پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
ایرج مصداقی

در بخش قبلی این نوشته به ادعاهای یکی از صاحب‌منصب‌های قضاییی رژیم در مورد زندان‌های حکومت اسلامی و جنایات صورت‌گرفته در دهه‌ی ۶۰ پرداختم.

 

http://news.gooya.com/politics/archives/2012/07/143359.php

 

صاحب‌منصب قضایی رژیم که پس از سه دهه مشارکت در جنایت و شقاوت نقش «گربه‌ عابد و زاهد» را بازی می‌کند همراه با مسعود نقره‌کار به جای پاسخ به مواردی که روی آن دست‌گذاشته‌ام با طرح اتهامات سخیفی به خیال خود تلاش کردند مرا از گفتن حقیقت بازدارند. به اطلاع ایشان می‌رسانم اگر قرار بود با این گونه اتهامات میدان را خالی کنم بهترین سال‌های عمرم را به خاطر مبارزه با امثال صاحب‌منصب قضایی رژیم در زندان‌های مختلف و در دهلیز‌های مرگ و سلول‌های انفرادی و در قبر و قیامت نمی‌گذراندم. وظیفه‌ی انسانی‌ام در قبال خون عزیزترین عزیزانم حکم می‌کند که در مقابل آلوده شدن تاریخ مقاومت‌شان به سهم خودم ایستادگی و روشنگری کنم.

 

***

 

بخشی از «داستان‌های هزار و یک شب» راوی مربوط به ارتباط‌‌ات‌اش با عناصر اطلاعاتی، امنیتی و نظامی است که همچنان در خدمت حکومت اسلامی هستند، در این قسمت به نقد مواردی از این دست می‌‌پردازم.

عناوین هر بخش از این مطلب، عیناً تیترهایی است که مسعود نقره‌کار برای نوشته‌های مزبور انتخاب کرده است.

متن مکالمات ادعایی صاحب‌منصب قضایی با سوژه‌ها در ایران را مسعود نقره‌کار در گیومه آورده است که بر اساس عرف معمول و اصول کار تحقیقی که مسعود نقره کار با آن آشناست بایستی دقیقاً مکالمات صورت گرفته بین آن‌ها باشد. در واقع صاحب‌منصب قضایی به هنگام تماس با سوژه‌ها عیناً گفتگو‌ها را ضبط و پیاده کرده و تحویل مسعود نقره‌کار داده است. متن مکالمات که لینک‌هایش در این نوشته آمده گاه تا چند صفحه است.

به منظور روشنگری و رفع سوءتفاهمات امیدوارم صاحب‌منصب قضایی و مسعود نقره‌کار فایل گفتگوهای صورت گرفته با داخل کشور را که متن آن در نوشته‌های مسعود نقره‌کار آمده بر روی اینترنت انتشار دهند تا سیه‌روی شود هرکه در او غش باشد.

 

اظهارنظر يکی از مسؤلان اطلاعاتی: موسوی و کروبی يک بهانه بود

صاحب‌منصب قضایی رژیم از قول یکی از «مسئولان اطلاعاتی و امنیتی کشور» جعلیاتی را سرهم می‌کند که پذیرش آن‌ها توهین به عقل و هوش آدمی است؛ منتهی قبل از این که  وارد «دستور» شود، پیش‌ زمینه‌ای در مورد طرف می‌دهد که از کودکی و جبهه رفتن او شروع و به مراسم خواستگاری‌اش ختم می‌شود و در همه‌ی این موارد راوی حکم پدر را دارد تا تماس او که پس از فرار از کشور به دامن «دشمن» گریخته، با مسئول اطلاعاتی و امنیتی نظام و درد دل دو طرف توجیه‌پذیر جلوه کند. در روایت صاحب‌منصب قضایی رژیم، «سردار» مربوطه که حکم فرزند وی را دارد یکی از «نخبگان نظامی، امنیتی و اطلاعاتی کشور» معرفی می‌شود که در سایه‌ی «دلیری و هشیاری با سن کم به مقام فرماندهی رسیده‌ است. »

 

http://news.gooya.com/columnists/archives/142005.php

 

نخبه‌‌‌ی امنیتی و اطلاعاتی و نظامی رژیم در مورد آمار کشته‌‌شدگان حوادث پس از انتخابات ۸۸ به صاحب‌منصب قراری و ضد انقلاب از پشت تلفن می‌‌گوید:‌

«بعد از انتخابات ۸۸ ما ۱۰۰۷ کشته در کليه کشور داشتيم ( ۱۹ مامور انتظامی، و ۳ نفر ثارالله در اين جريان کشته شدند.) ، ۱۸ هزار و ۹۰ نفر دستگيری و بازداشتی داشتيم ۱۷۹۹ نفر با کيفر خواست بازداشت و زندانی شدند، و ۴۸ هزار نفر پلاک خوردند ( حضوری يا غيابی پرونده برای شان درست کردند.). از مجروحين هم آمار نداريم.»

 

http://news.gooya.com/columnists/archives/142005.php

 

از این که چرا یک نخبه‌ی امنیتی و اطلاعاتی بایستی آمارهای مخفی نظام را به یک ضد انقلاب بدهد می‌گذرم و به مقایسه‌ی آمارهای داده شده از سوی صاحب‌منصب قضایی در دو نوشته‌ی منسوب به او می‌پردازم.

به ادعای صاحب‌منصب قضایی ۱۹ مأمور انتظامی و ۳ نفر ثار‌اللهی کشته شدند. مقامات امنیتی و سیاسی رژیم از فرمانده سپاه گرفته تا حداد‌عادل به اعلام کشته شدن ۲۰ نفر از نیروهایشان بسنده کردند و روی‌شان نشد از آن بالاتر روند. اما صاحب‌منصب قضایی روی دست آن‌ها بلند می‌شود. کم کردن آمار کشته‌شدگان مردمی از سوی فرماندهان سپاه قابل فهم  است، اما چرا آمار کشته‌شدگان خودشان را که با آن می‌توانند «مظلوم نمایی» کنند کم می‌کنند؟ سپاه پاسداران تا به امروز نام یک نفر از نیروهای بسیج را که کشته‌ شده‌اند اعلام نکرده است.

 

عبدالله عراقی فرمانده‌ی سپاه پاسداران تهران بزرگ گفت که در جمع ۲۴ نفر در رویدادهای پس از انتخابات کشته شده‌اند که ۱۲ نفر از آنها بسیجی بوده‌اند.

 

http://www.radiofarda.com/content/F8_ARAGHI_PROTESTORES_KILLED_THEMSELVES/1843178.html

 

محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران ایران، گفت در درگیری های بعد از انتخابات در ایران در مجموع ۲۹ نفر کشته شده اند که ۲۰ نفر آنها از نیروهای بسیج و نیروهای مردمی با سابقه بسیجی بوده و ۹ نفرشان از "مخالفین و معارضین" بوده اند.»

