دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
ایرج مصداقی

در ماه‌های اخیر محمود ائمی یکی از مسئولان مجاهدین در گفتگو‌های دو نفره و چند نفره با هواداران مجاهدین در پاسخ به سؤال آن‌ها راجع به من می‌گوید: «ایرج مصداقی یکی از عناصر وابسته به وزارت اطلاعات است.» وقتی در مقابل سؤال منطقی هواداران این سازمان قرار می‌گیرد که چرا اسناد و مدارک‌تان در رابطه با او را افشا نمی‌کنید؟ می‌گوید: «سازمان مدارک لازم را در اختیار دارد اما فعلاً به خاطر بعضی مسائل دست‌ نگاه داشته است، وقتش که برسد این کار را خواهیم کرد» و به این ترتیب همچون سرنگونی قریب‌الوقوع رژیم در ۳۳ سال گذشته به آن‌ها وعده‌ی سرخرمن می‌دهد و به تحمیق آن‌ها می‌پردازد.   

این سیاستی است که مجاهدین بارها در برابر پرسش هواداران‌شان در رابطه با مواضع  سیاسی این سازمان نیز از آن استفاده کرده‌اند. شما نمی‌دانید، شما در جریان نیستید، شما توان درکش را ندارید، «برادر» حساب همه‌ی کارها دستش هست، «برادر» گذشت و خویشتنداری می‌کند، سازمان به خاطر بعضی مصالح دست ‌نگه داشته است، ما نمی‌توانیم همه‌ی حرف‌ها را بزنیم، منافع جنبش اقتضا می کند، دلایل امنیتی مانع روشنگری است، جان عده‌ای در داخل کشور به خطر می‌افتد، می‌خواهیم دست‌شان هرچه بیشتر رو شود و ...

پیشتر حتی فریبکارانه مطرح می‌کردند شما در جریان نیستید «برادر» چنانچه می‌خواست پای روی اصول بگذارد ما الان در تهران بودیم! اما در عالم واقع کدام اصول هست که او زیرپا نگذاشته باشد. 

همین سیاست سخیف و غیرانسانی توسط مهد‌ی ‌ابریشم‌چی، محمدعلی‌ توحیدی، محمدعلی جابرزاده، محسن رضایی، محمد سید‌المحدثین، محمود احمدی، و دیگر مسئولان ریز و درشت مجاهدین در ارتباط با هواداران این سازمان و اعضای شورای ملی مقاومت پیگیری می‌شود. آن‌ها با چشم‌بستن بر وجدان و پا گذاشتن بر روی شرافت و صداقت، به فراخور حال سوژه‌ای که با او گفتگو می‌کنند رطب و یابس به هم می‌بافند و هرآنچه دل تنگشان می‌خواهد می‌گویند.

در ابتدای امر ابریشم‌چی، سید‌المحدثین، توحیدی و جابرزاده با نام و چهره‌‌ی خودشان در «سیمای آزادی» ظاهر شدند و پستی از حد گذراندند.

به گفته‌های مهدی ابریشم‌چی در این نوار از دقیقه ۱۲ به بعد گوش کنید. وی در یک تماس هماهنگ شده با محمد صادقپور یکی از هواداران این سازمان در سیدنی، سناریویی را که خود تهیه کرده از زبان او بازگو می‌کند و سپس به تأیید و تشویق او می‌پردازد.

 

https://www.youtube.com/watch?v=BrfC0FD7faM

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-54682.html

اما بعداً ابریشمچی و دیگران متوجه‌ی عواقب گوناگون موضوع شده و با یک عقب‌نشینی در سایت «آفتابکاران» با اسامی مستعار عارف شیرازی، صفا فرهادی، سیاوش جعفری، اسماعیل هاشم‌زاده ثابت، مهرداد امینی، هادی محسنی و ... به اتهام زنی علیه من و دیگر منتقدان و مخالفان مجاهدین پرداختند و خط برخورد با مخالفان و منتقدان را به هواداران و مزدبگیران مجاهدین دادند. اگر در سایت «آفتابکاران» این اسامی را دنبال کنید به جز تهمت‌پراکنی و اتهام زنی سخیف به منتقدان و مخالفان مجاهدین چیزی از آن‌ها نمی‌یابید.

مسعود رجوی رهبر عقیدتی مجاهدین، برای پیشبرد زشت‌ترین و غیرانسانی‌ترین سیاست‌هایش و برای توجیه اعمالش به فقه شیعی و نظریه «مصلحت» که با دستاویز آن روحانیت در طول صدها سال، سیاست ارتجاعی و ضدانسانی خود را به مورد اجرا گذاشته تمسک می‌جوید. روحانیون شیعه در طول‌ قرن‌ها بارها گفته و می‌گویند بر اساس «مصلحت»، چنان ديديم و چنان گفتيم و چنان كرديم و چنان خواهيم كرد. رهبری عقیدتی مجاهدین بهتر از هرکس به سلامت امنیتی من و امثال من باور داشته و کوچکترین تردیدی در مرزبندی‌ام با رژیم ندارد و مشکل او از همین جا آغاز می‌شود. مسئولان مجاهدین در واقع دست‌پروردگان عقیدتی چنین رهبری هستند. توقع انصاف و مروت و حقیقت‌جویی و حقیقت‌گویی از آن‌ها اشتباه است.

این اولین باری نیست که محمود ائمی بر پایه‌ی رهنمود‌های رهبری عقیدتی مجاهدین این‌چنین ناجوانمردانه اتهاماتی را علیه من مطرح می‌کند. او از فرهنگی منحط برخوردار است که چنان‌چه قدرت می‌داشت معلوم نبود سر از کجا در می‌آورد. او در جریان «انقلاب ایدئولوژیک» مجاهدین در سال ۶۴ مجبور به اعتراف شد که در ذهنش تصور می‌کرده مسعود رجوی در اورسورواز شراب می‌‌نوشد. (تصورش را بکنید چنین فردی با چنین سطح فکری عضو دفتر سیاسی مجاهدین بود.) مسئولان مجاهدین برای آن که به او حالی کنند چه کار زشتی انجام داده است از او خواستند که به گوش مصطفی رجوی فرزند ۴ ساله مسعود رجوی سیلی بزند! تا زشتی‌ تفکراتش را دریابد! برخورد «انقلابی» و «توحیدی» و «مترقی» و «انسانی» مجاهدین گذر کرده از «کوره انقلاب ایدئولوژیک» را ملاحظه می‌کنید؟

https://www.youtube.com/watch?v=e2JAAFW3l8E    (دقیقه ۳۹ به بعد)

برای این که نشان دهم او و دیگر مسئولان مجاهدین تا کجا دروغپرداز و بی‌پرنسیب هستند مجبورم به گذشته رجوع کرده و اسنادی را منتشر کنم تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد. مسئولان مجاهدین محصولات «انقلاب ایدئولوژیک» مسعود رجوی هستند که بزرگترین سازمان سیاسی کشور را به قهقرا برد.

