قدرت و فقاهت – نمونه یوسف صانعی
 

قدرت و فقاهت – نمونه یوسف صانعی
ایرج مصداقی

محمد‌یزدی، محمدتقی‌ مصباح‌یزدی، احمد جنتی، ناصر مکارم‌شیرازی، احمد علم‌الهدیٰ، احمد خاتمی، صادق لاریجانی، فقهای شورای نگهبان و اکثریت مطلق اعضای مجلس خبرگان رهبری و بسیاری از نمایندگان خامنه‌ای در استان‌ها و شهرها و… به درستی در زمره‌ی مبلغان اسلام داعشی معرفی می‌شوند. دیدگاه‌های آن‌ها به ادعای خودشان برخاسته از اصول مسلم فقه شیعه است که سابقه‌ی هزار و چند صد‌ساله دارد.

آن‌چه این دسته از روحانیون مطرح می‌کنند، در دهه‌ی ۶۰ از سوی روحانیونی که امروز به عنوان «مراجع تقلید سبز» و… مطرح می‌شوند به شکل غلیظ‌‌تری تحت عنوان مبانی مسلم شرع و شریعت عنوان می‌شد. این عده، امروز که در قدرت حضور ندارند، بدون توضیح در مورد چرایی تغییر نگاه‌شان، عکس فتاوی گذشته را می‌دهند. آیا اصول مسلم فقه تغییر کرده است یا دلایل دیگری در میان است؟ آیت‌الله صانعی پیشتاز مراجع تقلید شیعه در صدور فتواهای بحث‌بر‌انگیز است. او در گفت‌وگوهای خصوصی بارها مطرح کرده است که نظرات گذشته‌ی او مربوط به دوران «جاهلیت»‌اش است و نگاه امروز او تغییر کرده است. بحث اصلی در این‌جاست که عامل اصلی گذر از «جاهلیت» که او می‌‌گوید چیست؟

نگاهی به زندگی و دیدگاه‌های آیت‌الله صانعی ما را به این واقعیت می‌رساند که برای به‌روز شدن فقه شیعه و اسلام هیچ‌راهی به جز کوتاه کردن دست روحانیون از حاکمیت و سیاست نیست. روحانیون در خلوت خود و در حجره‌هایشان و به دور از قدرت، بیشتر می‌توانند با دنیای امروز و الزامات آن کنار بیایند. صانعی و افرادی همچون او به وضوح شکست اسلام سیاسی در حل و فصل امور جامعه را دیده‌اند. آن‌ها با این واقعیت سخت روبرو شده‌اند که چهارچوب‌های سنتی فقه نمی‌تواند به مقتضیات زمان پاسخ دهد. آن‌ها به تجربه دریافته‌اند که کشتار و شکنجه و و مجازات‌های بیرحمانه دردهای اجتماعی را از بین نمی‌برند و مشکلات نظام را حل نمی‌کنند.

در این نوشته ابتدا نگاهی خواهم داشت به کارنامه‌ی آیت‌الله صانعی در سیاه‌ترین روزهای تاریخ ایران در دهه‌ی ۶۰ و سپس به بررسی فتواهای جدید او می‌پردازم.

ذکر این نکته ضروری است که نگارنده نه تنها اعتقادی به اسلام و شیعه ندارد، بلکه نگاه مذهبی هم ندارد اما قویا معتقد است که مسلمانان و اعتقادات‌شان را به عنوان یک واقعیت در ایران آینده در نظر گرفت.

یوسف صانعی

سیره یوسف صانعی

شیخ یوسف صانعى، در سال ۱۳۱۶ شمسی، در خانواده‌اى روحانى در روستاى نیک‌آباد اصفهان ولادت یافت. او در سال ۱۳۲۵ شمسی، وارد حوزه علمیه اصفهان شد و پس از گذراندن دروس مقدمات در سال ۱۳۳۰ شمسی براى ادامه تحصیل رهسپار حوزه علمیه قم شد و در ۲۲ سالگى به مرحله اجتهاد دست یافت. صانعی از سال ۱۳۵۴، رسماً تدریس خارج فقه را با کتاب زکات در مدرسه حقّانى که دانش‌آموختگانش گردانندگان دستگاه‌های قضایی و امنیتی شدند شروع کرد.

ترجمه‌ی تحریرالوسیله خمینی به قلم صانعی است. او در سال‌های اولیه دهه‌ی ۶۰ در سیمای جمهوری اسلامی رساله‌ی خمینی را آموزش می‌داد.

آیت‌الله گلزاده غفوری که علاوه بر اجتهاد دارای دکترای حقوق از دانشگاه سوربن فرانسه بود، در مورد تحریرالوسیله می‌گوید:‌

«البته درباره همین کتاب، مسائل قابل ذکر خیلی زیاد است که همین طور چیزهایی که به نظرشان می‌رسد، می‌نویسند و از دنباله و توالی فاسد این نوشته‌ها خبر ندارند.» [1]

صانعی در اول اسفند ۱۳۵۸ به حکم خمینی به عضویت فقهای شورای نگهبان درآمد و در تاریخ ۱۹ دیماه ۱۳۶۱ ضمن استعفا از این شورا توسط خمینی به دادستانی کل کشور و عضویت در شورای عالی قضایی انتخاب شد.

او همچنین از سوی خمینی مأمور شده بود تا به سؤالات شرعی عناصر اطلاعاتی پاسخ دهد و مشکلات آن‌ها هنگام انجام وظایف و مأموریت‌های اطلاعاتی‌شان را رفع و رجوع کند.

تجلیل خمینی از صانعی و انتصاب او به دادستانی کل کشور

خمینی به هنگام انتصاب صانعی به دادستانی کل کشور در تجلیل از او گفت:

«من آقاى صانعى را مثل یک فرزند بزرگ کرده‏ام. این آقاى صانعى وقتى که سال‌هاى طولانى در مباحثاتى که ما داشتیم تشریف مى‏آوردند ایشان، بالخصوص مى‏آمدند با من صحبت مى‏کردند و من حظ مى‏بردم از معلومات ایشان. و ایشان یک نفر آدم برجسته‏اى در بین روحانیون است و یک مرد عالمى است و متوجه مسائل است و مخالف این انحرافاتى که در این کشور موجود بوده است؛ از قبیل منافقین- نمى‏دانم- و غیره، و ایشان مخالف سرسخت آنهاست. با جدیت عمل مى‏کند. با قاطعیت عمل مى‏کند اگر یک وقتى موقعش بشود.» [2]

یوسف صانعی، ۱۳۶۴

یوسف صانعی، ۱۳۶۴

مینی وقتی از «مخالف سرسخت» گروه‌های سیاسی صحبت می‌کند و دست روی «جدیت» و «قاطعیت» صانعی می‌گذارد می‌داند چه کسی را و برای چه مأموریتی انتخاب می‌کند و شیوه‌ی کار چگونه خواهد بود.

عده‌ای که شناخت درستی از ماهیت خمینی و ایدئولوژی او نداشتند خام‌خیالانه تصور می‌کردند صدور فرمان هشت‌ماده‌ای خمینی باعث تسهیل شرایط زندان‌ها و کم کردن محدودیت‌های اجتماعی خواهد شد و نظام در جهت قانونگرایی حرکت خواهد کرد. اما انتصاب صانعی به دادستانی کل و تعریف و تمجیدی که خمینی از او کرد به خوبی سمت و سوی حرکت نظام را نشان داد.

در دوران تصدی دادستانی کل کشور توسط صانعی وضعیت زندان‌ها و احکام صادره در دادگاه‌ها که پس از فرونشستن التهاب سال‌های ۶۰ و ۶۱ اندکی فروکش کرده بود رو به وخامت گذاشت و وضعیت زندان‌ها نسبت به سال‌های ۶۰ و ۶۱ به غایت بدتر شد تا این که صانعی در خردادماه ۶۴ استعفا داد و در تیرماه همان سال از سوی خمینی پذیرفته شد.

هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود از سوم خرداد ۱۳۶۴ به نقل از احمد خمینی گزارش می‌دهد که «چون آقای [شیخ یوسف]صانعی دادستان کل کشور، هنگام مراجعه به بیت امام با سخت‏گیری پاسداران مواجه شده، عصبانی شده و استعفا داده است.»

پیگیر اجرای قوانین ارتجاعی شریعت به جای قوانین قبلی

صانعی بلافاصله پس از تصدی پست دادستانی کل انقلاب با جدیت به دنبال اجرای احکام شریعت بود. او ۵۰ روز بعد از تصدی پست دادستانی کل کشور در گفت‌وگو با ماهنامه پاسدار اسلام ارگان دفتر تبلیغات اسلامی قم می‌‌گوید:‌

«کار سومی که ما انجام دادیم این بود که روی بخشنامه‌ی شورای نگهبان زیاد تکیه کردیم؛ چون شورای نگهبان دو تا بخشنامه داشت بعد از پیام امام: بخشنامه‌ی اول این بود که مقداری از قوانین خلاف شرع که «بین‌الغی» بود در قوانین سابق، فقهای شورای نگهبان بطلان آن‌ها را اعلام کرد.

