سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
ایرج مصداقی

قاتلان کشیش‌های مسیحی دیباج و میکائیلیان
 
بیش از دوسال از حضور فرحناز انامی یک زندانی سیاسی سابق مجاهد و یکی از وابستگان دستگاه اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی در سوئد می‌گذرد. در ۱۱ تیرماه ۱۳۷۳ وی به همراه مریم شهبازپور و بتول وافری کلاته پس از دستگیری در گفتگوهای مطبوعاتی که توسط باند سعید امامی و مصطفی کاظمی ترتیب داده ‌شد مدعی شدند که در ارتباط با مجاهدین خلق در ترور کشیش‌های مسیحی زنده‌یادان مهدی دیباج و تاتائوس میکائیلیان دست داشته اند. آن‌ها همین اعترافات را در دادگاه انقلاب اسلامی تکرار کردند.
 
 
فرحناز انامی و مریم شهبازپور در دهه‌ی ۶۰ چند سالی زندانی بوده و زندانیان سیاسی زن مجاهد از آن‌ها به نیکی یاد می‌کردند و بتول وافری کلاته که از هواداران مجاهدین در فاز سیاسی بود در دهه‌ی ۶۰ تنها مدت کوتاهی به دادستانی احضار شد اما به علت وضع حمل و سبکی پرونده از دستگیری او منصرف شدند.  
 
رژیم که صدها زندانی سیاسی مجاهد زن را در کشتار ۶۷ به دار آویخته بود با مانور «نگاه ارزشی اسلام در مورد زنان»، از اعدام این سه نفر که به گفته‌ی خود در قتل شرکت داشتند صرفنظر کرد و غلامحسین رهبرپور رئیس دادگاه انقلاب اسلامی تهران که ریاست این خیمه‌شب بازی را به عهده داشت آن‌ها را به حبس‌های طویل‌المدت محکوم کرد. رهبرپور در زمان اعلام حکم آنها گفت: «بر اساس قوانین اسلام حکم اعدام می‌توانست در مورد این 3 منافق اجرا شود اما به‌لحاظ ارزشی که اسلام برای زن قائل است با تخفیف اعدام، مورد تبعید و زندان در خصوص این منافقین صادر شد».
روزنامه سلام به نقل از رهبرپور در تاریخ ۱۳ مهرماه ۱۳۷۳ نوشت: «فرحناز انامی، مریم شهبازپور و بتول وافری به خاطر اقدام علیه امنیت کشور محارب شناخته شدند و محکوم به ١۵ سال حبس از این حیث شدند». وی در توجیه چنین مجازاتی گفت: «مجازات محارب تنها قتل نیست بلکه قانونگذار پس از برشمردن چهار نوع مجازات و مبسوط گذاشتن دست رییس محکمه، به وی اختیار داده است . یکی از مجازات‌ها تبعید است و ما نیز متهمین را به ١۵ سال تبعید در یکی از زندان‌های کشور محکوم نمودیم».
آن‌ها بدون آن‌که تبعید شوند پس از گذراندن چند سال زندان در اوین و افتادن آب‌ها از آسیاب آزاد شدند.
 
در سال ۱۳۷۵ وزارت اطلاعات کتابی را با عنوان «سراب و گرداب» که مربوط به خاطرات این سه نفر است در ۲۱۲ صفحه به دست چاپ سپرد. سعید امامی و تیم همراهش زنده یاد سعیدی سیرجانی را وادار کردند تا مقدمه‌ای بر دست‌پخت‌شان بنویسد و سپس او را به قتل رساندند.(۱) در جریان رو شدن پروژه‌ی قتل‌های  زنجیره‌ای و درگیری بین جناح‌های حاکم رژیم موضوع قتل کشیش‌ها نیز از پرده بیرون افتاد و مشخص شد که سعید امامی و مصطفی کاظمی و تیم همراهشان مسئول کشتن آنها بوده‌اند. اما در همان زمان نیز مسئولیت و نقش این سه زن در قتل‌ها و یا بیگناهی آنان مشخص نشد و تنها نسبت به آزادی آن‌ها اقدام شد.  
 
شبکه وزارت اطلاعات در میان هواداران مجاهدین
پیش از پروژه‌ی قتل کشیش‌ها که ظاهرا این سه زن به خاطر آن دستگیر شدند فرحناز انامی و مریم شهباز پور همراه با دارودسته‌ای که تشکیل داده بودند به پیشبرد خط وزارت اطلاعات در میان زندانیان آزاد شده‌ی مجاهد و خانواده‌های زندانیان سیاسی و شهدا می‌پرداختند. آن‌ها پس از آزادی از زندان تا مدت‌ها هیچ فعالیت سیاسی نداشتند و به دنبال زندگی شخصی‌شان بودند اما معلوم نشد چرا و چگونه یکباره فعال شدند و بدون رعایت کوچکترین ضوابط امنیتی که بس بچگانه‌ می‌نمود به هواداری و حمایت علنی و بی‌پرده از مجاهدین پرداختند.
 
