اشغال سفارت آمریکا: سرگذشت گرو‌گان‌گیران
 

اشغال سفارت آمریکا: سرگذشت گرو‌گان‌گیران
ایرج مصداقی

خامنه‌ای بیست و ششم دی‌ماه ۱۳۹۶ در دیدار خانواده شهید ییلاقی سخنانی را ایراد کرد که بخشی از آن ده روز بعد در پنجم بهمن ماه بطور هماهنگ در سایت‌‌های نظام اسلامی انتشار یافت.

او در مورد سرنوشت دانشجویان پیروخط امام گفت:‌

«جوان نسل اوّل، کسانی بودند که از روی احساسات، از روی هیجان [کار کردند]؛ احساسات بود، احساسات خوبی هم بود و همان احساسات کار کرد، یعنی یک نظام کهن را سرنگون کرد و اسلام را رو آورد.

این را ما کوچک نمی گیریم، امّا غالباً دانه‌دانه‌ی افراد ــ نمی‌گویم همه ــ از روی احساسات لانه‌ جاسوسی را آن روز رفتند و با شجاعت تمام گرفتند، امّا بعداً رفتند با آمریکایی‌ها صحبت کردند و عذرخواهی کردند.

این ناشی از چیست؟ ناشی از کم‌عمق بودنِ آن انگیزه است. آن انگیزه متّکی به یک زیرساخت محکم نبود؛ انگیزه بود، امّا زیرساختش محکم نبود.» [1]

هرچند خامنه‌ای و رفسنجانی هنگام تسخیر سفارت آمریکا، به همراه حسن روحانی و هادی غفاری و محمد منتظری و ... در سفر حج بودند و طبق گفته‌ی رفسنجانی چنانچه در تهران بودند اجازه نمی‌دادند چنین امری به وقوع بپیوندند. اما پس از اشغال سفارت هر دو به موج سواری پرداختند و خامنه‌ای در سال‌های اخیر برای تنگ‌کردن فضای سیاسی و مقابله با هرگونه گشایش ،بر طبل استکبار ستیزی کوبیده و از گروگانگیری و ... حمایت می‌کند.

صحبت‌های خامنه‌ای در مورد دانشجویان پیرو خط امام، انگیزه‌ای شد تا نگاهی داشته باشم به سرنوشت آن‌ها که در پی می‌آید.

درحالی که پس از بازگشایی دانشگاه‌ها در مهرماه ۱۳۵۸ انجمن‌های اسلامی و اعضای دفتر تحکیم وحدت دارای کمترین نفوذ در دانشگاه‌ها بودند و در اقلیت محض به سر می‌بردند، با یک توطئه‌ی حساب‌شده به منظور مطرح‌کردن خود و خلع شعار‌کردن نیروهای سیاسی مخالف، در ۱۳ آبان‌ماه سفارت آمریکا را اشغال کرده و دیپلمات‌های آمریکایی را به گروگان گرفتند و خود را «دانشجویان پیرو خط امام» خواندند.

دانشجویان پیرو خط امام در حدود ۳۰۰ دانشجو از دانشگاه‌های شریف و پلی تکنیک(امیرکبیر) و ملی(شهید بهشتی) و تهران بودند. دانشجویان دانشگاه علم و صنعت که نمایندگی‌شان با احمدی‌نژاد بود و بعدها در دولت وی پست‌های حساسی را اشغال کردند معتقد به تسخیر سفارت روسیه بودند و نقشی در اشغال سفارت آمریکا نداشتند اما آن‌ها نیز بعدها به این دسته از دانشجویان پیوسته و در سفارت حضور یافتند. علي احمدي، هاشمی ثمره و احمدی‌نژاد عناصر اصلی انجمن اسلامی علم و صنعت بودند. 

در واقع عناصر اصلی دفتر تحکیم وحدت نقش عمده را در جریان اشغال سفارت آمریکا به عهده داشتند.  

سازمان‌ مجاهدین خلق اولین نیرویی بود که به حمایت گسترده از این دانشجویان پرداخت و به همراه حزب توده و دیگر گروه‌های چپ بر آتش مبارزه «ضد‌امپریالیستی»‌ دمیدند.

 چهار پیام تاریخی "امام"، از انتشارات سازمان مجاهدین خلق (۱۳۵۸)

مجاهدین از اولین ساعات گروگانگیری با بسیج نیروهای تشکیلاتی‌ خود به صورت بیست‌و چهارساعته به گرم‌کردن فضای بیرون سفارت و خیابان‌های اطراف پرداختند و با شعارهای حمایت‌آمیز خود از اقدام دانشجویان تقدیر کرده و به یکی از بزرگترین بحران‌های سیاسی قرن بیستم دامن زدند.

شعار‌های ضد‌امپریالیستی و ضدآمریکایی و دعوت دانشجویان به افشاگری هرچه بیشتر توسط نیروهای تشکیلاتی مجاهدین تنظیم و سر داده می‌شد. نمایش فیلم «سقوط ۵۷» ساخته باربد طاهری توسط مجاهدین در پیاده‌روی مقابل سفارت، اعلام روزه سیاسی، طبخ و تقسیم آش در شب‌ها مقابل سفارت، برگزاری نماز جماعت و تنظیم شعارها تماماً به عهده‌ی مجاهدین بود. مسئولیت صحنه با سعید منبری یکی از کادرهای مجاهدین بود که در سال ۱۳۶۱در درگیری با نیروهای نظام کشته شد.‌ چریک‌های فدایی خلق نیز به منظور حمایت از دانشجویان پیروخط امام تظاهراتی را از دانشگاه تهران به سمت سفارت آمریکا سازمان دادند.

حزب توده که بره‌کشان‌‌اش بود. چرا که در اوج جنگ سرد به نیابت از حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی می‌توانستند شعارهای آمریکا‌ستیزانه داده و کشور را در مسیر دلخواه خود قرار دهند.

مجاهدین از این که خمینی آمریکا را «شیطان بزرگ» خواند و رابطه با آمریکا را رابطه‌ی «گرگ و میش»‌ نامید در پوست خود نمی‌گنجیدند. این سازمان در آذرماه ۱۳۵۸ شتابزده کتابی با عنوان ۴ «پیام تاریخی امام خمینی» انتشار داد که  دو پیام آن مربوط بود به «سخنان امام خمینی خطاب به نماینده ویژه‌ی پاپ» و «پیام امام خمینی به شورای امنیت فرمایشی به هنگام تشکیل این شورا برای رسیدگی به مسئله‌ی جاسوسان آمریکایی در ایران» [2]

اکثریت قریب‌ به اتفاق نیروهای سیاسی ایران به حمایت از اقدام دانشجویان پرداختند. یکی از اولین آثار گروگانگیری سقوط دولت بازرگان بود که بطور عجیبی با استقبال نیروهای سیاسی روبرو شد و صحنه‌ی سیاسی به صورت تعیین‌کننده‌ای به سمت قدرت‌گرفتن روحانیت و حزب جمهوری اسلامی و نیروهای ارتجاعی چرخید.

سپس نهضت آزادی با یک انشعاب روبرو شد و عزت‌الله سحابی با خروج علیه پدرش و بازرگان به حمایت از تسخیر سفارت آمریکا پرداخت و در سال ۱۳۶۰ از همین منظر برخلاف نظر نهضت‌آزادی به حمایت از برکناری بنی‌صدر و تحقق کودتای نیروهای ارتجاعی روحانیت و حزب‌جمهوری اسلامی پرداخت.

در پی گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا، سازمان چریک‌های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق، حزب توده، پیکار و دیگر نیروهای چپ به همراه ابراهیم یزدی و ابوالحسن بنی‌صدر و ... بی‌توجه به قوانین بین‌المللی خواهان محاکمه گروگان‌های آمریکایی شدند.

مجاهدین و حزب توده نیروهای اصلی مخالف آزادی گروگان‌های آمریکایی بودند. مجاهدین با شدت آن را سازش با امپریالیسم می‌خواندند و در همان دوره سرود‌های «نبرد با آمریکا»، «سرکوچه کمینه» را انتشار دادند که به ترور مستشاران آمریکایی در دهه‌ی ۵۰ اشاره داشت. این سازمان با فرصتی طلبی ترور‌های صورت گرفته توسط بخش مارکسیست لنینیست این سازمان را به نام خود جا می‌زد و با فریبکاری ترانه می‌ساخت «مجاهد پرکینه، سرکوچه کمینه، آمریکایی بیرون شو، خون‌ات روی زمینه». مسعود رجوی رهبر این سازمان هنگامی که می‌خواست به دامان آمریکایی‌ها بیاویزد منکر این ترورها شد و مسئولیت آن‌ها را متوجه‌ی بخش مارکسیست لنینیست این سازمان کرد. در مقاله‌ی «چه کسانی مستشاران آمریکایی را ترور کردند» در این مورد توضیح دادم. [3]

هیچ‌یک از این نیروها توجهی نداشتند که گروگانگیری نه تنها موجب بسته شدن فضا و بسط سرکوب در جامعه خواهد شد بلکه خود دانشجویان نیز با توجه به مشروعیتی‌ که کسب کرده‌اند به نیروهای سرکوبگر خواهند پیوست و اقدامات بعدی را سازمان خواهند داد. رفراندوم قانون اساسی، ایجاد بسیج، جا افتادن سپاه پاسداران، تلاش ناکام نیروهای آمریکایی در طبس، تحریم اقتصادی، فاجعه‌ی انقلاب فرهنگی، کودتای نوژه، جنگ ایران و عراق و ... از نتایج مستقیم این اقدام نابخردانه بود که باعث ویرانی ایران شد و کشور همچنان از آثار وخامت‌بار آن در عرصه‌های گوناگون رنج می‌برد. 

اصغر زاده در پاسخ به سوال نشریه اندیشه پویا که می‌پرسد چه شد که شما چهارده ماه در سفارت ماندید می‌گوید:‌

«دانشجویان چنین قصدی نداشتند. دانشجویان از یک مرحله‌ای به بعد دیگر در ماجرای سفارت نقشی نداشتند.

چه کسی نقش داشت؟

اصغرزاده: تصمیم‌گیری در خصوص سفارت و گروگان‌ها به عهده‌ی حکومت و بطور مشخص امام خمینی قرار گرفت. امام خمینی رهبر انقلاب از قضیه‌ی تسخیر سفارت برای ایجاد وحدت ملی و متحد کردن همه‌ی گروه‌ها استفاده کردند، مملکت از آشفتگی عبور کرد اما باید بگویم که دانشجویان نقش تصمیم‌‌گیر را در مورد گروگان‌ها نداشتند. 

این‌طور که شما می‌گویید دانشجویان از جایی به بعد کاره‌ای نبودند؟

 اصغرزاده: بله ما خودمان هم داخل سفارت تبدیل به گروگان شده بودیم. ما دانشجویانی بودیم که انقلاب را دوست داشتیم و نمی‌خواستیم انقلاب ضربه بخورد. » [4] 

ابتکار نیز در مصاحبه با بی بی سی تاکید می‌کند: «بسیاری از چیزهایی که اتفاق افتاد، از جمله آنچه که در رابطه با روابط ایران با غرب و آمریکا رخ داد، دانشجویان مستقیما در آن مداخله نداشتند و مداخله آن‌ها فقط در حد همان واقعه بود. بعد از آن دانشجویان اصلاً مداخله‌ای نداشتند و بخشی از روند تحولات نبودند.» [5]

بعد از شکست عملیات نیروهای آمریکایی در طبس، دانشجويان پیرو خط امام با همكاري اطلاعات سپاه به مسئوليت محسن رضايي گروگان‌ها را در دسته‌های مختلف در مشهد، ساري، تبریز، رشت، يزد، اصفهان، شيراز و چند شهر ديگر زندانی کردند. در اواسط تابستان ۵۹ در پی فرار ناموفق يكي از گروگان‌ها در توافق با اطلاعات سپاه پاسداران، گروگان‌ها در اختيار دولت رجايي قرار دهد. بدين ترتيب گروگان‌ها به زندان اوين و زندان کمیته مشترک منتقل شدند و سرنوشت گروگان‌ها را مجلس و مذاکرات بهزاد نبوی در الجزایر تعیین کرد. بهزاد نبوی و تیم همراه او که تجربه‌ای در مذاکرات و نحوه‌ی نگارش قرارداد‌های بین‌المللی نداشتند قرارداد خائنانه‌ی الجزایر را که باعث بر باد رفتن منافع مردم ایران بود امضا کردند و فی‌المجلس موجب میلیاردها دلار ضرر شدند.

دانشجویان پیرو خط‌ امام و دفتر تحکیم وحدت یکی از اهرم‌های نظام در تصفیه‌ی دانشگاه‌ها و سرکوب خونین پس از ۳۰ خرداد بودند.

