تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
ایرج مصداقی

عناصر وابسته به رژیم چه آن‌هایی که از موضع تأیید کشتار ۶۷ سخن می‌گویند و چه آن‌هایی که به آن نقد دارند و چه آن‌هایی که به خارج از کشور آمده‌اند و نقش اپوزیسیون را بازی می‌کنند و به یارگیری مشغولند، عملیات فروغ جاویدان مجاهدین را عامل اصلی صدور فرمان کشتار زندانیان سیاسی از سوی خمینی در مرداد ۶۷ اعلام کرده و می‌کوشند ادعای آمادگی و شور و هیجان زندانیان مجاهد در زندان‌های سراسر کشور برای پیوستن به مجاهدین در صورت رسیدن به تهران و آشوب و شورش در زندان را عامل صدور این فرمان سراسری معرفی کنند!
 
برخلاف نظریه‌ی وابستگان رژیم که با دروغپردازی می‌کوشند جنایت حاکمان کشورمان را توجیه کرده و یا تخفیف دهند من در شرح کشتار ۶۷ در کتاب‌ها و مقالات و گفتگوهای رادیو تلویزیونی‌ام بارها به برنامه‌ی کشتار و تصفیه‌ی خونین زندانیان سیاسی قبل از عملیات فروغ جاویدان مجاهدین اشاره کرده و شواهدی را در این زمینه ارائه‌ داده‌ام. بالا گرفتن درگیری در میان جناح‌های رقیب رژیم و جنایاتی که این روزها توسط «داعش» صورت می‌گیرد، فرصتی به دست داده تا دوباره به این موضوع از زوایه‌ی دیگری بپردازم.  
 
***
 
جنگ قدرت میان موافقان و مخالفان رفسنجانی باعث شده تا فرمان خمینی برای تشکیل «دادگاه ویژه تخلفات جنگ» در «کلیه مناطق جنگی» از محاق بیرون آمده و به بحث‌های زیادی دامن بزند.
 
بسیاری از تحلیل‌گران و ناظران در روزهای اخیر به کم و کیف این فرمان و افرادی که مشمول آن می‌شدند پرداخته‌اند. برخورد تعدادی به گونه‌‌ای است که گویا چنین فرمانی تازه از پرده بیرون افتاده و قبلاً صحبتی در رابطه با آن نشده بود.
من در سال‌های گذشته بارها در گفتگو‌های رادیو و تلویزیونی و جلسات سخنرانی در کشورهای مختلف و همچنین در کتاب «رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر» و همچنین مقاله‌ی «محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷»
 
 
به این فرمان پرداخته و روی شباهت‌های آن و حکم خمینی برای کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ انگشت گذاشته بودم که متأسفانه توجه کسانی که نمی‌خواهند واقعیت را بپذیرند جلب نکرد.  
 
در حکم خمینی برای تشکیل «دادگاه ویژه جنگ» که در تاریخ دوم مرداد ۱۳۶۷ صادر شده آمده است:  
 
« جناب حجت الاسلام آقای علی رازینی، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح، جنابعالی موظف می‌باشید: ۱– دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در کلیه مناطق جنگی تشکیل و طبق موازین شرع بدون رعایت هیچ یک از مقررات دست و پاگیر، به جرایم متخلفان رسیدگی نمایند. ۲– هر عملی که به تشخیص دادگاه موجب شکست جبهه اسلام و یا موجب خسارت جانی بوده و یا می باشد، مجازات آن اعدام است .والسلام، ۲/۵/ روح الله الموسوی الخمینی»
 
(«صحیفه امام»، جلد بیست یکم، صفحه‌ی ۱۰۲)
 
چنانچه در نوشته‌‌ها و گفتگوهایم بارها توضیح داده‌ام، پذیرش قطعنامه‌ی ۵۹۸ شرایطی را به وجود آورد که منجر به اجرایی شدن هرچه سریع‌تر تصمیم مقامات امنیتی و قضایی رژیم مبنی بر تصفیه‌ی خونین زندان‌ها شد. البته عملیات فروغ جاویدان مجاهدین به این کشتار جنبه‌ی انتقامی داد و بر گستردگی آن افزود. صدور حکم خمینی برای مجازات نظامیان «بدون رعایت هیچ‌یک از مقررات دست‌و‌پاگیر»، می‌تواند تأییدی باشد بر استدلال‌ها و دلایلی که برای صدور فرمان کشتار زندانیان سیاسی از سوی خمینی آورده‌ام.
 
حکم بیرحمانه‌ی خمینی برای مجازات نظامیان یک روز قبل از شروع عملیات «فروغ جاویدان» مجاهدین، در دوم مرداد ۱۳۶۷ و چند روز پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و فارغ شدن نسبی رژیم از جنگ صادر شده است. این در حالی است که قرار بود مذاکره برای برقراری آتش بس و صلح هرچه زودتر آغاز شود.
تردیدی نیست که پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شرایطی را به وجود ‌آورد تا زخم‌های کهنه سر باز کنند و عده‌ای به فکر انتقام از فرماندهان سپاه پاسداران بیافتند و دعواهای گذشته را زنده کنند.
 