از باب نمونه آن قوانین برای زنای محصنه زندان قرار داده بود. در حالی که در اسلام برایش رجم قرار داده شده است. و همچنین برای عمل لواط – مثل- زندان قرار داده بود. در حالی که اسلام انواع و اقسام مجازات‌ها را دارد که یکی از آن‌ها قتل است. و حبس اصلاً جزو مجازات‌ها نیست. یا در زنای بدون احصان باز همین جور. این‌گونه موارد که «بین‌الغی» بود، فقهای شورای نگهبان نوشتند بدین مضمون که عمل به مقررات جایز است مگر آن‌چه خلاف صریح رساله امام امت از تحریرالوسیله یا توضیح‌المسائل باشد.» [3]

او در خردادماه ۱۳۶۲ با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که «تظاهر به روزه‌ خواری ممنوع و حسب موازین، جرم محسوب می‌شود» و تأکید کرد «بر قوای انتظامی است که متظاهرین و متجاهرین به فسق و روزه‌خواری را به لحاظ این که مرتکب جرم مشهود می‌شوند، فوراً دستگیر و به مراجع قضایی معرفی تا وفق موازین شرع مقدس اسلام درباره‌ی آنان به تناسب نوع ارتکاب حد مقرر یا تعزیر را اجرا نمایند.» او حتی مأمورین اجرا را تهدید کرد و گفت: «اگر مأموری بعد از گزارش، از وظیفه‌‌اش تخلف نمود، مراتب را کتباً به دفتر دادستانی گزارش تا حسب مورد اقدام گردد.» [4]

وی همچنین تأکید می‌کند که بر اساس بخشنامه‌ی شورای عالی قضایی افرادی که در رابطه با «کلوپ ویدئو» و «خرید و فروش فیلم‌های مبتذل سینمایی» دستگیر می‌شوند، نمی‌توان آن‌ها را با قید کفالت و ضمانت آزاد کرد. و اضافه می‌کند:

«ما هم به آن دادیار تذکر دادیم که این‌گونه افراد را به هیچ‌عنوانی و با هیچ‌‌کفالت و نه قید ضمانت آزاد نکنند.» [5]

بی‌رحمی و شقاوت از ویژگی‌های صانعی

بی‌رحمی و شقاوت صانعی را می‌توان در خواسته‌ای که از پدران و مادران زندانیان سیاسی داشت دید. او چند ماه پس از تصدی دادستانی کل انقلاب در مراسم «شهدای هفت تیر» گفت:

«… نکند امروز که آرامش داریم و مسئولین که امروز امنیت دارند، آن پدر و مادرهای ضدانقلاب از مسئولین سراغ آزادی فرزندانشان را بگیرند که هرگاه سراغ این مسائل رفتیم، سراغ قتلگاه حزب برویم. این‌ها توبه‌کنندگان نیستند، می‌آیند بیرون افعی می‌شوند. مسئولین مملکت و ملت یک وقت تحت تأثیر قرار نگیرند. هرگاه تحت تأثیر قرار گرفتید سراغ جنایت‌های‌شان بروید…. زندانی بودن آنها مرضیّ خدایی است. حرکتی نشود که ما خدای نکرده علیه دادگاه انقلاب حرف بزنیم. امروز با تلاش برادران سپاه و کمیته‌ها و شهربانی و دادگاه‌های انقلاب بوده که ما هستیم و الّا آن‌ها رحم ندارند.

[…آنها] خائنین به مملکت هستند و به پدر و مادر خودشان هم رحم نمی‌کنند و باید به مجازاتشان برسند. من اینجا به عنوان یک مسئول قوه قضائیه دست آن عزیزانی را می‌بوسم و حاضرم کفش‌های‌شان را جفت کنم که با دست‌های پرتوانشان ضدانقلاب را گرفتند و به دادگاه بردند و به مجازات رساندند. آفرین بر آن‌ها. نکند ما به دادگاه‌های انقلاب بدبین شویم.» [6]

تأکید صانعی که پرورش‌یافته‌ی مکتب خمینی است و شقاوت را از او الگو گرفته روی «تحت تأثیر قرار نگرفتن» مسئولین در مواجهه با زندانیان سیاسی همان رهنمودی است که خمینی در فرمان خود برای کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ می‌دهد. این همان جدیت و قاطعیتی است که خمینی خواهان آن بود.

او در پاسخ به محکومیت‌های بین‌المللی جنایات صورت گرفته در ایران، می‌گوید:‌

«…تمام ابر قدرت‌ها و رسانه‌های آن‌ها و سازمان‌ها و محافل که دم از حقوق بشر می‌زنند، علیه ما سخن می‌گویند و باید چنین باشد. شرق و غرب علیه ما حرف می‌زنند و باید حرف بزنند. اگر یک روزی آمریکا از ما تعریف کند بدانید آن روز، روز مصیبت ماست. اگر روزی از مسئولین ما دفاع کند روز شکست انقلاب است.» [7]

صانعی در مورد مجازات اعضای حزب‌ توده که پس از انقلاب جز خدمت به نظام اسلامی کاری نکرده بودند و در اثر ناسپاسی رهبران نظام دستگیر شده بودند گفت:‌

«عمده مسئله این است که این‌ها محکوم به چه حکمی خواهند بود. قانون مصوب مجلس شورای اسلامی حکم را تعیین کرده است. در یکی از مواد قانون حدود و قصاص آمده است: جمعیتی که تصمیم براندازی حکومت را داشته باشند، این جمعیت محارب حساب می‌شوند و این‌ها هم که دستگیر شده‌اند، تصمیم خیانت و به‌هم زدن نظام جمهوری اسلامی ایران را داشته‌اند…. از رده بالا تا رده پایین که دستگیر شده‌اند همه‌شان محارب هستند. چون این افراد تصمیم براندازی داشتند و این افراد نیز جاسوس بوده‌اند و در هنگام جاسوسی دستگیر شده‌اند و همچنین این افراد خیانت می‌کرده‌اند و این افراد نه تنها به ایران خیانت کرده‌اند، بلکه به شوروی هم خیانت کرده‌اند و شوروی نیز به خودش و ملتش خیانت کرده است. » [8]

او در گفت‌وگو با واحد مرکزی خبر نیز در مورد مجازات اعضای حزب توده گفت:‌

«هنوز کیفرخواست صادر نشده است و احکام ابتدا در مجلس تصویب شده و آن‌ها محارب هستند و این بر اساس قانون اساسی است که خودشان به آن رأی داده‌اند و ما به دنیا باید بفهمانیم که با مقیاس‌های مادی کار نمی‌کنیم.» [9]

صانعی در نماز جمعه ۸ اردیبهشت ۶۴ در ضرورت سرکوب وابستگان کلیه گروه‌های سیاسی و اعدام در ملاءعام و… می‌گوید:

«گروهک‌های ضدانقلاب قانونی و رسمی نیستند افراد ناراضی‌تراش، اگر روزی جرم‌شان ثابت شود، کیفر سختی خواهند دید. خطر ناراضی‌تراش‌ها از تفرقه‌اندازها بیشتر است و البته مسئولان مواظب‌شان هستند و سرانجام مجازات خواهند شد. به عنوان مسئول قوه قضائیه اعلام می‌کنم کلیه گروهک‌ها و احزاب از اقلیت و اکثریت گرفته تا توده‌ای و همه آنهایی که زیربنای فکریشان نفی اسلام و توحید است، از زمانی که قانون اساسی به تصویب رسید، قانونیت و رسمیت نداشته و ندارند. وقتی قانون اساسی به تصویب رسید، انحلال آن‌ها اعلام شد، لذا هر حرکت و فعالیتی که داشته باشند، جرم است و به عنوان افساد و اقدام علیه امنیت کشور اسلامی اعم از کوچک و بزرگ‌شان در دادسرای انقلاب اسلامی محاکمه و به کیفر می‌رسند. به وابستگان و طرفداران گروهک‌ها اخطار می‌کنم قبل از آنکه حکومت اسلامی بر آن‌ها تسلط پیدا کند، به صلاح‌شان است که با آن‌ها قطع رابطه کنند وگرنه ترحم به آنان معنی ندارد و ترحم به پلنگ تیزدندان جرم است. نظام نمی‌تواند گروهک‌هایی را بپذیرد که آدم می‌کشند و علیه حکومتی که با خون شهدا شکل گرفته، می‌شورند. آن روزی که علیه آنان به عنوان مفسد کیفرخواست صادر می‌شود، قوم و خویش‌ها به التماس نیفتند و فلان روحانی را نبینند، روز التماس الان است! از دادستان محترم انقلاب اسلامی تهران می‌خواهم عاملین بمب‌گذاری در همان محلی که انفجار صورت گرفته، اعدام شوند، زیرا وقتی حدود الهی در محلش اجرا شود، برکات خداوند نازل می‌شود. » [10]

صانعی در مورد گرانفروشی و متخلفانی که علاوه بر سود شخصی سعی در ایجاد نگرانی برای جامعه دارند و می‌خواهند از این طریق ضربه‌ای به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی واردکنند می‌گوید:

«اگر خدای نکرده چنین افرادی پیدا شوند و در صدد باشند تا با احتکار، گرانفروشی و ایجاد کمبود در جامعه نگرانی به‌وجود آورند، در حکم مفسد خواهند بود و از نظر اسلام حکم مفسد اعدام است.» [11]

در پی همین تهدیدات بود که در مردادماه ۱۳۶۲ دادگاه امور صنفی ۲ نفر به نام‌های نعمت‌الله اسداللهی و حسن کوچکعلی را به اتهام تروریست اقتصادی به اعدام محکوم کرد. اسداللهی در تاریخ ۱۲ مرداد و کوچکعلی در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۶۲ دستگیر شده بودند و چند روز بعد در تاریخ ۲۴ مرداد محاکمه و به جرم «صدور نامه‌های ادارات و وزارتخانه‌‌ها و دریافت حواله‌های آهن‌الات بر اساس این‌نامه‌های تقلبی و واهی از مرکز تهیه و توزیع فلزات و کارخانه نیمه سبک پروفیل» به اعدام محکوم شدند. [12]

در شهریور ۱۳۶۲ نیز منوچهر شیرازی به جرم گران فروشی نخ و تقلب در صدور حواله و مهر اتحادیه کشباف رسته گردباف به حکم دادگاه امور صنفی تهران به اعدام محکوم شد. [13]

نگاه او به قانون اساسی که ظاهراً فعالیت سیاسی احزاب را پذیرفته خبر از عمق فاجعه‌ای می‌دهد که تحت نام قانون در محاکم قضایی رژیم در دهه‌ی ۶۰ صورت می‌گرفت. موضوع بی‌معنا بودن ترحم به مخالفان سیاسی و همچنین تأکید روی شورش «علیه حکومتی که با خون شهدا شکل‌ گرفته» همان مواردی است که در حکم خمینی برای کشتار سراسری زندانیان سیاسی به آن‌ها اشاره شده است. اشاره به محاکمه و کیفر «کوچک» و «بزرگ» وابستگان گروه‌های سیاسی در «دادسرای انقلاب اسلامی» چیزی نیست جز فرمان به کشتار و مجازات عمومی و بیش از هر چیز دست بازجویان و شکنجه‌گران و قضات و حکام شرع را در انجام جنایت باز می‌گذارد.