غالب دانشجویانی که سفارت آمریکا را به اشغال در آوردند، پس از پایان گروگانگیری به وزارت کشور، وزارت خارجه، سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی، سپاه پاسداران و جهاد سازندگی پیوستند.

 

شورای مرکزی دانشجویان پیرو خط‌ امام

ابراهیم اصغرزاده، رضا سیف‌اللهی، محسن میردامادی، حبیب‌الله بیطرف و رحیم باطنی، شورای مرکزی دانشجویان را تشکیل می‌دادند. در کنار شورای مرکزی، اولین لایه علی‌اصغر زحمتکش، عباس عبدی، محمدرضا خاتمی، سیدمحمد هاشمی‌اصفهانی، موسی (اکبر) رفان، محسن امین‌زاده، رحمان دادمان، شمس‌الدین وهابی، وفا تابش، محمد نعیمی‌پور، حسین شیخ‌الاسلام و فروز رجایی‌فر بودند.

موسی (اکبر) رفان مسئولیت تدارکات را بر عهده داشت. محمدرضا خاتمی، محسن امین‌زاده، محمد نعیمی‌پور و معصومه ابتکار در واحد روابط‌ عمومی بودند و مهندس احمد حسینی بر کار آنها نظارت می‌کرد. حسین کمالی مسئول تبلیغات بود. محمد هاشم‌پور یزدان‌پرست، مسئول چاپخانه و انتشارات بود.

وفا تابش، حسین شیخ‌الاسلام و فروز رجایی‌فر نیز در کار بررسی اسناد سفارت بودند. معصومه ابتکار به خاطر تسلط به زبان انگلیسی تحت عنوان «خواهر ماری» مترجم بود وی بعدها سردبیر کیهان انگلیسی هم شد. شیخ‌الاسلام به دلیل آشنایی با زبان عربی و رجایی‌فر به دلیل آشنایی با زبان انگلیسی گاهی نقش مترجم را هم بازی می‌کردند.

حمید ابوطالبی نیز یکی از دانشجویانی بود که در امر ترجمه کمک می‌کرد و در دولت روحانی به همین دلیل نتوانست به نمایندگی دولت جمهوری اسلامی ایران در نیویورک برود. او هم‌اکنون رئیس گروه مطالعات آسیای مرکز تحقیقات استراتژیک و معاون سیاسی دفتر حسن روحانی  است. وی پیش از این سفیر جمهوری اسلامی در استرالیا، اتحادیه اروپا، بلژیک، ایتالیا، مدیرکل سیاسی وزارت امور خارجه و معاون سیاسی دفتر رییس‌جمهور بود.

عباس ورامینی همراه با علی‌اصغر زحمتکش مسئول واحد عملیات و پاس بخش بودند. سعید حجاریان که در کمیته دوم ارتش بود به عنوان یک نیروی امنیتی با یک همراهانش پس از اشغال سفارت به دانشجویان پیوست و مسئولیت بازجویی از گروگان‌ها را به عهده گرفت. او همچنین در کنار کار بازجویی به دانشجویان نهج‌البلاغه درس می‌داد و به تحلیل تئوریک مبارزه با امپریالیسم و آمریکا و ... می‌پرداخت.

علی‌اصغر زحمتكش مسئول عمليات اشغال سفارت و گروگان‌گیری هم بود. گفته می‌شود او تنها فردی بود كه در دادگاه‌هاي امريكا به خاطر بازداشتن يكي از گروگان‌ها از نابود كردن اسناد تحت پيگرد قرار گرفت. وی دانشجوی ورودی سال ۵۲ دانشگاه شریف و فارغ التحصیل سال ۶۴ از همان دانشگاه است. او پس از پایان جنگ به شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران می‌رود و تا ۱۳۸۴ که بازنشسته شد در همان‌جا خدمت کرد.

دانشجویانی که به سپاه پیوستند

پس از حمله‌ی نظامی عراق به ایران، دانشجویان پیرو خط امام که به تازگی از نگهداری گروگان‌ها، فارغ شده بودند و در دوران حفاظت از گروگان‌ها، دوره‌های آموزش نظامی را به صورت کامل در پادگان‌های شمال کشور گذرانده بودند، به جبهه‌های جنگ رفتند.

آموزش نظامی دانشجویان بعد از اشغال سفارت در اواخر آذر و اوایل دی‌ماه در داخل سفارت آغاز شد. سرهنگ شهرام‌فر از ارتش و نوری از تیپ نوهد گارد شاهنشاهی و محمودی مسئولیت آموزش را به عهده داشتند و رزم انفرادی، جهت‌یابی، تخریب، عملیات ضدچریک، آشنایی با تسلیحات مختلف و کار با انواع اسلحه و...، را به دانشجویان آموزش دادند. آن‌ها سپس در دسته‌های مختلف به اردوی نظامی در جنگل‌های مرزن‌آباد اعزام شدند و آموزش‌های مختلفی در زمینه تیراندازی با هدف ثابت و متحرک، تیراندازی در حال حرکت، عملیات راپل که عبور از دره با طناب است و سقوط آزاد و ... دیدند. [6]

ارتباطات گسترده‌ی قبلی با سپاه پاسداران سبب شد تا اکثر دانشجویان به این نیرو و اطلاعات سپاه و اطلاعات نخست‌وزیری بپیوندند.

رضا سیف‌الهی متولد ۱۳۳۶ دانشجوی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف از مؤسسین سپاه پاسداران و جهاد سازندگی اصفهان است. وی مدتی مسئولیت واحد اطلاعات سپاه را به عهده گرفت و سپس به ریاست ستاد مرکزی سپاه و همچنین فرماندهی سپاه دوم سیدالشهدا رسید. وی ۱۲ فروردین ۱۳۷۰ به فرماندهی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی رسید و سپس از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵فرمانده این نیرو شد.  وی از سال ۱۳۷۵ به عنوان معاون هماهنگ کننده مجمع تشخیص مصلحت نظام مشغول فعالیت شد. وی هم اکنون به عنوان معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی مشغول به فعالیت است.

موسی (اکبر) رفان متولد ۱۳۳۷ در کازرون، مهندس برق، اولین فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران است. وی بنیانگذار مرکز آموزش زبان‌های خارجی نیروی هوایی سپاه، مرکز آموزش و تعمیرات سیستم‌های موشکی زمین به هوا و زمین به زمین در سال‌های جنگ ایران و عراق، مرکز آموزش خلبانی نیروی هوایی سپاه و مرکز تحقیقات و تولید پهپاد در طول سال‌های جنگ ایران و عراق بوده است.

حسین دهقانی پوده در اسفند ۱۳۳۵، در پوده اصفهان به دنیا آمد. وی فرمانده سپاه تهران و فرمانده قرارگاه ثارالله در دهه‌ی ۶۰، قائم‌مقام فرمانده نیروهای هوایی سپاه، دومین فرمانده نیروی هوایی سپاه بوده است. او همچنین فرماندهی رده‌های مختلف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران جنگ، وزیر سابق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و مشاور فرماندهی کل قوا در حوزه صنایع دفاعی و پشتیبانی از نیروهای مسلح به عهده داشته است. علاوه بر این‌ها وی معاونت رئیس جمهور، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در دولت‌های هشتم و نهم، جانشینی وزارت دفاع در دولت‌های هفتم و هشتم را عهده‌دار بوده است.

علیرضا افشار متولد ۱۳۳۰ در مشهد، دانشجوی مکانیک، از سال ۵۸ تا ۶۱ عضو شورای مرکزی جهاد سازندگی،  جانشین و ریاست ستاد مرکزی و سخنگویی سپاه از سال ۶۱ تا ۶۷، فرمانده نیروی مقاومت بسیج از سال ۶۸ تا ۷۶.  (۶۸ تا ۷۶) ، ریاست دانشگاه امام حسین از سال ۷۶ تا ۷۹، معاون فرهنگی ستادکل و رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس در سال‌های ۷۹ تا ۸۳، معاونت فرهنگی و امور مجلس ستاد کل نیروهای مسلح از ۸۳ تا ۸۶، وی همچنین در دوران وزارت کشور پورمحمدی و صادق محصولی، سمت‌های معاونت سیاسی و اجتماعی وزارت کشور را تجربه کرد.

 

محسن میردامادی نجف‌آبادی  متولد ۱۳۳۴ نجف‌آباد، پایه‌گذاری و تأسیس جهاد سازندگی، اولین معاون روابط بین‌الملل سپاه در سال ۱۳۵۹، آغاز فعالیت در سازمان حج و زیارت، «بعثه امام خمینی» در سال ۱۳۶۰، معاون سیاسی دادستانی کل کشور در سال ۱۳۶۳، معاون پشتیبانی جنگ وزارت فرهنگ و آموزش عالی، قائم مقام رئیس بعثه امام خمینی در سال ۱۳۶۴، تلاش برای تسخیر کعبه در سال ۱۳۶۶ که منجر به کشته شدن صدها حاجی ایرانی و خارجی شد، استاندار خوزستان در دوران کشتار ۶۷ رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجلس ششم. او در کودتای انتخاباتی ۸۸ دستگیر و ۶ سال زندان بود.

رحمان دادمان متولد ۱۳۳۵ اردبیل، در سال ۱۳۵۳ در رشته‌ی مهندسی راه و ساختمان دانشگاه تهران پذیرفته شد. وی از فرماندهان سپاه پاسداران و از عوامل سرکوب آذربایجان و فرمانده سپاه پاسداران آذربایجان شرقی به انتخاب آیت‌الله مدنی و کاندیدای حزب جمهوری اسلامی بود. با این حال در تابستان ۱۳۶۰ اعتبارنامه‌ی وی در مجلس شورای اسلامی تصویب نشد. دلیل رد اعتبارنامه‌ی وی حضور در یک عکس دسته جمعی با موسی خیابانی بود. در ابتدای پیروزی انقلاب ظاهراً او از مجاهدین حمایت می‌کرد. این عکس یک هفته پس از پیروزی انقلاب گرفته شده بود. به مناسبت سالروز قیام تبریز و قدرت‌نمایی، رژه‌ مسلحانه‌ای در سطح شهر برگزار شد. در این عکس موسی خیابانی و محسن سیاه کلاه و رحمان دادمان و تعدادی از شرکت‌کنندگان در رژه، در حالی که سوار یک نفربر بودند، همراهانشان از آن‌ها عکس گرفتند. مجاهدین بعدها با فریبکاری به گونه‌ای تبلیغ می‌کردند که گویا این عکس مربوط به ۲۲ بهمن و سقوط رژیم شاهنشاهی است و موسی خیابانی شخصاً در حمله به پادگان‌های نظامی رژیم شرکت داشته است. در حالی که این‌ یک عکس صرفاً تبلیغاتی بود که روز ۲۹ بهمن ۵۷ گرفته شده بود.

رحمان دادمان بعدها مسئول ستاد عملیاتی سپاه پاسداران، جانشین معاونت کل لجستیک و تدارکات سپاه، مدیرعامل شیلات و... شد و عاقبت به عنوان وزیر راه به دولت خاتمی راه یافت و در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۰ در سانحه هوایی مشکوک همراه با معاونانش و نمایندگان استان گلستان و ... کشته شد. از قرار معلوم در هواپیما پیش از پرواز خرابکاری صورت گرفته بود که باعث آتش گرفتن آن شد. وی با آن که یکی از گروگان‌گیران و زندانبانان دیپلمات‌های آمریکایی بود به سادگی از انگلستان ویزای تحصیلی گرفت و همراه با خانواده‌اش سال‌ها در این کشور به زندگی و تحصیل مشغول بود.

فرزند وی علی دادمان که از او به عنوان «بسیجی اقتصادی» نام‌ می‌بردند و روابط نزدیکی با بیت‌‌رهبری داشت به علت سرطان درگذشت. عوامل رژیم کوشیدند مرگ او را به «ترور بیولوژیک» توسط دشمنان نظام نسبت دهند.

احمدرضا کاظمی، علی‌اصغر زحمتکش، محمد نعیمی‌پور و عبدالحسین روح‌الامینی نیز از جمله پاسداران دهه۶۰ بودند.

نعیمی‌پور متولد ۱۳۳۴ کارشناس مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف؛ زمانی مجری طرح سد و نیروگاه کارون بود و زمانی دیگر مدیر مطالعات مرکز تحقیقات استراتژیک شد. وی همچنین روزنامه یاس نو را راه اندازی کرد که عمر آن دیری نپایید و توقیف شد.