در چنین شرایطی که پای هیچ‌ شورش و آشوبی در میان نبود و تغییری در وضعیت جبهه‌ها ایجاد نشده و همه خوشحال از این بودند که به میان خانواده‌هایشان بر می‌گردند، خمینی بنا به توصیه‌ی مقامات امنیتی و قضایی و کسانی که منافعی دارند فرمان کشتار بیرحمانه‌ی پاسداران و نظامیان را داد.
 
در حکم خمینی روی تشکیل دادگاه بر «طبق موازین شرع»، «بدون رعایت هیچ‌یک از مقررات دست‌وپاگیر»، در «کلیه‌ی مناطق جنگی» تأکید شده است.  
 
فرمان خمینی تأکید دارد که «هرعملی که به تشخیص دادگاه موجب شکست جبهه‌ی اسلام و یا موجب خسارت جانی بوده و یا می‌باشد، مجازات آن اعدام است.»
 
خمینی فرمان به تشکیل «دادگاه» که می‌تواند احکام متفاوتی صادر کند، نمی‌دهد بلکه فرمان تشکیل هیئتی را می‌دهد که تنها وظیفه‌اش تشخیص «هر عملی» است که «موجب شکست جبهه‌ی اسلام» شده و یا موجبات خسارت جانی را فراهم آورده و یا می‌آورد. حکم اعدام را وی شخصاً برای همه‌ی آن‌ها صادر کرده است. در واقع این حکم دستور قتل‌عام است.
 
به لحاظ شکل و محتوا این فرمان هیچ تفاوتی با فرمان خمینی برای کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ که ۴ روز بعد صادر شد ندارد و آبشخور سیاسی و فقهی هر دو یکی است.
 
در حکم قتل‌عام زندانیان سیاسی، خمینی دستور تشکیل هیئت‌های کشتار در زندان‌های سراسر کشور را می‌دهد و بر اعدام کلیه‌ی زندانیانی که بر موضع خود پافشاری می‌کنند تأکید دارد. خمینی در هیچ‌یک از احکام، دادگاه ویژه‌ای را تدارک نمی‌بیند بلکه هیئتی را مأمور می‌کند که بر اساس رهنمود او حکم اعدام را در رابطه با متهمان اجرا کند.
 
در فرمان کشتار نظامیان تأکید خمینی روی «هر عملی»، مشابه اصرار وی روی اعدام «کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند» است.
هر دو گروهی که مرتکب اعمال فوق شده‌ و یا می‌شوند توسط خمینی به مرگ محکوم شده و هیئت‌ها تنها موظف به تشخیص مصادیق آن هستند.
 
برای سرعت‌بخشیدن به اعدام خاطیان، هیئت‌ها در محل تشکیل می‌شوند و نیازی به تشکیل آن‌ها در مرکز و یا محل‌های خاص و متمرکز نیست. برای کشتار زندانیان سیاسی در زندان‌های سراسر کشور و برای کشتار نظامیان در «کلیه‌ی مناطق» جنگی فرمان تشکیل «دادگاه» صادر می‌شود.
 
در هر دو حکم پای «موازین شرع» و «عدم رعایت هیچ‌یک از مقررات دست‌وپاگیر» در میان است و دستگاه قضایی رژیم و روال معمول نظام  نادیده گرفته می‌شوند.
خمینی با صدور این فرامین نیت قلبی خود را هم بروز می‌دهد که در آینده می‌تواند مورد توجه مقامات رژیم قرار گیرد. وی «مقررات قانونی» و محدودیت‌های حقوقی را «دست‌وپاگیر» می‌شناسد و چنانچه شرایط به وی اجازه دهد در صدد حذف آن‌ها بر می‌آید. «موازین شرع» که وی روی آن مکرراً تأکید دارد اصولاً با حقوق شناخته‌شده‌ی مدنی در تضاد است و وی ابایی از بیان آن ندارد.  
 
در حکم قتل‌عام زندانیان سیاسی، خمینی بر بیرحمی تأکید کرده و رحم بر «محاربین» را ساده‌اندیشی می‌خواند و خواهان اعمال خشم و کینه‌ی انقلابی توسط هیئت‌های برگزیده است و هرگونه تردید، وسوسه و شک را، نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا معرفی می‌کند. چه بسا این تنها تفاوت دو فرمان صادره از سوی وی به فاصله‌ی ۴ روز است.
تأکید خمینی روی «بیرحمی» و سرعت عمل برای نابودی دشمنان اسلام، ناشی از کینه‌ی او به زندانیان سیاسی و مخالفان دیدگاه‌های سیاسی و عقیدتی‌اش است.
 
البته بیرحمی خمینی در حکمی که برای اعدام پاسداران و ارتشی‌ها صادر کرده مستتر است. او فرمان به قتل‌عام کسانی می‌دهد که برای حفظ نظامی که او بنیان گذاشته داوطلبانه جنگیده‌اند. در فرمان او مطلقا به کسانی که با دشمن همکاری کرده‌اند و یا به کشور خیانت کرده‌اند اشاره نمی‌شود. او کسانی را هدف قرار می‌دهد که تنها دچار اشتباه و یا سستی و ضعف شده‌ بودند و ناخواسته خساراتی را وارد کرده بودند.
 
