نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
ایرج مصداقی

خرید باشگاه‌های سایپا شمال و نساجی قائم‌شهر

رویانیان در مهرماه ۱۳۹۲ باشگاه سایپا شمال را که در رقابت‌های لیگ دسته اول کشور حضور دارد خرید و نام آن را به پرسپولیس شمال تغییر داد.

پیش از این خبرگزاری مهر در اردیبهشت ۹۲ گزارش داده بود که مسئولان باشگاه پرسپولیس امتیاز تیم فوتبال شموشک نوشهر را خریداری کردند.

این خریدها در حالی صورت می‌گیرد که رویانیان معتقد است فوتبال زیان ده است و آن‌هایی که وارد فوتبال شدند سر از زندان درآوردند و یا با پارتی بیرون از زندان هستند.
رویانیان در آخرین روزهای دولت احمدی‌نژاد می‌رفت تا آستانه‌ی برکناری از مدیرعاملی پرسپولیس هم پیش رفت. او که سمت و سوی جریانات را دیده بود با زیرکی حاضر به حمایت از نماینده‌ی دولت در انتخابات ریاست جمهوری نشد تا آینده‌‌اش را به مخاطره نیاندازد.

بهمن مداح و باشگاه بهمن

باشگاه بهمن در سال 1372 با خرید امتیاز دو باشگاه وحدت و بانک سپه توسط بهمن مداح تأسیس شد. این باشگاه توسط فیروز کریمی و دستیارش فرهاد کاظمی توانست خیلی زود بازیکنان باشگاه پاس تهران را که در سال های 1370 و 1371 قهرمان ایران شده بودند با صرف هزینه‌های سرسام‌آور به سوی خود جذب کند. این تیم در سال ۱۳۷۵ به شهرستان کرج منتقل شد و تا سال ۱۳۷۹ به فعالیت خود در رده بالای فوتبال ایران ادامه داد.

بهمن مداح مالک کمپانی خودروسازی بهمن واردات اپل کورسا به ایران را در انحصار خود داشت. پس از آن‎که دولت خاتمی تصمیم گرفت مجوز واردات خودرو مهندس بهمن و شرکاء را باطل کند، این گروه ورشکست شدند و امتیاز باشگاه بهمن نیز به ایران خودرو واگذار شد. امروزه مالک اصلی خودروسازی بهمن، بنیاد تعاون سپاه پاسداران است .

پرهام مدیرعامل شرکت پولادین سازه جهان است. در اسفند ۱۳۸۷ با خلع ید قانونی مدیرعامل و مالک باشگاه نساجی از سوی دولت و واگذاری آن به هیئت تربیت بدنی شهرستان قائمشهر، این باشگاه به مبلغ ۶۰۰ میلیون تومان و تقبل تمام بدهی‌های آن از سوی مهدی پرهام به وی فروخته شد.  وی در نامه‌ی رسمی که خطاب به پیرفلک فرماندار قائم شهر نوشت تأکید کرد که در ۴ سال گذشته حدود ۱۱ میلیارد تومان بدون هیچ چشمداشتی برای این تیم هزینه کرده است. با این حال وی در گفتگو با همشهری ادعا کرد که با هدف سود اقتصادی وارد فوتبال شده و گفت: « من به فوتبال علاقه‌مند هستم اما هیچ‌وقت تصمیم نداشتم وارد فوتبال شوم. سال87 بود عده‌ای گفتند یک تیمی به اسم نساجی که در مازندران قدمت دارد با مشکل روبه‌رو شده و احتیاج به کمک دارد. به من پیشنهاد شد این باشگاه را تحویل بگیرم تا هم به استان مازندران کمکی کرده باشم و هم به منافع اقتصادی برسم. من آدم اقتصادی هستم و جایی که از لحاظ مالی سود نکنم اصلا حضور پیدا نمی‌کنم. آن زمان به من قول‌هایی داده شد تا از لحاظ اقتصادی هم سود ببرم اما متاسفانه با شروع کار انتظارات برآورده نشد.»

http://www.hamshahrimags.com/NSite/FullStory/News/?Id=7501

برنامه پرهام برای خرید باشگاه نساجی مازندران گرفتن زمین دولتی و ساخت استادیوم و کمپ مجهز بود تا با استفاده از موقعیت جغرافیایی مازندران که منطقه‌ای سرسبز و خوش آب و هوا است تیم‌های داخلی و خارجی را ترغیب کند تا اردوهای تدارکاتی پیش از فصل و نیم‌فصل خود را در کمپ نساجی مازندران برگزار کنند تا از این راه علاوه بر پرداخت هزینه‌های باشگاهداری به سود قابل توجهی دست یابد. منتهی مسئولان به وعده‌ی خود عمل نکردند و مخارج هنگفتی روی دست او ماند.

در دعوای بین پرهام و رئیس اداره کل ورزش و جوانان قائم شهر و سردار حسین قاسم نژاد به حکم دادگاه، مالکیت نساجی مازندران به وی سپرده شد. همچنین وی از سوی هیئت مدیره باشگاه استقلال با اختیار تام به معاونت اقتصادی این باشگاه منصوب شد. پیشتر قرار بود وی یکی از اعضای هیئت مدیره استقلال شود. او در گفتگو با همشهری تأکید کرده بود در صورتی به استقلال می‌رود که برای او «برد- برد» باشد. پرهام پیشتر بارها به استقلال کمک مالی کرده بود و از دوستان نزدیک امیر قلعه نوعی مربی این تیم محسوب می‌شود. ظاهراً پرهام الگوی انصاری را در فوتبال ایران مناسب تر دیده و معاونت اقتصادی باشگاه را به خرید باشگاه ترجیح داده است. 

