کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
ایرج مصداقی

در ماه‌های گذشته جهان از طریق داعش بطور گسترده با پدیده‌ی بریدن سر و نمایش آن از طریق کلیپ‌های ویدئویی آشنا شد.
بسیاری که با احکام اسلامی آشنایی ندارند اعمال وحشیانه‌ی داعش را پدیده‌‌ای خلق‌الساعه می‌دانند که از طریق این نیروی ارتجاعی باب شده است. در حالی که آن‌چه داعش بدان عمل می‌کند اجرای آیات قرآن و دستورات مذهبی است و فقه شیعه نیز منافاتی با این اعمال وحشیانه ندارد. البته هستند مسلمانانی که می‌کوشند دامان اسلام را از آن‌چه به نام آن صورت می‌گیرد پاک و منزه جلوه دهند اما با توجه به آیات صریح قرآن و سنت باقیمانده از صدر اسلام و فتاوی مشهور فقها و مراجع تقلید به سختی می‌توان آن‌چه صورت می‌گیرد را غیراسلامی خواند. به همین دلیل است که جهان اسلام با بزرگترین بحران خود در دوران معاصر روبرو می‌شود .
 
بخش اعظم محصولات حوزه‌های علمیه، تولید مجازات‌های وحشیانه‌ی فقهی برای قصاص، زنا، لواط، مساحقه، محاربه، ارتداد، سرقت، شرب خمر، سب‌النبی و ائمه، قذف، رباخواری و ... است و پاره‌ای از فقها همچون مصباح یزدی می‌گویند: «مساله بردگی فی‌الجمله در اسلام پذیرفته شده ‌است و ما از آن دفاع می‌کنیم» و عده‌ای دیگر معتقدند که بردگی فقط از طریق اسارت کفار حربی در جهاد شرعی امکان دارد.
اگر داعش زنان ایزدی و ... را به بردگی جنسی وادار می‌کند حکم شرعی‌اش را آیت‌الله محمد تاکندی عضو مجلس خبرگان رهبری و از شاگردان خمینی پیش‌تر داده است.
 
 
و داعش به آیات متعدد قرآن از جمله آیات سوره نساء ، احزاب، روم، نحل، معارج، مؤمنون و ... استناد می‌کند.
اگر عده‌ای از فقها مانند آیت‌الله منتظری و ... که معتقد به کنار گذاشتن موقت حکم سنگسار هستند دلیل آن را «وهن» اسلام می‌دانند و نه مخالفت با این مجازات وحشیانه. این گروه از فقها اعمال این نوع از مجازات‌ها در ملاءعام را جایز نمی‌دانند و خواهان اجرای مخفیانه آن‌ها در حضور عده‌ای از «مؤمنان» هستند.
 
سازمان مجاهدین خلق یکی از جریان‌های اسلامی است که با اجرای «مجازات‌های اسلامی» به شیوه‌ای‌ که صورت می‌گیرد مخالفت می‌کند و آن را وحشیانه می‌خواند اما همین سازمان نیز به اصل «حقوق جزای اسلام» معتقد است منتهی مصادیق آن را متفاوت می‌بیند. (۱)
 
فقه شیعه و سنی با خشونت و وحشی‌گری تناقضی ندارند و می‌توانند تروریسم و قتل‌های سیاسی را نیز توجیه کنند، همچنان که تا امروز کرده‌اند و از آن به عنوان «ارهاب» نام می‌برند.
آنچه بیان شد آنقدر بدیهی است که محمد مجتهد شبستری نیز روی آن دست گذاشته و نوشت:‌ «اگر خلیفه داعش «ابوبکر بغدادی» که خود را مسلمان ناب و مجری شریعت اسلام می‌نامد از فقیهان رسمی جهان اسلام بپرسد: فرق مبنایی و تئوریک شما با من در بیان شریعت اسلامی در کجاست که این همه مرا لعن و نفرین می‌کنند؟ این فقیهان چه پاسخی به او خواهند داد؟!»
 
 
تردیدی نیست همانگونه که مجتهد شبستری بیان می‌کند هیچ گونه «فرق مبنایی و تئوریک» در بیان شریعت اسلامی بین فقیهان رسمی جهان اسلام و سرکرده داعش و طالبان نیست. آن‌چه هست رقابت بر سر «خلافت» و «مرجعیت» است. چنانچه در «ام‌القراء» اسلام رقابت بسیاری بین نمایندگان «امام زمان» از خامنه‌ای و احمدی‌نژاد گرفته تا مهدویون و حجتیه و ... وجود دارد و هریک می‌خواهند سر به تن آن یکی نباشد و «نیابت» را خاص خود می‌دانند.
 
آیه ۱۲ سوره‌ی انفال راهنمای عمل گروه‌های اسلامی
 
بسیاری می‌پرسند چرا سر قربانیان توسط داعش و بوکو حرام و دیگر مسلمانان سلفی از بالای گردن بریده می‌‌شود؟ پاسخ روشن است در آیه ۱۲ سوره‌ی انفال آمده است:
 
فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ
 
قرآن برای ایجاد رعب و وحشت در میان کفار توصیه می‌کند که سر دشمنان از بالای گردن بریده شود و سرانگشتان دست دشمن قطع شوند تا نتوانند اسلحه به دست گیرند.
 
آیت‌الله مشکینی به عنوان یک فقیه شیعه نظر مشابهی داشته و در همین رابطه می‌گوید:‌
 
پس کسانی که ایمان آورده‌اید ثابت قدم دارید. به زودی در دل های آنان که کفرورزیده‌اند ترس می‌افکنم. پس ضربه ها را بر فراز گردن‌ها بزنید و همه سرانگشتانشان را قلم کنید.
 
آیت‌الله مکارم شیرازی یکی از مراجع تقلید حکومتی در همین زمینه می‌گوید:‌«کسانی که ایمان آورده‌اید، ثابت قدم دارید! بزودی در دل‌های کافران ترس و وحشت می‌افکنم سرها را بر بالاتر از گردن فرو آرید! و همه انگشتانشان را قطع کنید!
 
شیعیان عراقی وابسته به رژیم و ارتش عراق نیز از همین شیوه برای هراس افکندن در دل دشمنان سنی‌شان و وابستگان داعش استفاده می‌کنند.
 