صدور حکم خمینی برای کشتار پاسداران و نظامیان در حالی صورت می‌گیرد که آن‌ها بری از اتهاماتی هستند که متوجه‌‌ی زندانیان سیاسی بود. با این حال خمینی به کمتر از اعدام آن‌ها رضایت نمی‌دهد.
 
در توجیه کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ قتل‌عام شدگان را متهم به شورش و بلوا در زندان‌های سراسر کشور همزمان با عملیات «مرصاد» می‌کنند که به عنوان نیروهای داخلی یک سازمان محارب با استفاده از فرصت، در صدد آشوبگری و تحریک دیگر زندانیان در سراسر کشور می‌شوند. همچنین روی آمادگی آن‌ها برای پیوستن به نیروهای مجاهدین پس از رسیدن آن‌ها به شهرهای مختلف دست گذاشته می‌شود. شادی و هلهله و سرودخوانی بعد از شنیدن حمله‌ی نیروهای مجاهدین به مرز‌های غربی کشور نیز به عنوان یکی دیگر از دلایل این کشتار مطرح می‌شود. 
این زندانیان همچنین به محاربه و ارتداد و شرکت در عملیات تروریستی متهم می‌شوند. از دیگر دلایل این کشتار ایستادگی زندانیان بر سر مواضع سیاسی و ایدئولوژیک بیان می‌شود. و حتی باقی ماندن در زندان و عدم استفاده از رأفت مسئولان نظام و شرایط عفوی که حکومت در سال‌های گذشته برایشان ایجاد کرده بود دلیلی بر اعدام زندانیان عنوان می‌شود.
 
با این حال از آن‌جایی که فرمان کشتار نظامیان با نظر رفسنجانی نمی‌خواند، و «دادگاه رسیدگی به تخلفات فرماندهان» بایستی زیر نظر وی که فرمانده کل قوا بود تشکیل می‌شد او از این قدرت برخوردار بود که در چند و چون اجرای حکم دخل و تصرف کند و مانع تشکیل دادگاه برای کسانی که نمی‌پسندید شود و یا با استفاده از اختیاراتش فرمان خمینی را دور بزند.
 
رفسنجانی بعد از گذشت ربع قرن تأکید دارد بر اساس این فرمان می‌خواستند حداقل سه نفر از فرماندهان سپاه پاسداران از جمله یحیی رحیم‌صفوی، و ... را اعدام کنند. (فرد دیگر می‌تواند غلامعلی رشید بوده باشد.)
غلامعلی رجایی به نقل از رفسنجانی می‌گوید: قرار بود «بخاطر از دست دادن فاو و دادن تلفات زیاد، سه نفر از فرماندهان سپاه و جنگ را اعدام» کنند چرا که  «باعث این همه خسارت و ضرر به کشور ضرر شده و کشور را در وضعیت بسیار بدی قرار داده بودند.»
 
او همچنین سابقه‌ی امر را به عملیات خیبر در سال ۶۲ می‌رساند که در آن حاج ابراهیم همت فرمانده لشکر ۲۷محمد رسول الله، حمید باکری قائم مقام لشکر ۳۱ عاشورا، اکبر زجاجی، مرتضی یاغچیان معاون لشکر عاشورا، حسن غازی فرمانده توپخانه قرارگاه کربلا و بهروز غلامی فرمانده تیپ امام حسن(ع) کشته شدند.  و بنا به گفته‌ی علایی یکی از فرماندهان وقت سپاه پاسداران « تعدادی از بسیجیانی که جلیقه نجات به همراه نداشتند نیز با پرت شدن در آب های هور، غرق شدند. در این عملیات تعداد زیادی از فرماندهان گردان‌های لشکرهای سپاه از جمله ۷ فرماندة گردان لشکر علی ابن ابیطالب(ع)» کشته شدند و حدود ۱۸۰۰ کشته و ۵ هزار مفقود و در حدود ۱۵ هزار مجروح و ۲۵۰۰ مصدوم شیمیایی آمار رسمی تلفات است که از سوی یک فرمانده سپاه اعلام شده است. (۱)
 
 
رفسنجانی از تمایل قضات و خامنه‌ای برای اعدام فرماندهان سپاه پس از پایان جنگ می‌گوید:‌
 
«چند نفر از قضات برجسته بودند و زیر نظر من کار می‌کردند، تمایل بود بعضی‌ها را اعدام کنند، علت این تصمیم به عملیات خیبر برمی‌گشت که در آن الحاق بین نیروها از جزیره و بیرون جزیره ممکن نشد و یک گردان نیروی ما بکلی نابود شد.»
 
رفسنجانی همچنین تأکید دارد:‌ «خیلی از بزرگان – از جمله رییس جمهور وقت [خامنه‌ای]- می‌خواستند فرماندهانی که باعث این تلفات شده بودند اعدام شوند اما من اجازه ندادم که دادگاه نظامی با این نیروها که با خلوص جنگیده بودند و البته گاهی هم ضعف نشان داده بودند برخورد کند.»
 
 
این روایت عیناً در سایت شخصی هاشمی رفسنجانی به نقل از خبرگزاری «آنا» آمده است که صحت آن را تأیید می‌کند. جانیان پس از گذشت ۵ سال با استفاده از شرایط پیش آمده به یاد مجازات خاطیان عملیات «خیبر» می‌افتند و باب کینه‌کشی را می‌گشایند.  
 
