فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
ایرج مصداقی

فرهاد جعفری یکی از کسانی است که در تله انتخابات اخیر ریاست جمهوری گرفتار آمد و با دست رد مردم روبرو  شد. او مدتی بود با چرب زبانی تلاش می کرد به نوعی خود را مطرح کند و با زدن حرف های ضد و نقیض به نوعی دل همه را به دست آورد. اما این نوع سیاست ها به ویژه در جامعه متحول و پویای ایران مدت کوتاهی کارساز است و به سرعت کاربرد خود را از دست می دهند.  

وی سال گذشته با کتاب «کافه پیانو» که یادآور پاورقی های سطحی نشریات زرد است موقعیت مناسبی یافت و به قولی سری در میان سرها در آورد. از آن به بعد بود که دور برش داشت و مدتی مدعی شد که به صورت مجانی حاضر به مصاحبه با مطبوعات و رادیو تلویزیون ها نیست و رسانه ها برای گفتگو و مصاحبه با او بایستی وجهی را بپردازند!

حمایت او از احمدی نژاد در دوران انتخابات و دفاع او از اقدامات کودتاچیان و به ویژه احمدی نژاد در دو ماه گذشته باعث شد بسیاری از مردم که خود را فریب خورده یافته بودند در اقدامی اعتراضی کتاب وی را به انتشارات چشمه بازگردانند و به این ترتیب عمر کوتاه یکی دیگر از حباب هایی که به مدد حضور این رژیم در قدرت مدتی جلوه گری می کرد پایان یافت.

فرهاد جعفری در نوجوانی یکی از هواداران عبدالحمید دیالمه ( انصار حزب‌الله دوران 58-60) بود و مدتی نیز در کسوت بسیجی در جبهه‌های جنگ و ایجاد خفقان در شهرها به خدمت مشغول بود. او پس از دوران جنگ و زمانی که دیگر حنای بسیجی رنگی نداشت آهسته آهسته رنگ عوض کرد، ابتدا در دور پنجم مجلس از شهر مشهد نامزد شد و به خاطر عکس متفاوتی که از خود انتشار داده بود رای اعتراضی خوبی را هم به دست آورد. رنگ عوض کردن مستمر فرهاد جعفری ادامه داشت تا عاقبت شد لیبرال و لیبرال دمکرات و سکولار و هوادار گاندی!

اگر این تغییر واقعی بود بایستی به فال نیک گرفته می شد اما یکی از هنرهای جمهوری اسلامی در سه دهه‌ی گذشته از مفهوم خالی کردن کلمات و ارزش‌ها و ایجاد فرهنگی است که پدیده «شترگاوپلنگ» یکی از تبعات  آن است.

جعفری بر اساس تعالیم «گاندی» اسلامیزه شده ! در انتخابات ریاست جمهوری اخیر و وقایع پس از آن با جدیت و تلاش بسیاری به حمایت از احمدی نژاد و کودتای انتخاباتی پرداخت. در جریان انتخابات وی در دفاع از احمدی نژاد و سیاست هایش در مشهد به مناظره با نمایندگان دیگر کاندیداها پرداخت و جزو کسانی بود که در سفر اخیر احمدی نژاد به مشهد به استقبال او شتافت.

او برای مطرح کردن خود و به دست آوردن درآمد هیچ امکانی را از دست نمی‌دهد و چه بسا از نوشتن چنین مقاله ای نیز استقبال کند، چرا که وی معتقد به سیاست برادر «حاتم طایی» نیز هست.

او یکی از همکاران سابق روزنامه قدس در خراسان و نویسندگان پرو پاقرص سایت گویا نیوز است. (1) در موسم انتخابات با بی بی سی فارسی که در کیفرخواست دادستانی در فکر به قدرت رساندن موسوی و انجام انقلاب مخملی بوده مصاحبه کرده و از احمدی نژاد دفاع نمود.

از آن جایی که در و تخته به هم خوب چفت می شوند فرهاد جعفری به تور هوشنگ اسدی یکی از ژورنالیست های بدنام و گرداننده سایت «روزآنلاین» که سابقه ی همکاری با حزب توده، ساواک و دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی را دارد افتاد و با دریافت ماهانه صدها هزار تومان دستخوش با نام مستعار زنانه «سهی سیفی» به «وبگردی» برای این سایت پرداخت و صاحب ستونی در «روزآنلاین» که بودجه ی آن از طرف وزارت خارجه هلند تامین می شود شد. قابل ذکر است که نام مستعار غالب نویسندگان مرد از نوع هوشنگ اسدی و فرهاد جعفری در این سایت، زنانه است. مثلاً‌ پرستو سپهری، نسرین تبریزی، بهار ایرانی و ... خود هوشنگ اسدی هستند. «آرینا امیرسلیمانی» نام مستعار زنانه امیرعزتی است. به نام‌های مختلف از پول‌ مالیات دهندگان هلندی سوء‌استفاده می‌کنند. نکته جالب این که فرهاد جعفری که خود از بودجه دولت هلند استفاده می کند اعتراضی به اتهامات و کیفرخواست های تهیه شده از سوی کودتاچیان برای متهم کردن بازداشت شدگان به ارتباط با خارجی ها و بنیادهای هلندی و آمریکایی و ... نمی کند. (2)

در حالی که همكاري با سایت های خارج از کشور برای خیلی ها در داخل هزینه داشته است اما فرهاد جعفری بدون پروا به کرات در سایت اش اعلام کرده که مطلب به روز آنلاین می دهد.

عامل پیوند هوشنگ اسدی و فرهاد جعفری هم کسی نبود جز صاحب این قلم که بدون آن که بخواهد زمینه ی همکاری و بده بستان این دو را با نوشتن مقاله ای در نشریه وزین «آرش» فراهم کرد و این دو شدند همسفره یکدیگر.

در آن مقاله من با مستند قرار دادن نوشته های هوشنگ اسدی در نشریه ی کیهان هوایی (که در دهه ی 60 ارگان تبلیغاتی دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم در خارج از کشور بود) به نقش او در تئوریزه کردن بحث «تهاجم فرهنگی» و همکاری اش با حسین شریعتمداری و حسن شایانفر در پاپوش دوزی برای روشنفکران ایرانی اشاره کرده بودم.

 

http://www.irajmesdaghi.com/page1.php?kategori=azSiteDigar

 

فرهاد جعفری در نوشته ای به دفاع از هوشنگ اسدی کاسه داغ تر از آش شده و برخلاف اطلاعیه رسمی حزب توده ایران (3) که اسدی را نفوذی حزب در ساواک معرفی کرده بود، تلویحا ساواکی بودن وی را زیر سوال برد. و با وجود این که امضای هوشنگ اسدی زیر مقالات کیهان هوایی بود و وی تا آن تاریخ هیچ گاه حتی درخارج از کشور نیز آن مقالات را تکذیب نکرده بود انتساب مقاله به اسدی را منکر شد!  (4)

جعفری که در این نوشته به جلد یک انسان سلیم النفس و تحول خواه فرو رفته بود با وجود سابقه ننگینی که در دفاع از رژیم جمهوری اسلامی و سیاه ترین باندهای آن داشت مدعی شد که سخاوتمندانه نسل دهه 20 و 30 خورشیدی را به خاطر اشتباهاتشان می بخشد!

 

http://www.goftamgoft.com/index1.php

 

اسدی که بعد از مقاله بلند من در «آرش» دستش رو شده بود و قدرت پاسخگویی هم نداشت از نوشته ی جعفری استقبال کرد و از این ‌جا بود که رفاقت این دو آغاز شد. بلافاصله هوشنگ اسدی مطلب او را ابتدا در بخش «میهمان روز» سایت «روزآنلاین» انتشار داد و سپس با اختصاص ستونی به او، درآمد بادآورده‌ای را نصیب فرهاد جعفری کرد تا حمایتش از او بی اجر و دستمزد نماند.

 

فرهاد جعفری در حالی که با نام مستعار «سهی سیفی» ستون نویس سایت روزآنلاین در فرانسه بود از اقدامات «اقتدارگرایان» برای محدود کردن آزادی مطبوعات و غیرقانونی کردن «انجمن صنفی مطبوعات» که سعید مرتضوی برای آن دندان تیز کرده بود حمایت به عمل می آورد. در این میان کسانی که از ماهیت او خبر داشتند هوشنگ اسدی و همسرش نوشابه امیری بودند و خوانندگان سایت روزآنلاین نمی دانستند چه کسی پشت این نام پنهان شده است.

