انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
ایرج مصداقی

مقدمه:

وزارت اطلاعات و دستگاه امنیتی رژیم در داخل کشور، طی چند سال گذشته با راه‌اندازی انجمن «نجات» که تشکیل یافته از توابین و نادمین و به خدمت‌درآمدگان رژیم است تلاش زیادی به خرج داده تا خود را حامی خانواده‌های اعضای سازمان مجاهدین که در عراق به سر می‌برند نشان دهد. این خط دستگاه جهنمی رژیم در خارج از کشور توسط انجمن «سحر» و سایت‌های اینترنتی ایران دیده‌بان، اینترلینک، نگاه نو و... و انجمن‌ها و سایت‌های تابعه که  توسط عناصر وابسته به وزارت اطلاعات اداره می‌شوند دنبال می‌شود.

این رژیم در حالی خود را حامی خانواده‌های اعضا و هواداران مجاهدین معرفی می‌کند که در طول سه دهه‌ی گذشته از انجام هیچ جنایتی در حق خانواده‌های آنان دریغ نکرده است.

هنوز فراموش نکرده‌ایم که در سال‌های اولیه دهه‌ی ۶۰ هزاران تن از وابستگان فعالان سیاسی به خاطر عدم دسترسی رژٰیم به آن‌ها و یا اعمال فشار بیشتر روی خانواده، دستگیر و به زیر شکنجه‌های طاقت فرسا برده شدند. حتا تعداد زیادی از اعضای خانواده‌های فعالان سیاسی آماج کینه‌ی رژیم قرار گرفته و در مقابل جوخه‌ی اعدام ایستادند.

سرنوشت دردناک بسیاری از خانواده‌های مجاهد و مبارز در شهرستان‌های گوناگون که آماج نفرت و انتقام عناصر رژیم قرار گرفتند در تاریخ معاصر مثال زدنی است.

وجدان بشری فراموش نخواهد کرد که فاطمه مصباح را با ۱۲ سال سن به خاطر وابستگی‌اش به خانواده‌ی مصباح به جوخه‌ی اعدام سپردند.

تاریخ فراموش نخواهد کرد چگونه:

در شهرهای شمالی کشور جنازه‌ اعدام شدگان سیاسی را پشت در منزل والدین‌شان می‌انداختند؛

پاسداران در هیأت «داماد» با پول نقد و شیرینی به والدین دختران اعدام شده رجوع کرده و خبر تجاوز به دخترشان را اعلام می‌کردند؛

اجیرشدگان حرفه‌ای به خانواده‌های داغداری که می‌خواستند فاتحه‌‌ای بر سر قبر فرزندانشان بخوانند حمله می‌کردند و برای اعمال فشار بیشتر روی خانواده سنگ قبر‌های آن‌ها را می‌شکستند؛

عوامل دادستانی انقلاب از خانواده‌های داغدار تقاضای پول تیری را که به قلب فرزندشان زده بودند می‌کردند؛

فرزند را در مقابل والدین و یا برعکس شکنجه می‌کردند؛

زن را مقابل شوهر و یا بالعکس شکنجه می‌کردند؛

 

چه کسی می‌تواند فراموش کند:

هنوز هزاران خانواده بعد از گذشت دو دهه از محل دفن عزیزانشان خبر ندارند؛

خانواده‌های بسیاری در بیغوله‌هایی که رژیم «لعنت‌آباد»‌شان می‌نامد در گرمای تابستان و سرمای زمستان بر تکه خاکی فرضی به جای گور فرزندانشان می‌نشینند؛

هستند خانواده‌هایی که مجبور شدند جنازه‌ی فرزندانشان را در حیاط ها و باغ‌های خانه‌هایشان دفن کنند؛

هنوز خانواده‌های بسیاری هستند که از سرنوشت فرزندانشان بی‌خبرند؛

همسرانی که به علت سردرگمی و عدم تأیید رسمی اعدام شوهرشان نمی‌توانند دوباره ازدواج کنند؛

فرزندانی که هنوز چشم به راه بازگشت پدری که باز نمی‌گردد هستند.