***

در تاریخ دهم اردیبهشت ۱۳۸۷ به دعوت و اصرار محسن رضایی (حبیب) یکی از مسئولان مجاهدین و معاون دبیرخانه شورای ملی مقاومت برای گفتگو با مسئولان مجاهدین به پاریس رفتم. او در گفتگوی تلفنی اصرار داشت که وظیفه‌ی ماست که به سوئد آمده با تو گفتگو کنیم الان هم تو فکر نکن که تو را احضار کرده‌ایم بلکه به خاطر مشغولیت زیاد، امکان سفر چند نفر به سوئد را نداریم.

در دیدار و گفتگوی چند ‌روزه‌ام با محمد سید‌‌المحدثین و محسن رضایی که صبح و عصر جریان داشت و گزارش آن مرتب به سمع و نظر بالاترین مسئولان مجاهدین می‌رسید از هر دری سخن به میان آمد. آن‌ها بعد از ۳ روز خواستار ادامه‌ی گفتگو بودند و من به خاطر پر بودن برنامه‌ام و کارهایی که بایستی انجام می‌دادم و بی‌نتیجه بودن گفتگو با کسانی که می‌دانستم صداقتی ندارند و تنها نقش بازی می‌کنند پیشنهادشان را نپذیرفتم.

سید‌المحدثین(بهنام) که پوشه‌ای از مقالات من را نزد خود داشت و به سبک‌ بازجویان مبتدی و تازه‌کار، آن را جلوی من ورق می‌زد؛ به زعم خودش پیچیدگی به خرج می‌داد و من در دلم به سادگی‌اش می‌خندیدم. پس از رد و بدل شدن تعارفات معمول و جدال لفظی بین من و محسن رضایی (حبیب) که می‌رفت در همان ابتدا همه چیز را خراب کند، سید‌المحدثین ضمن مداخله و طرح این موضوع که این حرفا چیست که به هم می‌زنید، با خوش‌رویی گفت ایرج! من و تو خیلی جاها با هم کار کرده‌ایم و زبان هم را خوب می‌فهمیم. ما تو را این‌جا دعوت کردیم که بگوییم حاضریم در هر سطحی که تو بخواهی با هم همکاری کنیم. در پاریس، استکهلم و یا در هرجا که تو انتخاب کنی. الان هم می‌بینی مشغول دادگاه و لیست تروریستی هستیم و من واقعاً سرم شلوغ است اما این موضوع را با اهمیت دیدیم و قرار شد خودم در گفتگو حضور داشته باشم.

در پاسخ بدون اشاره به پیشنهاد مطرح شده موردی را که فکر می‌کردم به موضوع ربط دارد پیش کشیده و گفتم:‌ «فلانی» در استکهلم در مورد من گفته از آن‌جایی که تقاضای عضویت در شورای ملی مقاومت داشته‌ام و مورد پذیرش قرار نگرفته به مخالفت با مجاهدین روی آورده‌ام و ادامه دادم خوب است شما هر دو از مسئولان شورای ملی مقاومت هستید و «حبیب» دبیر شوراست و به دروغ‌هایی از این دست بهتر از هر کس واقفید. اما یکی نیست به این بیچاره بگوید چرا قیاس به نفس می‌کنی و آرزوهای خودت را به دیگران نسبت می‌دهی، من امکان عضویت در سازمان مجاهدین خلق را داشتم و به هر دلیل از آن چشم‌پوشی کردم حالا می‌آیم تقاضای عضویت در شورای ملی مقاومت دهم که دنبالچه‌ی مجاهدین محسوب می‌شود؟ مگر دیوانه‌ام اصل را ول کنم به فرع بچسبم؟

هرچند به لحاظ سیاسی از «دنبالچه» خواندن شورای ملی مقاومت خوششان نیامد اما هر دو از شعف ایدئولوژیک لبخند رضایت روی لب‌هایشان نشست و سید‌المحدثین خطاب به من گفت: «ما که می‌دانیم تو «بچه»‌ی خودمان هستی و از جنس مایی و در خیلی از پروژه‌ها با هم بوده‌ایم، اگر از تو مطمئن نبودیم و کوچکترین شائبه‌ای داشتیم که از تو در این موقعیت نمی‌خواستیم به این‌جا بیایی و این همه وقت بگذاریم.» 

گفتم شما و اعتماد به من؟ البته من هم اعتمادی به شما ندارم. قبلاً در سال ۲۰۰۳ در حضور جواد قندی و رحمان علی‌کرمی و نصرالله مرندی به محمود ائمی هم گفتم که به نظر من تنها چیزی که در سازمان امروز معنا ندارد «اعتماد برادرانه» است. من هنگامی که پیش شما هستم مواظبم که مبادا جیبم را بزنید، کدام اعتماد؟» رو به سید‌المحدثین و با اشاره به محسن رضایی گفتم همین «حبیب»، در حالی که خودم در تظاهرات پاریس حضور داشتم، من و محمد جعفری (همنشین بهار) را نشان داده و می‌گوید مطالبی که آن‌ها می‌نویسند از روی میز وزارت اطلاعات می‌‌آید.  