آن‌ها با برگزاری مراسم‌های مختلف در خانه‌‌های هواداران مجاهدین در حضور ده‌ها تن، بصورت کاملا تصنعی و بی‌پروا که از یک زندانی سیاسی آزاد شده بعید بود به حمایت از مجاهدین می‌پرداختند. در این مراسم‌ها آن‌ها ضمن قرائت مقالات حساب شده‌ی از قبل تهیه شده در حمایت از مسعود و مریم رجوی و خواندن اشعار مولانا در حمایت از انقلاب ایدئولوژیک، برگزاری نماز جماعت، خواندن زیارت عاشورا، گرفتن موج رادیو مجاهد در وسط اتاق و فراخواندن میهمانان به گوش دادن به برنامه‌های آن و ... به شناسایی افراد می‌پرداختند. این عده با حضور در بهشت‌زهرا و بر سر قبرهای اعدام‌شدگان مجاهد و مجامع عمومی به پخش اعلامیه می‌پرداختند  و در محافل خصوصی و به اشخاصی که مد نظر داشتند نشریه مجاهد قطع جیبی مخصوص داخل کشور و فیلم رژه ارتش آزادیبخش در اشرف را می‌دادند. از دیگر فعالیت‌های آنان جمع‌آوری کمک مالی و جنسی برای ارتش آزادیبخش و مجاهدین بود. چنانچه فرد خود را فاقد امکانات مالی معرفی می‌کرد از او می‌خواستند لباس دست دوم برای رزمندگان ارتش آزادیبخش تهیه کند. همچنین آن‌ها برای جذب نیروهای جدید دختران جوان خانواده‌های مجاهد را به برنامه‌های کوهنوردی و دیدار از مادران شهدا و ... دعوت می‌کردند.
 
آشنایی من با فرحناز انامی، مریم شهبازپور و بتول وافری کلاته
آشنایی‌ام با فرحناز انامی ، مریم شهبازپور و ... بر می‌گردد به اواخر سال ۱۳۷۱ و دیدار با آن‌ها در منزل مادر انسیه بخارایی کاشی (مادر سید‌احمدی) که دو فرزندش در کشتار ۶۷ به قتل رسیده بودند.
 
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-70571.html
 
خانه‌ی مادر یکی از محل‌های رجوع زندانیان سیاسی آزاد شده بود و به همین دلیل وزارت اطلاعات حساسیت ویژه روی آن داشت. آن‌ها برای عیادت مادر که تازه کمرش را عمل کرده بود به منزل او آمده بودند. ظاهراً از طریق یکی از زندانیان سیاسی زن که از بستگان مادر بود به خانه‌ی او راه یافته بودند. همان‌جا فهمیدم بدون آن که آشنایی قبلی با مادر داشته باشند در روزهایی که مادر در بیمارستان بستری بود هم چندین بار به ملاقات او رفته بودند. خوشبختانه هنگام ملاقاتم با مادر آن‌ها را در بیمارستان ندیده بودم.
فرحناز انامی در حالی که از دیدن من سر از پا نمی‌شناخت چند بار با هیجان گفت: «برادر ایرج که می‌گویند شمایید»؟ ظاهراً از مادران شهدا نامم را شنیده بود. او و همراهانش بسیار فعال می‌نمودند و همه‌ی‌ کارهای خانه‌ی مادر را در دست گرفته بودند. به سرعت به گفتگو با او پایان دادم و همراه با یکی از زندانیان سیاسی سابق که هم‌اکنون در سوئد به سر می‌برد از خانه خارج شدیم. او که می‌دانست هر بار که به خانه‌ی مادر می‌روم چند ساعتی آن‌جا می‌مانم از این که به سرعت آن‌جا را ترک کرده بودیم متعجب بود. در پاسخ به او گفتم نمی‌دانم چرا این همه از این «دختره» بدم آمد. او که انتظار نداشت چنین واکنشی نشان دهم با حیرت پرسید مگر چیزی شده؟ در پاسخ گفتم نمی‌دانم اما فکر می‌کنم شرارتی در چشمان اوست و در مورد احساسم اشتباه نمی‌کنم. دو شب بعد مطمئن شدم آن‌ها اطلاعاتی هستند.
یک بار نیز به منظور زیرنظر گرفتن تحرکات آن‌ها به همراه همسرم به مراسمی که می‌دانستم توسط آن‌ها در خانه‌ی مادر فتحی برگزار می‌شود رفتیم. قاسم فتحی مدتی مسئول من بود و در آذر ۱۳۶۰ اعدام شده بود. همسرم را همراه برده بودم تا بلکه آن‌ها را شناسایی کند. وقتی همسرم را دیدند از خوشحالی سر از پا نمی‌شناختند. همان‌شب پس از پایان مراسم به بهانه‌ی این که ماشین ندارم، از دوستی که می‌خواست بتول وافری کلاته را به خانه‌شان برساند خواستم من و همسرم را نیز به منزل برساند و به این ترتیب متوجه شدم که متأهل و بچه‌دار است و در محله‌ی دروازه شمیران زندگی می‌کند.
 
