حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
ایرج مصداقی

«دکتر» (۱)  محمدحسین فرهنگی فرزند آیت‌الله بستان آبادی نماینده تبریز، آذرشهر و اسکو و عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در گفتگو با روزنامه قانون به صراحت از اعمال «حق تیر تا شکنجه» در ارتباط با افرادی که در پی براندازی نظام هستند صحبت کرده و آن را بر اساس «قانون» مجاز معرفی می‌کند.  

 خبرگزاری فارس: برگزاری انتخابات هیئت‌رئیسه دائم در جلسه سه‌شنبه آینده مجلس     

 

او در این زمینه می‌گوید:

 

«فعالیت در انتخابات 88 تا زمانی که نتیجه مشخص شد، کاملاً قانونی بود. اما بعد از آن، حرکت‌هاي اغتشاش گونه خیابانی، مسئله روز عاشورا و بحث‌های بعدی، براندازی جدی نظام دنبال مي‌شد. نکته‌ای که می‌خواهم طرح کنم این است که در کدام موضوع داخلی رهبری به اندازه موضوع فتنه در ۴ سال گذشته درباره آن صحبت کردند.؟ پس اين مسئله مهم بوده‌ است. بنابراین نمی‌توان گفت کسانی که در توسعه آن نقش داشتند، رقباي سیاسی و فعالان سیاسی هستند. وقتی در کشوری فردی به دنبال براندازی نظام آن است، به طور جدي با فرد برخورد مي‌شود و از حق تير تا شكنجه نسبت به او در قانون آمده و اعمال مي‌شود. بنابراين رفتار مجلس و حساسیت نسبت به فتنه 88 طبیعی است.»

 

http://ghanoondaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=239&pageno=3

 

از ابتدای برقراری نظام جمهوری اسلامی تا کنون رویه‌ی فوق اعمال شده است. اما در دهه‌ی ۶۰ مسئولان قضایی، امنیتی و سیاسی رژیم از به کار بردن کلمه‌ی «شکنجه» پرهیز داشتند و به جای آن از کلمه‌ی «تعزیر» و یا مجازات‌های اسلامی برای اعمال وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها استفاده می‌کردند و از این بابت «دکتر» و «استاد» دانشگاه نظام فصل تازه‌ای را در حیات جمهوری اسلامی رقم زده است.

 

در دهه‌ی ۶۰ مسئولان دستگاه قضایی و امنیتی برای اعمال شکنجه در زندان‌ها، استنادی به قانون نمی‌کردند بلکه برای توجیه قساوت و بیرحمی‌ به خرج داده شده علیه زندانیان سیاسی به شرع و فتوای خمینی متوسل می‌شدند. هرچند طبق قوانین جمهوری اسلامی هرکجا که قانون نارسا و یا سکوت کرده باشد از شرع و فتوای مراجع تقلید استفاده می‌کنند. آن‌چه که محمدحسین فرهنگی بیان می‌کند تغییری است که در نگاه حقوقی صاحب‌منصبان رژیم در طول ۳۵ سال گذشته صورت گرفته و تلاش کرده‌‌اند به طرق مختلف خلاءهای قانونی در رابطه با سرکوب و کشتار و بی‌رحمی را از بین برده و در امر سرکوب وحدت رویه ایجاد کنند.

در سال ۵۹ پس از اعتراض بنی‌صدر نسبت به اعمال شکنجه در زندان‌ها، متصدیان امر، شکنجه‌ را به تعزیر و مجازات اسلامی تغییر نام داده به دفاع از آن پرداختند.

 

http://www.youtube.com/watch?v=mD0SvDfY3qA

 

خلخالی در این رابطه در خاطراتش می‌گوید:

 

«بنی‌صدر مرتباً مسئله شکنجه را برای کوبیدن دادگاه‌های انقلاب عنوان می‌کرد و تا این اواخر دست بردار نبود . بنی صدر تعزیرات شرعی را جزو شکنجه به حساب می‌آورد و می‌خواست با روش اروپایی عمل نماید.»!

خاطرات شیخ صادق خلخالی،ج1، ص313

 

حجت‌الاسلام محمد محمدی‌ر‌ی‌شهری رئیس وقت دادگاه انقلاب ارتش در پاسخ به ادعاهای مطرح شده در رابطه با شکنجه در زندان‌ها گفت: «اگر مقصود رئیس جمهور از شکنجه، همان تنبیهاتی است که اسلام به عنوان حدود و تعزیرات مطرح می‌کند، ما منکر آن نیستیم، زیرا دستور اسلام است.» (مصاحبه با رادیو و تلویزیون) کتاب غائله ۱۴ اسفند ۱۳۵۹، ظهور و سقوط ضد انقلاب / نویسنده: دادگستری ‌جمهوری اسلامی ‌ایران، ص۳۳۲.

آیت‌الله علی قدوسی دادستان کل انقلاب اسلامی گفت : «در زندان‌ها شکنجه صورت نمی‌گیرد، اما مجازات‌های شرعی اسلامی اعمال می‌گردند.» (مصاحبه مورخه 23 بهمن ۵۹)

 

پس از سی خرداد ۶۰ دست مسئولان قضایی و امنیتی نظام برای دفاع از شکنجه که تحت عنوان «تعزیر» صورت می‌گرفت باز‌تر شد و ‌آن‌ها در بیان نظرات‌شان بی‌پروا تر شدند.