 
 
در دوران صدر اسلام مسلمانان پس از شکست دشمنان‌شان سر آن‌ها را بریده و بر نیزه می‌کردند. داستان بریدن سر عمر بن  عبد‌ود و همچنین گردن زدن خوارج و یهود بنی‌قریظه توسط علی‌ابن‌ ابی‌طالب خلیفه چهارم اهل سنت و امام اول شیعیان مورد تأیید کلیه‌ی فرق اسلامی است. کما این که پس از واقعه عاشورا لشکریان یزید سر امام حسین و دیگر اصحاب او را بریده و بر نیزه کردند.
حکام عربستان سعودی براساس همین آیه است که در اجرای احکام اعدام، سر مجرمان را با شمشیر و از بالای گردن قطع می‌کنند.
در تبلیغات مجازی، شیعیان عراقی نیز می‌کوشند دشمنان داعشی‌شان را با زدن گردن به وسیله تبر هراسان کنند. انتشار عکس‌های «شبل الزیدی» یکی از فرماندهان گروه شیعه «کتائب امام علی» تحت حمایت جمهوری اسلامی، در زمره‌ی چنین تلاش‌هایی است. الزیدی یکی از فرماندهان نیروهای داوطلب شیعه عراق است که در نبرد برای آزاد سازی تکریت در کنار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه ایران دیده شده است.
 
 
تردیدی نیست که شبه نظامیان شیعه نه تنها دست کمی از وابستگان داعش ندارند بلکه تهدید بزرگی برای آینده عراق و منطقه هستند.
 
آیه ۱۲ سوره‌ی انفال جزو آیات «محکم» قران بوده و عمل به آن مورد توافق همه‌ی فرق شیعی و سنی است و تنها تفسیر آن می‌تواند در مواردی متفاوت باشد. در موارد بسیاری از پیامبر، خلفای راشدین و ائمه شیعه نقل شده است که «فَضرِبو عُنقَهُ» گردنش را بزنید.
 
مسعود رجوی رهبر عقیدتی مجاهدین نیز با پیش کشیدن آیه ۱۲ سوره انفال «فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ» فرمان زدن «سر» نظام و سپس «سرانگشتان» نظام را در سال ۱۳۶۰ و شروع «فاز نظامی» داد.
او در جمع‌بندی یک ساله مقاومت، در مورد مرحله اول فاز نظامی که از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰شروع شد و تا تابستان ۱۳۶۱ طول كشید می گوید:
«این مرحله نوبت سران سیاسی بود. قبل از هر چیز شاه مهره ها هدف بودند . در این مرحله قرار بود كه رژیم بی آینده شود و ثباتش را از دست بدهد و در عوض سازمان تثبیت شده و به عنوان جانشین رژیم اسلامی معرفی شود.»
انفجار ۷ تیر در دفتر حزب جمهوری اسلامی و انفجار ۸ شهریور در ساختمان نخست‌وزیری و ترور نمایندگان مجلس و ...  بر اساس رهنمود فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاق صورت ‌گرفت.
 
مسعود رجوی در تشریح مرحله‌ی دوم که از تابستان ۱۳۶۱ تا پایان سال ۱۳۶۲ ادامه یافت می‌گوید:
 
«در این مرحله نوبت به بدنه نظام رسید، یعنی زدن سر انگشتان رژیم.»
 
این مرحله بر پایه‌ی تفسیری که از «وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ» داده می‌شد در دستور کار قرار گرفت. و براساس رهنمود قرآنی قطع دست و پای اجرایی جمهوری اسلامی اهمیت پیدا کرد و ترور پاسداران و حامیان رژیم در دستور کار قرار گرفت. البته مرحله‌ بندی صورت گرفته از سوی مسعود رجوی واقعی و دقیق نیست و بر اساس عدم توانایی مجاهدین در تداوم ضربه زدن به «سر» رژیم مطرح شده است. چرا که به موازات ضربه زدن به «سر» رژیم، قطع «سرانگشتان» هم مد نظر بود و بیشتر آن‌ها در همان سال ۶۰ هدف تیم‌های عملیاتی مجاهدین قرار گرفتند و نه در دورانی که مسعود رجوی ادعا می‌کند.
 
همانطور که داعش و بوکوحرام و بنیادگرایان شیعی و سنی نمی‌توانند از طریق برداشت خود از آیه ۱۲ سوره انفال، مشکلات جامعه بشری را حل کرده و پیشرفت چندانی حاصل کنند تجربه نشان داده است که مجاهدین نیز نتوانستند با برداشت خود از آیه‌ای که در جامعه قبیله‌ای ۱۴۰۰ سال پیش عربستان می‌توانست کارساز باشد، استراتژی و تاکتیک مناسبی برای مبارزه در دنیای مدرن پایه‌ریزی کنند. آویختن به دنیای کهن و چهارچوب‌های کهنه، آن‌ها را به قهقرا برد و سبب دوری آن‌ها از واقعیت‌های جامعه‌ی ایران شد. تجربه نشان داده است تلاش برای مبارزه در چهارچوب دستورات خشک اسلامی و تبیین مشکلات اجتماعی بر اساس فرامین مذهبی حرکت در مسیری نادرست و نافرجام است.
 
***
 
حکم محارب در آیه ۳۳ سوره‌ی مائده
 
احمد الطیب، رئیس سابق دانشگاه و امام مسجد الازهر نیز در واکنش به زنده سوزاندن خلبان اردنی، بر اساس آیه ۳۳ سوره مائده خواستار مصلوب کردن و قطع دست و پای نیروهای داعش شد. امام اعظم مسجد الازهر قاهره گفت طبق فرامین اسلامی و دستورات قرآن، این مجازات «محاربه با خدا و پیامبر» است.
 
http://www.radiozamaneh.com/203728
 
دفتر «مقام معظم‌رهبری» در دانشگاه‌ها هم به غیر از این نمی‌گوید و در تفسیر این آیه می‌گوید:
 
إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یقَتَّلُوا أَوْ یصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ ینْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْی فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیمٌ (33)
 
كیفر آنها كه با خدا و پیامبر به جنگ بر مى‏خیزند و در روى زمین دست به فساد مى‏زنند. (و با تهدید به اسلحه به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‏برند) این است كه اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت از) دست راست و پاى چپ آنها بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند، این رسوایى آنها در دنیاست و در آخرت مجازات بزرگى دارند.
 
 
در پاییز ۱۳۶۰ هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه و محمدی گیلانی رئیس حکام شرع اوین در گفتگو با رسانه‌ها خواهان اجرای رهنمودهای قرآنی بیان شده در سوره مائده در مورد هواداران مجاهدین شدند. هاشمی رفسنجانی ضمن پافشاری بر اجرای این آیه تأکید کرد: «ترحم بر پلنگ تیزدندان، ستم‌کاری بود بر گوسفندان». صاحب‌منصبان قضایی و همچنین فقهای رژیم بیرحمی را به آن‌جا کشاندند که موسوی تبریزی، دادستان کل انقلاب اسلامی گفت: « … هرکس در برابر این نظام و امام عادل مسلمین بایستد، کشتن او واجب است. اسیرش را باید کشت و زخمیش را زخمی تر کرد که کشته شود … هر کس از اطاعت امام عادل خارج شود و در برابر نظام بایستد حکمش اعدام است.»
 