 

چگونه می‌توان درد همسر عباس نوایی روشندل را که برای عمل جراحی فرزندش نیاز به امضای اجازه‌ نامه از سوی پدر داشت فراموش کرد؟ پدری که توسط جوخه‌های مرگ رژیم دستگیر و سربه نیست شده بود و جنایتکاران مسئولیت‌ آن را به عهده نمی‌گرفتند.  

 

هنوز پدران و مادران زیادی زنده هستند تا نسبت به شقاوت و بیرحمی عوامل رژیم به هنگام ملاقات با عزیزانشان شهادت دهند.

هنوز خون بهناز شرقی که تلاش می‌کرد با برادرش شهنام ملاقات کند و سرش را لای در برقی زندان قزلحصار له کردند روی زمین است و جنایتکاران راست راست می‌گردند.

 

جنایتکارانی که دستشان تا مرفق به خون مردم ایران آغشته است به مدد عوامل‌شان در انجمن «نجات» و «سحر» تبلیغات گسترده‌ای را در داخل و خارج از کشور به راه انداخته‌اند که گویا در صدد پیوند اعضای مجاهدین با خانواده‌هایشان هستند.

در سال‌های گذشته جنایتکاران، بسیاری از خانواده‌‌ها را به وزارت اطلاعات فراخوانده و با تهدید و تطمیع از آن‌ها خواسته‌اند تا همراه با کاروان‌های اعزامی وزارت اطلاعات به عراق و «اشرف» رفته و خواهان بازگشت فرزندانشان به دامان رژیم شوند.

البته اعمال فشار روی خانواده و تبدیل آن‌ها به اهرم فشار روی زندانیان و یا فعالان سیاسی، سیاست جدیدی نیست و از همان‌ سال ۶۰ از سوی رژیم پیگیری می‌شد و آن‌جایی که تیغ‌شان می‌برید از انجام هیچ رذالتی کوتاهی نمی‌کردند. از اعمال فشار روی همسر زندانی برای تقاضای طلاق گرفته تا ممنوعیت ملاقات زندانی با خانواده‌اش برای مدت‌های طولانی.

اما با توجه به شرایط به وجود آمده در عراق، این سیاست ابعاد وسیع‌تری به خود گرفته است. استیصال خانواده‌های دردمندی را که گاه اسیر توطئه‌های رژیم ضد بشری می‌شوند درک می‌کنم. اضطراب و نگرانی‌ آن‌ها نسبت به سرنوشت عزیزانشان را می‌فهمم. عدم ایجاد تسهیلات لازم برای ارتباط منطقی خانواده‌ها با رزمندگان مجاهد در طول سالیان گذشته را تأیید نمی‌کنم. قطع ارتباط فرد با خانواده تحت هیچ شرایطی با هیچ دلیل و بهانه‌ و توجیهی قابل پذیرش نیست. اما قبل از هر چیز سوءاستفاده رژیم ضد بشری و تبلیغات عوام‌فریبانه و رذیلانه‌ی آن را بایستی محکوم کرد و به طرد و افشای آن پرداخت.  

برای نشان دادن ادعاهای پوچ رژیم و تبلیغات توخالی این نظام ضدبشری، در این نوشته که در دو بخش تقدیم می‌شود به سرنوشت خانواده‌‌ی بنازاده امیرخیزی و چند خانواده‌ی دیگر که به خاطر دیدار با اعضای خانواده‌شان به سرنوشت غم‌انگیزی دچار شده‌اند، می‌پردازم. بدیهی است این مشت نمونه خروار است وگرنه گفتنی در این باره بسیار است و اطلاعات من محدود و اندک. جا دارد کسانی که در این رابطه اطلاعات مکفی دارند پیشقدم شوند و نور به سیاست ضد انسانی رژیم بیندازند.

 

خانواده‌ی بنازاده امیرخیزی

مشکلات حقوقی این خانواده در دهه‌ی ۸۰ خورشیدی از آن‌جایی شروع می‌شود که در فروردین ۸۴ محمد و کبرا بنازاده امیر خیزی در شهر مریوان به اتهام خروج غیرقانونی دستگیر می‌شوند. این دو نفر تلاش داشتند تا با عزیمت به عراق به دیدار رقیه، سعید و نگار بنازاده امیرخیزی و علیرضا و معصومه تبریزی فرزندان، خواهر، برادر و خواهرزاده و برادرزاده‌هایشان بروند.