 

لاجوردی دادستان انقلاب اسلامی مرکز در دهه‌ی ۶۰ به کرات اعلام کرد: «تعزیر می‌کنیم و تعزیر با اجازه حکام شرع است.»

 

آیت‌الله محمدی گیلانی رئیس حکام شرع اوین و دبیر بعدی شورای نگهبان و رئیس دیوان عالی کشور گفت: «محارب بعد از دستگیر شدن، توبه‌اش پذیرفته نمی‌شود و کیفرش همان است که قرآن گفته. کشتن به شدید‌ترین وجه. حلق آویز کردن به فضاحت‌بارترین حالت ممکن. تعزیر باید پوست را بدرد، از گوشت عبور کند و استخوان را در هم شکند.» کیهان، 28 شهریور ۶۰ (توسط سید محمد خاتمی اداره می‌شد)


آیت‌الله موسوی تبریزی دادستان انقلاب اسلامی در دهه‌ی ۶۰ و جانشین آیت‌الله قدوسی گفت: «یکی از احکام جمهوری اسلامی این است که هرکس در برابر این نظام امام عادل بایستد، کشتن او واجب است. زخمی‌اش را باید زخمی‌تر کرد تا کشته شود. این حکم اسلام است. چیزی نیست که تازه آورده باشم.» ( کیهان ۲۹ شهریور ۱۳۶۰ )

 

بعدها آیت‌الله مصباح یزدی موضوع را بطور کلی تئوریزه کرده و گفت:‌

«اگر تحقق اهداف اسلامی بجز از راه خشونت امکان پذیر نباشد این کار ضروری است.»(روزنامه صبح امروز، هفدهم خرداد ۱۳۷۸)

 

او همچنین اضافه کرد:‌

«خشونت اگر وسيله اى براى رواج حق و رسيدن به اهداف الهى از آفرينش انسان و از زندگى انسان شود، مطلوب، و اگر برعكس، عامل دورى از خدا شود يا جامعه را از خدا دور كند، منفى مى‌شود... اين خشونت ممكن است براى فرد بد باشد؛ ولى بر كل جامعه و ديگران ممكن است اثر مطلوب داشته باشد. »

 

http://mesbahyazdi.org/farsi/?speeches/int-deb/debates/debates4.htm

 

محمد حسین فرهنگی این پاسدار سابق (۲) که لباس «حقوق» به تن کرده و امروز به صراحت از وجود قانون «حق تیر تا شکنجه» و اعمال آن صحبت می‌کند، فرد ناآگاهی نسبت به مسائل حقوقی نظام نیست. او در مجلس هفتم نائب رئیس کمیسیون حقوقی و قضائی بود و همچنین در سال‌های گذشته عضویت هیات رئیسه علمی گروه حقوق دانشگاه ‌آزاد اسلامی و کرسی استادی «دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز» را در سوابق خود دارد . بنا به ادعای خودش وی در دانشگاه آزاد اسلامی «برخی دروس دوره کارشناسی ارشد رشته حقوق را تدریس می‌کند». در واقع او نظر حلقه‌های درونی و صاحب‌منصب‌های قضایی نظام را بیان می‌کند.  

 

اگر چه بر اساس اصل ۴۲ قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ و  اصل ۳۸ قانون اساسی مصوب ۱۳۶۸ شکنجه ممنوع است و فرد خاطی می‌بایستی مجازات شود و این اصل به صراحت می‌گوید:

«شکنجه به هر نحو برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می­شود.»

اما بایستی توجه داشت که این اصل در فضای پس از پیروزی انقلاب ضد‌سلطنتی و در دورانی که در هر کوی و برزن از شکنجه‌های ساواک و مذموم بودن آن گفته می‌شد و بازجویان دستگاه امنیتی پهلوی به این اتهام به جوخه‌ی اعدام سپرده می‌شدند تصویب شد. هنوز دستگاه سرکوبگر و بیرحم قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی مسلط نشده بود و مسئولان نظام با خطر از دست دادن قدرت و به خطر افتادن منافع نامشروع‌شان مواجه نبودند. و چنانچه در بالا اشاره شد به سرعت تلاش کردند از راه‌های شرعی و با توجیهات فقهی دست به شکنجه و کشتار برند.

در مذاکرات مجلس خبرگان بررسی پیش‌نویس قانون اساسی پس از قرائت این اصل از سوی آیت‌الله منتظری ، اکرمی یکی از نمایندگان خواهان اضافه کردن عبارت «شکنجه مطلقاً و به ویژه به هر نحو ...» شد و آیت‌الله منتظری در پاسخ گفت: «به هر نحو یعنی مطلقاً» و سپس اضافه کرد: «منظور در مقام اقرار گرفتن و سوگند است والا هیچکس را نباید شکنجه کرد. تمام احکام فقهی را که ما اینجا نمی­خواهیم بنویسیم...»