در این جا مروری می کنم بر مواضع فرهاد جعفری در چند ماه گذشته تا با شخصیت یکی از ستون نویس های روز آنلاین آشنا شوید:  

 

فرهاد جعفری در مقالاتی که در سایت شخصی اش انتشار یافت از بسته شدن و غیرقانونی شدن «انجمن صنفی مطبوعات» حمایت به عمل آورد و دوران احمدی نژاد را یکی از آزاد ترین دوران برای مطبوعات ایران و فعالان عرصه مطبوعات معرفی کرد. او در 25 تیرماه 1387 در سایت شخصی اش نوشت:

 

«در حالی که نگارنده در سه سال گذشته، از آزادی بیان و امنیت کم‌نظیری نسبت به همه‌ی دو دهه‌ی پیش از آن برخوردار بوده است و در حالی که حتا «یکی از اعضای هیات مدیره‌ی انجمن مذکور» (احمد زیدآبادی) پس از نگاشتن نامه‌ای انتقادی به رهبر جمهوری اسلامی‌ایران در موضوع مناقشه‌برانگیز هسته‌ای و مخالفت صریح و آشکار با نظرات شخص ایشان، از حد بالای «تسامح حاکمان کنونی/ دولت نهم» به شگفت آمده و آن را صراحتاً نیز ابراز داشته است؛ این فرد تمایل دارد تا همچنان و بر اساس دریافت‌های پیشین، «حاکمان کنونی ایران» را «اقتدارگرا» نام نهد تا «دموکرات بودن خود و جناح متبوع»‌اش را تلویحاً به افکار عمومی‌حقنه نماید .»

 

http://goftamgoft.com/note.php?item_id=254

 

چنانچه ملاحظه می کنید جعفری تلاش می کند دوران سیاه احمدی نژاد را که مجامع بین المللی نیز روی آن تاکید داشته اند آزادترین دوران برای مطبوعات بنامد و «اقتدارگرا» بودن خامنه ای ، احمدی نژاد و باند سیاهی که وی را به قدرت رسانده زیر سوال ببرد. تحولات دو ماه گذشته به خوبی ماهیت ادعاهای جعفری را مشخص کرده است.

 

جعفری برای نشان دادن تعلق خاطر خود به خامنه ای و ایجاد حاشیه امنیت برای خود در مهرماه 87 در معرفی خامنه ای و اقدامات او می نویسد:

 

«... پس بگذارید بگویم کمترین تردیدی در این نکته نداشته و ندارم که: «رهبر مذهبی ایران، انسانی‌ست پاکدست و پالوده، وطن‌پرست و ملی‌گرا» .

از دید من ایشان «پاکدست و پالوده» است چون چطور ممکن است که در طی همه‌ی این سالیان که درباره‌ی فساد مالی و اخلاقی بسیاری از کارگزاران نظام پیشین (چون معتقدم از رویداد خجسته‌ی سوم تیر به بعد [انتخاب احمدی‌نژاد در سال ۸۴]، اصولا نظام دیگری در حال حکومت کردن است) راست و دروغ بسیاری بر سر زبان‌ها بوده است (و از جمله‌ی آنها افشاگری دامن‌گستر و دامن‌گیر آقای پالیزدار که تا همین لحظه نیز هیچکس مفاد آن را به‌کلی تکذیب نکرده است) هیچکس، حتا مخالف‌ترین مخالفان؛ کمترین تردیدی در کارنامه‌ی مالی ایشان و نزدیکان‌شان روا نداشته باشند اگر چنان نمی‌بود؟ !  ... و از دید من ایشان «وطن‌پرست و ملی‌گرا»ست چون چگونه ممکن است کسی وطن‌پرست و ملی‌گرا نباشد اما عمق استراتژیک کشورش را در قلمرو سوریه و لبنان و عراق و افغانستان و ... تعریف کرده باشد و بدین‌ترتیب «مرزهای معنوی» کشورش را تا دوردست‌ها گستردانده باشد؟!

و چنین امری؛ نمایانگر این واقعیت نباشد که در ذهن او، مرزهای واقعی کشورش کجاست (یا شایسته است که کجا باشد)؟! و بدین ترتیب (و از رهگذر طراحی و اجرای چنین راهبرد دوراندیشانه‌ای) اقتدار و امنیتی برای کشور و مردمش به ارمغان آورده باشد که در منطقه‌ی آشوب‌زده و بحرانی خاورمیانه، انصافاً کم‌نظیر و غیرقابل‌انکار است .


1- رهبر فعلی ایران، به‌درستی، نگرانِ «ایرانِ پس از خود» است و از هم اکنون، در حال هشدار دادن است .

2- نگرانی ایشان از آنجا ناشی می‌شود که «امکان بالاآمدن شاه‌سلطان‌حسین » در ذیل «ساختار حقیقی و حقوقی قدرت در ایران» فراهم و متصور است (وگرنه که چنین دغدغه‌ای اصولا معنا نداشت. معنا داشت؟ »

 .http://goftamgoft.com/note.php?item_id=437&c=1#comment

 

چنانچه ملاحظه می شود وی اقدامات خامنه ای برای اشاعه بحران و تروریسم و همچنین «ایران پس از خود» را می ستاید و «اقتدار و امنیت» کشور را نیز مایه مباهات می داند.

 

برای پی بردن به افکار و احساسات فرهاد جعفری عضو سابق پدیده مشابه انصار حزب الله دیروز و مدافع «گاندی» امروزی خوب است سری به نوشته های او بزنیم. وی در یکی از مقالاتش در مورد کشته شدن مردم بیدفاع عراق در جریان بمب گذاری های جنایتکارانه و قطعه قطعه شدن زنان و کودکان و نوجوانان و افراد مسن عراقی می نویسد:

 

... امروز از هر "عرب غیر ایرانی" منزجرم. این است که امروز وقتی می‌بینیم روزی صد تا، صدوپنجاه تا عراقی، قطعه‌قطعه می‌شوند و می‌روند فضا؛ صفا می‌کنم. لذت می‌برم. و "دمش گرم" می‌فرستم به روح و روان آن کسی که کلید عملیات در عراق دست اش است و دارد همه‌ عرب‌های منطقه را بازی می‌دهد.

هرچه دل‌تان می‌خواهد پیش خودتان بگوئید. هر طور دل‌تان می‌خواهد قضاوت کنید . کسانی که حیوان‌صفتانه؛ با دخترکان و زنان سرزمین من چنین کرده باشند، ازین بدتر حق‌شان است. این هنوز تاوان کمی‌ست که در برابر تجاوز به ناموس ایرانی می‌پردازند .

 

http://goftamgoft.com/note.php?item_id=259

 

به نظر من تنها، فردی که دارای روحیه جنایتکارانه و فاشیستی است از « قطعه قطعه شدن» مردم بی دفاع که برای خرید روزانه و ... از خانه خارج شده  اند، «لذت» می برد و «صفا» می کند.

معلوم نیست وی که کشته شدن و قطعه قطعه شدن کودکان و زنان و بیگناهان عراقی را «تاوان کمی در برابر تجاوز به ناموس ایرانی» می  داند در برابر تجاوز دستجمعی گماشتگان ولی فقیه «پاکدست و پالوده و ...» به زنان و مردان ایرانی در جریان کودتای اخیر که باعث پاره شدن رحم و رکتوم قربانیان شده است چه موضعی گرفته و دارای چه احساسی است؟ طبق نظر او ولی فقیه، سپاه پاسداران؛ نیروی انتظامی و اطلاعاتی و امنیتی و توجیه گران اقدامات آن ها چه «تاوان» عادلانه ای را بایستی بپردازند که انصاف فرهاد جعفری را خوش بیاید؟

 

جعفری که همیشه مدافع کودتا گران است و در کودتای خرداد 60 نیز در زمره مدافعان کودتا و مخالفان ریاست جمهوری وقت ابوالحسن بنی صدر در خیابان  ها شعار می داد و رجز خوانی می کرد در جریان سرکوبی مردم و وقایع خونین پس از انتخابات22 خرداد 88 با توجیه و تفسیر سعی می کند به کمک کودتا گران جدید شتافته و با سفسطه و پشت هم اندازی کودتا را نفی کند:

 

«تا آنجایی که من می‌دانم، تعریف علمی و آکادمیک کودتا «اقدام نظامی و قهرآمیز گروهی از نظامیان یک کشور علیه سیاستمردان حاکم و برکناری آنان از قدرت با توسل به قوای قهریه» است. از کسانی که در روزها و هفته‌های گذشته این تعبیر را وارد ادبیات سیاسی این روزهای کشورمان کردند جا دارد که بپرسیم: مطابق این تعریف، کدام گروه از سیاستمردان که در مناصب قدرت و حاکم بودند، هدف اقدامات قهرآمیز و براندازانه قرار گرفتند و از سمت‌های خود برکنار شدند؟! (چون نمی‌شود که کسی علیه خودش کودتا کند. می‌شود؟!).» 

 

http://namojood.blogsky.com/1388/04/18/post-3 /

 

لازم به توضیح نیست که اکثریت قریب به اتفاقان ناظران و تحلیل گران سیاسی داخلی و خارجی تحولات ایران را «کودتا» دانسته و بر روی آن تاکید کرده اند. نکته جالب آن که جعفری تا این لحظه مطلبی راجع به اتهام «کودتای مخملی» که متوجه نویسندگان و روزنامه نگاران و فعالان سیاسی در بیدادگاه نمایشی رژیم شده ننوشته است!