به صلیب کشیدن متهم یکی از فرامین آیه‌‌‌ی مزبور است که داعش در عراق و سوریه انجام می‌دهد.
 
 
پیش از عروج داعش، این حکم در «ام‌القراء» اسلام (ایران) توسط حاکمان اسلامی انجام می‌گرفت. نمونه‌ی بارز آن به صلیب کشیدن پیکر زنده یاد «الله قلی جهانگیری» در دروازه شهر سمیرم بود.
 
http://asre-nou.net/1384/mordad/16/m-masihe-bazmasloub.html
 
امروزه همچنان مجازات «مصلوب کردن» در دادگاه‌های عربستان سعودی که بر اساس احکام شریعت اداره می‌شوند مورد استفاده قرار می گیرد.
عفو بین‌الملل که برای لغو هرگونه مجازات اعدام تلاش می‌کند، می‌گوید که «مصلوب کردن پس از گردن زدن انجام می‌شود.»
عفو بین‌الملل می‌گوید «سر بریده شده را دوباره به جنازه می‌دوزند و آن را روی یک تیرک در انظار عمومی آویزان می‌کنند تا به عنوان هشدار عمل کند.»
 
 
نکته حائز اهمیت دیدگاه منتقدان اسلامی داعش و یا این گونه عملکرد بر اساس آیات قرآن است، مثلاً دکتر شیخ اسامه حسن، محقق اسلامی و پژوهشگر ارشد در مرکز مطالعات اسلامی بنیاد کیلیام در لندن، می‌گوید که نباید این آیه را بدون توجه به باقی متن خواند. او به این آیه اشاره می‌کند که می‌گوید: «مگر آن‌ها که پیش از دست یافتن شما بر آنان توبه کنند. پس بدانید که خداوند آمرزنده و مهربان است.»
 
http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/05/140513_an_syria_roman_crucifixation
 
او توضیحی نمی‌دهد تکلیف کسانی که پیش از «دست‌یافتن» مسلمانان بر آن‌ها، «توبه» نکردند و نمی‌کنند چیست؟ آیا می‌توان حکم صریح قرآن مبنی بر به صلیب کشیدن و قطع دست راست و پای چپ و ... را در موردشان اجرا کرد یا خیر؟
جنایتکاران اسلامی در میهن‌مان در دهه‌ی ۶۰ شمسی با توجیه این که فعالان و وابستگان گروه‌های سیاسی پیش از دستگیری توبه نکرده و خود را به مأموران امنیتی معرفی نکرده‌‌اند آنان را مستحق بیرحمانه‌ترین مجازات‌ها معرفی می‌کردند.
 
مجاهدین خلق نیز که اعمال انجام گرفته از سوی افراطیون مذهبی را وحشیانه می‌خوانند در تبیین ضرورت تشکیل «دادگاه خلق» بر لزوم اعدام بیرحمانه‌ی بیگناهان و نشان دادن قاطعیت بر اساس «سیره‌ی نبوی» و نه «چارچوب احکام از پیش تعیین شده‌ی حقوق جزا» تأکید می‌کنند:‌
 
«در تاریخ اسلام و بخصوص زمان پیغمبر اکرم ما به نمونه‌های زیادی برخورد می‌کنیم که ناظر به دو جنبه‌ی اساسی و دو وجهه‌ی نظر در دادگاه‌های خلق می‌باشد. یکی توجه داشتن به منافع واقعی و درازمدت خلق و محصور نشدن در چارچوب احکام از پیش تعیین شده‌ی حقوق جزا است. و دیگری به قضاوت نشاندن مردم در جهت توضیح و تبیین مسائل برای آنان است. مثلاً بعد از آن که خیانت یهودیان اطراف مدینه هنگام محاصره‌ی شهر به وسیله‌ی مشرکان مکه در جنگ احزاب مسجل شد، و بعد از آن که مسلمانان توانستند در برابر مهاجمین پایداری کنند و آن‌ها را بتارانند، پیغمبر متوجه‌ی این هم‌پیمانان خائن و میثاق شکن شد. و در یک شورش آنان را دستگیر و بطوری که مشهور است هفتصد نفر از ایشان را در یک روز اعدام کرد. شاید این عمل خشن و قساوت بار به نظر رسد. چه بسا بسیاری از این افراد که اعدام شدند در این خیانت و پیمان شکنی سهم و نقش مستقیم نداشتند. اما آن‌جا که آینده‌ی یک مکتب، سرنوشت یک انقلاب و منافع یک خلق مطرح است، باید قاطعانه عمل کرد، و چشم بر این تردیدها بست. چون هرگونه مماشات با جریانی که در صورت توفیق انقلاب را نابود خواهد کرد، مار در آستین پروردن است.» (مجاهد شماره ۳ پانزده مرداد ۵۸. )
 
جرم افرادی که از دید مجاهدین مستحق قتل‌عام شناخته شده‌اند، همکاری با مشرکان و «محاربان» بوده است حال تصور کنید نوع نگاه این سازمان از جنبه‌ی ایدئولوژیک به «محاربان» چگونه خواهد بود؟ و چنانچه «آینده‌ی مکتب» و «سرنوشت یک انقلاب» و «منافع یک خلق» طبق تعریف رهبری این سازمان اقتضا کند حدس بزنید حاضر به انجام چه اعمالی خواهند بود.
مجاهدین همچون حاکمان میهن‌مان به موضوع «بغی» و «باغی» که به مفهوم ایستادگی در مقابل «امام» عادل است اعتقاد دارند. این سازمان حتی پرسش و انتقاد از رهبری خود را که «امام عادل»‌اش می‌خوانند تحمل نمی‌کنند چه رسد به مبارزه و ایستادگی و قیام علیه او را.
البته مجاهدین در سال‌های اخیر به خاطر حاکمیت نظام اسلامی و نفرت عمومی از ترم‌های مذهبی به کار گرفته شده توسط رژیم با وجود اعتقاد به محتوای آن‌ها استفاده نمی‌کنند. برای مثال این سازمان که خود را «حزب‌الله» واقعی می‌داند به خاطر وجود حزب‌الله در شهرهای ایران و لبنان و ... از به کارگیری آن اجتناب می‌کند در حالی که در صفحه ۸۶ کتاب آموزش و تشریح اطلاعیه تعیین مواضع... مجاهدین آمده است: «... ما خود را اصولاً حزب یکتاپرستان (حزب‌الله) می‌دانیم، که در هر شرایطی با تکیه به عنصر عینی جامعه شناسانه‌ی خود، یعنی محروم‌ترین و بالنده‌ترین نیروها و طبقات اجتماعی (مستضعفین)، آرمان‌های ایدئولوژیک خود را تحقق می‌بخشیم.»
 