با تشکیل وزارت اطلاعات از آن‌جایی که نعیمی‌پور در اطلاعات سپاه فعال بود به این نهاد پیوست و مدیرکل بولتن‌های وزارت اطلاعات شد. وی سال‌ها در وزارت نیرو در پروژه‌های سدسازی و نیروگاه سازی فعال بود. او همچنین نماینده مجلس ششم و از گردانندگان جبهه مشارکت اسلامی بود. در بهار ۱۳۸۳به خاطر بیماری مدت‌ها در سی سی یو بستری بود و سپس برای درمان به لندن فرستاده شد. وی در جریان کودتای انتخاباتی ۸۸ دستگیر شد و به ۲ سال زندان محکوم شد. محمدحسین نعیمی پور فرزند وی نیز در جریان سرکوب ۸۸ در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد.

محمدرضا خاتمی با آغاز انقلاب فرهنگی به سپاه پاسداران پیوست. وی از طریق ازدواج با زهرا اشراقی با خانواده‌ی خمینی وصلت کرد و سپس نایب رئیس مجلس ششم شد.  روح‌الامینی که نیز پس از سال‌ها خدمت در سپاه ریاست انستیتو پاستور را به عهده گرفت و عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی شد. محسن‌ روح‌الامینی پسر او در کهریزک به قتل رسید. وی یکی از بنیانگذاران جمنا و حامیان سید‌ابراهیم رئیسی بود که دستگاه قضایی تحت حاکمیت وی فرزندش را به قتل رساند. وی در جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی نیز با حسین فدایی همراه بود که از گردانندگان کهریزک به شمار می‌رفت .

 

کشته شدگان در جنگ

در جریان جنگ با عراق بسیاری از دانشجویان پیرو خط امام کشته شدند.

سیدحسین علم‌الهدی در سال ۱۳۳۷ در اهواز متولد شد. او در سن ۱۴ سالگی در  اهواز در جریان ورود یک سیرک مصری که متشکل از رقصنده‌های مصری بود،در هنگام ظهر، به کمک کریم سیلاوی و دیگر دوستانش سیرک را به آتش می‌کشند. در سال ۱۳۵۶ در رشته تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد و در آن‌جا با سیدعلی خامنه‌ای و عبدالکریم هاشمی‌نژاد آشنا شد.

او در بازگشت به اهواز سازمان موحدین را تشکیل داد. مهم‌ترین اقدام این گروه ترور  پل گریم مدیر ارشد عملیات بهره‌برداری و تولید نفت مناطق جنوب در سال ۱۳۵۷ بود.  وی سال ۱۳۵۷ به تلافی آتش زدن مسجد کرمان، شهربانی کرمان را به آتش کشید که منجر به دستگیری او شد. وی به همراه هادی کرمی اقدام به ترور غلامحسین دانشی روحانی عضو مجلس شورای اسلامی کردند. وی در حمله به ساختمان شهربانی اهواز و پادگان لشکر ۹۲ زرهی ارتش شرکت داشت. و در جریان اعدام‌های لجام‌گسیخته در خوزستان فعال بود.

وی به عضویت شورای فرماندهی سپاه پاسداران خوزستان درآمد و به فرماندهی سپاه هویزه رسید. وی به همراه حجت‌الاسلام هادی کرمی که در ترور دانشی مشارکت داشت یک ماه پس از اشغال سفارت به دانشجویان پیوست و به دستور خامنه‌ای با انتشار اسناد به دست‌آمده در سفارت در ارتباط با تیمسار احمد مدنی توطئه‌ی حزب جمهوری اسلامی برای رد صلاحیت او در مجلس شورای اسلامی را به مورد اجرا گذاشت.  وی در دیماه ۱۳۵۹ در عملیات نصر در هویزه کشته شد.

محسن وزوایی متولد پنجم مرداد ماه ۱۳۳۹در سال ۱۳۵۵ در رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد. وی که در سفارت آمریکا، مسئولیت اطلاعات- عملیات را برعهده داشت، چند ماه زودتر از آغاز جنگ به سپاه پاسداران پیوست. وی که فرمانده تیپ ۱۰ سید‌الشهدا بود در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ کشته شد. او همچنین یکی از مسئولان اطلاعات سپاه بود.      

عباس ورامینی متولد ۱۳۳۳ دانشجوی رشته‌ی مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی که مسئولیت آموزش نظامی دانشجویان را برعهده داشت در سال ۱۳۶۱ به فرماندهی ستاد لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) منصوب شد. مسئولیت سپاه ۱۱ قدر و قرارگاه نجف اشرف از دیگر مسئولیت‌های او بود. ورامینی سرانجام در ۲۸ آبان ۶۲ در ارتفاعات کانی‌مانگا و در عملیات والفجر ۴ به کشته شد.

محمود شهبازی دستجردی در سال ۱۳۳۷ در اصفهان به دنیا آمد. در سال ۱۳۵۶ در رشته مهندسی دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شد. فرمانده سپاه همدان و جانشین فرمانده تیپ ۲۷ محمّد رسول الله(ص) بود که در آستانه آزادسازی خرمشهر کشته شد.

غلامحسین بسطامی در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۳۸ در شاهرود به دنیا آمد. در رشته‌ی مهندسی راه و ساختمان دانشگاه پلی‌تکنیک مشغول تحصیل شد. او در سرکوب کردستان شرکت فعال داشت. و در سفارت آمریکا در واحد عملیات مسئول حفاظت از گروگانها بود. پس از اینکه تعدادی از گروگانها جهت نگهداری و حفاظت بیشتر به شهرستان‌های مختلف انتقال داده شدند او حفاظت از گروگان‌ها در شهرهای شیراز و قم و محلات را به عهده داشت. وی در تاریخ ۷ اردیبهشت ۱۳۶۲ در حالی که فرمانده سپاه سوسنگرد بود کشته شد .

حسن سیف در مهرماه ۱۳۳۸ به دنیا آمد. در سال ۱۳۵۶ در رشته‌ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شد و در سال ۱۳۶۲ در طلائیه کشته شد.

فضل الله میرعابدینی، دانشجوی داروسازی دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۹ به عنواون اولین دانشجوی پیروخط امام در آبان ۱۳۵۹ در سوسنگرد کشته شد.

غلامحسین احمدی، در بهمن ۱۳۳۶ در اصفهان به دنیا آمد. در سال ۱۳۵۵ در رشته‌ی مهندسی برق دانشگاه امیرکبیر پذیرفته شد. وی در سال ۱۳۵۹ به عضويت رسمي سپاه پاسداران درآمد و راهي كردستان گشت. در عملیات محرم در منطقه عین‌خوش در تاریخ ۱۷ آبان ۱۳۶۱ کشته شد.

افریدون صدری، متولد ۱۳۳۴ اصفهان، دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه شیراز در جبهه الله اکبر در تاریخ ۸ آبان ۱۳۶۰ کشته شد. 

اسدالله شیران، در سال ۱۳۳۹ در اصفهان به دنیا آمد. وی دانشجوی رشته‌ کاربرد کامپیوترو برنامه‌ریزی دانشگاه شهید بهشتی بود و در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۶۱ کشته شد.

حبیب برادران توکلی در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۳۸ در تهران به دنیا آمد. دانشجوی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در ۲۵ آبان ۱۳۵۹ در سوسنگرد کشته شد. 

حسین میرسلطانی، در سال ۱۳۴۰ در تهران به دنیا آمد. وی دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف بود و در گروه ضربت دانشجویان در سفارت آمریکا بود. وی به عضویت سپاه پاسداران تبریز درآمد و نقش محافظت از گروگان‌ها در تبریز را به عهده داشت. او در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۵۹ در سوسنگرد کشته شد.

سیداحمد رحیمی در فروردین ۱۳۳۸  در بیرجند به دنیا آمد و در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران به تحصیل پرداخت. وی در ۲۴ فروردین ۱۳۶۳ در والفجر مقدماتی کشته شد. 

سید احمد کدخدازاده در ۲۱ آبان ۱۳۳۹ در قائم شهر به دنیا آمد  ودر رشته‌ی مهندسی مکانیک دانشگاه امیر کبیر به تحصیل پرداخت. وی در ۱۳ خرداد ۱۳۷۱ در شلمچه کشته شد.

جلیل شرفی در سال ۱۳۳۶ در فسا به دنیا آمد و در سال ۱۳۵۶ در رشته‌ی مکانیک دانشگاه امیرکبیر به تحصیل پرداخت. وی در عملیات والفجر ۲ در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۶۲ کشته شد.

حسین شوریده در سال ۱۳۳۵ در گناباد به دنیا آمد و در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. وی قائم مقام جهاد سازندگی استان تهران بود و در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۶۱ در عملیات بیت‌المقدس کشته شد

هوشنگ ترکاشوند در سال ۱۳۳۵ در ملایر به دنیا آمد. وی در سال ۱۳۵۴ در رشته‌ی ادبیات فارسی دانشگاه تهران پذیرفته شد. و در تاریخ ۸ آبان  ۱۳۶۲ کشته شد.

رحمان یا علی مدد در شهریور ۱۳۳۷ در بوشهر به دنیا آمد و در رشته‌ی مهندسی عمران به تحصیل پرداخت. وی در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۳۶۰ در سوسنگرد – بستان کشته شد. 

علی حاتمی در سال ۱۳۳۷ در تهران به دنیا آمد و در رشته‌ی دامپزشکی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و در دیماه ۱۳۵۹در هویزه کشته شد. وی جزو اولین کسانی بود که از دیوار سفارت امریکا بالا رفتند. در عکس معروف ورود دانشجویان از بالای در، علی حاتمی در حالی که به دوربین نگاه می‌کند، دیده می‌شود.

مجید مؤذن صفایی در سال ۱۳۳۶ در اصهفان به دنیا آمد و در رشته‌ی مهندسی صنایع دانشگاه شهریف به تحصیل پرداخت و در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۱ در دارخوین کشته شد.

محسن ماندگار در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۳۶ به دنیا آمد. در سال ۱۳۵۵ در رشته مهندسی متالورژی دانشگاه صنعتی شریف به تحصیل پرداخت و در ۲۸ آبان سال ۱۳۶۲ در ارتفاعات کانی‌مانگا کشته شد.

محمدحسین بهادری فر در سال ۱۳۳۸ در تهران به دنیا آمد و به تحصیل در رشته‌ی فیزیک در دانشگاه شهید بهشتی مشغول شد. وی در سال ۱۳۶۱ در علمیات فتح‌المبین مفقود‌الاثر شد

سیدجمال میر امیرخانی در سال ۱۳۳۶ در اصفهان به دنیا آمد و در رشته برق دانشگاه صنعتی شریف مشغول تحصیل شد. وی در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۱ در خرمشهر کشته شد.

محمد فاضل در تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ در سبزوار به دنیا آمد و در رشته‌ی مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف مشغول تحصیل شد و در ۱۶ دیماه ۱۳۵۹ در هویزه کشته شد.

کمیل میرزازاده در سال ۱۳۳۸ در آبادان به دنیا آمد و رشته‌ی زیست‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی مشغول تحصیل شد. وی در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۳۶۱ در بوکان کشته شد.

حسین اقدامیان در سال ۱۳۳۷ در همدان به دنیا آمد و در دانشکده مدرسه عالی ساختمان به تحصیل مشغول شد. وی در ۹ مهرماه ۱۳۷۱ در سومار کشته شد.

محمد بهبهانی در سال ۱۳۴۰در اصفهان به دنیا آمد و در سال ۱۳۵۸ در رشته‌ی مهندسی عمران دانشگاه صنعتی شریف مشغول تحصیل شد و در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۶۲ در منطقه‌ی پنجوین در علمیات والفجر ۴ کشته شد.

بهروز سلطانی در سال ۱۳۳۶ در آبادان به دنیا آمد و در رشته‌ی مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف مشغول تحصیل شد. وی در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۶۱ در عملیات بیت‌المقدس در خرمشهر کشته شد.

ناصر فولادی در سال ۱۳۳۸ در کرمان به دنیا آمد و در رشته‌ی مهندسی مواد دانشگاه صنعتی شریف به تحصیل مشغول شد. وی در سال ۱۳۶۱ در خرمشهر کشته شد.

مهدی قلی جوزی نجف آبادی درتایخ ۳ فروردین ۱۳۳۶ در آبادان به دنیا آمد و در رشته‌ی اقتصاد دانشگاه تهران مشغول تصحیل شد. وی یکی از فعالان انقلاب فرهنگی بود و در ۱۳ دی ۱۳۶۰ کشته شد.

محمد بولوردی در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۳۹ در ملایر به دنیا آمد. و در رشته‌ی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف به تحصیل مشغول شد. وی یکی از عوامل دادستانی انقلاب اسلامی مرکز بود که همراه با دیگر جانیان در ۲۱ فروردین ۱۳۶۲ در فکه کشته شد و به مدت ۹ سال مفقود‌الاثر اعلام شد. 