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/08/090829_bd_jafari_guards.shtml

 

دروغگو کم حافظه است صاحب‌منصب قضایی فراموش کرده است که در جای دیگری در مورد تلفات انتخابات ۸۸ گفته است:

«ماجرای انتخابات سال ۸۸ هم که تاسف بار بود، درسی برای رژيم شده ، انتخاباتی که به گفته خودشان طی آن ۷۸۲۱۰ نفر دستگير شدند که فقط در تهران اين رقم ۲۲۷۴۲ نفر بود. خب می‌دانيد که عده ای از اين‌ها پس از تفهيم اتهام و سپردن وثيقه آزادشدند تا در فرصت مناسب به پرونده‌ی آن ها رسيدگی شود. گفته شده که ۵۴۱۸ نفر از دستگير شدگان انتخابات سال ۸۸ زير ضرب قرار گرفتند ( يعنی بازجوئی و شکنجه شدند). بعضی از زندان‌ها البته ليست نداشتند که معلوم شود چه تعدادی زندانی داشته‌اند. در بازداشتگاه ۲۰۹ ليستی وجود نداشت اما حداقل ۷۳۲ زندانی آنجا بودند. و يا برده شدند، که اکثرا" جوانان و افراد گروه های سياسی بودند. از ميان دستگير شدگان ۱۵۸ نفر از اين‌ها به اعدام محکوم شدند که البته حکم برخی از آن‌ها تائيد نشد. گفته شده که در مجموع ۴۹۴ نفرحکم اعدام گرفتند ، که به پرونده برخی از آن‌ها تا يک سال بعد هم رسيدگی نشده بود، کسانی که آن‌ها رابيشتر اباحه ( کسی که کشتن آن ها حلال است) خواندند. در ماجرای انتخابات ۸۸ حتی يک نفر بسيجی و يا از نيروی انتظامی کشته نشد ، از مردم ۱۰۷ نفر کشته شدند که ۶۰ يا ۶۱ نفر آن ها در تهران بود. بيشتر قتل ها و شکنجه ها هم توسط لباس شخصی ها و مامورانی که يا معاود عراقی بودند و يا مزدوران عراقی و افغانی و سوماليائی و لبنانی صورت گرفت.به اين جماعت هم برای تکرار جنايت های شان آماده باش داده اند.»

http://news.gooya.com/columnists/archives/136851.php

 

یک بار مدعی شده است که بعد از انتخابات ۸۸ ، ۱۰۰۷ نفر کشته داشتیم و یک بار ۱۰۷ نفر. توجه کنید چگونه ۱۰۷ نفر تبدیل به ۱۰۰۷ نفر می‌شود. در ثانی ۶۰ یا ۶۱ کشته را مربوط به تهران می‌داند و بقیه را مربوط به شهرستان‌ها! در حالی که در شهرستان‌ها اساساً جنبشی در آن سطح نبود که ۴۶ کشته دهد و کسی متوجه‌ی آن نشود. نسبت کشته‌های تهران که جنبش در وسیع‌ترین شکل ممکن ماه‌ها در آن ادامه داشت با شهرستان‌ها منطقی نیست.

در لیست ۱۱۲ نفری کشته‌شدگان جنبش که توسط کمیته‌گزارشگران حقوق بشر با جزئیات تهیه شده، نام ۶ نفر به عنوان کسانی که در شهرستان‌ها کشته شده‌اند آمده است. حسین اختر زند (اصفهان)، آرمان استخری‌پور (محله‌‌ی ابیوردی شیراز)، قتل مشکوک امیر اسلامیان، جسد وی روستای «چرخ‌وال» بوکان پیدا می‌شود، پویا مقصود‌بیگی (کرمانشاه)، مهرداد حیدری در مشهد به طرز مشکوکی به قتل می‌رسد، محمد جواد پرنداخ (اصفهان) رژیم مدعی است خودکشی کرده است.

 

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-42701.html

 

تعداد دستگیرشدگان یک بار ۷۸۲۱۰ نفر است و یک بار ۱۸۰۹۰ نفر. تفاوت دو آمار بیش از ۶۰ هزار نفر است. وی همچنین مدعی می‌شود که ۲۲۷۴۲ نفر در تهران دستگیر شدند. با توجه به این آمار ظاهراً بیش از ۵۶ هزار نفر در شهرستان‌ها دستگیر شدند، کدام شهرستان؟ صاحب‌منصب قضایی توضیحی نمی‌دهد. به جز تظاهرات پراکنده در اصفهان، شیراز و کرمانشاه، جنبش گسترده‌ای در شهرستان‌ها نبود که سه برابر تهران دستگیری داشته باشند.

یک بار مدعی است ۱۷۹۹ نفر با کیفرخواست بازداشت و زندانی شدند، یک جا می‌گوید ۵۴۱۸ نفر از دستگیر‌شدگان بازجویی و شکنجه شدند. تازه  آمار بعضی از زندان‌ها را هم ندارد. در مورد بازداشتگاه ۲۰۹ هم می‌گوید که حداقل ۷۳۲ زندانی داشته است که قطعاً غیرواقعی است این بازداشتگاه چنین ظرفیتی ندارد. یک جا هم مدعی شده است که ۴۸ هزار نفر پلاک خوردند (حضوری یا غیابی پرونده برایشان درست شد).

یک جا با قاطعیت می‌‌گوید «در ماجرای انتخابات ۸۸ حتی يک نفر بسيجی و يا از نيروی انتظامی کشته نشد»، یک جا روی دست رژیم بلند شده و می‌گوید ۲۲ نفر از نیروهای رژیم کشته شدند.

یک جا مدعی است ۱۵۸ نفر به اعدام محکوم شدند و بلافاصله می‌گوید در مجموع ۴۹۴ نفر حکم اعدام گرفتند.

او همچنین مدعی است که «بيشتر قتل‌ها و شکنجه‌ها هم توسط لباس شخصی‌ها و مامورانی که يا معاود عراقی بودند و يا مزدوران عراقی و افغانی و سوماليائی و لبنانی» صورت گرفته است که قطعاً واقعی نیست. تردیدی نیست که اکثر جنایتکاران نیروهای ایرانی وابسته به سپاه و «نوپو» و انصار حزب‌الله و بسیج و ... بودند. البته در میان آن‌ها معاودین عراقی و لبنانی هم که در نیروهای فوق خدمت می‌کنند دیده می‌شوند. اما تعداد‌شان در مقایسه با نیروهای ایرانی بسیار کم است. معلوم نیست سومالیایی‌های ادعایی را که لابد بایستی سیاهپوست باشند چرا تنها منابع راوی دیده‌اند؟ آیا «شهرزاد قصه‌گو» به عقل و شعور ما توهین نمی‌کند؟ مسعود نقره‌کار که چنین جعلیات و آماری را بی دریغ انتشار می‌دهد و به دفاع از «شهرزاد قصه‌گو» می‌پردازد احترامی برای خوانندگان قائل است؟

صدها عکس از جنایتکاران با مشخصات کامل انتشار یافته است. مقصود از ارائه‌ی آمار چیست؟ هر چرندیاتی را می‌توان تحویل مردم داد؟ تعهد ما در قبال اطلاع رسانی دقیق و درست کجاست؟‌ امیدوارم صاحب‌منصب قضایی یا مسعود نقره‌کار که متأسفانه علاوه بر نقش کاتب و تنظیم کننده‌ی روایات، سخنگویی وی را هم پذیرفته است به جای حملات شخصی به این تناقضات که به هیچ شکل نمی‌توان آن‌ها را توجیه کرد پاسخ دهند.