***
زنده سوزاندن در اسلام
 
زنده سوزاندن متهمان اگرچه در آیات قرآن نیامده است اما در پاره‌ای موارد توسط فقه شیعه و سنت تجویز شده است.
داعش با استناد به آیه ۱۲۶ سوره نحل «وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ»، (واگر عقوبت کردید همان گونه که مورد عقوبت قرار گرفته‏‌اید [متجاوز را ] به عقوبت رسانید)، سوزاندن خلبان اردنی را توجیه کرد. در بیانیه داعش آمده بود از آن‌جایی که «معاذ الکساسبه» در فعالیت‌های نظامی غرب علیه این تشکیلات مشارکت داشته و در حملات خود علیه داعش از بمب‌های خوشه‌ای و مواد رادیواکتیو و بمب‌‌های سنگین استفاده کرده، او را به «عقوبت» سوزاندن محکوم کرده است.
در جریان زنده سوزاندن خلبان اردنی و سپس سوزاندن پیشمرگه‌های کرد و همچنین پرتاب متهمان به لواط از بالای ساختمان بلند توسط داعش، رسانه‌های وابسته به رژیم ضمن انتشار عکس‌های آن، مطلبی در محکومیت این عمل و منافات آن با فقه اسلامی انتشار ندادند تنها به انجام عمل لواط توسط داعش و عدم صلاحیت آن‌ها برای اجرای چنین احکامی تأکید کردند.
 
 
 
چرا که در فقه شیعه زنده سوزاندن و پرتاب از بلندی یکی از مجازات‌های تعیین شده برای لواط است. در تحریر‌الوسیله خمینی ج ۲ ، ص ۴۶۹ در رابطه با مجازات کسانی که مرتکب لواط می‌شوند آمده است:
  • زدن گردن با شمشیر
  • پرتاب کردن قربانی از کوه بلند      در حالی که دست‌ها و پاهایش با طناب بسته شده باشد.
  • سوزاندن در آتش.
  • سنگسار کردن.
  • خراب کردن دیوار بر سر قربانی
سایت پرسمان متعلق به «اداره‌ی مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری» در پاسخ به سؤال « آیا مجازات سوزاندن لاطی و یا احكامی از این قبیل پرتاب از بلندی، سنگسار و ... انسانی است؟ می‌گوید:
 
«مجازات‌هایی مانند پرتاب از بلندی و سنگسار و امثال آن اگر چه ممكن است به ظاهر خشن قلمداد شود
ولی خشن بودن به هیچ وجه موضوعیت ندارد بلكه آنچه موضوعیت دارد بازدارندگی از جرم و اصلاح مجرمین بالقوه وبالفعل است. متاسفانه ، قضاوت خشونت در مورد حدود و تعزیراتی كه اسلام وضع كرده است، در یك قضاوت اجمالی و بدون در نظر گرفتن همه جوانب صورت می گیرد و معمول این گونه قضاوت ها در این گونه مسایل اجتماعی و حقوقی از جهان بینی ما و برداشتی كه درباره آدمی و جامعه انسانی داریم بر می خیزد. »
 
 
در ارتباط با رفتار ابوبکر خلیفه اول مسلمانان و پدر همسر و «یار غار» پیامبر آمده است، یكی از افراد قبیله بنی سلیم به نام الیاس، ملقب به فجائة، به قتل و دزدی و راهزنی و غارت اشتغال داشت تا این كه به دام افتاد. او را نزد ابوبكر آوردند. ابوبكر دستور داد در مصلای شهر مدینه آتش روشن كنند. آن‌گاه دستور داد او را، در حالی كه دست و پایش را بسته بودند، در آتش انداختند.
تاریخ طبری، ج 2، ص 266؛ سنه 11؛ كامل ابن اثیر، ج 2، ص 211؛ الاصابة ج 2، ص 322 و... .
 
http://sonnat.net/article.asp?id=1291
 
همچنین در روایات تاریخی به نقل از انس بن مالک و عکرمه، علی‌ابن‌طالب به خاطر سوزاندن کافران و مرتدان مورد انتقاد قرار گرفته است.
 
انجام جنایت توسط گروه‌های افراطی اسلامی به جایی می‌رسد که پیش از ظهور داعش در عراق، روزنامه الاخبار لبنان گزارش داد که تنها طی یک ماه در سال ۲۰۱۲ «بیش از 90 نوجوان عراقی به بهانه استفاده از نمادهای شیطان پرستی توسط گروه‌های مسلح افراطی سنگسار شده اند.»
 
 
محکومیت جنایت شارلی ابدو
رویکرد شیعیان چه در هیئت حاکم و چه اپوزیسیون مشابهت‌های فراوانی دارد. برخورد دوگانه و تلاش برای فریب جامعه بین‌المللی و پوشاندن عقاید یکی از این مشابهت‌هاست. بایستی توجه داشت که شیعیان از یک طرف به «تقیه» معتقدند و از طرف دیگر همراه با اهل سنت به «توریه» که جواز دروغگویی شرعی است.
در رابطه با جنایت پاریس و کشتار کاریکاتوریست‌های مجله‌ی شارلی ابدو، که طبق «سیره‌ی نبوی» تردیدی در واجب بودن کشتن کاریکاتوریست‌ها نیست، دولت روحانی و وزیر امورخارجه‌ی آن با مانورهای متمدنانه و محکومیت این جنایت کوشیدند چهره‌ی نظام را آرایش کنند. اما نکته‌ی اصلی آن‌جا بود که خامنه‌ای به عنوان ولی فقیه نظام و شاخص ایدئولوژیک آن، از محکوم کردن این جنایت خودداری کرد و در محافل درونی نظام و در نمایشات جمعه و جماعات عملکرد جانیان را تأیید کردند چرا که آن‌چه از سوی قاتلان و تروریست‌ها صورت گرفت اجرای حکم صریح اسلام بود. (۲)
پیامبر اسلام شاعرانی را که در دوره‌ی جاهلیت او را هجو کرده بودند «مهدور‌الدم» خواند و دستور قتل‌شان را داد.
در مقاله‌ی «سیره پیامبر رحمت در مواجهه با حرمت شکنان و مرتدان» می‌توانید نمونه‌های تاریخی آنرا که مورد وثوق منابع شیعه و سنی است ملاحظه کنید.
 