علی صبوری در اسفند ۱۳۳۹ در تهران به دنیا آمد. در سال ۱۳۵۷ در رشته‌ی معدن دانشگاه امیرکبیر پذیرفته شد. پس از توزیع گروگان‌های آمریکایی در شهر‌های مختلف وی به همراه تعدادی از گروگان‌ها به قم عزیمت کرد و به نگهبانی از آن‌ها مشغول شد و در همانجا به عضویت سپاه پاسداران درآمد. وی مسئولیت واحد مهندسی رزمی لشکر محمد‌رسول‌الله را به عهده داشت و در عملیات خیبر در سال ۱۳۶۲ کشته شد.

علیرضا هادی‌پور در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۳۶ در کرج به دنیا آمد. در رشته‌ی مهندسی معدن دانشگاه امیرکبیر به تحصیل پرداخت و در ۲۴ بهمن ۱۳۶۱ کشته شد.

محمدجعفر ذاکر در سال ۱۳۳۴ در تهران به دنیا آمد. محمد جعفر که در رشته‌ی اقتصاد تحصیل می‌کرد در سال ۵۷ به خاطر مبارزات دانشجویی مدت کوتاهی توسط ساواک بازداشت شد. پس از پیروزی انقلاب، در كمیته اداره دوم ارتش که مسئولیت آن به‏عهده محمد كاظم پیرو رضوی بود به فعالیت پرداخت. وی سپس همراه با دیگر اعضای کمیته اداره دوم، اطلاعات نخست‌وزیری را تشکیل دادند.

وی به همراه تقی محمدی با مسئولیت سعید حجاریان از سوی «کمیته دوم» که نهادی اطلاعاتی و  امنیتی بود، بازجویی از گروگان‌های آمریکایی را به عهده داشتند.

 

 از راست تقی محمدی، باری روزن، محمدجعفر ذاکر

از راست نفر دوم تقی محمدی، باری روزن، محمدجعفر ذاکر

وی سپس مسئولیت اطلاعات سپاه پاسداران آذربایجان را پذیرفت و نقش مهمی در سرکوب نیروهای سیاسی در کنار موسوی تبریزی داشت. وی بعدها به تهران منتقل شد و به جنایاتش ادامه داد.

پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، محمود، محمدباقر، محمد‌جواد و جلال و دو خواهرشان به نام‌های حوریه و صدیقه به همراه پدر و مادرشان عباس ذاکر و سکینه محمدی اردهالی در ارتباط با مجاهدین دستگیر و زندانی شدند. همسر محمدجواد نیز دستگیر شده بود.

قبل از این که مادر به اوین منتقل شود، محمدجعفر با وی در پادگان عشرت‌آباد که یکی از بازداشت‌گاه‌های سپاه پاسداران در آن‌ قرار داشت، دیدار کرده بود. مادر به صراحت به او گفته بود شیرم را حلالت نمی‌کنم. مادر ذاکر در دیماه ۱۳۶۰ اعدام شد در حالی که هیچ‌ اتهامی نداشت.

سرنوشت متفاوت سه دانشجوی پیرو خط امام

تقی محمدی یکی از اعضای حلقه‌ نازی‌آباد و از نزدیکان حجاریان بود. وی به کار آزاد مشغول بود و به نقاشی علاقمند. وی که یکی از اعضای کمیته دوم و بعدها اطلاعات نخست‌وزیری بود در سال ۱۳۶۴ در جریان پرونده‌‌سازی لاجوردی و دادستانی انقلاب اسلامی مرکز برای رقبایشان در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دستگیر شد. بازجویی وی به عهده‌ی غلامحسین محسنی اژه‌ای‌ بود. وی در اثر فشارهای وارده در سلول انفرادی خود در اوین خودکشی کرد. وی در سفارت مسئولیت بازجویی از آمریکایی‌ها را به عهده داشت. وی پیش از دستگیری کاردار ایران در افغانستان بود. همانگونه که امیرانتظام را از طریق وزارت‌ خارجه به ایران خواسته و دستگیرش کردند، وی نیز از افغانستان به ایران فراخوانده شد و دستگیر شد.

مهدی رجب بیگی در ۲ بهمن ۱۳۳۶ در دامغان به دنیا آمد. در سال ۱۳۵۴ به دانشکده فنی دانشگاه تهران راه یافت و به تحصیل در رشته‌ی مهندسی راه و ساختمان مشغول شد. وی از سوی دانشجویان در نماز جمعه سخنرانی می‌کرد و بیانه‌های آن‌ها را می‌خواند. وی نماینده دانشجویان خط امام در گردهمایی جنبش‌های آزادی بخش بود.  او به عضویت شورای مرکزی جهاد سازندگی درآمد و در درگیری با نیروهای مجاهدین در ۵ مهر ۶۰ در خیابان ولی‌عصر کشته شد. رجب‌بیگی از سال‌ها قبل با انتشار نشریه طنز بی‌مایه‌ای به نام «جیغ و داد» با نیروهای چپ درگیر بود.

عباس زریباف»، متولد ۱۳۳۱ در اصفهان، دانشجوی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف بود. او در سال ۵۳ از طریق «علیرضا الفت» با سازمان مجاهدین آشنا شد و در سال ۱۳۵۸  در بخش اطلاعات مجاهدین مشغول فعالیت شد.

زریباف که دانشجوی دانشگاه شریف بود، در جریان تسخیر سفارت آمریکا به عنوان یکی از دانشجویان پیروخط امام حضور داشت. وی بر اساس خط مجاهدین تشکیل کنفرانس نهضت‌های آزادیبخش را که دانشجویان پیروخط امام برپا کردند به عهده داشت. در آن دوران مسعود رجوی نیز با تعدادی از شرکت‌کنندگان که بعدها مشخص شد همچون نور میسیواری رهبر جنبش مسلمانان مورو در فیلی‌پین به القاعده نزدیک هستند دیدار کرد و گفتگو کرد. زریباف مسئولیت این کنفراس را به عهده داشت.

پس از پایان گروگانگیری وی به اطلاعات سپاه پاسداران پیوست که توسط محسن رضایی اداره می‌شد. وی در ای نهاد امنیتی عضو واحد اطلاعات موسوم به «ستاد تهران» شد که مسوولیت اصلی آن برخورد با «گروهک‌های ضدانقلاب» و درراس آن ها، سازمان مجاهدین بود. وی همچنین مسئول «شنود تلفنی» ستاد تهران اطلاعات سپاه بود. محسن رضایی فرمانده وقت اطلاعات سپاه در مورد او می‌گوید:‌

«منافقین در تشکیلات ما یک فرد نفوذی به نام عباس زریباف داشتند که پانزده دقیقه قبل از اینکه به محل کار من حمله شود، به داخل اتاق آمد و پس از احوالپرسی در را بست و رفت. ربع ساعت بعد، به محل کار من در ساختمان ستاد مرکزی حمله شد. ما در قسمت شمالی ستاد جایی مستقر شده بودیم که دیوار دور ساختمان‌ها با ساختمان ستاد کمتر از ده متر فاصله داشت. منافقین از دو کوچه بن‌بست منتهی به این دیوار با دو وانت و دو تیم عملیاتی مجموعاً نه نفر ـ با آر. پی. جی۷ محل اقامت من را از دو نقطه شمال به جنوب و ازسمت غرب به شرق هدف قرار دادند و درمجموع، پنج گلوله آر. پی. جی۷ به‌صورت ضربدری به اتاق من شلیک کردند.» [7]

 وی در سال ۱۳۶۱ از ایران خارج شد. وی در مقر مجاهدین در اورسورواز فرانسه مسئولیت‌های امنیتی داشت و در عملیات فروغ جاویدان در مردادماه ۱۳۶۷ کشته شد.

سرنوشت عبر‌ت‌آموز حجاریان

سرنوشت حجاریان عبرت‌آموز است. وی که توسط سینه‌چاکان خامنه‌ای و اعضای بسیج سپاه پاسداران که در پی اشغال سفارت آمریکا خمینی دستور تشکیل‌اش را داده بود در مقابل شورای شهر ترور شد. وی پس از درمان اولیه به بیمارستان «مونته ساینا» یکی از معتبرترین بیمارستان‌های نیویورک که متعلق به یهودیان است منتقل شد.

حجاریان که مسئولیت بازجویی از گروگان‌های آمریکایی را به عهده داشت با سعه صدر مقامات آمریکایی مواجه شد و به نیویورک رفت. او در سال ۵۸ در سفارت آمریکا به دانشجویان «نهج‌البلاغه» درس می‌داد و خواسته‌ی اصلی‌شان عدم درمان سرطان شاه در بیمارستان نیویورک و تحویل وی به ایران بود.

حجاریان می‌گوید:‌

«آنجا مرا به بخش نورولوژی بردند که در آن بخش پزشکان بسیار با محبتی حضور داشتند و بسیار مرا مورد لطف خود قرار دادند و گفتند مرا به صورت رایگان درمان خواهند کرد. تمام پزشکان حاضر در آن بخش دارای ریش بلند و عرق‌چین بودند و این مساله بعد از مدتی مرا دچار نگرانی کرد. یاد کاشان خودمان افتادم. زمان کودکی تابستان‌ها که به آنجا می‌رفتیم یک مرد کلاه‌شاپو به سر به محض اینکه پایش را به محل می‌گذاشت بچه‌های محله پا به فرار می‌گذاشتند و فریاد می‌زدند «شوفط» آمد. پدر و مادر‌ها بچه‌هایشان را زیر بغل می‌زدند و شوفط با تیغ جراحی آن‌ها را ختنه می‌کرد و همیشه ترسی از شوفط در دل بچه‌های آن محله‌ها در کاشان بود. بعد‌ها شوفط به اسرائیل رفت و خاخام شد و «گدیدیا شوفط» نام گرفت که بلندمرتبه‌ترین ربای یهودیان است. بعد از اتمام معاینات یکسره به دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل رفتم که در آن زمان آقای دکتر ظریف مسئول نمایندگی ایران بودند و ماجرا را برایش تعریف کردم و گفتم که همه پزشکان می‌گویند این بیمارستان بهترین در این امور است اما من می‌ترسم یهودی بودن کادر این بیمارستان برایم دردسرساز شود، آقای دکتر ظریف با تهران تماس گرفتند و به من اعلام کردند که صلاح دانسته نشده که من در آنجا بستری شوم. من هم عطای درمان در آنجا را به لقایش بخشیدم و به سمت واشنگتن حرکت کردم و در مرکز ملی بازتوانی واشنگتن بستری شدم... در مرکز بازتوانی واشنگتن برای آب‌درمانی باید به استخر بیمارستان می‌رفتم. وقتی برای تمرین مرا به استخر بردند، متوجه شدم استخر مختلط است لذا من اعلام کردم که به این استخر نمی‌روم. خلاصه بعد از صحبت با رئیس مرکز که نسبت به من خیلی لطف داشت قرار شد یک سانس خارج از ساعت اداری به من اختصاص دهند تا روند آب‌درمانی‌ام را با یک پزشک مرد طی کنم. یکی از روزهای تمرینم در استخر، پیرزنی از نیروهای خدماتی بیمارستان که مشغول نظافت بود نظرم را جلب کرد. بنده خدا با روسری و حجاب مشغول کار بود، تا چشمش به من افتاد با ترس رویش را از من برگرداند. به پزشکم گفتم او چرا این‌گونه رفتار می‌کند. پیرزن را صدا کرد و از او دلیل را جویا شد. او گفت: به من گفته‌اند نباید حین آب‌درمانی شما را ببینم. در واقع ماجرای ملاحظه من برای نرفتن به آب‌درمانی مختلط با زنان را برای او برعکس جا انداخته بودند. گو اینکه آن‌ها نباید مرا هنگام آب‌درمانی می‌دیدند. پیرزن سیاه‌پوست بخت‌برگشته برای اینکه خللی در روند آب‌درمانی وارد نشود با حجاب و پوشش کامل و بدون اینکه مرا نگاه کند مشغول نظافت کردن محیط استخر بود. وقتی ماجرا را فهمیدم کلی خندیدم و برایش توضیح دادم که این‌قدر سختگیری لازم نیست برای خودش درست کند .» [8]

نقش‌آفرینی در پست‌های کلیدی

پس از پایان ماجرای گروگان‌گیری، بسیاری از دانشجویان که به خاطر انقلاب فرهنگی دانشگاه‌ها را تعطیل می‌دیدند، جذب دستگاه و سازمان‌های دولتی و «نهاد‌های انقلابی» شدند. حسین شیخ‌الاسلام، یکی از سخنگویان دانشجویان پیرو خط امام، که به جناح راست وابسته بود اولین انتصاب یکی از دانشجویان به سمتی ارشد در دولت بود. وی به معاونت سیاسی وزارت خارجه رسید و به مدت ۱۶ سال در تمام دوران ولایتی در این معاونت ماند و سپس ۳ سال سفیر ایران در سوریه شد و پس از نمایندگی در دور هفتم مجلس معاون خاورمیانه و قائم مقام وزیر امور خارجه در دولت احمدی‌‌نژاد شد.