قابل ذکر است که سکینه‌ بنازاده امیرخیزی و فهمیه صادقی، خواهر و خواهرزاده‌ی آن‌ها نیز در عملیات‌های «فروغ جاویدان» و «عملیات بهار» و علی برادر آن‌ها در یک درگیری با نیروهای رژیم در تیرماه ۶۰ به شهادت رسیده‌‌اند. تعدادی از اعضای این خانواده در دهه‌ی ۶۰، سال‌های متمادی را در زندان گذرانده بودند. شرح آن در مقاله‌ای که به منظور بزرگداشت مادر فاطمه صادقی دانشمند نوشته‌ام در آ‌درس زیر آمده است:

 

http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=6446

 

محمد و کبرا بنازاده امیرخیزی پس از ۴۵ روز اسارت در بندهای ۲۰۹ و ۳۲۵ اوین از اتهام مزبور تبرئه و آزاد می‌شوند. قاضی شهمیرزادی که به پرونده‌ی آن‌ها رسیدگی می‌‌کند، معتقد است بر اساس قوانین، دیدار با اعضای خانواده جرم نیست و اعضای خانواده مسئول اعمال فرزندان خود نیستند. اما موضوع به این‌جا ختم پیدا نمی‌کند، مأموران رژیم در جستجوی آلبوم خانوادگی دستگیرشدگان به عکس‌های حمید، اصغر، ام کلثوم (مهری) بنازاده امیرخیزی خواهر و برادران سعید و رقیه و همچنان فاطمه صادقی دانشمند مادر هشتاد و شش ساله آنها و خانم شهلا زرین فر مادر نگار بنازاده امیرخیزی دست می‌یابند.

خانواده‌ی امیرخیزی پس از سرنگونی دولت عراق و بمباران قرارگاه اشرف توسط نیروهای آمریکایی در سال‌های ۸۲ و ۸۳ به منظور دیدار با فرزندان و عزیزانشان و اطمینان نسبت به سلامتی آن‌ها رنج سفر به عراق را بر خود هموار کرده بودند. آن‌ها مادر پیرشان را که مصیبت‌های زیادی تحمل کرده بود در سفر به عراق همراهی می‌کنند. این اولین بار بود که اعضای خانواده بعد از گذشت دو دهه در کنار هم جمع می‌شدند و فرارسیدن بهار و نوروز را گرامی می‌داشتند.    

 

جنایتکاران که نمی‌توانند از گناه بزرگ خانواده‌ی امیرخیزی برای دیدار با فرزندانشان بگذرند این بار پرونده را از طریق «قاضی» حداد، معاون امنیت دادستان انقلاب به جریان می‌اندازند. حداد که در جریان کشتار ۶۷ دادیار اوین بود و در این جنایت بزرگ دست داشت، افراد یاد شده را جهت ادای توضیحات تلفنی به دفتر خود فرا می‌خواند. پس از دو سال بازجویی‌های مکرر در چند مرحله، پرونده‌ آن‌ها در سال ۸۶ به شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست شیخ محمد مقیسه (ناصریان) بازجو و شکنجه‌گر سابق رژیم که در دوران قتل‌عام ۶۷ دادیار ناظر زندان و سرپرست زندان گوهردشت بود، سپرده می‌شود. لازم به ذکر است حداد و مقیسه‌ هر دو از دهه‌ی ۶۰ با خانواده‌ی بنازاده امیرخیزی آشنا بوده و دل پرخونی از آن‌ها دارند. 
 
 
در دادگاه فوق، افراد یاد شده بدون برخورداری از حمایت‌های حقوقی و قانونی و بدون داشتن وکیل مدافع و حق دفاع توسط مقیسه به علت دیدار با اعضای خانواده محکوم به تحمل حبس و تبعید می‌شوند.  