جعفری برای نمک پاشیدن به زخم مردم و «جنبش سبز»ی که در ایران به پا شده از احمدی نژاد می خواهد که «کاخ سبز رویاهای ایرانی را» برای مقابله با کاخ سفید و کاخ کرملین با هزینه مردم ایران و ارائه قبوض همت عالی به شیوه تخت جمشید و پاسارگارد بنا کند. او از احمدی نژاد می خواهد پرچم سبزی را که به خون آغشته شده بر سر در کاخ سبزرنگش بیاویزد تا هرچه بیشتر مردم را رنج دهد. این گونه پیشنهادات تنها از ذهن های بیماری بر می آید که از قطعه قطعه شدن مردم عراق به وجد می آید و صفا می کند.

 

به نظرم لازم است که «کاخ سبز ریاست‌جمهوری ایران»، بنایی «بزرگ و باشکوه و چشم‌نواز و محتشم» که چشم هر بیننده‌ای را مبهوت زیبایی و عظمت و احتشام خود کند، بنایی که بتوان از فراز آن به چشم‌اندازی از آینده‌ی این سرزمین نگریست، بنایی که بتواند همزمان معرف و بیانگر هویت ملی‌- مذهبی این سرزمین باشد، بنایی که بتواند همزمان معرف اراده‌ی مشترکِ ملی‌گرایان و اسلامگرایان ایرانی در بازسازی تمدن تاریخی‌شان باشد، بنایی که بتواند به یکایک ایران آنچنان اعتمادبه‌نفس بدهد که قادر باشند با اتکا به آن و نگریستن به آن، از غرور پر شوند و همه‌ی اراده ی خود را در جهت آن خواسته‌ی بزرگ تعریف کنند؛ احداث شود.

و به‌نظرم لازم است که هزینه‌ی احداث چنین بنایی، از طریق انتشار «قبض‌های همت عالی» تامین شود. آنچنان‌که یکایک ایرانیان (در داخل و کشور، از محرومان گرفته تا برخورداران، کم یا زیاد) بتوانند در احداث چنین بنایی مشارکت داشته باشند و آن را متعلق به خود و فرزندان‌شان بدانند.

مثلاً کافی‌ست که هر ایرانی، به‌طور میانگین 10000 تومان قبض همت عالی خریداری نماید. رقمی بالغ بر 750میلیارد تومان فراهم خواهد شد که می‌تواند هزینه‌‌ی ساخت چنین بنای باشکوهی را تامین کند. نیز بسیاری از خدماتی که به منظور احداث چنین بنایی لازم است، می‌تواند به صورت رایگان انجام شود. از جمله، بسیارند معماران و آرشیتکت‌های برجسته و تراز اول ایرانی در دنیا که ممکن است در قبال خدمات متنوع خود در این خصوص (از طراحی گرفته تا نظارت و ساخت) کمترین مزدی دریافت نکنند.

و به‌نظرم (با توجه به تکنولوژی پیشرفته‌ی ارتباطات که امکان مدیریت از راه دور را به آسانی فراهم کرده است) لازم نباشد که چنین بنایی در پایتخت ایران احداث شود .  بلکه چه‌بسا لازم باشد که بنای مذکور، در مجاورت آن دسته از بناهایی احداث شود که به‌خودی‌خود، یادآور شوکت تاریخی ایران بوده‌اند (تخت‌جمشید، پاسارگاد و یا در شهرهایی چون اصفهان، همدان یا شیراز (.

 

http://www.goftamgoft.com/note.php?item_id=604&p_id=2

 

جعفری غرق در ذهن بیمار و مالیخولیایی اش پیشنهادات مضحکی در مورد شیرآلات کاخ  و استفاده از آرشیتکت های ایرانی و ... داده و خواستار این می شود که کاخ سبز مربوطه که «کاخ سبز معاویه» را به خاطر می آورد دارای فرودگاه اختصاصی و تالار موسیقی اختصاصی باشد و ارکستر فیلارمونیک آن به میهمانان خارجی و شهروندان سرویس بدهد و در هیات امنای آن « عبدالکریم سروش، چکناواریان، شجریان و مانند ایشان عضویت داشته باشند؟!» گویا احمدی نژاد و باندهای سیاه سپاه پاسداران و تاریکخانه های حوزه علمیه آمده اند که چنین چیزهایی را در اختیار مردم بگذارند.

 

جعفری همچنین در دفاع از احمدی نژاد سنگ تمام گذاشته و احمدی نژاد را صاحب 40 میلیون رای دانسته و می نویسد:

 

«آقای احمدی‌نژاد و همه‌ی آن نیروهایی که در ده‌سال گذشته، رفته‌رفته و آرام‌آرام   «فرایند تبدیل یک نظام موقتِ ناکارآمد به یک نظام دائمی کارآمد» را مدیریت کرده و آن را به این نقطه رسانده‌اند که رای بی‌بدیل 40 میلیون ایرانی را به عنوان پشتوانه‌ای کم‌نظیر به خود اختصاص داده است؛ باید بداند و متوجه باشد (که به‌نظرم می‌دانند و متوجه‌اند) که: همه‌ی آن تدارک و تخریب گسترده که علیه او و دولتش در چندماهه‌ی اخیر سازمان داده شد، هیچ دلیل و انگیزه‌ی دیگری جز این نداشته است که «این لحظه» فرا نرسد و رخ ندهد!

که به‌ترتیب: «زایمان» رخ ندهد. که اگر زایمان رخ داد «نظام متولد نشود». که اگر «نظام متولد شد زنده نماند». که اگر «نظام زنده ماند، مشروعیت نداشته باشد». که اگر «نظام مشروعیت یافت، درهای خود را به روی همگان نگشاید و نتواند کارآمدی خود را افزایش دهد». تا همچنان، در ذهن پاره‌ای از شهروندان این‌طور به‌نظر برسد که "همان سیستم قبل از سوم تیر بهتر و کارآمدتر بود!" یا بسیاری از آنها که به «نظام برآمده از رویداد 22 خرداد» رای داده‌اند، از رایی که داده‌اند پشیمان و نیز «دولت دهم، غیرقابل دفاع شود.»

پس بدانند و متوجه باشند (که می‌دانند و متوجه‌اند) که :

«این لحظه»، یک لحظه‌ی سرنوشت‌ساز در تاریخ کشور ماست که روشن خواهد ساخت که آیا دولتمردانی که بیش از هر دولتمرد دیگری در سی‌سال گذشته به مردمان کشور خود نزدیک و شبیه بوده‌اند؛ بر سر عهد و پیمان خود با مردمان می‌ایستند و «نظامی قانونِ‌اساسی‌گرا»، «نظامی کیفیت‌گرا»، «نظامی مصالح‌ملی‌گرا» و «نظامی مردم‌گرا» به شهروندانِ خود تحویل می‌دهند یا خیر؟!

شخصاً و به عنوان یکی از رای‌دهندگان، می‌دانم که چنین تحویل و تحول تاریخی بزرگی در «لحظه» و در «تمام جهات» امکان‌پذیر نیست. و مطمئنم که اغلبِ دیگر شهروندان نیز انتظار ندارند که در فقط یک لحظه، همه‌ی نابسامانی‌ها به سامان برسد و همه‌ی مطالبات‌ِ قانونی و شهروندی‌شان محقق شود.

اما این واقعیت، از ضرورتِ درکِ «اهمیت و ارزش لحظه‌ای که در آن قرار داریم» نمی‌کاهد. آن‌چنان‌که منافع «نظام برآمده از 22 خرداد» و منافع «شهروندانی که برآمدنِ و زنده‌ماندن آن را امکان‌پذیر کردند» در درکِ حساسیت و ارزشمندیِ «این لحظه» و «ضرورت‌ها و الزاماتش» نهفته است.

می‌خواهم بگویم:

میلیون شهروند ایرانی، به‌نحوی شگفت‌آور و قابل‌تحسین، قدر و قیمتِ «این لحظه» را دانستند و به سهم خود، و مبتنی بر تکلیف ملی ـ میهنی‌شان، تا این‌لحظه؛ «نظام» را از دلِ گردابی از حوادثِ داخلی و خارجی (و از رحم مادر) «زنده» بیرون کشیدند و «زنده» نگهش داشتند تا برآورنده‌ی مطالبات و آرزوهای دیرینه‌شان در دستیابی به «ایرانی آباد و آزاد و قدتمند» باشد .

 

http://www.goftamgoft.com/note.php?item_id=586&p_id=2

 

نکته جالب این که منتخب 40 میلیون ایرانی شرکت کننده در انتخابات به هنگام برگزاری جنش پیروزی انتخابات با ضرب و زور و ... نتوانست بیش از 20 تا 30 هزار نفر را به میدان ولی عصر تهران بکشاند و عاقبت مجبور شدند عکس های مراسم را برای بیشتر نشان دادن جمعیت با فتوشاب دستکاری کنند که نشریه ایتالیایی دستشان را رو کرد و در روز تحلیف رئیس جمهور «محبوب» مجبور شد فاصله کوتاه پاستور تا بهارستان را با هلی کوپتر طی کند.

چنانچه ملاحظه می کنید این گونه نوشته ها چیزی نیست جز نمک ریختن به زخم مردم و به ویژه کسانی که به مقابله با کودتا برخاسته بودند و مظلومانه در خیابان و بازداشتگاه در خون تپیدند.