 
پیش‌تر بر اساس توهین به پیامبر آن‌هم در شکل سمبولیک بود که خمینی فتوای قتل سلمان رشدی را صادر کرد و یا بر اساس توهین به اسلام و مسلمین بود که خمینی در جوانی خواستار مجازات زنده یاد احمد کسروی شد. محمد فاضل لنکرانی، در سال ۱۳۸۵ و یکسال پیش از مرگش در واکنش به توهین یک نشریه چاپ باکو به پیامبر اسلام، فرمان قتل رفیق تقی نویسنده مقاله را صادر کرد و وی طی یک سوء قصد توسط افراد ناشناس به قتل رسید.
در طول ۳۶ سال حکومت اسلامی در کشورمان، بسیاری به این اتهام با مجازات اعدام روبرو شده‌اند.  
 
عربستان سعودی و دیگر کشورهایی که بر اساس دیدگاه‌های اسلامی اداره می‌شوند نیز رویکردی مشابه دارند. مقامات سعودی از یک سو در تظاهرات محکومیت حمله به شارلی ابدو در پاریس مشارکت کردند و از سوی دیگر "رائف بدوی" یک وبلاگ نویس جوان سعودی را به اتهام توهین به اسلام از طریق انتشار مطلب در اینترنت به تحمل 1000 ضربه شلاق و 10 سال زندان محکوم کردند.  "رائف بدوی"  هر هفته ۵۰ ضربه شلاق تحمل می‌کند.
 
اجرای بیرحمانه حکم شلاق در مورد "رائف بدوی" در حالی صورت می‌گیرد که دانشگاه الازهر مصر، حمله به دفتر مجله شارلی ابدو را "عملی جنایت‌کارانه" خواند و اعلام کرد، اسلام «هرگونه عمل خشونت‌آمیز را رد می‌کند.»
 
همین رویکرد دوگانه را می‌توانید نزد مجاهدین بیابید. مریم رجوی به عنوان «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» با توجه به حساسیت دولت فرانسه و افکار عمومی این کشور، به منظور ایجاد فضای مناسب برای این سازمان در پاریس، به محکومیت این جنایت دست زد و لباس سیاه پوشید اما مسعود رجوی به عنوان رهبر عقیدتی و شاخص ایدئولوژیک از محکومیت این جنایت خودداری کرد چرا که به لحاظ اعتقادی مخالف مجازات کاریکاتوریست‌های شارلی ابدو نبود و نمی‌توانست باشد. این در حالی است که مسعود رجوی به مناسبت درگذشت آندرانیک آساطوریان آهنگساز کشورمان که به خدمت مجاهدین درآمده بود پیام تسلیت صادر کرد. این پیام پس از آن صادر شد که مریم رجوی و شورای ملی مقاومت جداگانه درگذشت وی را تسلیت گفته بودند. در واقع مسعود رجوی صدور پیام برای درگذشت آندرانیک را مهم‌تر از صدور پیام برای جنایتی تشخیص داد که توسط «مدعیان اسلام» صورت گرفته بود و چندین روز صحنه‌ی سیاسی و اخبار بین‌المللی و افکار عمومی را تحت‌الشعاع خود قرار داده بود.
بایستی توجه داشت مجاهدین در سال ۱۳۵۱ دفتر مجله‌ی «این هفته» را به خاطر چاپ عکس‌های نیمه عریان و اشاعه‌‌ی فساد منفجر کردند.
مجاهدین هیچ‌یک از تهدیداتی را که در سال‌های گذشته علیه کاریکاتوریست‌های مجله شارلی ابدو و همچنین کاریکاتوریست‌ دانمارکی و ... صورت گرفت محکوم نکرده‌ و با تظاهرات‌ و گردهمایی‌‌هایی که درحمایت از آزادی بیان برگزار شد همراهی نکردند. (۳)
آن‌ها همچنین هیچ واکنشی در قبال قتلمستند ساز هلندی تئو ون گوگ، که در فیلم او از بدرفتاری با زنان در جوامع اسلامی انتقاد شده بود، از خود نشان ندادند. تئو ون گوگ، در پاییز ۱۳۸۳ با شلیک گلوله و ضربات چاقو در یکی از خیابان های شهر آمستردام توسط یک پیکارجوی اسلامی به قتل رسید.
در عراق نیز مجاهدین در طول سال‌های گذشته جنایاتی را که توسط نیروهای افراطی سنی صورت گرفته محکوم نکرده‌اند و تنها به محکومیت جنایات صورت گرفته توسط شبه‌نظامیان شیعه که وابسته به رژیم هستند اکتفا کرده‌اند که قبل از هرچیز نشان‌دهنده‌ی رویکردی سیاسی است و نه ایدئولوژیک و اعتقادی.
 
مجاهدین هیچ‌ یک از جنایات القاعده در طول ۱۴ سال گذشته را که در آن‌ها «کفار» هدف قرار گرفته‌ بودند، محکوم نکردند.
این سازمان کشتار جمعی ۱۱ سپتامبر و همچنین بمب‌گذاری‌های لندن، استانبول، اندونزی، کنیا و ... را  که منتسب به القاعده بود محکوم نکرد. دلیل عدم محکومیت این بمبگذاری‌ها که به کشتار مردم عادی منجر شد تنها به خاطر ماهیت بمبگذاران بود و یا چه بسا استفاده از منابع مالی شیوخ مرتجع عرب، وگرنه این سازمان در اقدامی شتابزده بمبگذاری مادرید را محکوم کرد چرا که در گزارش‌های اولیه «مبارزان باسک» مسئول این بمبگذاری شناخته شده بودند. در واقع مجاهدین «گز نکرده، بریدند».
در سال‌های گذشته ده‌ها شاهد عینی از مراسم جشن و شادی که به دستور مسعود رجوی پس از انفجار برج‌های دوقلو در «اشرف» برگزار شد، خبر داده‌اند. مسعود رجوی در مراسم شادمانی پس از انفجار برج‌های دوقلو در حالی که از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجید پس از تلاوت آیاتی از قرآن با غرور و نخوت عجیبی بشارت می‌دهد که این تازه حاصل عملکرد «اسلام ارتجاعی» است، وای به روزی که «اسلام انقلابی» دست به کار شود. صرف‌نظر از شعاری بودن این جملات و ناتوانی مسعود رجوی از اجرا کردن تمنیاتش اما مهم بیان اعتقادات رهبر عقیدتی مجاهدین است که به روشن‌ترین وجه بیان می‌شود. در همین مراسم مریم رجوی نیز در تأیید گفته‌های مسعود رجوی و سنگینی ضربه‌ی یازده سپتامبر، سخنانی را به زبان آورده و از مجاهدینی که در مراسم حضور دارند می‌‌پرسد: آیا هنوز کسی ابهام دارد که امپریالیزم ببر کاغذی است؟
 
***
 
ارتداد و تکفیر  و خروج از دین در نگاه فرق مختلف اسلامی
 
در فقه شیعه و سنی مجازات مشابهی (مرگ) در رابطه با ارتداد،(۴) و حرمت شکنی، استهزا و مقولاتی همچون تکفیر در نظر گرفته شده است.
 