 

آیت‌الله علی مشکینی که بعدها ریاست مجلس خبرگان رهبری را به عهده گرفت در ادامه‌ی همین بحث تلاش کرد به هر نحو ممکن جواز شکنجه در زندان‌های جمهوری اسلامی را وارد قانون کند:

 

«شکنجه به هر نحو برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است ما معتقدیم که این یک امر غیراسلامی و غیرانسانی است و رأی هم به این می­دهیم ولی بعضی از مسائل باید مورد توجه قرار گیرد مثل اینکه احتمالاً چند نفر از شخصیت­های برجسته را ربوده­اند و دو سه نفر هستند که می­دانیم اینها از ربایندگان اطلاع دارند و اگر چند سیلی به آنها بزنند ممکن است کشف شود آیا در چنین مواردی شکنجه ممنوع است؟»

 

آیت‌الله منتظری دوباره در مخالفت با وی گفت:

«کسب اطلاع راه­هایی دارد که بدون آن هم می­توانند آن اطلاعات را بدست آورند.»

 

مشکینی دست‌برندار نبود و دوباره برای توجیه استفاده از شکنجه گفت:‌

 

« اگر چند شکنجه اینطوری به او بدهند مطلب را می­گوید مثلاً در واقعه استاد مطهری یک فردی می­شناسد که احتمالاً ضارب چه کسی هست اگر به او بگویند تو گفتی می‌گوید نه.»

 

آیت‌الله منتظری دوباره در مخالفت خود را ابراز داشت و گفت:

« ضرر این کار بیش از نفعش هست.»

 

آیت‌الله مشکینی که نمی‌توانست روی در روی ایشان بایستد اصرار گرد و گفت:‌

« مساله دفع افسد به فاسد آیا در این مورد صدق ندارد با توجه به اینکه در گذشته هم وجود داشته است؟»

 

آیت‌الله بهشتی که هنوز زمام دستگاه قضایی را به عهده نگرفته بود و از تیزهوشی بیشتری برخوردار بود در مخالفت با پیشنهاد مشکینی برای گنجاندن جواز شکنجه در قانون گفت:

«آقای مشکینی توجه بفرمائید که مساله راه چیزی باز شدن است. به محض اینکه این راه باز شد و خواستند کسی را که متهم به بزرگترین جرمها باشد یک سیلی به او بزنند مطمئن باشید به داغ کردن همه
افراد منتهی می­شود. پس این راه را باید بست یعنی اگر حتی ده نفر از افراد سرشناس ربوده شوند واین راه باز نشود جامعه سالم تر است.»

 

او می‌دانست که لزوم استفاده از شکنجه را بدون آن که در قانون اساسی وارد شود می‌توان با اتکا به شرع و مجازات‌های اسلامی تأمین کرده و نقیصه‌ی مزبور را جبران کرد. او با وقوف به ماهیت «جمهوری اسلامی» که از اساس با «جمهوریت» در تضاد است می‌دانست در همه‌ی زمینه‌ها «شرع» و فتواهای مذهبی بر قانون و عرف ارجحیت دارد بنابر‌این همانگونه که به لحاظ شکلی می‌توان بر روی «جمهوریت» نظام مانور داد به وقت لزوم می‌توان از ممنوعیت شکنجه در جمهوری اسلامی و قانون اساسی هم داد سخن داد.

 

آیت‌الله منتظری برای حسن ختام موضوع گفت:‌

«اگر گناهکاری آزاد شود بهتر از اینست که بیگناهی گرفتار شود.»

 

البته چیزی نگذشت که داماد آیت‌الله مشکینی، محمد محمدی ری‌شهری در مقام وزیر اطلاعات یکی از مسئولان اصلی شکنجه در کشور شد و آیت‌الله منتظری در توصیف دستگاه تحت هدایت او در نامه‌ی۱۷ مهرماه ۶۵ خود به خمینی به صراحت گفت: «جنایات اطلاعات شما و زندان‌های شما روی شاه و ساواک شاه را سفید کرده است، من این جمله را با اطلاع عمیق می‌گویم.»

 

بهشتی نیز پس از آن‌که زمام دستگاه قضایی را به دست گرفت، پای تحصیل‌کرده‌های مدرسه حقانی و شاگردان خود را به دستگاه قضایی و امنیتی باز کرد تا زمینه‌ی استفاده از شرع و مجازات‌های اسلامی بیش از پیش فراهم شود. همگی این افراد بعدها از مسئولان اصلی شکنجه و کشتار در کشور شدند. و خود او در مقام رئیس دیوان عالی کشور و رئیس شورای عالی قضایی در ۳۱ خرداد و ۱ تیرماه ۱۳۶۰ جواز کشتار دخترکانی را صادر کرد که حتی هویت‌شان برای حکام شرع مشخص نبود. او تا آن‌جا پیش رفت که بنی‌صدر را برای طرح موضوع شکنجه در زندان‌ها به محاکمه تهدید کرد و گفت:

 

«بی‌شک در موقع خود، کسانی که شایعه شکنجه در زندان‌ها را درست‌ کرده‌اند، تحت تعقیب قضایی قرار می‌گیرند»!