رفسنجانی در خاطرات ۲۵ خرداد۶۷  خود خبر از درخواست علنی کروبی نایب رئیس مجلس برای کیفر فرماندهان سپاه می‌دهد:‌
 
«اکثر سپاهیان از اظهار آقای مهدی کروبی [نایب رئیس مجلس] در روز ۱۵ خرداد که در سخنرانی عمومی از من خواست که مقصران احتمالی سقوط فاو و شلمچه را کیفر بدهیم، شکایت دارند.»
 
او همچنین در خاطرات ۱۱ خرداد ۶۷ خود می‌نویسد:
 
«آقای سیدعلی‌اکبر محتشمی [وزیر کشور] آمد و مقداری علیه فرماندهان سپاه صحبت کرد و پیشنهادهایی درباره جنگ داشت.»
 
دادگاهی که به حکم خمینی بدون توجه به شکایت «اکثر سپاهیان» و با تأیید «خیلی از بزرگان و از جمله خامنه‌ای» قرار بود در تمامی مناطق جنگی و به منظور اعدام پاسداران و نظامیانی که باعث شکست و تلفات در جنگ شده بودند تشکیل شود(۲) با تغییر مأموریت به دستور رفسنجانی در غرب کشور و برای قتل‌عام دستگیرشدگان عملیات فروغ جاویدان مجاهدین راه‌اندازی شد.
 
رفسنجانی در خاطرات چهارشنبه ۵ مرداد ۱۳۶۷ خود در ارتباط با برپایی دادگاه‌‌های ویژه می‌نویسد:‌
 
«عصر آقایان فلاحیان و رازینی آمدند. درباره‌ دادگاه زمان جنگ و بازرسی ویژه و امور جاری جنگ مذاکره شد. اخیراً امام حکم محکمی به آقای رازینی برای تشکیل دادگاه و محاکمه مقصران در جنگ داده‌اند.»
 
در تاریخ یاد شده رفسنجانی به عنوان فرمانده کل قوا در کرمانشاه حضور داشت و از قرار معلوم در دیدار با فلاحیان و رازینی مقدمات برپایی دادگاه‌های صحرایی در کرمانشاه و شهرهای دیگر مرزی را فراهم کرده بود. وی یک روز قبل به درخواست شمخانی، احمد وحیدی را به عنوان فرماندار نظامی کرمانشاه منصوب کرده بود.
وحیدی ماه بعد به علت عملکرد ضعیفش در جریان عملیات فروغ جاویدان در مظان اتهام قرار گرفت و دستگیر شد.
در خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی، در روز ۶ شهریور ۱۳۶۷ آمده است:‌
 
«آقای [علی] رازینی آمد و در خصوص بازداشت آقای وحیدی توضیحاتی داد؛ به ایشان گفتم آزادش کنید. دستور کتبی خواست، نوشتم و ساعاتی بعد آزاد شد. [بازداشت آقای وحیدی] ، فرماندهان سپاه را به شدت خشمگین کرده است. آقای محسن رضایی اعلام جرم کرده که گفتم پس بگیرد و فقط تقاضای رسیدگی کند. »
 
رفسنجانی در خاطرات خود از سوم مرداد ۱۳۶۷، به نقل از فرستادگان قرارگاه نجف خبر از «فرار و عقب‌نشینی‌های مفتضح ارتش و بعضی از واحد‌های سپاه» می‌دهد و ضمن ابراز تأسف شدید از فرار نیروها و ابعاد افتضاح می‌نویسد:‌ «تا جایی که مردم عشایر منطقه در جاده‌ها جلوی آن‌ها را گرفته و متعرض آن‌ها شده‌‌اند.»
 
احمد وحیدی بعدها به فرمان خامنه‌ای به فرماندهی سپاه قدس و سپس به وزارت دفاع دولت احمدی‌نژاد رسید.
 
فلاحیان و رازینی در ۲۵ خرداد ۱۳۶۶ از سوی خمینی به سمت دادستان و حاکم شرع دادگاه ویژه روحانیت منصوب شده بودند و محمد سلیمی هم همکار آن‌ها در دادگاه ویژه روحانیت بود. هر سه هم به حلقه‌ی حقانی قم مربوط بودند و برای انجام جنایت در هر کجا آماده.
رازینی همزمان ریاست سازمان قضایی نیروهای مسلح را نیز در اختیار داشت و فلاحیان قائم مقامی وزارت اطلاعات را. در واقع دستگاه امنیتی و اطلاعاتی و قضایی بر کاکل این دو می‌چرخید و از حمایت رفسنجانی هم برخوردار بودند. سال بعد بود که رفسنجانی در دولتی که تشکیل داد فلاحیان را علیرغم مخالفت خط‌ امامی‌ها به وزارت اطلاعات رساند.
 