 

نخبه‌ی نظامی و اطلاعاتی و امنیتی در مورد آمار تصفیه‌شدگان وزارت اطلاعات می‌گوید:‌

«در خصوص تصفيه در وزارت اطلاعات تاکنون بيش از ۶۷۰۰ نفر تصفيه ، باز خريد و اخراج شدند و تعدادی هم در دست بررسی هستند، به نظر من بدترين کار ممکن در شرايط فعلی که نياز به پرسنل نظامی و اطلاعاتی هست انجام شده، همان گونه که قبلا عرض کردم امکان ادغام بسياری از آن‌ها به معترضين و اينکه هدايت گروهی و جمعی آنها را به عهده بگيرند بسيار زياد است، اگر چه ظاهرآ توجهی به اين موضوع نشده ، »

 

نخبه‌‌ی امنیتی نظام فراموش می‌کند با یک ضد‌انقلاب طرف است که به اردوی دشمن رفته و بی‌محابا به او گزارش وضعیت می‌دهد و پیش‌بینی‌ خود مبنی بر امکان پیوستن بسیاری از ۶۷۰۰ اطلاعاتی رژیم به مردم را هم اعلام می‌کند. کدام دستگاه اطلاعاتی در دنیا این‌گونه آمار نیروهایش را به دشمنی که مدعی است کمر به افشای جنایتکاران بسته می‌دهد؟ برای چه بدهد؟ بیچاره مردمی که بایستی منتظر باشند تا این عناصر اطلاعاتی به جنبش‌شان بپیوندند و هدایت و رهبری آن‌ها را به دست گیرند.

 

صاحب‌منصب قضایی می‌گوید: «بعد از خوش و بش، وشنيدن ارشادها و نصيحت‌های «یکی از نحبگان نظامی، امنيتی و اطلاعاتی» کشور، در مورد حرکت موسوی و کروبی از وی سؤال می‌کند و ناغافل «نخبه‌»‌ی مربوطه رشته‌ی سخن به دست گرفته و هرچه دل تنگش می‌خواهد از پشت تلفن برعلیه رژیم می‌‌گوید و راوی هم بلافاصله این سخنان گهربار را نعل به نعل یادداشت می‌کند. انگار آیه به یپغمبر نازل می‌شود و او مو به مو ثبت‌شان می‌کند که خدشه‌ای به وحی وارد نشود.

 

«... جامعه ما حکومت اسلامی ست و ربطی به جمهوری ندارد و تا آنجا که من در جريان هستم چند ماه قبل از انتخابات، مثلاً در مورد انتخابات رئيس جمهوری، در جلسات مکرر شخص مورد نظر که بايد رئيس جمهور بعدی باشد نشان می‌شود، از آن به بعد وی را توجيه و آماده سازی می کنند و در جريان انتخابات روی او کار می شود و شخص مورد نظر با مهندسی انتحاب می شود، البته اين شخص مريد مطلق ولايت است و کارش هم واجب الاطاعت بودن از ولايت است، در هر حال ولايت فقيه صاحب الامر و صاحب الاختيار ملک و ملت است و بقيه افراد خدمتگزارند و در چارچوب نظام خدمت می‌کنند. از زمان امام وضع به همين نحو بود، و مقام معظم رهبری ادامه حکومت اسلامی را واجب کفائی می‌داند، حالا هم يک کمی امروزه تر شديم و به جای خليفه مسلمين می‌گوئيم مقام معظم رهبری. به نظر اين بنده کوچک خدا جامعه‌ای با چنين ساختاری در عصر رسانه کاربرد نخواهد داشت. خواه نا خواه بايد خود را با مسائل جهانی و معيارهای جمهوری هماهنگ کند. در اين انقلاب با شناخت و دانستنی‌های من ظرف سی و دو سال گذشته نزديک به ۳ ميليون در حوادث غير طبيعی کشته شدند، از شهيد و اعدامی، تير باران ، شکنجه، خود کشی شده ها، سلاخی شده ها و تصفيه و مفقود شده ها و تصادفات‌، و بيشتر از يک ميليون معلول در تمام سطوح بالا داريم، هم خانواده‌های کشته شده‌ها و هم معلولين زندگی ای طبيعی می‌خواهند. انقلاب برای آن ها چه کرده است جز شعار؟ »

 

پس داستان ارشادات و نصیحت‌ها چه شد؟ طرف که می‌‌گوید «ساختار رژیم در عصر رسانه کاربرد ندارد» و خواهان در هم‌ریختن اساس «حکومت اسلامی» و هماهنگی با «مسائل جهانی و معیارهای جمهوری» می‌شود. آیا این «نخبه» اطلاعاتی و امنیتی نمی‌داند که تلفن‌ها کنترل می‌شوند، به ویژه گفتگو با ضد‌انقلابی که مدعی است «لاریجانی» هم در مورد افشاگری‌های او حساس شده است و کارگزاران رژیم نوشته‌های او را دنبال می‌کنند و همه جا نقل محافل است!؟ او که می‌گوید به خاطر انتشار جعلیاتش نگران جان مسعود نقره‌کار در آمریکاست چگونه نگران جان فردی که حکم پدری برای او دارد و در «ام‌القرای اسلامی» زندگی می‌کند و پست حساس حکومتی دارد نیست؟

 

لابد بر اساس این رهنمود‌ها مردم هم دست روی دست بگذارند و بنشینند تا «نخبه‌»‌های اطلاعاتی و امنیتی نظام خودشان «ساختار رژیم در عصر رسانه» را به روز کرده و همه‌ی مشکلات را حل و فصل کنند.

 

به جای این که صاحب‌منصب قضایی، نخبه‌ی اطلاعاتی و امنیتی نظام را نصیحت کند و بگوید دست از این جنایات بردارید، دنیا عوض شده است، اقدامات شما دیگر خریدار ندارد، وی به ارشاد صاحب‌منصب قضایی پرداخته و می‌گوید:‌

 

«حاجی، جامعه فرق کرده ، مردم عوض شدند، دهه‌ی ۶۰ مرد، بچه‌های آنها بزرگ شدند، آن هائی که امام می‌گفت بچه های انقلاب تو گهواره هستند ، بزرگ شدند اما خود انقلاب رشد نکرده، با بچه ها بالا نيامده، توی دهه ۶۰ مانده، اين بچه‌ها حق دارند معترض باشند و بگويند انقلابی که پدران ما برای نگهداری اش جان دادند چه شد؟ اين که ما می‌بينيم انقلاب مستبدان است.»

 

ظاهراً به هنگام نگارش سناریو «حاجی» به خاطر کبر سن دچار غفلت شده جای پرسوناژ‌ها را قاطی می‌کند و «نخبه‌» امنیتی در نقش او ظاهر می‌شود. یکی از ویژگی‌های عناصر اطلاعاتی و امنیتی کم حرف زدن آن‌هاست. اما «نخبه‌»‌ی آن‌ها تا مورد پرسش قرار می‌گیرد سفره دل می‌گشاید و آن‌چه دل تنگش می‌خواهد می‌‌‌گوید. صاحب منصب قضایی انگار با او مصاحبه مطبوعاتی می‌کند:

 

از او پرسيدم:« نظرتان در مورد حرکت موسوی و کروبی و آنچه که جنبش سبز گفته می‌شود چيست ؟»

و بعد دوباره می‌گوید:‌

پرسيدم : «برخوردهای نيروی ناجا و سپاه در جريان انتخابات را چگونه می‌بينيد؟»

 

«گفت: «من متاسفم، از بالا تا پائين اشتباه کرديم، جواب مردم اين نبود که رهبری علنا فتوی کشتار بدهد، راه دوری نرويم اگر شهيد محمد بروجردی يا حاج ابراهيم همت يا باقری يا وصالی زنده بودند اجازه می‌دادند با نام بسيج يا سپاه توی زندان چوب و باطوم به جوانان مردم استعمال کنند يا دحتران مردم را سر و ته کنند؟ حاجی اين مردم حق دارند فرياد بزنند. »

 