 

جعفری سپس به دفاع از تصمیمات احمدی نژاد در انتخاب کابینه و ... که صدای متحدین اش را هم درآورده پرداخته و می نویسد:

«به همین ماجرای انتخابات دهم نگاه کنید. تصمیم بسیار بزرگی که آقای احمدی‌نژاد گرفت (نزدیک شدن به مردمان)، صرف‌نظر از آنکه بسیاری از رقبای کینه‌توز وی را به تحرک واداشت؛ چه‌بسا بسیار از دوستان قدیم او را هم از وی رنجاند. اما چه‌بسیار «دوستان تازه» که پیدا نکرد و به جمع دوستانِ بی‌غل و غش خود نیفزود! (7 تا 8 میلیون نسبت به رای‌گیری نهم). او تقریباً هرکسی را از دست داد که از ناحیه‌ی دوست بودن با او، برای خود موقعیتی متصور بودند. اما دوستانی به‌دست آورد که ای‌بسا به او «دوست»‌تر باشند. یا به همین گفتگوی تلویزیونی دو شب پیش او دقت کنید. که در آن با قاطعیت محض گفت که «برخی از وزا و همکاران من، توان بر دوش کشیدن بار سنگین وازرت را ندارند و باید جای خود را به نیروهای تازه‌نفسی بدهند که متناسب با موقعیت جدید، بتوانند کشور را پیش ببرند».

خب این سخن او، چه تعداد از وزرای او را که خود هم می‌دانند در دولت آینده جا ندارند رنجانده و بیمناک کرده است؟! (همین‌جا بگذارید به بلندنظری صفارهرندی اشاره کنم که به‌رغم آنکه آقای احمدی‌نژاد به صراحت بیشتری در مورد او سخن گفت، وقتی عکس‌های تازه‌ی هیأت دولت پس از ایراد این سخنان را دیدم، در نگاهش به احمدی‌نژاد چیزی جز ارادت و همپیمانیِ بیشتر از قبل ندیدم.)

اما آقای احمدی‌نژاد، به‌خاطر یک ضرورت عالی‌تر که منافع ملی کشور و مصالح همگانی مردمان است، بی‌هیچ پرده‌پوشی و تکلفی، چنان سخنانی ایراد کرد .

http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=1027424

 

جعفری دو ماه رویارویی مردم با احمدی نژاد را «نزدیک شدن» احمدی نژاد «به مردمان» معرفی می کند و مدعی می شود که احمدی نژاد 7 تا 8 میلیون «دوست تازه» پیدا کرده است که یکی از آن ها فرهاد جعفری است. وی خود و «دوستان تازه» را برای احمدی نژاد «دوست تر» از امثال صفارهرندی و محسنی اژه ای معرفی می کند.

 

جعفری در مورد مراسم تنفیذ و تحلیف که مورد مضحکه عام و خاص بود و شرکت کنندگان در آن مورد لعن و نفرین مردم قرار گرفتند می نویسد:

 

1- در غیاب و «غیبتِ برخی چهره‌های شاخص سیاسی» که به‌هر دلیل و انگیزه در مراسم تنفیذ شرکت نکرده بودند؛ این فقط و فقط «چهره‌‌ی قانونی نظام» (رهبر، روسای دو قوه، رئیس شورای نگهبان قانون اساسی) بود که به برگزیده‌ی مردمان اعتبار می‌بخشید نه «چهره‌ی عرفی» آن (نه روسای خبرگان و مجمع تشخیص و ... که هیچ نقش قانونی در اعتباردهی به «شخص برگزیده‌ی جمهور مردمان» برای ریاست قوه‌ی اجرایی ندارند و تاکنون نیز، عرفاً به این مراسم دعوت می‌شدند و بر اریکه می‌نشستند)

درحقیقت، می‌خواهم بگویم: خواسته یا ناخواسته؛ مراسم تنفیذ امروز، نشانه‌‌ی دیگری از روندِ «نظام‌شدنِ انقلاب» (نزدیک‌تر شدن عملکرد نظام به قانون اساسی‌اش) بود. حال آنکه پیش از این، «عملکرد عرفی ساخت حاکم، مثلاً آن بود که وقتی چهره‌ی برجسته‌ای، به جبر قانونی، از تصدی بالاترین مقام‌های انتخابی کنار می‌رفت؛ نهادی مخصوص برای وی تاسیس می‌شد! تا اعتبار بالاتری از منصب پیشین خود پیدا کند. که خود‌به‌خود، به تضعیف «نمادِ جمهوریت»، یعنی رئیس‌جمهور منجر می‌شد!

 2- «نمادِ اسلامیت» (رهبر کشور)، امروز رفتار خردمندانه‌ای از خود نشان داد و نخواست تا «نمادِ جمهوریت» در برابر وی تعظیم کند و دست وی را ببوسد. بلکه «بزرگوارانه و پدرانه» آغوش گشود تا منتخب مردمان، شانه‌ی او را ببوسد.

همین «انتخاب‌های به‌ظاهر کوچک اما ماهیتاً بزرگ و بزرگوارانه» است که عملکردِ اجزاء مختلف نظم سیاسی و از جمله شخص رئیس‌جمهور را تا حد قابل‌ملاحظه‌ای افزایش و به حیثیت و شخصیت وی نزد افکار عمومی و علی‌الخصوص همکاران وی، اعتباری مضاعف می‌دهد .

3- «اشتراک لفظی و معنوی» در سخنان دو نماد جمهوریت و اسلامیتِ نظام حاکم؛ حقیقتاً دلگرم‌کننده و امیدبخش بود. «نماد جمهوریت» تاکید داشت که جهت‌گیری آینده بر «رفع هرگونه تبعیض و نابرابری حقوقی میان شهروندان» خواهد بود و «نماد اسلامیت» نیز تاکید داشت که آغوش نظام، می‌بایست به‌روی همه‌ی آن شهروندانی گشوده باشد که به قانون اساسی کشور وفادارند و دیدگاه انتقادی آنان نمی‌بایست ملاک طرد و انزوای آنان قرار گیرد .

http://www.goftamgoft.com/note.php?item_id=607&p_id=2

 

دستگاه ولایت فقیه که کفکیرش ته دیگ خورده بود و مراسم تنفیذ با تحریم گسترده چهره  های سیاسی مواجه شده بود برای پر کردن مراسم از چهره های دست چندم ورزشی و هنری استفاده کرده بود. جعفری همین را هم وارونه کرده و نشان دهنده مردمی بودن رژیم جا می زند و می نویسد:

 

آنچه به زیبایی و تاریخی بودنِ این مراسم می‌افزود، حضور «دیگران» در مراسم تنفیذ امروز بود. کسانی که یا به سبب دگراندیشی‌شان یا به سبب ظاهرشان و یا به سبب طبیعتِ حرفه‌ و منزلتِ اجتماعی‌شان، هرگز به چنین مراسم و آئینی راه نداشتند. از جمله بازیگران، ورزشکاران و هنرمندان. که دعوت و حضورشان؛ به تنفیذ امروز، آشکارا ماهیتی به‌مراتب «مردمی‌تر و عام‌تر و فراگیرتر» داده بودند. که این نیز، گواهی بر «تصمیم نظام برآمده از زایمان 22 خرداد به تجدیدنظر در شیوه‌ی حکمرانی» و گشودن آغوش خود به روی «همه‌ی شهروندان» بود .

 

http://www.goftamgoft.com/note.php?item_id=607&p_id=2

 

جعفری به گونه ای دیگر گفته های فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت در مورد معجزه ی هزاره سوم بودن احمدی نژاد را تکرار کرده و می نویسد:

 

«احمدی‌نژاد به راستی یک «پدیده» است. یک سیاستمدار به معنای امروزی‌اش و البته در کلاسی که یک سروگردن از رقبای داخلی و خارجی‌اش بالاتر است. یک عملگرای محض و یک شطرنج‌باز قهار که همیشه برای غافلگیر کردنت، مهره‌ای در آستین دارد. و برای همین است که توانسته ظرف همین ‌سه‌چهارسال، موضع کشورمان در مسئله‌ی برنامه‌ی هسته‌ای را تا این اندازه بالا ببرد و تقویت کند. چون اولاً تهاجمی بازی می‌کند، ثانیاً غافلگیرانه و ثالثاً منعطف. آنقدر که مثل ماهی‌ست، توی دست لیز می‌خورد و در می‌رود !... او باید اجازه داشته باشد که در جهتِ آن «هدفِ اخلاقی بزرگ» (به‌سرانجام رساندن منافع مردم ایران) و البته «به روشی که در هیچ لحظه‌ای و از هیچ‌ جنبه‌ای غیراخلاقی نباشد»؛ از میان دشمنان و رقبای ما، هرکس را که خواست، هروقت که خواست، هرطور که خواست فریب دهد. وگرنه، در برابر سیاستمدارانی که هیچ منع اخلاقی در حین رقابت با ما را به‌رسمیت نمی‌شناسند (مثلاً در تلویزیون‌هاشان آموزش ساخت کوکتل مولوتوف می‌دهند اما می‌گویند در مسائل داخلی ما دخالت نمی‌کنند!) او چگونه خواهد توانست منافع ما را پیش ببرد؟! وقتی هم دست‌ها و هم پاهایش رابسته باشیم و او را توی استخر انداخته باشیم؟ !»

