سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
ایرج مصداقی

 برای جلوگیری از اطاله‌ی بیش از حد کلام از غالب اراجیفی که ابراهیم نبوی در مورد موسوی به هم بافته می‌گذرم و تنها به ذکر چند نکته مهم از نظر تاریخی بسنده می‌کنم. وگرنه در رد سطر سطر نوشته‌ی ابراهیم نبوی که در واقع مانیفست «اصلاح‌طلب‌» های حکومتی برای وارونه نشان دادن اوضاع دهه‌ی ۶۰ است، می‌توان کتاب‌ها نوشت و نادرستی ادعاها را اثبات کرد.  
 

نکاتی که در این نوشته روی آن تأکید می‌کنم عبارتند از نقش موسوی و حامیان او در کشتار و سرکوب دهه‌ی ۶۰ و همچنین مشخصه‌های دولتی که قرار است میرحسین موسوی پس از پیروزی در انتخابات بر سر کار بیاورد.   

 

نبوی می‌نویسد:

 

«میرحسین موسوی در دهه شصت نخست وزیر بود. همزمانی حضور او با دهه  خشونت در کشورمان این سووال را در برخی دوستان ایجاد می کند که لابد دولت  موسوی عامل همه خشونت های آن دهه بوده است.  ...

خشونت اعمال شده در دهه شصت، اعم از برخورد با هر نوع از مخالفان و  خشونت اعمال شده در تابستان 67 هیچ ربطی به دولت موسوی نداشت، اداره سیستم  قضایی و دادگاه انقلاب تا آمدن آیت الله شاهرودی در انحصار هیات های  موتلفه بود و آنان بودند که سیستم قضایی را اداره می کردند. نکته اینکه در  این میان جریانهایی مانند آقای کروبی بسیار تندرو تر از موسوی بودند، که  طبیعتا آنها هم نقشی در این خشونت نداشتند. البته یادمان نرفته و نمی رود  که خشونت دهه شصت خشونت یک دولت یا حکومت ظالم با یک گروه مظلوم قربانی  نبود، بلکه خشونت دو گروه علیه همدیگر بود که نیروی غالب نیروی مغلوب را  بیشتر کشت و آزار داد و راند. طبیعتا آنکه قدرت غالب یافت ظلم بیشتری کرد .  ...»

 

نبوی مانند همه‌ی جنایتکاران تاریخ و حامیانشان نه تنها مسئولیت‌ جنایت‌شان را به عهده نمی‌گیرند بلکه سعی می‌کنند جای ظالم و مظلوم را نیز تغییر دهند. در تاریخ معاصر، از استالین گرفته تا پول پت، از هیتلر گرفته تا فرانکو، از عیدی امین گرفته تا پینوشه، از سوهارتو گرفته تا محمدرضا شاه و از صدام حسین گرفته تا خمینی، هیچ یک مسئولیت جنایاتشان را به عهده نگرفتند. اگر از هرکدام در مورد جنایاتشان سؤال می‌کردی پاسخ‌های یکسانی را که نبوی در آستین دارد رو می‌کردند. او تنها به رونویسی ادعاهای دیگران روی آورده است و نبوغی بیش از جنایتکارانی که نام بردم ندارد.

نبوی می‌نویسد:‌

 

 «اداره سیستم  قضایی و دادگاه انقلاب تا آمدن آیت الله شاهرودی در انحصار هیات های  موتلفه بود و آنان بودند که سیستم قضایی را اداره می کردند.»

 

تأکید نبوی روی دهه‌ی ۶۰ و به ویژه سال‌های بین ۶۰ تا ۶۷ است. به منظور آن که نقاب از چهره‌ی دروغپرداز او بردارم کافیست اشاره‌ای کنم به کسانی که اهرم‌های قدرت را در قوه قضاییه در دهه‌ی ۶۰ در دست داشتند.

در سال ۶۰ پس از کشته شدن بهشتی و قدوسی، عبدالکریم موسوی اردبیلی، ریاست دیوانعالی کشور و شورای عالی قضایی را به عهده داشت. در همین دوره سید حسین موسوی تبریزی یکی از شقاوت پیشه‌ترین چهره‌‌های رژیم، پست دادستانی کل انقلاب را یدک می‌‌کشید. وی خود شخصاً در شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی شرکت می‌کرد و به سمت متهمان شلیک می‌کرد. او جدا از جنایاتی که در سیاهترین روزهای دهه‌ی ۶۰ مرتکب شد، کسی است که نقش اصلی و اساسی در پرونده‌ی سینما رکس آبادان و سرکوب جریان «خلق مسلمان» و طرفداران آیت‌الله شریعتمداری در تبریز داشت. جملات زیر تنها یکی از رهنمودهای او به نیروهای رژیم است:‌

 

یکی از احکام جمهوری اسلامی این است که هر کس در برابر این نظام امام عادل بایستد کشتن او واجب است. و زخمی‌اش را باید زخمی‌تر کرد که کشته شود... این حکم اسلام است. چیزی نیست که تازه آورده‌ باشیم.