چه نخبه‌ی امنیتی نازنینی به «مردم حق می‌دهد فریاد بزنند». صاحب‌منصب قضایی بخش‌های دیگر «داستان هزار و یک شب» یادش رفته است که به قول خودش در اطلاعات سپاه پاسداران و زمان زنده بودن «محمد بروجردی يا حاج ابراهيم همت يا باقری» چه به روز دستگیر‌شدگان می‌آوردند که کهریزک و جنایات رژیم در سال ۸۸ پیش آن‌‌ها هیچ است. صاحب منصب قضایی رژیم یادش می‌رود به «نخبه» امنیتی و اطلاعاتی نظام مشاهدات خودش را یادآوری کند. به او نمی‌گوید خودش شاهد تجاوز به زنان و دختران و آتش زدن آن‌ها بوده است. ظاهراً بایستی بپذیریم که نخبه‌ی اطلاعاتی و امنیتی روحش هم از این ماجرا که در کشور اتفاق افتاده هم خبر ندارد. در سال‌های اولیه دهه‌ی ۶۰ وقتی بزرگترین جنایات تاریخ معاصر توسط سپاه پاسداران و کمیته‌ها انجام می‌گرفت پاسداران نامبرده زنده بودند و به روی مبارکشان نمی‌آوردند. یک مشت جانی حالا پیش افتاده‌اند سابقه برای عامل کشتار مردم در کردستان مثل محمد بروجردی درست کنند. او را «مسیح» کردستان هم معرفی می‌کنند. مثل لاجوردی که کتاب در موردش چاپ کرده و مدعی شده‌اند او سمبل مبارزه با «خشونت» بود. هرکس که نداند فکر می‌کند حاج ابراهیم همت یا باقری‌ها چه تحفه‌‌هایی بوده‌اند. سپاه پاسداران از ابتدا بنیانش بر جنایت استوار شد. لابد اگر تیر غیبی به محسن رضایی و مرتضی رضایی و علی شمخانی و یحیی رحیم‌صفوی و محمدعلی جعفری و دیگر فرماندهان سپاه هم خورده بود امروز بایستی شاهد خواندن چنین هجویاتی در موردشان بودیم.

دردآور آن که چنین مواردی در جایی و در سلسله مطالبی منتشر می‌شود که از رنج و حرمان نسلی که توسط همین پاسداران و همین جنایتکاران در زندان‌ها پرپر شد سخن می‌رود. قربانی و جلاد، ظالم و مظلوم در کنار هم و به یک قلم و فرهنگ ستوده می‌شوند.

 

نمونه‌ای از لطف شکنجه‌گر مسلمان!

 

صاحب منصب قضایی در مورد ف. ح یک شکنجه‌گر بی‌رحم زندان‌های شیراز و مشهد می‌گوید:‌

 

«.....ف.ح شکنجه گر زندان‌های شيراز، به زمان شاه دانشجوی دانشگاه مشهد بود، او مدتی نيز در شيراز زندگی کرد. او دانشجوئی متدين بود و به توصيه آيت الله طاهری وارد سپاه پاسداران شد، و محل کارش نيز زندان در نظر گرفته شد. او زير دست سعيد محسنی نائينی آموزش شکنجه گری ديد. بعد از مدتی به مشهد باز گشت و مسؤليت هائی در زندان های مشهد گرفت .ف.ح از مخوف ترين و «خلاق ترين» شکنجه گران بود. او همه ی قربانيان خود را در کم تر از ۲۴ ساعت به اعتراف و يا به قول خودش به «حرف زدن» وا می‌داشت . ف.ح درجنگ يک پا و يک چشمش را از دست داد، اکنون ويلچری و شيميائی ست. پای صحبت های او در باره شکنجه بنشينيم»

 

قصه‌گو از زبان شکنجه‌گری این‌چنین که از شادی افشاگری «حاجی» در مورد شکنجه‌ و اعدام و تجاوز و شکنجه‌گران به وجد آمده و در پوست خود نمی‌گنجد می‌نویسد:

 

«فراموش نکنيد عده‌ای بيرحمانه به شما ( افشاگر شکنجه‌ها ) حمله می‌کنند. اين‌ها زياد هستند، آرام باشيد، قبول نکنيد، بی انصافی‌ست که ما باور کنيم آن‌ها می‌پذيرند و بايد بپذيرند، چون آن‌ها فضائی را که تجربه کرده‌اند متفاوت است، اين‌ها را نمی‌دانند و از مسائل و مشکلات بی‌اطلاعند. اينکه مخاطب شما بداند که شما چه می‌گوئيد اول بايد شکنجه را تعريف کنيد.»

 

ملاحظه کنید چه کسی دم از «رحم» و «بیرحمی» و «انصاف» می‌زند. شکنجه‌گر رژیم به هنگام موعظه یادش می‌رود خودش یکی از «مخوف‌ترین» و «خلاق‌ترین» شکنجه‌گران و عامل فجایع به بار آمده بوده، به  همکار جنایتکارش که در جلد «گربه‌‌ عابد و زاهد» رفته می‌‌گوید:‌

 

«اما شما بگوئيد، شما حاجی ( منظور راوی ست ) که آنجا هستی بگوئيد، شما حکام فاسد را می‌شناسيد، شما شاهد تجاوز به ناموس زنان و دختران مردم بوديد، بگوئيد، مهم نيست که باور کنند يا نکنند، بايد گفت، بالاخره زمان اش فرا خواهد رسيد، راجع به راضيه مروج بگو، شخصيتی ديوانه و هولناک، يا قاضی‌ها ، داديارها و شکنجه‌گرها را رو کن، اگر برای خودت و ما نمی‌کنی لااقل تو که آدم مومنی هستی به خاطر خدا بکن، تا باقی عمر راحت باشی که حرفت را زدی، مهم نيست قبول کنند يا نه، بگو حاجی، بگو، دير نيست همه‌ی اين زندان‌ها درهای‌اش باز شوند، مردم همه‌ی زندان‌ها را خواهند ديد، آنوقت باورت خواهند کرد، ما هم کمک‌ات می‌کنيم حاجی و تا آخر با تو هستيم، بگو که شاهد چه فجايعی بودی ...»

 

http://news.gooya.com/columnists/archives/142385.php

 

آیا منطقی است که یکی از «مخوف‌ترین» و «خلاق‌ترین» شکنجه‌گران از صاحب‌منصب رژیم بخواهد که شخصیت قاضی‌ها و بازجوها و شکنجه‌گر‌ها را رو کند؟ آیا در دنیا تاکنون شکنجه‌گری در حالی که دستگیر نشده و برای فراز از مجازات برنامه‌چینی نمی‌کند چنین تقاضایی داشته است؟

توجیه مخوف‌ترین شکنجه‌گر برای آن که خود آستین بالا نمی‌زند و به روشنگری نمی‌پردازد خنده دار است:‌

«خود من شخصا شرايطی را تجربه کردم که می‌خواهم اما نمی‌توانم بيان کنم و عذرخواهی از شما دارم . و دقيقا هم مشگل همين جاست که آدمی مثل من وظيفه تاريخی خود نمی‌داند چنين چيز ها را افشا کند چرا که خود عامل است.»

 

شکنجه‌گر مزبور از آن‌جایی که خود عامل شکنجه بوده، «وظیفه‌ی تاریخی‌اش» نیست که چنین مواردی را افشا کند! این وظیفه‌ را به «حاجی» محول می‌کند که خود دستی در شکنجه و آزار و اذیت نداشته و همیشه حامی زندانیان بوده؛ به این ترتیب صاحب‌منصب قضایی رژیم از زبان یکی از مخوف‌ترین شکنجه‌گران رژیم برای خود وجاهت و برائت دست و پا می‌کند.