بنا به حکم صادره، حمید و اصغر بنازاده به دو سال زندان و شهلا زرین فرد به یک سال زندان محکوم می‌شوند. (۱)

 

در حکم صادره از سوی محمد مقیسه( ناصریان) در مورد اصغر بنازاده تأکید شده است که « در خصوص اتهام علی اصغر بنازاده دائر به همکاری با گروهک منافقین با عنایت به مجموع محتویات پرونده و بررسی‌های انجام شده و استماع اظهارات وی و این که نامبرده از هواداران گروهک منافقین در سال ۱۳۶۰ بوده و مورخ ۱۳۶۰/۳/۱۷در ارتباط با منافقین به دو سال حبس محکوم و سپس آزاد شده و مجدداً در ارتباط با منافقین در سال ۱۳۶۶ دستگیر و به شش سال حبس محکوم و در سال ۱۳۷۱ آزاد می‌شود وی در سال ۱۳۸۳ با خروج غیرقانونی از مرز آبادان خارج و وارد پایگاه منافقین در عراق پایگاه اشرف می‌شود. و در آن پایگاه به مدت یک هفته اقامت و با آنان همکاری داشته و سپس به ایران باز می‌گردد. با عنایت به حضور وی در پایگاه منافقین و این که آن گروهک بدون همکاری فرد یا افرادی را به درون پایگاه خود اجازه اقامت نمی‌دهد. لذا بزه انتسابی همکاری وی با آن گروهک محرز است. دادگاه مستنداً به ماده‌ی ۱۸۶ و ۱۹۴ و فتوای مقام معظم رهبری در خصوص حبس بدل از نفی بلد نامبرده را به دو سال حبس در زندان رجایی شهر کرج محکوم می‌نماید»
 

در حکم صادره با آن که تأکید می‌شود اصغر در ۱۷ خرداد ۶۰ دستگیر و به دو سال زندان محکوم می‌شود اما از تاریخ آزادی او در سال ۶۴ صحبتی به میان نمی‌آید. چرا که آن‌وقت بایستی پاسخ می‌دادند فردی که به دو سال زندان محکوم شده چرا چهار سال در زندان مانده است.

چنانچه ملاحظه می‌شود هیچ ادله‌ای مبنی بر همکاری اصغر با مجاهدین در  حکم صادره نیامده است. بر طبق رأی دادگاه، صرف حضور او در «پایگاه اشرف»، به منزله‌ی همکاری تلقی شده است. معلوم نیست خانواده برای دیدار با عزیزانشان که در «پایگاه اشرف» به سر می‌برند به کجا بایستی مراجعه می‌کردند و از نظر دادگاه آن‌ها را در کجا ملاقات می‌کردند؟

ذکر این نکته‌ی ضروری است که «قاضی» مقیسه‌ در جریان محاکمه، اصغر را مورد عتاب قرار داده بود که چرا در جریان کشتار ۶۷ اعدام نشده است.

 

همچنین در حکم صادره برای شهلا زرین فرد ۵۰ساله ‌آمده است: «پس از ورود فرزندش به پایگاه منافقین متهم دو مرتبه به صورت غیرقانونی از مرز خارج و هر دو مرتبه چند روز در پایگاه منافقین (اشرف) اقامت می‌نماید. با عنایت به حضور وی در پایگاه منافقین در دو مرتبه با فاصله چند ماه و اقامت دو مرتبه به صورت چند شبانه روز بزه انتسابی همکاری وی با منافقین محرز است. دادگاه مستنداً به ماده‌ی ۱۸۶ و ۱۹۴ و فتوای مقام معظم رهبری در خصوص حبس بدل از نفی بلد نامبرده را به یک سال حبس در زندان رجایی شهر کرج محکوم می‌نماید»  

 
استدلال دادگاه صادر کننده حکم نیز شایان توجه است. این گونه احکام تنها مگر در نظام «عدل اسلامی» جمهوری اسلامی صادر شود. جرم خانم زرین فر از نظر دادگاه این است که ایشان «دو مرتبه با فاصله‌ی چند ماه» به دیدار فرزندشان رفته‌اند. معلوم نیست چنانچه مادری بیش از دو مرتبه با قبول رنج سفر به دیدار فرزندش در عراق برود با چه سرنوشتی مواجه می‌شود؟ نکته‌ی قابل تذکر آن که ایشان قبل از حضور فرزندشان در اشرف به این پایگاه نرفته‌اند و دادگاه نیز در حکم خود روی آن تأکید کرده است. مشخص است که انگیزه‌ی سفر به عراق دیدار با فرزند بوده است.