سید‌حسین موسوی‌تبریزی کیهان ۲۹ شهریور ۱۳۶۰

 

چنان‌چه ملاحظه می‌کنید فرمان تمام کش کردن بیمار و مجروح را موسوی تبریزی حامی میرحسین موسوی می‌داد. وی در همان روزها در تلویزیون رژیم حاضر شده و به صراحت عنوان می‌کرد کسانی که در خیابان‌ها و درجریان تظاهرات ضد رژیم دستگیر می‌شوند را نیاز نیست به محکمه بیاورند، اگر دو پاسدار شهادت دهند همان‌جا می‌توانند حکم اعدام او را اجرا کنند.

دادستانی کل کشور در این دوره به عهده‌ی ربانی املشی بود که چهره‌ای نسبتاً مستقل در رژیم بود. هیچ یک از سه چهره‌ی اصلی قوه قضاییه وابسته به مؤتلفه نبودند. دو نفر اول جزو اصلاح‌طلب‌های رژیم هستند و موسوی تبریزی همراه و همدل میرحسین موسوی است و در سفر اخیر به تبریز نیز وی را همراهی می‌کرد. موسوی اردبیلی مرجع تقلید اصلاح‌طلب‌های حکومتی است. وی نیز امروز در زمره‌ی حامیان میرحسین موسوی است.

در سال ۶۱ پست دادستانی کل کشور به شیخ یوسف صانعی رسید که هم‌ اکنون از مراجع تقلید اصلاح‌طلب‌های رژیم و از حامیان موسوی است.

در سال ۶۴ پست دادستانی کل کشور به پدر معنوی «اصلاح‌طلب‌» های حکومتی یعنی سید محمد خوئینی‌ها رسید که باز هم از حامیان موسوی است. سید محمد خوئینی‌ها در دیماه ۶۷ مدعی شد که ما از بالارفتن اعدام‌ها نگران نمی‌شویم. در دوران کشتار ۶۷ همچنین سید محمد موسوی بجنوردی یکی دیگر از حامیان میرحسین موسوی، عضو شورای عالی قضایی بود.

سازمان بازرسی کل کشور در همان دوران سیاه ۶۰ در اختیار محقق داماد بود که ربطی به مؤتلفه نداشت.

اولین رئیس شورای سرپرستی زندان‌ها ابوالقاسم سرحدی‌زاده بود که میانه‌‌ی خوشی با مؤتلفه نداشت و امروز از حامیان موسوی است. پس از او مجید انصاری رئیس سازمان تازه تأسیس زندان‌ها شد. مجید انصاری یکی از نزدیکان موسوی و مشاوران وی در انتخابات اخیر است. در دوران کشتار ۶۷ نیز اسماعیل شوشتری رئیس سازمان زندان‌ها بود که در کابینه خاتمی و رفسنجانی وزیر دادگستری بود و ربطی به مؤتلفه نداشت.

دادگاه‌های انقلاب اسلامی مرکز توسط محمد محمدی گیلانی و سپس حسینعلی نیری اداره می‌شد که ارتباطی با مؤتلفه ندارند.

البته در دوران ابتدایی دهه ۶۰ و تا دیماه ۶۳ دادستانی انقلاب اسلامی مرکز در دست مؤتلفه بود و این جناح از رژیم نقش مهمی در کشتار و سرکوب داشت. اما دادستانی و مؤتلفه تنها نبودند. اوین و دستگاه سرکوب را هر دو جناح رژیم اداره می‌کردند. بخش ۲۰۹ اوین و یا اطلاعات سپاه پاسداران یکدست در اختیار جناح مقابل مؤتلفه یعنی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی قرار داشت.

