چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
ایرج مصداقی

از ایران تریبونال به عنوان دادگاه راسل، دادگاه نمادین و دادگاه مردمی یاد شده است، چرا از عناوین متفاوتی برای معرفی آن استفاده شده است؟‌

این عناوین در مقاطع مختلف مورد استفاده قرار گرفته است که البته دقیق نیست و در جریان پیشرفت کار «ایران‌تریبونال» به کار برده شدند.

در سال ۲۰۰۷ «کارزار ایران تریبونال» وقتی آغاز به کار کرد جز «دادگاه راسل» که از سوی جمعی از روشنفکران تشکیل شده بود تجربه‌‌ی دیگری را مد نظر نداشت. در طول سال‌های گذشته دادگاه‌‌های متعددی در سطح دنیا با الگوبرداری از دادگاه راسل تشکیل شده است که آخرین آن‌ها دادگاه راسل برای فلسطین است که در مارس ۲۰۰۹ متشكل از ۹ شخصيت حقوقى جهانى در لندن تأسیس شد و نخستین اجلاس آن در مارس ۲۰۱۰ در بارسلون و نشست بعدی آن در نوامبر ۲۰۱۱ در کیپ‌تاون آفریقای جنوبی برگزار شد. مؤسسان دادگاه مزبور هدف خود از تشکیل دادگاه راسل درباره‌ی فلسطين را «احقاق حقوق فلسطينى‌ها برپايه‌ی موازين حقوقى بين‌المللى، موازينى كه مى‌تواند پايه‌ی هرگونه تلاش براى حل نزاع فلسطين ـ اسرائيل باشد؛ قرار دادند».

 

در ابتدا ایده‌آل دست‌اندرکاران ایران تریبونال تشکیل دادگاهی شبیه دادگاه راسل برای ایران بود. منتهی در جریان عمل فعالین ایران تریبونال هم با ترم‌های حقوقی آشنا ‌شدند و هم تفاوت‌های ایران تریبونال با دادگاه راسل را ‌دیدند، برای همین روی وجه مردمی آن بیشتر تأکید شد. هرچند لفظ مردمی چیزی نیست که ما تولید کرده باشیم بلکه به دادگاه‌های از نوع راسل در سطح بین‌المللی هم International Peoples Tribunal یا دادگاه مردمی بین‌المللی می‌گویند.

این اولین دادگاهی است که توسط قربانیان اصلی نقض‌حقوق بشر تشکیل می‌شود و در آن خانواده‌ها و جان به دربردگان ابتکار عمل و هدایت ایران تریبونال را در دست داشته و حقوقدانان بین‌المللی مسئولیت فعالیت‌های حقوقی آن را به عهده دارند.   

دادگاه بر اساس شهادت شهود تصمیم‌گیری می‌کند. تأکید می‌کنم دادگاه نمادین و نمایشی نیست، اگر‌چه جنبه‌ی تبلیغاتی و مبارزه با فراموشی آن قوی است اما بار حقوقی هم دارد و می‌تواند به عنوان الگویی در سطح جهانی برای رسیدگی به موارد نقض حقوق بشر مورد استفاده قرار گیرد.

 

آیا همانطور که در پرسش منیره برادران هم آمده شما به «دادگاه های رسمی که حق و اختیاراتش را در محاکمه جنایتکاران مدیون اتوریته و ارگانهای دولتی یا بین‌المللی است، اصلا اعتقادی ندارید؟ به عبارت دیگر آیا دادگاه مردمی نشان از برتری آن است یا نشان موقعیت تلخ ما که نه در کشورمان حق و امکان شکایت داریم و نه مقررات دادگاه کیفری بین‌المللی چنین امکانی را به ما می‌دهد؟»

 

ای کاش می‌توانستیم در دادگاهی رسمی چه در سطح ملی و چه بین‌المللی به موضوع «جنایت علیه بشریت» و اجرای عدالت در مورد ناقضین حقوق بشر و جنایتکاران میهن‌مان رسیدگی کنیم. ای کاش چنین اراده‌ای در سطح بین‌المللی موجود بود. اما همه‌ی ما می‌دانیم که دادگاه‌های بین‌المللی همیشه بعد از سقوط دولت‌ها و در دوران گذار تشکیل می‌شوند. صدور حکم دستگیری برای عمر‌عبدالبشیر دیکتاتور سودان یک استثنا است که البته طلیعه‌ی خوبی است که حاشیه‌ی امن دیکتاتورهای در قدرت را از بین می‌برد. موقعیتی که ما در آن قرار داریم مانند موقعیت همه‌ی سرکوب‌شدگان و همه کسانی است که حقوق‌شان توسط دیکتاتوری‌ها پایمال شده است.

راسل هم وقتی از نهادهای رسمی دارای اتوریته مأیوس شد سکوت پیشه نکرد و خود دست به کار شد. نفس تشکیل دادگاه راسل شکست اخلاقی آمریکا در جنگ ویتنام بود که به شکست نهایی این کشور در سال ۱۹۷۵ منجر شد. نفس تشکیل ایران تریبونال صرف نظر از نتایج‌اش برای ما پیروزی است. طلیعه اجرای عدالت در مورد ناقضین حقوق بشر در میهن ‌ما در آینده است.

ما دو کار می‌توانستیم بکنیم از آن‌جایی که امکان رسیدگی حقوقی در داخل کشور وجود ندارد و در سطح‌ بین‌المللی هم منافع قدرت‌های بزرگ و استانداردهای موجود در سطح جهانی اجازه‌ی برپایی چنین دادگاهی را نمی‌دهد سکوت کنیم و دست روی دست بگذاریم تا شرایط حاصل شود یا باید پا پیش می‌گذاشتیم و از مشکلات راه نمی‌هراسیدیم و پیام سرکوب‌شدگان و قتل‌عام شدگان و رنج‌دیدگان میهن‌مان را به دنیا و به جنایتکاران حاکم بر میهن‌مان می‌رساندیم که برای احقاق حقوق‌‌مان و برای اجرای عدالت آماده‌ایم. فعالان ایران تریبونال راه دوم را انتخاب کردند. هیأت اجرایی راه‌کارگر و همفکرانشان راه اول را برگزیدند. طبق سنت مرسوم‌شان در ساحل امن نشستند و خانواده‌ها را دم توپ فرستادند و از کیسه‌ی خانواده‌های شهدا و زندانیان سیاسی خرج کردند. ملاحظه کنید در اطلاعیه‌شان چه گفته‌اند: 

«در این مورد تردیدی نیست که باید از هر ذره امکان برای طرح جنایات جمهوری اسلامی استفاده کرد. این واقعیت را سه دهه پیکار خانواده‌های شهدا و زندانیان سیاسی با فعالیت‌های خود در مقابل زندان‌های جمهوری اسلامی، با گردهم آئی‌های خود در خاوران، شکایت خانواده‌های قتل‌های زنجیره‌ای و … به اثبات رسانده است .»

چنان از فعالیت‌های خانواده‌های شهدا و زندانیان سیاسی می‌گویند که انگار سازمانده و پیشتاز این دسته از فعالیت‌ها در داخل کشور آن‌ها هستند و در سامان‌دادن به این نوع از پیکار‌، خواب و خوراک ندارند. اتفاقاً ایران تریبونال فریاد مادران و پدران داغدار و همسران و فرزندان رنجیده کشیده در مقابل زندان‌های جمهوری اسلامی و در خاوران را در سطح بین‌المللی و در دادگاهی مردمی پژواک می‌دهد.

 

تفاوت‌های ایران تریبونال با دیگر دادگاه‌های راسل که در سطح بین‌المللی برگزار شده چیست؟

برخلاف همه‌ی‌ دادگاه‌های راسل که در سراسر دنیا تشکیل شده‌اند، این اولین دادگاه از نوع راسل است که بودجه و امکانات و تدارکات‌اش توسط خود قربانیان تهیه شده و تاکنون حتی یک سنت از جایی به آن کمک نشده است.

کلیه شهود دادگاه با بودجه‌ی شخصی در دادگاه شرکت کرده و هزینه‌‌های سفر، اقامت و خوارک‌شان را شخصاً پرداخت کردند.

این درخشش و تفاوت آنقدر واضح است که جان کوپر، رئیس کمیته راهبردی حقوقدانان ایران تریبونال که از نزدیک در جریان تلاش‌های دست‌اندرکاران بوده در موردش می‌گوید: «در حقیقت، این پروژه محصول زحمات خانواده های جان سپردگان و جان بدر بردگان از این کشتارها است. آنها، بدون هیچ گونه حمایت یا کمک دولتی و یا دریافت کمک مالی از دولت‌ها و سایر مؤسسات وابسته به آن‌ها، این پروژه‌ی تاریخی را سازمان‌دهی کرده‌اند.»

بزرگترین تفاوت این دادگاه با دیگر دادگاه‌های راسل که در سطح جهان برگزار شده دشمنان و مخالفان آن است. مخالف اصلی دادگاه راسل ویتنام، دولت آمریکا بود و همینطور مخالف دادگاه راسل فلسطین، اسرائیل است. منتقدین دادگاه راسل ویتنام و فلسطین به نحوه‌ی کارکرد دادگاه‌های مزبور می‌پرداختند و از جنبه‌ی فنی و معیارهای حقوقی آن را زیر سؤال می‌بردند.

استاگتون لیندStaughton Lynd  رئیس راهپیمایی واشنگتن March on Washington در سال ۱۹۶۵ دعوت راسل برای شرکت در دادگاه مربوط به ویتنام را رد کرد چرا که معتقد بود بایستی به جنایات جنگی احتمالی صورت گرفته از سوی نیروهای ویتنام شمالی و جبهه‌ی آزادیبخش ملی ویتنام هم رسیدگی شود در حالی که سارتر و راسل چنین اعتقادی نداشتند و آن‌ها را در موقعیتی نمی‌دیدند که قادر به ارتکاب جنایاتی باشند که بشود آن را «جنایت جنگی» نامید.

یا قاضی ریچارد گلدستون Richard Goldstone در مقاله‌ای که در اکتبر ۲۰۱۱ در نیویورک تایمز انتشار یافت گفت که دادگاه راسل فلسطین از معیارهای یک دادگاه و دادرسی برخوردار نیست. شواهد دادگاه یک سویه است و اعضای هیئت ژوری منتقدین سرسخت اسرائیل هستند. و یا بنجامین پوگراند Benjamin Pogrund روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشری آفریقای جنوبی که در اسرائیل زندگی می‌کند دادگاه راسل فلسطین را تئاتری نامید که بازیگران رل خود را از قبل می‌دانند و نتیجه‌ی دادگاه پیش از شروع به کار مشخص است.

 

در ارتباط با ایران تریبونال دولت جمهوری اسلامی، رسانه‌های گروهی وابسته به جناح‌های مختلف نظام در یک هماهنگی از پیش تعیین شده توسط دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی حتی از سر تمسخر هم به ایران‌ تریبونال که پوشش وسیعی لااقل در «بی بی سی»، «صدای آمریکا» و «من و تو» داشت و قطعاً میلیون‌ها هموطن در جریان برگزاری آن قرار گرفتند نمی‌پردازد تا دست تعدادی از فعالان «چپ» که در «بساط رژیم» بازی می‌کنند برای برخورد با آن باز باشد. متأسفانه برای اولین بار در تاریخ، عده‌ای که خود را مخالفان رژیم حاکم و جنایتکاران علیه بشریت می‌نامند وظیفه‌ی دولت مذکور را به عهده‌ گرفته و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کنند. ما نه تنها از بابت رژیمی که بر کشورمان حاکم است در دنیا نمونه‌ایم بلکه از بابت اپوزیسیون هم نمونه‌ و نوبریم.

 

پرسش‌های متعددی از سوی مخالفین ایران تریبونال در زمینه‌ی شفاف نبودن منابع مالی «کارزار» ارائه شده، چرا در این زمینه اطلاع رسانی نکرده‌اید؟

 

ای کاش فقط پرسش کرده‌ بودند و یا مسئله‌شان دست‌یابی به حقیقت بود یا اهمالی از طرف دست‌اندرکاران ایران تریبونال صورت گرفته بود. چرا که در این صورت با پاسخ مسئولین و یا پوزش و انتقاد از خود آن‌ها به خاطر غفلتی که کرده بودند موضوع حل می‌شد. در حالی که این گونه نیست. من به چند نمونه اشاره می‌کنم.

 

احمد نوین یکی از اعضای هیأت اجرایی راه‌کارگر می‌نویسد:

 

«بنابر اطلاعات منتشر شده، دادگاه ایران تریبونال مورد بحث که اخیراً در لندن آغاز به کار نموده است و با حمایت بیدریغ مرکز اسناد حقوق بشر ایران پاگرفته است. مرکزی که در زمان دولت جورج دبلیو بوش با هزینه چند میلیون دلاری و به اسم دفاع از حقوق بشر ایران تاسیس شده است .  عمده مخارج این تریبونال بین‌المللی لندن را این مؤسسه پرداخت می‌کند. مؤسسه‌ای که در زمان دولت اوباما بنا بر سیاست‌های روزِ دولت امریکا و بنابر تعریف دولت امریکا از حقوق بشر و مطابق سیاست‌های خود دولت اوباما، متناسب با شرایط طرح و برنامه‌ریزی می‌نماید .»

این‌ها خودشان را به خواب زده‌اند امکان بیدار کردن‌شان نیست. صداقت و درستی حکم می‌کرد که احمد نوین سند و منبع «اطلاعات منتشر شده» مورد ادعایش را فاش می‌کرد تا مشخص شود چیزی نیست جر ادعاهای غیرواقعی هیأت اجرایی راه کارگر که خود یکی از اعضای آن است. شما می‌توانید به خاطر نوع نگاهتان به دنیا مواضع متفاوتی اتخاذ کنید و روی آن پافشاری کنید اما چنین دروغ‌پراکنی سازماندهی‌شده‌ای را تنها می‌توان «تبهکاری» نامید و نه بی‌اطلاعی.

یوسف لنگرودی عضو دیگر هیأت اجرایی راه کارگر در این زمینه می‌گوید:

 

«این که چرا تریبونال در برابر تحریم ها و خطرجنگ اتخاذ موضع نمی‌کند نه به خاطر فعالیت «تک مضمونی» شان و نه به دلیل مخالفت زندانیان سیاسی و خانوادهای‌شان، بلکه علت اصلی، مخالفت کسانی است که اگر تریبونال با تحریم‌ها و جنگ مخالفت نشان دهد، بودجه‌ی «پروژه»‌هایشان احتمالأ قطع و یا کاهش خواهد یافت. به این می‌گویند شرط و شروط نانوشته»

 

علیرغم اتهامات سخیفی که گردانندگان هیأت اجرایی راه‌کارگر به ایران تریبونال نسبت داده‌ و دیگران به آن‌ها اقتدا کرده‌اند این کارزار تا به امروز حتی یک سنت از دولت و یا نهادی کمک دریافت نکرده است. در خود سایت و در جایی که شماره حساب‌های بانکی ایران تریبونال آمده است تأکید شده که «کارزار هیچ گونه کمکی از دولت‌ها و نهادهای دولتی نمی‌پذیرد».  اگر خلاف آن ثابت شد من خودم علیه این «کارزار» به علت دروغ‌پراکنی موضع‌گیری خواهم کرد. از همه کسانی که خواستم با این ابتکار همکاری کنند خواهم خواست نه تنها کنار بکشند بلکه علیه گردانندگان آن افشاگری کنند. اما آیا این افراد حاضرند در صورتی که نتوانستند ادعای خود را ثابت کنند یک پوزش خشک و خالی از خانواده‌های جان‌باختگان و قربانیان نقض حقوق بشر در ایران بخواهند؟

برخلاف آن‌چه که می‌گویند تمام درآمدهای ایران تریبونال به طور شفاف و دقیق به صورت ماهانه و با توضیحات مکفی روی سایت ایران تریبونال آمده و از این به بعد هم خواهد آمد.  