گفته می‌شود فعالیت‌هایی از قبیل خرید کارخانه تولید نوشیدنی و مواد غذایی «کندلوس» که بحث‌هایی بر سر نحوه انتقال آن در همان زمان سر گرفت وی را در تیررس نهادهای نظارتی از قبیل سازمان بازرسی کل کشور قرار داده و  در دو مقطع شایعاتی درباره بازداشت او منتشر شد.

مریم امیرکمالی متولد ۱۳۶۲دختر یک زوج معروف ایرانی – لبنانی است. پدرش محمد مهدی امیرکمالی نائب رئیس شورای بازرگانی ایران و لبنان است. مادرش یکی از شاگردان ممتاز مصطفی چمران بوده که دوره‌های نظامی، چریکی و جنگ‌های نامنظم را نزد وی دیده است. در منطقه شیعه نشین جنوب بیروت به دنیا آمده و در آذرماه ۱۳۹۰ همراه پدرش به ایران سفر کرده است. فارغ‌التحصیل رشته روانشناسی دانشگاه «ای یو وی» است و علاوه بر مدلینگ و طراحی لباس، مدیر پوشاک اتاق بازرگانی ایران و لبنان هم هست. وی به گفته‌ی خودش به کار طراحی لباس و رونق سیستم مدلینگ در ایران پرداخته و ضمن آن که موفقیت‌های زیادی در راستای پرورش پوشش اسلامی در ایران بدست آورده از نظر اقتصادی هم منفعت‌های خوب و قابل رشدی نصیب‌‌اش شده است.

امیرکمالی با آن که هیچ شناختی از فوتبال ندارد و حتی فوتبالیست‌های مشهور را هم نمی‌شناسد سال گذشته خرید باشگاه نساجی قائم‌شهر به ذهنش خطور کرد و مدت‌ها سوژه‌ی رسانه‌ها بود. داستانی که او در مورد خرید این باشگاه تعریف می‌کند نشاندهنده‌ی نحوه‌ی باشگاه‌داری و مدیریت در «نظام اسلامی» است. او در مورد شروط طبیعی و غیرطبیعی مطرح شده برای خرید باشگاه می‌گوید:

«من جلسه‌ای داشتم با تیم مدیریتی نساجی و مالکین دو درصدی سهام که از آدم‌های مهم ورزش اینجا به حساب می‌آیند آمدند و سه شرط طبیعی گذاشتند و بعد نوبت به شروط غیرطبیعی رسید! مثلاً اینکه اگر تیم سقوط کرد باید به اداره کل تربیت بدنی خسارت بدهم یا منابع مالی من با یک چک سه امضائه در اختیار آنها باشد. گفتند بدهی‌ها[بالغ بر دو میلیارد تومان می‌شد] را پرداخت می‌کنی؟ گفتم بله. ۴ برگ گذاشتند جلوی من گفتند بفرما. این صورت بدهی‌ها، زود پرداخت کن. من جواب دادم باید مطالعه کنم. گفتند وقت نیست، جواب دادند پس هیچی و برگه‌ها را به من ندادند.»

امیرکمالی در مورد پرهام مالک ۹۸ درصد سهام باشگاه می‌گوید: «ایشان گفته بود پولی بابت انتقال نمی‌خواهد اما ناگهان یک آدمی به اسم سهیل اسدی سبز شد و گفت ۵۰۰ میلیون بدهید بابت ۹۸ درصد. در دفترخانه بودیم که شماره حساب داد و گفت: «کار دارم، عجله کنید!» من شماره حساب را دیدم مال راننده باشگاه بود. ظاهراً … بعد هم مبایعه‌نامه را خانم منشی با خودکار نوشته بود بدون کد رهگیری، شماره ثبت و … اصلاً وضع عجیبی بود! »

http://footballonline.ir/News.aspx?ID=25277

در هر صورت صلاحیت او تأیید نمی‌شود و او نیز از خیر باشگاه‌داری می‌گذرد.

امیرشاهرخ سلامیان از کشتی تا فوتبال

سلامیان به همراه برادران شفیع زاده در استقلال اهواز جزو اولین سرمایه‌گذاران بخش خصوصی در فوتبال ایران در دهه 80 بودند. سلامیان که به تجارت در حوزه‌ی کشورهای آسیای میانه مشغول بود در سال ۸۳ به تشویق فدارسیون کشتی وقت و جامعه کشتی با تاسیس تیم «سلام جویبار» پا به عرصه رقابت‌های لیگ برتر کشتی آزاد گذاشت و همان موقع در حوزه‌ی فوتبال سرمایه گذاریهای فراوانی را انجام داد و یکی از کاندیداهای خرید سهام باشگاه استقلال شد.
سلامیان که خود مدیرعامل ۳ تیم مختلف کشتی آزاد در لیگ برتر ایران بود برای رونق بخشیدن به رقابتهای لیگ کشتی به دلیل ارتباطات زیادی که با کشورهای آسیای میانه داشت ستاره‌های بزرگ کشتی و قهرمانان المپیک از کشورهای روسیه و دیگر کشورهای آسیای میانه را به سمت باشگاه‌های ایرانی سوق داد و همین موضوع منجر به حضور قهرمانانی مثل کورتانیدزه در لیگ ایران شد.
سلامیان در اردیبهشت سال ۱۳۸۴ پس از اعلام آمادگی خود جهت خرید دو باشگاه استقلال و پیروزی طی مذاکراتی با محسن مهرعلیزاده رئیس وقت سازمان تریبت بدنی به توافقاتی دست یافتند و حتی مهرعلیزاده توانسته بود موافقت هیات دولت آن زمان را به صورت تلویحی بدست آورد اما این مذاکرات پس از انتخابات ریاست جمهوری به دلیل برخی مصوبات در آن زمان مسکوت ماند . او در سال 84 با خرید امتیاز تیم عقاب در لیگ آزادگان وارد سرمایه گذاری در عرصه فوتبال شد.