رفسنجانی پیشتر با انتصاب خلخالی به پست حاکم شرع دادگاه نظامی علیرغم اصرار شدید او به خاطر شناختی که از وی داشت مخالفت کرده بود و به او یک حکم فرمایشی داده بود. او در خاطرات خود از روز دوم مرداد ۶۷ می‌نویسد:‌
 
«آقای [صادق] خلخالی [نماینده قم] آمد طالب واگذاری مسئولیت دادگاه زمان جنگ برای تنبیه متخلفین بود. گفتم همراه [آیت‌الله موسوی جزایری] امام جمعه اهواز، سری به یگان و قرارگاه‌ها بزنند و گزارشی بیاورند. ... حکمی برای آقای [صادق] خلخالی نوشتم که به امور نظامیان مختلف جبهه رسیدگی کند و پیشنهاد تنبیه و تشویق بنماید. او مایل است خودش اختیار داشته باشد. »
 
فرمان خمینی برای تشکیل دادگاه‌های نظامی تنبیه یا تشویق نظامیان را در نظر نداشت بلکه به صراحت تنها بر اعدام آن‌ها تأکید داشت. اما رفسنجانی به خاطر مخالفتش با این حکم، از این قدرت برخوردار بود که آن را دور بزند و نوک تیغ تیز کشتار را متوجه‌ی مجاهدین و هوادارانشان و مردم عادی غرب کشور کند. 
 
محمد سلیمی در ارتباط با نقش خود در برپایی دادگاه صحرایی در مناطق جنگی غرب کشور می‌گوید:‌
 
«... در عمليات مرصاد در دادگاهي كه براي رسيدگي به پرونده منافقين در خطوط مقدم تشكيل شد، با حكم حضرت امام(ره) و درخواست رئيس وقت ديوان عالي كشور حضور داشتم كه اين دادگاه‌ها بلافاصله پس از آزادسازي مناطق اشغالي براي رسيدگي به امور برپا مي‌شد .»
 
منظور سلیمی از «رسیدگی به امور»، قتل‌‌عام اسرای مجاهد و مردمی است که متهم به همکاری با آن‌ها بودند.
محمد سلیمی و هیئت همراه وی که حمایت همه‌ی جناح‌های رژٰیم و از جمله شخص رفسنجانی به عنوان فرمانده کل قوا و حتی آیت‌الله منتظری (۳) را داشتند بلافاصله پس از عقب‌نشینی مجاهدین از شهرهای کرند و اسلام‌آباد و حوالی کرمانشاه و ... با تشکیل دادگاه‌های صحرایی که خمینی فرمان برپایی‌اش را داده بود به کشتار اسرا و مردمی که متهم به همکاری با مجاهدین در دوران تسخیر شهرهای فوق بودند می‌پردازند.

گوشه‌ای از بیرحمی سلیمی و هیئت همراه وی را در عکس‌های زیر می‌توانید ملاحظه کنید.

 

 
 
 
 
 
هرچند از کم و کیف دادگاه‌های صحرایی تشکیل شده در مناطق جنگی جنوب کشور خبری در دست نیست اما کوشش رفسنجانی در مقام فرمانده کل قوا باعث شد تا فرماندهان سپاه پاسداران از خطری که تهدیدشان می‌کرد جان سالم به در برند و تیغ کشتار بر گردن عده‌ای دیگر فرود آید. البته عطش جانیان برای خونریزی با کشتار وسیع زندانیان سیاسی در سراسر زندان‌ها تا حدود زیادی فروکش کرد و به دنبال پیگیری اجرای تمام و کمال حکم مزبور نرفتند و به دست فراموشی سپرده شد.
 
در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۶۷مسعود رجوی دستور آزادی ۱۳۸۲ تن از اسرای جنگی ارتش آزادیبخش را که در عملیات‌های گوناگون مجاهدین به اسارت درآمده بودند صادر کرد. در همین رابطه مراسمی در روز دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ در محل نگهداری این اسرا برگزار شد و حکم آزادی‌شان توسط مهدی ابریشم‌چی و در حضور محمد سادات دربندی (۴) که مسئولیت نگهداری از اسرای جنگی را به عهده داشت به آن‌ها ابلاغ شد. به ادعای مجاهدین ۸۵۰ تن از آنان به ارتش آزادیبخش پیوستند که البته به فاصله‌ی کوتاهی بسیاری از آنان جدا شدند. در عرض ۹ ماه این سومین باری بود که مجاهدین مبادرت به آزادی اسرا می‌کردند. (۵)
 
پس از انتقال باقیمانده‌ی زندانیان تهرانی از زندان گوهردشت به اوین در بهمن‌ماه ۱۳۶۷، ما در بند ۱ پایین جای داده شدیم در حالی که اسرای آزاد شده‌‌ توسط ارتش آزادیبخش اعم از پاسدار، بسیجی، سرباز، درجه‌دار و ... پس از ورود به کشور بدون اطلاع خانواده‌هایشان، دستگیر و در طبقه‌ی بالای ما با کمترین امکانات محبوس بودند. (۶)
 
تا آنجایی که به خاطر دارم در بهمن ۱۳۶۷ هیچ‌یک از فرماندهان ارتشی که توسط مجاهدین آزاد شده بودند در بند مزبور به سر نمی‌بردند. به نظر می‌رسد تعدادی از اسرای آزاد شده توسط مجاهدین، قربانی دادگاه‌های صحرایی و حکم صادره از سوی خمینی شده باشند. جانیان به سادگی می‌توانستند آن‌ها را متهم به ضعف و سستی در مقابله با دشمن کنند. چنان‌که پس از آزادی اسرای جنگی ایرانی توسط عراق در سال ۶۹ ،بسیاری از آن‌ها پس از تحویل به مقامات رژیم، در حالی که همچنان کت‌‌وشلوار سرمه‌ای رنگ و کفش شبرو به پا داشتند دستگیر و تحویل اوین ‌شدند. من تعدادی از آن ها را شخصاً پس از دستگیری و انتقال به اوین دیدم. 
 