اگر مطالبی که من می‌نویسم از روی میز وزارت اطلاعات می‌آید به چه حقی مرا دعوت به دفتر مجاهدین کرده‌اید، مرا در آغوش می‌گیرید و در بالاترین سطح با من برخورد می‌کنید؟ نکند می‌خواهید به وزارت اطلاعات وصل‌تان کنم؟

محسن رضایی (حبیب) دست‌‌وپایش را گم کرد و گفت من چنین حرفی نزدم. به او گفتم، بگویم در تظاهرات بروکسل به هوادارانی که در مورد عدم حضور من در آن جا پرسیده بودند چه جوابی دادی؟ در تنگنای بیشتری قرار گرفت و گفت من خودم این‌جا هستم می‌توانم توضیح دهم اما این که به گوش تو رسیده درست نیست و کسانی که حرف مرا نقل کرده‌اند صادق نبوده‌اند. گفتم در همان تظاهرات پاریس نگفتی، «فرخ حیدری و مینا انتظاری کاسه کاسه خون مجاهدین را سر می‌کشند»؟ چرا که از زندانیان سیاسی سابق در حمایت از شما امضا می‌گرفتند! آیا بیرون از مجاهدین چنانچه کسی این موارد را بشنود باور می‌کند؟ شما قدرشناس کسانی که سینه‌‌چاکتان هستند هم نیستید.

گفتم حبیب مگر یادت رفته در سال ۲۰۰۲ در دفتر استکهلم می‌خواستی از مهرداد کاووسی علیه من نامه بگیری؟ یادت هست چطوری تحت‌فشارش گذاشته بودید و نوشته‌ای علیه حمیدرضا برهون را به او دیکته کرده بودید؟ یادت هست مهرداد به من متوسل شد تا آن را از شما پس بگیرم. مهرداد می‌گفت برخورد شما با او و فشاری که روی او وارد کردید بدتر از بازجویان وزارت اطلاعات و همکاران سعید امامی در هتل لاله و خانه‌ی امن تهران بوده. این را چند بار جلوی رحمان علی کرمی و نصرالله مرندی گفت. می‌توانید از آن‌ها صحت و سقم‌اش را پرس‌وجو کنید. همان موقع هم به خودت گفتم. یادت هست با تعجب گفتی واقعاً مهرداد اینجوری فکر می‌کند؟ گفتم ببین چه کار کردید که این گونه فکر می‌کند. او در مورد برخورد دو سیستم با خودش قضاوت می‌کند یکی در اروپا و هزار محدودیت و دیگری در تهران و بدون محدودیت. یکی در پی کسب قدرت و دیگری در قدرت.

محسن رضایی در پاسخ گفت حرف اون «خائن بریده» برای تو شده حجت؟ مگر یادت رفته مقاله‌ای که نوشتی و در آن بوی تأیید او می‌آمد را در نشریه مجاهد چاپ نکردیم. مگر یادت رفته خودم با تو در این زمینه صحبت کردم؟ در پاسخ او گفتم من که چنین اعتقادی در مورد مهرداد کاووسی ندارم اما اگر منافع‌تان حکم کند دست نیاز به سوی او دراز می‌کنید و هیچ حرمتی را پاس نمی‌دارید چنانکه قبلاً هم این کار را کردید.

سید‌المحدثین گفت‌ من نمی‌دانم راجع به چه کسانی حرف می‌زنید و شناختی راجع به این افراد ندارم، کاری هم به آن‌ها ندارم اما تو با بقیه برای ما فرق می‌کنی. تو به اندازه‌ی همه‌ی سوئد برای سازمان ارزش داری و ما روی توانمندی تو نظر داریم.

تردیدی نداشتم که دروغ می‌گوید و چنانچه منافع‌شان حکم کند و «مصلحت» اقتضا کند مثل آب خوردن می‌تواند زشت‌ترین اتهامات را به من بزند.

خندیدم و گفتم : «سانکو پانزا»، پیشکار »دون کیشوت» یک کره خر داشت که به شش نفر قولش را داده بود. خدا می‌داند تو این حرف را به چند نفر دیگر گفته‌ای و من نفر چندم هستم! سپس با پوزخند گفتم من که می‌دانم از این اتاق بیرون برویم در نشست‌هایتان چه حرف‌هایی پشت سرم خواهید زد و ادای او را درآوردم که خنده‌اش گرفت.

محسن رضایی برای تلطیف رابطه و به منظور آن که دلم را به دست بیاورد دست در جیبش کرد یکی از سروده‌های زندان به نام «جان نامیرا» را که سال‌ها قبل در پی درخواست او برایش نوشته بودم و می‌خواست از آن در یک سخنرانی استفاده کند نشانم داد و گفت: ببین ایرج من هنوز پس از گذشت یک دهه دستخط تو را در جیبم دارم. آیا این هیچ معنی‌ای برای تو ندارد؟

گفتم لجن پراکنی و اتهام زنی و توهم‌آفرینی در پشت سر، خطی است که شما دنبال می‌کنید و سپس به گفتگوی محمود ائمی با یکی از هواداران مجاهدین اشاره کردم و در خاتمه برخورد سال قبل محمود احمدی را پیش کشیدم. مهدی ابریشم‌چی برای رفع و رجوع آن مجبور شده بود نزد هواداران مجاهدین به دروغ مدعی شود که «ایرج همین دیروز اینجا اورسورواز بود! او بچه‌ی خودمان است و ما مشکلی با هم نداریم».

سید‌المحدثین گفت اگر چنین موردی بوده باشد قطعاً‌ اشتباه کرده‌اند و ما موضوع را دنبال کرده و از آن‌ها حسابرسی خواهیم کرد. گفتم خجالت‌آور است، خواهر «مرضیه» از مسئولان داخل کشور مجاهدین هنوز «کد»‌های تماس با داخل کشور را که من دارم تغییر نداده، من می‌توانم به جای او روی خط بروم، سطح اعتمادش به من تا این حد است آن وقت پشت سر من صفحه می‌گذارید؟

قبل از عملیات در داخل کشور، کروکی محل‌های بسیار حساس را از من می‌خواستید آنوقت مرا رژیمی و یا در خدمت وزارت اطلاعات معرفی می‌کنید؟ خجالت نمی‌کشید؟ شب چگونه می‌خوابید؟ شما واقعاً به آن دنیا و ... باور دارید؟ من که به روز حسابرسی و آن دنیا باور ندارم، به خاطر وجدانم جرأت برزبان راندن چنین دروغ‌هایی را ندارم شما چگونه از آتش جهنم می‌گویید و به این سادگی دروغ به هم می‌بافید؟

روز بعد برای جلب اعتماد من، دو دستخط از محمود ائمی و محمود احمدی دو عضو قبلی دفتر سیاسی مجاهدین اخذ و در اختیار من گذاشتند.   