صانعی از همین موضع است که به تأیید کشتار ۶۷ و مخالفت با اعتراض آیت‌الله منتظری برمی‌خیزد یکی از شاگردان او می‌گوید:‌

«حضرت آیت‌الله صانعی، دامت برکاته، که سال‌ها پیش، در جلسه درس در نقد مخالفت آیت‌الله منتظری با حکم امام‌خمینی، به این نکته اشاره کردند که این حکم در مقابله با منطق ترور و علیه آن بود و این نکته مهم و قابل توجهی است که ایشان به آن توجه دادند.»[14]

صانعی حتی پس از استعفا از دادستانی کل کشور در سخنرانی ۱۹ تیرماه ۱۳۶۴ خود به منظور ایجاد رعب و وحشت در جامعه خطاب به جانشین‌‌اش موسوی خوئینی‌ها گفت:‌

«ضدانقلاب باید از اسم اوین بترسد و بلرزد! امید ضدانقلاب از اوین باید قطع باشد. اوین باید محیط ترس باشد، اوین باید محیط رعب باشد! چطور توی لانه جاسوسی، جاسوس‌های آمریکایی ترسیدند، جناب آقای موسوی باید ضدانقلاب اقتصادی و ضدانقلاب گروهکی از شما دادستان انشاالله آن جوری بترسد که جاسوس‌های لانه جاسوسی از شما ترسیدند. این اشتباه است که بگوییم آقا هیچکس نترسد. نه آقا. ضدانقلاب باید از این‌که می‌گویند می‌بریمت اوین، لرزه بر تنش بیفتد.» [15]

تصویری که صانعی از «اوین» ارائه می‌دهد جامعه عمل پوشاندن به شعار «النصر بالرعب» است که در دهه‌ی ۶۰ سرلوحه دستگاه قضایی و امنیتی بود.

صانعی از هر کوششی برای «مهار و مجازات سریع ضد‌انقلاب» حمایت می‌کرد:‌

«در رابطه با اتخاذ رویه قضایی مشترک در محاکم قضایی؛ یکی از عوامل مهم این وحدت رویه به تصویب رسیدن قوانین اسلامی است. اما به این زودی‌ها نمی‌توان گفت که دادسراهای انقلاب یا دادسراهای عمومی می‌توانند وحدت رویه پیدا کنند. چون در دادسراهای انقلاب موازین شرعی و معیارهای انقلابی حاکم بوده است. و در درازمدت برمی‌گردد به همان ضوابط و شرایط عمومی ولی نه در کوتاه مدت. زیرا اگر آن‌ها ضوابط خودشان را عمل نکنند نمی‌توانند ضدانقلاب را مهار کرده و سریع به مجازات برسانند و ضدانقلاب باید با موازین دادگاه انقلاب محاکمه و با مجازات‌های مصوب شورای انقلاب مجازات شود». [16]

صانعی که به خاطر داشتن دیدگاه‌های سرکوب‌گرایانه به حکم خمینی دادستان کل کشور شده بود حتی پس از استعفا از دادستانی کل انقلاب همچنان خواهان اعمال مجازات‌های بیرحمانه و غیرانسانی بود. او در سخنرانی ۳۱ مرداد ۱۳۶۵ خود می‌گوید:‌

«دست و پایشان را هم قطع کنید! کسانی که محکوم به اعدام هستند، بدون شک مفسد و محارب هستند. اکنون عزیزانی از ما بدن خود را از دست داده‌اند، بچه‌هایی یتیم و زنانی بی‌سرپرست شده‌اند و خانواده‌هایی هستی خود را از دست داده‌اند. قطع نظر از مسائل آنها که مجازاتشان اعدام است، از نظر حد و از نظر مفسد و محارب، قصاص اعضا باید مطرح شود. هر دادسرایی که به پرونده رسیدگی می‌کند و هر مسئول انتظامی که برای تکمیل پرونده به بیمارستان می‌رود لازم است از کسانی که عضوی از بدن خود را از دست داده‌اند، سوال کنند که آیا شما می‌خواهید که قصاص انجام شود؟ و برای این مسئله قانونی و فقهی، تنها اعدام مطرح نبوده، بلکه اگر آنها خواستار قصاص شدند باید به مقداری که دست و پای این عزیزان قطع شده، دست و پای آن‌ها نیز قطع بشود. ممکن است بگویید اگر قصاص شود آمریکا ناراحت می‌شود، مگر ما اینجا نشسته‌ایم که آمریکا خوشش آید؟ آن‌ها در کشور خود مسابقه همجنس‌بازی می‌دهند و ما از اجرای حکم الهی در مملکت خود ناراحت باشیم؟ البته یک بار تقاضا کردم، ولی تقاضای ما عملی نشد. ما امیدواریم تقاضای ما را به دلیل مسلمان بودن ما و برای رضایت خدا اجابت کنند. تقاضای ما از مسئول محترم سازمان اطلاعات قم و وزیر محترم اطلاعات [ری شهری] و قوای انتظامی است که اعدام و قصاص افراد دستگیر شده در همان محل انفجار و در پیش روی مردم صورت گیرد. همان جایی که عزیزان ما شهید شدند. » [17]

او در آبان ۱۳۶۵ در مراسم هفته وحدت در ستاد مرکزی کمیته انقلاب اسلامی قم درباره‌ی خطر بازگشت سرمایه‌داران گفت:

«این عده در اول حیات ننگین خود بیشترین خیانت‌ها را در حق این ملت انجام داده‌اند مستحق شدیدترین برخوردهای کیفری و جزایی هستند و نباید به این زالو‌صفتان مجال داد.» [18]

صانعی به عنوان امام جمعه موقت قم در خطبه‌های نماز جمعه دی ۱۳۶۴ در ارتباط با سرباز مصری به نام سلیمان خاطر که موفق شد تعدادی از «غاصبان صهیونیسم» را به هلاکت برساند و به دنبال تأیید رأی «قهرمان سینا» که در یک اردوگاه نظامی برگزار شد، گفت:

«قضاوت ننگین‌تر از این نمی‌توان پیدا کرد، چون انسانی به پا می‌خیزد و چند‌نفر از محاربین را می‌کشد ولی او را محکوم می‌کنند. کجای اسلام گفته شده است افرادی را که این غاصبین را می‌کشند، محکوم کنند؟ » [19]

سلیمان خاطر به جرم آتش‌گشودن روی ۱۲ اسرائیلی مرکب از ۹ کودک و ۳ بزرگسال که به کشته شدن ۷ نفر و زخمی شدن ۲ نفر منجر گردید به بیست‌و پنج سال زندان محکوم شده بود.

با این همه آیت‌الله صانعی کسی بود که حکم برکناری لاجوردی در دیماه ۱۳۶۳ را امضا کرد و هنگامی که برای مراسم تودیع لاجوردی در اوین حضور پیدا کرد به تحریک وی، اطرافیانش شعار مرگ بر صانعی سر دادند که موجب عصبانیت شدید او شد و با کوبیدن عمامه بر زمین، اوین را ترک کرد. از همین‌جا می‌توان به عمق جنایاتی که لاجوردی در اوین مرتکب شده بود رسید؛ جنایاتی که حتی صانعی با داشتن چنین دیدگاه‌هایی آن‌ها را برنمی‌تابید.

نقش مستقیم در تحمیل حجاب اجباری

صانعی در مقام دادستان کل کشور نقش مهمی در اقدامات نظام اسلامی برای اشاعه‌ی آن‌چه فرهنگ اسلامی می‌خواندند، داشت. او در مراسم تشییع پیکرهای تعدادی از قربانیان جنگ در اصفهان گفت:‌

«برای جلوگیری از فساد شورای‌عالی قضایی طی بخشنامه‌ای جلوگیری از فساد را به عنوان نهی‌از منکر وظیفه‌ای برای مسئولین قرار داد و پیرامون آن به دادگستری‌ها دستور داده شد اجرای احکام اسلام را به تأخیر نیاندازند.»

وی در مورد بی‌حجابی گفت:

«این فرهنگ پوسیده‌ی غربی است که از رژیم گذشته به ارث مانده است و به نیروهای انتظامی دستور داده شد که شدیداً با این کار خلاف اسلام مقابله کنند» [20]

صانعی در سخنان پیش از نماز جمعه شهریور ۱۳۶۲ در مورد دستگیری زنان بی‌حجاب گفت:

«امروز در نظام اسلامی رعایت نکردن حجاب جرم است. تمام ضابطین دادگستری موظفند متخلفین در این مورد را به عنوان جرم مشهود دستگیر کنند و نیاز به شکایت شخصی ندارد. ضابطین دادگستری، اعم از پلیس و کمیته‌ها، باید آن‌ها را به دادگستری معرفی کنند و مطمئن باشند که قاضی رسیدگی می‌کند و متخلف را تعزیر می‌کند و کیفر می‌دهد. در نظام جمهوری اسلامی، ملت شهید داده نمی‌تواند بی‌بند‌وباری را تحمل کند.» [21]

صانعی که در مسند بالاترین مقام قضایی کشور بوده در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۶۴ در مورد چگونگی صدور آرا در محاکم و ادارات دولتی می‌گوید:‌

«بدحجاب‌ها، از اروپا برگشته‌ها هستند! این بدحجابی‌ها از کیست؟ آیا از جنوب شهری‌هاست و یا از آن اروپا برگشته‌هاست؟ این‌ها خیال کردند که دیگر انقلاب در این مملکت خاتمه پیدا کرده است وگرنه مسلمان‌ها که اهل بدحجابی نیستند؟ این‌ها می‌بینند که اکثریت مردم طرفدار حجاب و خوبی‌ها هستند ولی آنها اعتنا نمی‌کنند و تعمد دارند. آیا اسلام می‌گوید با هر دو باید یکنواخت برخورد کنید؟ پناه بر خدا که در اداره‌ای برای فراریان تازه برگشته، حقی بیشتر از پابرهنه‌ها قائل شوند و یا در محکمه‌ای به نفع سرمایه‌د‌اری حکم داده شود و حق آن پابرهنه ضایع گردد. حق را به او بدهند چون وضع ظاهرش به غرب می‌خورد، اما این مسلمان محرومی که سر و وضعش به حزب‌الله می‌خورد حقش پایمال شود. آن‌ها نمی‌توانند ببینند که حزب‌الله در صحنه باشد.» [22]