موسسه ورزشی سلام با سرمایه گذاری سلامیان و مدیریت همایون ایمن پور با خرید امتیاز تیم عقاب با بودجه بسیار مناسبی اقدام به تیمداری کرد . عقاب در آن مقطع با استخدام بازیکنانی مانند خداداد عزیزی و مهدی هاشمی نسب سر و صدای زیادی در فوتبال ایران به راه انداخت اما کمبود تجربه و برخی حاشیه ها در آن زمان در نهایت منجر به صعود این تیم به رقابتهای لیگ برتر نشد.

سلامیان در سال ۸۵ امتیاز این تیم را به کرمانشاه و تیم شیرین فراز کرمانشاه واگذار کرد و در مصاحبه ای اعلام کرد تا زمانی مدیریت و مالکیت بخش خصوصی توسط دولت جدی گرفته نشود در ورزش دیگر سرمایه گذاری نخواهد کرد
http://www.khabar.us/index.php/permalink/4036.html

او با نظر حراست سازمان تربیت بدنی و بدون ذکر دلیل مشخص؛ فقط به درخواست فدراسیون کشتی وقت، از حضور در ورزش اول ایران منع شد.

سلامیان همچنین مالک تیم نساجی قائم شهر بود که به گفته‌ی خود در اسفند ۸۷ این تیم را به مهدی پرهام واگذار کرد. از آن زمان به بعد مشکلات مالکیتی وضعیت این تیم را هاله‌ای ازابهام برده است.

http://www.khabaryaab.com/News/395718

حاج  فرمان و حاج سلمان کریمی و شیرین فراز کرمانشاه

حاج فرمان کریمی اهل کرمانشاه، در سال ۱۳۸۴ با خرید امتیاز تیم عقاب تهران یکی از قدیمی‌‌ترین باشگاه‌های فوتبال ایران، تیم شیرین فراز کرمانشاه را تأسیس کرد و در لیگ دسته‌اول فوتبال ایران به رقابت با دیگر تیم‌ها پرداخته و همانسال به لیگ برتر فوتبال ایران صعود کرد. مسئولان دولتی و نمایندگان مجلس و نهادها در کرمانشاه قول‌های زیادی به فرمان كریمی داده بودند و او به دلگرمی همین وعده وعیدها جلو افتاد. اما در اواسط لیگ هفتم متوجه توخالی بودن وعده‌ها شد و چک‌های بازیکنان یکی پس از دیگری برگشت خورد و همین را بازیکنان به بهانه‌ای برای باخت‌‌های پی در پی تبدیل کردند. مشکلات پی در پی تیم باعث شد که حاج فرمان کریمی به زندان بیافتد و مسئولیت تیم در سال ۸۷ به حاج سلمان کریمی واگذار شد.

مسئولان دولتی نام «شیرین» را بر نمی‌تابیدند چرا که یادآور «فرهاد»‌ و «بیستون» بود و عشقی سوزان. به همین دلیل کمک مالی را منوط به تغییر نام باشگاه کرده بودند. در سال ۹۱ نام این تیم به «راهیان کرمانشاه» که به جای «شیرین و فرهاد» یادآور »راهیان نور» و مناطق جنگی است تغییر یافت تا بلکه از کمک‌های دولتی برخوردار شوند.

http://www.goaldaily.ir/template1/News.aspx?NID=3961

دسته یک جام آزادگان سلمان كریمی مدیر عامل باشگاه شیرین فراز در گفت وگو با خبرنگار ایرنا، اظهار داشت:

«این تغییر نام به دلیل وجود یكسری حواشی بود كه پیرامون نام شیرین فراز وجود داشت و با توجه به نام مقدس راهیان نور، نام 'راهیان ' را برای تیم انتخاب كردیم. »

http://daste1.blogfa.com/post-1703.aspx

پس از این تغییر نام، اداره کل تعاون و کار و رفاه اجتماعی امكانات لازم برای تمرینات تیم را در اختیار باشگاه قرار داد. 

در سال ۸۷ فرمان کریمی مدیرعامل سابق باشگاه شیرین فراز گفته بود: «مشكلات مالی ما از حد تحمل خارج شده است ... طی یك سال گذشته حتی برای تمرین در استان زمینی در اختیار ما قرار داده نمی‌ شود ... تمرینات‌مان در تهران برگزار می‌شود. تنها هفته‌ای چهار پنج میلیون تومان هزینه رفت و برگشت‌های تیم به كرمانشاه است.»

تیم کرمانشاهی بود اما تمریناتش در تهران انجام می‌گرفت. چنین پدیده‌‌ای تنها در «ام‌القرا» اتفاق می‌افتد وگرنه در هیچ کجای عالم چنین امکانی وجود ندارد که بازیکنان برای انجام تمرین حدود ۵۳۰ کیلومتر مسافت طی کنند.

مجید پیشیار یکی ایرانی- کانادایی متولد دیماه ۱۳۳۳ در شیراز است. از گذشته‌ی‌ او اطلاع چندانی در دست نیست. عمده‌ی سرمایه‌گذاری‌های او در امارات متحده عربی و در جایی است که حیات خلوت رژیم محسوب می‌شود و بخش بزرگی از سرمایه‌‌های به غارت رفته توسط عناصر رژیم در آن‌جا سرمایه‌گذاری شده است.

کانادا نیز یکی از محل‌هایی است که در سال‌های گذشته مقصد بسیاری از عوامل رژیم بوده و سرمایه‌گذاری‌های بزرگی توسط عناصر وابسته به رژیم در این کشور صورت گرفته است. پیشیار محل زندگی مشخصی ندارد بین دبی، نیویورک، پاریس و ژنو در رفت و آمد است. پسرانش به خوبی فارسی صحبت می‌کنند و نشان می‌دهد که سال‌های اولیه زندگی‌شان را در ایران گذرانده‌اند. خود وی هم ریش دارد و هم «خدا» را پشتیبان خود معرفی می‌کند که در نظام «الهی- اسلامی» کدهای مشخصی است.

