دارد .

پناهجویان در اسلوونی غالباً‌ توسط پلیس دستگیر و به کمپ‌های پناهندگی برده می‌شدند که خود بخشی از پروژه انتقال به اروپا بود. در کمپ‌های مزبور پس از مدتی واسطه‌های قاچاقچیان با سوژه‌ها تماس گرفته و ترتیب انتقال آن‌ها به شمال ایتالیا را می‌دادند. ورود به ایتالیا با پای پیاده بود و از آن‌جا پناهجویان شخصاً به دیگر مناطق و شهرهای اروپا می‌رفتند. این مسیر بعدها بسته شد و در سال ۲۰۰۷ دیگر قاچاقچیان از آن استفاده نمی‌کردند. البته در این مدت انتقال از مرز مجارستان به سمت اتریش هم بطور نسبی فعال بود.

مسافران در این مسیر به دست قاچاقچیان متفاوتی سپرده می‌شدند که همگی جزء یک شبکه بزرگ بودند. قاچاقچی‌هایی که در بوسنی، کرواسی یا اسلوونی مسافر را جابه‌جا می‌کنند متفاوت هستند، چرا که قبل از هرچیز بایستی محلی و به مسیر مربوطه مسلط ‌باشند و چنانچه مشکلی در راه پیش بیاید بتوانند آن را حل کنند. بنابر‌این مطلقا‌ً‌ این مسیر توسط یک قاچاقچی ثابت طی نمی‌شود. آن‌چه صاحب‌منصب قضایی در مورد طی مسیر ترکیه تا مونیخ با سه بوسنیایی می‌گوید دروغ محض است. از نظر من چنانچه او به آلمان رسیده باشد؛ با ویزا به یکی از کشورهای یوگسلاوی سابق آمده و از آن‌جا توسط قاچاقچی به اروپا منتقل شده است. یا آن که از ابتدا با ویزا به اروپا آمده است.

 

وی داستان را به شکل زیر ادامه می‌دهد:

 

«برف می‌باريد، همه جا را برف پوشانده بود. سرما بيداد می‌کرد. خانه جنگلی کنار رودخانه ای پر آب بود. آن سه نفر برايمان آتشی به راه کردند و غذا آوردند، اما ما نياز به دارو و اکسيژن هم داشتيم. جعفر که «موجی» هم بود، حالش از بقيه بدتر بود. بی‌تابی می‌کرد. اصلن خواب و آرام نداشت، فقط راه می‌رفت و بالاخره يک بعد از ظهر جلوی چشم ما، که کنار رودخانه‌ی خروشان به تماشا ايستاده بوديم تن رنجور و بيمارش را به درون رودخانه پرت کرد، و رودخانه او را با خود برد. فقط فرياد کشيديم و زار زديم و اشک ريختيم. آن سه رفيق بوسنيايی هم وقتی آمدند ناباورانه با ما عزاداری کردند.

بدون جعفر راه افتاديم، بعد از چند روزی رانندگی به منطقه ای رسيديم که گفتند «مونيخ» آلمان است. »

 

رودخانه‌ی مزبور در زمانی که «سرما بیداد می‌کند» یخ می‌زند به ویژه در سرمای شرق اروپا در زمستان. 

صاحب‌منصب قضایی گز نکرده می‌برد. او نمی‌داند از سارایوو که تقریباً‌ دورترین نقطه در بوسنی است تا مونیخ ۷۱۰ کیلومتر راه است و نیاز به چند روز رانندگی نیست. او با مسیرها آشنا نیست. از کنار رودخانه پر آب «ساوا» در مرز کرواسی و بوسنی تا مونیخ فاصله کمی بیش از ۵۰۰ کیلومتر است.