تلاش برای خنثی‌کردن توطئه‌های وزارت اطلاعات در میان خانواده‌ها
 
بارها و به انحای گوناگون برای خنثی‌سازی اقدامات مخرب آنها تلاش کردم و با کسانی که زمینه‌ی ارتباط آن‌ها با خانواده‌ها و هواداران مجاهدین را فراهم می‌کردند برخورد کردم و مسئولیت آن‌ها را در ارتباط با ضربات آتی گوشزد کردم. اقداماتی را هم مد نظر داشتم که با روشنگری رادیو مجاهد در مورد آن‌ها از عملی کردن آن‌ها خودداری کردم. همچنین تلاش کردم تا آن‌جا که ممکن است بدون آن که توجه آن‌ها را جلب کنم مانع عضو‌گیری آن‌ها از میان اعضای خانواده‌های مجاهدی که می‌شناختم شوم. همچنین مادران و خواهران شهدا و زندانیان سیاسی را نسبت به چگونگی برخورد با آن‌ها توجیه می‌کردم.
یکی از مشکلاتی که داشتم این بود که تعدادی از زندانیان سیاسی سابق زن مجاهد با اشاره به سابقه‌ی زندان فرحناز انامی و مریم شهباز‌پور به هیچ وجه نمی‌پذیرفتند که آن‌ها در ارتباط با دستگاه اطلاعاتی رژیم هستند و این کار را سخت‌تر می‌کرد.
فرحناز انامی در بدو ورود به سوئد منکر شناخت من شده و ادعا داشت چنین اسمی را نشنیده است. البته او می‌تواند انگیزه‌های متفاوت در این زمینه داشته باشد.
 
مسئولیت ناشناسی مجاهدین، زمینه ساز توطئه رژیم
 
یکی از دلایلی که باعث گردید دستگاه اطلاعاتی رژیم قادر به سوار کردن سناریوی قتل کشیش‌های مسیحی روی این سه نفر شود خیره‌سری رهبری عقیدتی مجاهدین بود که حاضر به پذیرش کوچکترین خطایی نیست.
 
در سال ۱۳۷۲ رادیو مجاهد در گفتگو با مهین مشفق نیا یکی از مسئولان مجاهدین پرده از روی اقدامات جریانی که در میان زندانیان سیاسی به «روسری سفیدها» (۲) معروف شده بودند برداشت و آن‌ها را به درستی وابسته به وزارت اطلاعات معرفی کرد. 
مهین مشفق نیا در گزارش خود اسمی از افراد یاد شده نبرد و به جای آن یک زندانی مجاهد بی‌گناه به نام پروین پرتوی  را که روح‌اش نیز از ماجرا بی‌خبر بود به عنوان گرداننده این جریان و مزدور وزارت اطلاعات معرفی کرد! متأسفانه در اثر این گزارش نادرست زندگی بر پروین پرتوی که پیش‌تر نیز چوب بی‌مسئولیتی مجاهدین را خورده بود تیره و تار شد. (۳) همان موقع در گزارشی که از داخل کشور تهیه کردم و ابتدا یکی از بستگانم به خارج از کشور آورد و برای مجاهدین پست کرد و سپس مادر محمدی‌‌بهمن‌آبادی آن را با خود به لندن آورد و تحویل مجاهدین داد ضمن توضیح کامل ماجرا، خواستار تصحیح اطلاعات مربوطه و نام بردن از این سه نفر شدم.
 
پس از روشنگری مجاهدین، ارتباط این سه نفر با هواداران مجاهدین قطع شد و به جز یک بار که فرحناز انامی با حالتی پریشان برای سروگوش آب دادن و بررسی واکنش خانواده‌‌ها به منزل مادر محمدی بهمن‌آبادی که دو فرزنداش را در کشتار ۶۷ از دست داده بود مراجعه کرد دیگر سروقت خانواده‌ها نیز نرفتند. این در حالی بود که مادر محمدی بهمن‌آبادی به توصیه‌ی من برخوردش را تغییر نداده بود.
دستگاه اطلاعاتی رژیم که دیگر نمی‌توانست از این سه نفر در پروژه‌ی قبلی استفاده کند از غفلت مجاهدین در  عدم افشای نام این سه نفر بهره‌برداری کرد و سناریوی قتل کشیش‌های مسیحی را روی آن‌ها سوار کرد.
 
پس از خروجم از کشور اولین گزارشی که خطاب به مجاهدین نوشتم و در آن شدیداً به سیاست این سازمان انتقاد کردم مربوط به برخورد آن‌ها با گردانندگان «روسری سفید‌ها» و نپذیرفتن اشتباه‌شان بود اما متأسفانه مانند دیگر اشتباهاتشان هیچ‌گاه نپذیرفتند و پاسخی ندادند.
 