وی دارای سه پسر به نام‌های امین و امیر و احسان است که با وی همکاری می‌کنند. دخترش مژده به اتفاق احسان عضو هیئت مدیره جواهرفروشی زنجیره‌ای ژیلبرت آلبرت هستند. گفته می‌شود در پولشویی برای رژیم ممکن است شرکت داشته باشد اما شواهدی در این زمینه ارائه نشده است. اما منشاء ثروت وی نامشخص است.
وی در سال ۱۹۹۸ شرکت هولدینگ «32Group» را در امارات تأسیس کرد که ۳۲ کمپانی در زمینه‌های مختلف را در بر می‌گیرد. نام مجید پیشیار به عنوان رئیس کمپانی در سایت این شرکت آمده و اطلاعات دیگری به مراجعین داده نمی‌شود. عدم شفافیت در ارائه‌ اطلاعات نشان‌دهنده‌ی شخصیت مشکوک عناصر تشکیل‌دهنده‌ی این شرکت است. این شركت در زمینه توسعه و مدیریت امور ملكی، فروش و عرضه وسایل الكتریكی، مبلمان و تزئینات داخلی، تولیدات دارویی و جواهر، مواد شیمیایی، تورهای مسافرتی، سرمایه‌گذاری در طرح‌های توریستی مشارکت می‌کند.

وی که صاحب برند جواهر فروشی  ژیلبرت آلبرت Gilbert Albert  است. علاوه بر شعبه‌ی ژنو، شعبه‌ای از این جواهرفروشی معروف را در پاریس باز کرده و قرار است در سال جاری شعباتی را نیز در شهرهای موناکو، کان و لندن باز کند.

http://www.thefashioncentral.com/accessories/jewellery/gilbert-albert-rises-to-new-profile

اخیراً شعبه‌ی سه طبقه‌ی بسیار مجلل این جواهر فروشی در نیویورک هم افتتاح شده است. 

وی در دسامبر ۲۰۰۳ در پروژه‌ی پیست اسكی كوهستانی- آفتابی دوبی كه چیزی حدود یك میلیارد درهم ارزش دارد، شریك شد. این پروژه در زمینی به مساحت ۴/۱ میلیون متر مربع كه شامل پیست اسكی و بالا رفتن از كوه های مصنوعی بود، احداث و به بهره برداری رسید. در این پروژه میلیاردی یك هتل دولوكس، مركز خرید، رستوران‌ها و كافی شاپ‌های متعدد وجود دارد. وی با همکاری «چروتی» تهیه كننده ایتالیایی مد كارهای دكوراسیون داخلی هتل های پنج ستاره دبی را پیش برد.

www.ameinfo.com/news/Detailed/32309.html

http://www.zoominfo.com/p/Majid-Pishyar/404864566

نام مجید پیشیار در فوتبال با خرید باشگاه آدمیرا واکر اتریش در سال ۲۰۰۴ مطرح شد. او حشمت مهاجرانی را به عنوان مدیر فنی و خشایار محسنی دلال  ایرانی را که مشکلات بسیاری برای فوتبالیست‌های ایرانی و باشگاه‌های پرسپولیس و استیل آذین و عقاب به وجود آورد به عنوان مدیر باشگاه منصوب کرد. آن‌ها مهدی پاشازاده، جواد رزاقی و خداداد عزیزی، امین متوسل زاده و علی لطیفی و فرجی و ... را خریدند. این تیم در عرض سه سال به دسته سوم سقوط کرد و وجهه‌ی ایرانیان نزد هواداران این تیم به شدت خراب شد. این باشگاه در سال 2007 با بدهی 3/ 2 میلیون فرانكی تا مرز نابودی پیش رفت. پیشیار نزد افکار عمومی و فوتبالدوستان اتریشی بدنام است و مجله‌ی آنلاین تلویزیون اتریش نیز مقاله‌ای علیه وی و فعالیت‌هایش که باعث نابودی باشگاه آدمیرا واکر که در سال ۱۹۰۳ تأسیس شده است دارد.

http://sportv1.orf.at/081201-10593/index.html

در این دوران پیشیار‌ و محسنی تبلیغ می‌کردند که آدمیراواکر یک پایگاه در دل اروپا برای فوتبال ایران ایجاد می‌کند و پلی می‌شود برای پرتاب چهره‌های مستعد و جوان فوتبال ایران به فوتبال اروپا. اما نه تنها به فوتبال ایران خدمتی نکردند بلکه جوانانی را که با وعده و وعید به اتریش بردند نابود کردند و آن‌ها با قلبی شکسته و جیبی خالی به کشور بازگشتند و شکایت‌هایی را نیز علیه محسنی مطرح کردند.
پیشیار در سال 2008 مالكیت باشگاه فوتبال «سروت» ژنو سوییس را به عهده گرفت. پسر وی امیر معاونت او و مسئولیت بازاریابی تیم «سروت» را به عهده داشت. او در یک مصاحبه مطبوعاتی که پسرش مسئولیت ترجمه‌ی سخنان او را به عهده داشت قول داد که روزهای طلایی در انتظار تیم است.

اما چیزی نگذشت که باشگاه اعلام ورشکستگی کرد. پیشیار بعد از اعلام ورشكستگی با انتشار بیانیه‌ای از عدم حمایت‌های مالی دولت ژنو و همچنین چرخه مالی باشگاه ابراز ناامیدی كرد. وی با هیاهوی بسیار استادیوم ژنو را با قراردادی ۳۲ ساله به اجاره‌ باشگاه درآورد تا «32Group» دوباره مطرح شود.

این تیم در زمان مالكیت پیشیار به «گرنات» به معنی «لعل» مشهور و موفق شد در سوپر لیگ فصل 2012 - 2011 حضور پیدا كند اما پس از آن دچار مشكلات مالی شد به طوری‌كه دستمزد بازیكنان به پایین ترین حد خود رسید.