۴ روز بعد از فرمان تشکیل دادگاه‌های جنگی در ششم مرداد ۱۳۶۷ وقتی فرمان خمینی برای کشتار زندانیان سیاسی مجاهد صادر شد، رفسنجانی، خامنه‌ای، موسوی اردبیلی، میرحسین موسوی به همراه دیگر سردمداران رژیم با آن موافق بودند و یا مخالفت جدی نداشتند به همین دلیل جانیان به سادگی توانستند پروژه را در سراسر کشور اجرا کنند و وقعی به اعتراضات آیت‌الله منتظری یگانه مخالف این کشتار نگذارند و در شهریور ماه دامنه‌ی آن را گسترش داده و به سراغ زندانیان چپ بروند.
هیچ‌یک از سردمداران رژیم نگرانی خود را به اطلاع آیت‌الله منتظری نرساندند. خامنه‌ای پس از کشتار زندانیان چپ و پایان پروژه‌ی قتل‌عام، نگرانی خود را به اطلاع آیت‌الله منتظری رساند که وی موضوع را با تشکیک روی صداقت خامنه‌ای بیان می‌کند.
وقتی رفسنجانی در روز ۶ شهریور ۱۳۶۷دستور کتبی آزادی «سردار» احمد وحیدی را می‌دهد کشتار زندانیان سیاسی چپ تازه شروع شده بود اما از آن‌جایی که وی موافق قتل‌عام آنان بود مخالفتی نمی‌کند. 
 
آن‌هایی که می‌کوشند خامنه‌ای را مخالف کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ جا بزنند توجه کنند که در همان ایام خامنه‌ای مدافع اعدام فرماندهان سپاه پاسداران بود که برای دفاع از نظام سال‌ها در جبهه‌ها جنگیده بودند و خامنه‌ای با بسیاری از آن‌ها بر سر یک سفره نشسته بود؛ فرماندهانی که بعدها توسط خود وی به بالاترین مناصب نظامی رسیدند و همچنان در زمره‌ی مشاوران ویژه و نزدیک وی هستند. آیا چنین فردی می‌تواند مخالف کشتار زندانیان سیاسی باشد که کمر به سرنگونی نظام بسته بودند؟‌
 
در حکم خمینی برای قتل‌عام زندانیان سیاسی آمده بود که به زندانیان مجاهد رحم نباید کرد و به «جنگ‌های کلاسیک» مجاهدین در مرزها اشاره کرده بود. رفسنجانی یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در شروع این کشتار در خطبه‌های نماز جمعه کوشید تیغ قتل‌‌عام را هرچه تیز کرده و به دست‌اندارکاران آن رهنمود دهد. وی از جمله گفت:‌
«این بچه‌های متعصب فریب خورده‌ای که این همه به اینها در زندان ها محبت شد، توبه شان را پذیرفتیم، به عنوان تائب بیرون آمدند و دوباره به آنجا رفتند و برگشتند که با ملت خودشان بجنگند و برای عراق جاسوسی کنند. این فتنه باید یک روزی ریشه کن می شد.»
خمینی در فرمانش روی عدم وسوسه و تردید در کشتار زندانیان دست گذاشته و رفسنجانی به صراحت می گوید که نباید فریب زندانیان را خورد و توبه‌ی آنان را پذیرفت و از فرصت به دست آمده استفاده کرد و برای همیشه این «فتنه» را «ریشه‌کن» کرد.
 
رفسنجانی که خود به عنوان فرمانده‌‌ی کل قوا یکی از عوامل اصلی این کشتار بود در خاطراتش تأکید می‌‌کند که «درباره‌ی مطالب خطبه‌های جمعه (۱۴ مرداد) با موسوی اردبیلی مذاکره کرده است. از قرار معلوم رئوس اصلی مطالبی که قرار بود در این خطبه بیان شود با هماهنگی «فرمانده کل قوا» بیان شده است.
 
موسوی اردبیلی در خطبه‌های مزبور گفت: «مسأله منافقین برای ما مسأله بود. جمع کثیری از ایران رفته‌اند و آنجا [عراق] برای خودشان بساط و دستگاه و سازمان درست کرده‌اند. یک جمعی هم در ایران در زندان ها هستند... مردم بر علیه اینها آن چنان آتشی هستند، قوه قضایی در فشار بسیار سخت افکار عمومی است که چرا اینها را محاکمه می کنید؟ اینها که محاکمه ندارند، حکمش معلوم، موضوعش هم معلوم است و جزایش نیز معلوم می باشد. قوه قضایی در فشار است که اینها چرا محاکمه می شوند، قوه قضایی در فشار است که چرا تمام اینها اعدام نمی‌شوند و یک دسته‌شان زندانی می شوند (شعار: «منافق زندانی اعدام باید گردد» از سوی نمازگزاران)... مردم می‌گویند باید از دم اعدام بشوند...عفو و بیرون کردن مربوط به قوه قضاییه نیست، این قوه کارش تا جایی است که حکم تمام می شود. بقیه مربوط به جاهای دیگر است... عفو ربطی به قوه قضاییه ندارد و من به شما حق می‌دهم، با شما هم هماهنگ هستم، می‌گویم نباید اینها عفو بشوند.» (۷)
 