صانعی در اردیبهشت ۱۳۶۴ با انتشار اطلاعیه‌ای شدید‌الحنی «به عنوان اتمام حجت» به «خلاف‌کاران و قانون‌شکنان اخطار» کرد:

«بسم ‌الله ‌الرحمن‌الرحیم

با توجه به اینکه بیش از ۶ سال است که از استقرار و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد قوانین مصوبه مجلس شورای اسلامی که برای کلیه ساکنین ایران لازم‌الاتباع است در همه زمینه‌ها از طرق مختلف منتشر و ابلاغ گردیده و در اطراف آن ارشاد و هدایت در حد گسترده به عمل آمده بنابراین از این جهت دیگر برای هیچ‌کس عذر و بهانه‌ای برای تعطیل و توقف قانون مسموع نمی‌باشد و قانون جمهوری اسلامی که ثمره خون هزاران شهید و معلول است باید با قاطعیت بالاخص در جهت قطع ریشه‌های عوامل فساد و فحشا و منکرات اجرا شود. دیگر ملت شهید داده و مسئولان جمهوری اسلامی ایران تاب تحمل حرکات زشت و کثیف این افراد را ندارند و بیش از این نمی‌توانند تماشاگر اعمال این از خدا بی‌خبران باشند. در زمانی که جوانان ما در جبهه‌ها برای دفاع از حریم مقدس اسلام و تثبیت قوانین و ارزش‌های اسلامی چون گل پرپر شده در خون خود می‌غلتند و معلولان ما در بیمارستان‌ها از فرط درد و رنج به خود می‌پیچند و در حالی که ملت ما در زیر آتش بمب و موشک دشمنان بعثی به خاک و خون کشیده شده‌اند این عده فاسد و تفاله‌های باقیمانده از رژیم طاغوت که هنوز هم طوق اسارت و بندگی اجانب را به گردن دارند غافل از همه جا با اشاعه فحشا و ترویج اعتماد و تشکیل پارتی‌های شبانه در خانه‌های فساد به عیاشی و پایکوبی سر می‌برند و یا عده‌ای دلقک با لباس‌های نامناسب و خلاف عفت عمومی و یا چون زنان هر جایی با آرایش شرم‌آور در مجامع اسلامی ظاهر و مقدسات یک مملکت اسلامی را بازیچه گرفته و خون جوانان ما را پایمال می‌کنند.
بنا به مراتب دادستانی کل کشور به عنوان اتمام حجت بار دیگر به خلافکاران و قانون‌شکنان اخطار می‌کند در صورتی که برای خود آبرو و حیثیت قائل می‌باشند رعایت کامل قوانین لازم‌الاجرا مملکت را بنمایند در غیر این صورت در صورت اعمال کیفر و مجازات باید بدانند در واقع خود آنان هستند که مسئول عواقب اعمال خلاف قانون خود می‌باشند و حق ندارند گناه عمل خویش را به گردن مجریان قانون بگذارند.

اینک برای آگاهی و هشدار بیشتر چند ماده از قانون مجازات اسلامی در باب جرایم برضد عفت و اخلاق عمومی به عنوان نمونه تذکر داده می‌شود:

ماده‌ ۱۰۲- هر کس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل، تا هفتادوچهار ضربه شلاق محکوم می‌گردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس عمل دارای کیفر نمی‌باشد ولی عفت عمومی را جریحه‌دار نماید فقط تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد.

تبصره- زمانی‌که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به تعزیر تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهند شد….» [23]

وی همچنین در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۴ با صدور بخشنامه‌ای خطاب به کلیه دادسراهای عمومی خواست تا «شعبه‌ای از شعب دادیاری خود را برای مبارزه با فساد و فحشاء و رسیدگی و نظارت بر اجرای طرح‌ سالم‌سازی فروشگاه‌ها و بوتیک‌های عرضه کننده لباس تعیین کنند.» [24]

آیت‌الله صانعی، در سال ۱۳۸۶ در حالی که به وضوح به نظر می‌رسد دیدگاهش تغییر کرده در دیدار با انجمن زنان مدیرکارآفرین بر آگاهی زنان از حقوق مادی و معنوی آنها تأکید کرد و با اشاره به بحث مبارزه با بی‌حجابی در سطح جامعه گفت برای مبارزه با بی‌حجابی نباید جامعه را پلیسی کنیم، بلکه باید فرهنگ‌سازی شود. آیت‌الله صانعی گفت آزادی مطلق گرچه غلط است اما حرکات تند در این زمینه جواب نمی‌دهد. [25]

تأکید بر چپاول و غارت اموال و اشاعه‌ی جو سرکوب درجامعه

این واقعیت دارد که مسئولیت نهایی همه‌ی جنایاتی که در جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد در درجه‌ی اول متوجه‌ی خمینی و خامنه‌ای به عنوان ولی فقیه است اما حوزه‌ علمیه، آخوندهای دانه‌ درشت و مراجع فکری و ایدئولوژیک رژیم، با صدور فتواها و رهنمودهای سرکوبگرانه بستر این جنایت و غارت اموال مردم را به وجود می‌آوردند وگرنه آخوند‌های دون‌پایه‌ای چون نیری و مبشری و رازینی و رئیسی و اژه‌ای و پورمحمدی و حسینیان و سلیمی و زرگر و رامندی و رهبرپور و… قادر نبودند چنان احکامی را صادر کرده و چنان جنایاتی را مرتکب شوند.

صانعی تنها از زبان زور و تهدید استفاده می‌کرد. در اطلاعیه‌ی تهدیدآمیز اردیبهشت ۱۳۶۴ او خطاب به مردم در حالی که عناصر حزب‌اللهی در خیابان‌ها به روی زنان بد‌حجاب اسید می‌پاشیدند، یا با اجسام تیز به آن‌ها حمله می‌کردند، آمده است:

«قانون جمهوری اسلامی که ثمره‌ی خون هزاران شهید و معلول است بایستی با قاطعیت بالاخص در جهت قطع ریشه‌های عوامل فساد و فحشا و منکرات اجرا شود. دیگر ملت شهید‌داده و مسئولین جمهوری اسلامی ایران تاب تحمل حرکات زشت و کثیف این افراد را ندارند و بیش از این نمی‌توانند تماشاگر اعمال این از خدا بی‌خبران باشند. در زمانی که جوانان ما در جبهه‌ها برای دفاع از حریم مقدس اسلام و تثبیت قوانین و ارزش‌های اسلامی چون گل پرپر شده در خون خود می‌غلتند و معلولین ما در بیمارستان‌ها از فرط درد و رنج به خود می‌پیچند و در حالیکه ملت ما در زیر آتش بمب و موشک دشمنان بعثی به خاک و خون کشیده شده‌اند، ‌این عده فاسد و تفاله‌‌های باقی مانده از رژیم طاغوت که هنوز هم طوق اسارت و بندگی اجانب را به گردن دارند، غافل از همه جا با اشاعه‌ی فحشا و ترویج اعتیاد و تشکیل پارتی‌های شبانه در خانه‌های فساد به عیاشی و پایکوبی به سر می‌برند و یا عده‌ای دلقک با لباس‌های نامناسب و خلاف عفت عمومی و یا چون زنان هرجایی با آرایش شرم‌آور در مجامع اسلامی ظاهر و مقدسات یک مملکت را بازیچه‌ گرفته و خون جوانان ما را پایمال کنند.» [26]

او که امام جمعه موقت قم نیز بود در نمازجمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۴ تأکید کرد بمب‌گذاران نماز جمعه تهران و ناصرخسرو در محل انفجار اعدام شوند. [27]

وی بین سال‌های ۶۱ تا ۶۵ سخنران اصلی مراسم‌های پانزده خرداد، هفت تیر، اربعین، ۲۸ صفر و دیگر مراسم‌های رسمی نظام بود.

صانعی در سخنرانی ۱۲مرداد ۱۳۶۴ خود در تبیین دیدگاه جنایتکارانه‌اش می‌گوید:‌

«اگر این اموال به ضدانقلاب برگردد، آن را تبدیل به دلار می‌کند و می‌برد به خارج کشور، این را بدانید آقای مسئول اجرا، آقای دادیار آقای قاضی و … اگر این اموال به ضدانقلاب برگردد، آن را تبدیل به دلار می‌کند و می‌برد به خارج کشور و یا اگر اینجا بماند، بی‌عفتی و بی‌بندوباری می‌کند. دقت کنید عزیزان که این اموال به ضدانقلاب برنگردد. من این سند را در پیشگاه خدای خودم دارم. در این مدتی که در دادستانی بودم خیلی تلاش کردم و دوستان نیز همکاری کردند. نگذاشتیم این اموالی که به قیمت خون شهدا تمام شده، رایگان بدهیم به کسی که نماز نمی‌خواند. لااقل بدهیم به کسی که نماز می‌خواند.» [28]

به این ترتیب با پشتوانه‌ی فکری امثال صانعی و با احکام ظالمانه‌ی نیری بزرگترین غارت اموال عمومی و خصوصی صورت گرفت و در تیول روحانیت و افراد ذی‌نفوذ و «نماز خوان‌ها» قرار گرفت.