در این آدرس می‌توانید واکنش‌های غیرطبیعی پیشیار پس از موفقیت «سروت» و حضور این تیم در سوپرلیگ سوئیس را ملاحظه کنید:‌

مجید پیشیار‌ در سال ۲۰۱۱ باشگاه پرتقالی بیرامار را که در سال ۱۹۲۲ تأسیس شده و در شهر اویرو در شمال پرتغال واقع است خرید. این باشگاه که در لیگ برتر فوتبال پرتغال حضور داشت، پس از خریداری توسط پیشیار به تیر غیب گرفتار شد و در فصل ۲۰۱۲-۲۰۱۳ شانزدهم شد و به لیگ دسته دوم سقوط کرد. این سومین تیمی است که او با خرید آن به نابودی تیم کمک می‌کند. این که او چرا در تجارت موفق است و در باشگاه‌داری نه، سؤالی است که پاسخ آن چندان مشکل نباید باشد چه بسا کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است. 


امین پیشیار فرزند او رئیس هیات مدیره باشگاه بیرامار است و در سفر به ایران با امضای قراردادی که با هیاهوی بسیار از طرف باشگاه پرسپولیس روبرو بود و آن‌را به عنوان یک موفقیت بزرگ جا می‌زدند، سه بازیکن جوان تیم پرسپولیس به نام‌های محمدحسین کنعانی، افشین اسماعیل‌زاده و میلاد کمنددانی راهی تیم بیرامار پرتغال شدند.
مسئولان باشگاه پرسپولیس که از سال‌ها پیش با پیشیار آشنا هستند از طریق امیر مشیری مدیر روابط بین‌الملل باشگاه پرسپولیس که دوست صمیمی مجید پیشیار است زمینه‌ی انتقال سه بازیکن جوان پرسپولیس به این باشگاه را فراهم کرده است.

امین پیشیار در مورد گردش مالی این باشگاه و اینکه قرارداد این بازیکنان چقدر است، عنوان کرد:

«نه خودم و نه پدرم در مورد گردش مالی صحبت نمی‌کنیم، اطلاعات این مسئله در اینترنت موجود است و می‌توانید ببینید. این 3 بازیکن متعلق به پرسپولیس هستند و امسال میهمان ما در بیرامار هستند. باید برای پیشرفت خود تلاش کنند و اینکه آیا می‌مانند یا به تیم‌های دیگر می‌روند به عملکرد خودشان و نظر دایی بستگی دارد، ما آنها را نخریدیم و به صورت قرضی هستند.

...وی در پاسخ به این سؤال که چطور چشم بسته این بازیکنان را خریداری کرده‌اند، گفت: «مربیان ما فیلم‌های بازی آنها را دیده‌اند و این‌که می‌گویم چشم بسته یه اصطلاح است، آنها این نفرات را پسندیده‌اند.»

ظاهراً سناریویی را که یک بار به مدد خشایار محسنی در ارتباط با جوان‌های مستعد ایرانی در تیم آدمیراواکر بازی کردند و آن‌ها را به نابودی کشاندند این بار در تیم پرتغالی کلید خورده است. هنوز چیزی نگذشته گفته شد که حسین کنعانی برگشت خورده و به ایران بازگشته است. از ابتدا هم معلوم بود همچون گذشته آن‌ها با دنیایی از امید و اشتیاق به اروپا می‌روند و جز دلسردی و ناامیدی چیزی نصیب‌شان نمی‌شود. اما رویانیان و تیم همراه او تا می‌توانند روی موضوع تبلیغ می‌کنند تا خود را ناجی فوتبال ایران معرفی کنند.

درآمد‌های نجومی فوتبالیست‌ها

از اواخر دهه‌ی هفتاد که فوتبالیست‌ها به اروپا ترانسفر شدند و سپس در دوران احمدی‌نژاد که قراردادهای نجومی برای استخدام فوتبالیست‌ها بسته و پول آن از کیسه‌ی مردم و بودجه‌های دولتی پرداخته شد وضعیت فوتبالیست‌ها به کلی تغییر کرد و آن‌ها به یکباره به طبقه‌ی مرفه جامعه تبدیل شدند. ماشین‌های آخرین مدل پورشه و بنز و آئودی و بی‌ام و لندکروز و ... و امکانات گسترده در اختیار آن‌ها گذاشته شد و تعدادی از آن‌ها به برج‌های گران‌قیمت تهران نقل مکان کردند.

برای مثال در حالی که قرارداد علی دایی با پرسپولیس ۶ میلیون تومان بود وی با رقم ۳ میلیون مارک معادل ۹۰۰ میلیون تومان به تیم آلمانی آرمینا بیلفیلد انتقال یافت. از این مقدار دو و نیم میلیون مارک معادل ۷۵۰ میلیون تومان به دایی رسید. در سال ۷۷ از انتقال مهدوی کیا به بوخوم  بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان به پرسپولیس رسید. کریم باقری وقتی در سال ۷۶ به آرمینا بیلفیلد منتقل شد قرارداداش با پرسپولیس تنها یک و نیم میلیون تومان بود. امروزه درآمد فوتبالیست‌های ایرانی شاغل در لیگ برتر حتی بیش از بسیاری از بازیکنان لیگ‌های برتر دنیا مانند آلمان و بلژیک و هلند و سوئد و نروژ و دانمارک است. بدون آن که بازیکنان فشار خاصی را تحمل کنند و یا رفتاری حرفه‌ای داشته باشند. اقتصاد کشور هم تحمل چنین هزینه‌های هنگفتی را ندارد. اما دست‌های آلوده‌ که به بدنه‌ی دولت و نظام حاکم متصل هستند به دنبال منافع خود هستند و نه پیشرفت فوتبال یا منافع ملی.