 

در دستخط اولی که به امضای محمود ائمی است آمده:‌

 

«برادر حبیب [محسن رضایی] سلام

در مورد سؤالی که از من کردی که آیا من به ایرج مصداقی اتهام، رژیمی بودن، وزارت اطلاعاتی بودن و مشکوک بودن زده‌ای یا نه؟

می‌خواستم تأکید کنم من چنین اعتقادی نداشته و ندارم و احیاناً اگر از جانب برخی از هواداران مورد سؤال قرار گرفتم، آن را نفی کردم.

البته من انتقاداتی در مورد مرزبندی به او داشتم که چه به خودش و چه اگر کسی سؤال کرده است گفته‌ام.

محمود ائمی اول می ۲۰۰۸ »

البته او در رابطه با «انتقاد در مورد مرزبندی» دروغ می‌گوید. همیشه اگر انتقادی در مورد مرزبندی بود از جانب من و امثال من بود و نه برعکس. در ثانی او یک بار به خاطر خبط‌ اش مجبور شده بود که از من عذرخواهی کند. اما هنگامی که نامه‌اش را خواندم صلاح ندیدم با مسئولانش در این مورد و دروغی که گفته بود صحبتی کنم. می‌دانستم می‌خواهد برای خودش وجاهتی کسب کند و من مشکلی با این قسمت نداشتم. او بزدلی است که حتی جرأت ندارد مطالبی را که در سایت‌های وابسته به مجاهدین علیه من و دیگر منتقدان و مخالفان مجاهدین می‌نویسد به نام خودش انتشار دهد و مسئولیت آن را به عهده بگیرد. او با سرقت نام «اسماعیل هاشم زاده ثابت» که در درگیری با نیروهای رژیم در پاییز ۱۳۶۰ کشته شد و سیاوش جعفری ... با زدن نقاب به چهره‌اش علیه من مقاله می‌نویسد و کاغذ سیاه می‌کند.  

دومین دستخط متعلق به محمود احمدی بود:

 

«در پاسخ به سؤال برادر بهنام [سید‌المحدثین] در مورد ایرج مصداقی باید بگویم که من هرگز و در هیچ‌جا نگفته‌ام که او نفر رژیم یا وزارت اطلاعات و یا مشکوک است.

محمود احمدی

۱۱ اردیبهشت ۸۷»

چنانچه ملاحظه می‌کنید هر دو نفر با دستخط خودشان خطاب به مسئولانشان محسن رضایی و محمد سید‌المحدثین شدیداً‌ موضوع را تکذیب می‌کنند. بالاترین مسئولان مجاهدین به دستور رهبری این سازمان، دستخط‌ این دو نفر را بدون آن که من طلب کرده باشم و یا انتظار آن را داشته باشم برخلاف رویه‌ی معمول‌شان در اختیار من گذاشتند که موجب حیرتم شد. بعید می‌دانم حداقل در دو دهه‌ی گذشته، چنین کاری از مجاهدین سرزده باشد و دستخط به کسی داده باشند. من در این رابطه یک استثنا هستم و نشان از سطح  اعتماد آن‌ها به من و مرزبندی‌ قاطعم با رژیم دارد. این را مقایسه کنید با دروغ‌های عجیب و غریبی که در طول بیست ماه گذشته در مورد گذشته‌ی من مطرح می‌کنند تا به کنه انحطاط اخلاقی این افراد و سقوطی که کرده‌اند پی‌ ببرید. (۱)

برای تلطیف رابطه و استفاده از عواطف و احساسات همان روز ظهر محسن رضایی گفت «عزیز» (مادر رضایی‌ها) ناهار درست کرده و تو را دعوت کرده که برای ناهار به منزلش برویم. او حساسیت و رابطه‌ی من با مادران شهدا را می‌دانست و از میزان علاقه‌ام به آن‌ها مطلع بود و می‌دانست برای «عزیز» و رنج‌هایش تا کجا ارزش قائلم. بعد از ناهار محسن رضایی عکس‌های کودکی خودش با برادران شهیدش احمد و مهدی و رضا را نشانم داد و راجع به هریک توضیح کوتاهی داد.

تحویل نامه‌ی خصوصی منصور قدرخواه به دبیر شورای ملی مقاومت به من

همان روز محسن رضایی از موضع دبیر شورا و فرد رابط با منصور قدرخواه یکی از اعضای شورای ملی مقاومت، نظری را که راجع به من داده بود تلفنی جویا می‌شود و از او می‌خواهد آن را کتبی نوشته و تحویل دبیرخانه دهد.

قدرخواه که از قصد محسن رضایی بی خبر است و موضوع را خصوصی و نشانه‌ی اعتماد مجاهدین به خودش و مرزبندی محکمی که با عناصر درخدمت وزارت اطلاعات دارد، تلقی می‌کند در پاسخ به منظور تقرب هرچه بیشتر به دستگاه و اربابی که در خدمت اوست، موضوع را چرب و نرم‌تر کرده و با پیازداغ اضافه می‌نویسد:

 

«دبیرخانه شورای ملی مقاومت

 

موضوع:‌ ایرج مصداقی

 

حبیب عزیز،

با سلام پیرو صحبت‌هایمان خواستم بصورت کتبی به اطلاع دبیرخانه برسانم که من فقط در یک بحث نسبتاً طولانی و تنها با یکی از هواداران آن‌هم بصورت خصوصی گفته‌ام که کارهایی که ایرج مصداقی می‌کند، چه بخواهد و چه نخواهد خط مطلوب وزارت اطلاعات می‌باشد و در شرایطی که همه عوامل رژیم و عوامل ممکنه خارجی کمر به نابودی این مقاومت و مجاهدین بسته‌‌اند تا آنرا نابود کنند و بطور خاص با مارک زدن‌ها و اتهامات مختلف سرمایه‌ اصلی مقاومت که اعتبارش می‌باشد را مورد  هدف قرار داده‌اند او با زیر سؤال کشیدن آمار رسمی مقاومت در مورد قربانیان رژیم در کشتار سال ۶۷ روی همین خط (‌بی‌اعتبار کردن مقاومت) تلاش می‌کند . او در این شرایط به تنهایی نه امکان به دست آوردن اطلاعات جامع و مکفی دارد ونه با این بحث به پیشبرد مبارزه در این شرایط کمکی می‌کند بلکه با به زیر سؤال کشیدن مقاومت انگیزه مبارزه از مردم را می‌گیرد و این خطی  و استراتژی رژیم است که وزارت اطلاعات بر اساس آن کار می‌کند.