 

http://www.goftamgoft.com/note.php?item_id=600&p_id=2

 

جعفری خواهان باز گذاشتن دست احمدین نژاد در همه زمینه هاست. منظورش از بستن دست و پا مخالفت با وزرای پیشنهادی از نوع کردان و محصولی و ... است.

وی در مهرماه 87 احمدی نژاد را باعث نزدیکی اپوزیسیون و پوزیسیون معرفی کرد. تحولات چند ماه گذشته به خوبی میزان صحت تحلیل جعفری را مشخص کرده است:

 

«محسن سازگارا یادداشتی در خصوص منافع ایران در دریای خزر منتشر کرد که در حقیقت به معنای «مشاوره سیاسی ـ حقوقی به ساخت حاکم» بود. سازگارا اگر چه در بخشی از نوشته اش آورده بود که امیدی ندارد که پیشنهاد او مورد توجه دستگاه دیپلماسی ایران قرار گیرد؛ در عین حال از این طریق نشان داد که روزنه‌هایی از امید برای همکاری و پذیرش عقلانیت در دستگاه سیاسی مشاهده کرده که دست به چنین اقدامی زده است.

این رفتار او نیز امیدبخش و نشاندهنده‌ی این است که تابوی «همکاری میان پوزیسیون و اپوزیسیون در موضوعاتی که منافع ملی در آن مدخلیت دارد» در حال شکسته شدن است و شکسته شدن چنین تابویی را بیش از هرکس، مدیون «محمود احمدی‌نژاد» هستیم که بارها و بارها از «همه» دعوت کرده است که به یاری کشورشان بشتابند.

البته این به معنای آن نیست که این اقدام آقای احمدی‌نژاد، در همین حد و اندازه کافی ست. هرگز. چرا که او به عنوان رئیس جمهور ایران، مطابق قانون اساسی کشور، مسئول اجرا شدن بخش‌هایی از آن نیز هست که حقوق مخالفان و منتقدان را به رسمیت می شناسد و بر برابری حقوقی میان همگان از حیث آزادی‌های سیاسی و مدنی تصریح دارد. اما به عنوان نقطه‌ی آغازی بر شکستن و خرد کردن تابوهای زیانباری که مانع پیشروی ایران به سمت آینده است، قابل تقدیر است .

 

http://goftamgoft.com/note.php?item_id=342&p_id=2

 

وی همچنین در مورد شرکت در مراسم استقبال از احمدی نژاد که ماه گذشته در مشهد برگزار شد می نویسد:

 

«دیروز رفتم به «مراسم استقبال از رئیس‌جمهور منتخب در مشهد». یعنی بعد از 28 سال که در هیچ تجمعی شرکت نکرده بودم (بعد از شرکت در مراسم سخنرانی هاشمی‌نژاد در حرم، در 15 خرداد سال 60، درخصوص خلع آقای بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری) تصمیم گرفتم بروم و از نزدیک هم محمود احمدی‌نژاد را ببینم و هم در کم و کیف هوادارانش دقت کنم.

تا اینکه در آخرین دقایق سخنرانی آقای احمدی‌نژاد، چیزهایی گفت که من هم باهشان موافق بودم. مثلا گفت «در انتخاباتِ اخیر، 40 میلیون ایرانی، چنان تودهنی‌ای به اجانب زدند که راه خانه‌شان را گم کردند». این بود که من هم دستم را مشت کردم و بالا بردم و تکبیر گفتم (و البته فقط به الله‌اکبر گفتن اکتفا می‌کردم). یا گفت که  «از این به بعد؛ نوبت همدلی و همفکری و همکاری برای ساختن ایران است.»

http://www.goftamgoft.com/view.php?item_id=590&p_id=1

 

او در نوشته ای خطاب به ایرانیان خارج از کشور با آسمان و ریسمان بافتن به هم تلاش می کند ثابت کند مردمی که در نماز جمعه ای که به امامت رفسنجانی برگزار شد شرکت کردند همان حزب‌اللهی های همیشگی هستند:

 

«می‌روید به یک سایت اطلاع‌رسانی داخلی (فارس یا نوروز) و اخبار و اطلاعاتی کسب می‌کنید که در اغلب موارد، به‌سودِ تمایلاتِ جریانی که آن رسانه را مدیریت می‌کند، تحریف‌شده است. مثلاً نوروز به شما می‌گوید «نمازگزاران دیروز 2 میلیون نفر بودند » و به فارس که می‌روید، می‌خوانید که «نمازگزاران دیروز، 200 هزار نفر هم نبودند.

خب خیلی که هنر کنید و انصاف به‌خرج دهید، این است که جمع بزنید و میانگین بگیرید تا منصفانه رفتار کرده باشید. این است که نتیجه می‌گیرید «در نماز دیروز، 1 میلیون و  100 هزار نفر شرکت کرده‌اند». و بعد بر اساس آن، صفحه‌ی تحلیل‌تان را پهن می‌کنید، مهره‌هاتان را می‌چینید و شاه و وزیرتان را حرکت می‌دهید. که معلوم است گمراه‌کننده است.

و از آنجاکه دوست دارید واقعیت به نفع آرزوهاتان باشد؛ اصلاً این نکته را هم درنظر نمی‌گیرید که حتا اگر برآوردتان دقیقاً هم درست باشد؛ خب  60 تا 70 درصد شرکت‌کنندگان که همان مردمانی هستند که همیشه در آن شرکت می‌کنند و از هواداران «رژیم» هستند که باید در نماز دیروز، بیش از هروقت دیگر شرکت می‌کردند که مباد کنترل امور از دست در رود!

پس حتا اگرکه 1 میلیون و 100 هزارنفر هم در نماز دیروز شرکت کرده باشند، باید فقط در یک قلم، ششصد هفتصد هزار نفر از رقم کل کم کنید و نهایتاً برسید به این نتیجه که مثلاً: «معترضین شرکت‌کننده در نماز دیروز، چهارصدهزارنفر بوده‌اند»

اما به همان دلیلی که گفتم (تمایل طبیعی آدمی به این‌که واقعیت از امیدها و آرزوهای او تبعیت کند) حتا به همین نتیجه هم نمی‌رسید و روی همان 1 میلیون و 100 هزارنفر، سفت می‌ایستید و حتا دوسه نفر هم کم نمی‌آئید!

نتیجه این می‌شود که هم خودتان در تحلیل واقعیت به اشتباه می‌افتید و هم خوانندگان‌تان را به اشتباه می‌اندازید. »

http://www.goftamgoft.com/note.php?item_id=591

 

ظاهرا جعفری از مشهد قادر به شناسایی تک تک نمازگراران و عقایدشان بوده است اما صدها خبرنگار و فیلمبرداری که در نمازجعمه حضور داشتند واقعیت ها را ندیده اند. لابد همان نماز جمعه ای های هر دفعه بودند که در پاسخ وزیر شعار نماز جمعه که فریاد می زد «مرگ بر آمریکا ، مرگ بر اسرائیل !» جواب می دادند: «مرگ بر روسیه ، مرگ بر چین !»

لابد همان قبلی ها بودند که در پاسخ شعار «خونی که در رگ ماست ، هدیه به رهبر ماست !» جواب می دادند: «خونی که در رگ ماست ، هدیه به ملت ماست !»

لابد به خاطر حضور «امت شهیدپرور» در نماز جمعه بود که رفسنجانی این بار از خواندن خطبه و برگزاری نماز جمعه بازماند.

 

به گفته های سخیف و غیرواقعی جعفری در مورد خطبه های نماز جمعه رفسنجانی که باعث شد خامنه ای و نزدیکانش در خبرگان رهبری علیه او موضع گیری کنند توجه کنید. بیخود نیست جعفری به احمدی نژاد و خامنه ای گرایش پیدا کرده است چرا که این گونه سخن گفتن و حقیقت را وارونه کردن فقط از این دو و حامیانشان بر می آید: 

 

«خب؛ سخنرانی خطیب نمازجمعه‌ی این هفته هم تمام شد و آنظور که از متن سخنان او در خبرگزاری‌ها پیداست؛ هاشمی‌رفسنجانی، رویای خیلی از «پوزیسیون انقلابی» و  «اپوزیسیون انقلابی‌مآب» را نقش بر آب کرد. مثل همیشه میانه‌ی کار را گرفت و تلویحاً رای رئیس‌جمهور منتخب را پذیرفت و معترضین را هم به قانون فراخواند. و البته این پیش‌بینی من هم درست از آب درآمد که: به احتمال زیاد، او با زیرکی، بر روی «لزوم بازنگری در قوانین برای پیشگیری از چنین رخدادی در آینده» انگشت خواهد گذاشت تا دریچه‌ی امید را همچنان باز نگه دارد.