 
وجه مشترک شیعه و سنی در خصوص تکفیر، مسائلی چون سب النبی، ارتداد و انکار ضروری دین است. اگر چه در تفسیر از ضروری دین بین آنها توافق نظر وجود ندارد. احادیث، مجازات ارتداد در اسلام را گردن زدن، سوزاندن، به صلیب کشیدن یا تبعید شدن معرفی می‌کنند.
 
در فقه شیعه دایره‌ی ارتداد آنقدر گل و گشاد است که به سادگی می‌توان هرچیزی را مشمول ارتداد دانست. مثلاً نشریه پرتو ارگان آیت‌الله مصباح یزدی در مورد لزوم حجاب به تعالیم وی اشاره کرده و می‌نویسد:
 
«حکم حجاب از احکام مسلم فقه شیعه و سنی و از ضروریات دین اسلام و انکار کننده ضروری در حکم ’مرتد’ است و باید حد ارتداد بر وی جاری گردد.» (نشریهٴ پرتو سخن - 2بهمن 79) و خمینی در خرداد ۱۳۶۰ مخالفان حکم قصاص را مرتد خواند.
در «ام‌القرا» اسلامی به تحریک «ائمه جمعه» منتخب خامنه‌ا‌ی در سال‌های گذشته جنایات متعددی همچون اسید پاشی به صورت دختران بدحجاب و قتل زنان و مردان به جرم فساد و فحشا و ارتداد صورت گرفته است.
 
قتل فجیع فرخنده دختر ۲۸ ساله افغان در روزهای اخیر یک بار دیگر اعتقادات اسلامی را مورد توجه افکار عمومی  قرار داد.
فرخنده از طرف ملای مسجد شاه دو شمشیره کابل به علت پاره کردن «تعویذ» و آتش زدن آن، به دروغ متهم به آتش زدن قرآن می‌شود. ملای دعانویس، مردم را به قتل فرخنده تحریک می‌کند و او در زیر ضربات مشت، لگد، سنگ، چوب و تخته‌های آهنی مهاجمانی که فریاد الله اکبر سر می‌دهند له و لورده می‌شود و سپس جسدش توسط آنان در حضور پلیس به آتش کشیده می‌شود.
در برخورد با این پدیده، توجیهاتی که صورت می‌گیرد و تفسیری که از واقعه به دست داده می‌شود به شدت آزار‌دهنده است. رسانه‌ها کمتر به جنایتی که تحت نام مذهب صورت گرفته و محکومیت آن می‌پردازند و بیشتر سعی در بیگناه جلوه‌دادن فرخنده می‌کنند.
ابتدا از قول پدر وی خبر می‌دهند که فرخنده از شانزده‌سالگی از بیماری روانی رنج می‌برد. مادر فرخنده نیز تأکید می‌کند که تلاش های آنان برای درمان فرخنده نتیجه بخش نبوده است.
دولت افغانستان اعلام می‌کند که سندی مبنی بر آتش زدن قرآن توسط فرخنده وجود ندارد. در واقع به گونه‌ای به شنونده و خواننده القا می‌شود که جرم سوزاندن قرآن مرگ است اما چون فرخنده بیمار روانی بوده مشمول این حکم نمی‌شود و یا موضوع آتش زدن قرآن زیر سؤال برده می‌شود و گرنه فاعل چنین عملی مستحق مرگ است و خود دولت و مقامات رسمی در این زمینه پیشقدم می‌شوند.  
 
محمدایاز نیازی که امام مسجد وزیر محمداکبرخان کابل است و در یکی برنامه‌های دینی تلویزیون دولتی افغانستان حضور دارد، روز جمعه‌ خطاب به نمازگزاران می‌گوید: «خواهش من از ارگان‌های (نهادهای) عدلی و قضایی این است که با دقت حرکت کنند... وقتی که به مقدس‌ترین معتقد مردم [قرآن] اهانت صورت بگیرد، مردم مکلف نیستند که بپرسند این [متهم] اعصابش جور است یا ناجور است. فکرتان باشد که این اشتباه بزرگ است و اگر دست می‌زنید به دستگیری مردم، شاید این مردم قیام کنند. جمع کردن این مردم بسیار مشکل است.»
 
بر‌اساس چنین رهنمود‌هایی است که تاکنون نه نام ملای دعانویس فاش شده و نه اقدامی در جهت دستگیری او انجام گرفته است.
سپس دلسوزان اسلام ادعا می‌کنند که فرخنده خود از «دارالعلوم بی بی عایشه‌ی صدیقه» به درجه «عالی» فارغ گردیده و ملبس به حجاب اسلامی و حافظ بخشی از قرآن بوده و به عنوان یک عالم اسلامی تَصَور آتش زدن قرآن توسط وی بعید به نظر می‌رسد.
خانواده‌ی فرخنده که اوضاع را کمی مناسب‌تر می‌بینند این بار موضوع بیماری لاعلاج روانی فرخنده را رها کرده، می‌گویند او قاری قرآن بوده، در دارالعلوم بی‌بی‌عایشه نیز آموزش‌های دینی را فراگرفته و به پایان رسانیده و هم‌چنان تصمیم داشته‌است تا به تحصیلاتش در دانشگاه شرعیات ادامه دهد. موضوع تا آن‌جا ادامه پیدا می‌کند که از وی «شهید اسلام» ساخته می‌شود.
سرانجام بی بی سی گزارش داد:‌ »عطاالله فیضان، عضو شورای علمای کابل درباره تجمع علمای کابل گفت که شواهدی که علما به آن دست یافته نشان می‌دهد که فرخنده خود یک مبلغ اسلامی بوده است که بر علیه خرافات مبارزه می‌کرده ‌است. او گفت که فرخنده در آتش زدن قران دست نداشته، بلکه او می‌خواسته که پارچه‌های از قران را که در یک دیکدان در نزدیکی تعویذنویسان در آتش می‌سوخته، بیرون بیاورد که با تحریک تعویذنویسان و مجاوران زیارت مردم به فجیع ترین حالت این دختر جوان را کشته‌اند. آقای فیضان تاکید کرد که اسلام برای کسانی که مرتد می‌شود، نیز احکام خاص خود را دارد که عبارت از سه روز زندانی و بعد از آن در صورتی‌که از ارتداد دست بر ندارد باید اعدام شود.»
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2015/03/150324_k05_farkhunda_afghan_ulama
سایت بی بی سی در هماهنگی با «شورای علمای کابل» مقاله‌ای را منتشر کرده و در آن نویسنده مدعی می‌شود: «پرسشی که مطرح می‌شود این است که آیا برخوردی که با فرخنده صورت گرفت، مطابق احکام فقه حنفی بوده است؟ کتب مشهور فقه حنفی مانند الهدایه، در مورد برخورد با زنی که از دین اسلام خارج شده یا «مرتد» شده، می‌گویند که نخست باید قاضی از او در مورد خروجش از دین اسلام بپرسد و اگر آن زن توبه کند و دوباره به اسلام برگردد، توبه‌اش در نزد قاضی پذیرفته است و اگر توبه نکند، به زندان انداخته می‌شود، تا زمانی که توبه کند یا بمیرد. مرغینانی نویسنده کتاب الهدایه می گوید که فقه حنفی، به هر صورت مخالف کشتن زن مرتد است، چون استادان این مکتب به این باورند که پیامبر خدا، کشتن زن ها را نهی کرده است.»
http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2015/03/150323_l44_nazeran_afg_farkhunde
 