 

نکته‌ی قابل توجه این که صاحب‌منصب قضایی رژیم حقانیت و درستی روایات خود را از زبان یکی از «مخوف‌ترین» و «خلاق‌ترین» شکنجه‌گران رژیم اعلام می‌کند. ظاهراً بازجو و شکنجه‌گر نظام قرار است برای من و امثال من کلاس گذاشته و «شکنجه را تعریف کنند» تا از بی‌اطلاعی به درآییم.

 

فکر می‌کنید چند شکنجه‌گر هستند که با نام مخفف «ف. ح» دانشجوی دانشگاه مشهد در زمان شاه، شکنجه‌گر زندان شیراز، عضو سپاه پاسداران، یکی از مسئولان زندان مشهد باشند و از قضا یک پا و یک چشمشان را از دست داده باشند، ویلچری و مجروح شیمیایی جنگ هم باشند.

آیا رژیم به سرعت نمی‌تواند به هویت شکنجه‌گری که از ایران با ضد‌انقلاب خارج از کشور تماس گرفته و خواهان افشای جنایات رژیم و به ویژه تجاوز‌ها و شکنجه‌‌ها و اعدام‌ها می‌شود پی ببرد؟

 

پسر فرمانده‌ی عملیات علیه جنبش سبز را بعد از تجاوز زیر شکنجه کشتند


صاحب‌منصب قضایی رژیم که به گفته‌ی خودش در سه دهه‌ی گذشته شاهد همه گونه جنایت حاکمان میهن‌مان در زندان‌ها بوده در ارتباط با یکی از دوستانش که از قضا «سردار» سپاه است و فرمانده‌ی سرکوب تظاهرات مردمی و فرزندش را در زیر شکنجه از دست داده می‌نویسد:

 

« .....دوستان مشترک از من خواستند به سردار «ح.ب» تلفن کنم. گفتند برای او اتفاق ناگواری افتاده و نیاز دارد کسی با او صحبت کند.

سردار را از جبهه می‌شناختم. رفیق هم بودیم ،... پس از روزها کلنجار با خودم بالاخره تلفن کردم. دخترش، ملیکا گوشی را برداشت و بعد از سلام داد زد : «بابا ،عمو» و طول کشید تا سردار آمد.»

 

صاحب‌منصب قضایی رژیم این‌بار در نقش عموی «ملیکا» ظاهر می‌شود.

 

معلوم نیست چرا برای تماس چند روز با خودش کلنجار رفته است. او که مدعی است برای تدقیق روایات زندان با جانیانی که در صحنه حضور داشتند تماس گرفته و اطلاعات لازم را از آن‌ها می‌گیرد چرا وقتی پای دوست قدیمی‌اش که دخترش او را «عمو» خطاب می‌کند به میان می‌آید روزها با خودش کلنجار می‌رود تماس بگیرد یا نگیرد؟

 

«سلام کردم ، پاسخم گریه بود، گریه نه، مویه می‌کرد. نتوانستم تاب بیاورم ، همصدا شدیم. با هق هق گفت: «تو درگیری زیر مشت و لگد و باطوم خردش کرده بودن، سپر بچه‌های مردم شده بود. بعد بردنش به شرفش لطمه زدن، بعدم کشتنش، آخه حاجی قرار ما با امام این نبود.» ، و باز گریه و مویه، و گفت: «بد جور زده بودنش، نتوونستم بشناسمش، صورتش پف کرده بود، شونه‌هاش خرد شده بودن. آنقدر توی سرش زده بودن که سرش چاک چاک شده بود. اون بدن ظریف و تکیده، اون صورت پاک و نجیب، پر از کبودی و خون مردگی بود، افتاده بود روی سنگ مرده شور خونه، من حتی تو جبهه این حد نامردی ندیده بودم، خودم شستمش، کفنش کردم».

 

انگار در زمان خمینی و «امام» حضرات چنین اتفاقاتی در خیابان‌ها و زندان‌ها نمی‌افتد که «سردار» می‌گوید: «قرار ما با امام این نبود»

 

«... گفتم: «سردار تو این جریان خودتم فرمانده بودی، حالا چرا...»، حرفم را قطع کرد و گفت: «نمیدونی چه وضعی بود حاجی، مردم مثل سیل می‌اومدن، این مردم یه چیز عجیبی هستن، هیچ جا مثلشون پیدا نمی‌کنی، می آن پر و بال میدن، نارو ببینن یهو آتیش می‌گیرن، همه جفت کرده بودن ، همه رو هم از دم زدن»، باز گفتم:  «شمام اون روزا فرمانده بودین سردار، چطور حالا به فکر افتادین؟». گفت: «جان زهرا تو دیگه حرومم نکن، بذار کار خودمو بکنم، می‌خوام بلا گردون مردم بشم، با یه یا حسین ...». و تلفن قطع شد. باز تلفن کردم . با گریه شروع کرد.« آقا تسلیت فرستاده ، برام آرامش و صبر جمیل آرزوکرده، چند تا هم مامور فرستاده که کلی هندونه بذارن زیر بغلم، که بله شما اهل انقلاب هستین و در این راه خیلی‌ها شهید دادن» ، ...

دو هفته بعد شنیدم سکته کرده و بردنش بیمارستان بقیه‌ الله. بارها تلفن زدم اما نتوانستم با او صحبت کنم. بالاخره به خانه‌اش تلفن کردم .گفتند: « سردار رفت ، سردار مرد...»

 

اسمی از سرداری که می‌خواست «بلاگردون مردم بشه» و «کار خودشو بکنه» و خامنه‌ای براش پیام تسلیت فرستاده بود در میان نیست. لاپوشانی حتی پس از مرگ سردار که قرار بود «یاحسین» و لابد «میرحسین» بگه و تلفنش قطع شد و بعد هم نفس‌اش، ادامه دارد.

بیمارستان بقیه‌الله متعلق به سپاه پاسداران است، صاحب‌منصب قضایی فراری به دشمن پناه‌آورده، از خارج کشور به جایی که تحت کنترل شدید سپاه پاسداران است بارها زنگ می‌زند و می‌خواهد با یکی از فرماندهان سرکوب تظاهرات‌‌های ۸۸ که پسرش زیر شکنجه کشته شده و خودش سکته کرده صحبت کند. آیا صاحب‌منصب قضایی در مورد سرنوشت دوستش احساس مسئولیت هم می‌کرد؟

 

«سردار داغ پسر ۲۳ ساله‌ی دانشجوی‌اش را تاب نیاورد. او دانشجوی دانشگاه علم و صنعت بود. پسر سردار را بعد از ضرب وشتم شدید در تظاهرات دستگیر می‌کنند. با چوب به او تجاوز می‌کنند و زیر شکنجه جان‌اش را می‌گیرند....»

 

http://www.asre-nou.net/php/view.php?objnr=20539

 

سرداران کذایی سپاه اگر غیرت و شرافت داشتند «آقا»یشان خامنه‌ای نبود و بعد از مشاهده‌ی این همه جنایت و شقاوت در خدمت به «ولایت» باقی نمی‌ماندند. این‌ها دروغ‌هایی است که برای وجیه‌ المله‌شدن آن‌ها سر هم می‌کنند. می‌خواهند آن‌ها را نیز همچون مردم ایران که زیر چکمه‌های آنان نابود می‌شوند قربانی و زخم‌دیده و زخم‌خورده نشان دهند و به این ترتیب فضای همدردی با آن‌ها ایجاد کنند. در حالی که پاسدار نظام نکبت همین‌ها هستند. روح‌الامینی و زنش پس از کشته شدن فجیع فرزندشان محسن در کهریزک، به پابوس خامنه‌ای رفتند. پدر مدعی شد اصلاً «آقا» بیشتر از بقیه پیگیر ماجرا است.