طی ۸ سال گذشته با آن که تیم ملی از صعود به جام جهانی ۲۰۰۲ بازماند و سطح فوتبال باشگاهی مسابقات لیگ برتر به شدت افت کرده با توجه به رشد درآمدهای نفتی قراردادهای فوتبالیست‌ها هر سال با افزایش چشمگیر و غیرقابل کنترلی مواجه شده و حتی تصویب قوانینی از نوع «سقف قرارداد» هم تنها روی کاغذ باقی مانده و کسی به آن توجهی نمی‌کند و عاقبت أت را کنار گذاشتند. در این دوران پول‌های زیرمیزی که هیچ‌کجا نوشته و ثبت نمی‌شود جای قراردادهای رسمی را گرفت و در این میان دلالان فوتبال به ثروت‌های هنگفتی رسیدند. میزان سوءاستفاده‌ مالی پس از راه‌یابی تیم ملی به جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل می‌تواند ابعاد نجومی جدیدی پیدا کند چرا که فوتبال دوباره در کانون توجهات قرار می‌گیرد.

اگر سرمایه‌گذاری ۱۰۰ میلیاردی خارجی در کره جنوبی در یک دوره ۴۰ ساله از 1962 تا 2002 تحولی شگرف را در اقتصاد و به تبع آن در ورزش این کشور به وجود آورد و به مدد آن بازارهای جهانی و مسابقات بین‌المللی را فتح کردند، درآمد ۷۰۰ میلیارد دلاری نفتی در دوره‌ی هشت‌ساله‌ی حکومت احمدی‌نژاد بین سال‌های ۲۰۰۵ تا  ۲۰۱۳ همانطور که باعث پیشرفت اقتصاد ایران نشد و همه‌ی شاخص‌های اقتصادی حبر از فاجعه و نزدیک شدن به مرز سرخ می‌دهند در زمینه‌ی فوتبال نیز تزریق هزاران میلیارد تومان پول در این دوران، نه تنها گشایشی به وجود نیاورد بلکه سیرقهقرایی ادامه یافت.

مقایسه‌ی وضعیت فوتبالیست‌های امروزی با فوتبالیست‌های دهه‌ی ۶۰ و اوایل دهه‌ی ۷۰ نشاندهنده‌ی روندی است که فوتبال در این سه دهه بدون آن که شاهد رشد و پیشرفتی باشیم طی کرده است. این در حالی است که طی این مدت با آن که جمعیت کشور دو برابر شده است اما از آمار تماشاگران فوتبال به شدت کاسته شده و تعداد تماشاگران بازی‌های تیم‌های ریشه دار و محبوب شهرستانی مانند سپاهان و ذوب‌آهن و ملوان و صنعت نفت و ... گاه از چندصدتن و یا حداکثر از چند هزار نفر تجاوز نمی‌کند و تعداد تماشاگران بازی‌های تیم‌های استقلال و پرسپولیس و حتی تیم ملی ایران با افت شدیدی مواجه شده است. فوتبال ملی دیگر چنگی به دل نمی‌زند.

کریم باوی یکی از بهترین بازیکنان دهه‌ی ۶۰ می‌گوید:‌

«من کفش نداشتم. به یکی از دوستانم گفتم و او هم کفش برادرش را برایم آورد که کفه اش کاملا از بین رفته بود و فقط یک گوشه اش سالم بود. تازه ۴ شماره هم برای من بزرگتر بود. رفتیم اردوی انزلی و از سیروس قایقران جوراب قرض گرفتم و کفش را کردم اندازه پایم. یا آن کفش گل‌های زیادی زدم. یادم می‌آید قبل از این که تیم راهی سئول شود یکی از بچه‌ها به دهداری گفت که به کریم باوی بگویید کفش هایش را در بیاورد. وقتی وضعیت من را دید پرویز خان که خدا رحمتش کند گریه کرد. او به من گفت با این کفش‌ها این همه گل زدی؟ بیشترین قرارداد من ۳۵ هزار تومان بود که از شاهین گرفتم، بنده هیچ پولی از پرسپولیس دریافت نکردم و علی پروین می‌گفت با آژانس بیا و پول را آنجا حساب می‌کردند. اولین دریافتی بنده ۵ هزار تومان بود و از شاهین گرفتم،بلافاصله پس از دریافت پول بند کفش‌های خود را محکم کردم و از نارمک تا میدان انقلاب دویدم تا برای مادرم انگشتر بخرم....پس از بازی با کره جنوبی در پوسان کاپیتان تیم کره به من برای حضور در شالکه آلمان پیشنهاد داد و گفت شماره تلفن خود را بده که به او گفتم خانه ما تلفن ندارد.» مجید نامجوی مطلق یکی از تکنیکی‌ترین بازیکنان فوتبال ایران برای رفتن به باشگاه پرسپولیس تقاضای موتورسیکلت کرده بود که از سوی علی پروین مربی و همه‌ی کاره‌ی این تیم رد شد.

«عباس کارگر ستاره اسبق تیم ملی و پرسپولیس هنوز با وانت کار می‌کند. او که در فوتبال به هیچ نرسید مجبور است برای امرار معاش خود و خانواده‌اش با وانت بارکشی کند.»

برخی از بازیکنان «حتی در دوران اوج فوتبال خود که پیراهن تیم ملی را هم به تن می‌کردند، مجبور بودند بعد از تمرین به دل خیابان‌های شهر بزنند و مسافرکشی کنند، مانند کاظم سید علیخانی، غلامرضا فتح آبادی، پرویز مظلومی و عبدلعلی چنگیز فتح آبادی در دوران اوج خود که در تیم ملی هم خوش می‌درخشید، مسافر کشی می کرد.»

وحید قلیچ دروازه‌بان اسبق پرسپولیس در سال ۷۲ یک پیکان داشت و در آژانس کار می‌کرد. بعدها سرایدار باشگاه کارگران شد و امروز مربی دروازه‌بان‌های پرسپولیس است.