محسن امین زاده نیز که مدت‌ها در اطلاعات نخست‌وزیری و وزارت ارشاد و وزارت اطلاعات مشغول کار بود در دوران خاتمی به معاونت آسیای وزارت امور خارجه رفت و وزیر در سایه دوران وزارت کمال خرازی بود. وی تجربیاتش در «آسیا»‌ را در دوران خدمت در وزارت اطلاعات کسب کرده بود.

هنگامی که آمریکا در صدد حمله‌ با افغانستان بود، وی در سمت معاونت وزارت‌خارجه ترتیب سفر یک هیأت از سپاه پاسداران به آمریکا را داد تا به منظور همکاری و همگامی در حمله نظامی به افغانستان با مقامات نظامی آمریکایی گفتگو کنند.

محسن مخلمباف در نامه‌ی خود به تاج زاده می‌نویسد:‌

«حکومت ایران گروهى از فرماندهان سپاه پاسداران ایران را به واشنگتن فرستاد تا حمله زمینى را از طریق شمال افغانستان به کابل، با پنتاگون طراحى کنند.

اگر جزئیات آن را نمى دانید از دوست بسیار عزیز و مشترکمان جناب آقاى امین‌زاده بپرسید که معاون وزارت امورخارجه ایران در زمان حمله امریکا به ایران بود و معاون محترمش آقاى یعقوبى که مسئول هماهنگى هاى مربوطه با آمریکا در این زمینه بود.» [9]

محمدمهدی رحمتی بعدها به معاونت نظارت راهبردی «معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی» ریاست جمهوری در دوران دولت احمدی‌نژاد منصوب شد.

در انتخابات مجلس سوم، ابراهیم اصغرزاده برای اولین بار به عنوان عضو دانشجویان پیرو خط امام کاندیدای تهران شد. او موفق شد تا به مجلس راه یابد اما اقدامات رادیکال او سبب شد تا در روزهای آخر مجلس بازداشت در کمیته مشترک به بند کشیده و محاکمه شود.

ابراهیم اصغرزاده که زمانی سخنگوی دانشجویان پیرو خط امام بود و سؤالات خبرنگاران را پاسخ می‌داد، ابتدا فرمانده سپاه قزوین شد. گفته می‌شود وی مدتی مسئولیت روابط عمومی وزارت اطلاعات را به عهده داشت.

وی که عضو شورای شهر اول تهران بود به دلیل اختلافات گسترده در شورای شهر، به جمع مخالفان خاتمی پیوست و در انتخابات‌های بعدی رد صلاحیت شد.

طاهره رضازاده از دیگر دانشجویان پیرو خط امام که همسر ابراهیم اصغرزاده نیز هست در انتخابات ششم به مجلس راه یافت. مجلس ششم دانشجویان پیرو خط امام دیگری نیز داشت. شمس‌الدین وهابی، محمد نعیمی‌پور و محمدرضا خاتمی که نایب رئیس مجلس نیز بود.

اما قرعه اولین وزیر در میان دانشجویان خط امام، به نام «حبیب الله بیطرف‌« دانشجوی یزدی دانشگاه تهران درآمد. او ۸ سال وزیر نیرو بود. در دوران وزارت بیطرف ، علی‌اصغر زحمتکش و وفا تابش دو عضو ارشد دانشجویان خط امام به خوزستان رفتند و مسئولیت ساخت سدهای بزرگ کرخه ۲ و ۳ را برعهده گرفتند که در نابودی منابع آب کشور سهم به سزایی دارند. بیطرف در دولت دوم روحانی نیز به عنوان وزیر نیرو به مجلس معرفی شد اما رأی اعتماد نگرفت.

وفا تابش متولد اصفهان و دارای مدرک مهندسی عمران است. وی یکی از ۷ گزینه تصدی شهرداری تهران بود و بعد از بیطرف نام وی برای وزارت نیرو مطرح شد.

وی مجری اجرای سد کارون ۴ و بختیاری هم بود. وی سپس از مسئولیت‌های دولتی کناره‌گیری کرد و وارد فعالیت‌های بخش خصوصی شد.

حسین شریف‌زادگان متولد ۱۳۳۲ همدان است. وی یکی از اعضای جبهه مشارکت اسلامی ومدیر عامل سازمان تامین اجتماعی و وزیر  رفاه و تأمین اجتماعی ایران در دولت دوم محمد خاتمی بود. و کتراي توسعه اقتصادي و برنامه ريزي منطقه اي از انگلستان دارد. وی در بهمن ۱۳۸۹ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در فروردین ۱۳۹۰ آزاد شد. وی شوهر خواهر میرحسین موسوی است و در ستاد انتخاباتی او به عنوان مسئول « کمیته اقشار» فعالیت کرد.  

رضا سیف‌اللهی، در سال ۱۳۳۶ در اصفهان به دنیا آمد و در رشته فیزیک دانشگاه صنعتی شریف تحصیل کرد و همزمان با آن در مدرسه حقانی قم که بعدها شاگردان آن اداره کنندگان دستگاه‌ قضایی و اطلاعاتی و امنیتی بودند نیز به تحصیل حوزوی پرداخت. پس از پایان گروگان‌گیری وی مدتی مسئولیت اطلاعات سپاه پاسداران و ریاست ستاد مرکزی سپاه و همچنین فرماندهی سپاه دوم سیدالشهدا و قرارگاه نصر را برعهده داشت و سپس در ۱۲ فروردین ۱۳۷۰ فرماندهی حفاظت اطلاعات این نیرو بود. او پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰نقش مهمی در سرکوب نیروهای سیاسی و دستگیری و اعدام فعالان سیاسی داشت.

هنگامی که عبدالله نوری به وزارت کشور در دولت رفسنجانی رسید او معاونت امنیتی و انتظامی وی را همزمان با دبیری ستاد مبارزه با مواد مخدر به عهده داشت و نقش مهمی در ادغام در ادغام شهربانی، کمیته و ژاندارمری، و تشکیل یروی انتظامی داشت. وی در سال ۱۳۷۱ به حکم خامنه‌ای دومین فرمانده این نیرو شد و تا سال ۱۳۷۵ در این پست بود تا جای خود را هدایت‌الله لطفیان داد. وی بعد از اتمام دوره فرماندهی‌اش در نیروی انتظامی به عنوان معاون هماهنگ کننده مجمع تشخیص مصلحت نظام مشغول فعالیت شد. هم اکنون معاون امنیت داخلی شمخانی در دبیرخانه شورای امنیت ملی است.

محمدرضا بهزادیان‌نژاد در سال ۱۳۳۶ در مشهد به دنیا آمد و دانشجوی پلی‌تکنیک تهران بود. او پس از پایان گروگان‌گیری قائم مقام و سپس مدیر شبکه دوم سیما شد و در مجلس شورای اسلامی دوره‌ی سوم نمایندگی قائنات را به عهده داشت. بهزادیان‌نژاد در دور اول ریاست جمهوری خاتمی به معاونت اداری مالی وزارت کشور عبدالله نوری رسید. وی پس از یک سخنرانی جنجالی که در آن خواستار برکناری همه‌ی افرادی که به خاتمی رای نداده بودند از وزارت کشور شده بود به دستور خاتمی از این سمت برکنار شد. بهزادیان که در زمینه‌ی اقتصادی فعالیت داشت در اواخر دوران خاتمی رئیس اتاق بازرگانی تهران شد اما بر سر اختلافات گسترده با علی نقی خاموشی در آبان ۸۴ جایش را به محمد نهاوندیان داد.

رحیم باطنی در پاییز ۵۸ پس از به اصطلاح‌ افشاگری‌های دانشچویان پیرو خط امام علیه لیبرال‌ها، سخنان تندی علیه نهضت آزادی ایراد کرد که با واکنش‌های منفی مواجه شد. او  نماینده دانشجویان دانشگاه ملی (شهید بهشتی) در شورای مرکزی دانشجویان پیروخط امام بود و بعدها معاون جهاد دانشگاهی شد.

علی اصغر خدایاری ورودی سال ۱۳۵۲ دانشگاه تهران است. وی از اواسط جریان گروگان‌گیری، به جهاد سازندگی و بعداً به بخش اطلاعات و امنیت سپاه پاسداران پیوست و از همان‌جا همچون بسیاری از «اصلاح‌طلبان» به وزارت اطلاعات کوچ کرد. او مدت‌ها مدیرکل بخش «التقاط» وزارت اطلاعات را به عهده داشت که مسئولیت اصلی آن سرکوب، دستگیری و شکنجه‌ی هواداران مجاهدین بود.  وی در ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ در منزلش دستگیر و در اوین توسط یکی از مأموران زیر دست خودش بازجویی شد. با این حال دو ماه بعد او آزاد شد. [10] وی اگرچه از بنیان‌گذاران دفتر تحکیم وحدت نبود اما روابط نزدیکی با آن‌ها داشت. او به خاطر سابقه‌ی اطلاعاتی و امنیتی که داشت در دوران خاتمی به منظور اداره‌ی جنبش دانشجوی عهده‌دار مسئولیت مالی و اداری و سپس معاونت دانشجویی که پست مهمی بود، شد. وی هم‌اکنون در دانشگاه به تدریس آمار و ریاضی و ... مشغول است.

محمد تهوری به نقل از او می‌نویسد:‌

«علی اصغر خدایاری از بازداشت شدگان حوادث اخیر که اینک نزدیک دو ماه است که در زندان نگه داری می شود، چندی پیش خاطره ای از سابقه صادق لاریجانی نقل کرده بود. خدایاری از روزهای انقلاب در سال ۵۷ گفته بود، زمانی که با صادق لاریجانی در دبیرستان حکیم نظامی قم (امام صادق) همکلاس بوده است. خدایاری نقل کرده که آن سال دانش آموزان راهپیمایی بزرگی در حمایت از آیت الله خمینی برگزار کرده اند و تنها دانش آموزی که در آن شرکت نکرده است صادق بوده است. طنز تلخ روزگار این است که آنکه آن روز، آن راهپیمایی را برگزار کرده الان در زندان و آنکه مخالف راهپیمایی بوده، الان بر مسند قاضی القضات تکیه زده تا انقلابیون را محاکمه کند.» [11]

دکتر محمدحسین صادقی پس از فراغت از گروگانگیری به تحصیل خود ادامه داد و از سال ۱۳۶۸ تاکنون به عنوان عضوهیئت علمی گروه ساخت و تولید در دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه تربیت مدرس مشغول خدمت بوده است. وی رئیس پیشین انجمن مهندسی ساخت و تولید ایران و مشاور عالی صندوق نوآوری و شکوفایی  است.

مقامات ارشد

گرچه تصدی سمت وزارت، فرماندهی نیروهای مسلح و وکالت مجلس نشان از نفوذ دانشجویان پیرو خط امام در ساختار حکومتی می‌دهد اما بالاترین مقام‌های حکومتی به دانشجویانی رسید که در دوران گروگان‌گیری در پشت صحنه بودند.

محمدعلی (عزیز) جعفری که در دانشکده معماری دانشگاه تهران تحصیل می‌کرد، پس از آغاز جنگ به جبهه‌‌های جنوب رفت و مانند بقیه دانشجویان به سپاه پیوست و بزودی با فراگیری فنون رزمی، اولین گردان زرهی سپاه را ایجاد کرد. فرماندهی تیپ عاشورا، قرارگاه قدس و قرارگاه نجف در دوران جنگ و فرماندهی نیروی زمینی سپاه به مدت ۱۳ سال و ۵ سال فرماندهی قرارگاه ثارالله تهران از جمله مسئولیت‌های عزیز جعفری بود. وی در زمستان ۸۶  از سوی خامنه‌ای، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. ظاهراً خامنه‌ای مأموریت او را برای یک دوره ساله‌ی دیگر تمدید کرده است.

عزت‌الله ضرغامی، به مانند بسیاری از دانشجویان پس از پایان گروگانگیری به سپاه پاسداران پیوست. پس از پایان جنگ و هنگامی که سپاه پاسداران  می‌کوشید ابزار‌های تبلیغاتی را به دست آورد به معاونت سینمایی وزارت ارشاد منصوب شد. وی دردوران ریاست علی لاریجانی بر صدا و سیما معاونت پارلمانی و امور استان‌ها را به عهده داشت. وی پس از لاریجانی در بهار ۱۳۸۳ به ریاست صدا و سیما منصوب شد. ضرغامی سال‌ها سخنران مراسم ۱۳ آبان در مقابل سفارت آمریکا بود. وی می‌کوشد از خود چهره‌‌ی متفاوتی ارائه دهد تا چنانچه شرایط آماده بود کاندیدای ریاست جمهوری شود. او به این منظور مدت‌هاست که با چهره‌های سیاسی و فرهنگی روزهای تعطیل صبحانه می‌خورد و به رایزنی با آن‌ها می‌پردازد. پروژه‌ صبحانه‌خوردن وی تا کنون با مسعود کیمیایی، شریفی‌نیا، محمد‌علی ابطحی، محمدعلی ورزی کارگردان فیلم «معمای شاه»، اعضای برنامه کودک «فیتیله‌ای‌ها»، حجت‌الاسلام نقویان، حجت‌الاسلام آل هاشم امام جمعه تبریز، اجرا شده است.