موسوی اردبیلی به سادگی دروغ می‌گفت. در تاریخ ۱۴ مرداد، ۸ روز از فرمان کشتار خمینی می‌گذشت و بخش بزرگی از پروژه‌ی کشتار زندانیان سیاسی در زندان‌های سراسر کشور در خفا اجرا شده بود و مردم هیچ‌ اطلاعی از آن نداشتند. این بالاترین مقام قضایی کشور بود که به توصیه‌ی رفسنجانی و از طریق ستاد نماز جمعه و ساماندهی‌‌ «شعارهای مردمی» می‌کوشیدند به آیت‌الله منتظری که در مخالفت با کشتار برخاسته بود پاسخ دهند و جلوی مخالفت‌های احتمالی دیگر را بگیرند.
 
حکم خمینی برای کشتار نظامیان و همچنین زندانیان سیاسی در مرداد ۶۷ مشابه احکامی است که امروز «دادگاه»‌های شرعی دولت اسلامی «داعش» در نقاط تحت تسلط‌شان به مورد اجرا می‌گذارند. «نظام اسلامی» حاکم بر میهنمان بیهوده می‌کوشد خود را متفاوت از «داعش» نشان دهد.
 
طبق احکام صادره از سوی خمینی، کوچکترین شائبه‌ی ضعف و سستی در مقابل دشمن به قیمت جان‌ تمام می‌شود، حتی اگر سال‌ها برای نظام با تمام وجود جنگیده باشید؛
هرگونه اشتباه در طراحی جنگی که موجب خسارت به نیروهای اسلامی شود مجازاتش مرگ است. فرقی نمی‌کند پیشتر چه خدماتی به نظام کرده باشید؛
داشتن هرگونه آمادگی ذهنی برای پیوستن به دشمن، «محاربه» تلقی شده و مجازاتش طناب دار است؛
هلهله و شادی هنگام شنیدن موفقیت دشمن «محاربه» با خدا تفسیر شده و تاوان مرگ دارد. اعمال مجازات برای زنان و مردان یکسان است.
مردمی که در نقاط «اشغالی» توسط دشمن با آن‌ها همکاری و یا همراهی کرده‌اند با مجازات مرگ روبرو هستند.
هرگونه «دگراندیشی» و عدم تمکین به «احکام اسلامی» تحت عنوان «ارتداد» برای مردان مجازات مرگ به همراه دارد و برای زنان شلاق.
 
خمینی در حکم خود برای کشتار زندانیان سیاسی تأکید می‌کند:
 
«رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظام‌اسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید، آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند اشداء علی الکفار باشند. تردید در مسائل قضایی اسلام انقلابی نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد.»
 
بر اساس چنین رویکردی است که پیروان خمینی به بیماران، کهنسالان، معلولان، بیماران روانی و جسمی نیز رحم نکرده و آن‌ها را حتی روی برانکارد و پتو به جوخه‌ی اعدام می‌برند. آیا «داعش» غیر از این انجام می‌دهد؟ آیا بی‌رحمی به کاربرده شده توسط «داعش» متفاوت از آن‌چیزی است که خمینی خواستارش بود؟ آیا «قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا» موردنظر خمینی همان‌چیزی نیست که «داعش» از خود نشان می‌دهد؟ آیا «خشم و کینه‌ انقلابی نسبت به دشمنان اسلام» که خمینی آن را موجب رضایت خداوند می‌دانست امروزه نصب‌العین نیروهای خونریز «داعش» نیست؟
آیا نیروهای رژیم که متجاوز از سه دهه‌ »داعش‌» گونه بر کشور حکمرانی می‌کنند می‌توانند خود را مخالف «داعش» و اعمال آن جا بزنند؟‌ آیا چنانچه از مراسم سنگسار و قطع ید و دیگر مجازات‌های اسلامی که در ۳۶ سال گذشته در سراسر کشور اجرا شده فیلم‌برداری کرده و نشان دهند به اندازه‌ی سربریدن اعضای داعش در مقابل دوربین مشمئز کننده نیست؟ آیا شیوه‌ی اعدام در دهه‌ی ۶۰ در زندان اوین و دیگر زندان‌های کشور متفاوت از شیوه‌ی اعدام «داعش» بوده است؟ آیا قتل عام هزاران زندانی که سال‌ها در زندان‌ها به سر می‌بردند متفاوت از قتل‌عام‌های صورت گرفته توسط «داعش»‌ است؟ چه تفاوت عمده‌ای بین «شریعت» مورد ادعای «داعش» و خمینی وجود دارد؟
آیا در نتیجه‌ی حکومت «داعشی»‌ها بر ایران، فرهنگ، آثار تمدن و آثار باستانی ایران با خطر جدی روبرو نیستند؟  آیا حیات وحش و محیط زیست ایران با شدتی وصف‌ناپذیر رو به ویرانی نرفته است؟‌
 
فرق بزرگ داعش و رژیم در این است که آن‌ها بر مناطقی حکمرانی می‌کنند که در بسیاری موارد مردم تحت سلطه‌شان از فرهنگی مشابه آن‌ها برخوردارند و مقامات رژیم ایران بر کشوری حکومت می‌کنند که اکثریت مردم آن از فرهنگی مخالف آنان برخوردارند. اگر تفاوتی هست در این جاست.
 