 

http://www.irantribunal.com/ASNAD/komak-mali.html

 

هزینه‌‌ای که برای برگزاری دادگاه محاسبه شده بود نیز پیشاپیش روی سایت ایران تریبونال آمده است

 

http://www.irantribunal.com/ASNAD/Budget.html

 

به زودی صورت مخارج دادگاه هم تهیه و انتشار خواهد یافت. بیش از این فعالان ایران تریبونال چه بایستی می‌کردند؟

متأسفانه مخالفان ایران تریبونال روی مزیت اصلی و نقطه افتخارآمیز آن که همانا مردمی بودن منابع مالی آن است دست گذاشته‌اند و به شکل غیراخلاقی و زشتی آن را زیر سؤال می‌برند.  

مرکز اسناد حقوق بشر هیچ نقشی در راه‌اندازی و تدارک این کارزار نداشته است. فقط پیام اخوان یکی از اعضای آن با ایران تریبونال همکاری می‌کند. مرکز اسناد حقوق بشر تاکنون یک سنت به ایران تریبونال کمک مالی نکرده است. تمام مخارج رفت و ‌آمد، هتل و تردد پیام اخوان نیز تاکنون از سوی ایران تریبونال و از طریق کمک‌های مردمی جمع آوری شده که لیست آن در سایت آمده، پرداخت شده ‌است. این‌گونه بی‌پروا دروغ‌گفتن شخصیت توطئه گر گوینده را می‌رساند. ای‌کاش شاهد این همه سیاهکاری نبودیم.

برخلاف ارزیابی یوسف لنگرودی که احتمالاً در جریان تحولات دنیا نیست در طول سال‌های گذشته اکبر گنجی، بیشترین طومار‌ها و مقالات را در مذمت جنگ ادعایی، تحریم و ... نوشته‌ و بیشترین منابع مالی (یک قلم ۵۰۰ هزار دلار) از طرف راست‌ترین مجامع چون بنیاد میلتون فریدمن در اختیار او گذاشته شده است. بیشترین فضای رسانه‌ای در بی بی سی، صدای آمریکا، رادیو فردا، دویچه‌وله (آلمان)، رادیو زمانه (هلند)، رادیو پژواک (سوئد)  در اختیارش بوده است.

بخش بزرگی از بودجه‌ی لابی رژیم در آمریکا را که بطور مداوم علیه تحریم و جنگ فعالیت می‌کند نهادهای آمریکایی و از جمله شرکت‌های نفتی و انحصارات بزرگ مالی و بانکی پرداخت می‌کنند. و شرکت‌های نفتی به دنبال تأسیس نمونه‌های مشابه آن در اروپا هستند.

 

http://iranianlobby.com/print_Maghaleh.php?id=138

 

http://iranianlobby.com/page1.php?id=42

 

از این‌ها گذشته تاکنون هیچ سمینار و گردهمایی در سطح اپوزیسیون ایران برگزار نشده است که از شفافیت مالی «ایران تریبونال» برخوردار بوده باشد. «هیأت اجرایی راه‌کارگر» و اعضای آن در ده‌ها سمینار و گردهمایی شرکت کرده‌اند و یا بانی آن بوده‌اند، اما یک بار نشده است که کوچکترین اطلاع‌رسانی در مورد منابع مالی‌شان کرده باشند.

یاسمین میظر و فرخنده آشنا در سمینار «تحولات و نقش جنبش کارگری در ايران» که از طرف «انجمن پژوهشگران ایران» در ساختمان دولتی «آ. ب. اف» استکهلم و قطعاً با برخورداری از کمک‌های دولتی برگزار شد شرکت داشتند.

http://www.aciiran.com/karegari.htm

 

یا محمدرضا شالگونی گرداننده هیات اجرایی راه کارگر به همراه یاسمین میظر در کنفرانس دو روزه‌ای که در برلین برگزار شد در کنار دکتر کامبیز محمودی رئیس وقت صدای آمریکا، دکتر شاهین فاطمی، مهدی حائری و حسن نزیه شرکت کرد. ترکیب شرکت‌کنندگان همان چیزی است که منتقدشان را به همراهی و همکاری برای کنار آمدن با سرمایه جهانی و آلترناتیو سازی و ... متهم می‌کنند. این نشست هم به ابتکار «انجمن پژوهشگران ایران» متعلق به دکتر حسین لاجوردی تشکیل شده بود که لابد در تعریف راه کارگر نمایندگان و حافظان «سرمایه جهانی» معرفی می‌شوند. 

 

 http://www.aciiran.com/911.htm

 

و یا یاسمین میظر و روبن مارکاریان در کنار مهرداد خوانساری نماینده سازمان مشروطه خواهان و دکتر حسن منصور و دکتر حسین لاجوردی در سمینار سه روزه‌ای که در دانشگاه لندن - مرکز مطالعات شرق و آفريقا برگزار شد شرکت کردند.

 

http://www.aciiran.com/asylum3.htm

 

روبن مارکاریان، محمدرضا شالگونی، یاسمین میظر پیش از آن که در سمینارهای تشکیل شده از سوی «انجمن پژوهشگران ایران» شرکت کنند می‌دانستند در سیمینارهای این انجمن دریاسالار کمال حبیب‌اللهی فرمانده نیروی دریایی ایران در زمان پهلوی، دکتر شجاع‌الدین شفا، داریوش همایون، دکتر عبدالمجید مجیدی، دکتر (حجت‌الاسلام) عباس مهاجرانی، دکتر سیروس آموزگار، دکتر جلال متینی، دکتر مصباح‌زاده، نادر نادرپور، هوشنگ وزیری، ضیا آتابای، پیروز مجتهدزاده و ... که به نظام شاهنشاهی نزدیک بودند هم شرکت داشته‌اند.

البته من شخصاً هیچ مشکلی با شرکت در چنین سمینارهایی ندارم. اما با تعریفی که راه کارگر می‌کند نمی‌خواند.

یکی از سخنرانان چهارمین سمینار «گفتگوهای زندان» در گوتنبرگ سوئد، شادی صدر بود که «انجمن عدالت برای ایران» را اداره می‌کند و از بودجه‌های دولتی *(به زیرنویس توجه شود) اروپایی استفاده کرده و می‌کند. همچنین «کانون اندیشه» و تعدادی از فعالینی که در برگزاری چهارمین سمینار «گفتگوهای زندان» همکاری می‌کردند از کمک‌های دولتی استفاده می‌کنند.

 

آیا هیأت اجرایی راه کارگر تاکنون توضیحی در مورد منابع درآمدش در طول سال‌های گذشته داده است؟ این‌ها نه هوادار آن‌چنانی در داخل و نه در خارج از کشور دارند که از آن‌ها حمایت مالی به عمل آورد. مخارج تشکیلات و کادرهای حرفه‌ای‌شان را چگونه تأمین می‌کنند؟ مگر نه آن که در دهه‌ی ۶۰ و در دوران جنگ، در عراق به سر می‌بردند و مورد حمایت مادی و معنوی دولت عراق بودند؟ مگر نه آن که محظورات حضور در عراق به آن‌ها اجازه نداد همان موقع در ارتباط با بمباران شیمیایی حلبچه که به کشته شدن هزاران کرد منجر شد موضع‌گیری کنند و در سال‌های بعد و پس از خروج از عراق به جبران مافات پرداختند؟ 

فعالان «گفتگوهای زندان» تاکنون چهار سمینار برگزار کرده‌اند آیا منابع مالی خود را که البته من باور دارم سالم است منتشر کرده‌اند؟

باور کنید این افراد مسئله‌شان منابع مالی «ایران تریبونال» نیست. اگر بود که از موارد مشابه حمایت به عمل نمی‌آوردند.

 

بودجه‌‌ی دادگاه‌های راسل برگزار شده برای دیگر کشورها از چه طریق تأمین شده است؟

 

من فقط به دو مورد در این زمینه اشاره می‌کنم. اولین و آخرین دادگاه راسل. بودجه دادگاه راسل برای رسیدگی به جنایات آمریکا در ویتنام را دولت ویتنام شمالی پس از آن که راسل نامه‌ای به هوشی مین نوشت و درخواست کمک کرد و دولت‌های اروپایی و به ویژه اسکاندیناوی تأمین کردند و از امکانات دولت‌های سوئد و دانمارک برای برگزاری دادگاه استفاده به عمل آمد.

راسل و ژان پل سارتر از ارث پدری یا موقوفه‌های مرسوم که استفاده نکردند. تشکیل دادگاه مزبور مخارج داشت، راسل و ژان‌پل سارتر که مثل فعالان کارزار نبودند دوره بیافتند، ریش گرو بگذارند، وام بانکی بگیرند، در سرما و گرما کمک مالی جمع کنند و دادگاه بین‌المللی تشکیل دهند. آن‌ها با افتخار کمک‌‌های دولتی را می‌‌پذیرفتند. آخرین مورد هم دادگاه راسل فلسطین است. هزینه‌ی برگزاری دادگاه در کیپ‌تاون به گفته‌ی سناتور پیر گالان Pierre Galand  (عضو سنای بلژیک) هماهنگ‌‌کننده‌ی بین‌المللی این دادگاه ۱۹۰ هزار یورو پیش‌بینی شده بود. توجه داشته باشید مخارج مشابهی برای برگزاری نشست‌های این دادگاه در لندن و بارسلون هزینه شد. و البته نشست نیویورک را هم داریم که همزمان با نشست دوم ایران تریبونال در ماه اکتبر ۲۰۱۲ برگزار می‌شود.

منابع مالی دادگاه راسل فلسطین را که از حمایت همین افرادی که تیغ علیه دادگاه مردمی ایران تریبونال کشیده‌اند برخوردار است ملاحظه کنید:

یک ناشر فرانسوی به نام Editions Indigene  ۱۰۰ هزار یورو کمک کرده است. ۱۵ هزار دلار در سپتامبر ۲۰۱۱ توسط کمیته بلژیکی حمایت از دادگاه راسل در جریان برگزاری یک برنامه در تئاتر مولیر بروکسل جمع‌آوری شد. شبکه‌ی فرهنگ‌های مقاومت Cultures of Resistance Network  هم یکی دیگر از منابع این دادگاه بوده اما مقدار و زمان پرداخت کمک را مشخص نکرده است.

همچنین دولت‌های اروپایی به سازمان‌های غیردولتی که نمایندگان‌شان در دادگاه راسل فلسطین شهادت دادند مبالغ هنگفتی را کمک کردند که نام و مبلغ دریافتی به شرح زیر است:

سازمان «الحق» در سال ۲۰۰۹ از طریق NDC مرکز توسعه سازمان‌های غیردولتی وابسته به دولت‌های سوئیس، سوئد، دانمارک و هلند ۳۵۰ هزار دلار دریافت کرده است.

این سازمان همچنین ۱۵۶هزار دلار و ۱۶۳ سنت  از دولت نروژ، ۸۸ هزار دلار و ۹۲۸ سنت از دولت ایرلند و ۸ هزار و ۸۷۲ دلار از دولت اسپانیا کمک مالی دریافت کرده است.

سازمان بدیل Badil ؛ کمک‌های مالی به این سازمان ناروشن است. اما تحقیقات انجام گرفته نشان می‌دهد که این سازمان در سال ۲۰۰۸ یک صد هزار دلار از NDC مرکز توسعه سازمان‌های غیردولتی وابسته به دولت‌های سوئیس، سوئد، دانمارک و هلند دریافت کرده است. کمک‌های دولتی به این سازمان پس از آن که کارتون‌های ضد‌یهودی بر روی وبسایتش انتشار داد قطع شد.

کمیته اسرائیلی علیه تخریب خانه‌ها  (ICAHD) ؛ به علت عدم شفافیت کمک‌های دریافت شده توسط این سازمان مشخص نیست. اما تحقیقات مستقل نشان می‌دهد که این کمیته ۸۰ هزار دلار از NDC مرکز توسعه سازمان‌های غیردولتی و از کمیسیون اروپا و اسپانیا نیز ۱۰۵ هزار یورو دریافت کرده است.

مرکز فلسطینی حقوق بشر  (PCHR)  مبلغ ۴۲۵ هزار دلار از طریق NDC  دریافت کرده است و علاوه بر آن از  اتحادیه اروپا و دولت‌های ایرلند، دانمارک، هلند، سوئیس، کمک دریافت کرده است.

 

http://www.ngo-monitor.org/article/the_russell_tribunal_on_palestine_a_legal_farce_and_total_failure

 

به غیر از این‌ها، دولت آفریقای جنوبی جدا از میزبانی کمک‌های مالی زیادی را جهت برپایی این دادگاه اختصاص داد. در واقع دولت‌ها و احزاب حاکم هم در برگزاری این دادگاه شرکت دارند.

 

دادگاه راسل فلسطین در بارسلون به میزبانی کمیته حمایت ملی بارسلونا و دفتر شهردار بارسلون برگزار شد و از حمایت‌های مالی آنان برخوردار بود. کسانی که بخواهند با ماهیت این دادگاه مخالفت کنند می‌توانند از این موارد برای پیش‌برد مقاصد خود دستاویزی بسازند.

 

منیره برادران پرسیده است : «این «غیردولتی بودن» که بارها در بیانیه و حرف‌های این دوستان با لحنی پرافتخار تکرار می‌شود، آیا در تناقض با حضور پررنگ پیام اخوان در نقش دادستان این دادگاه نیست؟ قطعاً پیام اخوان چه در نگاه حقوقی به خاطر موقعیت خود به عنوان مشاور در دادگاه‌های بین‌المللی لاهه و چه در موقعیت سیاسی مثلاً مشارکت در فوروم امنیتی بین‌المللی هالیفاکس نباید چنین دیدگاهی داشته باشد.» نظر شما در این باره چیست؟

 

نقش مشاور در دادگاه بین‌المللی لاهه پست دولتی نیست که چنانچه کسی عهده‌دار آن بود «دولتی» محسوب شود و از حیطه‌ی «غیردولتی» بودن بیرون آید. عهده‌دار بودن پست‌های بین‌المللی به منزله‌ی دولتی بودن نیست. پیام اخوان استاد دانشگاه مک گیل کانادا است. او به عنوان یک متخصص حقوقی در دادگاه میلوسوویچ و رواندا استخدام شده بود. وی هیچ‌گاه دارای پستی در سازمان ملل متحد هم نبوده است. از این گذشته پست مشاورت دائمی نیست و در محدوده‌ی خاصی عمل می‌کند. در حال حاضر پیام اخوان در دادگاه کیفری بین‌المللی، پرونده اوگاندا و لیبی را دنبال می‌کند. جوزف کونی Joseph Kony رهبر ارتش مقاومت لردها ۲۰ هزار کودک را ربوده و به عنوان سرباز در ارتش خود به کار گرفت. پیگیری حقوقی این نوع جنایت‌ها افتخار هر کس می‌تواند باشد و نه نقطه ضعف او.