من تأکید کرده‌‌ام بعضی اعمال با هر انگیزه‌‌ای که صورت گیرد وقتی مورد استقبال وزارت اطلاعات قرار گیرد بر علیه منافع مردم ایران می‌باشد. چرا که هیچ گزینه‌ای غیر از این مقاومت و مجاهدین وجود ندارد.

موفق باشید

منصور قدرخواه.»

هرچند این نامه تایپ شده است و دست نویس نیست و محسن رضایی شخصاً در اختیار من قرارداد اما خود منصور قدرخواه که از محتوای آن و مکالمه‌ای که با »دبیر شورا» داشته و نامه‌ای که برای او نوشته که باخبر است و محسن رضایی لااقل نمی‌تواند در این زمینه به خود قدرخواه دروغ بگوید. هرچند از او و دستگاهی که نمایندگی می‌کند هر کاری بر می‌آید.

محسن رضایی دبیر شورای ملی مقاومت با بی‌پرنسیبی و «خیانت در امانت» که ویژگی رهبری‌ عقیدتی مجاهدین است و به دیگر اعضا و کادرهای این سازمان نیز تزریق شده، نوشته‌ی خصوصی منصور قدرخواه یکی از اعضای این «شورا» علیه من را که در زمره‌ی اسناد شورای ملی مقاومت است، در اختیار من قرار داد و با تحقیر گفت: البته این حرفی است که این بابا زده و نظر ما نیست و طبعاً‌ خودش هم بایستی جوابگو شود. ما او را به این‌جا می‌آوریم و در حضور خودت از او می‌خواهیم که توضیح دهد و پاسخگوی نظرش باشد.

رضایی و سید‌المحدثین به لحاظ اخلاقی آنقدر سقوط کرده‌اند که نمی‌توانستند بفهمند در اختیار من قراردادن نامه‌ی خصوصی منصور قدرخواه تا کجا زشت و ناپسند است. این دو فکر می‌کردند مطلع کردن من از نظر قدرخواه که عضو شورای ملی مقاومت بود باعث نزدیکی من به آن‌ها می‌شود.   

سید‌المحدثین در تأیید من و در مذمت آن‌چه قدرخواه مدعی شده بود گفت ببین ایرج من تلاش تو در زمینه‌ی تصحیح آمار قتل‌عام ۶۷ را درک می‌کنم اما هرچیزی را که نباید بیان کرد. من خودم یکی از مسئولان بخش اجتماعی مجاهدین بودم، پس از انقلاب واقعاً‌ مسئله‌مان بود برای تبلیغات روی ۱۳ آبان، اسامی و تعداد کشته‌شدگان دانش‌آموز و دانشجو در آن روز را در بیاوریم؛ اما هرچه کوشیدیم بیشتر از ۱۳ نفر نبود. (روی عدد با ضرس قاطع نمی‌توانم پافشاری کنم اما رقمی در این حدود گفت و این عدد در ذهنم برجسته است). او اضافه کرد ما می‌دانستیم قاسملو راجع به تعداد نیروهای نظامی‌اش بلوف می‌‌زند اما نمی‌آمدیم اطلاعیه بدهیم و دست او را رو کنیم. سید‌المحدثین تلویحاً‌ می‌گفت در مورد آمار حق با توست اما بهتر است سکوت کنی و آمار غیرواقعی ما را زیر سؤال نبری.

در پاسخ گفتم کاری ندارد رسماً به من بگویید در مورد آمار حق با توست ما به دلایل کاملاً مشخص (با ذکر دلایل) مبالغه می‌کنیم، از تو می‌‌خواهیم علیرغم اشرافی که به موضوع داری سکوت کنی. من هم دلایل شما را می‌شنوم و روی آن فکر می‌کنم اگر قابل قبول بود می‌پذیرم. اما این که بخواهید با هیاهو و جنجال و دروغ‌پراکنی مرا از گفتن باز دارید ممکن نیست در این کار موفق شوید. خودتان را خراب می‌کنید و اراده‌ی من را قوی‌تر.

سپس دو روایت دروغ و متضاد را که دو عضو شورای رهبری مجاهدین از یک واقعه کرده بودند و هر دو توسط مجاهدین انتشار یافته بود را به او گفتم و تأکید کردم می‌خواهید راجع به همین بنویسم؟ محدثین که پاسخی برای آن نداشت و نمی‌توانست بگوید هر دو نفر راست می ‌گویند بلافاصله یادداشت کرد و گفت خوب شد گفتی می‌گویم رسیدگی کنند.

گفتم مشکل اینجاست کسانی که متصدی این امور هستند به کارشان ایمان ندارند، با عشق و علاقه این کار را انجام نمی دهند. حتی وقتی می‌خواهند جعل کنند هم نبوغ لازم را ندارند.

و سپس موضوع  سند جعلی‌‌ای را که مجاهدین در ارتباط با فرمان خمینی برای خون کشیدن از زندانیان پیش از اعدام در دهه‌ی ۶۰ تولید کرده بودند پیش کشیدم و دلایلم را برای جعلی بودن سند توضیح دادم. سید‌المحدثین خنده‌اش گرفت و یادداشت کرد. ظاهراً عقلش به موضوع نرسیده بود یا به محتوای سند جعلی و ادعاهای مسخره‌ی‌ای که در آن آمده بود توجه نکرده بود.