وی با آن که از دادستانی کل انقلاب کنار رفته و منصب قضایی ندارد اما همچنان خواهان اشاعه‌ی سرکوب و اعمال بیرحمی است. او در مورد ضرورت زدودن ضد‌انقلاب از تاریخ در سخنرانی ۲۸ اردیبهشت ۶۵ خود می‌گوید:‌

«ضدانقلاب هرچه باشد باید بایکوت شود. یعنی کسی که حرکت ضدانقلابی دارد باید منفی شود. باید فراموش شود در تاریخ. باید همه چیزش از بین برود! باید به جای رحمت، بریده باد و مرگ بر ابی لهب (باشد) این حرکت قرآن است. این راهی است که قرآن به ما یاد می‌دهد.» [29]

او در همان سخنرانی، ایران مورد نظرش را این گونه تشریح می‌کند:‌

«فراری‌ها که برمی‌گردند باید حزب‌اللهی باشند! حکومت ما لطف می‌کند به آن بدبخت‌هایی که رفتند خارج، دارند نکبت می‌کشند به آنها هم می‌گوید بیایید. البته باید بدانند با فرهنگ غرب نمی‌توانند بیایند، اگر بیایند باید حزب‌اللهی باشند. آن روز دیگر اینجور نیست که ما نهی از منکرمان فقط با نصیحت و گفتن باشد و بگوییم نظامی است همراه با حکومت و قانون، نه آن‌ها برگشتند همان فراری‌ها هستند و بخواهند به انقلاب ضربه بزنند، باز حرکت و نهضت و انقلاب علیه آنها از طرف ملت شروع می‌شود. بدانند ایران، ایران نماز است، ایران روزه است، ایران حج است، ایران جهاد است، ایران جنگ است، ایران شهادت است، ایران تشییع جنازه، نه ایران عیاشی، نه ایران بی بند و باری، نه ایران فیلم‌های مبتذل. این ایران دیگر آن ایران برای آن‌ها نیست و برای هیچکس هم نخواهد بود. اگر برگردند اموال مصادره شده‌شان را دیگر به آن‌ها پس نمی‌دهند چون مالک نیستند. حالا رفته برگردد پایش را بخواهد باز کند پله‌های دادگاه‌ها و دادسراها را بپیماید یا در دادگستری و یا دادسرای انقلاب؟ نه راه به او نمی‌دهند. این را بدانند! ایران ایران نماز جمعه است، ایران آخوندهاست، اینرا باید بدانند. ایران ایران دهاتی‌هاست، دیگر ایران کراوات و ایران کلاه چه جوری و موی چه جوری نیست! » [30]

صانعی در سخنرانی ۶ مهر ۱۳۶۵ خود چگونگی ایستادن در مقابل «ضدانقلاب داخلی» را این گونه تبیین می‌کند:‌

«آقا دو تا کلمه علیه انقلاب حرف زده، خوب عصبانی شده. درست، ولی مجازاتش هم این است که ۴ تا شلاق به او بزنیم! اما به همین جا نمی‌شود اکتفا کرد. حکومت ما و حرکت ما باید مثل حرکت جنگ انقلابی باشد تا بتوانیم در مقابل ضدانقلاب داخلی بایستیم مقابل فساد بایستیم. مقابل آن فراری که برمی‌گردد از بسیجی ما، از سپاهی ما، از قاضی ما از دولت ما طلبکار می‌شود، بتوانیم بایستیم». [31]

دشمنی با بازرگان و نهضت آزادی و «لیبرال‌ها»

بعضی از لیبرال‌ها که الان انتقاد می‌کنند، ممکن است یک درصد سخن، یک سخن آن‌ها هم درست باشد که «من حیث لایشعر» یک حرف درستی زده باشند اما همان یک حرف درست‌شان هم به عقیده ما مضر است. چون مردم دیگر این‌ها را نمی‌پذیرند. مردم می‌دانند این‌ها وقتی قدرت دست‌شان بود چه کردند و بر سر این ملت چه ‌آوردند و با آمریکا چه جور رفتار می‌کردند، رفتاری همراه با رفاقت و دوست و قدرت که دست‌شان بود چه کردند و سردمدارانشان کجا رفتند. یا به زندان‌ها رفتند یا فرار کردند. یا محکوم به اعدام شدند. » [32]

حمایت از برکناری آیت‌الله منتظری و دفاع تمام‌عیار از خامنه‌ای

وقتی خمینی به خاطر مخالفت آیت‌الله منتظری با کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ او را از جانشینی خود خلع کرد یکی از حامیان اصلی این اقدام صانعی بود.

«این تصمیمی که امام امت گرفته‌اند همان طور که برای ملت مفید بود نسبت به آقای منتظری هم مفید بود. دشمن می‌خواست از این کانال یعنی کانال فقه و تعهد تقوا چه بلایی به سر ما بیاورد، هنوز عمقش را نفهمیده‌ایم…. خداوند به آقای منتظری و به مردم لطف کرده است که امام با همه‌ی عواطف و علاقه‌اش وقتی نظام و اسلام را در خطر ببیند از همه‌ی عواطف می‌گذرد و حاصل عمرش را می‌گذرد و حاصل عمرش را فدا می‌نماید و به فریاد اسلام و مسلمین می‌رسد.» [33]

این در حالی بود که صانعی قبلاً در دفاع از آیت‌الله منتظری از چیزی فروگذار نمی‌کرد. او در گفت‌وگو با ماهنامه پاسدار اسلام می‌گوید:‌

«این‌جانب بارها با دوستانی که مراجعه می‌کنند برای بعضی از مسائل، می‌گویم شما این مسائل کلی را به فقیه بزرگوار حضرت آیت‌الله‌العظمی منتظری برسانید. به ایشان این مطالب را بگویید و تذکر بدهید تا ایشان به مسئولین دولت بگوید. از رئیس دولت گرفته تا هر فرد دیگر هرچه را بگوید هم جامعه می‌پذیرد که این دشمنی و غرض ندارد، و علاقمند به پست و مقام نیست و برای خدا دارد می‌گوید، هم خود افراد بهتر و بیشتر تحت تأثیر قرار می‌گیرند، چون می‌یابند که خود این شخص دلسوخته انقلاب است. کسی است که صدمات خورده است برای اسلام و انقلاب زندان رفته است. برای اسلام و انقلاب شلاق خورده است برای اسلام و انقلاب. عزیزترین فرزندش را برای اسلام و انقلاب داده است و الان همه وقتش را صرف انقلاب و اسلام می‌کند.» [34]

او در مورد اجتهاد خامنه‌ای شهادت دروغ داد و مدعی شد:‌

«آیت‌اللّه خامنه‌ای، نه تنها مجتهد مسلّم می‌باشد، بلکه فقیه جامع الشرایط واجب‌الاتباع می‌باشد.»

در حالی که آیت‌الله منتظری و آیت‌الله وحید خراسانی به صراحت تأکید کردند خامنه‌ای حق فتوا دادن ندارد.

صانعی این بار در سخنرانی مراسم شب هفت خمینی در قم، در تایید خامنه‌ای سنگ تمام گذاشت و گفت:‌

«من به عنوان یک مسئله شرعی می‌گویم که تخلف از فرمان آیت‌الله خامنه‌ای گناه و معصیتی است بزرگ و رد بر او، رد بر امام صادق (ع) و رد بر امام صادق (ع) رد بر رسول الله (ص) و رد بر رسول الله (ص) رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله و ورود به ولایت شیطان است و طبق روایت عمر ابن حنظله در باب ولایت فقیه رد بر او در حد شرک به الله است و اما حفظ و تقویت آیت‌الله خامنه‌ای هرچه بیشتر تأیید و تقویت شود اسلام و انقلاب اسلامی و حوزه‌های علمیه و فقه و قران تقویت شده است. تأیید ایشان یک واجب الهی است نه یک مستحب. مسئله کیان اسلام و عظمت اسلام است، مسئله یک امر جزئی نیست و عدم تأیید ترک واجب است و ترک واجب موجب معصیت و خروج از عدالت است. تا نبض مسلمین در دست ولی‌فقیه که جانشین از طرف امام معصوم است نباشد، این بدبختی‌ها و فشارها ادامه خواهد داشت.» [35]

یوسف صانعی در سال ۱۳۶۶ هم در کتاب «ولایت فقیه» نظرش را اینگونه عنوان می‌کند:

«ولایت فقیه سایه‌ای از ولایت ولی عصر (عجل‌الله تعالی فرجه) است و به یک معنی خود ولایت ولی عصر (عجل‌الله تعالی فرجه) می‌باشد. من نمی‌دانم که چگونه باید تعبیر کرد، امّا این همان ولی عصر (عجل‌الله تعالی فرجه) در قالب ولایت فقیه جلوه می‌کند و در قالب ولایت فقیه متبلور و روشن می‌شود…اساس قانون اساسی ولایت فقیه است…تمام ارزش این قانون اساسی به آن است که ولی عصر (عجل‌الله تعالی فرجه) یعنی نماینده او، آن را پذیرفته است و چون نماینده ولی عصر (عجل‌الله تعالی فرجه) آن را پذیرفته، ما نیز آن را می‌پذیریم.» [36]

آن‌چه که صانعی مطرح می‌کند آنقدر بی‌پایه و اساس است که آیت‌الله گلزاده غفوری با اشاره به روایت «عمر ابن حنظله» می‌گوید:‌ »اصلاً از متن عبارات هم نتیجه نمی‌شود که امام چنین حرف‌هایی زده باشد و اطاعت از خودش را در حقیقت طوری بیان کرده که اگر کسی رد کند، مثل این که مشرک شده باشد….. به نظر من این‌ها اگر خودشان شم فقاهت داشتند، این «علی حد شرک بالله» را به امام صادق (ع) نسبت نمی‌دادند…. این‌ها بدتر خودشان را در این حد قرار دادند که منصوب از طرف آن‌ها ولو بعد از ده‌ها قرن، بیاید ادعا کند که ما فقیه هستیم و هرچه بگوییم باید قبول کنید، هرکس هم قبول نکند، رد بر خدا کرده و مشرک است. بنابر این باید سرش را برید و این همه فساد که ایجاد شده و می‌شود! »[37]

تفوق حاکمیت ولایت فقیه بر قانون اساسی و مصوبات مجلس

وی در دورانی که دادستان کل کشور و عضو شورای عالی قضایی بود در رابطه با اختیارات ولایت فقیه، اصلی را مد نظر قرار می‌داد که بر اساس آن کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ علیرغم این که توسط حکام شرع سال‌ها قبل به مجازات‌ زندان محکوم شده و دوران محکومیت خود را سپری می‌کردند توجیه می‌شد.