تشکیل دادگاه کیفری بین‌المللی همچون تصویب قطعنامه علیه «فرار از مجازات»  impunity  مرتکبین نقض حقوق بشر در سایه‌ی تلاش‌های بی‌وقفه‌ی سازمان‌های غیردولتی و فعالان حقوق بشر در سطح بین‌المللی بوده و پیروزی بزرگ برای قربانیان نقض حقوق بشر و فعالان در زمینه‌ی حقوق بشر است. من هنگام ارائه‌ی گزارش لویی ژوانه گزارشگر ویژه‌ کمیسیون فرعی حقوق بشر ملل متحد در زمینه‌ی مقابله با «فرار از مجازات» مرتکبین نقض حقوق بشر و همچنین هنگام تصویب قطعنامه‌ای در همین زمینه در ژنو و در اجلاس کمیسیون حقوق بشر حضور داشتم. شادی و شعف سازمان‌های غیردولتی و فعالان حقوق بشر را از نزدیک می‌دیدم. این‌ها دستاوردهای بزرگ بشری است. فعالیت برای اجرایی کردن این دسته از تلاش‌ها در زمره‌ی انسانی‌ترین کارهایی است که در دنیا می‌توان انجام داد.  توجه داشته باشید کشورهای روسیه، هند، چین و آمریکا هنوز به دادگاه کیفری بین‌المللی نپیوسته‌اند.  

در همین‌جا اضافه کنم قاضی جفری رابرتسون یکی از پنج حقوقدان منتخب در سیستم قضایی داخلی سازمان ملل متحد که ریاست دادگاه ویژه سیرالئون را نیز به عهده داشت به عنوان یک حقوقدان و قاضی مستقل گزارش قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ را با بودجه و تلاش‌های بنیاد برومند تهیه کرد که من و منیره برادران از همکاران او بودیم. گزارش بنیاد برومند به خاطر حضور پررنگ و یگانه‌ی جفری رابرتسون گزارش «دولتی» تلقی نمی‌شود بلکه به منزله‌ی اعتبار آن است. وی هنگام تهیه و انتشار گزارش پست حقوقی خود در سازمان ملل را هم داشت.

این برداشت اشتباهی است که به خاطر حضور یک حقوقدان سرشناس بین‌المللی و مشاور دادگاه کیفری بین‌المللی که به اعتبار یک نهاد می‌افزاید «غیردولتی بودن» آن نهاد را نتیجه بگیریم. برای روشن شدن موضوع مجبورم مقایسه‌ای بکنم بین هیئت ژوری ایران تریبونال و دادگاه راسل فلسطین.

اولین جلسه‌ی دادگاه راسل فلسطین در بارسلون به ریاست افتخاری استفان هاسل  Stéphane Hessel,سفیر و دیپلمات سابق فرانسوی برگزار شد. از میان هشت نفر اعضای ژوری دادگاه راسل فلسطین در بارسلون، رونالد کاسریلز  Ronald Kasrils  وزیر اطلاعات (رئیس سرویس‌های امنیتی) آفریقای جنوبی، خانم سینتیا مک کینی  Cynthia McKinney  عضو سابق کنگره آمریکا از ایالت جورجیا و آمیناتا ترائوره Aminata Traore وزیر سابق فرهنگ مالی دیده می‌شوند. پست‌های دولتی افراد یاد شده شائبه‌ی غیردولتی بودن دادگاه را ایجاد نمی‌کند.

 

http://www.russelltribunalonpalestine.com/en/sessions/barcelona-session

 

همچنین در جلسات دادگاه راسل فلسطین که در لندن و کیپ‌تاون برگزار شد از میان هفت نفر اعضای ژوری  دادگاه، سینتیا مک کینی، آمیناتا ترائوره و رونالد کاسریلز دیده می‌شوند. افراد فوق می‌توانند در ده‌ها جلسه مانند هالیفاکس یا ... شرکت کرده باشند

 

http://www.russelltribunalonpalestine.com/en/sessions/south-africa/south-africa-session-%E2%80%94-full-findings

 

توجه داشته باشید افراد فوق تماماً در گذشته‌ پست‌های دولتی در حد وزارت داشته‌اند.

بسیاری از حقوقدانان عضو کمیته بین‌المللی حقوقدانان  ICJکه یکی از مهم‌ترین سازمان‌های غیردولتی دنیاست پست‌های بالای حکومتی در کشورهایشان داشته یا دارند.

در مورد بخش دوم این سؤال بایستی بگویم متأسفانه داوری منیره برادران بر پایه‌ی اخبار نادرست منتشر شده توسط هیأت اجرایی راه‌کارگر شکل گرفته است بهتر بود او که خود دردآشناست در این زمینه تحقیق می‌کرد و به گزارشات غیرواقعی افراد مسئولیت ناشناس اتکا نمی‌کرد. پیام اخوان اگر چه به فوروم امنیتی بین‌المللی هالیفاکس دعوت شده بود اما متأسفانه هیچ‌گاه در آن شرکت نکرد. من اگر جای او بودم قطعاً در این فوروم شرکت می‌کردم و پیام خودم را در مخالفت با جنگ و جنگ‌طلبان به گوش حاکمان میهن‌مان، نئوکان‌ها و صاحبان قدرت در سراسر جهان می‌رساندم. اگر می‌خواهید در جهان تأثیر گذار باشید بایستی در این نوع مجامع شرکت کرده و مواضع سیاسی خودتان را تبلیغ کنید. نشستن در خانه و یا انجام بحث‌های محفلی در پالتاک و گرفتن تأیید از دوستانتان و ... مشکل ما را حل نمی‌کند. امروز در دنیا لابی‌ها نقش بسیار مهمی دارند. حتی رژیم عقب‌افتاده‌ جمهوری اسلامی هم به اهمیت آن پی برده و سرمایه‌گذاری‌های بسیاری روی آن کرده است. من سال‌ها در نشست‌های سازمان بین‌المللی کار در ژنو حضور داشته و نتیجه‌ی لابی‌های گسترده‌‌ در تصویب پاراگراف‌های ویژه علیه نقض حقوق کار در ایران به چشم دیده‌ام. اگر نبود حضور فعال در این نشست‌ها محال بود چنین موفقیت‌هایی کسب شود هرچند پیش از حضور در نشست‌ها تلاش‌های بسیاری انجام می‌گرفت. من نتیجه‌ی حضور در پارلمان اروپا و انجام لابی و تصویب قطعنامه‌های نقض حقوق بشر در ایران را از نزدیک تجربه‌ کرده‌ام. هیچ انقلابی فهیمی در دنیا این موقعیت‌ها را از دست نمی‌دهد.

شرکت در یک فوروم یا مجمع یا پارلمان نشاندهنده‌ی همراهی شما با آن جمع نیست. حضور در این نوع مجامع مکانیسم خاص خودش را دارد که گاه به سادگی امکان پذیر است. نشناختن سازوکارهای بین‌المللی و نداشتن تجربه‌ی لازم در این زمینه‌ها باعث برداشت‌های نادرست از روابط موجود در سطح بین‌المللی می‌شود.

اگر به ترکیب پارلمان اروپا نگاه کنید از ژان ماری لوپن سوپر راست فرانسوی و نیروهای نزدیک به فاشیست‌ها تا افرادی از خانواده‌ی سلطنتی هابسبورگ و رادیکال‌ها و سوپر‌چپ‌های اروپایی حضور دارند. من در دفتر کار نمایندگان جناح چپ حزب کارگر انگلیس در مقر پارلمان اروپا در بروکسل و استراسبورگ حاضر شده‌ام و عکس مارکس وانگلس را بالای سرشان دیده‌ام. انقلابیون و رهبران بزرگ بین‌المللی هم از حضور و سخنرانی در چنین مجامعی استقبال می‌کنند. لیلا زانا، زن مقاوم کرد، یاسر عرفات، نلسون ماندلا و خیلی‌ها دیگر با افتخار در این مجامع حضور پیدا می‌کنند و حرف مردمشان و مقاومت‌شان را می‌زنند. قدرتمندان بایستی حرف‌های ما را بشنوند.

 

یکی از زندانیان سیاسی سابق به نام فرخنده آشنا در مصاحبه با رادیو ندا دلیل مخالفت خود با ایران تریبونال را نپرداختن این دادگاه به چرایی شکنجه و قتل و کشتار اعلام کرده است. نظر شما در این باره چیست؟

البته صادقانه این بود که فرخنده‌ آشنا گرایش تشکیلاتی خود را که عضویت در «راه‌کارگر» است مشخص می‌کرد و در پشت عنوان زندانی سیاسی سابق پنهان نمی‌شد. برای رسیدن به هدف نبایستی به هر شیوه‌ای متوسل شد. گفتگوی او را گوش کرده‌ام، فرخنده آشنا که گویا شعر دکلمه می‌کند در حالی که به صدایش لرزش می‌دهد می‌گوید:

«آه، چه دردی می‌کشیدم که هم‌بندی‌ام از مرگ برادراش گفت و از چرایی اون هیچ نگفت. این دادگاهی که قراره جانیان رو محاکمه بکنه، این دادگاهی که قراره رنج مردم رو منعکس بکنه متأسفانه از چرایی این رنج ما چیزی نگفت. سکوت کرد. ما در رابطه با مسائلی که در جامعه‌مان پیش می‌رود در رابطه با فقر، در رابطه با بی عدالتی، نبود آزادی‌ها رنج‌کشیدیم و قرار نیست فقط چگونگی ‌‌آن شکنجه‌هایی که شدیم را بیان کنیم. آن روشن است. ما می‌خواهیم چرایی این مسئله را روشن کنیم. چرا به خاطر چه سیستمی به خاطر چه مکانیسمی این انسان‌ها را این چنین سرکوب می‌کنند، این طوری کشتار می‌کنند ...»

وی در بخش دیگری از همین مصاحبه به دفاع تمام عیار از دادگاه راسل و شخصیت راسل می‌پردازد چرا که به جنایات آمریکا در ویتنام رسیدگی کرده است.

اما او متوجه نیست که اتفاقاً در دادگاه راسل مطلقاً به «چرایی»‌هایی که می‌گوید رسیدگی نکردند. متأسفانه بی‌اطلاعی و عدم مطالعه و تحقیق حرف اول و مشکل اصلی این افراد است.

دادگاه راسل برای ویتنام به ۱۱ مورد رسیدگی و تصمیم‌گیری کرد. ۱- بر اساس قوانین بین‌المللی آمریکا متجاوز به ویتنام است. ۲-آمریکا بطور سیستماتیک و عمدی در مقیاسی بزرگ به اهداف غیرنظامی از جمله خانه‌ها، سدها، مؤسسات پزشکی، کلیساها، آثار تاریخی و ... حمله کرده. در بند ۳ دادگاه کشورهای استرالیا، نیوزلند و کره جنوبی، و در بند‌های ۴ و ۵ و ۶ کشورهای تایلند، فیلی‌پین، ژاپن را در تجاوز به ویتنام شریک جرم دانسته است. ۷ – آمریکا به لائوس تجاوز کرده. ۸- آمریکا از سلاح ممنوع استفاده کرده. ۹- با اسرای جنگی بدرفتاری کرده. ۱۰- با غیرنظامیان خلاف شئون انسانی رفتار کرده. ۱۱- آمریکا مرتکب نسل کشی شده است. در این دادگاه مطلقاً در مورد سرمایه‌داری و فقر و ... صحبت نمی‌شود. مانند هر دادگاه دیگری در دنیا به «چرایی» امر رسیدگی نمی‌شود. موضوع «چرایی» بر می‌گردد به سمینارهای اقتصادی، اجتماعی و ... یا موضوع تحقیقات دانشگاهی قرار می‌گیرد. از قدیم گفته‌اند :‌ »هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. »

 

دلیل مخالفت برخی با ایران تریبونال چیست؟ مگر قرار است این دادگاه مردمی چه کاری انجام دهد که با این درجه از ضدیت با آن برخورد می‌شود؟

۱- حسادت و احساس ناتوانی. عده‌ای فکر می‌کنند از تحولات عقب مانده‌اند. این دسته از افراد به دنبال کسب اعتبار و وجهه برای خودشان هستند. وقتی می‌بینند دیگری به خصوص وقتی به او به چشم رقیب نگاه می‌کنند قادر به انجام کاری شده است از خشم به خود می‌لرزند و واکنش‌های هیستریک نشان می‌دهند.

 

در بند اول اطلاعیه هیأت اجرایی روی دو نکته تأکید شده است. به دنبال ابتکاری به این نام بوده‌اند و به دلیل فقدان بودجه از انجام آن بازمانده‌اند:

 

«سازمان ما در گذشته همراه با بسیاری از نیروهای چپ و مترقی در ابتکاری به همین نام شرکت داشت که به دلیل فقدان بودجه علیرغم بسیج های لازم نتوانست به سرانجام برسد .»

 

از آدم و حوا تا ویلبر رایت بشر در عشق پرواز بود. احتمالاً یکی از انسان‌های اولیه نخستین باری که متوجه‌ی پرواز یک پرنده شد، خواست این کار را از روی درختی انجام دهد که با مخ به زمین افتاد و جان داد. صدها تلاش در این زمینه صورت گرفت تا ویلبر رایت به این آرزوی بشری جامه حقیقت پوشاند. راه‌ کارگر به جای قدردانی از تحقق ارزویی که در دل داشتند به روی آن تیغ می‌کشد.

 

طبق گزارش سناتور گالان بودجه‌ی تشکیل دادگاه راسل فلسطین در کیپ تاون ۱۹۰ هزار یورو بوده است. آیا بهای منزل شخصی و دارایی بعضی از اعضای هیأت اجرایی راه کارگر بیش از این مبلغ نیست؟ چرا از خودشان مایه نگذاشتند که برای تشکیل امری به این مهمی پشت تأمین بودجه آن بمانند؟ کسانی که آن‌ها دم از حقوق آن‌ها می‌زنند جانشان را فدا کردند. 

 

هیأت اجرایی راه‌کارگر حرف‌ اصلی‌اش را که شاه‌بیت اطلاعیه‌شان هم هست در همان بند اول زده‌ است. وقتی ما نتوانستیم کاری را انجام دهیم دیگران چرا قادر به انجام آن شدند. پذیرش این واقعیت یعنی قبول بی‌کفایتی خودشان. همین کافی است تا افراد کوتاه‌نظر به ضدیت غیرقابل تصور بیافتند.