احمدی‌نژاد یکی از دانشجویان پیرو‌خط امام بود که به شهرداری تهران و سپس ریاست جمهوری رسید. هم‌اکنون نیز به حکم خامنه‌ای عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

فرقه رجوی و بازوهای تبلیغاتی آن‌ها در آمریکا پس ار آن که وی به ریاست جمهوری رسید با انتشار عکس گروگان آمریکایی باری‌روزن، با خدعه و نیرنگ تلاش بسیاری کردند تا تقی محمدی یکی از کسانی که او را با چشم‌بند نزد مردم و خبرنگاران آورده بود، احمدی‌نژاد معرفی کنند. این موضوع تا مدت‌ها در صدر اخبار بود. این فرقه بعد از آن کوشید با جور کردن چند شاهد زندانی، به دروغ احمدی‌نژاد را بازجوی شعبه ۴ اوین و تیرخلاص زن معرفی کند و به او لقب «هزار تیر» داد که از اساس دروغ بود. اگرچه احمدی‌نژاد جنایات بزرگی را در حق مردم ایران انجام داده و صدها میلیارد دلار ثروت ملی را به باد داده اما کارهای فوق را انجام نداده بود. احمدی نژاد و انجمن اسلامی دانشگاه علم‌ و صنعت نقش مهمی در فاجعه انقلاب فرهنگی داشتند.   

دانشجویانی که تصفیه شدند یا سفارت را ترک کردند

حاتم قادری استاد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس حضور خود در اشغال سفارت آمریکا را تکذیب کرده و می‌گوید:‌

«نه حضور نداشتم… چندین بار هم بر این مساله تاکید کرده‌ام اما خیلی جاها می‌نویسند، یا آنهایی که آنجا بودند در خاطرات‌شان می‌نویسند، که من یک شب آنجا بوده‌ام و از من و یکی، دو نفر دیگر به‌عنوان معترضانی نام می‌بردند که سفارت را ترک کرده‌اند. من یک دانشجوی فعال بودم؛ شاید یکی از دلایلی که سبب شده این تصور ایجاد شود که در سفارت بودم، این باشد که خیلی از دانشجویان دانشگاه ملی آنجا حضور داشتند و چون دوستان به نظر‌شان عجیب می‌آید که من در سفارت نبوده باشم، می‌گویند آنجا بوده…» [12]

دو دختر او یکی در هلند است و دیگری در آمریکا. او همچنان «امپریالیسم‌ستیزی» و آمریکاستیزی‌‌اش را حفظ کرده است.

محمدجواد مظفر یکی دیگر از کسانی که متهم به ترک سفارت در همان شب اول است می‌گوید:‌

«من ساعت دو بعد از ظهر چهاردهم آبان ماه، بعد از اینكه دیدم كاری برای انجام دادن نیست از در پشتی سفارت -كه الان جلوی در پارك هنرمندان است- برای همیشه از سفارت خارج شدم و این كل ماجرای حضور من در ماجرای سفارت بود. اینكه می‌گویم كل ماجرا به این دلیل كه این اتفاق در روز یكشنبه سیزدهم آبان افتاد، روز دوشنبه من بیرون آمدم،»  وی چند روز بعد در ۱۹ آبان دبیرخانه شورای انقلاب را راه‌اندازی کرد و خود مسئول روابط عمومی شورای انقلاب شد. وی هم‌اکنون انتشارات کویر را اداره می‌کند و معتقد است کار آن‌ها خلاف عرف دیپماتیک نبود![13]

تعدادی از دانشجویان نیز توسط خود دانشجویان تصفیه و اخراج شدند.

مهندس مجتبی بدیعی عضو هیات علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی یکی از دانشجویان پیروخط امام بود که اخراج شد. با این حال مسئولیت گروه سیاسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به وی سپرده شد و یک برنامه هفتگی با نام جنگ سیاسی توسط وی تهیه می‌شد. وی هم‌اکنون عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران است. گفته می‌شود وی مدتی نیز در وزارت اطلاعات مسئولیت داشت.

وی در این باره می‌‌گوید:‌

«رفتارهای افراطی در لانه زیاد بود. آقای دادمان و افرادی که در آن طیف بودند روی بحث ولایت فقیه خیلی حساس بودند. اما ما قبول نداشتیم. یک روز بنده و دکتر سامی و دکتر داوودی و یک دوست دیگر در سفارت قدم می‌زدیم که آمبولانس دنده عقب به طرف ما آمد و چند نفر نقاب به چشم و مسلح ما را در آمبولانس انداختند و آژیرکشان به خارج از سفارت آمدند و ما را در بالای میدان هفت تیر از آمبولانس پایین انداختند.» به این ترتیب لانه به تدریج از مخالفان ولایت فقیه پاکسازی می‌شد. »

چه کسانی مخاطب نهیب خامنه‌ای هستند

خامنه‌ای در سخنرانی خود «اصلاح‌طلب»‌ها را صرف‌نظر از مواضع‌شان هدف قرار داده است. خامنه‌ای در دورانی که قدرت را در دست گرفت، برخلاف خمینی که حامی دانشجویان پیروخط امام بود و به لحاظ ساختار فکری، دانشجویان به وی نزدیکتر بودند، راه دیگری پیش گرفت و عملاً هسته‌ی اصلی دانشجویان پیروخط امام را دشمن و رقیب فرض کرد و از هیچ‌ کوششی برای محدود‌کردن آن‌ها و حذف‌شان دریغ نکرد. در دوران او بود که رهبران دانشجویان از جمله، اصغر‌زاده، میردامادی، عبدی، حجاریان، امین‌زاده، نعیمی‌راد، خدایاری و ... به زندان افتادند و یا همچون حجاریان با تیر وابستگان تیم‌های حفاظتی وی به معلولیت جسمی شدید دچار شدند. احمد خمینی که در ارتباط با موسوی خوئینی‌ها برنامه‌‌ریزی اشغال سفارت را کرده بود، با هدایت بیت رهبری و فلاحیان، توسط تیم سعید امامی به قتل رسید و سپس مؤسوی‌ خوئینی‌ها با شکایت احمدی‌نژاد در دادگاه ویژه روحانیتی که زیر نظر خامنه‌ای اداره می‌شود محاکمه شد و از فعالیت‌های مطبوعاتی و ... بازماند. صلاحیت او به اشاره خامنه‌ای هیچ‌گاه دیگر برای شرکت در مجلس خبرگان و ... تأیید نشد. ترور حجاریان از سوی رفسنجانی بطور صریح و روشن محکوم نشد و او در نهان خود از این واقعه رضایت داشت چرا که او را مسئول شکست خود در انتخابات مجلس و همچنین افشاگری‌ اکبر گنجی و روزنامه صبح‌امروز علیه خودش و قتل‌های زنجیره‌ای می‌دانست. او از موسوی خوئینی‌ها نیز دل‌خوشی نداشت.

رحمان دادمان نیز توسط باندهای سیاه سپاه پاسداران در سانحه‌ی هوایی به همراه معاونانش و ... به قتل رسید.

خامنه‌ای کل «اصلاح‌طلب» ها را دارای «انگیزه سطحی» و به عدول از شعارهای انقلاب متهم می‌کند. در حالی که صریح‌ترین موضع علیه گروگانگیری را علی مطهری اتخاذ کرد که ربطی به دانشجویان پیروخط امام و اصلاح طلبان نداشت. وی در آبان ۱۳۹۵ در این باره نوشت:

«اصل تسخیر سفارت آمریکا را می‌توان به حساب شور و هیجان اوایل انقلاب و عکس‌العمل طبیعی مردم ایران در مقابل اقدامات آمریکا بر ضد انقلاب اسلامی پس از پیروزی گذاشت ولی طولانی شدن اشغال این سفارتخانه به نفع انقلاب و مردم ایران نبود، چون در طول ۴۴۴ روز اشغال سفارت آمریکا در اثر تبلیغات گسترده رسانه‌های غربی چهره نامناسبی از انقلاب اسلامی در تمام دنیا به نمایش گذاشته شد و ما نتوانستیم چهره واقعی این انقلاب را به دنیا نشان بدهیم و پیام آن را ابلاغ کنیم. در نتیجه در یک انزوای غیرضروری واقع شدیم و صدام حسین هم از این انزوا استفاده کرد و به کشورمان حمله کرد و دیدیم که هیچ کشوری از ما که مورد اشغال واقع شده بودیم حمایت نکرد چون قبلاً چهره‌ای مانند داعش از ایران به نمایش گذاشته شده بود. بعدا هم قرارداد الجزایر در مجموع به ضرر ما بود و خسارت‌های مالی زیادی بر ما تحمیل شد. به هر حال بهتر بود اشغال سفارت آمریکا در مدت کوتاهی پایان می‌پذیرفت.» [14]

در میان گروگان‌گیر‌ها تنها عباس عبدی به دیدار باری روزن رفت. از قرار معلوم ولی فقیه مسلمین جهان قول و نظر باری روزن را بیشتر قبول دارد.

«باری روزن، گروگان سابق و وابسته مطبوعاتی سفارت امریکا در دوران تسخیر، مدعی عذرخواهی عباس عبدی یکی از دانشجویان پیرو خط امام می‌شود، عبدی این موضوع را عاری از حقیقت دانسته و تکذیب می‌کند.

 باری روزن و عباس عبدی اولین افراد از میان گروگان‌گیران و گروگان‌های ماجرای تسخیر بودند که چند سال قبل در کنار هم قرار گرفتند تا با مروری بر آنچه در فاصله ۱۳ آبان ۵۸ تا ۳۰ دی ۱۳۵۹ اتفاق افتاد، به واکاوی موضوع بپردازند. جمعه ۹ مردادماه سال ۱۳۷۷ جلسه‌ای در پاریس برگزار شد تا در آن عباس عبدی و باری روزن از گذشته و آینده روابط ایران و آمریکا سخن بگویند. این برنامه در مقر سازمان یونسکو، با همکاری این سازمان و به مدیریت اریک رولو دیپلمات فرانسوی و سهام‌دار مجله لوموند ترتیب داده شد.

باری روزن ۱۳ سال پس از این دیدار در گفت‌وگو با تاریخ ایرانی، اظهار داشت: «من سال ۱۹۹۸ در پاریس با یکی از دانشجویان رده بالای خط امام ملاقات کردم. او عباس عبدی بود. هنگامی که کارهای بسیاری بود که ما می‌توانستیم با هم انجام دهیم او از من، همسرم و دخترم که در آن دیدار همراه من بودند، عذرخواهی کرد. او گفت وقتی به عقب نگاه می‌کند، گروگان‌گیری را اشتباه می‌پندارد و متأسف بود که بخشی از آن است. بله، آقای عبدی حقیقتا یک انسان است.»

روزن در حالی مدعی عذرخواهی عبدی شده که خود وی در نشست پاریس تاکید کرده بود: «ما برای بخشیدن و فراموش کردن چیزی اینجا نیستیم. من شخصاً برای این به اینجا آمدم که برگ گروگان‌گیری ۴۴۴ روزه را در تاریخ ورق بزنیم و برگی تازه را در روابط ایران و آمریکا بنویسیم.»