 غیرت «سردار» مربوطه به اندازه‌ی روح‌الامینی که خون فرزندش را وجه‌المصالحه رابطه خود با خامنه‌ای کرد و مورد لعن و نفرین مردم قرار گرفت هم نیست. او لااقل یک اعتراض خشک و خالی کرد این یکی اگر ادعای صاحب‌منصب قضایی رژیم که خود یکی از شقاوت پیشه‌گان بوده بپذیریم، حتی عکس و نام فرزندش را هم انتشار نداد که مبادا به «نظام مقدس» لطمه‌ای بخورد.

 

نام خانوادگی «سردار» با حرف «ب» شروع می‌شود. لابد که نام خانوادگی فرزندش هم بایستی با حرف «ب» شروع شود. در لیست ۱۱۲ نفری کشته شدگان حوادث پس از ۲۲ خرداد ۸۸ که از سوی «کمیته گزارشگران حقوق بشر» تهیه شده است به نام سه نفر بر می‌خوریم که نام خانوادگی‌شان با حرف «ب» شروع می‌شود. دو نفر آن‌ها زن هستند و یک نفر مرد.

مادر سرور برومند ۵۸ ساله همراه با دخترش در روز ۲۵ خرداد در یک مهد کودک هدف تیراندازی قرار گرفت.

فاطمه براتی، دانشجو در شامگاه ۲۴ خرداد در اثر ضرب و شتم لباس‌ شخصی‌ها در کوی دانشگاه جان خود را از دست داد.

حامد بشارتی در روز ۳۰ خرداد در خیابان آزادی بر اثر شلیک گلوله کشته شد.

 

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-42701.html

 

ما در عصر اینترنت و انفجار اطلاعات به سر می‌بریم. محال است پسر یکی از فرماندهان سرکوب تظاهرات خردادماه ۸۸ در همان تظاهرات‌ها دستگیر و در زندان مورد تجاوز قرار گرفته و کشته شود و نامی از وی در جایی نباشد و پدر او که خود از سرکوبگران جنبش ۸۸ بوده با صاحب‌منصب فراری قوه قضاییه به درد دل در مورد پسرش بپردازد. نام پسر روح‌الامینی را «سردار علایی» فرمانده سابق نیروی دریایی سپاه پاسداران و ریاست ستاد مشترک سپاه و قائم‌مقام سابق وزارت دفاع افشا کرد. چرا وی یا امثال او نام پسر سرداری را که خود مسئول سرکوب جنبش هم بوده و به خاطر پسرش جان داده برملا نمی‌کنند؟‌

نام تمام فرماندهان و امرای سپاه که در دو سال گذشته در اثر سکته‌ فوت کرده‌‌اند انتشار پیدا کرده است. نام هیچ‌یک با حرف «ب» شروع نمی‌شود و در هیچ منبعی از کشته شدن فرزند چنین فرماندهی یاد نشده است. چگونه ممکن است فرمانده‌ی صحنه‌ سرکوب تظاهرات ۸۸ بمیرد و کسی نفهمد. خامنه‌ای و جناح او سکوت می‌کند آیا جناح مقابل هم سکوت می‌کند؟ حسین علایی وقتی دید خامنه‌ای برای ۴ سردار سپاه که طی چند روز فوت کرده بودند پیام تسلیتی نداد خود دست به کار شد و پیامی به مناسبت درگذشت آن‌ها داد. چرا این کار را در مورد این فرمانده نکرد؟

وقتی پسر مورد تجاوز قرار گرفته و کشته شده و پدر سکته کرده و مرده چه اصراری است که نام آن‌ها فاش نشود؟ رژیم که از نام آن‌ها با خبر است. داستان‌شان را هم که راوی فاش کرده است، از ارتباط خود با او و اطلاعاتی که در اختیارش گذاشته هم که صحبت به میان آمده چرا نامشان را اعلام نمی‌کند تا مردم با آن‌ها آشنا شوند؟

 

انتخابات نبود افتضاحات بود و افتضاح‌تر از انتخابات، خاتمی بود

« حاج آقا ... از فرماندهان نيروی نظامی و از مسؤلين انتخابات در وزارت کشور» هم درست مثل بقیه‌ است، در گفتگوی طولانی با صاحب‌منصب قضایی انتخابات را به سخره می‌گیرد، تمام نقشه‌های «بیت‌رهبری» را فاش می‌کند، علیه شخصیت‌های نظام با یک ضد‌انقلاب از پشت تلفن صحبت می‌کند و آب از آب تکان نمی‌خورد و جناب «حاج آقا» که از فرماندهان نیروی نظامی و از مسئولین انتخابات در وزارت کشور است کک‌اش هم نمی‌گزد که مبادا مشکلی برایش پیش بیاید و آخر عمری از نان خوردن بیفتد.

«فرمانده نظامی ارشد» خطاب به یک ضد‌انقلاب فراری که به دشمن پناه برده می‌گوید:‌

«بايد سلاح‌هايمان را بر زمين بگذاريم و تسليم مردم شويم. و شجاعانه از مردم خودمان عذرخواهی کنيم و خدمت گذاری آن‌ها بکنيم ما بايد از مردم عذرخواهی کنيم ، آقائی بس است ، من به عنوان يک فرمانده نظامی ارشد و از مسؤلين، نحستين خدمتگذار خواهم بود که سلاح بر زمين بگذارد و از مردم عذرخواهی و طلب بخشش کند..»

بیچاره‌ مردمی که چنین موهوماتی را باور کنند و منتظر چنین تحولاتی باشند. فرمانده نظامی ارشد در سال ۸۸ کجا بود که «سلاح بر زمین بگذارد و از مردم عذرخواهی» کند.

صاحب‌منصب قضایی رژیم فراموش کرده است که فرماندهان نظامی در حالی که پست نظامی دارند نمی‌توانند از مسئولان برگزاری انتخابات باشند. درست است که فرماندهان نظامی در انتخابات دخل و تصرف می‌کنند و انتخابات مهندسی شده است اما آن‌ها رسماً مسئولیتی در برگزاری انتخابات و وزارت کشور ندارند. مگر این که بازنشسته شده و به وزارت کشور منتقل شده باشند یا در زمان حضور در وزارت کشور  مثل ذوالقدر، حجازی، نجار و ... مسئولیت نظامی نداشته باشند.