 

از هیأت اجرایی راه کارگر که بگذریم متأسفانه تردیدی نبود که گردانندگان «گفتگو‌های زندان» موفقیت این تریبونال را برنتابند، این خشم مستتر را در نوشته‌ی اولیه‌ی همایون ایوانی به خوبی می‌توان دید:

 

«در مجموع با توجه به رنج و دردی که ده‌ها جان‌بدر برده و خانواده‌های جانفشانان کشتارهای رژیم جمهوری اسلامی متحمل شده‌اند و می‌شوند، من، و در این مورد بهتر است بنویسم ما، از برخورد سخت‌گیرانه به سازماندهندگان تریبونال لندن خودداری کرده‌ایم»

 

باید از این همه «بزرگ‌منشی» و «سعه‌صدر» او تشکر کرد. اما چرا بایستی با کسی که برای برگزاری یک دادگاه مردمی علیه جنایات رژیم تلاش و کوشش می‌کند «برخورد سختگیرانه» کرد؟ البته معلوم بود موضع اولیه همایون ایوانی غیرواقعی است و او متاسفانه نخواهد توانست خشم‌اش را نسبت به موفقیت ایران تریبونال پنهان کند و رنجش او به شکلی فوران خواهد کرد. مدت کوتاهی نگذشت که او مواضع جدیدی اتخاذ کرده و گفت:

«بعد از گسترش اعتراضات و نقد ناروشنی­های سياسی و مالی جریانات محافظه­کار و نئولیبرال که در برگزاری تریبونال لندن نقش بازی کردند؛ متحدین شرمگینِ دست راستی­های حزب جمهوری خواه امریکا، محافظه­کاران انگلیسی و یا لیبرال­های هلندی، به جای پس گرفتن مواضع خطرناکشان در قبال جنبش پیشروی آزادی­خواهی و عدالت­جویی در ایران، به جای تقویت جنبش دادخواهی و حمایت از مواضع خانواده­ها، بازماندگان و نیز زندانیان سیاسی جان­بدربرده از کشتارهای رژیم جمهوری اسلامی، بازهم خودشان را در قهقرای دروغ و پخش اطلاعات تخریبی و ناصحیح غرق می­کنند.»

نمی‌دانم چه کسی مسئولیت نمایندگی و سخنگویی خانواده‌ها و بازماندگان و زندانیان سیاسی جان به در برده از کشتارهای رژیم را به همایون ایوانی و تعدادی انگشت شمار زندانی سیاسی در «گفتگوهای زندان» داده است؟ متأسفانه او غرق در «قهقرای دروغ و پخش اطلاعات تخریبی و ناصحیح» است.

 

سؤال اصلی که همچنان می‌خواهند از پاسخ به آن بگریزند این‌جاست؛ چرا هیئت اجرایی راه کارگر، «گفتگوهای زندان» و حزب دو سه نفره‌ی توفان در سال‌های گذشته در مورد ایران تریبونال افشاگری نکردند و خانواده‌های قربانیان سیاسی و جان‌بدربردگان را آگاه نکردند که در «بساط دیگران» بازی نکنند؟ چرا وقتی همه به دام افتادند و کارزار با موفقیت کار خود را شروع کرد این‌چنین لجام‌گسیخته به میدان آمدند؟

 

لیلا قلعه بانی یکی از فعالان کارزار در چهارمین گردهمایی زندانیان سیاسی در گوتنبرگ سوئد که توسط «گفتگوهای زندان» اداره می‌شد شرکت کرد و گزارش مبسوطی در مورد کارزار ارائه داد. چرا آن موقع سکوت کردند؟‌

 

http://www.dialogt.org/index.php?id=78&tx_ttnews[tt_news]=397&cHash=0ce1161807d70a260fc0f58325cc857a

 

گزارش کارزار در این‌جا آمده است. چه چیز پنهان بود یا آن‌ها از آن اطلاع نداشتند؟

 

http://www.irantribunal.com/Maa.html

 

پاسخ از نظر من ساده است، فکر نمی‌کردند این تریبونال برگزار شود. تصورشان این بود که این هم تلاشی است ناموفق. وقتی شنیدند ریاست جلسه را موریس دنبی‌ کاپیتورن نماینده‌ ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد برای بررسی وضعیت نقض حقوق بشر در ایران به عهده دارد به خشم آمدند. باور نمی‌کردند فردی در حد ریچارد فالک گزارشگر ویژه سازمان ملل در ارتباط با نقض حقوق بشر در سرزمین‌های اشغالی فلسطین به ایران تریبونال بپیوندند. فکر نمی‌کردند پروفسور اریک دیوید، استاد حقوق کیفری بین‌الملل و رییس مرکز قوانین بین‌المللی در دانشگاه آزاد بروکسل و یکی از مهم‌ترین کارشناسان عالی رتبه حقوق کیفری در جهان که اتفاقاً چپ رادیکال هم هست را در ایران تریبونال ببینند. وقتی خبر پخش پیام تصویری اسقف دزدموند توتو برنده جایزه نوبل و رئیس کمیته حقیقت یاب آفریقای جنوبی به ایران تریبونال را شنیدند ولوله در میان‌شان افتاد. وقتی این واقعیت شکل گرفت به جای ابراز خوشحالی به صف شدند چشم‌هایشان را بستند، دهان‌هایشان را باز کردند و به روح و روان خانواده‌های شهدا و رنج‌دیدگان چنگ کشیدند. در طول فعالیت‌ سیاسی‌ام این منحط‌ترین و تنگ‌نظرانه‌ترین موضعی بود که از یک جریان سیاسی دیده بودم.

اضافه کنم «کارزار» در راه تدارک دادگاه مردمی، سال گذشته پروفسور کادر اسمال، حقوقدان بزرگ آفریقای جنوبی و عضو برجسته تیم بین‌المللی حقوقدانان ایران تریبونال را به علت سکته‌ی قلبی از دست داد. او سال‌های زیادی از عمرش را همراه نلسون ماندلا در زندان رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی سپری کرد. و دو دوره، عضو دولت نلسون ماندلا و وزیر آموزش و پرورش و آب و منابع طبیعی بود.

 

۲- رقابت؛ «کمیته مرکزی راه‌ کارگر» که می‌گوید اعضای هیأت اجرایی از این سازمان انشعاب کرده‌اند، از تلاش‌های ایران تریبونال حمایت سیاسی و تبلیغاتی به عمل آورده است. «هیأت اجرایی» بایستی در مخالفت با رفقای سابق‌شان در «کمیته مرکزی» به ایران تریبونال حمله کنند و زشت‌ترین نسبت‌ها را به زندانیان سیاسی و خانواده‌های قربانیان بدهند.

افرادی که «گفتگوهای زندان» را اداره می‌کنند که همایون ایوانی از آن‌ها با عنوان «ما» یاد می‌کند با بخشی از گردانندگان ایران تریبونال که کانون زندانیان سیاسی در تبعید را هم اداره می‌کنند مشکل دارند، در هیچ برنامه‌‌ای که از طرف «کانون» برگزار شود شرکت نمی‌کنند. هرچند «کانون» و ایران تریبونال دو تشکل کاملاً‌ مجزا هستند و هیچ ربطی به هم ندارند با این‌حال آن‌ها نمی‌توانند این واقعیت را بپذیرند.  

البته بابک عماد یکی از مسئولان کانون زندانیان سیاسی در تبعید به تنهایی بیشترین سهم را در برپایی ایران‌ تریبونال داشت، که جای قدردانی دارد متأسفانه هضم این واقعیت برای همایون ایوانی و دوستان سخت و دشوار است.

خرداد ۸۹ گزارش قاضی جفری رابرتسون از کشتار ۶۷ توسط بنیاد برومند انتشار یافت و در آن سران جمهوری اسلامی را مسئول این جنایت معرفی کرد و خواهان پیگیرد آن‌ها شد. انتشار این گزارش نه اعتراضی برانگیخت و نه کسی گفت که این گزارش دستاویزی خواهد شد برای شروع جنگ، چرا که نه احساس رقابتی داشتند و نه وجهی برای حسادت. پیشتر وقتی مرکز اسناد حقوق بشر هم گزارشی در این مورد انتشار داد سکوت کردند و نگفتند این گزارش مستند حمله به رژیم قرار خواهد گرفت. در صورتی که می‌دانیم هر دو این مراکز از کمک‌های دولت آمریکا استفاده کرده‌‌اند. البته تأکید کنم که کار این دو مرکز از نظر من مثبت و سازنده است و به نفع حقوق بشر در ایران و مبارزه با فراموشی تمام می‌شود.

مواردی که برشمردم دست به دست هم می‌دهد تا یک جریان سیاسی به «تبهکاری» روی آورد. این را از بابت اتهام‌زنی نمی‌گویم بلکه کلمه‌ی بهتری برای آن پیدا نمی‌کنم. سایت «راه‌کارگر» لینک‌های سخنرانی پیام اخوان را که در نشست «کمیسیون آزادی‌های مذهبی کنگره آمریکا» در افشای نقض حقوق بشر و دفاع از حقوق مردم ایران و علیه تحربم‌هایی که به مردم آسیب می‌رساند ایراد شده انتشار داده است. در این سخنرانی‌ پیام اخوان حتی یک کلمه راجع به «ایران تریبونال» صحبت نمی‌کند اما مسئولان راه کارگر بالای لینک‌ها تیتر زده‌اند: «طرح ایده‌ی «ایران تریبونال» توسط پیام اخوان در برابر کنگره آمریکا». در واقع هیأت اجرایی راه کارگر از ندانستن زبان انگلیسی مردم سوء‌استفاده می‌کند تا سیاست غیراخلاقی‌اش را پیش ببرد. این سایت در ادامه‌ی سیاست فریبکارانه خود، دو لینک زیر را که قطعاً از طرف رفقایشان تولید شده انتشار می‌دهد:

«برگرفته از دیدگاه های سایت خبری جنبش خرداد
حسن می‌گوید:
ژوئیه 12, 2012 در 7:09 ق.ظ.
انسان شرمش میشود از انهایی که در خاورانها در خون غلتیدن . دلم می‌خواهد مغز خر خورده این سیاسی‌ها را محکم به میز این دادستان شارلاتان بکوبم. بلکه از خریت بیرون بیایند.

پاسخ
فریده می‌گوید:
ژوئیه 12, 2012 در 7:18 ق.ظ.
از دیشب که این فیلم را دیدم . گریه می‌کنم. برای برادر در خون غلتیده‌ام در خاوران. خوش بحال مادرم که دچار الزایمر است و متوجه این مسایل نیست. این مرد دادستان نیست مزدور امریکا است .»

 

http://rahekargar.wordpress.com/2012/07/10/96129 /

آیا می‌توان هیأت اجرایی راه کارگر را که به چنین شیوه‌های ماکیاولیستی متوسل می‌شود مدافع منافع مردم ایران و کارگران نامید؟

 

چرا این دادگاه جنایات امپریالیسم آمریکا در سطح بین‌المللی و تحریم‌ رژیم و خطر جنگ را محکوم نکرده است؟

همانطور که گفتم عمده‌ی کسانی که این روزها به ضدیت هیستریک با «ایران تریبونال» برخاستند و این ادعاها را طرح کردند مربوطند به هیئت اجرایی راه‌کارگر یعنی وابستگان محمدرضا شالگونی، یک بار تحت عنوان هیئت اجرایی و روز دیگر تحت عنوان سردبیری سایت راه کارگر اطلاعیه می‌دهند. این‌ها موفقیتی حاصل نمی‌کنند و هنگامی که درخشش ایران تریبونال را می‌بینند به ناتوانی خود پی می‌برند و البته جری‌تر و خشمگین‌تر می‌شوند و دروغ‌های هرچه بزرگتری را تولید می‌کنند.

این بار از زبان اعضای ارکستر هیئت اجرایی و همکارانشان از جمله محمدرضا شالگونی، یاسمین میظر، احمد نوین، ارژنگ بامشاد، یوسف لنگرودی، امیر جواهری همان مضمون را به شکل خسته‌کننده‌ای تکرار می‌کنند. آخر همه هم فرخنده آشنا را تحت عنوان زندانی سیاسی سابق به میدان می‌فرستند.

ما که اسیر جو‌سازی و شانتاژ این و آن نمی‌شویم. کار حقوقی خود را دنبال می‌کنیم. کارزار هدف خود را روشن و واضح و رسا چنین بیان داشته است:‌

«هدف این کارزار، تشکیل دادگاهی است برای رسیدگی به اعدام های دسته جمعی و گسترده سال های اولیه دهه ۶٠ و قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶٧. ما، جمعی از خانواده های جان باختگان و جان بدر بردگان از کشتارهای دهه ۶٠، این تلاش را آغاز کرده ایم. این کارزار تاریخی، تلاشی است برای دادخواهی و یک دست کردن مبارزات‌مان برای رسیدگی به قتل عزیزان مان. » 

محمدرضا شالگونی و همراهان هنوز متوجه نشده‌اند که «ایران تریبونال» چنان که از نامش پیداست قرار نیست جنایات دولت آمریکا در ویتنام و عراق و گوانتانامو و ابو غریب و کودتای ۲۸ مرداد و ... را بررسی کند. این دادگاه تنها به جنایات رژیم در دهه‌ی ۶۰ رسیدگی می‌کند. حتی قرار نیست جنایات رژیم بین سال‌های ۵۷ تا ۶۰ و همچنین ۷۰ تا ۹۱ را مورد رسیدگی قرار دهد. در حالی که قطعاً می‌بایستی در دادگاه دیگری به این مسئله رسیدگی شود. بهانه‌جویی «راه‌کارگر» همانقدر ناشیانه‌ و به دور از عقلانیت است که کسی مدعی شود چرا دادگاه راسل، قبل از شروع به کار، جنایات امپریالیسم انگلیس در مستعمرات را محکوم نکرده و راسل این «اشراف‌زاده‌ی انگلیسی» از روی آن پریده است؟ یا چرا این دادگاه به موضوع کودتای ۲۸ مرداد نپرداخته است؟ یا چرا دادگاهی که به جنایات امپریالیسم آمریکا در ویتنام می‌پردازد به موضوع حمله به خلیج خوک‌ها در کوبا نپرداخته یا بر جنایات امپریالیسم فرانسه در ویتنام و اشغال این کشور که زمینه‌‌ساز تهام نظامی آمریکا بود چشم می‌پوشد و آن را محکوم نمی‌کند؟ یا اگر برگزارکنندگان آن راست می‌‌گویند چرا در ابتدای شروع به کار این دادگاه، دادگاه‌های امپریالیستی که توسط متفقین در نورنبرگ تشکیل شد و طرف بازنده جنگ را به محاکمه کشید محکوم نکردند؟‌

فراموش نکنیم که همین هیأت اجرایی در سایت‌شان از برگزاری دادگاه راسل درباره‌ی فلسطین حمایت کردند. این دادگاه حتی در حد یک کلمه در محکومیت دولت آمریکا در حمایت از اسرائیل و اشغال سرزمین‌های عربی موضع‌گیری نکرد. این دادگاه خواهان «احقاق حقوق فلسطينى‌ها برپايه‌ی موازين حقوقى بين‌المللى» شد، و مطلقاً «حاکمیت سرمایه» و «امپریالیسم» و ... را محکوم نکرد.