عباس عبدی هم که بعد‌ها به خاطر شرکت در این جلسه ملامت و به تجدیدنظرطلبی متهم شد، در سخنان خود در دیدار با روزن، بی‌آنکه اثری از پشیمانی داشته باشد، با دفاع از ماجرای تسخیر به زمینه‌های وقوع آن اشاره کرد و گفته بود: «آنچه را که باید در اینجا بگویم این است که با توجه به احساسات آن موقع مردم ایران علیه شاه و شناختی که از رابطه شاه و آمریکا داشتند، تصرف سفارت آمریکا، مسالمت‌آمیز‌ترین و کم‌هزینه‌ترین اقدامی بود که علیه ایالات متحده در ایران انجام شد و اگر آن واقعه رخ نمی‌داد، دیر یا زود گروه‌های دیگری به صورت مسلحانه به آنجا حمله می‌کردند و کمترین نتیجه‌اش قتل تعداد زیادی آمریکایی بود.» [15]

جان لیمبرت در پاسخ به اصغر زاده مطلبی می‌گوید که پاسخ به عبدی و ادعاهای شریرانه‌ی او هم هست:‌

«آقای لیمبرت! آیا قبول دارید که اگر تسخیر سفارت توسط دانشجویان پیرو خط امام صورت نمی‌گرفت، ممکن بود اتفاقات تندتری در قبال کارمندان سفارت انجام بگیرد؟

 لیمبرت: البته این مساله امکان داشت. اما خدا نکند که آقای اصغرزاده بخواهد با این حرف‌ها بر سر من و همکاران سابقم منت بگذارد! خدا نکند که می‌خواهد بگوید کار خوبی کرده با همکلاسی‌هایش ما را به گروگان گرفته از ترس اینکه مبادا بلای بدتری سر ما بیاید. » [16]

عباس عبدی تا انتها در سفارت نبود. او پس از چندی به خاطر مشکلات شخصی از سفارت بیرون آمد و به شیراز رفت. آنجا به هیات هفت نفره رفت و دبیر ستاد شد و بعد هم به قسمت اطلاعات خارجی دفتر اطلاعاتی و تحقیقاتی نخست وزیری پیوست. وی در سال ۱۳۵۹ در پروژه‌ی تواب‌سازی زندان اوین شرکت داشت و کلاس‌های سیاسی در زندان اوین برای اعضای گروه فرقان که زیر فشار بودند می‌گذاشت. او همچنین در سلول انفرادی ۲۰۹ با نقاب حاضر شده و با نشان دادن اسناد سفارت آمریکا می‌کوشید به اعضای گروه فرقان ثابت کند که آن‌ها وابسته به آمریکا هستند. در سال ۵۸ عبدی سنگ بنای اتحادیه انجمن های دانشگاه های سراسر کشوریا دفتر تحکیم وحدت را بنا نهاد. خودش ادعا می‌کند این نام را از زبان خمینی شنیده است که گفته بود: «بروید تحکیم وحدت کنید.»[17] وی سپس به وزارت اطلاعات پیوست و مسئولیت امنیتی یافت . وی این وزارت‌خانه را هم بدون استعفا ترک کرد و  به عنوان مسئول دفتر پژوهش های اجتماعی معاونت سیاسی دادستان کل کشور منصوب شد. وقتی هم موسوی خوئینی ها از دادستانی به مرکز تحقیقات آمد عباس عبدی را هم با خود آورد و مسئولیت فرهنگی تحقیقات استراتژیک را در قالب معاونت به او سپرد. وی سپس به شورای سردبیری روزنامه سلام راه یافت که موسوی‌ خوئینی‌ها راه‌اندازی کرده بود. وی در نظام اسلامی دو بار دستگیر و زندانی شد. یک بار به خاطر مقالات انتقادی علیه سیاست‌های اقتصادی رفسنجانی و دیگر بار به خاطر پروژه‌ی نظر سنجی که با پرونده‌‌سازی قاضی مرتضوی به زندان افتاد. او با خیره‌سری در مورد امیر‌انتظام گفت بایستی به ۵ سال زندان محکوم می‌شد و همینقدر برای او کافی بود.

اصغرزاده به عنوان یکی از طراحان اشغال سفارت آمریکا در نشریه «اندیشه پویا» به گفتگو با جان لیبمرت یکی از گروگان‌ها پرداخت و گفت:‌

«من به آقای لیمبرت بخاطر سختی‌هایی که در آن چهارده ماه کشیدند حق می‌دهم اما آقای لیمبرت هم باید به ما حق بدهد که از رفتار آمریکایی‌ها عصبانی و گله‌مند باشیم. من نمی‌گویم که ما باید همه کاسه کوزه‌ها را سر سفارت آمریکا می‌شکستیم. با این حال از اول انقلاب ایرانی‌ها خیلی خویشتنداری نشان دادند. من ادامه پیدا کردن گروگانگیری به مدت ۴۴۴ روز را تایید نمی‌کنم و هیچ حرکتی مشابه اتفاقی که در سیزدهم آبان ۵۸ افتاد هم تایید نمی‌کنم. » [18]

معصومه ابتکار برخلاف ادعای خامنه‌ای می‌گوید:‌

«دانشجویان آن زمان به هیچ عنوان از اقدامی که در گروگانگیری سفارت آمریکا انجام دادند احساس پشیمانی نکردند و این تصمیم باید در آن شرایط زمانی خاص خود سنجیده شود و به نظر ما، این تصمیم بهترین کاری بود که مانع آسیب رسیدن به انقلاب می‌شد. » ‌[19]

محسن میردامادی در پاسخ به این سوال که «آیا به گروگان گرفتن دیپلمات‌های خارجی با حقوق بین‌الملل مغایرت نداشت» گفته: «حقوق بین‌الملل زمانی معنا و مفهوم می‌یابد که همه کشور‌ها آن حقوق را در حق یکدیگر رعایت کنند… در حقوق بین‌الملل دخالت در امور داخلی کشور‌ها پذیرفته نیست. ولی اگر امریکایی‌ها آمدند در این کشور یک دولت ملی را سرنگون کردند و حکومت دیکتاتوری شاه را روی کار آوردند و با حمایت‌های نظامی خود آن را حفظ و تثبیت کردند، آیا حقوق بین‌الملل را زیر پا نگذاشتند؟ در چنین شرایطی نباید توقع رعایت آن را در قبال خود داشته باشند. اشغال سفارت امریکا در ایران هم در واقع پاسخی بود به تمام حقوقی که امریکایی‌ها در گذشته در ایران زیرپا گذاشته بودند.»

ابراهیم اصغرزاده در گفتگو با بی ‌بی ‌سی گفت: «گروگان‌گیری به تاریخ سپرده شده و فقط توسط نیروهای تندرو به‌عنوان ابزاری برای به هم زدن روندهای آشتی به کار گرفته می‌شود.»

وی همچنین اضافه کرد: «از هیچ تلاشی که در چارچوب منافع ایران، به حل و فصل کدورت میان ایران و آمریکا بر سر ماجرای گروگانگیری بیانجامد، فروگذار نمی‌کند، حتی اگر متضمن عذرخواهی باشد.» [20]

روح‌الامینی در حالی که با حقه‌بازی ادعا می‌کند «آمریکایی‌ها امانت بودند نه گروگان»، می‌گوید:

«من به عنوان فردی که در معرض و تماس هستم، ندیدم کسی از دانشجویان پیرو خط امام (ره) از تسخیر لانه جاسوسی پشیمان باشد. خواسته دانشجویان، استرداد شاه بود. الان از یکی از دانشجویان پیرو خط امام (ره) سؤال کنید که آیا پشیمان هستید از این خواسته، هیچ‌کس حرف از پشیمانی نمی‌زند.» [21]

محمدی نعیمی‌پور می‌گوید: «اول اینکه انسان‌ها دچار اشتباه می‌شوند و اگر کسی ادعا کند اشتباه نکرده یا اشتباه نمی‌کند، پذیرفتنی نیست. همه جریان‌ها و گروه‌ها اشتباه می‌کنند. درباره تسخیر سفارت از نظر من کلیت کار در آن فضای انقلابی و احساسی خطا نبود اما در جریان کار‌ها اشتباهاتی هم صورت گرفته است مثلا درباره افشای اسناد خطاهایی صورت گرفته و به کسانی ظلم شد.» [22] وی هم‌اکنون معاون اجرایی حزب اتحاد ملت ایران است که دبیرکلی آن با علی شکوری‌راد است. معاون سیاسی این حزب عماد‌الدین خاتمی فرزند محمد خاتمی است.

فروز رجایی هم در پاسخ سؤال نشریه هم‌اندیشی می‌گوید:‌

«هم اندیشی : الان برخی از افرادی که در فتح لانه جاسوسی نقش داشتند به خاطر فعالیت در فتنه ۸۸  در زندان هستند و برخی ازآنها هم که بیرون هستند بسیار مشتاق برقراری مجدد رابطه می باشند. مثل آقای اصغرزاده، آقای میردامادی، خانم ابتکار، آقای حجاریان، آقای عباس عبدی، محمدرضا خاتمی. چرا این افراد اینقدر آشکارا تغییر موضع داده‌اند؟
اولاً من بارها گفته‌ام که بعضی از افرادی که نام بردید را اصولاً «دانشجوی پیروخط امام» نمی‌دانم. حکم کردن درباره علت مواضع کنونی افراد بحث نسبتاً پیچیده ای است که پاسخ به آن نیازمند انجام مطالعات پژوهشی علمی است. ...

شایعه دیگری هم وجود دارد که این دانشجویان و برخی افرادی که شما نام بردید، از عمل تسخیر لانه در سال ۵۸ پشیمان شده اند. درحالی که به هیچ وجه این مسئله صحیح نیست و هیچ یک از دانشجویان تا به حال چنین اظهاری نداشته است. البته ممکن و طبیعی است که امروز عده ای تحلیل و نظر دیگری راجع به مسائل کشور داشته باشند؛ اما در درستی و حقانیت اشغال در سال ۵۸ هیچ کسی تردید نکرده است. حتی سال ۸۸ آقای میردامادی از زندان نامه‌ای را منتشر و در آن از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا دفاع کرد.» [23] میردامادی گفت: «۱۳ آبان یکی از سرفصل‌های مهم تاریخ سیاسی ایران است و به تعبیر امام خمینی سرآغاز انقلاب دوم در ایران است.»

برخلاف سایر دانشجویان پیرو خط امام، کمال تبریزی وارد عرصه هنر شد و از عرصه سیاست فاصله گرفت. کمال تبریزی فارغ التحصیل رشته سینما و تلویزیون از دانشگاه هنر است. او تا به حال در رشته‌های تدوین، تهیه و تولید، صحنه و لباس، فیلم‌برداری، فیلمنامه و کارگردانی فعالیت کرده است. لیلی با من است، همیشه پای یک زن در میان است و مارمولک از معروفترین ساخته‌های اوست.

زنان اشغالگر سفارت آمریکا

زنان اشغالگر سفارت، همچون حضور در جبهه‌‌های جنگ، نقش پشت جبهه را داشتند و نمی‌توانستند در تصمیم‌گیری‌ها شرکت کنند. البته در حفاظت و نگهبانی همچون مردان از آن‌ها استفاده می‌شد.

فروز رجایی در مورد تعداد دانشجویان زنان درگیر در گروگانگیری می‌گوید:‌

«من در آن مقطع دانشجوی پلی‌تکنیک تهران بودم و طبعا از دانشکده خودمان بیشتر اطلاع دارم. به نظرم ١٠، ١١ نفر از خواهران دانشجو از دانشکده ما روز اول حضور داشتند که بعداً بعضی از این افراد تغییر کردند. اما در مجموع حدس می‌زنم بیشتر از ۶۰ نفر از دانشجویان دختر دانشگاه‌های مختلف تهران در تسخیر سفارت آمریکا مشارکت داشتند.» [24]

جمع‌آوری اسناد یکی از کارهایی بود که دختران سفارت در آن کمک می‌کردند. آن‌طور که شیبا ملک روایت کرده است «یکی از کارهایی که بچه‌ها می‌کردند این بود که در یک اتاق تاریک نوار تایپ را می‌خواندند و می‌نوشتند یا کاغذهای رشته شده را به هم می‌چسباندند.» وی از آنجایی که زبان انگلیسی را خوب می‌دانست از سوی اشغال‌کنندگان سفارت دعوت به همکاری شد و از ۱۸ آذر ۵۸ به جمع آنان پیوست.

یکی از دختران سفارت به نام زهرا امی نیز در گفت‌وگویی با «مهرخانه» وقتی از شیوه ورود خود به سفارت حرف می‌زند، اشاره‌ای به جمع‌آوری اسناد دارد. او در این‌باره گفته است: «در زمان تسخیر لانه جاسوسی من سال چهارم دبیرستان بودم و از طریق یکی از دوستانم «بهجت مرتضوی» که با هم در کلاس تفسیر قرآن شرکت می‌کردیم و دانشجوی رشته تغذیه دانشگاه تهران بود، برای جمع‌آوری اسناد به سفارت آمریکا رفتم.»

ملیحه نیشابوری متولد ۱۳۳۶ دانشجوی رشته‌ی بیولوژی دانشگاه ملی بود و سال‌ها در کردستان و ترکمن‌صحرا بود. وی بعدها به خاطر آن‌که همسرش احمد دادبین فرمانده لشکر ۲۸ سنندج بود سال‌ها در مناطق جنگی غرب کشور بود. احمد دادبین فرمانده سابق نیروی زمینی و از همراهان صیاد‌شیرازی است. وی متولد ۱۳۳۴ در شهر تهران، از کلا‌ه‌سبزهای قدیمی ارتش است. در سال ۵۳ وارد ارتش شد و ۳ سال بعد توانست به عضویت تیپ ۲۳ نوهد (نیروهای ویژه هوابرد) درآید. دادبین در سال ۱۳۸۴ در حالی که مدیرعامل سازمان هلی‌کوپترسازی بود بر اثر سانحه در کوهنوردی به شدت آسیب دید و خانشین شد.