 

البته پس از سی خرداد ۱۳۶۰ تمامی صاحب‌منصبان امنیتی، قضایی و سیاسی رژٰیم در عمل توجیهات آیت‌الله مشکینی برای اعمال شکنجه را پذیرفتند و وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها در زندان‌ها اعمال شد. (۳)

 

شرح گفتگوهای مجلس خبرگان قانون اساسی در آدرس زیر آمده است:

 

http://www.beheshti.org/fa/module/news/22-203

 

فیلم مذاکرات مزبور در آدرس زیر موجود است:

 

http://www.youtube.com/watch?v=8j4s1D6ZOtg

 

از آن‌جایی که شکنجه در قانون اساسی تعریف نشده بود در تاریخ دوم اردیبهشت ۱۳۸۱ طرحی که از سوی نمایندگان مجلس ششم در همین رابطه تهیه شده بود، به تصویب اکثریت مجلس رسید. شورای نگهبان در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۳۸۱ با رد مفاد طرح در ۹ بند، نظر خود را اعلام کرد. شورای نگهبان برخلاف اصل ۳۸ قانون اساسی که شکنجه را مطلقاً منع کرده و صورت جلسه‌ی مشروح مذاکرات مجلس خبرگان بررسی نهایی قانون اساسی هم تصریح دارد که نمایندگان این مجلس شکنجه را مطلقا منع کرده‌اند و حتی اصرار داشته‌اند قید «مطلقا» در اصل ۳۸ ذکر شود، شورای نگهبان در رد این طرح قید زد، قیدش این بود که برای قاضی اختیاراتی قائل شد و گفت که قاضی اگر ضروری دید می‌تواند به این اعمال (شکنجه) دستور دهد.

طرح به مجلس برگشت و مجدداً نمایندگان بر اساس ایرادات شورای نگهبان اصلاحاتی انجام داده و سعی کردند که این ایرادات را برطرف کنند و دوباره طرح را به شورای نگهبان فرستادند. شورای نگهبان در تاریخ ۱۷ دی ۸۱ در خصوص مصوبه مجلس که متضمن اصلاحات طرح نخستین بود، نظر خود را اعلام کرد. نهایتاً چون نظرات شورای نگهبان تأمین نشد به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفت و در آنجا مسکوت ماند و پس از گذشت ۱۱ سال همچنان تصمیمی در مورد آن گرفته نشده است.

 

آن‌چه امروز شورای نگهبان از اصل صریح قانون اساسی تفسیر می‌کند همان تعریفی است که علی مشکینی در سال ۵۸ برای تجویز شکنجه می‌کرد. با این تفاوت که آن موقع قانون تصویب نشده بود و تلاش می‌شد موضوع در نص قانون گنجانده شود و امروز قانون وجود دارد و به دلخواه صاحبان قدرت تفسیر می‌شود.

در دهه‌ی سیاه ۶۰ نه صحبت از اجرای قانون بود و نه نیازی به آن احساس می‌شد. شرع در همه‌ی زمینه‌ها جوابگوی نیازهای شکنجه‌گران و «قضات» شرع و ... بود و بازجویان به مسخره از کابل به عنوان «قانون اساسی» (۴) یاد می‌کردند.

در این دوران شکنجه‌گران و حکام شرع از حکم شرعی «تعزیز» برای جواز شکنجه استفاده می‌کردند و کمبودی احساس نمی‌کردند.

خمینی در تحریرا‌لوسیله در مورد تعزیر گفته است:‌

 

«منظور از تعزیرات شرعی مجازات‏هایی است که برای خاطیان و متخلفان از قوانین شرعی مانند ترک واجبات و ارتکاب محرمات به اجرا درمی‏آیند. چنان که حضرت امام علیه السلام می‏فرماید:هر کس یکی از محرّمات را- غیر از آنهایی که شارع در آن حدّ معین کرده- با علم به حرام بودنش انجام دهد، تعزیر می‏شود؛ خواه آن محرمات از گناهان کبیره باشد یا صغیره. آیت‌الله خمینی، تحریر الوسیلة ج۲، ص۴۸۱.

 

در ماده ۱۶ قانون مجازات اسلامی درباره تعریف تعزیر چنین آمده: «تعزیر، تأدیب و یا عقوبتی است که نوع و مقدار آن در شرع تعیین نشده و به نظر حاکم واگذار شده است از قبیل حبس و جزای نقدی و شلاق که میزان شلاق بایستی از مقدار حد کمتر باشد.

 

http://ghanoonbaz.com/anavin/Kaifary/mojazat.htm

 

اگر چه «قانون مجازات اسلامی» و متون شرعی میزان تعزیز را کمتر از ۱۰۰ و در برخی موارد کمتر از ۷۵ ضربه شلاق تعیین کرده است:

 

مقدار تعزیر بستگى به نظر حاکم شرع دارد كه به اقتضای زمان و مکان، نوع گناه و مرتكب شونده آن، تفاوت مى‏كند، ولى همواره از بالاترین حد شرعى (صد تازیانه) كمتر است. برخى گفته‏اند تعزیر از پایین‏ترین مرتبه حدّ شرعى (۷۵ تازیانه) نیز باید كمتر باشد.  جواهر الکلام ج۴۱، ص۴۴۸

 

 http://lib.eshia.ir/10088/41/448/%D8%A7%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%A9

 

اما شکنجه‌گران و حکام شرع از بابت محدود بودن میزان شلاق در مجازات تعزیر هم کمبودی احساس نمی‌کردند. آن‌ها با توجیه این که متهم در مقابل پرسش بازجویان «دروغ» گفته و از این بابت مرتکب «یکی از محرمات» شده او را به ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌کردند و آنقدر این عمل را تکرار می‌کردند تا بازجو و حاکم شرع بپذیرند که متهم راست می‌گوید. گاه حکام شرع برای راحت کردن کار حکم «ضرب‌ حتی‌الموت» را صادر می‌کردند به این معنا که متهم را تا مرگ بزنند. برای اعمال تعزیر نیاز به حضور در مقابل حاکم شرع هم نبود، آن‌ها از پیش احکام را صادر کرده و نزد بازجو‌ها گذاشته بودند و از این بابت اختیار خود را به بازجو تفویض کرده بودند.