 

در حکم صادره از سوی مقیسه برای حمید بنازاده آمده است: «از آن‌جا که افراد خانواده‌ی وی برادرش سعید بنازاده و رقیه بنازاده از افرادی هستند که با منافقین فعالیت دارند و در عراق، پایگاه منافقین اشرف می‌باشند. متهم حمید بنازاده در سال ۱۳۸۳ از مرز شلمچه به صورت غیرقانونی خارج و به پایگاه منافقین (اشرف) وارد می‌شود و پس از اقامت چند شبانه روز در پایگاه منافقین به ایران باز می‌گردد، و در ملاقات با برادر و خواهر منافقش مبالغی پول در اختیار آنان قرار می‌دهد. با عنایت به اقدامات نامبرده در جهت گروهک منافقین بزهکاری وی محرز است. دادگاه مستنداً به ماده‌ی ۱۸۶ و ۱۹۴ و فتوای مقام معظم رهبری در خصوص حبس بدل از نفی بلد نامبرده را به دو سال حبس با احتساب ایام بازداشت در زندان رجایی شهر کرج محکوم می‌نماید »

 

براساس آن‌چه مرسوم است اعضای خانواده وقتی به ملاقات زندانیان سیاسی می‌روند برای رفع نیازهایشان پول در اختیار آنان قرار می‌دهند. اما در نظام «عدل اسلامی» که از صبح تا شام در ارتباط با تلاش برای پیوند خانواده‌‌های مجاهدین با فرزندانشان تبلیغ می‌کنند برادری که پس از دو دهه قادر به دیدار خواهر و برادرش شده، به خاطر آن که به رسم هدیه به هریک از آن‌ها ۵۰ دلار عیدی داده است به حبس و زندان محکوم می‌شود. 

 

نکته‌ی حائز اهمیت آن که جدا از انشای نادرست حکم، بدون رعایت ظواهر امر و بر خلاف استناد حکم که «حبس بدل از تبعید است»، متهمان هم به حبس محکوم می‌‌شوند و هم با دست بند و پابند به زندان رجایی‌شهر که به لحاظ قانونی تبعیدگاه محسوب می‌شود انتقال می‌یابند.

 

این احکام در شعبه‌ی ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ریاست احمد زرگر بدون توجه به تناقضات حکم، تأیید می‌‌شود. احمد زرگر در دوران کشتار ۶۷ معاون منکرات و مواد مخدر دادستان انقلاب اسلامی مرکز بود. داوود زرگر برادرزاده‌ی او یکی از قربانیان کشتار ۶۷ است که در  اوین جاودانه شد.

احکام صادره از سوی دادگاه بدوی و تجدید نظر آنقدر باسمه‌ای و غیرحقوقی است که تنها در نظام حقوقی «عدل اسلامی» رژیم می‌توان نمونه‌اش را یافت. در حکم صادره نام حمید بنازاده در اشرف قید شده است در حالی که او یکی از متهمین دادگاه بود و حکم در موردش صادر شده است! همچنین نام ام کلثوم بنازاده ، در مقدمه‌ی حکم دادگاه نجاز زاده قید شده است.
 

 

چنانچه ملاحظه می‌شود در حکم صادره برای این سه نفر، به ماده‌ی ۱۸۶ و ۱۹۴ قانون مجازات اسلامی اشاره شده است.

 

در ماده‌ی ۱۸۶ آمده است:

« هر گروه یا جمعیت متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کند مادام که مرکزیت آن باقی است تمام اعضا و هواداران آن که موضع آن گروه یا جمعیت یا سازمان را می‌دانند و به نحوی در پیشبرد اهداف آن فعالیت و تلاش مؤثر دارند محاربند اگر چه در شاخه‌ی نظامی شرکت نداشته باشند.