ظاهراً بی بی سی مخالفتی با اجرای حکم «مرتد» در ارتباط با واجدین شرایط بر اساس «احکام فقه حنفی» ندارد.
مریم رجوی که از سوی مجاهدین «سیده‌النساء‌العالمین» و سرور زنان عالم خوانده می‌شود و مدعی آزاد‌سازی تمام زنان جهان است همچون مقامات جمهوری اسلامی در مورد این جنایت سکوت می‌کند و هوای «بیضه اسلام» را دارد.
مجاهدین که روزگاری مدعی بودند به لحاظ ترقی‌خواهی و مردم‌گرایی در سمت «چپ» مارکسیسم قرار دارند به موضوعاتی همچون ارتداد، تفکیر و ناصبی که ریشه در عقب‌مانده‌ترین دیدگاه‌های «دوران جاهلیت» دارند در چهارجوب فرقه‌ای معتقدند و چهارچوب آن را هرچه تنگتر نیز کرده‌اند.
در نگاه آنان موضوع ارتداد بر می‌گردد به روی برتافتن از «مجاهدین»؛ نفی ضروری دین، عدم تأیید فرامین صادر شده از سوی مسعود رجوی تفسیر می‌شود که مترادف است با «بغی»  و «خروج و طغیان بر امام عادل» (۵) و سب‌البنی در نگاه این سازمان لزوماً توهین به پیامبر و ائمه نیست بلکه توهین به مسعود رجوی بالاترین پیگرد و در صورت توانایی مجازات را در پی دارد. (۶)
مهدی ابریشم‌چی در مورد «شرک»‌ می‌گوید: «کسی که این رهبری را قبول نداشته باشد به خدا شرک ورزیده».
مسعود رجوی در «وصیت» خود حکم قتل مخالفان خود را نیز صادر کرده است. مجاهدین در طول سال‌های گذشته کسانی را به هر دلیل در مقابل رهبری این سازمان ایستادگی کرده و یا زبان به انتقاد گشودند «تفکیر» کرده و مورد حمله قرار دادند. (۷).
 
مبارزه مکتبی هر  نوعش می‌تواند به فاجعه ختم شود. در این نوع مبارزه وقتی پای مذهب به میان می آید این خطر دوچندان می‌شود و «اسلام سیاسی» خطرناکترین نوع آن در دنیای معاصر است.   
 
ایرج مصداقی
 
۵ فروردین ۱۳۹۴
 
 

پانویس:
 
۱- مسعود رجوی که خود درس حقوق خوانده در این مورد می‌گوید:
 
«در حقوق جزای اسلام، یگانگی جامعه، قصاص و مجازات را ایجاب می‌کند؛ ولی مجازات در مورد کی؟ در مورد چی؟ همین طور قطار کنیم کنار دیوار و به رگبار ببندیم؟ به دلیل این که یک زن بدکاره است؟ یا به دلیل این که یک گرم هروئین فروخته است؟! یا چیزی را دزدیده است؟ آخر قطع دست در اسلام، بیست و دو شرط دارد .»
(تببین جهان (قواعد و مفهوم تکامل) کتاب اول قواعد تکامل- مجموعه سخنرانی‌های مسعود رجوی ص ۶۶۶)
 
۲- صاحب جواهر مى‏نویسد: «هركس پیامبر (ص) را سب و دشنام و ناسزا گوید شنونده مى‏تواند بلكه واجب است او را بكشد بى آنكه احدى از فقهاء در این مسئله مخالف باشد بلكه اجماع محصّل و منقول برآنست»  جواهر الكلام ج ۴۱ ص ۴۳۲
علامّه حلّى مى‏نویسد: «هركس خدا و رسول و انبیاء و فرشتگان و امامان را سب و ناسزا گوید نزد ما قتل او واجب مى‏شود امّا جمهور (اهل سنت) گویند از او مى‏خواهند توبه كند اگر توبه نكرد تعزیرش مى‏نمایند.» تذكرة الفقها علامه حلى ج ۱ ص ۴۵۶
 
 
آیت‌الله جوادی آملی به قتل رساندن اهانت‌کننده به پیامبر و ائمه را واجب به شمار آورده می‌گوید: «اگر کسی به پیامبر و امامان معصوم دشنام دهد، شنونده شرعاً مجاز است او را به قتل برساند و نزد خدا مسئول نیست، زیرا ثبوت حکم نزد شنونده برای چنین کیفری کافی است و به اثبات در محکمه نیاز ندارد» (تفسیر تسنیم، آیت‌الله جوادی آملی، جلد ۱۷، صفحه ۶۴۷).
 
آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی می‌گوید: «اهانت به مقدسات اسلام حکمش اعدام است. و در جایی که تشکیل دادگاه برای چنین فردی میسر نباشد، هر فرد مسلمانی موظف است شخصاً اقدام کند…ما اسلام را از جان و مال خودمان و فرزندانمان هزارها بار عزیزتر می‌دانیم» (گفتمان مصباح، ص ۴۴۲-۴۴۱).
 
بر همین اساس است که در لایحه مجازات اسلامی آمده است:‌
 
«ماده ۱-۲۲۴ : هر كس پیامبر بزرگوار اسلام (ص ) را دشنام دهد یا قذف كند، سب‌النبی بوده ومحكوم به حد قتل می‌شود.
تبصره- قذف یا دشنام به هریک از ائمه معصومین و یا حضرت فاطمه زهرا(س)در حکم سب النبی (ص) است.»
 