اگر چه قانون مرتکبین شکنجه را مستحق کیفر می‌داند اما «شرع اسلام» نه تنها کسانی را که دست به «تعزیر» می‌زنند مستحق کیفر نمی‌داند بلکه اگر متهم در زیر تعزیر جان دهد هم ضامن نیستند. حتی نیاز به دادن «دیه» هم نیست.

 

«اگر تعزیر شونده هنگام تحمل تعزیر بمیرد، بنابر مشهور دیه ندارد.» (جواهر‌الکلام ج ۴۱ ص ۴۷۰)

 

بر همین اساس محمدی گیلانی رئیس حکام شرع اوین در دهه‌ی شصت به صراحت در گفتگو با رسانه‌ها می‌گفت: «چنانچه محارب زیر تعریز جان بدهد کسی ضامن نیست‌ این عین فتوای امام است».

 

اما در سال‌های بعد و پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی به منظور آن‌که مبادا ممنوعیت شکنجه در قانون اساسی وسیله‌ای برای ممانعت از اجرای این «تعزیر شرعی» شود، شورای نگهبان تفسیر خود را به قوه قضاییه ارائه داد که با علم قاضی می‌توان دست به شکنجه برد و تصویب قوانین برخلاف این تفسیر جلوگیری کرد. به این ترتیب نظام جمهوری اسلامی تناقض بین قانون و شرع را از بین برد و بین این دو در ارتباط با لزوم به کارگیری شکنجه علیه مخالفین و منتقدین جمهوری اسلامی هماهنگی ایجاد کرد.

 

تلاش مقامات جمهوری اسلامی و دستگاه سرکوب و شکنجه در طول سال‌های گذشته بر این قرار گرفته است که با ایجاد وحدت رویه، دست شکنجه‌گران و جانیان را برای انجام جنایت بازتر کنند و امور به شکل منسجم‌تری پیش برود.

 

چنانچه برای ایجاد وحدت رویه در صدور احکام اعدام نیز شورای عالی قضایی بخشنامه‌ای را در سال ۱۳۶۲ صادر کرد:

عنوان: ضوابط مربوط به موارد اعدام درباره عناصر ضد انقلاب و قاچاقچيان مواد مخدّر
نام صادر كننده: مرتضى مقتدايى
سمت صادركننده: ازطرف شوراى عالى قضايى
شماره: 290/62/م
تاريخ: 1362/12/14
به: دستورالعمل ارشادى به كليه دادگاه‌ها و دادسراهاى انقلاب اسلامى كشور

 

متن بخشنامه

«چون در مواردى دادگاههاى انقلاب، نظر به اعدام متّهم مى‌دادند و شعب دادگاه عالى ضمن تأييد تطبيق آن نظر با موازين شرعى، ضرورت اعدام او را منوط به تشخيص قاضى دادگاه مى دانستند، مقرّر گرديد ضوابطى براى موارد ضرورت اعدام تعيين، تا تنها در آن موارد پرونده به دادگاه عالى ارسال و در غير اين موارد، كيفرى غير از اعدام در نظر گرفته شود:

اولا درباره منافقين و گروهك هاى محارب:

۱ . متّهم از اعضاى كادر مركزى و از رده هاى بالاى تشكيلاتى باشد كه نقش رهبرى كلّى را ايفا مى كنند.

۲ . فعاليت در سطح گسترده رهبرى گروهى و دادن خط تشكيلاتى، گرچه در يك منطقه محدود بوده باشد.

۳ . فعاليت در فاز سياسى و تبليغاتى وسيع و جذب نيرو، كه افرادى را جذب يا آماده براى پذيرفتن اهداف شوم كرده باشد.

۴. فعاليت مؤثر در فاز نظامى (گر چه به صورت هوادار بوده باشد) خواه شخصاً دست به اعمال تخريب و ترور   زده باشد يا آنكه نقشه كشيده و عاملين را رهبرى عملى نموده باشد. خواه در تمامى اقدامات موفق گرديده باشد يا ناموفق، زيرا مهم اصل اقدام و جرأت على الله و رسوله مى باشد. خلاصه، اعمال اقدام شده كماً و كيفاً چشم گير و دال بر خباثت فوق العاده وى باشد كه مجموعاً دلالت دارند بر عدم قابليت اصلاح ويك نوع حب افساد غير قابل علاج; لذا گاه مى‌شود كه بيش از يك اقدام ننموده ولى آن عمل آن قدر بزرگ و با اهميت است كه جز خبثاى درجه ااول و فريفتگان طواغيب و ابالسه زمان، دست به چنين اقدام هايى نمى‌زنند از قبيل اقدام به ترور شخصيت هاى مبارز اسلامى يا (تخريب) مؤسسات و ارگان هاى زيربنايى اسلام و نحوه، كه جز از اشخاص پليد و خبيث درجه اوّل ساخته نيست.»


training.org/root/publication/bakhshname/viewbakhshname.aspx?PEYNUM=117http://law-

 