 

هرچند بسیاری از کسانی که در ایران تریبونال فعالند دارای نظرات سیاسی خاص هستند اما ما ائتلاف سیاسی تشکیل نداده‌ایم و نمی‌خواهیم بدهیم که در زمینه‌ی مسائل گوناگون سیاسی موضع‌گیری کنیم. ما یک کارزار «تک موضوعی» برای بررسی جنایات دهه‌ی ۶۰ رژیم تشکیل داده‌ایم. یکی از دلایل شکست تلاش‌های قبلی که اتفاقاً راه کارگر هم در آن حضور داشت موضع‌گیری‌های سیاسی آن بود که همان موقع زنده یاد منصور حکمت با تیزبینی متوجه‌ی آن شد و نوشت:  

«در يک مکالمه تلفنى، در پاسخ دعوت آقاى روستا براى حمايت حزب از آکسيون تريبونال  ) يا فراخوان همزمان حزب) عليه سفر خاتمى به فرانسه، مشخصاً و صريحاً نکات زير را به  ايشان گفته‌ام و نامه‌اى با همين مضمون هم براى ايشان خواهد رفت .  ۱ - ما از تريبونال بعنوان يک کمپين تک موضوعى بر سر محاکمه سران رژيم، به  رهبرى آقاى روستا حمايت کرديم و هنوز هم اگر تريبونال رسماً به اين قامت خود برگردد  همين سياست حمايت را خواهيم داشت .  ۲ - جاى تأسف است که تريبونال مي‌رود به ظرف ديگرى براى اتحاد عمل سازمان‌هاى سنتى  و عناصر منفرد اپوزيسيون با يک برنامه عمل وسيع و نامعيّن تبديل شود. ما به اين نوع  اتحاد عملها، که ماهيتا به تريبونهاى موقت جديدى براى ابراز وجود گروهها و محافل  متفرق مرکز و چپ مرکز در خارج کشور تبديل مي‌شود، علاقه‌اى نداريم .  ۳ - به اين دليل مادام که تريبونال رسما به دستور کار پيشين خود بازنگشته است، از  همکارى با تريبونال معذوريم .  »

 

http://hekmat.public-archive.net/fa/3893fa.html

 

همان موقع هم مشخص بود که اتخاذ مواضع سیاسی و تشکیل آکسیون‌های اعتراضی و ... یعنی دور شدن از هدف اصلی و کنار گذاشتن گام به گام آن. مسئولان مربوطه هرچه از توان‌شان در تشکیل «تریبونال» نا‌امید می‌شدند غلظت سیاسی حرکت‌شان را بیشتر می‌کردند تا این که نهایتاً‌ اصل موضوع را کنار گذاشتند.

 

ارژنگ بامشاد یکی از اعضای هیأت اجرایی راه کارگر پرسیده است: «افراد و شخصت های ایرانی گرداننده «تریبونال» که برخی نیز از زندانیان سیاسی سابق هستند، چرا خود را به طور کامل معرفی نمی‌کنند؟ چرا حتی زندانیان جان بدر برده ای که بخاطر این ابهام از همکاری با آن سر باز زده‌اند نباید بدانند که این افراد چه کسانی هستند و چه تاریخچه‌ای دارند؟»

 

حتی یک فرد و شخصیت ایرانی گرداننده‌ی «ایران تریبونال» نیست که معرفی نشده باشد. چه برسد به زندانیان سیاسی‌ای که با این جریان همکاری می‌کنند. من یکی از سخنگویان «ایران تریبونال» هستم و افتخار همکاری با این کارزار مردمی را در طول سال‌های گذشته داشته‌ام. بارها هم در رسانه‌های مختلف از جمله تلویزیون کومله وابسته به حزب کمونیست و رادیو همبستگی سوئد، دویچه‌‌وله، بی بی سی و ... در این رابطه مصاحبه کرده‌ام. تاریخچه زندگی من را مقایسه کنید با ارژنگ بامشاد که خواهان شفافیت است. آیا از سابقه‌ی سیاسی و اجتماعی و خانوادگی و ... من چیزی هست که در مورد آن اطلاع رسانی نکرده باشم؟ آیا تاکنون تصویری از ارژنگ بامشاد در رسانه‌ها دیده‌اید؟ آیا در مورد او و سابقه‌اش که این سئوال را مطرح می‌کند اطلاع رسانی شده است؟ آیا تاکنون در جایی اسامی و تعداد اعضای هیأت اجرایی راه‌کارگر آمده است؟ ملاحظه کنید در اطلاعیه هیأت اجرایی این سازمان در ارتباط با انشعاب در سازمان‌شان چه آمده است:‌

«یادآوری می‌کنیم که در اسناد هیچ جا نام تشکیلاتی رفقا نیامده است. نام های تشکیلاتی به نام های اصلی و قلمی رفقا ( در مواردی که چنین نام های از سوی رفقا به طور علنی استفاده شده ) تغییر یافته و در بقیه موارد اسامی حذف و به جای آنها از حروف اول نام استفاده شده است.

هیأت اجرایی سازمان کارگران انقلابی ایران – راه کارگر

۲۰ ژانویه ۲٠۱٠»

http://asnadeenshab.wordpress.com/category/1-

 

این افراد ایران تریبونال را به عدم شفافیت متهم می‌کنند. 

برخلاف سیاست هیأت اجرایی راه کارگر، در این آدرس اسامی سخنگویان کارزار ایران تریبونال و شماره‌ تلفن‌های تماس آن‌ها در ۱۷ شهر و کشور آمده است.

 

http://www.irantribunal.com/ASNAD/Bayanieh-Matboati.html

 

عیسی صفا از اعضای سابق راه‌کارگر و وابستگان به حزب توده پرسیده است: «شما ادعا می‌کنید که سال‌ها در تدارک ایران تریبونال بوده اید و هییت سیاسی [منظور هیئت اجرایی راه‌کارگر است] موضعی در این باره نگرفته بوده است. چرا تدارک سال‌ها فعالیت رسانه‌ای نشده بود؟ چرا این دادگاه بی سرو صدا تهیه شده است؟ شما ادعا می‌کنید این فعالیت جنبه حقوق بشری دارد. نه این طور نیست إ بحث بر سر محاکمه کل یک دولت است و بنابراین کاری با اهمیت سیاسی درجه اول. شما در این بیانیه مجبور شده اید از پیام اخوان دفاع کنید چرا؟ در ضمن اگر مبارزه ضد امپریالیستی حزب توده ایران معنا و مفهومی نداشت خود شما هم بر اصل بودن این مبارزه در بیانیه خود تاکید نمی‌کردید. »

 

http://www.akhbar-rooz.com/ideas.jsp?essayId=46310

 

ایران تریبونال از سال‌ها پیش سایت رسمی داشته است. کلیه فعالیت‌هایش را به اطلاع همگانی رسانده است. ده‌ها مصاحبه‌ مطبوعاتی با رادیو، تلویزیون‌ها داشته، فراخوان‌های رسمی‌اش بارها در سایت‌های اینترنتی انتشار یافته است. جزئیات فعالیت‌ها و پیشرفت‌ کارها را به اطلاع عموم رسانده است. مسئولان آن در تجمعات و گردهمایی‌های متعدد در سراسر جهان شرکت کرده و اهداف «کارزار» را تشریح کرده‌اند آنوقت فردی که ظاهراً در طول سال‌های گذشته در «غار اصحاب کهف» به خواب رفته بود مدعی می‌شود «چرا تدارک سال‌ها فعالیت رسانه‌ای نشده بود» به نظرم مخالفینی در حد عیسی صفا و ابواب جمعی «راه‌کارگر» بیش از هرچیز درخشش «ایران تریبونال» را هم می‌رساند.

 

همایون ایوانی از مسئولان گفتگوهای زندان پیشنهاد کرده است «برای بررسی درستی یا نادرستی دریافت‌های مالی از دولت‌ها و وزارت‌خانه‌ها به منظور برگزاری جلسه و میزان درستی تخصیص منابع مالی به اهداف اعلام شده، تشکیل یک هیئت مستقل بازرسی مالی با حضور افرادی که مورد اطمینان مخالفین و موافقین چنین آکسیونی بوده‌اند، تشکیل شود» نظر شما در این مورد چیست؟

ایران‌تریبونال نهادی است مردمی، که تار و پودش با تلاش و کوشش همراهانش که همانا مردم باشند شکل گرفته است و خود را در مقابل آن‌ها پاسخگو می‌داند. و از ارائه گزارش جزیی‌ترین منابع‌اش به مردم ابایی ندارد. اما نمی‌فهمم «هیئت مستقل بازرسی مالی» چه صیغه‌ای است. کارزاری تشکیل شده، محصول تلاش‌هایش برگزاری آبرومندانه‌ «ایران تریبونال» در ساختمان عفو بین‌الملل لندن بوده است، بعد از پایان موفقیت‌آمیز اولین مرحله‌ی دادگاه عده‌ای که حتی از ایده‌ی تشکیل چنین دادگاهی حمایت نکردند، برعکس از هیچ سنگ‌اندازی هم فروگزار نکردند مدعی تشکیل «یک هیئت مستقل بازرسی مالی» می‌شوند. به اسامی‌ای که از تشکیل «کارزار تدارک دادگاه بین­المللی برای رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در زندان­های ایران» حمایت کردند توجه کنید. نامی از‌ آن‌ها حتی در حمایت از تدارک این کارزار نیست.

 

http://www.irantribunal.com/ASNAD/Gozaresh-20Dec-09.html

 

این پیشنهاد‌ها را قبل از تشکیل دادگاه و در جریان فعالیت‌های کارزار می‌کردند؛ خودشان می‌آمدند و گوشه‌ای از کار را به عهده می‌‌گرفتند و خواهان در دست داشتن مسئولیت کمیته تأمین منابع مالی کارزار می‌شدند. از طریق مشارکت فعال نظراتشان را هم پیش می‌بردند. مگر کسی جلوی آن‌ها را گرفته بود؟ برگزارکنندگان ایران تریبونال چه کسی را محروم کردند؟‌ در کارزار هم که قدرت قهریه نداشتند مانع طرح نظرات آن‌ها شوند. محدودیت و شرط و شروطی نبود. به لحاظ فکری و نظری و سابقه‌ی تشکیلاتی، فعالین اصلی کارزار که با ایشان و همفکرانشان نزدیک‌تر از من هستند. چرا هیچ محدودیتی برای من قائل نشدند؟ گزارش جزیی‌ترین امور را که گاه لازم هم نبود به من می‌دادند. مسئولیت‌هایی که خواهانش نبودم را به اصرار به من می‌دادند تا خودم در جریان قرار بگیرم. گزارش بیش از هشتاد نشست برای فعالان در طول این سال‌ها ارسال شده است. همه در جریان جزیی‌ترین تصمیمات بودند. نمی‌دانم چرا همایون ایوانی پیش‌تر به فکر اجرای این طرح برای سمینارهای برگزار شده توسط خودشان نیفتاده بود؟‌

در جریان کنفرانس مطبوعاتی که در لندن برگزار شد جان کوپر رئیس کمیته راهبردی حقوقدانان ایران تریبونال در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که گفته می‌شود، هزینه‌های این دادگاه را دولت آمریکا تامین می‌کند، گفت، «قبل از هرچیز باید بگویم من و سایر همکارانم داوطلبانه به این پروژه پیوسته‌ایم و پولی دریافت نمی‌کنیم. ما مطلقاً، هیچ کمکی از سازمان‌ها و دولت‌ها نمی‌گیریم. من حتا، با نمایندگان پارلمان و احزاب در باره این پروژه صحبت نکرده‌ام که شائبه وابستگی به آنها را پیدا نکنیم. تأمین هزینه‌های این دادگاه به عهده کمیته‌ای است که از طرف سازماندهندگان برای جمع‌آوری کمک‌های مالی از افراد و نه دولت‌ها سازماندهی شده است.»  فکر می‌کنید حقوقدان بزرگ و با تجربه‌ و مستقلی مثل جان کوپر نمی‌فهمد چه کار می‌کند که آبروی چندین و چند ساله‌ و اعتبار حرفه‌ای‌اش به سادگی توسط ما از بین نرود.

یا پروفسور دانیل تورپ، وقتی می‌گوید: «شاید هیچ کس به اندازه ما در این باره دغدغه فکری نداشته باشد. شرط پیوستن من به این پروژه، استقلال آن از دولت‌ها و احزاب سیاسی بوده است. من حاضر نیستم در دعواهای سیاسی، طرف یکی را علیه دیگری بگیرم» عقلش به اندازه‌ی‌ هیأت اجرایی راه کارگر و گردانندگان «گفتگوهای زندان و حزب دو سه نفره‌ توفان و عباس فرد و فرخنده آشنا و احمد نوین و ارژنگ بامشاد و امیر جواهری و یاسمین میظر و محمدرضا شالگونی و ... نمی‌رسد؟ 

 

بر سر شرکت یا عدم شرکت در ایران تریبونال، جدال قلمی‌ای بین آذر ماجدی و همایون ایوانی در مورد استفاده نیروهای چپ از منابع مالی دولت‌های مختلف سرمایه‌داری مطرح شد، نظر شما در این مورد چیست؟

هرچند این مسئله مستقیماً به ایران‌تریبونال ربطی ندارد چرا که صرف‌نظر از دیدگاه هریک از ما در رابطه با استفاده از کمک‌های دولتی، ایران‌ تریبونال تصمیم‌ گرفته است که از کمک دولت‌ها استفاده نکند و من هم در چهارچوب تصمیمات و پرنسیب‌های ایران تریبونال حرکت می‌کنم؛ اما در این مورد خاص به نظر من آذر ماجدی واقعیتی را که اظهر من الشمس است مطرح کرده و گفت:

 

«تا آنجا که به دریافت پول از دولت‌های مختلف سرمایه‌داری که بنوعی در سرکوب و کشتار در سطح جهان سهیم هستند، مربوط می‌شود، عمده احزاب و سازمان‌های اپوزیسیون و نهادهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و هنری‌ای که توسط اپوزیسیون چپ در خارج کشور ایجاد شده است، از دولتی کمک مالی گرفته‌اند. در کشورهای مختلف اروپایی نهادهای بسیاری موجودند که بنوعی به سازمان‌های اپوزیسیون وابسته‌اند و اینها همه با کمک مالی دولت‌های مختلف تشکیل شده‌اند. دولت‌هایی که عضو سازمان ناتو هستند.»