پرویز مظلومی سرمربی سابق استقلال و امروز مس کرمان درباره آن روزها می‌گوید: «سال ۶۲ و در بحبوحه جنگ تحمیلی اوضاع و احوال فوتبال چندان رو به راه نبود. در آن سال‌ها کاپیتان استقلال بودم اما عملا از فوتبال چیزی عایدم نمی‌شد و مجبور بودم برای امرار معاش چند ساعتی هم با تاکسی کار کنم» مجتبی محرمی و کریم باوی به خاطر فقر و اعتیاد شرایط سختی را پشت سر می‌گذارند. محرمی بازیکن عاصی پرسپولیس یکی از بهترین فوتبالیست‌های تاریخ ایران بود که متأسفانه به سادگی از دست رفت. در سیستم سراپا ناکارآمد و فاسد حاکم بر فوتبال ایران کسی همچون الکس فرگوسن نبود که از پس نابغه‌ای چون اریک‌ کانتونا برآید و او را اداره کند.

نگاهی به وضعیت امروز فوتبالیست‌های دهه‌ی ۷۰ و ۸۰

علی دایی علاوه بر عضویت در اتاق بازرگانی ایران، در کار ساخت یک شهرک توریستی در اطراف چالوس است و مالک چندین فروشگاه و گالری کفش و لباس در مراکز خرید یوسف آباد، منیریه، میدان محسنی و میلاد نور و است. موسسه تولیدی پوشاک ورزشی دایی و نمایندگی انحصاری محصولات آدیداس و نایک در ایران را دارد. او همچنین مالک یک مجموعه رستوران زنجیره‌ای است.  کریم باقری، در امر صادرات فرش فعال است و مالک شرکت ترابری با ۱۸ دستگاه تریلی است.  

جواد نکونام در زمره‌ی فعالترین واردکنندگان عطر و ادکلن است و شرکت تولید پوشاک و لوازم ورزشی دارد. وی همچنین در شمال کشور در پروژه‌ی شهرک‌سازی مشارکت دارد.

خداداد عزیزی صاحب یک شرکت تولید قطعات یدکی اتومبیل در سنگاپور است و در دبی هم سرمایه گذاری کرده است. وی فعالیت اقتصادی خود را همراه با مجید ساعدی‌فر شروع کرد و در کمپانی تولید پوشاک ورزشی «مجید» سهام‌دار است. 

علی کریمی مشغول برج‌سازی در کرج است. گفته می‌شود یکی از سهامداران شرکت پوشاک «مجید» به شمار می‌رود و یک فست فود مدرن در فردیس کرج دارد. ویلایش در لواسان میلیاردها تومان می‌ارزد.

مهدی مهدوی کیا سرمایه‌گذاری زیادی در امر خرید املاک در آلمان و تهران کرده و به صادرات واردات می‌پردازد.

فرهاد مجیدی سرمایه‌گذاری زیادی بخش مسکن در دبی کرده است. خانه‌اش در فرمانیه است.

مجتبی جباری یکی از مغازه‌داران بازار موبایل ایران است که چندین باب مغازه و چندین خانه هم دارد.

افشین پیروانی در تولید محصولات ورزشی جورابان شریك است، در بازار تهران مغازه دارد و در كار ساخت‌و‌ساز هم هست. یکی دیگر از فعالیت‌های اقتصادی او ساخت یک سفره‌خانه زیبای سنتی (فاخته) در فضای ییلاقی فرحزاد تهران است که درآمد سرشاری دارد.

حمید استیلی مدتی نمایندگی قطعات فابریک بی ام و در تهران را داشت. وی همچنین کافی شاپی در پاساژ مریم در میدان مادر دارد و از سهامداران شرکت شیرین عسل است.

احمدرضا عابدزاده صاحب فست فود زنجیره ای احمد رضا عابدزاده است که دو شعبه دارد.

رحمان رضایی در کار صادرات فرش از ایران به ایتالیا است.

مهرداد میناوند یک ادکلن فروشی در ساختمان میلاد شهرک غرب و یک کت و شلوار فروشی هم در میر داماد دارد. دنبال خرید و فروش ملک و زمین در شمال ایران است.

محمد خاکپور در لس آنجلس امریکا مدرسه فوتبال دایر کرده و یکی از بزرگترین صادر کنندگان فرش ایرانی به دنیاست.

علی سامره یک رستوران ایرانی با معماری و غذاهای سنتی به نام «بناب» در دوبی دارد. همچنین یک پیتزا فروشی هم در سعادت‌آباد دارد و به کار تبلیغات مواد غذایی هم مشغول است.

مهدی پاشازاده امتیاز باشگاه شهرداری تبریز را خریداری کرد و مالک این تیم است. مغازه‌دار هم هست و رستورانی در کلن دارد.
سیدمهدی رحمتی سال‌ها پیش از سپاهان یک میلیارد تومان بابت قراردادش گرفت. مغازه بزرگ در خیابان شریعتی خریده که به قیمت گزافی اجاره داده و ساکن یکی از گران‌ترین برج‌های شهرک غرب است.
یحیی گل‌محمدی، اداره یک آرایشگاه مجهز به نام هنر «پرشیا» را بر عهده دارد.

سیروس دین‌محمدی یک موسسه تولید پوشاک را اداره می‌کند. علاوه بر یک باب مغازه در پاساژ میلاد نور در چند پاساژ مطرح تهران، چندین مغازه دارد که مبلغ سر قفلی آن‌ها فوق‌العاده است. 

رسول خطیبی پروژه ساخت یک مجموعه ورزشی را در تبریز آغاز کرده است.

پژمان نوری و جواد کاظمیان به آپارتمان‌سازی مشغول هستند. 
علیرضا منصوریان فروشگاه قطعات و لوازم کامپیوتر در چهارراه ولی عصر دارد.
حامد کاویانپور یک مدرسه فوتبال تاسیس کرد و در کار خرید و فروش اتومبیل‌های لوکس و گرانقیمت هم فعال است.