***
دریافت ویزا و سفر قانونی به سوئد
 
فرحناز انامی به صورت قانونی وارد سوئد شده است. بعید به نظر می‌رسد که سفارت سوئد در تهران هنگام درخواست ویزا از سوی فرحناز انامی در جریان پرونده‌ی او که مدت‌ها تیتر رسانه‌‌های داخلی و بین‌المللی بود نبوده باشد. دلیل صدور ویزای قانونی برای او از سوی سفارت سوئد و سپس پذیرش‌اش به عنوان پناهنده سیاسی بر من نامعلوم است. این در حالی است که بسیاری از اعضای درجه یک خانواده‌ی پناهندگان سیاسی و شهروندان سوئدی ایرانی تبار به دلیل مخالفت با درخواست ویزایشان از سفر به این کشور و دیدار با عزیزانشان محروم هستند.
ذکر این نکته ضروری است چنانچه سفارت سوئد در تهران از گذشته‌ی انامی با خبر نبود از ابتدای ورود وی به سوئد، دستگاه امنیتی این کشور و سازمان مجاهدین خلق در جریان سفر و درخواست پناهندگی‌اش بودند.
 
سکوت مسعود رجوی و «کمیسیون امنیت و ضدتروریسم‌«اش
 
سکوت معنادار مسعود رجوی و بانو و همچنین کمیسیون بی‌صاحب «امنیت و ضد تروریسم»، (۴) شورای ملی مقاومت در نظر عده‌ای که با شخصیت و منش مسعود رجوی آشنا نیستند تعجب‌برانگیز جلوه می‌کند. آن‌ها انتظار داشتند پس از آن‌که در ماه‌های اخیر در فضای اینترنتی در مورد حضور فرحناز انامی در خارج از کشور هشدارهایی داده شد و در محافل گوناگون سیاسی در مورد او بحث و تبادل نظر شروع شد مجاهدین سکوت خود را بشکنند.
 
 
طی این مدت تعدادی از فعالان سیاسی در برخورد با من می‌پرسیدند مگر نه آن‌که مجاهدین متهم به قتل کشیش‌ها شدند؛ مگر نه آن که یکی از کسانی که به داشتن مأموریت از سوی مجاهدین برای قتل کشیش‌ها اعتراف کرد به سوئد آمده است، چرا این سازمان بطور رسمی دولت این کشور را مورد پرسش قرار نمی‌دهد؟ چرا از دولت این کشور نمی‌خواهد فرحناز انامی را وادار به بیان حقیقت کند؟ چه رازی پشت پرده است که مجاهدین سکوت اختیار کرده‌اند؟ چرا از این فرصت برای افشای رژیم استفاده نمی‌کنند؟ چرا چرا چرا؟
 
از همان ابتدا برای من جای تردیدی نبود که مسعود رجوی و «کمیسیون»ی که آیینه‌ی تمام نمای شخصیت اوست و تمامی اطلاعیه‌هایش با صلاحدید و با تأیید جزئیات آن توسط او انتشار می‌یابد در این مورد خاص هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهند و سیاست شتر دیدی ، ندیدی را در پیش خواهند گرفت. گذشته‌ی این به اصطلاح «کمیسیون» نشان می‌دهد که یکی از وظایف اصلی آن پرونده سازی و دروغپردازی علیه زندانیان مقاوم، ناراضیان مجاهدین در اشرف و شخصیت‌های ملی و مبارز منتقد «رهبر غایب» است. نمی‌توان انتظار داشت نهادی که رذیلانه مشغول لجن‌ پراکنی علیه دشمنان رژیم است حساسیت خاصی نسبت به مهره‌های رژیم و توطئه‌های دستگاه اطلاعاتی آن داشته باشد.
 