 

همایون ایوانی در پاسخ مطالبی را عنوان کرد که چندان با واقعیت نمی‌خواند:

 

«ثالثاً «...عمده... نهادهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و هنری‌ای که توسط اپوزیسیون چپ در خارج کشور ایجاد شده است، از دولتی کمک مالی گرفته‌اند...» این سومین ادعای مستتر در یک جمله مشعشع آذر ماجدی است! تشکل‌های دمکراتیک شهری و فعالیت‌های اپوزیسیون چپ در طول سال‌های اخیر برخلاف ادعای آذر ماجدی، عمدتا با اتکا به منابع مالی محدود فعالین مستقل چپ و کمونیست در این شهرها بوده است. تماس مداوم ما با این فعالین در سطح اروپا و آمریکا، به خاطر یادمان‌های کشتار سراسری رژیم جمهوری اسلامی و بزرگداشت راه و ارزش‌های رفقای جانفشان و همبندیان جانباخته‌امان، تجربه ملموسی را برای تک تک فعالین گفتگوی زندان بوجود آورده که فعالین شهرها و کشورهای مختلف با چه فشار و سختی‌ای منابع برگزاری مراسم‌ها را فراهم می‌آورند. ادعای آذر ماجدی شاید به نهادهای خود ساخته ح.ک.ک. مربوط می‌شود که بنا به اظهار خود ایشان، از دولت‌ها در چارچوب سیاست «رئال پولیتیکشان» پول می‌گیرند و آروغی به نفع پرولتاریا در رسانه‌های خودشان می‌زنند

 

برای سنجش عیار ادعاهای همایون ایوانی از گفته‌های امیر جواهری که در برگزاری چهارمین گردهم‌آیی «گفتگوهای زندان» در گوتنبرگ سوئد با ایشان همکاری داشت و اتفاقاً یکی از اعضای هیأت اجرایی راه کارگر است استفاده می‌کنم. امیر جواهری می‌گوید:

 

«موضوع بیدراگ یا (کمک مالی) از آن جنس ناچسب گردهمآیی چهارم [گفتگوهای زندان] است. بیش از هرچیزی باید بگویم؛ موضوع پول همواره در جامعه ایرانی، یک اثرش تخریب روابط و بی‌معنی ساختن جنبه ارزشی کار بجامانده از خرد و توانایی جمعی است. کافی است که کسی از موضع " انقلابی" گری، مخالف فکری‌اش را "بیدراگ" بگیر معرفی کند. باید سال‌ها دنبال چنین اتهامی دوید تا اثبات کرد یاری‌های مالی در سوئد بذل و بخشش غنایم نیست. تو، من و ما مجازیم اگر کاری برای عرضه به غیر داده‌ایم، اگر تشکلی را به سامان برده‌ایم که در این کشور به ثبت رسیده و کارکزد اجرایی داشته و داریم‌. برای واخواست فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی خود از کمک‌های دولتی بهره می‌گیریم وگرنه از این خبرها نیست ! »

 

چنانچه ملاحظه می‌کنید امیر جواهری از دریافت کمک‌های دولتی در صورتی که «کاری برای عرضه به غیر» داشته باشیم دفاع می‌کند. و همه‌ی ما می‌دانیم او برای اداره‌ی کانون اندیشه در طول سال‌های گذشته از کمک‌های دولتی برخوردار بوده است.

وی در ادامه از دریافت کمک‌های دولتی در برگزاری چهارمین گردهم‌آیی «گفتگوهای زندان» در گوتنبرگ دفاع کرده و می‌گوید:

«... بی مناسب نیست که کشور سوئد را کشور انجمن‌ها و کلوب‌های پرشماری می‌شناسند که با همین بیدراگ‌ها [کمک‌های مالی دولتی] روی پای خود هستند. تشکل‌هایی که دهها کار بزرگ و کوچک را به سامان برده و منشاء اثرند. صد البته سوء استفاده‌های مالی هم صورت گرفته و می‌گیرد. اما ما در برابر گردهم‌آیی چهارم تنها نهاد ( آ ب. اف)  بعنوان یگانه اسپانسور بین ما و مسئولین سالن (فولکت هوس) بعنوان واسطه مالی عمل کردند. پولی به دست ما اعضاء "کمیته اجرایی شهری" و یا " کمیته برگزارکننده چهارمین گرد هم‌آیی" داده نشد تا اعلام داریم این حد گرفتیم و این حد هزینه کردیم.  فاکتور سالن‌ها از طرف مسئولین "فولکت هوس موندال " عیناً به سازمان " آ. ب. اف" مرکزی گوتنبرگ داده شد و محاسبه گردید.»

 

سالن مربوطه ساختمان سه طبقه‌ای است که به مدت سه روز در اختیار این گردهم‌آیی بوده است. از نظر من آن‌چه امیر جواهری می‌گوید درست و واقعی است. یعنی زحمت حساب کردن و پرداخت صورت‌حساب‌ها را هم متحمل نشده‌اند و نهادهای دولتی خود به این امر پرداخته‌اند. تعداد دیگری از مسئولان برگزاری گرد‌هم‌آیی نیز در سال‌های گذشته از بودجه‌های دولتی استفاده کرده‌اند. اما اگر چنانچه ایران تریبونال از این منابع استفاده کرده بود «گفتگوهای زندان» و هیأت اجرایی راه کارگر همین نظر را داشتند؟

 

حال توجه کنید امیر جواهری در پاسخ به کسانی که نسبت به دریافت کمک‌های دولتی به او و برگزارکنندگان چهارمین گردهمایی گفتگوهای زندان انتقاد کرده‌اند چه می‌گوید:‌

 

«شارلاتانیزم موجود در شهر، بدلیل بی‌اعتباری و کوس رسوایی و بی عملی خود، ما را "بیدراگ بگیر" و خود را منزه معرفی می‌کنند . ... این کمک گرفتن‌ها برای آقایان، مجاز و سوسیالیستی و منشاء خیر برای "آگاهی توده ها و " انقلاب توده"‌ها است ولی آن دیگران چنانچه یاری مالی شفاف بگیرند و در عوض کار هم ارائه دهند، ناسالم و غیرمجاز تلقی می‌گردد.»

http://www.dialogt.org/index.php?id=78&tx_ttnews[tt_news]=388&cHash=07a6052d7f73eaa81970ae8bee3f3ed5

 

آیا «مرکز اسناد حقوق بشر» و «بنیاد برومند» در ازای کمک مالی شفافی که گرفته‌اند کار ارائه نداده‌اند؟ با توجه به آن‌چه در بالا آمد آیا فکر نمی‌کنید همایون ایوانی یک عذرخواهی به آذر ماجدی بدهکار است که واقعیت را بیان نموده است؟

ایران تریبونال از دریافت همین «بیدراگ‌ها» هم محروم بوده است. آیا هیأت اجرایی راه‌کارگر و «گفتگوهای زندان» شایسته‌ی آن‌چه امیر جواهری در مورد «شارلاتانیزم موجود در شهر» می‌گوید نیستند؟‌

 

به مسئولیت پیام اخوان در دادگاه جنایت علیه بشریت لاهه و شرکت در دادگاه میلوسویچ و رواندا اشاره شده و به همین دلیل وی را به همدستی با امپریالیسم متهم کرده‌اند، چرا از وی به عنوان دادستان در ایران تریبونال استفاده شده است؟‌

 

بله در اطلاعیه هیأت اجرایی راه‌کارگر آمده است که چرا دادگاه بین‌المللی برای رسیدگی به جنایت علیه بشریت در یوگسلاوی سابق محاکمه‌ی سران قدرت‌های جهانی مثل بوش و تونی بلر و شرکاء را به خاطر تحریم اقتصادی و حمله به عراق و ... محاکمه نکرده است.

گویا در سطح بین‌المللی پیام اخوان تصمیم‌ می‌گیرد که چه کسی را محاکمه کنند و چه کسی را محاکمه نکنند. گیرم که سران کشورهای اروپایی و آمریکایی و ... شایسته محاکمه در دادگاه جنایت علیه بشریت باشند این چه ربطی دارد به عدم رسیدگی به اتهامات جنایات‌کاران علیه بشریت در رواندا و یوگسلاوی سابق. لابد چنانچه روزی دادگاه جنایت علیه بشریت خواست به اتهامات خامنه‌ای و احمدی نژاد و جنایتکاران علیه بشریت در ایران رسیدگی کند محمدرضا شالگونی و ابواب جمعی به پشتیبانی از آن‌ها درآمده و اعلام می‌کنند مادامی که جورج بوش محاکمه نشده نبایستی به اتهامات این افراد رسیدگی کرد.

 

از این گذشته بیانیه‌ راه‌کارگر و مقالات هیات‌اجرایی‌شان نشانگر سطح پایین اطلاعات این افراد است.

 

اتفاقاً یکی از کشورهایی که «اساسنامه رم» را امضا نکرده و به دادگاه کیفری بین‌المللی نپیوسته دولت آمریکاست. ضمن آن که در چارچوب ماده 98 اساسنامه رم مبادرت به انعقاد موافقنامه‌هاي دو جانبه با تقریباً نيمي از كشورهاي دنيا كرده و براي اينكه اتباع اين كشور مشمول ديوان بين‌المللي كيفري نباشند، خود را مستثني کرده است.

نپیوستن آمریکا به اساسنامه رم مانع از آن می‌شود که علیه مقامات آمریکایی در دادگاه کیفری بین‌المللی پرونده باز شود. یعنی چنانچه شما بخواهید علیه جورج بوش اقامه دعوا کنید هم در حال حاضر امکانش نیست.

از این که بگذریم برای یک حقوق‌دان، شرکت در تیم حقوقی دادگاه لاهه و در محاکمات میلوسوویچ و رواندا افتخار و اعتبار است.

 

اما چنانچه در اطلاعیه هیأت اجرایی راه کارگر آمده، پیام اخوان یکی از «رهبران جوان جهانی» در کنفرانس سالانه داووس است که در آن سران «سرمایه جهانی» برای هماهنگی سیاست‌های‌شان در سطح جهان تشکیل می‌شود. آیا چنین چهره‌ای می‌تواند دادستان دادگاهی از نوع راسل باشد؟

آن‌چه راه کارگر می‌گوید کشیدن عکس مار روی تخته سیاه و فریفتن عناصر ناآگاه و کسانی است که با روابط بین‌المللی و همایش‌های بین‌المللی آشنا نیستند. داووس هر ساله در حدود ۲۰۰ جوان زیر چهل سال را تحت عنوان «رهبران جوان جهانی» از میان اقتصاددانان، سیاستمداران، فعالان جامعه مدنی، عرصه فرهنگ و هنر، آکادمیسین‌ها و فعالان رسانه‌ای از سراسر جهان برای شرکت در اجلاس‌ انتخاب می‌کند. پیام اخوان که استاد دانشگاه مک گیل است هم یکی از انتخاب شدگان بوده است. کما این که تلویزیون بی بی سی «بلندگوی استعمار پیر» و عامل کودتای ۱۲۹۹ و ۱۳۳۲ هر از چند گاهی محمدرضا شالگونی گرداننده هیأت اجرایی راه کارگر را هم به عنوان میهمان به برنامه‌هایش دعوت می‌‌کند و او فرصت حضور در رسانه‌ی «امپریالیستی» را از دست نمی‌‌دهد. آیا در آن هنگام عقل «امپریالیسم»‌ و «بوق‌های تبلیغاتی» اش کار نمی‌کند؟ همین روابط امپریالیستی اجازه می‌دهد یاسمین میظر در دانشکده فنی گلاسگو به تدریس بپردازد یا پناهندگی سیاسی و حق‌شهروندی و امکانات گوناگون در اختیار اعضای «هیأت اجرایی راه کارگر» قرار می‌دهد که تیشه به ریشه‌ی امپریالیسم در سطح جهانی زده و آن را سکه‌ی یک پول کنند.  

علاوه بر نمایندگان سیاسی دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ چند‌ملیتی بزرگترین شخصیت‌های بین‌المللی در عرصه‌های گوناگون فرهنگی، هنری و اجتماعی در داووس شرکت می‌کنند. نلسون ماندلا در سال ۱۹۹۲ در همین کنفرانس با اف دبلیو کلرک دیدار کرد. یا عرفات در سال ۹۴ با شیمون پرز دیدار کرد. بیان این مطالب کوته نظری را می‌رساند مثل این که کسی بگوید چرا نلسون ماندلا که به لندن رفت و سوار کالسکه‌ی سلطنتی ملکه‌ی انگلیس شد که کسی تا به حال نشده و چرا بزرگترین چهره‌های هالیوود و مد و موسیقی و ... در مراسم تولد او شرکت کردند لابد که با استعمار پیر سازشی کرده و با سرمایه جهانی و ... کنار آمده است.

پیام اخوان در اجلاس داووس شرکت داشت و به خاطر مواضع درست و اصولی‌اش دیگر به آن‌جا دعوت نشد. این بزرگترین امکان برای ماست که بتوانیم از طریق افرادی مثل پیام اخوان در مجامع بین‌المللی از حقوق مردم ایران دفاع کنیم. این امکان و فرصت به سادگی به دست نمی‌آید. رژیم با تمام امکاناتش در این مجامع شرکت و تلاش می‌کند در تصمیم‌گیری‌‌های جهانی در رابطه با خودش تأثیر گذار باشد. متأسفم که این افراد از دانش‌آموختگان حوزه‌ی علمیه قم هم عقب تر هستند.

دلیل عدم دعوت از پیام اخوان برای شرکت در اجلاس داووس در سال‌های گذشته واضح است. او در سال ۲۰۰۸ در حالی که سید محمد خاتمی، در اجلاس داووس شرکت کرده و ایران را «دموکرات‌ ترین سرزمین خاورمیانه» می‌نامید و قالیباف به عنوان یکی از ۵۰ شهردار برتر جهان برای جذب ۴ میلیارد دلار سرمایه‌ی جهانی می‌کوشید و با شهرداران سانفرانسیسکو و لندن و میلان دیدار می‌کرد و به مذاکره با رئس جمهور سوئیس، قائم مقام وزیرخارجه سوئیس، وزیر خارجه سوئد و ... می‌پرداخت و از آن‌ها می‌خواست نگاه غرب به ایران را تغییر دهند و  منوچهر متکی نیز از فرصت استفاده کرده ضمن ارسال پیام برای شورای امنیت با نخست وزیر هلند و وزرای خارجه انگلستان و هلند و دیگر کشورها در جهت تأمین منافع رژیم ملاقات می‌کرد و آیت‌الله هادوی تهرانی رئيس جمهور آمریکا را اندرز می‌داد که حقوق بشر را در این کشور رعایت کند، به عنوان نماینده‌ای از طرف مردم ما ایستاد و از حق مردم‌مان دفاع کرد.

او در پانل مهمی تحت عنوان حقوق بشر و آینده خاورمیانه همراه با جواد لاریجانی شرکت کرد و هنگامی که او ایران را به عنوان الگویی در زمینه‌ی رعایت حقوق بشر معرفی کرد پبام اخوان مقابل بیش از ۲۰۰ نخبه‌ی جهانی بطور غیرمعمولی پاسخ او را داد که موجب شوکه شدن وی و حضار شد. چرا که در چنین مجامعی رعایت تعارفات دیپلماتیک را می‌کنند و حرف‌‌شان را نمی‌زنند و یا در پوشش الفاظ پیچیده بیان می‌کنند اما پیام اخوان رک و پوست کننده او را به دروغگویی متهم کرد و فجایعی را که در کشورمان به وقوع می‌پیوندند توضیح داد. با توجه به شناخت و تجربه‌ای که از سازوکار روابط بین‌‌المللی دارم مواضع و فعالیت‌های پیام اخوان به لحاظ موقعیت فردی به نفع‌اش نیست .

 

چه اصراری بود از پیام اخوان که به خاطر مواضع‌اش روی او حرف است استفاده شود؟

در حالی که عضویتی در کمیته‌های مربوطه و انتخاب او نداشتم اما اگر قرار بود من یک حقوقدان ایرانی را برای حضور در دادگاه انتخاب کنم حتماً پیام اخوان را انتخاب می‌کردم. مگر نام پیام اخوان امروز مطرح شده است. سه سال قبل پیام اخوان همراه با ریچارد فالک و بابک عماد به مصاحبه با رادیو زمانه پرداخت.