فارغ از آنکه معتقدم او باید صحنه‌ی سیاسی ایران را ترک کند و بازنشسته شود و این واقعیت را هم با همه‌ی تلخی‌اش برای او بپذیرد که حلقه‌های مدیریتی شکل‌یافته در دوران تصدی او و خاتمی شکسته است و باید هم که بشکند؛ اقدام امروز او قابل تقدیر است که فریفته‌ی خواستِ عده‌ای اشخاص تندرو و انقلابی‌مآب نشد و مصالح کشور را قربانی منافع خود نکرد. که چه در مطالب و چه در گفته‌هاشان در چند روز گذشته، کار را حتا به تهدید آشکار او و خانواده‌اش نیز کشاندند که اگر صریحاً اعلام نکند که موسوی رئیس‌جمهور ایران است، چنین و چنان خواهد شد و باوی و خانواده‌اش، چنین و چنان خواهند کرد !

اگر «نظام برآمده از 22 خرداد» مستقر شود و ثبات پیدا کند و از کوران حوادثِ محتمل در آینده‌ی کوتاه‌مدت نیز به سلامت عبور کند و بتواند به‌سرعت خود را با قانون اساسی‌اش، هرچه بیشتر تطبق دهد؛ آنگاه «نظام آینده» مرهون این اقدام سنجیده‌ی امروز او خواهد بود .»

 

www.goftamgoft.com/view.php?item_id=590

 

فرهاد جعفری همچون خامنه ای و احمدی نژاد تخصص اش در وارونه جلوه دادن واقعیت است. در حالی که بلندگوهای کودتاچیان در مجلس، نمازهای جمعه، حوزه علمیه قم، مجلس خبرگان و سایت ها و روزنامه هایشان خواهان دستگیری رفسنجانی و فرزندانش هستند وی صحنه را چرخانده و اپوزیسیون و گروه های مخالف کودتا را عامل تهدید رفسنجانی و خانواده اش معرفی می کند و به صورت مضحکی مطرح می کند که رفسنجانی رای 24 میلیونی احمدی نژاد را پذیرفته است و ...!

 

وی که خود یکی از بسیجیان نظام و هواخواهان عبدالحمید دیالمه یکی از بدنام ترین و فالانژترین عناصر رژیم بوده، می نویسد:

 

«همین‌جا و همین ابتدا بگویم که: فرق است میان این‌که «شما ببخشید و فراموش کنید» و «ببخشید اما فراموش نکنید». من به سهم خودم، موسوی و همکاران و همفکرانش را بخشیده‌ام و مثلاً خواهان آن نیستم که به‌خاطر خطاهای خود در دوران حکمرانی‌شان، به دادگاه فراخوانده و مجازات شوند. اما هرگز مسئولیت‌شان در چنان خطاهایی (انقلاب فرهنگی و برخورد خسونت‌بار با مخالفین در دهه‌ی شصت) را فراموش نخواهم کرد و ممکن نیست که تحتِ حتا حادترین شرایط، زمام کشورم را دیگربار به او و همفکرانش و یا اشخاصی مانند او بسپرم .

اما بنابه منطقی که «روشنفکر دنباله‌رو و مطیع توده‌ها» بهش معتقد است و بر همان اساس هم رفتارش را تنظیم می‌کند؛ بله! من هم باید برای کسب محبوبیت یا حفظ آن، با «موج سبز» هم‌نوا می‌شدم و فراموش می‌کردم رهبر انقلاب‌ سبزهای تهران، کسی‌ بوده است که در دوران زمامداری و تحت مدیریت او و همفکرانش خطاهای مهلکی چون «انقلاب فرهنگی» و «خشونت‌ بی‌رحمانه با مخالفان» رخ داده است.‌ من هم باید چهره‌ی چون ماه ایشان را در ماه می‌دیدم! یا من هم فرصت‌طلبانه، و به سهم خود، سبزها را به خیابان ریختن روزانه و الله‌اکبر گفتن شبانه تشویق می‌کردم. بلکه «اینها بروند» و پنجره‌ای باز شود که من نیز به اهداف و آرزوهایم برسم ! »

http://www.goftamgoft.com/view.php?item_id=584&p_id=1

 

جعفری حقایق را چنان وارونه جلوه می دهد که گویا امام او «خامنه ای» و ریاست جمهور «منتخب» او انسان های فرهیخته ای بوده اند که نه در انقلاب فرهنگی شرکت داشته اند و نه در سرکوب دهه 60 و نه در کشتار 67 و نه در سرکوب 18 تیر و نه در جنایات دو ماه گذشته. هرکس نداند فکر می کند رقبای انتخاباتی موسوی و کروبی در دوران چنان جنایاتی یا در زندان موسوی بوده اند و یا در تبعید از کشور و یا در حال مبارزه علیه چنان جنایاتی در داخل کشور. هرکس که نداند فکر می کند فرهاد جعفری دنبال به قدرت رساندن کسانی بوده است که دستی در جنایت نداشته اند! قابل ذکر آن که احمدی نژاد و انجمن اسلامی علم و صنعت که گردانندگان دولت نهم هستند پیشگامان «انقلاب فرهنگی» و  «خشونت‌ بی‌رحمانه با مخالفان» بودند.

 

این پیرو «گاندی» از نوع «حزب الله» و مدعی «سکولاریسم»! در مناظره اش با نمایندگان موسوی و کروبی در جریان انتخابات ریاست جمهوری، جهان معاصر را به پیش از فتوا و بعد از فتوای خمینی علیه سلمان رشدی تقسیم می کند:

 

«من جهان معاصر را به دو جهانِ «پیش از فتوای آیت‌الله خمینی» و «پس از فتوای آیت‌الله خمینی» در مورد سلمان رشدی تقسیم می‌کنم. چرا که معتقدم برای نخستین‌بار، با صدور این فتوا بود که نظم پیشین بین‌الملل، توسط روح توسعه‌طلب و بلندپرواز ایرانی برای تجدید حیات و تجدید قدرت تاریخی خودش، به چالش گرفته شد. به نحوی که یک ایرانی، با صدور این فتوا که ظاهری مذهبی داشت، عملاً اعلام کرد که حکم صادره توسط او، حتا در مزرهای کشورهای دیگر هم معتبر و لازم‌الاجراست! درحالی که «اصل سرزمینی بودن مجازت‌ها» یکی از ترم‌های اصلی حقوق‌بین‌المل است.

پس از آن است که ما در اقصی نقاط جهان (به‌ویژه در جهان اسلام)، شاهد وقوع رویدادهای بسیاری هستیم که هرکدام از آنها، به گونه‌ای نظم پیشین بین‌الملل را به چالش می‌گرفتند.

این نظم توسط ما ایرانی‌ها و با ابزار صدور یک فتوای مذهبی به چالش گرفته شد چون تحت چنان نظمی، ممکن نبود که بتوانیم به رویای تجدید حیات امپراتوری فارس دست پیدا کنیم. بلکه باید نظم پیشین به‌هم می‌ریخت تا در کشاکش بی‌نظمی و آنارشی ناشی از درهم‌ریختن و به چالش کشده شدن نظم قدیم؛ فرصتی برای کسب قدرت و هژمونی در منطقه و جهان و از طریق تحمیل قدرت و رای خود به رقبای منطقه‌ای و جهانی پیدا کنیم.

که تا حد بسیاری هم به این موفقیت نائل شدیم. آن‌چنان که تا ما ایرانی‌ها نخواهیم در لبنان، افغانستان، پاکستان، عراق، آسیای میانه، ارمنستان، حتا سودان و برخی کشورهای افریقایی ثبات و امنیتی برقرار نخواهد شد. و حتا رابرت گیتس، وزیر دفاع امریکا مدتی پیش و خطاب به کنگره این کشور اعلام کرد که بیش از این‌که نگران مانورهای نظامی روس‌ها در امریکای لاتین باشد؛ نگران دست‌اندازی ایران به کشورهای امریکای لاتین و بازی‌های سیاسی ایران در این منطقه است . www.goftamgoft.com/note.php?item_id=523

 

این مدعی «پیروی از گاندی» در دفاع از سیاست هسته ای و اتمی رژیم می نویسد:

 

«از این جهت است که معتقدم علاوه بر ما شهروندان؛ نیروهای دخیل دیگری هم در بازی رای‌گیری دهم حضور دارند و مشغول ایفای نقش هستند تا ‌بخت و اقبال دسته‌ای از بازیگران را نزدِ افکار عمومی افزایش بدهند. آن دسته از بزیگران که همین اندازه که آقای اوباما به‌مثابه اولین دولتمرد امریکایی و پس از سی سال، عنوان رسمی حاکمیت سیاسی (یعنی جمهوری اسلامی ایران) را برای نخستین‌بار بر زبان بیاورد و این کشور را تحت ساخت حقوقی فعلی به‌رسمیت بشناسد؛ برای‌شان کافی‌ست! (چون تحت چنین وضعی، منافع صنفی همه‌ی این گروه از بازیگران سنتی هم حفظ خواهد شد). همچنان‌که متقابلاً از تجدیدِ تصدی کسانی جلوگیری کنند که «منافع ملی» بیش از «منافع و مصالح نظام سیاسی» برای‌شان اهمیت دارد و حاضر به کوتاه آمدن در مسئله‌ی هسته‌ای نیستند.