«ولایت فقیه در همه چیز حاکم است و می‌تواند خلاف هر مقرری و آئین نامه‌ای را بگوید.حتی می‌تواند خلاف قانون و مصوبات مجلس را هم بگوید اما ولی‌امر معمولا این کار را نمی‌کند. اما براساس اساسنامه‌ها، آئین نامه‌ها، قانون و حتی قانون مصوب مجلس هم حاکم است و بالاتر از آن ارزش قانون اساسی ما به امضاء مقام رهبری است والا اگر روزی امضای مقام رهبری از روی قانون اساسی برداشته شود آن قانون اساسی ارزش ندارد. میزان ما میزان الهی است چون در رابطه با مقام رهبری است و اگر یک روز رابطه‌اش با مقام رهبری و ولی‌امر قطع بشود می‌شود نظام طاغوتی… حاکمیت ولی‌امر همه جا است و برهمه چیز مقدم است و هیچ چیز نمی‌تواند مقام ولی امر را تهدید کند و هرجور حکم کند همان معتبر است و تخلف از او گناه و معصیتی کبیره است و هنگامی که ولی‌امر حکمی داد نه‌تنها هیچ احتیاجی به نظر دیگران نیست بلکه مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است. مراجعه به دیگران ایستادن در مقابل مقام رهبری و تضعیف آن مقام است. مراجعه به دیگران یعنی قبول نکردن حرف مقام رهبری است و قبول نکردن حرف مقام رهبر برمی‌گردد به قبول نکردن حرف مقام ولی عصر (عج). پس نه تنها مراجعه به دیگران احتیاج نیست بلکه معصیت و خلاف شرع است…. انقلاب ما را تمرکز قدرت مرجعیت به نتیجه رسانده است. امروز ائمه معصومین و حضرت ولی امر (عج) در این مملکت حاکمند و همه قدرت‌ها بدست اسلام و قران است و ما اگر بخواهیم رستگاری دنیا و آخرت را پیدا کنیم، باید حاکمیت امام را حفظ و به گفته‌های ایشان عمل نمائیم… امروز صحبت‌کردن علیه جمهوری اسلامی صحبت کردن علیه اسلام، رسول‌الله، ولی امر (عج) است و اگر به این نظام و حاکمیت ضربه بخورد به اسلام ضربه خورده است و این تنها نظامی است که مسئولین آن با همه مشکلات برای رضای خدا و رضایت امت انجام وظیفه می‌کنند… » [38]

آیت‌الله گلزاده‌غفوری همین ادعای صانعی را هم به تمسخر می‌گیرد و می‌گوید:‌

«به هر حال هر فقیهی آمده، چیزی گفته و در زمان خودش هم حکمش را حکم‌الله حساب کرده! این آقایان هم آمده‌اند و گفته‌اند، حکم مجتهد حکم امام است. حکم امام حکم پیغمبر است و حکم پیغمبر هم حکم خداست. اگر کسی قبول نکند دیگر زمین به آسمان رفته و آسمان به زمین آمده است! » [39]

او در این دوران زیر سؤال بردن مسئولان نظام در مجامع عمومی را نیز غلط می‌‌دانست:‌

«این غلط است که آدم در مجامع عمومی مسئولان نظام و مملکت اسلامی را زیر سؤال ببرد بعد هم بگوید من خیرخواهم… در نظام اسلامی نصر ائمه‌ی مسلمین و خیرخواهی ولایت فقیه و مسئولان آنان معنایش این نیست که در مجامع عمومی در بوق و کرنا کنیم، باید به خود آن‌ها تذکر داد.» [40]

صانعی در مورد دولت و شورای نگهبان و…دیدگاه تنگ‌نظرانه‌ای داشت. او در خطبه‌های نمازجمعه می‌گوید:

«هر برنامه‌ای که دولت جمهوری اسلامی به ملت ایران ارائه بدهد به عنوان یک وظیفه دینی به آن عمل می‌کند و هیچ گاه از مذهبیون نسبت به برنامه‌هایی که دولت اجرا می‌کند اعتراضی به وجود نخواهد آمد…. ملت ایران همه مسئولین امور را در این کشور وابسته به ولایت فقیه یعنی ولی عصر می‌داند… مگر ممکن است در این کشور در اجرای قوانین در رده‌های بالا تخلفی پیش بیاید در حالتی که رئیس دولتش فرزند مجلس، مقلد امام و برادر رئیس جمهور است… این شورا محال است نسبت به اسلام تخلفی کند و محال است افرادی که امام می‌گوید مجتهدند تخلفی کنند چگونه ممکن است این افراد قانونی را مغایر قانون اساسی ببینند و ساکت باشند؟ نظر شورای نگهبان نظر قاطع است و نظریه شورای نگهبان بر نظریه خبرگان و فقها مقدم است…. این شورا حکم است اما ممکن است واقع را نیابد اما اگر واقع را نیافت هیچ مقامی حق ندارد بگوید آن خلاف قانون اساسی است. قانون اساسی طوری پیش بینی کرده که حتی دلیل از شورا نمی‌خواهد و وکلا نمی‌توانند شورای نگهبان را مورد سؤال قرار دهند…. رهبر می‌تواند به همه نیروها فرمان دهد و فرمان او به عنوان یک فرمان الله واجب الاطاعه است.» [41]

پس از آن‌که در دوران خامنه‌ای، نظام ولایت فقیه و تئوری آن که تنها قواره‌ی تن خمینی بود با بن‌بست روبرو می‌شود، بسیاری از حامیان آن از جمله آیت‌الله صانعی از نظرات خود برمی‌گردند و راه دیگری در پیش می‌گیرند. او در این باره می‌گوید:

«مجلس و شورا در فرض تزاحمش با بقیه افراد و آراء در حکومت، نظر مجلس شورا مقدم است» [42]

صانعی همچنین در دیدار با اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نظر متفاوت خود را این‌گونه اعلام می‌کند:

«خداوند در امور سیاسی هیچ کسی را قیم بر مردم قرار نداده است. و خداوند مردم را حاکم بر سرنوشت خویش قرار داده است و تنها نبی مکرّم اسلام و ائمه معصومین (علیهم السلام) هستند که هرچه فرمودند ما باید بدون سؤال و جواب قبول کنیم چون آن‌جا پشتوانه عصمت وجود دارد.» [43]

البته بودند منتقدان ولایت فقیه همچون مکارم‌شیرازی و مصباح‌یزدی که این‌بار از مدافعان سرسخت آن شدند چرا که اوضاع را با مرگ خمینی بر وفق مراد خود می‌دیدند و بر صدر نشسته بودند و کبکبه و دبدبه‌ای به هم زده بودند.

با این حال نه صانعی و نه هیچ‌یک از «اصلاح‌طلبان» نسبت به جنایات‌شان در دهه‌ی ۶۰ از خود انتقاد نکرده‌اند و حتی مسئولیت آن را نیز نپذیرفته‌اند.

مخالفت با شکنجه

آیت‌الله صانعی عاشورای سال ۸۱ در سخنانی با تاکید بر اینکه از نظر صناعت فقهی، شکنجه در اسلام به هیچ وجه جایز نیست، تصریح می‌کند: «حتی اگر به‌واسطه آن بتوانیم جان صدها هزار نفر را حفظ کنیم، به نظر فقهی بنده، احکام اسلام اجازه چنین کاری را نمی‌دهد.» او با اشاره به این بحث که برای پیدا کردن گروه‌های تروریستی، برخی از افراد مظنون به همکاری با آنان را تحت شکنجه قرار دهیم یا نه؟! می‌گوید: «این روش‌ها از دیدگاه اسلام، غیر جایز و حرام است و نمی‌توان با فعل حرام، حرام دیگری را جبران نمود، آتش، هیچ‌گاه آتش را خاموش نمی‌کند.» [44]

نظرات او اگرچه مثبت است اما در حالی بیان می‌شود که در سرتاسر دهه‌ی ۶۰ و در دورانی که صانعی دادستان‌ کل کشور و عضو شورای عالی‌قضایی بود، فجیع‌ترین شکنجه‌ها در زندان‌های کشور تحت عنوان «تعزیر» و به منظور کسب اطلاعات صورت می‌گرفت و مقامات قضایی و امنیتی نظام اسلامی علناً از آن دفاع می‌کردند و حتی ادعا می‌کردند اگر متهمی زیر تعزیر جان بدهد هم کسی ضامن نیست. اتفاقاً توجیه مقامات قضایی و امنیتی این بود که می‌خواهند به این وسیله از جان و مال مسلمانان دفاع کنند.

نقش‌آفرینی در خلع مرجعیت آیت‌الله شریعتمداری

در سال ۱۳۶۱ صانعی به عنوان عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در خلع مرجعیت آیت‌الله شریعتمداری پیشقدم شد.

با موافقت خمینی و بر اساس حکم موسوی تبریزی و محمدی‌گیلانی «دار‌التبلیغ اسلامی» مصادره شد و به دفتر تبلیغات اسلامی واگذار شد. در نامه‌ی موسوی‌تبریزی به صانعی او مأمور اجرای این حکم شده است:‌

«با توجه به این‌که آقاى شریعتمدارى دیگر صلاحیت اداره دارالتبلیغ اسلامى قم و انتشارات و چاپخانه و کتابخانه و متعلقات آنها اعم از ساختمان‌ها و خوابگاه و غیره را ندارند و نمى‏توانند درباره آن‌ها سرپرستى کنند و از آن‌جا که همه آن‌ها طبق اعترافات خودش از وجوه شرعیه و زکوات و عطایاى مردم و از بیت‌المال مسلمین تهیه شده است با کسب اجازه که از محضر مبارک ولى فقیه و مرجع بزرگوار و امام امت آیت‌اللَّه‌العظمى امام خمینى- مدظله العالى- شد ایشان اجازه فرمودند که دفتر تبلیغات اسلامى قم تمامى موارد فوق‌الذکر را به نحو احسن اداره نمایند… از این تاریخ مى‏توانید با صورتجلسه کامل همه موارد فوق و کلیه وسایل موجود را از دادستان محترم انقلاب اسلامى قم تحویل بگیرند.»

این در حالی است که مصادره دارالتبلیغ اسلامی قم با ابتدایی‌ترین اصول شرعی که حضرات از آن دم می‌زدند نمی‌خواند. محمدحسین اشعری نماینده خمینی در بهداری قم می‌گوید:

«… همان اوائل، روزی خدمت آقای خمینی رسیدم و مسئله دارالتبلیغ را مطرح کردم که من به آن‌جا نمی‌روم و رفتن آنجا را مجاز نمی‌دانم. زیرا اینجا تنها مربوط به مرحوم آقای شریعتمداری نیست. این‌جا را یک هیأت امنای ۹ نفره تشکیل دادند و تنها مربوط به ایشان نیست. این‌جا به ثبت رسیده و اساسنامه دارد.