 

http://www.irantribunal.com/Faaliatha.html

 

در فوریه ۲۰۱۱ وقتی کمیته راهبردی بین المللی حقوقدانان ایران تریبونال تشکیل شد و نام وی در میان آن‌ها بود چرا یادشان نبود چیزی بگویند؟

http://www.irantribunal.com/ASNAD/Komit-e%20Hoghoghdanan.html

 

بعد هم از سوی چه کسی حرف است؟ عده‌ای کوته‌فکر که در بهترین حالت همچنان در توهمات خود به سر می‌برند؟ فکر می‌کنید اگر به جای پیام اخوان فرد دیگری بود، موضوع امپریالیسم و شورای امنیت و دسیسه‌ی حمله‌ به ام‌القرای اسلامی که این افراد برایش دل می‌‌سوزانند مرتفع می‌شد؟ دعوت این‌ها چشم‌بستن بر جنایات رژیم و سکوت و بی عملی است. مطالب مطرح شده از سوی آن‌ها عجیب و غریب است و گاه نشانه‌ای از عقلانیت در آن نیست. مثلاً برای بی‌اعتبار نشان دادن اعضای هیئت ژوری ایران تریبونال می‌گویند سر جفری نایس عضو حزب محافظه کار انگلیس است، مثل این که کسی بگوید دادگاه راسل فلسطین بی‌اعتبار است چرا که لرد انگلیسی آنتونی گیفورد Lord Anthony Gifford, عضو آن است؛ این دو نفر نشان‌دهنده‌ی اعتبار هر دادگاهی هستند.

فکر می‌کنید این افراد چه درصدی از جامعه‌‌ی ایران را تشکیل می‌دهند؟ آیا هیات اجرایی راه‌کارگر تاکنون توانسته است ابتکاری را حتی علیه «امپریالیسم» سازماندهی کند؟ کی و کجا؟ آیا توانسته یک تظاهرات نیم‌بند که چه عرض کنم یک اکسیون کوچک اعتراضی با نام خودش در خارج از کشور برپا کند؟ اصلاً چرا ما بایستی بر اساس خوش آمد این افراد حرکت کنیم؟ آن‌ها که محلی از اعراب ندارند.

ملاحظه کنید احمد نوین از اعضای هیئت اجرایی راه کارگر که در مورد سطح توان‌مندی‌شان توضیح دادم چه می‌گوید:

«آگاهی سلاحی قدرتمند است که به کارگران، زحمتکشان، زنان، جوانان و مبارزین آزادیخواه و برابری طلب می‌آموزد که تنها و تنها به صدای آزادیخواهانه و برابری طلبانه خودشان، به رهبران وفادار به آرمان‌های آزادیخواهانه و برابری طلبانه گوش فرا دهند و فقط و فقط به نیروی سازمان یافته خودشان اتکاء نمایند .»

 

برای کسی که دچار توهم و هیجانات روحی شده و خود را در نقش یکی از رهبران «کارگران، زحمتکشان، زنان، جوانان و مبارزین آزادیخواه و برابری طلب» می‌بیند و هیأت اجرایی چند نفره‌‌شان را «نیروی سازمان‌ یافته» آن‌ها معرفی می‌کند چه کاری می‌توان کرد؟

 

برای این که نشان دهم تبلیغاتی که راه‌کارگر و ابواب جمعی‌شان می‌کنند تا کجا تبهکارانه و توطئه‌گرانه است توضیح کوتاهی در مورد مواضع پیام اخوان می‌دهم و قضاوت را به خوانندگان فهیم واگذار می‌کنم. اما پیش از آن که توضیحاتم را ارائه دهم متذکر می‌شوم هیأت اجرایی راه کارگر و فعالان «گفتگوهای زندان» تاکنون راجع به ترتیا پارسی، رضا مرعشی، بابک طالبی، ولی نصر و ... اعضای لابی رژیم در آمریکا که با استفاده‌ از بودجه‌های داخلی و خارجی اهداف رژیم را پیش می‌برند روشنگری نکرده‌‌اند.  

 

توضیحاتی در مورد مواضع پیام اخوان


یکی از مواردی که بر اساس آن ناجوانمردانه به پیام اخوان حمله می‌کنند عضویت او در «آژانس کانادایی حقوق و دمکراسی» است.

آژانس کانادایی حقوق و دمکراسی در سال ۱۹۸۸ و در دولت محافظه کاران به ابتکار Broadbent  Ed  اد بردبنت، رهبر حزب چپ کارگری دمکراتیک نو  (NDP)تشکیل شد و به عنوان یک نهاد چپ‌گرا توسط یکی از رهبران مشهور کارگری کانادا به مدت یک دهه فعالیت کرد. در این دوران پیام اخوان و سیما ثمر معاون سابق رئیس جمهوری افغانستان و یکی از فعالان حقوق بشر و زنان در افغانستان و گیودو ریوروس فرانک Guido Riveros Franck یک فعال چپ‌گرای بولیویایی به عضویت هیئت مدیره‌اش در آمدند. این سازمان در این دوره از پروژه‌های کمک به قربانیان تجاوز جنسی در کنگو، حذف محدودیت‌های قانون شریعت علیه زنان افغان و کمک به بومیان کلمبیایی در دفاع از حقوق زمین‌های قبیله‌شان و ... حمایت می‌کرد. 

از آن‌جایی که این نهاد وابسته به چپ کانادا بود، دولت محافظه کار تعدادی از ایدئولوگ‌های راست را که هیچ سابقه‌ی حقوق بشری نداشتند به عضویت این نهاد درآورد تا به نابودی آن همت گمارند. آن‌ها رمی ببوریگارد  Remy Beauregard رئیس آژانس را تحت فشار شدید روانی گذاشتند تا به گروه‌های فلسطینی همچون الحق و المیزان کمک کند و سپس به دروغ او را متهم کردند که روابطی با گروه‌های تروریستی داشته است. پیام اخوان و سیما ثمر به عنوان اعتراض نسبت به برخوردی که با بیوریگارد شده بود از سمت خود استعفا دادند و رمی بعد از مدت کوتاهی در اثر حمله قلبی ناشی از فشارهای وارده فوت کرد و موضوع تبدیل به یک افتضاح ملی بزرگ شد. دولت محافظه‌کار عاقبت آژانس را تعطیل کرد تا با دستور‌العمل جدید راستگرایانه‌ای آن را راه‌اندازی کند. پیام اخوان در مقابل کمیته روابط خارجی پارلمان کانادا حضور یافت و در مورد دلایل استعفای خود و دفاع از اعتبار ببوریگارد در مقابل اتهامات غیرواقعی دفاع کرد.

 

http://www.thestar.com/news/canada/article/794877--fees-paid-to-directors-disputed

 

پیام اخوان همچنین به دولت چپگرای هائیتی در دوران پریوال Preval  مشاوره می‌داد که چگونه می‌توان دیکتاتور فاسد و وحشی دوالیه Duvalier را که در دوران جنگ سرد مورد حمایت آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها‌ بود مورد تعقیب قضایی قرار دهد. دووالیه در سال ۲۰۱۱ توسط راستگرایان تحت حمایت آمریکا و فرانسه و منابع امنیتی به هائیتی برگشت. پیام اخوان تمام تلاشش را به کار برد تا وی را مورد محاکمه قرار دهد اما شکست خورد.


http://www.cbc.ca/news/canada/montreal/story/2011/03/07/haiti-ottawa030711.html

http://www.cbc.ca/thecurrent/episode/2012/02/08/bringing-baby-doc-duvalier-to-justice-in-haiti/

 

پیام اخوان جزو حقوقدانانی است که در دیوان عالی کشور آمریکا در کیس «گوانتانامو بی» علیه دونالد رامسفلد وزیر دفاع امریکا اعلام جرم کرده است:


http://docs.docstoc.com/pdf/11703474/ec68ae1b-2f29-41b3-9f70-ac44bcded5ce.pdf

http://www.hamdanvrumsfeld.com/DannerSct.pdf

مقاله‌ی پیام اخوان در مورد مسئولیت وزیر دفاع کانادا در ارتباط با شکنجه‌ی زندانیان افغانی

 

http://oped.ca/National-Post/payam-akhavan-torture-testimony-and-consequences/

پیام اخوان در تهیه گزارش کمیسیون شفاف سازی تاریخی سازمان ملل متحد در مورد گواتمالا شرکت داشته است. این گزارش در ارتباط با اعدام‌های دسته‌جمعی سرخپوستان مایان در جریان کمپین ضد شورشیان رژیم نظامی تحت حمایت سازمان سیا در دهه‌ی ۸۰ انتشار یافت.  

 

http://shr.aaas.org/guatemala/ceh/report/english/conc2.html

 

مقاله‌ی پیام اخوان و اظهار عقیده‌ی انتقادی او در مورد حمایت امپریالیسم از دولت صدام حسین در جریان جنگ ایران و عراق


http://www.theglobeandmail.com/commentary/no-returning-to-irans-totalitarian-past/article4321844/

مقاله‌ی انتقادی پیام اخوان در مورد حمایت غرب از رژیم کابیلا در کنگو به خاطر منافع اقتصادی.

 

http://www.ctvnews.ca/canadian-jailed-in-congo-over-links-to-opposition-1.746623

اخوان همچنین فیلم مستندی در مورد قربانیان نسل کشی در کامبوج و رواندا تهیه کرد و ریاست کنفرانسی در مورد نسل کشی را به عهده داشت.

 

گفته می‌شود آمریکا و شورای امنیت می‌خواهند از این دادگاه بهانه‌ای برای حمله به ایران درست کنند؛ بنابر این تشکیل این دادگاه «بازی در بساط دیگران است».

قبل از این که به بحث اصلی بپردازم، توضیح در مورد ابتکاری که سال گذشته صورت گرفت را لازم می‌دانم.

«گفتگو‌های زندان» سال گذشته نامه‌ای خطاب به احمد شهید تهیه کرد و به امضای تعدادی از زندانیان سیاسی سابق و فعالان سیاسی از جمله محمدرضا شالگونی، روبن مارکاریان، ارژنگ بامشاد، یاسمین میظر، یوسف لنگرودی، امیر جواهری و ... رساند و از او خواست که موضوع سرکوب و اعدام‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ را پیگیری و در گزارش خود منعکس کند.

 

http://andishegbg.blogspot.se/2011/09/blog-post.html

 

در این نامه آمده است:‌

«خوشحالیم از اینکه شورای حقوق بشر و مألاٌ سازمان ملل متحد با تعیین نماینده ای ویژه، تحقیق و بررسی در خصوص وضعیت حقوقی مردم ایران تحت سلطه و اداره‌ی «جمهوری اسلامی» را در دستور کار خود قرارداده است. این اقدام مایه‌ی دلگرمی مردمی است که حقوق‌اش بنحو مستمر و فزاینده‌ای نقض و هرگونه صدای اعتراضش به طرز بیرحمانه‌ای سرکوب می‌شود.»

نامه‌ای که مورد تأیید شالگونی و همراهان قرار گرفته از جمله خواستار موارد زیر است:‌ «یک – برسمیت شناختن و اعلام این جنایت هولناک [کشتار ۶۷] بعنوان «قتل عام» ؛ و دو – شناسائی و معرفی ِ مسئولین و آمرین و عاملان این کشتار بعنوان "جنایت علیه بشریت" در هر پست و مقام که بوده‌اند و هستند.»

اگر موهوماتی را که تاکنون محمدرضا شالگونی و دیگر اعضای هیأت اجرایی راه کارگر و همراهانشان به هم بافته‌اند بپذیریم، آیا به روی میز آوردن پرونده‌ی رژیم در سازمان ملل و تعیین نماینده ویژه و درخواست از سازمان ملل برای اعلام «جنایت هولناک» ۶۷ به عنوان «قتل‌عام» و شناسایی مسئولین و آمرین این کشتار به عنوان «جنایت علیه بشریت»، به معنای زمینه‌سازی برای حمله نظامی به رژیم نیست؟ آیا دعوت از دوایر سازمان ملل برای ارجاع پرونده به شورای امنیت و تشکیل دادگاه کیفری «ویژه» نیست؟

اگر آشفتگی‌های فکری، نظری و روحی شالگونی و اعضای هیأت اجرایی راه کارگر را بپذیریم آیا دعوت مستقیم از سازمان ملل و نماینده ویژه برای تحقق‌ خواسته‌هایی که در بالا مطرح شده که «مالاً» به ارجاع پرونده به شورای امنیت و تشکیل دادگاه کیفری ویژه و ... منجر می‌شود نمی‌تواند «بازی در بساط دیگران» تلقی شود؟

اگر درافشانی‌های «هیأت اجرایی» را بپذیریم آیا تحقق خواسته‌های آن‌ها مستمسک حمله نظامی قرار نمی‌گیرد؟

توجه داشته باشید ایران تریبونال یک نهاد مستقل و مردمی است، گزارشات و تصمیمات آن هم قبل از هر چیز افکار عمومی بین‌المللی و مردم را مخاطب خود قرار می‌دهد. اما احمد شهید نماینده سازمان ملل و برگزیده از سوی قدرت‌های بزرگ است و گزارش او از طریق مجمع عمومی و دبیرکل ملل متحد می‌تواند به شورای امنیت هم ارسال شود.

از نظر من هیأت اجرایی راه‌کارگر با توجه به مواضعی که اتخاذ می‌کند مدت‌هاست در «بساط رژیم» بازی می‌کند و آن را تحت لوای «ضد‌امپریالیستی» می‌پوشاند. به نشریات حزب توده و اکثریت در سال‌های ۶۰ و ۶۱ رجوع کنید نیروی سیاسی‌‌ای نیست که به مقابله با رژیم برخاسته باشد و آن‌ها وی را مزدوری امپریالیسم متهم نکرده باشند. هنوز فراموش نکرده‌ام در بهمن ۶۰ با سرود «آمریکا، آمریکا مرگ به نیرنگ تو» ما را در اوین شکنجه می‌کردند. با پای مجروح ما را مجبور می‌کردند در محوطه‌ی جلوی دادستانی اوین با ضر‌ب‌آهنگ این سرود نرمش کنیم. عزیزان ما را پس از اعدام در پرچم آمریکا می‌پیچیدند. ما را سربازان آمریکا معرفی می‌کردند. حاج داوود رحمانی رئیس زندان قزلحصار می‌گفت مادامی که مقاومت می‌کنید و در زندان هستید جزو سربازان آمریکا هستید.

یاسمین میظر همکار فعال آن‌ها در لندن همراه با حزب‌الله و مزدوران رژیم و مأموران سفارت به اجتماع در مقابل سفارت آمریکا در لندن پرداختند و به هموطنانی که پرچم ایران را که روی آن نوشته شده بود «ایران آزاد» حمل می‌کردند حمله و پرچم آن‌ها را پاره کردند. ائتلافی که وی در آن فعال است، با حزب‌الله، مزدوران بشار اسد، نماینده مقتدا صدر، نمایندگان رژیم و کارمندان رسمی «پرس تی وی» شبکه تلویزیونی رژیم همکاری دارد.  