در ارتباط با نحوه‌ی اعدام نیز تلاش شده وحدت رویه ایجاد شود. سال‌هاست که اعدام به شیوه‌ی تیرباران در جمهوری اسلامی منسوخ شده و از دار‌زدن به جای آن استفاده می‌شود. شیوه‌ی دار‌زدن در ارتباط با متهمان عادی (موادمخدر، قتل، تجاوز و...) نیز به کار برده می‌شود که روزانه می‌توان در رسانه‌های خبری رژیم، اخبار آن را دنبال کرد. شیوه دار‌زدن «تمیزتر» بوده و حمل‌ونقل جنازه راحت‌تر است. این شیوه، ظاهراً مخوف‌تر نیز می‌نماید و به همین دلیل کاربدستان جمهوری اسلامی، این شیوه را به دیگر شیوه‌ها ترجیح داده‌اند. اما دلایل انجام امر را بر پایه‌ی استدلال‌های شرعی قرار می‌دهند. در این رابطه به جز روایت‌های شرعی و سوابق تاریخی، به ویژه به سوره‌‌ی «المائده» در قرآن استناد می‌جویند. در آیه‌ی ۳۳ این سوره در باره‌ی نحوه‌ی کشتار «محاربین با خدا» و «مفسدین فی‌الارض» چنین آمده است:

 

«همانا کیفر آنان که با خدا و رسول او به جنگ برخیزند و روی زمین به فساد می کوشند جز این نباشد که آن‌ها را کشته یا به دار کشند و یا دست و پایشان را به خلاف ببرند(یعنی دست چپ را با پای راست یا بالعکس) یا نفی بلد و تبعید از سرزمین صالحان دور کنند. این ذلت و خواری عذاب دنیوی آن‌هاست و اما در آخرت باز به عذابی بزرگ گرفتار خواهند شد. »

در نخستین سال‌های تشکیل جمهوری اسلامی، با استناد به لفظ«"کشتن» که در آیه‌ی مزبور آمده است، از شیوه‌ی تیرباران استفاده می‌کردند. در آن هنگام اصل را بر جان ستاندن از قربانی می‌دانستند. اما وقتی در عمل مزیت دار‌زدن را تجربه کردند، با این توجیه شرعی که«دار‌زدن» مشخصاً در قرآن توصیه شده، آن را ترجیح داده و به عنوان شیوه‌ی اصلی و شرعی جان‌ستانی، به کار گرفتند.

در ماده ۱۴ و تبصره‌ی ۱۴ آیین نامه نحوه اجرای احكام قصاص‌، رجم‌، قتل‌، صلب‌، اعدام و شلاق نیز آمده است:

«ماده 14 - اجرای قصاص نفس ، قتل و اعدام ممكن است بصورت حلق آویز به چوبه دار و یا شلیك اسلحه آتشین و یا اتصال الكتریسته و با به نحو دیگر به تشخیص قاضی صادر كننده رأی انجام گیرد .

تبصره - در صورتی كه در حكم صادره نسبت به نحوه و كیفیت اعدام ، قصاص نفس و قتل ترتیب خاصی مقرر نشده باشد ، محكوم به دار كشیده می‌شود.»

 

http://k-chaab.mihanblog.com/post/6

 

حق تیر در نظام جمهوری اسلامی

 

آن‌چه که «دکتر» محمد حسین فرهنگی نائب رئیس سابق کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی و عضو هیئت رئیسه فعلی در ارتباط با اعمال «حق تیر» در جمهوری اسلامی‌ می‌گوید همانا داشتن «حق» به رگبار بستن تظاهرات آرام و مسالمت‌آمیز مردم در جریان جنبش ۸۸ و پیش از آن به رگبار بستن مردم با هلی‌کوپتر در تظاهرات اسلام‌ شهر و یا گلوله‌باران تظاهرات مردم در قزوین و ... یا کشتار مردم بی‌دفاع در تظاهرات ۳۰ خرداد ۶۰ است و نه قانون بکارگیری سلاح توسط نیروهای مسلح که در تاریخ 28/10/1373 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. البته همین قانون نیز دست مأموران را برای کشتار مردم باز گذاشته است. چنانچه در نص قانون آمده است:

«راهپیمایی‌هایی که دارای مجوز از مراجع قانونی مثل وزارت کشور یا استانداری نیستند برخی مواقع به شورش‌ها و بلواها و ناآرامی‌ها منجر می‌گردد، بر اساس ماده ۴ قانون بکارگیری، تشخیص و اعلام ناآرامی با شورای تامین محل است. قانون بکارگیری سلاح به مامورین اجازه داده است با رعایت شرایط مقرر در این قانون در صورت نیاز از طریق تیراندازی نسبت به اعاده وضع به حال سابق و برقراری نظم و امنیت اقدام نمایند. »

 

http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/13619 (Sat Sep 21 18:01:37 2013)

 

مأموران مسلح رژیم پس از استفاده از سلاح حتی در دعواهای شخصی نیز به سادگی از مجازات رهایی می‌یابند اما در ارتباط با سرکوب تظاهرات‌ها و شورش‌های مردمی آن‌ها با هیچ محدودیتی مواجه نیستند. در رابطه با «حق تیر» هم چنانچه قانون محدودیتی اعمال کرده باشد از «شرع انور» برای دور زدن قانون استفاده می‌شود.