سکوت مسعود رجوی و «کمیسیون امنیت و ضد‌تروریسم‌اش» در ارتباط با مسعود اکبری
 
سکوت مسعود رجوی مسبوق به سابقه است. دو سال پیش محمدحسین توتونچیان (۵) یکی از غلامان «بیت» وی‌ مدعی شد که «مسعود اکبری الان یکسالی است در سوئد به عنوان پناهنده سیاسی زندگی‌ می‌کند. او فقط ۲ - ماه در ترکیه بود و بعد به سوئد منتقل شد.»
شخصاً اطلاعی در مورد درستی یا نادرستی این خبر ندارم اما در صورت حقیقت نکته‌ی حائز اهمیت آن که دولت سوئد سال‌هاست کسانی را که پرونده‌شان به نحوی در ارتباط با مجاهدین است و یا به اتهام مجاهدین به زندان افتاده‌اند نپذیرفته و در عوض یکی از خطرناک‌ترین تواب‌ها و کمک‌بازجو‌ها و شکجه‌گران اوین را که پیشتر عضو مجاهدین بوده پذیرفته است.
مسعود اکبری یکی از اعضای سازمان مجاهدین بود که پس از دستگیری در پاییز ۱۳۶۰ به خدمت دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم درآمد و ضمن در اختیار گذاشتن کلیه تجربیات تشکیلاتی خود نزدیک به هشت سال در شعبه‌های اوین به بازجویی و شکنجه زندانیان مشغول بود. وی همچنین در هدایت گشتی‌های دادستانی و ایجاد شبکه‌ی موازی مجاهدین در داخل کشور توسط نیروهای امنیتی رژیم در دهه‌ی شصت شرکت داشت و از این طریق بسیاری را به تور انداخت. او طی دورانی که در اوین به سر می‌برد از انجام هیچ جنایتی فروگذار نکرد و به جرأت می‌توانم بگویم کمتر کسی به اندازه‌ی او در خدمت دستگاه امنیتی رژیم بود. به همین دلیل جزو نادر توابینی بود که در شعبه‌های بازجویی به همکاری فعال می‌پرداختند و زنده ماند.
لاجوردی به هنگام ترک اوین و رازینی بعد از آن که جانشین وی شد به قلع و قمع توابینی که در شعبه‌های بازجویی خدمت می‌کردند پرداختند. از میزان همکاری اکبری با دستگاه اطلاعاتی رژیم پس از آزادی کامل از زندان خبری ندارم.
با این حال بعد از انتقال مسعود اکبری به سوئد و حتی پس از انتشار خبر آن، مجاهدین سکوت اختیار کردند و تنها دهانی را که نا به‌هنگام گشوده شده بود بستند و خبری از روشنگری «کمیسیون امنیت و ضد‌تروریسم» مسعود رجوی در این رابطه نشد.
 
نگاه ضد‌انسانی و ضد‌انقلابی مسعود رجوی به افراد
 
در نگاه مسعود رجوی مهم نیست فرد در دهه‌ی ۶۰ یا اصولاً در گذشته چه جنایاتی را مرتکب شده است مهم این است که در حال حاضر چیزی علیه او نگوید. افراد هر سابقه‌ای داشته باشند برای وی فرقی نمی‌کند اتفاقاً هرچه بدتر بهتر. گندیدگی هرچه بیشتر مناسب‌تر. او از این استعداد برخوردار است که توابان، درهم‌شکستگان، بریدگان و خائنین را به خدمت خود گیرد تا از آن‌ها علیه زندانیان مقاوم استفاده کند. استدلال او این است که این دسته از زندانیان، «بدهکار» رهبری هستند در حالی که زندانیان مقاوم و مبارز، «طلبکار» هستند. بر اساس این تحلیل تعدادی از توابان فعال زندان‌ها به فرماندهان «ارتش آزادیبخش ملی» سابق تبدیل شدند و در روابط مجاهدین هرگونه روشنگری در مورد آن‌ها به شدت سرکوب می‌شد و به جای آن زندانیان مقاوم سر از زندان‌های اشرف درآورند و مجبور به تحمل فشارهای مختلف روحی و جسمی شدند تا بپذیرند که «تیرخلاص» زده‌اند و یا «نفوذی» رژیم هستند. رجوی در خارج از کشور هم همین سیاست را دنبال می‌کند. تعدادی از هواداران این سازمان در کشورهای اروپایی از جمله تواب‌های فعال زندان‌های تهران و شهرستان‌ها هستند.     
 
«علیرضا یعقوبی» یکی از هواداران سابق مجاهدین یکی از بهترین نمونه‌ها و عبرت‌انگیز‌ترین آن‌هاست. وی در دهه‌ی هفتاد برعلیه مجاهدین در آلمان شکایت کرد و این سازمان را به پرداخت مبالغ هنگفتی محکوم کرد. وی سپس با ربودن بچه‌ای که مجاهدین نزد او گذاشته بودند به ایران گریخت و به خدمت سعید امامی و باندش درآمد. وی سال‌ها بعد در دهه‌ی هشتاد خورشیدی به اروپا بازگشت و با ریختن آب توبه بر سرش غلام حلقه‌به‌گوش رهبری شد و امروز در صف اول تظاهرات «من اشرفی هستم» مجاهدین شرکت می‌کند و به آستان بوسی ولایت مشغول است. از آن‌جایی که کفگیر مجاهدین به ته دیگ خورده وی به مقام تحلیل‌گر و مقاله‌نویس دستگاه رو به زوال مسعود رجوی رسیده است و به من و دیگر منتقدان مجاهدین درس مقاومت و ایستادگی می‌دهد! 
 
 
یا فریبا هادیخانلو یک تواب خطرناک «اتاق آزادی» اوین که در آخرین لحظات نیز دست از سر زندانیان بر‌نمی‌داشت و به شناسایی‌شان اقدام می‌کردو آن‌ها را دم تیغ می‌داد، پس از خروج از کشور و پیوستن به مجاهدین ابتدا تحت عنوان نفوذی مورد شک امنیتی مجاهدین قرار گرفت اما به سرعت با استعدادی که از خود در دفاع از «انقلاب ایدئولوژیک» و «رهبری عقیدتی» و ... نشان داد به یکی از فرماندهان «ارتش آزادیبخش» و گل‌های سرسبد «انقلاب مریم» تبدیل شد. وی پس از فرار از روابط مجاهدین سر از پاریس و سپس نروژ درآورد و با سرقت عکس و نام فاطمه (ناهید) کزازی یکی از جاودانگانی که احتمالا توسط وی به مهلکه افتاد به زندگی مجازی خود ادامه می‌دهد. او با آن‌که همراه با همسرش مسیحی شده است همچنان در خدمت «بیت رهبری در اورسورواز و ولایت فقیه پنهان شده در ناکجا آباد» به سر می‌برد.
 