حسین کعبی ساکن محله سعادت‌آباد تهران است و خانه‌هایش را اجاره داده است.
علی بداوی در دبی هتل‌داری می‌کند و از وضعیت خوب مالی برخوردار است.
مربیان فوتبال هم دستمزدهای بالایی می‌گیرند و در زمره‌ی قشر مرفه جامعه محسوب می‌شوند.

امیر قلعه‌نوعی بسیار ثروتمند است. مالک یک مبل فروشی در خیابان ولیعصر است. استخر و سونای پرطرفداری دارد و در بخش مسکن سرمایه‌گذاری زیادی کرده است. گفته‌ می‌شود او یکی از شرکای علی‌آبادی رئیس کمیته ملی ‌المپیک و رئیس سابق تربیت‌بدنی است که با هم در امر مسکن سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

غلامحسین پیروانی یکی از پولدارترین های فوتبالی به شمار می‌رود. علاوه بر حضوری فعال در کار خرید و فروش زمین، گاوداری پدرش را نیز اداره می‌کند.
مجید جلالی ساکن محله فرمانیه تهران است. چند سال پیش قصد خریداری یک معدن را داشت اما این تصمیم عملی نشد.

فرهاد کاظمی یک کت و شلوار فروشی در پاساژ ونک دارد.

حمید بابازاده مربی دروازه‌بان‌های استقلال، یک فروشگاه بزرگ مانتو فروشی در تهران و چند ملک در تهران و شمال دارد.

داود فنایی مربی دروازه‌بان‌های تیم ملی فوتبال جوانان ایران یك باشگاه بدنسازی در خیابان ولی‌عصر حوالی جردن دارد.

گفته می‌شود ثروت علی دائی ، علی پروین و امیر قلعه نوعی قبل از انفجار قیمت‌ها کمتر از صد میلیارد تومان نبوده است.

حتی عادل فردوسی پور گزارشگر و مجری برنامه‌ی پربیننده ۹۰ به مدد جذابیت‌های فوتبال به ثروت زیادی دست یافته است.

خانه‌ی ویلایی او در شهرک غرب گفته می‌شود ۱۵ میلیارد تومان قیمت دارد.

گزارشی که در مورد منازل مسکونی علی دایی و کریم باقری در سایت انتخاب انتشار یافته نشان‌دهنده‌ی سطح زندگی دو تن از بازیکنان مطرح فوتبال ایران در دوران مذکور است:

«بالاتر از چهار راه کور نور، برج رولکس قرار دارد که علی دایی، سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس ساکن یکی از پنت‌هاوس‌های همین برج است. زیربنای این واحد 1717 متر مربع و قیمت هر متر مربع آن بالغ بر ۲۵ میلیون تومان است. پنت‌هاوس دایی دارای استخر روی بام، سونا، جکوزی، آسانسور اختصاصی حمل ماشین به داخل واحد، آسانسور نفر بر اختصاصی، دستگیره‌ها و شیرآلات آب طلا، آسانسور نفر اختصاصی، دستگیره‌ها و شیرآلات آب طلا، سیستم سرمایشی و گرمایشی از کف، مبدل برق از انرژی خورشیدی، آشپزخانه مبله، سیستم ضد حریق، سیستم صوتی، زمین ورزشی و باغچه است.

نزدیک محله جماران به سه راه یاسر و سپس خیابان صادقی قمی می‌رسیم و کمی بعدتر خیابان بوکان خود را به ما نشان می‌دهد. آن هم تا گلابدره. می‌ایستیم و ناخودآگاه سر و گردن‌مان به سمت آسمان بالا می‌رود. در دو سوی خیابان برج‌های چند طبقه‌ای را می‌بینیم که بر بالای خود یک واحد پنت‌هاوس را میزبانی می‌کنند. این جا بهشت پنت‌هاوس‌نشیان پایتخت است.

در این خیابان تعداد پنت‌هاوس‌های ساخته شده به نسبت دیگر برج‌های نقاط و محلات مختلف تهران بیشتر است. فرزاد دلیری که او را به عنوان معروف‌ترین طراح و سازنده اغلب پنت‌هاوس‌های پایتخت می‌شناسند. در یکی از برج‌های همین خیابان زندگی می‌کند و کریم باقری هم در یکی از پنت‌هاوس‌های این خیابان ساکن است.»

http://www.entekhab.ir/fa/mobile/135737

دایی قبلاً در یک خانه‌ی ویلایی زندگی می‌کرد. اما به علت دستبرد سارقان به این پنت‌هاوس نقل مکان کرد.

محسن بنگر و مهدی رحمتی و کارلوس کی‌روش و ... در یکی از بهترین برج‌های شهرک غرب زندگی می‌کنند.
پیام صادقیان و سید‌مهدی سیدصالحی که هر دو امسال از اصفهان به تهران آمده‌اند در یکی از برج‌های شهرک غرب زندگی می‌کنند.

دایی خانه‌ی سه میلیارد تومانی را برای فوتبالیست‌های امروزی معمولی می‌داند: «الان یک خانه بخواهی در تهران بگیری زیر متری ۱۲ میلیون نداری. یک فوتبالیستی که همه برایش می‌نویسند، نمی‌تواند هر جایی زندگی کند. ۲۵۰ متر اگر یک خانه بخواهد بگیرد، می‌شود چقدر؟»

http://www.jahannews.com/vglhwwniw23nwxu..f22tdtyz.html

در حالی که هنوز سه نفر از بازیکنان تیم ۱۹۹۸ماشین ندارند، مقایسه‌ بین ماشین‌ فوتبالیست‌ها در سال‌های گذشته و امروز گویای همه چیز است. در حالی که در سال‌های گذشته اکثر فوتبالیست‌ها ماشین‌های ساخت داخل کشور داشتند امروز گرانترین ماشین‌های روز دنیا زیر پای آن‌هاست.

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)