تکنولوژی‌ای که در صورت دسترسی کشور به آن؛ ما را به یک  «ملت درجه یک» در دهه‌های آینده تبدیل خواهد کرد و در صورت توقف، به یک  «ملت درجه دو» و توسری‌خور در منطقه تبدیل خواهد کرد.

از جمله توسری‌خور پاکستانی که به مثابه‌ی «مرکز آشوب و بی‌ثباتی قابل گسترش و غیرقابل مهار» هرلحظه احتمال دارد بنیادگراهای وهابی، کنترل این کشور را به دست بگیرند و به دلیل رقابت‌های مذهبی برای در دست گرفتن رهبری جهان اسلام و کینه‌توزی‌های فرقه‌ای، جهت کلاهک‌های هسته‌ای شان را از دهلی، به سمت تهران بچرخانند .»

 

www.goftamgoft.com/note.php?item_id=523

 

فرهاد جعفری که از بودجه وزارت خارجه هلند و سایت روزآنلاین «خارج از کشور» ارتزاق می کرد به «سبزهای وطنی» هشدار داده و می نویسد:

 

«سبزهای وطنی !

پرچمی‌های وطنی !

مراقب باشید. مراقب باشید که احساسات و عواطف شما، توسط کسانی در «خارج از کشور»تان، علیه هموطن‌تان مدیریت نشود.

چون این فقط «سبزهای وطنی» نیستند که هدفِ این‌گونه عملیاتِ تبلیغی و تخریبی‌ هستند. بلکه می‌توانند به خشم و عصبیتِ «پرچمی‌های وطنی» هم منجر شوند و درنتیجه، احساسات و عواطف آنها هم توسطِ «کسانی در خارج از کشور» مدیریت شود .

کسانی در خارج کشور که بسیاری‌شان می‌توانند «جوانان پاک و ساده‌دل»ی باشند که به دلیل غلیان احساسات و عواطف‌شان، قادر به درک ضرورت‌های این لحظه از حیات سیاسی کشورمان و مصالح و منافع ملی همگانی‌مان نباشند.

پس چه سبزهای وطنی و چه پرچمی‌های وطنی؛ باید که هوشیار و مراقب باشند که در دام چنین «احساساتی‌گری مهارگسیخته»‌ای نیفتند . ... کدام «سبز وطنی» آماده است تا برای رسیدن به هدفش، دست «هر عرب و عجمی» را به دوستی بفشارد؟ !...»

 

http://www.goftamgoft.com/note.php?item_id=613&p_id=2

 

بایستی توجه کرد که تمامی تلاش کیفرخواست نویسان و فرماندهان کودتا بر این قرار گرفته است که مخالفت مردم با رژیم را متاثر از غرب و دولت های اروپایی و آمریکایی نشان دهند و جعفری همسو با جریان حاکم و تبلیغاتش به «سبزهای وطنی» هشدار می دهد.

فرهاد جعفری با توجه به این که در یک سال گذشته دفاع جانانه ای از خامنه ای و احمدی نژاد کرده بود و مخالفت چندانی هم در میان مردم و روشنفکران برنیانگیخته بود هیچ گاه فکر نمی کرد این بار موضع او در مورد انتخابات باعث شود که بهای مواضع قبلی را هم یکجا بپردازد. درست مانند قاچاقچی که مزه درآمد از راه قاچاق به مذاقش خوش می آید و به تکرار آن می پردازد و عاقبت وقتی دستگیر می شود به خاک سیاه نشسته و مجبور به پرداخت بهای موارد قبلی نیز می شود.

او تصور می کرد این بار هم می شود وسط دو صندلی نشست و به موعظه پرداخت. هم از سکولاریسم و لبیرال دموکراسی دم زد و هم از احمدی نژاد و خامنه ای دفاع کرد. او فکر این جای قضیه را نکرده بود که موضع گیری اش در انتخابات به نفع احمدی نژاد بهای سنگینی را بطلبد. برای همین از سر استیصال می نویسد:

 

«... وقتی احساس کنم که «منافع ملی کشورمان » ایجاب می‌کند که این تصمیم را بگیرم (دفاع از عملکرد آقای احمدی‌نژاد) آنگاه، این‌که چندنفری را از خود برنجام یا همه‌ی آن 70هزارنسخه از کتابم که برگشت بخورد؛ چه ارزشی در برابر آن منفعت همگانی و ملی دارد؟!

که البته هرگز چنین نخواهد شد. می‌خواهم بگویم به‌رغم همه‌ی تلاشی که برخی آقایان و خانم‌ها بکنند، درصد بسیار بسیار اندکی از این تعداد برگشت خواهد خورد. به دو دلیل بسیار ساده:

  1- چون مطمئن هستم که رای آقای احمدی‌نژاد، یک رای واقعی‌ست .

2- بسیاری از سبزها انسان‌های معقولی هستند و علاوه بر خود، برای دیگران نیز حق انتخاب قائلند!»

 

www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=1027424

 

او در اینجا هم تلاش می کند به خودش و به خواننده بقبولاند که خریداران کتابش غالبا هواداران احمدی نژاد بوده اند و 24 میلیون نیز به احمدی نژاد رای داده اند پس باکی نیست. البته خواهیم دید چند جلد از کتاب بعدی او فروش خواهد رفت. فرهاد جعفری یک اصل ساده را نفهمیده است. مردم اشتباه می کنند اما برای همیشه اشتباه نمی کنند.

 

جعفری حتی جنایات انجام گرفته از سوی رژیم را نیز ناشی از اخلاقیاتی می داند که جانیان رژیم از مجاهدین خلق و حزب توده و ... فرا گرفته اند و گرنه خودشان انسان های نازنینی بوده و هستند:

 

«همیشه معتقد بوده‌ام بسیاری از اخلاقیات نادرستِ جمهوری اسلامی‌ (بچه‌مسلمان‌ها) مال خودش (خودشان) نیست. یعنی ذاتی خودش (خودشان) یا دینی که ازش الهام می‌گیرد (می‌گیرند) نیست بلکه چنین اخلاقیاتی بر او «عارض» شده‌اند و بدون آنکه در بیشتر موارد خودش هم بداند و متوجه باشد؛ دارد آنطوری عمل می‌کند که رقبایش می‌خواهند و عمل می‌کنند.

در این قضیه هم بیش از هرچیز و هرکس، برای «حزب توده» و «مجاهدین خلق» نقش قائل بوده‌ام. که اولی «اخلاقیات کثیف و منحطِ رایج در حین انقلاب کمونیستی شوروی» را در جامعه‌ی ایرانی رواج داد و دومی‌؛ برداشت‌های شدیداً ارتجاعی و کوته‌فکرانه و سکتاریستی‌اش را نه فقط به خودش، بلکه به مخالفانش هم تحمیل کرد.

وگرنه؛ شرنوشت «ما» و این انقلاب، نباید این می‌بود که هست. و به‌نظرم هروقت که باشد، حاکمان باید بنشینند و بررسی کنند که چقدر از این اخلاقیات نادرست، مال خودشان است و چقدرش را بدون آنکه متوجه باشند، از رقباشان اخذ کرده‌اند و به رویه‌شان تبدیل شده . »

 

http://goftamgoft.com/note.php?item_id=454&c=1#comment

 

برداشت های مجاهدین ارتجاعی است و برداشت های تاریکخانه های حوزه علمیه و دکان مصباح یزدی و امثالهم ترقیخواهانه و مدرن و انسانی. اگر صرفا با برداشت های مجاهدین مخالفت می کرد و آن را ارتجاعی قلمداد می کرد یک حرفی ولی این که یک مشت حزب اللهی جنایتکار را «بچه مسلمان» خطاب کنی و دین و آیین شان را پاک و منزه و جنایاتشان را هم به دیگری نسبت دهی دیگر نوبر است و از هر کسی ساخته نیست.

وی سپس برای اثبات نظریه بدیع و در عین حال مشمئز کننده اش به کتاب «طاهره باقرزاده» یکی از هواداران سابق مجاهدین و تواب های زندان اوین اشاره می کند و جعلیات و دروغ های عناصر وابسته به رژیم را که شبانه روز در مرکز اسناد انقلاب اسلامی و دیگر نهادهای مشابه تولید می شود و نمونه اش را در کیفرخواست های دادستانی در روزهای اخیر دیده ایم را تکرار می کند.

 

فرهاد جعفری در جعل و دروغ پردازی تا آن جا پیش می رود که درک کوته بینانه از دین در کشور را نیز به مجاهدین و مبارزین دهه 50 نسبت می دهد:


«در اوایل دهه‌ی پنجاه «عده‌ای جوان ناپخته و نابالغ و به‌شدت آرمانگرا و سودازده» که فاقد هرگونه درک عمیقی از اوضاع و احوال کشورشان بوده‌‌اند، مبتنی بر «درکی به شدت جزم‌گرایانه و سختگیرانه و کوته‌فکرانه از دین»؛ اخلاقیاتی را در بین خود و سپس در جامعه رواج دادند که آسیب‌های آن، هنوز و حتا چنددهه پس از آن، کماکان جامعه‌ی ایرانی را رنج می‌دهد و در خود درگیر دارد.