 
سکوت مسعود رجوی و دستگاه اطلاعاتی و تبلیغاتی وی که تحت عنوان «جنگ مقدس سیاسی» رذیلانه‌ترین اتهامات را به زندانیان مقاوم و شخصیت‌های سیاسی مبارز کشورمان نسبت می‌دهند در حالی صورت گرفت که طی دو سال گذشته عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی او یک دم از لجن‌پراکنی علیه من و دیگر منتقدان و مخالفان مجاهدین که گناهی جز دشمنی آشتی‌ناپذیر با رژیم نداریم فروگذار نکردند.
البته گاه سکوت مسعود رجوی دلایل دیگری هم دارد مثلاً سکوت او در رابطه با افشاگری‌های بتول سلطانی و پیشتر در مورد مرجان ملک‌صید‌آبادی به این علت بود که نمی‌خواست سرکلاف بیشتر باز شود و موضوعاتی که آن‌ها مطرح می‌کردند بیشتر جلب نظر کند. او به زعم خود می‌کوشید با سکوت موضوع را به دست فراموشی بسپارد تا در درون تشکیلات بحران‌زده مجاهدین با معضل بزرگ و جدیدی در ارتباط با سوءاستفاده‌های جنسی و تشکیلاتی او روبرو نشود.
 
به چه دلیل رژیم به انامی پاسپورت می‌دهد
 
موضع رژیم در ارتباط با ارائه پاسپورت به فرحناز انامی و موافقت با خروج وی از کشور، یکی دیگر از مواردی است که باعث حیرت ناظران شده است. سؤال آن‌ها این است بر چه اساسی دستگاه امنیتی با خروج فرحناز انامی موافقت کرده است؟ آیا توطئه‌ای در کار است؟ آیا مسئولان امنیتی رژیم نمی‌دانند که او ممکن است حرف بزند و رازهای مگو را برزبان بیاورد؟
 
با توجه به شناختی که جامعه‌ی سیاسی از فرحناز انامی و عملکرد او در ایران (لااقل در همان حدی که در روزنامه‌هاو نشریات مطرح شده) دارد بعید است او خطری امنیتی به شمار رود. به نظر من هشدار امنیتی در رابطه با او چندان منطقی نیست. او مورد اعتماد کسی قرار نمی‌گیرد و همه با فاصله از او حرکت می‌کنند و به همین دلیل وی پتانسیل اجرای توطئه را ندارد. ساده‌ترین نیروی اطلاعاتی هم می‌داند که او از حیز انتقاع افتاده است.
رژیم جمهوری اسلامی و دستگاه اطلاعاتی آن از انامی و امثال او به عنوان منبع اطلاعاتی نیز استفاده نمی‌کنند چرا که چهره‌ای شناخته‌شده است و هیچ دستگاه اطلاعاتی روی چنین افرادی سرمایه‌گذاری نمی‌کند. او حتی به لحاظ سیاسی هم استفاده‌ای برای رژیم ندارد و قادر به اجرای هیچ پروژه‌‌‌ی سیاسی هم نیست چرا که قبل از هر چیز متهم به قتل کشیش‌های مسیحی است؛ یا بایستی بگوید در ارتباط با رژیم این قتل‌ها را انجام داده و قربانی سیاست رژیم بوده، یا بایستی همان سناریوی قدیمی را تکرار کند که مجاهدین عامل قتل‌ها بودند.
با توجه به این که در خارج از کشور به سر می‌برد در مواجهه با پلیس وسرویس امنیتی سوئد نمی‌تواند سناریوی غیرواقعی خلق کند و بالاخره مجبور به اعتراف و بیان واقعیت می‌شود.
 
رژیم او را مهره‌ی سوخته می‌شناسد و از آن‌جایی که پیشتر به اندازه کافی در مورد ترور کشیش‌ها روشنگری شده از نظر آن‌ها او چیز تازه‌ای برای گفتن ندارد که خطری را متوجه رژیم کند. به ویژه که سعید امامی و دیگر نیروهای «خودسر» وزارت اطلاعات به سزای اعمالشان رسیده‌اند و جمهوری اسلامی از این نظر «پاک پاک» است. جمهوری اسلامی با دادن گذرنامه به وی، مانور قدرت هم می‌دهد و نزد کشورهای اروپایی این‌گونه وانمود می‌کند که تسهیلاتی را در اختیار او گذارده است تا جبران مافات شود.  
 