تبصره جبهه‌ی متحدی که از گروه‌ها و اشخاص مختلف تشکیل شود در حکم یک واحد است. »

 

ماده ۱۹۰ تا ۱۹۵ قانون مجازات اسلامی نحوه‌ی مجازات «محارب» را به شرح زیر مقرر می‌دارد:

«حد محاربه و افساد فی‌الارض

ماده ۱۹۰ حد محاربه و افساد فی‌الارض یکی از چهار چیز است:‌

۱-  قتل ۲- آویختن به دار ۳- اول قطع دست راست و سپس پای چپ ۴- نفی بلد

ماده‌ ۱۹۱ انتخاب هر یک از این امور چهارگونه به اختیار قاضی است خواه محارب کسی را کشته یا مجروح کرده یا مال او را گرفته باشد و خواه هیچ یک از این کارها را انجام نداده باشد

ماده ۱۹۲ حد محاربه و افساد فی‌الارض با عفو صاحب حق ساقط نمی‌شود

ماده ۱۹۳ محاربی که تبعید می‌شود باید تحت مراقبت قرار گیرد و با دیگران معاشرت و مراوده نداشته باشد.

ماده ۱۹۴ مدت تبعید در هر حال کمتر از یک سال نیست اگر چه بعد از دستگیری توبه نماید و در صورتی که توبه ننماید همچنان در تبعید باقی خواهد ماند

ماده ۱۹۵ مصلوب کردن مفسد و محارب به صورت زیر انجام می‌گردد:

الف- نحوه‌ی بستن موجب مرگ او نگردد

ب- بیش از سه روز بر صلیب نماند ولی اگر در اثنای سه روز بمیرد می‌توان او را پایین آورد.

ج- اگر بعد از سه روز زنده بماند نباید او را کشت.»

 

(قانون مجازات اسلامی  تدوین جهانگیر منصور چاپ پنجاه و پنجم سال ۱۳۸۷)

 

چنانچه ملاحظه می‌شود این افراد بر اساس ماده‌ی ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی «محارب» تشخیص داده شده‌اند و بر اساس ماده‌ی ۱۹۴ به تبعید بیش از یک سال محکوم شده‌اند. اما قاضی مربوطه که «اختیار» انتخاب هریک از «امور چهار‌گونه» مجازات محارب به عهده‌ی اوست، هنگام انشای رأی ، تبعید را به همراه زندان تجویز کرده است که اساساً در قانون نیامده است. در این سیاهکاری، قاضی به فتوای حبس بدل از تبعید خامنه‌ای اشاره کرده است. این در حالی  است که زندان رجایی شهر به عنوان تبعیدگاه نیز معرفی شده است. این‌ هم یک نمونه دیگر از معجزات «ام‌‌ القرا» و ولی فقیه روضه خوان آن است.

 

اما نکته‌ی حائز اهمیت که می‌بایستی روی آن تأکید کرد استناد قاضی و دادگاه تجدید نظر بر ماده‌ی ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی است. قاضی مقیسه‌ متهمان فوق را صرفاً به خاطر دیدار با عزیزانشان و نه هیچ فعل مجرمانه‌‌‌ی دیگری «محارب» تشخیص داده است. ظاهراً رأفت و رحمت «اسلامی» شامل حالشان شده که مصلوب نشده‌ اند و یا دست راست و پای چپ‌شان قطع نشده است و تنها به زندان و تبعید بسنده‌ کرده‌اند.

 

چنانچه از حکم مشاهده می‌شود جنایتکاران حاکم بر میهن‌مان با استناد به «قانون مجازات  اسلامی» به سادگی می‌توانند حکم به اعدام و شکنجه و تقطیع و تقتیل مردم دهند. این احکام وحشیانه حتا به خاطر دیدار با فرزند نیز می‌تواند اجرا شود. تنها موقعیت و منافع رژیم در اجرا یا عدم اجرای چنین احکام وحشیانه‌ای تعیین کننده است.   

 

باید توجه داشت این گونه مواد برای پرکردن کتاب‌های حقوق و قانون نیامده‌اند. ۳۰ سال است که این با توسل به این مواد ضد انسانی تسمه از گرده‌ی مردم کشیده‌ا‌ند. در جریان کشتار سال ۶۷ بر اساس ماده‌ی ۱۸۶ «قانون مجازات اسلامی» و فتوای رهبر و ولی فقیه هزاران زندانی سیاسی مجاهد را به جرم آن که «مرکزیت گروهشان باقیست» در زندان‌های سراسر کشور به دار کشیدند؛ بدون آن که حتا مطابق قوانین رژیم عمل مجرمانه‌ای انجام داده باشند. در همان سال، صدها زندانی سیاسی مارکسیست به خاطر آن که «مرتد ملی» تشخیص داده شده بودند به دار کشیده شدند.