 

آیت‌الله علی مشکینی رئیس مجلس خبرگان رهبری در ارتباط با اعدام خیابانی می‌گوید: «هر کس در خیابان و در هر جای دیگر علیه حکومت اسلامی قیام کرد در همان جا باید حکم اعدامش صادر شود.» (کیهان ۷ بهمن ۱۳۶۰)

 

آیت‌الله محمدی گیلانی رئیس حکام شرع اوین در سال‌های ابتدایی دهه‌ی ۶۰ می‌گوید: 

 

«اسلام اجازه می‌دهد این‌ها را که در خیابان تظاهرات مسلحانه می‌کنند دستگیر شوند و در کنار دیوار، همان‌جا گلوله بزنند. از نظر اصول فقهی لازم نیست به محاکم صالحه بیاورند. برای این که محارب بودند... اسلام اجازه نمی‌دهد که بدن مجروح این گونه افراد باغی به بیمارستان برده شود، بلکه باید تمام کشته شود.» (کیهان ۲۹ بهمن ۱۳۶۰)

 

سعید حجاریان از پایه‌گذاران دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم در دهه‌ی ۶۰ می‌گوید:

 

«...اما نكن، نكن فايده نداشت، دولت هم قدرت مهار نداشت، يك مرتبه اسلحه كشيد و همه را كشت. حتا گفت زخمی‌ها را تير خلاص بزنيد. ظهر سی‌خرداد بود، اين را راديو گفت، اسم‌شان را هم نپرسيد كه چه كسانی هستند. توجيه شرعي‌اش را هم پيدا ‌كردند.» (نشریه چشم‌انداز، شماره‌ی ۳۱، اردیبهشت ۸۴)

 

در پاسخ‌ به سوالات حقوقی با استناد به شرع و قانون آمده است:‌

 

«اگر مأمورى در تعقیب متّهمى به سوى او تیراندازى کند و متّهم به قتل برسد، آیا این قتل عمد است یا شبه عمد؟

این مسأله داراى چند صورت است:


صورت اوّل: این که شخص فرارى، متّهم به انجام گناه کوچکى است که مجازات تعزیر دارد، در این صورت غیر از تیراندازى هوایى یا به اطراف، کار دیگرى نمى توان کرد زیرا مفروض مسأله استحقاق چنین مجازاتى را حتّى پس از ثبوت جنایت ندارد.


صورت دوّم: آن است که عدم واکنش شدید در برابر چنین جرمى نظم کلّى جامعه را به هم مى ریزد و براى کلّ اجتماع خطر دارد. در این صورت باید از طریق «الاسهل فالاسهل» و استفاده از سلسله مراتب اقدام کرد و اگر چاره اى جز تیراندازى مثلا به سوى پاهاى متّهم نبوده و مأمور هم از مهارت کافى برخوردار بوده و در عین حال تیر خطا رفت و به محلّى که مایه قتل اوست اصابت کرد، خونش هدر است نه قصاص دارد نه دیه; زیرا کارى که با اذن حاکم شرع انجام شده و طرف هم مستحقّ آن است، دیه ندارد.


صورت سوّم: در صورتى که موجب اختلال کلّى نباشد ولى جرم، جرم سنگینى است که اگر در خصوص آن جرم اقدامى نشود (مانند قاچاقچیان اسلحه براى دشمن در مواقع جنگ) که اگر در مناطق حسّاس جلوگیرى نکنیم کشته هاى زیادى مى دهیم بى آن که حتّى سرنوشت جنگ عوض شود و در این جا نیز تیراندازى با سلسله مراتب جایز است و اگر منتهى به قتل گردد، خون طرف مقابل هدر است.»

 

http://www.dadrasanepars.blogfa.com/post-479.aspx

 

 کافیست به کسی اتهام محارب و باغی و طاغی زده شود آنوقت مأموران نظام نه تنها از «حق‌تیر» برخوردارند بلکه متهم از هیچ حقی برخوردار نیست.

 

«تیراندازی به سوی افراد شرکت‌کننده در ناآرامی‌های مسلحانه

در این شرایط وظیفه نیروهای مسلح موضوع قانون در هر صورت برقراری نظم و امنیت و خلع سلاح و دستگیری شورشیان است و شرایط تیراندازی در این مواقع یا شرایط تیراندازی در سایر موارد متفاوت است قانون بکارگیری سلاح شرایط ایجاد این موارد را اعلام نموده است.

 در شرع اسلام، قیام مسلحانه علیه حکومت اسلامی «بغی» نامیده می‌شود و قیام‌کنندگان نیز «باغی» نامیده می‌شوند و از نظر حکم شرعی و قانونی محارب محسوب و مجازات اعدام دارند و از نظر قوانین عرفی نیز این عمل از مصادیق بارز جرایم سیاسی از نوع براندازی محسوب می‌شود. »

 

http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/13619 (Sat Sep 21 18:01:37 2013)

 

جدا از موارد مربوط به براندازی نظام، مأموران نیروی انتظامی تحت پوشش مبارزه با قاچاق کالا، از حق شلیک به کولبران کرد که در استان‌های آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه برای کسب درآمد و از روی ناچاری در قبال دستمزد ناچیز اقدام به حمل و ورود کالای خارجی از نقاط غیر رسمی گمرکی می‌کنند برخوردارند.