بعد از ملاقات اول‌مان پنجاه روز صبر کردم اما خبری از آوردن منصور قدرخواه و توضیح راجع به شکرخوری‌اش نشد. به همین دلیل در تاریخ ۱ ژوئن ۲۰۰۸ مطابق با ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ خطاب به محسن رضایی( حبیب) که قول داده بود او را برای پاسخگویی احضار خواهند کرد از جمله نوشتم:

«... در ضمن شما گفتید منصور قدرخواه را خواهید آورد تا برای مطالبی که در نامه به شما راجع به من عنوان کرده بود، توضیح دهد. مسعود می‌گفت بعضی آدم‌ها صورتشان، سیرتشان را نشان می‌دهد و می‌‌گفت: تو زندان شاه هر وقت لاجوردی را می‌دیدم یاد ابن ملجم می‌افتادم، (نقل به مضمون) به نظرم کاملاً حق با اوست. از نظر من این مسئله در مورد منصور قدرخواه نیز به خوبی صادق است. صورت او نشانگر بلاهت و حماقت ذاتی اوست. چه خوب که احمق‌ها و پاچه ورمالیده‌هایی مثل او، من را در خط وزارت اطلاعات بدانند. من به توصیه‌‌ی شما و به خاطر این که نوشته‌ی او را به من داده بودید و رعایت پرنسیب‌های شخصی‌ام، چیزی خطاب به او ننوشتم تا خود اقدام کنید وگرنه من اجازه نمی‌دهم ولگردهای بی سرو پایی مثل او که به مدد سیاست غلط مجاهدین وارد شورای ملی مقاومت شده و کباده‌ی مبارزه و مقاومت می‌کشند، چاک دهانشان را باز کنند و غلط‌های زیادی بکنند.»

منصور قدرخواه که در خم رنگرزی مجاهدین تبدیل به «مبارزی» بزرگ شده است و برای سرنگونی آدمکشان حاکم بر میهنمان از آلمان به لاس وگاس آمریکا مهاجرت کرده، حقوق بگیر مجاهدین است و برای عقب‌افتادن دستمزد‌ش آه و ناله سر می‌دهد و  می‌کوشد برای خوشامد ارباب هرکاری بکند. مقاله‌ی خانم مهناز قزلو تحت عنوان «آقای رجوی، منصور قدرخواه «مزدور» است، نه من » را در آدرس زیر می‌توانید ملاحظه کنید و میزان حقوق دریافتی او و عجز و لابه‌اش نزد مهناز سلیمیان دبیر ارشد شورای ملی مقاومت را ببینید، تا متوجه شوید چرا عده‌ای علم مجاهدین به دوش می‌کشند و به وقت نیاز به اشاره‌ی ارباب به میدان می‌آیند و اظهار وجود می‌کنند.

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-54140.html

چندی پیش تعدادی از مواجب‌بگیران شورای ملی مقاومت در پاریس حاضر شدند تا پس از توجیه توسط نمایندگان ارباب، در گفتگو با تلویزیون مجاهدین مرا «تواب» و اطلاعاتی و وابسته به رژیم بخوانند، بیچاره‌ها نمی‌دانند منافع ارباب که اقتضا کند همه‌شان را مثل منصور قدرخواه پیش امثال من سکه‌ی یک پول می‌کنند.

از‌ همه فرومایه‌ترشان مهدی‌ سامع است که برای دم‌تکان دادن نزد من در فیس‌بوک، سالگرد تولدم را تبریک می‌گفت و امروز برای خوشامد ارباب و دریافت جیره و مواجب ماهانه و ...، به اشاره رهبر عقیدتی‌اش مرا وابسته به «سرویس‌های امنیتی» خارجی معرفی می‌کند.

تعریف و تمجید‌های سید‌المحدثین از من در دیدار حضوری با خودم و اسناد ارائه شده در بالا را بگذارید در کنار ادعاهای او علیه من در «سیمای آزادی» که در اشاعه‌ی دروغ و فریب به رقابت با «سیمای جمهوری اسلامی» پرداخته است. ببینید چگونه و به سادگی من را «مزدور وزارت اطلاعات» و ... می‌خواند، روضه می‌خواند، عمامه بر زمین می‌زند و ... به چهره‌‌ی او دقت کنید. او دروس مربوط به حیله و فریب و نیرنگ را در حوزه علمیه، نزد پدرش که آخوند حوزوی است و مسعود رجوی رهبری عقیدتی مجاهدین بخوبی آموخته است.

دروغ‌پردازی سید‌المحدثین در سیمای مجاهدین

https://www.youtube.com/watch?v=MUwOkLplweo

خیلی‌ها شاید برایشان این سؤال ایجاد شود که این همه تزویر و ریا و دروغ و فریب چگونه ممکن است؟ باید گفت وقتی چشم‌تان را بر وجدان‌تان ببندید و رهبری داشته باشید که در دروغ‌گویی دست گوبلز را از پشت بسته باشد، در فریبکاری و نیرنگ، راسپوتین را خجلت زده کرده باشد و در بی‌پرنسیبی گوی سبقت از ماکیاول برده باشد و هنرپیشه‌ای قهار باشد که نقش‌های گوناگون بازی می‌کند انجام چنین کارهایی از آب خوردن هم ساده‌تر است. بی شک به لحاظ درونی متناقض هم نخواهید شد.

در طول بیست ماه گذشته علیرغم تمامی زشت‌کاری‌ها و رذالت‌هایی که مجاهدین به خرج دادند من نیازی به انتشار این اسناد ندیدم و رسوایشان نکردم. چرا که طاقتم زیاد است و می‌دانم حرفم را کی و کجا بزنم.

امروز هم نه برای دفاع از شخص خودم که اصولاً خود را بی‌نیاز از دفاع می‌بینم چرا که زندگی‌ام و تولیداتم در ۳۶ سال گذشته گویای همه‌ چیز است، بلکه برای کمک به کسانی که همچنان نسبت به صداقت مجاهدین و کادرهایشان ذهنیت غیرواقعی دارند این اسناد را انتشار می‌دهم تا چنانچه در خواب غفلت به سر می‌برند بدانند مسعود رجوی مجاهدین را به چه انحطاط و سقوطی کشانده است و متأسفانه در چه لجنزاری دست‌وپا می‌زنند و برای حفظ منافع‌شان به چه حضیضی دچار شده‌اند.