 

http://news.gooya.com/columnists/archives/137438.php

 

آیا صاحب‌منصب قضایی فکر نمی‌کند فرماندهان نظامی و مسئولین انتخابات وزارت کشور تعداد زیادی نیستند و به سادگی می‌شود «حاج‌آقا» را مورد شناسایی قرار داد و انتقام از دام رهیدگان را نیز از او ستاند؟  چگونه است که خود در خارج از کشور در پرده می‌ماند و در مورد آن‌هایی که در داخل کشور هستند این گونه گشاده دستی می‌کند و اطلاعات ریز و درشت‌شان را آشکار می‌کند؟ 

نکته‌ی حائز اهمیت آن که «نظامی ارشد» به خاطر آن که خاتمی در انتخابات مجلس نهم شرکت کرده هرچه از دهانش در می‌آید نثار او می‌کند:

«در مورد خاتمی هم تعجبی نکرديم. می‌دانستيم او آدم فرومايه و فرصت طلبی‌ست. سال‌هاست او را می‌شناسيم يادت نيست در دوران جنگ ؟  در آن موقع که مسؤليت ارشاد را داشت؟ هميشه آلت فعل بيت امام بود، بيش از اندازه‌ی يک آدم معمولی، فرومايگی دارد، با پيشنهاد هاشمی در انتخابات رياست جمهوری شرکت کرد ، با پشتيبانی و پول هاشمی و پول‌های بيت المال و دولتی ، و رای آورد. در دو دوره رياست جمهوری هم فرومايگی اش را نشان داد، به نظر من شرافت اخلاقی ندارد. همان خواری زمان امام را به دوران خامنه‌ای و بيت اش آورده . به شيوه‌ی يک انسان مترقی خصلت‌های آخوندی به تمام معنا دارد، دروغ و ريا، شيادی و فرصت طلبی ، عملا چه در دوره اول و دوم شرافت نشان نداد، اين مرد در کار سياسی اصلن فرقی نکرده ، تغيير نکرده، جسمش فربه شده اما نه فکر و کارش، همان شيوه‌های ناجوانمردانه. با تبهکاری در خدمت و خيانت به رژيم و مردم است. رای او ادامه‌ی خصوصيات اخلاقی او بوده و هست ، ...»

از ادبیات فرمانده ارشد نظامی رژیم که (به هیچ‌وجه مشابهتی با فرهنگ گفتاری فرماندهان نظامی رژیم ندارد) بگذریم او یادش می‌رود خودش از مسئولان برگزار کننده انتخابات کذایی است و برخلاف «اصلاح‌طلبان» هنوز رأس کار است و قاعدتاً سرزنش بیشتری متوجه‌ی اوست. آیا منطقی است کسی که خودش برگزار کننده انتخابات است به کسی که در انتخابات شرکت کرده این‌گونه ناسزا بگوید.

 

جنایتکار کهریزک: «باید انقلاب می شد تا اصل ما پیدا می شد»

 

«... بالاخره پیدایش کردم، آسید جواد را می‌گویم که حالا سردار م.م است و از مسؤلین کهریزک و از مسؤلین امنیتی کشور( تهران). قصدم یک اتمام حجت دوستانه بود. گوشی را که برداشت بدون فوت وقت شروع کرد: ... حاجی معلومه چیکار می‌کنی ؟ می‌دونی چه آتیشی به پا کردی؟ اونقدر ازت دلخور و عصبانی‌ام که نمی‌دونم چطوری باهات حرف بزنم ، حاجی تو راستی راستی مارو داری عریون می‌کنی، خب که چی ؟ خودتم که این وره خط بودی ، اگه ته اش فرجی هست و عاقبت به خیری که من و امثال من نمی‌دونیم به فرما تا همه‌ی ما هم راهی بشیم و این بار سنگین وسنگین تر از کل جهنم رو سبک کنیم ، حاجی والله و بالله من نمی‌فهمم اینکارو می‌کنی . لابود می دونی حاجی پشم و پیلی همه ی اون گرگها که دور همه‌ی بنده گونه خدا گور می کندند ریخته و فراری شدن. راستی حاجی چی فکر می‌کنی؟ با گفتن این چیزا صدای داغ دارها رو در میاری، فکر کردی دردی رو دوا می‌کنی؟ فکر کردی وقتی مردی برات فاتحه می‌فرستن، حاجی به جدت زهرا هیچ چیزی توش نیس جز اینکه به تن علیل و زخم خوردت بد می‌کنی، یه حرفی بزن حاجی ، یه چیزی بگو ، چرا حرف نمی‌زنی حاجی، چه ضرورتی هست که اینکارو می‌کنی؟ پشت جریان چیه؟ پشتیبانی میشی ؟ حاجی حرفی بزن، دارم دق می‌کنم، از وقتی بچه‌ها گفتن حاجی داره خودشو آزاد می‌کنه رفتم تو خودمو گفتم حاجی این آخر عمری به کی داره خدمت می‌کنه ؟ به زندانی ها، به خانواده های در به در، به مجروحین ، به شهدای جنگ، به بچه های شیمیائی‌ها که تو خون و چرک و نفس و نفس زدن دست و پا می‌زنن؟ به کی داره خدمت می‌کنه ؟ مومن تو که مرشد دل ما بودی ، چرا مارو جا گذاشتی ، چرا مارو تنها گذاشتی ؟

باورم نمیشه حاجی، باورم نمی‌شه ، والله و بالله و تاالله از اون مرد مؤمن و شریف جبهه و زندان هیچ چیزی باقی نمونده ، چه دردی داری می‌کشی که داری داد می‌زنی وجیغ می‌کشی ؟ حاجی واسه اینکه آروم بشی با کارد سنگری چند تا زخم روکشه تنت کن، درد زخم از این حال بیرونت می‌کنه، من دیگه نمی‌دونم چی بگم حاجی ، یه چیزی بگولامصب ، حرف بزن ، اگه حرف نزنی وجلوم در نیای اونقده سرمو می‌زنم به دیوار که پاشون بشه ، مومن جان زهرا یه چیزی بگو ...

و شروع کرد به گریه کردن، راستش منم گریه ا م گرفت. به او گفتم :« آ سید جواد من هنوز توان دارم تو حرف بزنی و گوش کنم، نمی خوام وارد حرفت بشم تا حرفتو تموم کنی وهرچی تو دلت هست بگی » . هر دو سکوت کردیم . صدای هق هق هر دو ی ما درهم پیچید. سردارم.م ادامه داد : « ...حاجی حلالم کن ، اگه بی‌حرمتی کردم، خسته م ، خسته از چیزائی که به هیچکس نمیشه گفت، کسی رو ندارم، دلتنگت هستم » و باز شروع کرد به گریه کردن».

 

 

http://news.gooya.com/columnists/archives/143618.php

 

صاحب‌منصب قضایی رژیم با سردار م.م یکی از مسئولین کهریزک و از مسئولین امنیتی کشور تماس می‌گیرد. فردی که به قول حاجی در سال ۶۰ در زندان‌های سید‌علی خان اصفهان، ‌باغ ابریشم اصفهان و کارون اهواز دختران مردم را بی‌سیرت کرده و بعد در کهریزک بزرگترین جنایات را مرتکب شده نام مخفف‌اش ذکر می‌شود. چرا این جنایتکار را به مردم معرفی نمی‌کند؟ آیا رژیم نمی‌داند سرهنگ م . م که از مسئولان کهریزیک و امنیتی کشور است کیست؟ به او نخواهند گفت تو با این ضد انقلاب چه کار داری که می‌گویی‌ « اگه حرف نزنی و جلوم در نیای اونقده سرمو می‌زنم به دیوار که پاشون بشه»‌؟ صد رحمت به دیالوگ‌ فیلم‌های آبگوشتی. 

صاحب‌منصب قضایی رژیم تا دلتان بخواهد در این نوشته به خودش دسته گل می‌دهد و اهمیت خود و افشاگری‌هایش برای مسئولان نظام را گوشزد می‌کند.

صاحب‌منصب قضایی نمی‌داند در سلسله مراتب نظامی از لقب سردار برای سرهنگ استفاده نمی‌کنند. سردار در سپاه به بالاتر از سرهنگ خطاب می‌شود و معادل تیمسار یا امیر در ارتش است.