 

http://www.youtube.com/watch?v=yJX_quzyP0E

 

در سال‌های گذشته وقتی که موضوع سیاست‌های خانمان‌برانداز هسته‌ای رژیم مطرح و زمزمه‌‌ی تحریم اقتصادی رژیم شروع شد راه‌کارگر در کنار رژیم ایستاد و با طرح شعارهای عوام‌فریبانه با هرگونه فشار بین‌المللی علیه رژیم مخالفت کرد. آن روز توجیه‌‌شان این بود اگر راست می‌‌گویند چرا موضوع حقوق بشر را مطرح نمی‌کنند. به محض این که نه غرب بلکه زندانیان سیاسی سابق و خانواده‌های جانباختگان دست به کار تشکیل «ایران تریبونال» شدند این بار به مخالفت با آن پرداختند و گفتند این بهانه‌‌ای خواهد شد برای حمله‌‌ی نظامی به رژیم. البته این دست از افراد خواهان توقف هر نوع فعالیت جدی و تأثیرگذار علیه رژیم هستند.

راه کارگر در بند اول اطلاعیه‌اش تأکید کرده که: «سازمان ما در گذشته همراه با بسیاری از نیروهای چپ و مترقی در ابتکاری به همین نام شرکت داشت که به دلیل فقدان بودجه علیرغم بسیج های لازم نتوانست به سرانجام برسد .»

سوال من این است اگر راه‌کارگر و «بسیاری از نیروهای چپ و مترقی» در ابتکارشان موفق می‌شدند و دادگاه مربوطه را برگزار و جنایات رژیم را محکوم می‌کردند، تکلیف بهانه‌ کردن آن و حمله به رژیم چه می‌شد؟ آیا در آن صورت «امپریالیسم» نمی‌توانست با توسل به آن «عراق» دیگری درست کند؟

مطرح کردن این که ایران تریبونال بهانه‌‌ای خواهد بود برای حمله به رژیم نشان‌دهنده‌ی بی‌اطلاعی از سازوکارهای بین‌المللی است.

رسیدگی به جنایات دهه‌ی ۶۰ در «دیوان کیفری بین‌المللی» امری است امکان‌ناپذیر. چون در ابتدا دولت مربوطه بایستی «اساسنامه رم» را پذیرفته باشد که رژیم نپذیرفته و در ثانی موضوع جنایت علیه بشریت بعد از سال ۲۰۰۲ اتفاق افتاده باشد. از این که بگذریم تنها در یک صورت شورای امنیت در مسئله‌ی ایران می‌تواند دخالت کند. بر اساس اصل هفتم منشور سازمان ملل هرگاه صلح و امنیت جهانی به خطر افتد شورای امنیت می‌‌تواند مداخله کند. آیا با توسل به موضوع رسیدگی به شکنجه و قتل‌های سیاسی در دهه‌ی ۸۰ میلادی، می‌توان مدعی شد که رژیم جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۲ صلح و امنیت جهانی را به خطر انداخته است؟ آیا جنایتی که ۳۰ سال پیش اتفاق افتاده صلح و امنیت امروز جهان را به خطر می‌اندازد که بشود با طرح آن دستاویزی برای حمله به «ام‌القرای» اسلامی مورد نظر آقایان یافت. آمریکا اگر می‌خواست چنین کاری کند کم بهانه داشت؟

 

بیش از ۵ هزار سرباز آمریکایی در عراق به قتل رسیده‌اند، دوایر اطلاعاتی و امنیتی و نظامی آمریکا می‌‌گویند ۷۰ در صد آنها توسط مین‌های کنار جاده‌ای و سلاح‌های ارسالی رژیم به قتل رسیده‌اند؛ صدها آمریکایی و فرانسوی در سال ۱۹۸۲ در بیروت به قتل رسیدند، مسئولان نظامی رژیم به صراحت در مطبوعات تحت کنترل دولتی اعلام کردند آمریکایی‌ها می‌دانند که هم ایدئولوژی و هم تی ان تی این انفجارات متعلق به رژیم بوده است؛ ده‌ها آمریکایی در انفجار ظهران که توسط رژیم سازماندهی شد به قتل رسیدند، ده‌ها  پرونده‌ی تروریسم پبن‌المللی علیه رژیم وجود دارد؛ پرونده‌ی تروریسم رژیم در دادگاه‌های متعدد آمریکایی مطرح شده و ضمن آن که رأی به مسئولیت و دخالت رژیم داده‌اند دولت جمهوری اسلامی را محکوم به پرداخت میلیاردها دلار به بازماندگان قربانیان کرده‌‌اند. دولت آمریکا بارها مخالفت خود را با تشکیل این دادگاه‌ها و رجوع خانواده‌ی قربانیان به دادگاه لاهه برای برداشت پول از حساب ایران اعلام کرده است. آیا امپریالیسم آمریکا با داشتن بهانه‌‌هایی از این دست برای حمله‌ به رژیم نیاز به تشکیل ایران تریبونال دارد؟ آیا طرح چنین اتهاماتی بی‌اطلاعی گویندگان را نمی‌رساند؟

 

در ارتباط با هیچ یک از مسائل حاد جنبش و یا حتی جنایات رژیم راه کارگر این همه انرژی نگذاشته، کادرهایش را وادار به مقاله نویسی نکرده و گفتگوی رادیویی نکرده است. آیا این برای هر ناظر بی‌طرفی سؤال برانگیز نیست؟

فرخنده آشنا دلسوزی برای اشک‌های مادران و رنج دوباره‌ی افرادی که از شکنجه‌ صحبت می‌کنند را وسیله‌ای می‌کند برای طرح زشت ترین اتهامات به آن‌ها.  

«من بسيار نگرانم كه مبادا اين اشك‌هاي مادران ما، اين رنج دوباره‌ي كساني كه از شكنجه صحبت مي‌كنند، اينها سندي بشه براي امپرياليست‌ها براي [رقم زدن] فرداي ايران ؛ فردائي مثل ليبي ، فردائي مثل عراق. تقاضايم اينه كه بايد هشيار بود! ››

 

احمد نوین یکی از اعضای هیأت اجرایی راه کارگر می‌گوید:

 

«بنا بر شواهد، قرائن و اسناد موجود، محاکمه رژیم بنیادگرا و ضد بشری حکومت اسلامی ایران با حمایت و همکاری دست های آشکار و نهان قدرت های امپریالیستی، بکارگردانی مرکز اسناد حقوق بشر ایران میتواند در بهترین حالات مَحملی جهت کشانیدن حکومت اسلامی ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد به نام نقض حقوق بشر و جنایت علیه بشریت مورد استفاده قرار بگیرد . تجربه نشان داده است که شورای امنیت سازمان ملل متحد متاسفانه عملاً ملعبه دست 5 عضو دائمی آن است و عمدتا در جهت تامین منافع آنها حرکت میکند و راًی میدهد. باید به این مهم اندیشید که با توجه به موضوعاتی تا اینجا مورد اشاره قرار گرفت، آیا شرکت فعال برخی از عناصر چپ و مبارز در کارزار دادگاه ایران تریبونال بازی در بساط دیگران نیست.؟ »

 

آیا این «تحلیل گر سیاسی» نمی‌داند پرونده‌ی اتمی رژیم با چند قطعنامه اجماع شورای امنیت روی میز است و همچنان به چانه‌زنی با رژیم مشغولند و از پایتختی به پایتختی می‌روند تا روند کنار آمدن با رژیم را طی کنند؟ و حواس‌شان به حجاب خانم اشتون هم هست. اگر قرار بر حمله‌‌ی نظامی به رژیم باشد، آیا قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و موج دستگیری‌های گسترده در سال ۶۰ را بهانه‌ می‌کنند یا به خطر انداختن صلح و امنیت جهانی‌ را؟

 

اگر بخواهید در برخوردهای صورت گرفته با ایران تریبونال یک موضع‌گیری را بیش از همه ناپسند  معرفی کنید کدام یک است؟

بدون شک متهم کردن گردانندگان ایران تریبونال، زندانیان سیاسی سابق، خانواده‌های قتل‌عام‌شدگان به تشکیل دهندگان «یک ارتش ارتجاعی» و «عاملان سیاست‌های آمریکا» و «خیانت به آرمان‌ها» کاری شرافتمندانه نیست که از سوی هیأت اجرایی راه کارگر صورت گرفته است.

 

احمد نوین مدعی شده است:‌

«همه کسانی که با این تریبونال همکاری می‌کنند الزاماً از عاملان سیاست‌های آمریکا نیستند. همانطور که همه سربازان یک ارتش ارتجاعی هم الزاماً قصدشان خدمتگزاری به دولت و یا رهبری و یا سران مرتجع آن ارتش نیست. اما در چنین ارتشی تصمیمات تعیین کننده و باصطلاح سرنوشت‌ساز که در خدمت پیشبرد اهداف ارتجاعی باشد را سران و رهبران همین ارتش اتخاذ می‌نمایند .

 

http://rahekargar.wordpress.com/2012/07/01/mary-8128 /

 

در پاسخ به این افراد و شیوه‌هایی که به کار می‌گیرند جز اظهار تأسف چه می‌‌شود گفت؟ چه بنامیم‌شان که شایسته‌شان باشد؟ در برابر سقوط اخلاقی‌شان چه می‌شود کرد؟

 

مهم‌ترین موفقیت‌ ایران تریبونال تاکنون چیست؟

یکی از اهداف ما مبارزه با فراموشی و یادآوری جنایات رژیم در گذشته است. انعکاس بیرونی دادگاه و پوشش گسترده‌ی خبری در سطح داخلی و بین‌المللی بزرگترین دستاورد و موفقیت ایران تریبونال تا کنون بوده است. جلسات دادگاه روزانه به طور زنده از محل دادگاه در لندن پخش شد. دویست و پنچاه و یک هزار و دویست و سی نفر در سراسر دنیا، به ویژه در ایران، دادگاه را به صورت زنده دنبال کردند. این در حالی بود که رژیم با حملات گسترده‌ی سایبری قصد داشت پخش مستقیم آن را مختل کند که با تلاش‌های برگزارکنندگان در این جبهه‌ هم پیروزی از آن ما بود و بر مشکلات فائق آمدیم. بسیاری از هموطنان در اقصی نقاط کشور قادر به دیدن صحنه‌های دادگاه شده بودند و از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدند.

پوشش خبری جهانی این دادگاه، علی رغم بی‌تفاوتی و بی‌میلی بسیاری از رسانه‌های کوچک و بزرگ در ابتدای این پروژه‌‌ی تاریخی، کم‌نظیر بود. بیش از میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا از طریق بی بی سی ورد سرویس، الجزیره، العربیه، تلویزیون کانال دو سوئد، خبرگزاری سوئد و ده‌ها روزنامه سوئدی و بریتانیائی، چندین رادیو و سایت فعالان اجتماعی در آمریکا و شبکه‌های مختلف اطلاع رسانی در جریان دادگاه قرار گرفتند. میلیون‌ها نفر از هموطنان‌مان در داخل و خارج از ایران از طریق شبکه‌های تلویزیونی «من و تو»، بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، و رادیو فرانسه، رادیو دویچه وله و ... در جریان این رویداد بزرگ قرار گرفتند و بسیاری از رادیو و تلویزیون‌های متعلق به سازمان‌ها و احزاب سیاسی ایرانی و چند روزنامه فارسی زبان، روند دادگاه را پوشش دادند.

اهمیت پوشش خبری «ایران تریبونال» زمانی مشخص می‌شود که بدانیم دادگاه راسل فلسطین در زمینه‌ی پوشش خبری با شکست مواجه شد و تنها از طریق شبکه‌ی الجزیره و «پرس تی وی» صورت گرفت و مطلب کوتاهی در روزنامه گاردین راجع به آن چاپ شد.

 

http://www.ngo-monitor.org/article/the_russell_tribunal_on_palestine_a_legal_farce_and_total_failure

 

ملاحظه کنید دستاورد بزرگ ایران تریبونال یا بهتر است بگویم مردم ایران را چگونه با دروغ‌های تولید شده در تاریک‌خانه‌های هیأت اجرایی راه کارگر لوث می‌کنند. بامشاد ارژنگ عضو هیأت اجرایی راه‌کارگر در این زمینه می‌گوید:‌

«‌پخش رنج‌های خانواده‌ها و زندانیان سیاسی از شبکه‌های جهانی هم چون «صدای آمریکا»، «بی بی سی»، «من و تو»، «تلویزیون اندیشه» و «رادیو فردا»، رادیو زمانه، توانسته ابعاد جنایات جمهوری اسلامی در دهه ی شصت را بیش از پیش روشن سازد. اما اگر این افشاگری‌ها تنها گام نخست یک سناریوی از پیش طراحی شده باشد، آنطور که پیام اخوان در مصاحبه با بی بی سی آن را «مرحله اول : افشاگری» نامیده است، و با طرح حقوقی آن در دادگاه لاهه و تنظیم یک متن حقوقی برای جور کردن اسناد، برای طراحی حمله به ایران مورد سوء استفاده قرار گیرد، آیا گردانندگان غیروابسته تریبونال و خانواده‌های عزیز از دست داده از هدف‌های خود دور نشده‌اند؟ درد و رنج خانواده ها و زندانیان سیاسی جان بدر برده اگر برای ایجاد فضای ذهنی نابودی این کشور مورد سوءاستفاده قرار گیرد آیا به آرمان هایشان خیانت نشده است؟

 

http://bamschad.wordpress.com/2012/07/04/1173 /

 

ارژنگ بامشاد « گردانندگان غیروابسته» ایران تریبونال را مخاطب قرار می‌دهد درخواست من این است که نام «وابسته‌ها» را انتشار دهد. او حتی زحمت تحقیق در مورد گفته‌های پیام اخوان را هم به خود نمی‌دهد. او نمی‌داند یا نمی‌خواهد بداند ایران تریبونال دادگاهی دو مرحله‌ای است. در مرحله اول در نشست لندن، جنبه کمیسیون حقیقت یا «افشاگری» داشت و در مرحله دوم در لاهه هلند دادگاه مردمی ایران تریبونال و نه دادگاه کیفری بین‌المللی در مورد نتیجه‌ی تحقیقاتش تصمیم‌گیری می‌کند و به اطلاع عموم می‌رساند. البته ای‌کاش می‌شد در دادگاه کیفری بین‌المللی نقض حقوق بشر در ایران را پی‌گیری می‌کردیم.

 

http://www.dialogt.net/index.php?id=48&tx_ttnews[tt_news]=35&cHash=89a528f829559ab215aad63d4a375880

 

در خاتمه از همه‌ی خانواده‌های جان‌باختگان، زندانیان سیاسی، رنج‌دیدگان و قربانیان نقض حقوق بشر می‌خواهم که به همکاری با ایران تریبونال بپردازند و ضمن ‌آن که بغض فروخورده خود را فریاد می‌کنند، در افتخار ثبت تاریخی ایران تریبونال به عنوان الگویی برای تشکیل دادگاه‌های مردمی سهیم شوند.
 
۱ مرداد ۱۳۹۱
 
 

 

تصحیح پس از  انتشار:
 
شادی صدر یکی از مسئولان انجمن عدالت برای ایران به من توضیح داد که بودجه‌ی مورد استفاده‌ی آن‌ها دولتی نیست و از  منابع مالی غیردولتی هلند استفاده می‌کند که به صورت شفاف ارائه می شود. به این وسیله  ضمن پوزش عبارت دریافت کمک‌های دولتی را تصحیح می‌کنم.  

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]