به نظر من احتمالاً فرحناز انامی در برخورد با مأموران امنیتی با تأکید روی این حقیقت که امکان زندگی در داخل کشور را ندارد و با توجه به این که همه‌ی دوستان و آشنایان، او را قاتل و یا همکار قاتلان می‌شناسند درخواست خروج از کشور را مطرح کرده که با موافقت مأموران رژیم مواجه شده است.
 
این احتمال که از ابتدا فرحناز انامی و مریم شهبازی‌پور و ... تصور می‌کردند در تشکیلات مجاهدین داخل کشور فعال هستند و دستورات سازمانی را اجرا می‌کنند بسیار ضعیف است. آن‌ها هر اندازه که ناشی و بی‌تجربه باشند پس از روشنگری مجاهدین در مورد «روسری سفیدها» حتماً می‌دانستند که در ارتباط با دستگاه اطلاعاتی هستند چرا که مجاهدین آن‌ها را مزدور رژیم خوانده بودند و دیگر حاضر به ادامه‌ی رابطه با وزارت اطلاعات نمی‌شدند. در هر صورت این‌ها مجهولاتی است که مجاهدین و فرحناز انامی موظف به پاسخگویی در مورد آن‌ها هستند.
 
از آن‌جایی که بیش از بقیه در مجامع عمومی و خصوصی و در نوشته‌هایم علیه فرحناز انامی و همراهانش نوشته‌ام (۶) فکر می‌کنم عدالت حکم می‌کند چنانچه مایل باشد به او فرصت دفاع بدهیم و به این وسیله آمادگی‌ام را جهت شرکت در هر جمعی اعم از دوایر انتظامی و امنیتی سوئد، حقوقی، سیاسی و یا رسانه‌ای... برای شنیدن توضیحات او و ارائه کمک چنانچه مستحق باشد اعلام می‌کنم. به شرطی که او صادقانه و بی‌پرده جامعه سیاسی را از تجربیات خود آگاه کند.
 
به نظر من بهتر است اپوزیسیون ایران برای واداشتن فرحناز انامی به بیان حقیقت و توضیح راجع به شیوه‌های به کارگرفته شده از سوی دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای به خدمت‌درآوردن زندانیان سیاسی بکوشد. برخورد انتقامی و تلاش برای نابودی روحی و روانی یک فرد هرچند که سابقه‌ای ننگین داشته باشد به شرطی که «پررویی» (۷) نکند و آمادگی بیان حقایق را داشته باشد روا نیست.
در هر صورت او و همه‌ی توابین هم قربانی رژیم هستند و قبل از هرچیز رژیمی که انسان‌ها را تبدیل به قاتل و شکنجه‌گر و جنایتکار می‌کند بایستی محکوم شود.  البته این مسئولیت «قربانیان» مزبور را زیر سؤال نمی‌برد.
 
 
ایرج مصداقی ۲۸ مرداد ۱۳۹۴
 
 
 
 
پانویس :‌
 
۱- روزنامه عصر آزادگان در جریان برملا شدن نقش باندهای رژیم در قتل‌های زنجیره‌‌‌ای در مورد قتل سعیدی سیرجانی می‌نویسد: «پس از آن نیز روزنامه كیهان متنی را تحت عنوان دست‌نوشته‌های سعیدی‌سیرجانی در مورد منافقین چاپ می‌كند كه مقدمه كتابی است از خاطرات 3 دختر متهم به بمبگذاری در حرم امام‌رضا كه ویرایش این كتاب را سیرجانی در زندان به‌عهده گرفته است. هرچند سرنوشت این سه‌متهم كه در مصاحبه‌‌ای تلویزیونی هم شركت كردند تاكنون نامعلوم مانده، اما تقویت موضوع از طریق نوشته سیرجانی معنایی ویژه داد و علاوه بر احساس نیاز به جلب اعتماد و تقویت خبر اعترافات این 3متهم، سیرجانی هم احتمالاً از پاره‌‌ای از جزئیات موضوع اطلاع یافته و اسراری را كه نباید دریافته است».
 
۲- در مجلس عروسی حورا شالچی و محمد کریمی راهجردی من به همراه تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی حضور داشتیم. مریم شهبازپور، بتول وافری کلاته و فرحناز انامی به همراه چند جوان که از بستگان شهدا بودند و فریب آن‌ها را خورده بودند کت دامن سبز پوشیده و روسری سفید به سر کرده بودند. پس از آن در گفتگوهای ما از آن‌ها به عنوان «روسری سفید»‌ها یاد می‌شد. حورا شالچی بعداً به عراق رفت و همراه با معصومه (مرجان) ملک‌صید‌آبادی برای خمپاره زنی به ایران آمدند و بعد از انجام عملیات در مسیر بازگشت هر دو دستگیر و به خدمت دستگاه اطلاعاتی و امنیتی درآمدند. حورا شالچی در ایران و مرجان ملک‌صید‌آبادی در هلند به سر می‌برد.
 