رئیس زندان کهریزک در دوران جنبش ۸۸ سرهنگ دوم فرج کمیجانی است که ظاهراً‌ بازداشت و برایش کیفرخواست تهیه شد. سرهنگ روانبخش فلاح که البته مسئولیت مستقیمی هم در کهریزک نداشت و سرهنگ محمد عامریان  رئیس بازرسی عملیات  بازداشتگاه کهریزک  به اتهام «بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی» و ایجاد بدبینی به نیروی انتظامی بازداشت شدند. البته بعید می‌دانم دوران محکومیت را کشیده باشند آب‌ها که از آسیاب افتاد پرونده رها شد. یک زندان دور افتاده که در دوران جنبش مردم ۱۲۳ نفر را به آن‌جا منتقل کرده و با اضافه شدن ۳۷ نفر بازداشتی قبلی (اراذل و اوباش) مجموعاً ۱۶۰ نفر در ۶۵ متر مربع بودند که چندین رئیس و مسئول در حد سردار و مسئول امنیتی کشور نمی‌خواهد. مگر ستاد فرماندهی کل قواست؟ این زندان از یک سوله تشکیل شده است. وقتی بالاترین نفر آن سرهنگ دوم کمیجانی یک مأمور دون‌پایه نیروی انتظامی است تکلیف بقیه که زیر دست او کار می‌کردند مشخص است.

استوار محمد خمیس آبادی و استوار ابراهیم محمدیان (افسر نگهبان) ستوان سوم سید کاظم گنج بخش،(کمک افسرنگهبان)، استوار اکبر رهسپار، استوار دوم حمید زندی، استوار دوم مجید وروایی ، استوار دوم مهدی گودرزی، استوار ابراهيم محبتی ، ستوان‌دوم امان‌قلی قاضلار، ستوان سوم علی جعفرزاده ، گروهبان دوم مهدی حسینی فر، سروان نعمت‌الله اقطايی، ستوان يکم حسين وسطی، همگی جمعی بازداشتگاه کهریزک بودند که بازداشت و برایشان کیفرخواست صادر شد.

 

http://www.azadegy.de/az193/09.htm

 

http://www.azadegy.de/az193/10.htm

 

در این پرونده نام سرتیپ احمدرضا رادان معاون نیروی انتظامی و سرتیپ عزیز‌الله رجب زاده فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ و سرهنگ دکتر سجادالله فرهمند پور هم مطرح شد چرا نام «سردار م. م» کذایی مطرح نشده است؟ چرا در مورد او همه چیز در پرده می‌ماند؟ او از چه حاشیه‌ی امنیتی برخوردار است که بالاترین فرماندهان نیروی انتظامی نیستند و لااقل نام‌شان فاش می‌شود؟ صاحب‌منصب قضایی چرا این مورد را افشا نمی‌کند و قاتل اصلی محسن روح الامینی، امیر جوادی فر و محمد کامرانی و ... را به جامعه معرفی نمی‌کند؟

 

بعد از ارشادات صاحب‌منصب قضایی و ردیف کردن جنایاتی که سردار م. م مرتکب شده، جانی کهریزک متحول شده می‌گوید:

« ... حاجی جان زهرا یه کمی مروت داشته باش، چرا چوب توی زخم دلم می‌چرخونی؟ خب حالا همینه که می‌بینی، فکر می‌کنی راحتم؟ ما داریم دور خودمون می‌چرخیم ، همون بچه‌های جبهه توی مال دنیا افتادن، راستش باید انقلابی می‌شد ، جنگی می‌شد تا اصل ما مثه آینه بیاد جلومون، تا اصل ما پیدا بشه، ما همینیم که می‌بینیم، ماهیت ما همینه، آره، باید انقلاب می‌شد، این اسلام و مسلمانی شرو ور بود، ما خودمونو سر کار گذاشتیم .»

 

یکی از مسئولان کهریزک و مسئولان امنیتی نظام از پشت تلفن به اسلام و مسلمانی می‌گوید شر و ور. 

 

به ياوه‌های اين فرد بايد پاسخ کارشناسانه شرعی داد

صاحب منصب قضایی که از طریق برنامه‌‌ی بهرام مشیری وارد رسانه‌های اپوزیسیون شده و از طریق وی به مسعود نقره‌کار معرفی شده و قصه‌های «هزار و یک‌شب‌» اش را انتشار داده در صدد بر می‌آید که به نوعی از خجالت بهرام مشیری درآید تا حمایت او را داشته باشد. به همین منظور «متن سخنرانی يکی از برجسته‌ترين مقام‌های حکومتی (و اطلاعاتی) جمهوری اسلامی» در جلسه‌ای که فرماندهان اطلاعاتی و سپاه حضور دارند را انتشار می‌دهد. یکی از موارد اصلی‌ای که این جلسه به خاطرش برگزار شده نحوه‌ی برخورد با بهرام مشیری است. «یکی از برجسته‌ترین مقام‌های حکومتی(و اطلاعاتی) از فرماندهان اطلاعاتی و سپاه خواسته است به «یاوه‌های» بهرام مشیری که او را «متفکر و ماهر» معرفی می‌کند پاسخ «کارشناسانه‌ی شرعی» دهند.

فرماندهان اطلاعاتی و سپاه ممکن است بتوانند کسی را حذف کنند اما پاسخ «کارشناسانه‌ی شرعی» چه ربطی به آن‌ها دارد؟ آن‌ها که در این زمینه تخصصی ندارند. همچنین مسئول اطلاعاتی رژیم مدعی می‌شود که ضدانقلاب در آمریکا موفق بوده است. ظاهراً می‌خواهد به بهرام مشیری و مسعود نقره‌کار که در آمریکا هستند و به آن‌ها وامدار است نان قرض دهد و بیشتر از امکانات آن‌ها استفاده کند.

نکته‌ی قابل توجه این که نام «یکی از برجسته‌ترین مقام‌های حکومتی» که سخنران و گرداننده جلسه است آورده نمی‌شود و تنها از او با نام «سردار» یاد می‌شود اما نام «برادر محمدی» که مسئول سالن است برده می‌شود، عجیب نیست؟ چرا توطئه‌گرانی که امروز مصدر کارند و علیه دوستان صاحب‌منصب قضایی توطئه می‌کنند معرفی نمی‌شوند؟

از این گذشته «یکی از برجسته‌ترین مقام‌های حکومتی» هم دوباره مثل همه‌ی مسئولان اطلاعاتی و امنیتی رژیم که با صاحب‌منصب قضایی ارتباط پدر و فرزندی و برادری دارند در جلسه‌ای که افراد مختلف با گرایشات متفاوت می‌توانند حضور داشته باشند می‌گوید «تمام انتخابات طراحی و مديريت شده است، رئيس جمهوری و رؤسای سه قوه ، فرمانده های نظامی و انتظامی، دولت، در کار بودند، همه درست و محاسبه شده بود» انگار نه انگار این رژیم در تمام جلسات خصوصی و عمومی‌اش از صحت انتخابات صحبت می‌کند و با زور می‌خواهد آن را به نیروهای خودی‌اش هم حقنه کند. در داستان‌های هزار و یک شب صاحب‌منصب قضایی رژیم، علیرغم این که افراد مختلف در موقعیت‌های متفاوت موافق و مخالف صحبت می‌کنند اما استدلال و منطق همه‌شان یکسان است. گویا همه را یک نفر نوشته است.

 

http://news.gooya.com/columnists/archives/140527.php

 

 

ایرج مصداقی ۲۷ تیرماه ۱۳۹۱

 

www.irajmesdaghi.com

 

irajmesdaghi@yahoo.com

 

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*از الهاشمی النجفی تا هاشمی‌‌شاهرودی [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]