 
۳- مجاهدین فتوای قتل سلمان رشدی را نه بر مبنای ارزشی بلکه به خاطر آن که از سوی خمینی صادر شده بود و بر اساس منافع سیاسی محکوم کردند. وگرنه تا پیش از صدور فتوای خمینی، بلوای عجیبی بر سر کتاب «آیه‌های شیطانی» در کشورهای اسلامی به پا شده بود و مجاهدین کوچکترین موضع‌گیری در محکومیت آن نداشتند. به خاطر بهره‌برداری از همین «بلوا» بود که خمینی ماه‌ها بعد از شروع آن وارد میدان شد و فتوای قتل سلمان رشدی را صادر کرد. رهبران شیعی و از جمله مسعود رجوی «مصلحت» را بر هر چیز مقدم می‌دانند.
 
۴- در آدرس زیر می‌توانید تشریح حکم ارتداد و مرتد از موسوی اردبیلی قاضی‌القضات رژیم در سال ۱۳۶۷ را ملاحظه کنید. در این کشتار صدها زندانی مارکسیست به اتهام ارتداد قتل‌عام شدند.
 
 
۵- بر اساس همین تفسیر بود که در تیرماه ۶۰ محمدی گیلانی، ایستادگی در مقابل خمینی و مقاومت در برابر کودتای خرداد ۶۰ را «بغی» خوانده و هزاران نفر را به جرم «باغی» به جوخه‌ی اعدام سپردند.
در جریان کودتای انتخاباتی ۸۸ نیز اصطلاح «بغی» و «باغی» را ، «احمد خاتمی» در خطبه های نماز جمعه تهران در دوم مرداد  88به کار برد. وی با استناد به سوره «مائده»، خواستار برخورد بی رحمانه و قاطعانه با کسانی شد که علیه نظام اسلامی خروج کرده و «باغی» شده بودند.
جواد کریمی قدوسی نماینده مجلس وابسته به جبهه پایداری که از سرداران سپاه پاسداران هم هست در 5 تیرماه ۱۳۹۳ به نقل از علی خامنه ای گفت: «آن بزرگوار می گوید که خاتمی یاغی و طغیان گر نسبت به انقلاب است و باید رسانه‌ها، اصول گرایان و نخبگان نسبت به ایشان موضع گیری کنند و نباید فضا برای خاتمی امن شود چون از عناصر اصلی فتنه است.»
 
۶- در سال ۱۹۹۷ در اجلاس سالانه سازمان بین‌المللی کار، حادثه‌‌ای اتفاق افتاد که ذکرش به فهم موضوع کمک می کند. در جریان فعالیت‌هایم برای گنجاندن نام رژیم در لیست ناقضان حقوق کار و سپس تصویب یک «پارگراف ویژه» برای رژیم در گزارش نهایی ای ال او، با توجه به روابط نزدیکی که با نمایندگان هیئت‌های کارگری کشورهای مختلف داشتم از آن‌ها درخواست می‌کردم که در سخنان خود به موضوع نقض کنوانسیون ۱۱۱ توسط رژیم و تبعیض سیستماتیک در محیط کار ایران نیز اشاره کنند.
نماینده کارگران ترکیه متنی را که قرار بود در اجلاس ایراد کند در اختیارم گذاشت و از من خواست چنانچه موردی به نظرم می‌رسد به او تذکر دهم تا آن را تغییر دهد. بخشی از نوشته‌ی او محکومیت صریح و گزنده‌ی دیدگاه ضد زن علی ابن ابیطالب و نهج‌البلاغه بود. با آن که در آن دوران دیدگاه مذهبی نداشتم، بلافاصله متوجه مشکل‌آفرین بودن متن به لحاظ سیاسی شدم. می‌دانستم بخاطر حضور نمایندگان کشورهای اسلامی در اجلاس، این سخنرانی با واکنش تند آن‌ها مواجه خواهد شد و چه بسا به ضرر تلاش‌های ما منجر شود. موضوع را به اطلاع دو مجاهدی که با من بودند رساندم و علیرغم تأکید و مراجعه‌ی چند باره‌ام، آن‌ها که هیچ شناختی از سازمان بین‌المللی کار و موضوعات مطرح شده در آن نداشتند گفتند نه اشکالی ندارد موضوع ربطی به ما ندارد و او نظرات خودش را بیان می‌کند.
هنوز دقایقی از سخنرانی نماینده کارگران ترکیه نگذشته بود که با اعتراض شدید نمایندگان عربستان سعودی و کویت و امارات و ... سخنرانی وی نیمه تمام ماند و اجلاس تعطیل شد.  هر دو عضو مجاهدین که هراسان شده بودند دست پیش گرفته و مدعی شدند تو که وارد بودی چرا ما را به اشراف نرساندی؟ نکته‌ی قابل تأمل این که یکی از آن‌ها در حضور مسئول‌اش از خود انتقاد کرد که چون موضوع به حضرت علی بر می‌گشته او به اندازه کافی نسبت به آن «تیز» نبوده است و چنانچه «برادر» هدف حمله قرار گرفته بود او بلافاصله متوجه شده و اقدامات لازم را انجام می‌داد.
 
۷- مجاهدین به مقولاتی همچون «عصمت» و «امام زمان» نیز اعتقاد دارند. این سازمان علاوه بر عصمت چهارده معصوم به عصمت مسعود رجوی نیز باور دارد و «امام زمان» در نگاه مجاهدین مسعود رجوی است و اعضای این سازمان و یا ارتش آزادیبخش به عنوان لشکر امام زمان و کسانی که لباس او را به تن دارند معرفی می‌شوند.
تئوری ولایت فقیه نیز مورد تأیید مجاهدین است و به خاطر محدودیت‌های موجود از آن به عنوان «رهبر عقیدتی» نام می‌برند. مسعود رجوی در پی انقلاب ایدئولوژیک در سازمان مجاهدین در بحث «هویت» هنگامی که ضرورت رهبری را توضیح می‌دهد می‌گوید:‌ «عالی‌ترین، عالم‌ترین و ذیصلاح‌ترین هژمونی، ولایت فقیه است» و  هدف اصلی ما رسیدن به آن است.آن‌چه مسعود رجوی به زعم خود با آن مخالفت می‌کند «ولایت وقیح» است که از آن به عنوان «ولایت سفیانی» نام می‌برد و نه «ولایت علوی» و یا «ولایت فقیه» که خود مظهر آن است.
 
 
 
 
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)