به‌نظرم «بچه‌مسلمان‌های امروز» باید دقت داشته باشند که آنچه آمد «خاطرات یک عضو سازمان مجاهدین خلق» است. و باور کنند که بسیاری از رفتارها و انتخاب‌هاشان، متاثر و ناشی شده از همان «درکِ کوته‌بینانه از دین در دهه‌ی پنجاه توسطِ مخالفین دیروز و امروزشان» است....

 «مخالفان و منتقدان جوانِ جمهوری اسلامی» هم ببینند که ریشه‌ی برخی رفتارهای نادرستِ نظام سیاسی در کجاست و چنین رفتارهایی از کجا ناشی شده اند. و بپذیرند که در شکل‌گیری وضع موجود؛ کمتر کسی‌ست که مقصر نباشد و قبول کنند که نسبت دادنِ همه‌ی خطاها به حاکمان، رفتاری نادرست است و ما را به هیچ کجا نخواهد رساند. و «لازم است که همه، اصلاح را از خودمان آغاز کنیم».

 «حاکمان» هم بنشینند و بررسی کنند که در کدام بخش‌ها و کدام اخلاقیات‌شان، بهتر است اصلاحاتی صورت دهند تا در آن دسته از رفتارها‌شان، مدیون مخالفان‌شان نباشند.

http://goftamgoft.com/note.php?item_id=454&c=1#comment

 

چنانچه ملاحظه می شود جزم اندیشی و تاریک اندیشی مسلط بر حوزه های علمیه و رفتارهای قرون وسطایی حاکمان کشورمان را نیز به درک « به شدت جزم‌گرایانه و سختگیرانه و کوته‌فکرانه از دین» مجاهدین در اوایل دهه پنجاه نسبت می دهد. گویا ساحت حوزه علمیه و دین و مذهب و 1400 سال عقب ماندگی و درک جزم گرایانه از اسلام و ... مربوط به مجاهدینی است که در دهه پنجاه در جامعه حضور پیدا کردند و پیش از آن همه چیز درست و اصولی بود. این مغز متفکر مدعی است که چند نفر «جوان ناپخته و نابالغ »که زندگی مخفی داشته و از کوچکترین ارتباطی با مردم  محروم بودند « اخلاقیاتی را در بین خود و سپس در اقصی نقاط جامعه رواج دادند که آسیب‌های آن، هنوز و حتا چنددهه پس از آن، کماکان جامعه‌ی ایرانی را رنج می‌دهد و در خود درگیر دارد» وقتی قرار است به جنایتکاران سرویس داده شود از بافتن هیچ آسمان به ریسمانی دریغ نخواهد شد. لابد «مخالفان و منتقدان جوانِ جمهوری اسلامی» هم بایستی دست از مبارزه با رژیم بردارند و یقه مخالفان آن را بگیرند. آن چه در بالا آمد نگاه شتابزده ای بود به دیدگاه های کسی که به سرعت ستاره ی اقبالش افول کرد.

 

 

ایرج مصداقی 21 مرداد 1388

 

Irajmesdaghi@yahoo.com

 

www.irajmesdaghi.com

 

 

پانویس:

 

1- سایت مزبور یکی از کانال‌هایی است که افراد کم مایه ای چون جعفری را به عنوان تحلیلگر و پژوهشگر و نویسنده به خلایق بی خبر از همه جا  قالب می‌کند. پیش از این نیز افرادی چون پیام فضلی نژاد (که به معاونت و مشاورت قاضی سعید مرتضوی، حسین شریعتمداری و حسن شایانفر رسید)، حسین درخشان (از کانادا به ایران بازگشت و در تهیه و تنظیم کیفرخواست ها اخیر از وی استفاده شده است) را مطرح کرده بود و هم اکنون نیز به جد در کار تبلیغ برای امثال هوشنگ اسدی (یک توده ای خود فروخته به ساواک و دستگاه امنیتی رژیم که روزآنلاین را اداره می کند) و داریوش سجادی (یک عنصر وابسته به رژیم و گردانندگان سابق تلویزیون هما در آمریکا) و ابراهیم نبوی (مدیرکل سابق وزارت کشور و چماقدار دوران انقلاب فرهنگی) و ... است. البته گردانندگان این سایت برای جلب مشتری و قالب کردن چنین تحفه هایی از نوشته های افراد شریف و خوشنام نیز استفاده می کنند.  

 

2- بر اثر سهل انگاری یکی از گردانندگان سایت روزآنلاین متوجه نام مستعار فرهاد جعفری در این سایت شدم. کما این که به خاطر اشتباهاتی که اسدی مرتکب شده بود متوجه شدم پشت نام پرستو سپهری و نسرین تبریزی خود او است. وی با ایمیل های متفاوت و نام های مستعار گوناگون با روزنامه نگاران جوان داخل کشور تماس می گیرد و تلاش می کند با ارائه پیشنهادهای مالی آنها را راضی به همکاری با خود کند و به این ترتیب عده ای را نیز به تور انداخته است. او همچنین با افرادی که رابطه نزدیکی با دستگاه امنیتی و اطلاعاتی و حفاظتی سپاه دارند به مکاتبه پرداخته و درخواست همکاری و مساعدت می کند.

همچنین در اثر سهل انگاری امیر عزتی متوجه شدم که آرینا امیرسلیمانی نام مستعار اوست. به دستور گردانندگان روزآنلاین، امیر عزتی مجبور شد بلافاصله پست مربوطه را از وبلاگش بردارد اما از بدشانسی آن ها سند مزبور در حافظه گوگل باقی ماند. همچنین می دانم پشت بخشی از نام های مستعار دیگر نویسندگان این سایت چه کسانی پنهان شده اند.  چنانچه لازم باشد راجع به آن ها نیز خواهم نوشت. استفاده از نام مستعار و به ویژه نام های زنانه به خاطر رعایت مسائل امنیتی نیست و بیشتر جنبه مادی دارد. چرا که امیر عزتی در فنلاند است و هوشنگ اسدی در پاریس. از این گذشته فرهاد جعفری، امیر عزتی، هوشنگ اسدی، نوشابه امیری، حسین باستانی، مسعود بهنود و... که همگی دارای یک یا چندین نام مستعار هستند با نام اصلی خودشان هم به روز آنلاین مطلب می دهند.  

 

3- حزب توده که در اثر افشای نام هوشنگ اسدی به عنوان مخبر و عامل ساواک در تنگنا قرار گرفته بود اطلاعیه ای داد که وی نفوذی حزب توده در ساواک بوده است. اما توضیحی نداد که یک  خبرنگار درجه دو در ساواک چه نفوذی می توانست بکند نداد. کیانوری در زندان اوین در سال 66 صادقانه اعتراف کرد که حزب به خاطر فشار اجتماعی و سیاسی مجبور شد این اطلاعیه را بدهد و گرنه آن ها نفوذی در ساواک نداشتند. در جلسه مزبور هوشنگ اسدی نیز شرکت داشت و مخالفتی با گفته های کیانوری که سعی می کرد از اقدامات حزب توده دفاع کند، نکرد. 

 

4- بیش از یک سال پس از انتشار مقاله من در مورد هوشنگ اسدی و توطئه هایش علیه روشنفکران ایرانی که سرو صدای زیادی در محافل روشنفکری ایران برانگیخت و درست چند روز پس از مرگ احمد اللهیاری یکی از ژورنالیست های قدیمی که پس از انقلاب به خاطر اعتیاد شدیدی که داشت به خدمت رژیم و حسین شریعتمداری در آمده بود هوشنگ اسدی در اقدامی زشت و ناجوانمردانه بی پرنسیبی را به حد اعلا رساند و مدعی شد که مقالات مزبور توسط احمد اللهیاری نوشته شده و به نام او انتشار یافته بود. تا روزی که اللهیاری زنده بود و می‌توانست از خود دفاع کند، اسدی چنین چیزی نمی‌گفت هنگامی که او دستش از دنیا کوتاه شد اسدی هم زبانش باز شد! گویا تا زمانی که اللهیاری زنده بود از او خجالت می‌کشید چنین چیزی را بگوید. در آدرس زیر مقاله من را می توانید ملاحظه کنید.

 

http://www.irajmesdaghi.com/page1.php?id=161

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*راه اندازی «زندان جدید» فرقه رجوی در اروپا [2017 Dec] 
*مکارم شیرازی حکم به «بیزاری» از جمهوری اسلامی می‌دهد!  [2017 Nov] 
*ادعای غیرواقعی «به‌رسمیت شناخته شدن قربانیان کشتار ۶۷ به عنوان ناپدیدشده قهری»  [2017 Nov] 
*دادخواهی در ایران: هنوز در ابتدای راه [2017 Nov] 
*محسن آرمین شکنجه‌گر دهه‌ی ۶۰ همچنان در باتلاق دروغ دست و پا می‌زند [2017 Nov] 
*انتری که لوطی‌‌اش نمرده است ( مهدی فلاحتی و روح‌الله زم) [2017 Oct] 
* داستان فراموش شده یک حاکم شرع در دهه ۶۰ [2017 Sep] 
*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*از الهاشمی النجفی تا هاشمی‌‌شاهرودی [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]