فریده ماشینی متولد ۱۳۳۹ همسر رحیم عبادی رئیس سازمان ملی جوانان و مشاور خاتمی در سال ۱۳۹۱ به علت بیماری سرطان درگذشت. وی یکی از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت بود که به ریاست کمیسیون زنان این حزب منصوب شد. وی در ۳۰ مهر ۱۳۸۸ که برای شرکت در مراسم دعای کمیل به خانه‌ی شهاب‌الدین طباطبایی یکی از دستگیرشدگان کودتای انتخاباتی ۸۸ رفته بود همراه چندتن دیگر از اعضای جبهه مشارکت دستگیر و روز بعد آزاد شد.

سید‌نژاد با دادستانی همکاری می‌کرد، بدیعی، شریعت‌پناهی، روشندل و الهه باطنی از دیگر زنان اشغالگر سفارت آمریکا هستند.

ازدواج در میان دانشجویان پیروخط‌ امام

محسن میردامادی با زهرا مجردی که از حوزه علمیه به دانشجویان مرتبط شده بود، ازدواج کرد. زهرا مجردی که عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت اسلامی هم بود در پی کودتای انتخاباتی سال ۸۸ ممنوع‌الخروج شد و بارها به دستگاه قضایی فراخوانده شد. علاوه بر همسر زهرا مجردی، مهدی ميردامادی، فرزند او نیز در پی حوادث انتخابات رياست جمهوری ۸۸ مدتی را در زندان سپری کرد.

معصومه ابتکار که شناخته‌‌شده‌ترین زن حاضر در جریان تسخیر سفارت بود، یکی از همان کسانی است که همسر آینده‌اش را در همان روزها انتخاب کرد. او با سیدمحمد هاشمی‌اصفهانی ازدواج کرد که پدرش عضو مجلس خبرگان رهبری بود و یک برادرش سفیر جمهوری اسلامی در عربستان سعودی. هاشمی که یکی از اعضای دفتر اطلاعات نخست‌وزیری بود به فعالیت امنیتی و اطلاعاتی روی آورد و برخلاف همسرش از فعالیت‌ سیاسی کناره گرفت و به تجارت با استفاده از رانت امنیتی و اطلاعاتی مشغول شد.

وی یکی از کسانی بود که در سال ۶۵ به عنوان مسئول آمریکا در بخش معاونت خارجی وزارت اطلاعات با مک فارلین و هیأت همراه او دیدار کرد.

سال گذشته معصومه ابتکار با همدستی دکتر محمود هاشمی برادر همسرش دست به یک سرقت علمی زد که کشف شد. مقاله چاپ شده توسط ابتکار در مجله Iranian Journal of Allergy, Asthma and Immunology توسط محققین پروژه کشف دستبرد علمی دژاوو دانشگاه تگزاس آمریکا با این  اتهام که ۸۵٪ آن مشابه مقالات دیگر علمی است یک مقاله تقلیدی شناخته شد.

طاهره رضازاده متولد ۱۳۳۹ لیسانسیه علوم سیاسی، نماینده شیراز و عضو فراکسیون زنان مجلس ششم، با ابراهیم اصغرزاده ازدواج کرد.

زهره سادات‌نظری نیز همسر رحمان دادمان شد. خواهر وی نیز همسر محمدجعفر ذاکر یکی دیگر از اشغال‌کنندگان سفارت شد.

فرح جهانگیری و عباس ورامینی، لعیا پورانصاری و محمدعلی مصلحی (مسئول بخش اسناد سفارت آمریکا)، بهار فیروزآبادی و حسین شوریده از دیگر زوج‌های گروگان‌گیری سفارت بودند. شیبا ملک دانشجوی سابق فیزیک دانشگاه امیرکبیر با اخیانی ازدواج کرد.

بهار فيروزآبادی در سال ۱۳۶۳ در مقطع کارشناسی رشته مهندسی مکانيک از دانشگاه صنعتی شريف فارغ‌التحصيل شد. وی در سال ۱۳۶۴ به عنوان مربی پژوهشی و سپس در سال ۱۳۷۸ بعد از اخذ مدرک دکترا از دانشگاه صنعتی شريف در دانشکده مهندسی مکانيک به عنوان استادیار مشغول به کار شد. وی اولين استاد زن مهندسی مکانيک در ايران است.

عکس یادگاری جمعی از زنان اشغالگر

فروز رجایی‌فر یکی دیگر از دختران سفارت است که در آبان ۱۳۵۹ با یکی از دانشجویان انجمن اسلامی آمریکا ازدواج کرد. در عکسی که از حاشیه عقد او در باغ سفارت انتشار یافته دختران دیگری با نام‌های خانوادگی دکتر قنبری، میرموسوی، متولیان، مقدم، زندی حضور دارند که در مورد سرنوشت آن‌ها اطلاعی منتشر نشده است. [25]

فروز رجایی‌فر، رئیس ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام است. وی هم‌چنین کارگردان مستند اعدام فرعون است. او از اعضای جمعیت دفاع از ملت فلسطین است و از فعالان حوزه انتفاضه فلسطین محسوب می‌شود.

وی در سال ۵۷ با بالا گرفتن موج انقلاب برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و به عضویت انجمن اسلامی درآمد و با جریان دکتر یزدی در آمریکا نزدیک شد.  پس از بازگشت به ایران در سال ۵۸ و تسخیر روزنامه‌ی کیهان وی به همراه شهریار روحانی داماد دکتر ابراهیم یزدی که بدون کوچکترین صلاحیت و تجربه‌ای سردبیر کیهان شده بود وارد این روزنامه شد و به واسطه‌ی دانش کمی که در زبان انگلیسی داشت در بخش خبر خارجی برای ترجمه اخبار از تلکس خبرگزاری‌ها به کار گرفته شد. وی در آن ایام در جلسات نهضت آزادی شرکت می‌کرد. 

فرزندان گروگان‌گیران در آمریکا

عیسی هاشمی فرزند زوج گروگانگیر معصومه ابتکار و محمد هاشمی به اتفاق همسرش مریم طهماسبی و فرزندشان  در آمریکا به سر می‌برند.  این زوج با برنامه‌ریزی در آمریکا صاحب فرزند شده‌‌اند تا  از این طریق گرین کارت آمریکا را اخذ کنند.

مهدی میردامادی که در سال ۱۳۸۸ نیز نزدیک به دو هفته را در بازداشت به سر برده بود، مدتی بعد، از طریق پروژه‌‌ای که با بودجه‌ی وزارت خارجه‌ی امریکا برای دانشجویان محروم از تحصیل ایران راه‌اندازی شده بود، وارد دانشگاه آلبانی نیویورک شد و در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت عمومی این دانشگاه تحصیل کرد. وی همچنان در آمریکا به سر می‌برد و با برنامه‌ریزی همسرش در آن کشور وضع‌حمل کرد. زهرا مجردی همسر محسن میردامادی یکی از رهبران گروگان‌گیران نیز به سادگی به آمریکا سفر کرد و احتمالاً هنوز در آمریکاست و به نگهداری از نوه‌اش پرداخت.

برادر زهرا مجردی با دختر بزرگ موسوی خوئینی‌ها رهبر گروگان‌گیران ازدواج کرد و هر دو در سال ۲۰۰۶ یا ۲۰۰۷ به آمریکا مهاجرت کردند. دیگر دختر وی نیز برای تحصیل به آن‌ها پیوست. ظاهراً دو سال پیش به ایران رفت و دیگر نتوانست به آمریکا بازگردد.

زینب حجاریان، فرزند سعید حجاریان نیز در آمریکا به سر می‌برد.

 

ایرج مصداقی ۲۷ ژانویه ۲۰۱۸

 

www.irajmesdaghi.com

Irajmesdaghi@gmail.com

 

 

 

 

 


[1]   http https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/11/06/1638620

[2]   http://www.iran-archive.com/sites/default/files/sanad/sazmane-mojahedin-4-payame-emam.pdf

[3]   http://pezhvakeiran.com/maghaleh-46513.html

[4]   http://tarikhirani.ir/fa/news/30/bodyView/4835

[5]   http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940602001452

[6]   http://www.farsnews.com/13940819000433

[7]   https://www.mashreghnews.ir/news/701174

[8]   http://tarikhirani.ir/fa/news/30/bodyView/4123

[9]   https://www.radiozamaneh.com/377020

[10]   http://www.rahesabz.net/story/1806

[11]   http://www.rahesabz.net/story/445

[12]   https://shahrvand-yar.com/1390/08/18

[13]   https://cgie.org.ir/fa/news/142695

[14]   http://www.ensafnews.com/42989

[15]   http://tarikhirani.ir/fa/files/38/bodyView/368/

[16]   http://tarikhirani.ir/fa/news/30/bodyView/4835

[17]   http://www.imam-khomeini.ir/fa/n121828

[18]   http://tarikhirani.ir/fa/news/30/bodyView/4835

[19]   http://tarikhirani.ir/fa/news/4/bodyView/3178

[20]   http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940602001452

[21]   https://www.mehrnews.com/news/3813037

[22]   http://tarikhirani.ir/fa/news/30/bodyView/1494

[23]   http://qudsonline.ir/news/165264

[24]   http://www.farsnews.com/13940819000433

[25]   http://www.shomalnews.com/?view&sid=35080

منبع:رادیو زمانه


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*۴ دهه فراز و نشیب در روابط ایران و اسرائیل  [2018 Jul] 
*عباس امیرانتظام، یک پرونده نمادین [2018 Jul] 
*بهانه‌جویی آمریکا برای حمله‌‌ی نظامی؟ [2018 Jun] 
*همچنان می‌گویم ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت [2018 Jun] 
*برای ممانعت از تحریم و جنگ، در برابر نظام ولایی بایستیم [2018 Jun] 
*تیم ملی فوتبال ایران همچنان نماینده مردم ایران [2018 Jun] 
*سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رو در روی منافع ملی [2018 Jun] 
*تذکر: عکس پرویز یعقوبی در میان شهدای مجاهدین [2018 May] 
*فردی که در دسامبر ۲۰۱۵ در هلند کشته شد محمدرضا کلاهی عامل بمب‌گذاری در حزب جمهوری بوده است  [2018 May] 
*قدرت و فقاهت – نمونه یوسف صانعی  [2018 May] 
*همسر و فرزند سعید امامی می‌توانند به آمریکا بروند اما بسیاری از ایرانیان نه!  [2018 May] 
*چرا سیستم ناتوان از حل مسئله فساد سیستماتیک است؟ − نمونه ولی فقیه و نماینده‌اش در گیلان [2018 Apr] 
*جای خالی «قاضی حداد» در میان متهمان کهریزک [2018 Apr] 
*جایگاه روشن سعید مرتضوی در نظام، توضیح‌دهنده ابهام در جای کنونی او [2018 Apr] 
*«طب اسلامی» و خطری که جان مردم را تهدید می‌کند  [2018 Apr] 
* صادق خلخالی نماد «انقلاب اسلامی»  [2018 Feb] 
*این یکی هم رؤیای رهبری در سر دارد: محسن اراکی [2018 Feb] 
*اشغال سفارت آمریکا: سرگذشت گرو‌گان‌گیران  [2018 Jan] 
*دکتر مجید سمیعی و امیدوار رضایی پزشکان ویژه‌ی هاشمی شاهرودی [2018 Jan] 
*دکتر مجید سمیعی پزشک هاشمی‌شاهرودی حقه‌باز و کلاهبردار یا «ابر جراح» [2018 Jan] 
*در تجمعات اعتراضی شرکت کنیم یا نکنیم؟ چه شعاری انحرافی است؟ [2017 Dec] 
*جفنگیات مأموران امنیتی نظام تحت نام دشمن اسلام و نظام [2017 Dec] 
*کارنامه‌ی صادق لاریجانی و محک‌زدن ادعای احمدی‌نژاد [2017 Dec] 
*راه اندازی «زندان جدید» فرقه رجوی در اروپا [2017 Dec] 
*مکارم شیرازی حکم به «بیزاری» از جمهوری اسلامی می‌دهد!  [2017 Nov] 
*ادعای غیرواقعی «به‌رسمیت شناخته شدن قربانیان کشتار ۶۷ به عنوان ناپدیدشده قهری»  [2017 Nov] 
*دادخواهی در ایران: هنوز در ابتدای راه [2017 Nov] 
*محسن آرمین شکنجه‌گر دهه‌ی ۶۰ همچنان در باتلاق دروغ دست و پا می‌زند [2017 Nov] 
*انتری که لوطی‌‌اش نمرده است ( مهدی فلاحتی و روح‌الله زم) [2017 Oct] 
* داستان فراموش شده یک حاکم شرع در دهه ۶۰ [2017 Sep] 
*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]