امام پرسیدند: شما از کجا اساسنامه را گرفته‌اید؟ عرض کردم بالاخره پیش من هست. من از اداره ثبت قم گرفته بودم. در ضمن مواد آن یکی این بود که اگر احدی از اعضای هیأت امنا از صلاحیت شرعی یا قانونی افتادند بقیه افراد هیأت امنا بنشینند و کسی را جایگزین آن کنند. اگر آقای شریعتمداری از صلاحیت افتاده بقیه افراد، همچنان هستند که بسیاری هم موجه‌اند و از بازاری‌های تهران که یکی از آنها آقای [میرمصطفی] عالی نسب که همه او را قبول داشتند. روی این حساب تصرف در آن‌جا جایز نیست چون هیأت امنا دارد. راهش این است که آن‌ها را جمع کنید و هر نظری دارید بگویید و آن‌ها هم می‌پذیرند.

ایشان از نظر من خوش‌شان آمد و فرمودند: من به شورای عالی قضایی می‌گویم مسئله را حل کنند. بعدها من از یکی از اعضای شورای عالی پرسیدم که آیا آقای خمینی مسئله را به شما ارجاع دادند یا نه. ایشان گفتند: بله. به ما فرمودند مسئله را به صورت شرعی حل کنید، اما شورا صلاح ندید! » [45]

رد صلاحیت مرجعیت صانعی

در دیماه ۱۳۸۸ پس از درگذشت آیت‌الله منتظری، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به منظور عدم رجوع مقلدان آیت‌الله منتظری به صانعی طی حکمی او را از مرجعیت خلع کرد و تیغ بدعتی را که در سال ۶۱ امثال صانعی تیز کرده بودند این بار بر گردن او فرود آورد.

در اطلاعیه جامعه مدرسین آمده بود:‌

«با توجه به پرسش‌های مکرّر مؤمنان، جامعه مدرسین حوزه‌ی علمیه قم براساس تحقیقات به عمل آمده در یک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاکهای لازم برای تصدّی مرجعیت می‌باشد.»

شیخ محمد یزدی رییس جامعه مدرسین در مورد دلایل خود را برای اتخاذ این تصمیم گفت: «برخی آرای فقهی آقای صانعی بدعت و خلاف قرآن است.» و اضافه کرد: «برخی از اعضای جامعه مدرسین که با من صحبت می‌کردند گفتند ایشان مبدع است و بدعت‌گذاری امری است که رد آن بر همه واجب است.»

وی با حقه‌بازی با بیان این که جامعه مدرسین آیت‌الله صانعی را از مرجعیت خلع نکرده است گفت: «بنده برای اعلام رسمی یک عبارتی را به کار بردم که اولاً نباید در این موضوع کلمه «خلع» و همچنین مقایسه آن با جریان منتظری وشریعتمداری و امثال این‌ها درج شود و ثانیاً مسئله فقط صلاحیت مرجعیت است و بقیه مسائل ربطی به جامعه مدرسین ندارد.» [46]

اما خنده دار موضع‌گیری هم‌پیمانان او همچون هاشمی رفسنجانی و مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم بود که اعلام می‌داشتند «در تاریخ تشیع هیچ‌گاه مرجعی توسط جایی نصب یا عزل نشده بلکه مردم با تشخیص خود و پرداخت وجوهات فرد مناسب به عنوان مجتهد را انتخاب کرده‌اند». [47]

رابطه‌ی صانعی و نیری

پس از درگذشت همسر صانعی، در میان مسئولان قضایی تنها حسینعلی نیری رئیس هیأت کشتار ۶۷ بود که به او تسلیت گفت و صانعی در پاسخ او گفت:‌

«باسمه تعالی‌

جناب حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ حسینعلی نیری (دامت برکاته)

سلام علیکم؛

پیام تسلیت حضرت عالی به مناسبت درگذشت همسر اینجانب موجب تسلی خود و بازماندگان شد. از اظهار لطف و همدردی جناب عالی تقدیر و تشکر دارم. امید که در ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج) در خدمت به اسلام و مسلمین موفق و مؤید باشید.» [48]

معلوم است صانعی که در سال‌های اخیر در موضع مرجعیت قرار گرفته و ادعای اصلاح امور را دارد «حاج شیخ حسینعلی نیری (دامت برکاته)» را همچنان در «خدمت اسلام و مسلمین» می‌بیند و جنایات او در سال‌های گذشته را نیز در «ظل توجهات حضرت ولی عصر» می‌داند. صانعی و نیری روابط نزدیکی دارند. به دعایی که نیری برای صانعی می‌کند در لینک زیر توجه کنید. [49] به دلیل همین نزدیکی بود که نیری در سال‌های اخیر از چشم‌ خامنه‌ای افتاد و نتوانست مواضع اصلی را در قوه قضاییه و دستگاه امنیتی کسب کند.

مخالفت جدی و صریح با ارسال پارازیت

«پایگاه بین‌المللی همکاری‌های خبری شیعه»، استفتائی را به شرح متن زیر به دفتر مراجع تقلید فرستاده و از آن‌ها پرسید:

«با توجه به بهره‌برداری دشمنان اسلام از شبکه‌های ماهواره‌ای جهت پیگیری و انتشار اهداف خود بر ضد اسلام و ضد منافع جهان اسلام و ضد فرهنگ جوامع اسلامی از یک‌سو و آسیب ارسال پارازیت روی این امواج ماهواره‌ای که منجر به افزایش احتمال بروز اختلالات عصبی و مغزی، آریتمی قلبی یا توقف حرکت قلب، مرگ کودکان و نوزادان، ابتلا به سرطان خون، ام‌اس و بیماری‌های صعب‌العلاج و به مرور زمان مرگ خاموش مسلمانان و سایر شهروندان کشورهای اسلامی می‌شود از سوی دیگر، آیا ارسال این پارازیت‌ها به لحاظ شرعی مجاز است یا خیر و چه حکمی دارد؟ »

فتوای آیت‌الله صانعی به شرح زیر بود:

«تصرف در هوا و فضای منزل مردم ولو به واسطه ارسال پارازیت که تعدی به سلطه مالکانه و حقوق شخصی مردم محسوب می‌شود، شرعاً جایز نیست و حرام می‌باشد چه رسد به آنکه سبب عواقب خطرناک ذکر شده در سئوال و ضرر زدن به انسان‌ها و صاحبان فضا باشد که حرمت و معصیت کبیره بودنش برای ارسال کننده پارازیت جای شک و شبهه نبوده به علاوه که موجب ضمانش هم می‌باشد.» [50]

یوسف صانعی و میرحسین موسوی، ۱۳۸۸

یوسف صانعی و میرحسین موسوی، ۱۳۸۸

نظرات جدید فقهی صانعی و تغییر نگاه او

اگر چه صانعی همچنان با جانیان نشست‌ و برخاست می‌کند و جنایتکاری همچون نیری را «حضرت‌عالی» خطاب می‌کند اما در سال‌های اخیر نظرات فقهی جدیدی از جمله برخورداری زنان از حق قضاوت، حق ولایت، حق مرجعیت، حق تصدی مناصبی همچون ریاست جمهوری و ولایت فقیه، برابری دیه زن و مرد، ارث بردن زن از تمام اموال شوهر اعم از زمین و غیر زمین، حق حضانت، برابری شهادت زن و مرد، ضرورت ایجاد تغییرات در قانون مجازات اسلا‌می و اعلام این که «حدود» همچون سنگسار و پرتاب از بلندی و… تنها به زمان حضور اختصاص دارد، اما در زمان غیبت تنها راهکار مقابله با جرایم در بخش مجازات‌ها تکیه بر تعزیرات است که در آن مجلس می‌تواند با استفاده از کارشناسان، روان‌شناس و جامعه‌شناس مجازات‌ها را معین کند، محرم دانستن فرزند خوانده، تشکیک در حکم ارتداد، ارث بردن کافر از مسلمان، جواز اقتدای مردان به زنان در نماز جماعت، حرام بودن ازدواج دوم بدون اجازه همسر اول، تکالیف دختران در سن سیزده سالگی، اجازه داشتن زنان به آراستن خود و ظاهرشدن در ملاءعام و… ارائه کرده است که در نوع خود منحصر به فرد است. [51]

به این موارد می‌توان موضوع قصاص مردی که زنی مسلمان را کشته باشد بدون نیاز به پرداخت نصف دیه یک مرد مسلمان به قاتل، منع ازدواج موقت برای مرد مسلمان متأهل که با همسرش زندگی می‌کند، مجاز دانستن دریافت بهره در قرض‌هایی که برای رفع نیاز نیست بلکه برای افزایش رونق فعالیت اقتصادی است، پاک دانستن پوست و چرم خارجی، را اضافه کرد. او همچنین سن بلوغ دختران را برخلاف تمامی مراجع تقلید که ۹ سال می‌دانند ۱۳ سال اعلام کرده است.

چنین فتواهایی از نگاه روحانیت سنتی شیعه بدعت محسوب می‌شود. [52]

صانعی همچنین در آخرین موضع‌گیری خود در واکنش به ابلاغیه احمد جنتی برای رد صلاحیت اقلیت‌های مذهبی در انتخابات شوراها صراحتاً اعلام کرد: ‌«من معتقدم تمام پست‌هایی که برای انسان‌ها در هر نظامی قرار داده شده برای غیر مسلمین [اهل کتاب] نسبت به مسلمین هم هست. می‌تواند رئیس مدرسه‌ای شود که شاگردانش مسلمان هستند، می‌تواند دبیر مدرسه‌ای شود که شاگردانش مسلمان هستند، رئیس دانشگاهی شود که دانشجویانش مسلمان هستند، فرمانده ارتشی شود که ارتشی‌هایش مسلمان هستند. برای این‌که این‌ها هیچکدام کافر نیستند.» [53] البته صانعی هنوز به نقد «تحریر‌الوسیله» استادش خمینی و «توالی فاسد» آن به قول آیت‌الله گلزاده‌ غفوری دست نزده است. آیا دیدگاه‌های جدید او را می‌توان نقد این کتاب در نظر گرفت؟ این سؤالی است که او بایستی به آن جواب دهد. صانعی هنوز بایستی راه‌ زیادی را بپیماید تا هسته‌ی بسته‌ی فقه شیعه را بشکافد.