در این بخش، فریدون وردی‌نژاد( در خاطرات رفسنجانی از او به عنوان مهدی‌نژاد نام برده می‌شود)، محسن آرمین، سعید حجاریان، محسن میردامادی، محمد عطریانفر، الویری، فیض‌الله عرب سرخی و ... شرکت داشتند. بخش ۲۰۹ اوین اگر بیش از دادستانی انقلاب اسلامی و مؤتلفه در جنایت و خونریزی دست نداشته باشد کمتر نداشته است. تمامی افراد وابسته به مجاهدین انقلاب اسلامی در سرکوب و جنایت دهه‌ی ۶۰ دست داشته و نقش مهم و اساسی در ایجاد ارگان‌های سرکوب رژیم داشته‌‌اند. مصاحبه حسین فدایی یکی از اعضای بنیانگذار این سازمان را بخوانید به صراحت در پاسخ به سؤال پرسشگر که می پرسد: « آغاجری، صادق نوروزی، سلامتی بازجو بودند؟» می‌گوید:‌ «از همه گروه‌های سازمان به طور غیرمستقیم یا مستقیم با اینكار درگیر بودند .» همه‌ی افراد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دست در خون داشتند. از مخملباف بگیرید تا بهزاد نبوی.

محسن آرمین، نایب رئیس مجلس ششم برادرش محمود را شکنجه کرده بود. فریب دروغ‌هایی را که نبوی و امثال او تولید می‌کنند نباید خورد.

در دوران کشتار ۶۷ مؤتلفه دست بالایی در قوه قضاییه نداشت. آن‌ها در سال ۶۸ پس از برکناری آیت‌الله منتظری و به قدرت رسیدن یزدی در قوه قضاییه، به این قوه بازگشتند. در این دوران بود که رهبران مؤتلفه از جمله لاجوردی، بادامچیان و زواره‌ای دوباره به قدرت رسیدند.

وزارت اطلاعات و امنیتی که آیت‌الله منتظری به صراحت می‌گوید روی ساواک شاه را سفید کرده توسط موسوی و دولتش سازماندهی و راه‌اندازی شد. الویری پیگیری آن را در مجلس دنبال می‌کرد و سعید حجاریان نماینده دولت برای دفاع از لایحه در مجلس بود. معاونت‌های این وزارتخانه از امین زاده گرفته، تا عباس عبدی، از نعیمی فرد گرفته تا علی ربیعی، از تاجیک گرفته تا ... همگی از جناح اصلاح‌طلب‌های بعدی بودند.

یکی از مراکز سرکوب در سال‌های اولیه دهه‌ی ۶۰، اطلاعات و امنیت نخست‌وزیری بود که توسط خسرو تهرانی اداره می‌شد و عناصری چون تقی محمدی و ... آن را هدایت می‌کردند.

سرکوب و ایجاد جو خفقان در دانشگاه به ابتکار موسوی و جناح همراه او بود. مؤتلفه و قوه قضایی نقش ثانویه داشتند. این‌ها بودند که افراد را به دم تیغ لاجوردی و مؤتلفه می‌دادند.

مگر خاتمی نبود که لاجوردی را شهید و « سرباز سخت کوش انقلاب و خدمتگزار مردم» معرفی کرد؟ جنایتکار کجا و «سرباز سخت کوش انقلاب و خدمتگزار مردم» کجا؟

مگر موسوی لاری وزیر کشور خاتمی که عنقریب در دولت موسوی هم پست خواهد گرفت لاجوردی را «شهید»‌ و « فرزند صدیق،وارسته و  آزاده ملت» معرفی نکرد؟

 

بازهم تأکید می‌کنم، نبوی در مورد نقش صرف مؤتلفه در جنایات رژیم دروغ می‌گوید. او دستان خونین خاتمی و همکارانش را پاک می‌کند. به یاد خوانندگان این نوشته می‌آورم که مهندس بازرگان در تاریخ ۱۵ مهرماه ۱۳۶۰ در مجلس شورای اسلامی نطق نیمه‌ تمامی را ایراد کرد و به اعدام‌های بی‌رویه و کشتار‌های بی‌حساب و کتاب اعتراض کرد. سخنرانی او با شعارهای دیوانه وار «مرگ بر بازرگان» نمایندگان مجلس که «اصلاح‌طلب» های حکومتی اکثریتشان را تشکیل می‌دادند مکرراً قطع شد. عاقبت وقتی بازرگان به این جمله رسید که  «مصيبت‌بارتر از همه و حاصل خشونت‌ها و بي‌رحمي‌ها افزوده شدن ناراضي‌ها و انتقامخواهان و برگشت‌كنندگان از انقلاب و دين است و حيثيت و حقانيت اسلام كه در دنيا لكه‌دار مي‌کند...» مورد هجوم خلخالی و چند نماینده‌‌ی هفت خط «خط‌ امامی» که بعداً اصلاح‌طلب‌ ها را تشکیل دادند قرار گرفت و با کتک او را از پشت تریبون پایین آوردند. خاتمی از فرصت استفاده کرد سه مقاله در روزنامه کیهان بر علیه بازرگان و در دفاع از کشتارهای بیرحمانه سال ۶۰ نوشت.  خاتمی خطاب به بازرگان که خیرخواهانه خواهان توقف اعدام‌ها شده بود نوشت:

 

«آقای بازرگان!