۳- راضیه کرمانشاهی اصل یکی از مسئولان داخله مجاهدین در سال ۱۳۷۶ در هلند در حضور من کوشید در تماس تلفنی با داخل کشور، پروین پرتوی را متقاعد به پیوستن به مجاهدین کند! پرتوی در پاسخ به او ضمن مخالفت در حالی که صدایش می‌لرزید گفت شما دو بار زندگی‌ام را تباه کردید؛ یک بار در سال ۷۳ و یک بار در سال ۶۰ مگر یک نفر چقدر رمق دارد؟ مجاهدین در سال ۶۰ در حالی که او دستگیر و زیرشکنجه بود در گزارشی سراسر نادرست، خبر از اعدام وی پس از تحمل شکنجه‌های طاقت‌فرسا و  بازتاب آن در محله‌شان دادند و به این ترتیب پروین پرتوی به سیبل بازجویان برای شکنجه و فشار تبدیل شد. آن‌ها عاقبت او را وادار به مصاحبه تلویزیونی کردند و تا روزی که زندان بود همچنان حساسیت‌ روی او وجود داشت و هر از چندی به سراغش می‌آمدند. پس از پایان تماس با او وقتی به راضیه کرمانشاهی گفتم چرا از او عذرخواهی نکردید؟ در پاسخ در حالی که می‌خندید گفت: همین که به او زنگ زدیم و از او خواستیم به مجاهدین بپیوندد عذرخواهی است بیشتر از این پررو می‌شود و از سرش هم زیادی است. پاسخ راضیه کرمانشاهی اصل باعث بروز مجادله‌ای بین من و او شد.
 
۴- مسعود رجوی پس از درگذشت ابراهیم ذاکری مسئول اسبق این کمیسیون در سال ۲۰۰۳ از اعلام نام رئیس آن خودداری کرد. پس از حمله‌ی نیروهای رژیم به اشرف و کشته شدن ۵۳ نفر و گروگان‌گرفتن ۷ نفر در این عملیات مسعود رجوی اعلام کرد که گیتی گیوه‌چیان که در این عملیات کشته شده بود رئیس این کمیسیون بوده و به دلایل امنیتی نام وی را اعلام نکرده بود! از آن تاریخ تا کنون نیز وی نام کسی را اعلام نکرده است و منتظر مانده تا پس از کشته شدن یکی از مجاهدین وی را به عنوان رئیس این کمیسیون معرفی کند، چنانچه پس از گذشت بیش از دو سال از استعفای آقایان روحانی و قصیم همچنان از اعلام نام رئیس کمیسیون‌های «امور ملیت‌ها» و «محیط زیست» «شورای ملی مقاومت» خودداری می‌کند.
 
۵- البته توتونچیان خود از جمله کسانی است که پس از حمله‌ی آمریکا به عراق در سال ۱۳۷۰ و سخت‌شدن اوضاع ضمن اعلام بریدگی از روابط خواستار جدایی از مجاهدین شد و لقب بریده، خائن، و کوفی را از آن‌ها گرفت. وقتی چماقداران رجوی در پادگان اشرف و در مقر ۴۹ در کنار میدان گل‌ها او را به خاطر بریدگی می‌زدند و می گفتند می‌خواهی بروی با اطلاعات رژیم همکاری کنی و ... او با گریه و زاری و قسم و آیه می‌گفت به خدا من بریده‌ام و دیگر مناسبات را نمی‌کشم می‌خواهم به دنبال زندگی‌ام بروم. او سپس با خفت و خواری به نروژ انتقال یافت و در آن‌جا «انقلاب ایدئولوژیک» را درک کرد و امروز از انجام هیچ سیاه‌کاری فروگذار نمی‌کند. کما این که اخیراً در تماس با دستگاه اطلاعاتی رژیم خواستار پرونده‌سازی علیه من در قبال پرداخت پول هنگفتی شده است. نکته‌ی قابل توجه آن که وی پس از گذشت ۲۴ سال از فرار خود از مهلکه‌ی عراق، کسانی را که خواهان جدایی از مجاهدین و خروج از این کشور هستند «مزدور» و «بریده» و «خائن» می‌خواند. راستش را بخواهید من در توصیف ابعاد وجودی چنین افرادی مانده‌ام.
 
۶- پس از خروج از کشور جدا از روشنگری در سطح کمیسیون حقوق بشر و سوءکمیسیون حقوق بشر و نزد گزارشگران موضوعی ملل متحد، در ده‌‌ها مقاله و سخنرانی و مصاحبه و از جمله در کتاب‌هایم (سازمان ملل متحد و نقض حقوق بشر در ایران، «متخصصان هسته‌‌ای، قربانیان سربازان گمنام امام زمان» و ...) به موضوع آن‌ها اشاره کردم. یکی از مقالاتی که در آن به این افراد اشاره کرده‌ام را در آدرس زیر می‌توانید ملاحظه کنید.
 
 
۷- پیشتر بارها در مورد امیر فطانت، هوشنگ اسدی و محسن درزی بریدگان و همکاران دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی رژیم شاه و خمینی به دلیل «پررویی» و ... نوشتم و در آینده نیز چنین خواهم کرد.  
 
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)