اما تفاوت دیدگاه‌های امروز صانعی با دیروز، غیرقابل انکار است. نگاهی که او در حال حاضر به فقه و شریعت دارد تفاوت کیفی با گذشته دارد. این مسیر بدون برکناری از قدرت طی نمی‌شد.

دیدگاه‌های فقهی صانعی می‌تواند در بازکردن راه جدیدی در حوزه‌های علمیه و فقه شیعه مؤثر باشد و قطعاً در سال‌های آتی فقهای شیعه مجبور به پیمودن این راه می‌شوند. با درنظرگرفتن فتواهایی که صانعی در سال‌های اخیر داده است نمی‌توان تغییرات اساسی در نگاه او را نادیده گرفت و از آن‌ها استقبال نکرد. محال است یک روحانی در نظام اسلامی مصدر کاری باشد و فتاویی از این دست دهد.

اگرچه همچنان صانعی معتقد به حکومت اسلامی است اما با توجه به تجربه‌ی صانعی، با قاطعیت می‌توان گفت بزرگترین خدمت به دین و مذهب کوتاه کردن دست آن از قدرت و به مسجد فرستادن روحانیون است.

صدای خرد شدن استخوان‌های شریعت در حوزه‌های علمیه شنیده می‌شود و زودتر از هر کس این صدا را امثال محمد یزدی، رئیس سابق قوه قضاییه و جامعه مدرسین حوزه و یکی از عوامل اصلع خلع مرجعیت آیت‌الله صانعی، مصباح یزدی تئویسین خشونت و سیدابراهیم رئیسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ و احمد خاتمی امام جمعه تهران می‌شنوند.

محمد یزدی می‌گوید:

«متأسفانه امروزه درس و بحث‌های حوزه به سمت جدایی دین از سیاست حرکت می‌کند و نیاز است اهتمام بیشتری نسبت به این مسئله صورت پذیرد.» [54]

مصباح یزدی سکولاریسم را خطری می‌داند که آینده انقلاب و اسلام را در جهان تهدید می‌کند و می‌گوید:« امروز تنها کشوری که خود را مقید می‌داند که احکام اسلام را رعایت کند، ایران است؛ اگر اسلام در ایران شکست بخورد، دیگر در کجا باید به اسلام عمل شود؟ » [55]

رئیسی می‌گوید:‌

«نگاه سکولار در کسوت روحانیت تفکری است که حوزه‎‌های علمیه کشور را تهدید می‌‌کند.» [56]

سید احمد خاتمی تأکید می‌کند:

«خط و خطوطی که در خصوص انقلابی نماندن حوزه وجود دارد شامل مواردی چون ترویج سکولاریسم است؛ افرادی در این عرصه در حال فعالیت هستند و به خصوص می‌خواهند این تفکر خطرناک را در میان طلاب نهادینه کنند.» [57]


پانویس‌ها

[1]   قضا در اسلام و نظام قضایی منسوب به اسلام، دکتر علی گلزاده غفوری، صفحه ۱۰۵.

[2] سایت صانعی.

[3]   روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۸ فروردین ۱۳۶۲، ص ۳.

[4]   روزنامه اطلاعات، یک‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۶۲، ص ۱۴.

[5]   روزنامه اطلاعات، سه‌شنبه ۱۰  خرداد ۱۳۶۲، ص ۶.

[6]   روزنامه جمهوری اسلامی، ۶ تیر ۱۳۶۲، صفحه ۱۲.

[7]   تیرماه ۱۳۶۲، روزنامه جمهوری اسلامی، ۶ تیر ۱۳۶۲، صفحه ۱۲.

[8]   روزنامه اطلاعات، سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۶۲، ص ۶.

[9]   روزنامه جمهوری اسلامی، شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۲، ص ۲.

[10]   خبرگزاری فارس.

[11]   روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۲۷ تیرماه ۱۳۶۲، ص ۳.

[12]   روزنامه اطلاعات، سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۶۲، ص ۲.

[13]   روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۶۲، ص ۱۴.

[14]   گویا نیوز.

[15]   خبرگزاری فارس.

[16]   روزنامه کیهان ۲۹ دی ۱۳۶۱

[17]   خبرگزاری فارس.

[18]   روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۶۵، ص ۲.

[19]   روزنامه اطلاعات، شنبه ۱۴ دی ۱۳۶۴، ص ۲.

[20]   روزنامه جمهوری اسلامی، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۶۲، ص ۴.

[21]   روزنامه اطلاعات، شنبه بیست‌وششم شهریور ۱۳۶۲، ص ۱۷.

[22]   خبرگزاری فارس.

[23]   روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۶۴، ص ۱۷.

[24]   روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۴، ص ۲.

[25]   رادیو فردا.

[26]   روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۶۴، ص ۱۷.

[27]   روزنامه اطلاعات، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۴، ص ۲.

[28]   خبرگزاری فارس.

[29]  خبرگزاری فارس.

[30]  خبرگزاری فارس.

[31]  خبرگزاری فارس.

[32]   روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۸ فروردین ۱۳۶۲، ص ۷.

[33]   روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۶ اردیبهشت ۶۸.

[34]   روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۸ فروردین ۱۳۶۲، ص ۷.

[35]   روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۲ خرداد ۱۳۶۸، ص ۳.

[36]  کتاب ولایت فقیه، یوسف صانعی، ۱۳۶۶، ص ۱۵۱و ۲۴۶ و ۲۴۷.

[37]   قضا در اسلام و نظام قضایی منسوب به اسلام، دکتر گلزاده غفوری ، صفحه‌ی ۹۰.

[38]   جهان‌نیوز.

[39]   قضا در اسلام و نظام قضایی منسوب به اسلام، دکتر علی گلزاده غفوری، صفحه ۹۷.

[40]   روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۹ بهمن ۱۳۶۸.

[41]   جمهوری اسلامی ، ۱آذر۱۳۵۹ ، صفحه ۳

[42]   روزنامه یاس نو، ۱ تیرماه ۱۳۸۲.

[43]   روزنامه آفتاب یزد، ۲۴ مهرماه ۱۳۸۶، ص ۲.

[44]   سایت کلمه.

[45]   محمد حسین اشعری، بیست و پنج خاطره از امام خمینی، ۱۳۸۴، به کوشش رسول جعفریان، ۱۳۸۸.

[46]   سایت فرارو.

[47]   جام‌نیوز.

[48]   سایت صانعی.

[49]   یوتیوب.

[50]   آفتاب‌نیوز.

[51]  سایت فرارو.

[52]   جهان‌نیوز.

[53]  یوتیوب.

[54]   رسانیوز.

[55]   سایت مصباح یزدی.

[56]   خبرگزاری ایرنا.

[57]   خبرگزاری مهر.

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*۴ دهه فراز و نشیب در روابط ایران و اسرائیل  [2018 Jul] 
*عباس امیرانتظام، یک پرونده نمادین [2018 Jul] 
*بهانه‌جویی آمریکا برای حمله‌‌ی نظامی؟ [2018 Jun] 
*همچنان می‌گویم ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت [2018 Jun] 
*برای ممانعت از تحریم و جنگ، در برابر نظام ولایی بایستیم [2018 Jun] 
*تیم ملی فوتبال ایران همچنان نماینده مردم ایران [2018 Jun] 
*سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رو در روی منافع ملی [2018 Jun] 
*تذکر: عکس پرویز یعقوبی در میان شهدای مجاهدین [2018 May] 
*فردی که در دسامبر ۲۰۱۵ در هلند کشته شد محمدرضا کلاهی عامل بمب‌گذاری در حزب جمهوری بوده است  [2018 May] 
*قدرت و فقاهت – نمونه یوسف صانعی  [2018 May] 
*همسر و فرزند سعید امامی می‌توانند به آمریکا بروند اما بسیاری از ایرانیان نه!  [2018 May] 
*چرا سیستم ناتوان از حل مسئله فساد سیستماتیک است؟ − نمونه ولی فقیه و نماینده‌اش در گیلان [2018 Apr] 
*جای خالی «قاضی حداد» در میان متهمان کهریزک [2018 Apr] 
*جایگاه روشن سعید مرتضوی در نظام، توضیح‌دهنده ابهام در جای کنونی او [2018 Apr] 
*«طب اسلامی» و خطری که جان مردم را تهدید می‌کند  [2018 Apr] 
* صادق خلخالی نماد «انقلاب اسلامی»  [2018 Feb] 
*این یکی هم رؤیای رهبری در سر دارد: محسن اراکی [2018 Feb] 
*اشغال سفارت آمریکا: سرگذشت گرو‌گان‌گیران  [2018 Jan] 
*دکتر مجید سمیعی و امیدوار رضایی پزشکان ویژه‌ی هاشمی شاهرودی [2018 Jan] 
*دکتر مجید سمیعی پزشک هاشمی‌شاهرودی حقه‌باز و کلاهبردار یا «ابر جراح» [2018 Jan] 
*در تجمعات اعتراضی شرکت کنیم یا نکنیم؟ چه شعاری انحرافی است؟ [2017 Dec] 
*جفنگیات مأموران امنیتی نظام تحت نام دشمن اسلام و نظام [2017 Dec] 
*کارنامه‌ی صادق لاریجانی و محک‌زدن ادعای احمدی‌نژاد [2017 Dec] 
*راه اندازی «زندان جدید» فرقه رجوی در اروپا [2017 Dec] 
*مکارم شیرازی حکم به «بیزاری» از جمهوری اسلامی می‌دهد!  [2017 Nov] 
*ادعای غیرواقعی «به‌رسمیت شناخته شدن قربانیان کشتار ۶۷ به عنوان ناپدیدشده قهری»  [2017 Nov] 
*دادخواهی در ایران: هنوز در ابتدای راه [2017 Nov] 
*محسن آرمین شکنجه‌گر دهه‌ی ۶۰ همچنان در باتلاق دروغ دست و پا می‌زند [2017 Nov] 
*انتری که لوطی‌‌اش نمرده است ( مهدی فلاحتی و روح‌الله زم) [2017 Oct] 
* داستان فراموش شده یک حاکم شرع در دهه ۶۰ [2017 Sep] 
*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]