 

صاحب‌منصب قضایی در مورد نحوه‌ی معرفی افراد به پلیس آلمان می‌گوید:‌

 

«بيرون شهر بوديم. دوستان بوسنيايی گفتند ما نزديک به يک اداره يا دفتر پليس شما را می‌گذاريم و شما خودتان به پليس مراجعه کنيد و بگوييد کمک می‌خواهيد. دوستان بوسنيايی گفتند اگر آن ها اين کار را بکنند به جرم قاچاق انسان دستگير خواهند شد. ما را در محلی پياده کردند، محل پليس را هم نشانمان دادند و از دور شاهد ماجرا ماندند تا ببينند بر سر ما چه خواهد رفت. دفتر پليس شبيه به سه دهنه مغازه بود با شيشه‌هايی مات که کلمه پليس به آلمانی بر آن ها نوشته شده بود. من که حال درست ترين بودم جلو رفتم، بر در کوبيدم و کمک خواستم، پليسی که از دفتر بيرون آمد جا خورد، با ۴ نفر آدم درب و داغون و رنگ و رو رفته مواجه شد. از سرما يا از شدت بيماری هر ۴ نفر می‌لرزيديم فقط دو کلمه گفتم ، اينکه کمک می‌خواهيم و ما مريض هستيم. چند دقيقه نگذشت که آمبولانس آمد و ما همراه پليس به بيمارستان اعزام شديم.

در بيمارستان به ما رسيدگی کردند. اينهمه نظم برايمان باور کردنی نبود. چند ساعت بعد پليس با يک مترجم ايرانی آمد و ما ماجرای خودمان را به مترجم گفتيم، گفتيم که شيميايی جنگ هستيم و آمده ايم معالجه شويم، و او که انسان شريفی به نظر می‌آ‌مد آنچه صلاح ما بود به پليس گفت. حال ما روز به روز بهتر می‌شد. بعد از چند روز مترجم ما گفت تنها راه برای ماندن ما دادن تفاضای پناهندگی ست، و ما هم اينکار را کرديم. کارهای اداری را به کمک مترجم انجام داديم. بعد از ۲ هفته گفتند ما را از بيمارستان مرخص خواهند کرد اما به محلی خواهند برد که تحت نظر دکتر و پليس باشيم .»

 

شهروندان بوسنیایی از دسامبر ۲۰۱۰ می‌توانند با پاسپورت بیومتریک کشورشان بدون داشتن ویزا به منطقه شنگن وارد شوند. در سال ۲۰۰۷ حضور خود آن‌ها بدون ویزای شنگن در آلمان و اتریش و ایتالیا غیرقانونی بود. دستگیری آن‌ها در مسیر مربوطه آن‌ها را به عنوان قاچاقچی به دردسر می‌انداخت. به همین دلیل هیچ‌گاه افراد یاد شده همراه مسافر با ماشین پلاک بوسنی که برای پلیس شک برانگیز است به غرب نمی‌آیند. عبور از مرز شرق اروپا به غرب اروپا با ماشین و ترکیب ذکر شده در زمان یاد شده به سختی ممکن بود.  

 

http://www.dutchembassyuk.org/consular/index.php?i=56

 

وقتی به پلیس مراجعه می‌کنید به ویژه در کشوری مانند آلمان، ابتدا می‌بایستی مدرک شناسایی‌تان را ارائه دهید تا پلیس بداند با چه کسی سر و کار دارد و سابقه‌اش را بررسی کند. به ویژه در ایالت بایرن که ایالتی مرزی است.

در همان ابتدا مشخص می‌شود که افراد به صورت قانونی در آلمان حضور ندارند، بنابر‌این در اداره‌ی پلیس بایستی قبل از هرچیز تقاضای پناهندگی کنند تا دیگر مسائل آن‌ها مورد رسیدگی قرار گیرد. در غیر‌ این صورت انتقال به بیمارستان و ... غیرممکن است. آلمان کشوری است دارای نظم و انظباط آهنین که مو لای درزش نمی‌‌رود. ۴ نفر را با یک آمبولانس به بیمارستان منتقل نمی‌کنند؛ بایستی ۴ آمبولانس برای حضرات خبر می‌کردند. چنین سرویسی را در اختیار هیچ پناهجویی که با پای خودش از مرز عبور کرده و به دفتر پلیس آمده نمی‌گذارند. آمبولانس برای موارد اورژانس است.