 

در لایحه پیشنهادی «قانون مجازات اسلامی» به مجلس شورای اسلامی در مورد مرتد آمده است:‌

« ماده ۲ - ۲۲۵: در تحقق ارتداد، قصد جدی شرط است. بنابراین هرگاه متهم به ارتداد  ادعا نماید که اظهارات وی از روی اکراه یا غفلت یا سهو یا در حالت مستی یا غضب یا  سبق لسان یا بدون توجه به معانی کلمات و یا نقل قول از دیگری بوده است یا اصل مقصود  او چیز دیگری بوده، مرتد محسوب نمی‌شود و ادعای او مسموع است.

ماده ۳ - ۲۲۵: مرتد بر دو نوع است: فطری و ملی.

ماده ۴ - ۲۲۵: مرتد فطری کسی است که حداقل یکی از والدین او در حال انعقاد نطفه  مسلمان بوده و بعد از بلوغش، اظهار اسلام کرده، سپس از اسلام خارج شود.

ماده ۵ - ۲۲۵: مرتد ملی کسی است که والدین وی در حال انعقاد نطفه، غیرمسلمان  بوده و بعد از بلوغش، به اسلام گرویده؛ سپس از اسلام خارج و به کفر برگردد.

ماده ۶ - ۲۲۵: هر گاه کسی که حداقل یکی از والدین او در حال انعقاد نطفه مسلمان  بوده، بعداز بلوغ بدون آن که تظاهر به اسلام نماید، اختیار کفر کند، در حکم مرتد  ملی است.

ماده ۷ - ۲۲۵: حد مرتد فطری، قتل است.

ماده ۸ - ۲۲۵: حد مرتد ملی، قتل است. لکن بعد از قطعیت حکم تا سه روز ارشاد و  توصیه به توبه می‌شود و چنان که توبه ننماید، کشته می‌شود.

ماده ۹ - ۲۲۵: هر گاه احتمال توبه مرتد ملی داده شود، فرصت مناسب به وی داده  می‌شود.

ماده ۱۰ - ۲۲۵: حد زنی که مرتد شده، اعم از فطری و ملی، حبس دائم است و ضمن حبس،  طبق نظر دادگاه تضییقاتی بر وی اعمال و نیز ارشاد و توصیه به توبه می‌شود. چنان چه  توبه نماید، بلافاصله آزاد می‌گردد.
تبصره- کیفیت تضییقات بر اساس آیین‌نامه  تعیین می‌شود.

 

توجه داشته باشید این قوانین سال‌هاست که به مورد اجرا گذاشته شده‌اند. آنان که در نظام جهل و جنون و جنایت جمهوری اسلامی، دم از اجرای قانون و «حکومت قانون» می‌‌زنند، خواهان اجرای چنین قوانینی می‌‌شوند. بایستی توجه داشت در اروپا و آمریکا که صحبت از حکومت قانون می‌شود، قانون مدافع حقوق بشر و حقوق اولیه انسان است و نه دشمن آن.

آنان که در نظام جمهوری اسلامی خواهان اجرای قانون هستند تنها می‌توانند جنایتکاران را از این موضع مورد پرسش قرار دهند که چرا در جریان کشتار سال ۶۷ به زندانیان مارکسیست فرصت سه روزه برای توبه ندادند و بلافاصله آن‌ها را به دار کشیدند؛ و یا این که آیا مطمئن بودند که زندانیان از روی «غفلت یا سهو» و یا «بدون توجه به معانی کلمات» پاسخ اعضای دادگاه را نداده‌اند؟

 

اجرای قانون در چنین نظامی دشمنی با حقوق بشر و حقوق اولیه انسانی است.

 

 

ایرج مصداقی

 

۲۰ آذر ۱۳۸۷

 

Irajmesdaghi@yahoo.com

 

www.irajmesdaghi.com

 

 

 

 

 

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)