 
ایرج مصداقی  ۱۳ مهرماه ۱۳۹۳
 
 
 
۱- رفسنجانی در خطبه‌های نمازجمعه در سال ۶۲ تلفات عملیات خیبر را بسیار ناچیز و پیروزی رزمندگان اسلام را خیره‌کننده و بزرگ اعلام کرده بود.
 
۲- ضدیت فرماندهان سپاه پاسداران با «خط‌ امامی» ها از همین جا ناشی می‌شود. آن‌ها به خوبی می‌دانند هنگامی که خمینی زنده بود و قدرت داشتند به دنبال حذف فرماندهان سپاه پاسداران و حتی اعدام پاره‌ای از آن‌ها بودند. البته امروزه فرماندهان سپاه نسبت به خامنه‌ای که تقریباً‌ در مخالفت با آن‌ها با خط‌ امامی‌ها هم نظر بود کرنش می‌کنند چرا که وی صاحب قدرت است. در واقع آن‌ها به قدرت تمکین می‌کنند.
 
۳- آیت‌الله منتظری نیز متأسفانه در نامه‌ی ۹ مرداد ۱۳۶۷ خود به خمینی که در مخالفت با فرمان او برای قتل‌عام زندانیان سیاسی نوشته شده، برخلاف موازین «فقهی» و «شرعی» و کنوانسیون‌های بین‌المللی از تشکیل دادگاه‌های صحرایی در غرب کشور و کشتار اسرای مجاهدین اطلاع داشته و حمایت کرده و تیغ تیز را در کف زنگی مست نهاده بود:
«پس از عرض سلام و تحیت، به عرض می‌رساند راجع به دستور اخیر حضرتعالی مبنی برا اعدام منافقین موجود در زندانها، اعدام بازداشت شدگان حادثه اخیر را ملت و جامعه پذیرا است و ظاهرا اثر سوئی ندارد»
 
۴- محمد سادات دربندی پس از فارغ شدن از مسئولیت نگهداری اسرای جنگی، به فرمان مسعود رجوی مسئولیت زندان‌های مجاهدین را که برای تحت‌فشار گذاشتن و آزار و اذیت اعضای ناراضی این سازمان راه‌اندازی شده بود به عهده گرفت و اعمال ننگینی را مرتکب شد. 
 
۵- نشریه اتحادیه انجمن‌های دانشجویان خارج کشور شماره‌ی ۱۴۴ به تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۶۷ با چاپ تصاویر این مراسم گزارشی پیرامون آن انتشار داد.
در دو عملیات «آفتاب» و «چلچراغ» که در فروردین و خرداد ۱۳۶۷ انجام گرفت به ادعای مجاهدین به ترتیب ۵۰۸ و ۱۵۰۰ تن از نظامیان توسط نیروهای این سازمان اسیر شدند. با توجه به آزادی ۱۳۸۲ نفر از اسرا اطلاعی از سرنوشت حداقل ۶۲۶ نفر از  آن‌ها در دست نیست. البته تعدادی‌شان ممکن است با شرکت در عملیات فروغ جاویدان مجاهدین کشته شده باشند. متأسفانه در این زمینه مجاهدین اطلاع رسانی نکرده‌اند. در نشریه‌ی وابسته به مجاهدین توضیحی در مورد این که در دو بار قبلی چه تعداد از اسرا آزاد شده‌اند نیست. به ویژه که بخشی از آنها طبق ادعای مجاهدین بایستی قبل از عملیات‌ »آفتاب» و «چلچراغ» آزاد شده باشند.
 
۶- در جلد چهارم نه‌زیستن نه مرگ (تا طلوع انگور) به موضوع آن‌ها و کمک‌هایی که مستقیماً و یا از طریق زنده یاد جعفر کاظمی (در بهمن ۸۹ اعدام شد) که آن موقع در فروشگاه زندان اوین مسئولیت داشت در اختیارشان می‌گذاشتیم اشاره کرده‌ام.
 
۷- البته بر خلاف قاضی‌القضات رژیم دکتر گلزاده غفوری در واکنش به ادعا‌های رژیم در مورد محارب بودن هواداران مجاهدین که به جوخه‌ی اعدام سپرده شدند می‌نویسد: 
«کسانی که آنجا [مجلس شورای اسلامی] به نام اسلام نشسته اند، در راه اسلام نیستند، این جوانها پاکترین افراد بودند که قصدشان خدمت به اسلام بود و این چنین رفتاری با آنان شد ، آن وقت حکومت که خودش هم غاصب است و هم محارب و در حقیقت خودشان موجب "اخافه مردم" هستند، برخلاف اصول و با دست پاچگی به نام محاربه با خدا و رسول، این جوانها را از بین بردند و تکه تکه کردند...»
(بخشی از کتاب "قضا در اسلام و نظام قضایی منسوب به اسلام"،/ پانویس صفحه 181/ تحت عنوان محارب و محاربه/ نوشته دکتر علی گلزاده غفوری)
 
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا)
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)