 

وی در مورد محل اسکان‌شان می‌گوید:

 

«ما را به دهی منتقل کردند، طبقه‌ی بالای يک سوپرمارکت کوچک ۲ اتاق بود که به ما دادند. يک اتاق با تخت برای خواب و اتاقی با تلويزيون و مبله به عنوان اتاق نشيمن، مايجتاج غذايی هم از همان سوپر مارکت که متعلق به يک ايرانی بود، برايمان آورده می‌شد. پليس و پزشک و پرستار هم به ما سر می‌زدند. برای ما اينهمه مهربانی و انسانيت باور نکردنی بود.»

 

پس از تقاضای پناهندگی افراد به یک «هایم» پناهندگی با امکاناتی بسیار محدود منتقل می‌شوند.

پناهجویان هرکجای ایالت بایرن که خودشان را معرفی کنند به هایمی که در زیریندورفZirindorf  است منتقل می‌شوید. پس از مدتی از آن‌جا به دیگر هایم‌های پناهندگی در ایالت بایرن تقسیم می‌شوند. به هر پناهجو در ماه ۴۰ یورو پول تو جیبی پرداخت می‌شود. جیره خشک غذایی را هم بایستی صف کشید و دو بار در هفته از سرایدار هایم دریافت کرد.

برای رفتن نزد دکتر و دندانپزشک بایستی هرماه به اداره سوسیال مراجعه کرد و «شاین دکتر» که برگه‌ای آ ۴ و سفید رنگ است دریافت کرد. پلیس وظیفه‌اش معرفی پناهجو به دوایر ذی‌ربط است و دیگر دلیلی ندارد به منزل پناهجو سر زده و حال و احوال کند. مگر آلمان و مونیخ، ده قاسم آباد است که «سرکار استوار» یا «گروهبان قندعلی» هر روز صبح به تازه واردها سر بزنند؟

در تمامی کشورهای اروپایی طی ۲۰ سال گذشته شرایط پناه‌جویان هر سال سخت‌تر از سال قبل شده و امکانات هرچه محدودتر شده است.

 

برای آشنایی با شرایط پناهندگی در آلمان به نوشته‌ی حنیف حیدرنژاد

 

http://www.iransos.com/gozaresh/12.09/13.12/ref.htm

 

و گفتگوی حمید نوذری با دویچه‌وله

 

http://www.dw.de/dw/article/0,,5383104,00.html

 

مراجعه کنید.

 

خانم کشاورز مشاور امور پناهندگان و پناهجویان در گفتگو با دویچه وله می‌گوید:‌

«طبق قانون آلمان پناهجو موظف است تا زمانی که تکلیف‌اش مشخص نشده که اقامت بگیرد و یا پناهندگی‌اش به رسمیت شناخته شود، باید در کمپ‌های پناهندگی زندگی کند. اینکه این چه مدت به طول می‌انجامد، بستگی به این دارد که مراحل کار تقاضای پناهندگی چه مدت طول بکشد. من به کسانی برخورد کرده‌ام که ۹ سال است که در این کمپ‌ها زندگی می‌کنند... باید اضافه کنم که بر اثر فشارهای گروه‌های حمایت از حقوق بشر و پناهندگان، تعدیلی در این قانون به وجود آمده است و پذیرفته‌اند که کسانی که سه سال است در کمپ پناهندگی زندگی می‌کنند، اجازه داشته باشند خانه‌ای برای خود اجاره کنند. حال این مسئله که تا چه حد دشوار و یا راحت است، موضوع دیگری است.»

 

http://www.dw.de/dw/article/0,,5010934,00.html

 

صاحب منصب قضایی در ادامه‌ی داستانسرایی می‌گوید:‌

 

«اما انگار آرامش بسم الله بود و ما جن. نادر حالش بد شد.، طوری که دو سه باری به بيمارستان منتقل شد. هم وضع جسمانی بدی داشت و هم بی تابی می‌کرد. يک روز صبح که بيدار شديم ديديم نادر تمام کرده است، راحت شده بود. ... جنگ که تمام شد، ما تازه فهميديم هيچ نداريم، پدرو مادرهايمان يا دق کرده بودند يا عليل شده بودند، خانوادهايمان داغون و خودمان زخمی و خسته و درمانده و بيکار، تنمان هم ديگر توان کار بدنی نداشت. حتی زن هايمان به ما غريبی می‌کردند. بچه هايمان ما را نمی‌شناختند. نظام هم توجهی به مشکلات فراوان ما نداشت ، حتی به دارو و درمان مان فکر نمی‌شد. و حالا برای درمان زخم‌ها و تسکين دردهايمان به ديگران پناه آورده ايم. ما هم قربانی اين رژيم و نظام هستيم ، ما از طيف جنايتکاران نيستيم، ما بعد از جنگ از آن‌ها فاصله گرفتيم و تلاش کرديم راهمان را از آن ها جدا کنيم، ما سزاوار اين تحقير ها و توهين ها نيستيم ، اگر خطايی هم کرديم حاضريم تاوان اش را بدهيم و.....»