لابد مجاهدین برای هواداران‌شان پاسخ دارند که چرا این دستخط ها را در اختیار من گذاشته‌اند؟ لابد توضیح منطقی دارند که چگونه امروز مرا به اطلاعاتی بودن، رژیمی بودن و «تواب تشنه به خون» بودن متهم می‌کنند. همان مجاهدینی که با دستخط و امضای خودشان چنین موضوعاتی را به شدت انکار کرده بودند و حتی پای «اعتقاد» را هم به میان کشیده بودند، امروز به رذیلانه‌ترین شکل همان اتهامات را تکرار می‌کنند. چه اصراری داشتند در بالاترین سطح با یک «تواب تشنه به خون» و «تیرخلاص زن» و ... (۲) به گفتگو بنشینند؟ در آستین آن‌ها چند تا از این «تواب‌های تشنه به خون» و «تیرخلاص زن» و ... وجود دارند؟‌

این همه ماجرا نبود، ماه بعد (خرداد ۱۳۸۷) این دو (محمد سید‌المحدثین و محسن رضایی) در تماس با همسرم در استکهلم خواستار گفتگو با من شده بودند که برای شرکت در یک سمینار در ارتباط با حقوق بشر و کشتار دهه‌ی ۶۰ در کالیفرنیا بودم. عاقبت شماره‌ی تلفن منزلی که در آن‌جا بودم را برای تماس در اختیارشان گذاشتم. بلافاصله با من تماس گرفته و ضمن آن که از من برای شرکت در گردهمایی «ویلپنت» در پاریس دعوت به عمل آوردند، تأکید کردند که کتاب‌ خاطرات زندانم را نیز برای فروش در آن‌جا  عرضه کنم. ضمن تشکر تأکید کردم که به خاطر حضورم در آمریکا امکان شرکت در مراسم مزبور را ندارم. آن‌ها اضافه کردند البته می‌توانی از دوستانت بخواهی در «ویلپنت» به عرضه‌ی کتاب خاطرات‌ات بپردازند که پاسخ دادم با کسی چنین رابطه‌ای ندارم.

در بهمن‌ماه ۱۳۸۷ نیز دوباره محسن رضایی (حبیب) با شرمندگی از من خواست که برای گفتگو با مجاهدین به پاریس بروم. من هم که در طول زندگی‌ام چه در زندان و چه بیرون زندان، در رابطه با هیچ‌یک از جریان‌های سیاسی از گفتگو و تبادل نظر پرهیز نکرده‌ام، دوباره به دعوت او به پاریس رفتم. هر دو بار هم هزینه‌ی سفر را علیرغم اصرار بیش از حد آن‌ها خودم دادم. بار اول حبیب تا دم در بنیاد رضایی‌ها و تا لحظه‌ای که می‌خواستم سوار ماشین شوم و به فرودگاه بروم دنبالم دوید تا بلکه به زور هم شده پول بلیط هواپیمایم را در جیبم بگذارد. او اصرار داشت که تو به دعوت ما به این‌جا آمدی و ما موظفیم هزینه‌ی سفر را بپردازیم. اما من که او را می‌شناختم گفتم هرچند به سنت سنت این پول نیاز دارم اما من از شما پول بگیرم؟ من از پدرم تا به حال چنین پول‌هایی نگرفته‌ام. هنگامی که در تشکیلات مجاهدین فعالیت می‌کردم نیز به من پیشنهاد تأمین نیازهای مالی‌ام را داده بودند که قبول نکرده بودم.

بار دوم محمود ائمی را هم آورده بود که هم تلطیف رابطه کرده باشد و هم نقش منشی‌اش را بازی کند. در گفتگوی قبلی با رودستی که به محسن رضایی زدم و واکنش او متوجه‌ شدم «سیاوش جعفری» که علیه من و کتاب «نه زیستن نه مرگ» مقاله نوشته و برای رد‌گم‌کنی، در آن خود را زندانی سیاسی دوران خمینی معرفی کرده و برخلاف سیاست رسمی مجاهدین در تأیید مقاومت زندانیان چپ قلم زده خود مجاهدین هستند و خط اصلی تشکیلات را پیش می‌برد. با کمی تعمق در موضوع تردید نکردم که محمود ائمی که نزد خودم کتاب «نه زیستن نه مرگ» را استثنایی، تکان‌دهنده و تأثیرگذار می‌خواند و به دروغ می‌گفت در تمامی دفاتر مجاهدین بایستی یک نسخه از آن باشد و خواهان هدیه‌ی حداقل ۶ نسخه‌ی آن به دفاتر مجاهدین بود در خفا و با اسم مستعار علیه آن رذالت به خرج داده است و برای رد‌گم کنی مقاله را در سایت‌های وابسته به چپ و از جمله «کانون زندانیان سیاسی در تبعید» انتشار داده است.

حقارت او را می‌دیدم که دوباره در حضور من چگونه صحنه‌پردازی می‌کند و قربان صدقه می‌رود و مرا در آغوش می‌گیرد و از میزان پستی‌ و دودوزه‌بازی‌اش حیرت می‌کردم.

از آن‌جایی که آدم تو داری هستم واکنشی نشان ندادم و اجازه دادم به نمایش‌اش ادامه دهد. اما به حالش و سقوطی که دچارش بود افسوس می‌خوردم. خواسته‌شان این بود که مقالات ایرج شکری یکی از اعضای مستعفی شورای ملی مقاومت را در سایت «پژواک ایران» انتشار ندهم. به محسن رضایی گفتم تنها مرز من رژیم جمهوری اسلامی است بنابر این از پذیرش خواسته‌ی آن‌ها خودداری کرده و روی آزادی بیان به عنوان رکن اساسی دموکراسی تأکید کردم.

محسن رضایی در این ملاقات استعفای پروفسور هادی مهابادی یکی از اعضای برجسته‌ی شورای ملی مقاومت را ناشی از بیماری روانی و «فوبیا»ی ناشی از آن معرفی کرد که حتی برای دیدار با او در فرودگاه کانادا خود را به شکل کارگران فرودگاه در آورده بود تا شناسایی نشود!