«کولبری» یکی از خطرناکترین مشاغل کشور محسوب می‌شود. سالانه ده‌ها نفر از کارگران کولبر که بین ۱۳ تا ۶۰ سال سن دارند در اثر شلیک مأموران انتظامی جان خود را در مرزهای غربی کشور از دست می‌دهند. حتی اگر قاچاق کالا توسط کاسبکارانی که فاقد هرگونه منبع تأمین معیشتی غیر از داد و ستد کالاها در مناطق پر خطر و کوره راه‎های مین‎گذاری شده مرزی جهت کسب حداقل درآمد هستند جرم محسوب شود، مجازات آن به هیچ وجه کشتن و زخمی نمودن فرد نمی‎باشد. نیروی انتظامی در حالی کولبران را به قتل می‎رساند که باجگیری و رشوه ‎گرفتن از آنان جهت صدور اجازه‎ی تردد را تبدیل به یکی منابع درآمد خود کرده است. علاوه بر این سپاه پاسداران و عوامل ذی‌نفوذ نظام، سالانه میلیاردها دلار کالای قاچاق از طریق اسکله‌های خصوصی و مرزهای کشور وارد می‌کنند و بخش عظیم واردات کشور را این گونه کالاها که از مبادی غیررسمی وارد شده‌اند تشکیل می‌دهند .

در آدرس زیر می‌توانید کشتار کولبران و اسب‌های آنان توسط نیروی انتظامی را ملاحظه کنید.

https://www.tribunezamaneh.com/archives/13767

محمدحسین فرهنگی با اشاره‌‌ به جنبش ۸۸ از «برخورد جدی» و «حق تیر تا شکنجه» در قانون یاد می‌کند. او و نظامی که نمایندگی‌اش را به عهده دارد کشتار مردم بی‌دفاع در خیابان و کهریزک را تأیید می‌کنند. شلیک مستقیم به سر و سینه‌ی تظاهرکنندگان و فجایعی که در زندان‌ها اتفاق افتاد در «قانون» آمده است. او به صراحت می‌گوید چنانچه افراد از این شانس برخوردار باشند که مورد اصابت «تیر» قرار نگیرند و دستگیر شوند بایستی خود را برای تحمل «شکنجه» آماده کنند. این‌ها همه تمهیداتی است که «قانون» برای استمرار نظام جمهوری اسلامی فراهم کرده است.  

 

ایرج مصداقی ۱ مهرماه ۱۳۹۲

 

www.irajmesdaghi.com

 

irajmesdaghi@gmail.com

 

 

پانویس:

 

۱- فرهنگی در مورد تحصیلات خود می‌گوید:‌

«در 2 رشته دانشگاهی فقه و مبانی حقوق اسلامی (کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران و دکترای تخصصی در واحد علوم و تحقیقات) و کارشناسی ارشد مدیریت دولتی (مرکز آموزشی مدیریت دولتی آذربایجان شرقی)» تحصیل کردام.

 

 http://www.dr-farhangi.com/extrapage/farhangi

 

۲- البته این فرمانده سابق سپاه پاسداران که به قول خودش از «سال 1379، محل خدمت خود را از سپاه به محیط علمی دانشگاه تغییر داد»، امروز مانند بسیاری از جنایتکاران تبدیل به استاد دانشگاه و حقوقدان و ... شده است. در مورد سوابق او در سپاه پاسداران می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

فرماندهی منطقه مقاومت بسیج استان آذربایجان شرقی و جانشینی سپاه عاشورا، فرماندهی سپاه استان آذربایجان شرقی، ریاست سازمان بسیج دانشجویی کشور، معاونت مرکز تحقیقاتی سپاه و ریاست هیأت مدیره تیم فوتبال فجر عاشورا.

 

۳- در دیدار هیئت منتخب مجلس شورای اسلامی مرکب از هادی خامنه‌ای، سیدمحمود دعایی و محمد‌علی هادی نجف‌آبادی از زندان‌های اوین و قزلحصار آن‌ها برای توجیه شکنجه از این استدلال استفاده می‌کردند که ما برای دست‌یابی به انبارهای اسلحه و طرح‌های ترور مجبور به استفاده از «تعزیر» هستیم.

 

۴- در اسفند ۶۲ در راهرو دادستانی اوین متوجه مراجعه یک بازجو به یکی از شعبات شدم که به شکلی معقول پرسید: آیا قانون اساسی دارید؟ من از شدت خشم به خودم می‌پیچیدم و به زمین و زمان ناسزا می‌گفتم. لابد باز دوباره یکی از این توده‌ای- اکثریتی‌ها را گرفته‌اند و او می‌خواهد با بازجوها، سر قانون اساسی بحث کند. چیزی نگذشته بود که دوباره شنیدم بازجوی دیگری به همان شعبه رفته و خواستار قانون اساسی شد. مشکوک شدم، با خودم گفتم مگر چند تا توده‌ای- اکثریتی گرفته‌اند که نیاز به بحث بر سر قانون اساسی با آن‌ها دارند؟ در ثانی این‌جا که شعبه‌ی رسیدگی به اتهام‌ توده‌ای‌ها و اکثریتی‌ها نیست. دقت کردم، دیدم بازجو با کابل از اتاق در آمد. داشتم از خنده روده بر می‌شدم. بر ساده‌اندیشی خودم می‌خندیدم. آن‌ها به کابل می‌گفتند «قانون اساسی» و من بعد از دو سال و اندی زندانی بودن، می‌پنداشتم که می‌خواهند با توده‌ای- اکثریتی‌ها بر سر قانون اساسی بحث کنند!  

 

 

 

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*از الهاشمی النجفی تا هاشمی‌‌شاهرودی [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]