 

یک بار دیگر به عباراتی که برجسته کرده‌ام توجه کنید: «جنگ که تمام شد، ما تازه فهميديم هيچ نداريم ... خودمان زخمی و خسته و درمانده و بيکار، تنمان هم ديگر توان کار بدنی نداشت. ... نظام هم توجهی به مشکلات فراوان ما نداشت ، حتی به دارو و درمان مان فکر نمی‌شد. ...ما بعد از جنگ از آن ها فاصله گرفتيم و تلاش کرديم راهمان را از آن ها جدا کنيم »

 

این افراد که پس از پایان جنگ فهمیده بودند هیچ ندارند، زخمی و خسته و درمانده و بیکار بودند و تن‌شان هم توان کار بدنی نداشت، از رژیم فاصله گرفته و تلاش می‌کردند راهشان را جدا کنند چرا همراه با حسین الله کرم و محمدرضا نقدی و دیگر جانیان رژیم به منظور زمینه‌سازی برای حضور سپاه قدس در اروپا به بوسنی‌ و هرزگوین رفتند و برای منافع رژیم جنگیدند؟ آن‌ها که تن‌شان توان کار کردن نداشت چگونه ۷ سال پس از پایان جنگ همراه با بوسنیایی‌ها دوره‌های ویژه تحت نظر سپاه قدس دیدند و با صرب‌ها در شبه‌جریره بالکان جنگیدند؟

 

http://news.gooya.com/columnists/archives/141002.php

 

در زیرنویس نوشته‌ی مزبور آمده است که در عملیات خیبر که در اسفند ۶۲ آغاز شد «سردارهای مهم سپاه حاج ابراهيم همت، برادران باکری، حسين خرازی، يوسف سجودی ، حسن باقری ، هاشم کلهر ، محمد نعيمی ، ميثمی و .... که در بخشی از مجنون مستقر شده بودند نيز کشته شدند.» که نادرست به نظر می‌رسد. 

مهدی باکری، در عملیات بدر اسفند ۶۳، حسین خرازی در عملیات کربلای ۵ اسفند ۶۵ یوسف سجودی در اسفند ۶۳، حسن باقری با نام واقعی غلاحسین افشردی ۹ بهمن ۱۳۶۱ در فکه ، اگر منظور عبدالله میثمی باشد در بهمن ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ کشته شدند. محمد نعیمی را هم نشناختم.

 

ایرج مصداقی ۲۹ تیرماه ۱۳۹۱

 

www. Irajmesdaghi.com

 irajmesdaghi@gmail.com

 

 

 

پس از انتشار: آقای نقره‌کار و حاج رضا در قسمت سی و ششم، بدون هیچ پروایی داستان خروج از کشور و محل زندگی راوی را تغییر داده و مدعی شدند:‌ ‌

«راوی این سلسله مطالب سال ۱۳۸۵ ایران را ترک کرده است و در یکی از کشورهای شرق آسیا پناهنده است، او اما به دلیل شغل های حساس و ارتباط های گسترده اش به هنگام خدمت ، هنوز با تعدادی از فرماندهان سپاه و نیروهای انتظامی ،کارکنان قوه قضائیه و روحانیون ارتباط دارد. اطلاعاتی که پیرامون مسائل جاری داده می شود از طریق همین ارتباط هاست.»

http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=21789

آقای نقره کار و  «حاج‌رضا» توضیح ندادند چگونه وی که پناهنده‌ی یکی از کشورهای شرق آسیا بود سر از بوسنی و آلمان در آورد؟ آیا حق خواننده نیست در این موارد خواهان پاسخگویی شود؟‌

 

 

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)