دلیل استفعای ایرج شکری روزنامه‌نگار چپ و با پرنسیب از شورای ملی مقاومت را هراس از بازجویی مقامات فرانسوی هنگام اعطای تابعیت فرانسه به وی خواند و دلیل جدایی فرید سلیمانی سوادکواهی یکی از اعضای برجسته‌ی روابط خارجی مجاهدین و از مشاوران مریم رجوی را ترس و بریدگی از مبارزه خواند و به خاطر حساسیت من روی پروژه‌ی اتمی رژیم مدعی شد او هم‌اکنون در حال همکاری با البرادعی علیه مجاهدین و به نفع سیاست اتمی رژیم است.

در پایان صحبت‌مان حبیب در حالی که به سختی سرما‌خورده بود از من خواست که همراه او به تظاهرات مجاهدین در بلژیک بروم. گفتم مشکلی ندارم، من در تظاهرات و گردهمایی‌های بسیاری از گروه‌ها شرکت می‌کنم به ویژه اگر دعوت داشته باشم. و همراه او و محمد شمس در حالی که در نزدیکی‌های بروکسل هدایت ماشین را به من سپردند که شهر را بهتر می‌شناختم به بلژیک رفتیم. 

پیش از سوار شدن در ماشین، در مقابل «بنیاد رضایی‌ها»، محمود احمدی که سال قبل با او در واکنش به اقدام زشت‌اش و تهدیدی که همنشین بهار را کرده بود به مجادله پرداخته بودم مرا در آغوش گرفت. می‌دانستم که از روی تزویر و ریاست و ذره‌ای محبت و یکرنگی در آن نهفته نیست.  

آشنایی با شیوه‌ی کار مجاهدین

برای این که با سبک کار  مجاهدین و سیاهکاری‌شان آشنا شوید به این لینک توجه کنید.

 گفتگوی یزدان با سیمای مجاهدین

 https://www.youtube.com/watch?v=1nTNfT0CiUE

«یزدان» از «سوئیس» در سناریویی از قبل آماده و هماهنگ شده در حضور سید‌المحدثین با «سیمای آزادی» تماس گرفته و ضمن نام بردن از زنده یاد محسن دگمه‌چی که در اثر سرطان در زندان گوهردشت جان باخت با دغل و فریبکاری ضمن حمله‌ی بیشرمانه به من و طرح اتهامات سراپا کذب و دروغ، در مورد اقدامات «انجمن نجات» یکی از ارگان‌های وابسته به وزارت اطلاعات و ارسال کتب و ... برای خانواده‌های شهدا و ... در ایران، توضیح می‌دهد و اشاره می‌‌کند به مادری که به متصدیان امر می‌گوید به جای خواندن کتب و جزوات ارسالی، آن‌ها را در آتش چهارشنبه سوری انداخته و از رویش پریده است.

او با حقه‌بازی بلافاصله به «گزارش ۹۲» اشاره می‌کند و با همکاری سید‌المحدثین و حمید رفیعی گرداننده‌ی برنامه می‌کوشد به گونه‌ای جلوه دهد که گویا موضوع ‌آتش چهارشنبه سوری و ... مربوط به «گزارش ۹۲» و روشنگری من در مورد مجاهدین است. 

این فرد در سال ۱۳۸۸ از ایران خارج شده، «گزارش ۹۲» در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۲ انتشار یافته و گفتگوی سید‌المحدثین با او در تیرماه ۹۲ صورت گرفته است! کدام چهارشنبه‌سوری و کدام آتش؟ و ...

این فقط یک نمونه از صحنه‌پردازی‌ها و عوامفریبی‌های مجاهدین است و از این شعبده‌‌ها بسیار در آستین دارند. اما توجهی نمی‌کنند:‌

«صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد

بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد

بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه

زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد

ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان

دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد

این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت

و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد

ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم

زان چه آستین کوته و دست دراز کرد

 صنعت مکن که هر که محبت نه راست باخت

عشقش به روی دل در معنی فراز کرد

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید

شرمنده ره روی که عمل بر مجاز کرد

ای کبک خوش خرام کجا می‌روی بایست

غره مشو که گربه زاهد نماز کرد

حافظ مکن ملامت رندان که در ازل

ما را خدا ز زهد ریا بی‌نیاز کرد »

 

ارسال کارت تبریک عید از سوی مریم رجوی


در حالی که من ارتباط تشکیلاتی با مجاهدین نداشتم و پیش‌تر در نامه‌ای رسمی به آن‌ها اعلام کرده بودم که حتی خود را هوادار مجاهدین نمی‌دانم باز هم مریم رجوی از ارسال کارت تبریک عید سالانه برایم خودداری نمی‌کرد و در آن «موفقیت و شادکامی» مرا «در سال نو آرزو» می‌کرد. نمونه‌اش را در زیر ملاحظه می‌‌کنید .

آیا او پاسخی برای هواداران خود دارد که چرا برای یک «تواب تشنه به خون» و «تیرخلاص‌زن» و ... کارت تبریک عید می‌فرستاده؟ پس از گذشت سه دهه از زندانی بودن من، به چه سندی در ارتباط با من دست یافته است؟ آیا می‌توان به چنین افرادی و ادعاهایشان اعتماد کرد؟ آیا مریم رجوی و دستگاهی که او نمایندگی می‌‌کند به «تعهدات ده گانه» ای که برای «ایران آزاد فردا»‌ می‌دهند پای بند هستند؟

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-52509.html

آیا ادعاهای مجاهدین با عمل‌شان می‌خواند؟

ایرج مصداقی دیماه ۱۳۹۳

پانویس:

۲- من در داخل کشور در ارتباط با مجاهدین دارای کد رادیویی «مرتضی ۵ مهر » و به همراه شهید احمدرضا محمدی مطهری «رها ۱۱» بودم و مجاهدین در نامه‌ای با جوهر مخفی برایم نقشه مسیرهای مورد استفاده‌ی ارتش آزادی بخش در منطقه‌ی چکه قمر و چکه موسی در ناحیه ایلام را فرستادند.

۱- مجاهدین از این و آن به زور و تهدید و تطمیع هم که شده دستخط و امضا می‌گیرند. اما در رابطه با موضوع برعکس شده است. این بار آن‌ها نه تنها نمی‌توانند علیه من سند و مدرکی رو کنند بلکه برعکس این من هستم که دستخط‌های آن‌ها را در اختیار دارم و انتشار می‌دهم.

 

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]