بسیاری از کسانی که امروز در همین دادگاه‌های انقلاب ( که مورد اعتراض شمایند) تنها به خاطر دفاع از اسلام و پاسداری از دست‌آوردهای انقلاب اسلامی، شب و روز زحمت می‌کشند. انسان‌هایی سرشار از عاطفه و رحمتند، اما مسئولیت اسلامی و تعهد انسانی‌شان و نیز فرمان خدا، آنان را وا می‌دارد که قاطعانه در برابر آدمکشانی که موجود انقلاب و جمهوری اسلامی را به خطر انداخته‌اند، بایستند و فساد را از ریشه برکنند. »

 

http://www.box.net/shared/rg6uo2p0kg

 

خاتمی حاضر نشد نه متن سخنرانی بازرگان را در کیهان چاپ کند که لااقل مردم بدانند او به چه چیزی پاسخ می‌دهد و نه پاسخ مهندس بازرگان به سه مقاله‌اش را انتشار داد.  

سید محمد خاتمی، در مقاله‌های سه‌گانه‌اش مدعی است که چرا دادگاههای انقلاب قاطعیت لازم را در برابر مخالفان به خرج نداده اند و از این که ریشه فساد را از بیخ و بن نخشکانده اند اعتراض می‌کند. وی از مهندس امیرانتظام با عنوان «جاسوس و مزدور آمریکا» نام می‌برد. ترور انور سادات ریاست جمهوری مصر را اقدامی انقلابی و اسلامی و غیرتمندانه معرفی می‌کند. مهندس بازرگان را به داشتن «نگرش آمریکایی» متهم می‌کند و از بنی صدر به عنوان دیکتاتوری نام می‌برد که «آمریکا همه امیدش را به وی بسته بود» مقاله خاتمی مملو از انواع و اقسام طعنه، توهین‌ و تحقیر نسبت به زنده‌یاد مهندس بازرگان است. بعید می‌دانم احمدی‌نژاد امروز این‌گونه قضاوت کند.

خودتان در آدرس زیر مقالات خاتمی و پاسخ مهندس بازرگان را بخوانید و قضاوت کنید:  

 

http://www.box.net/shared/rg6uo2p0kg  

 

کافیست به صحبت‌های خامنه‌ای در حضور خاتمی و سران رژیم که فیلم آن روی یوتیوب هست توجه کنید، آش آنقدر شور بوده که خامنه‌ای به دفاع از دانشگاهیان و باز کردن فضا پرداخته بود. در جریان کشتار سال ۶۷ برنامه‌ ریزی این جنایت بزرگ به عهده‌ی وزارت اطلاعات دولت میرحسین موسوی بود. پورمحمدی یکی از اعضای اصلی هیئت کشتار زندانیان، نماینده وزارت اطلاعات کابینه‌ی او بود.

محتشمی رئیس کمیته صیانت آرا که نمایندگی موسوی را هم یدک می‌کشد یکی از مدافعان این کشتار بزرگ بود.

محسن دعاگو و هادی خامنه ای که امروز از سینه‌چاکان موسوی هستند در زمره‌ی بازجویان اوین بودند. دعاگو با اسم مستعار محمد جواد سلامتی دست در خون و شکنجه‌ی بسیاری داشت. هادی غفاری که در زمره‌ی اصلاح‌طلب‌های حکومتی یکی از اصلی‌ترین مهره‌های رژیم در سرکوب و شکنجه و جنایت دهه‌ی ۶۰ است.

نکته‌ی قابل تأمل آن که نبوی از یک طرف برای مبرا کردن خود و جناح خط امام و موسوی، جریان مؤتلفه را مسئول جنایات انجام گرفته در دهه‌ی شصت معرفی می‌کند اما در همان حال برای نشان دادن سعه‌ی صدر موسوی، از شرکت رهبران مؤتلفه و جنایتکارانش در دولت او یاد می‌کند. اگر موسوی با انجام این جنایات مخالف بود چرا مرتکبان آن را در دولت خود جای می‌داد؟ آیا نمی‌توانست لااقل از مؤتلفه در دولت خود صرف‌نظر کند؟

 

نبوی در فراز دیگری از نوشته‌اش مدعی می‌‌شود:

 

«نکته اینکه در  این میان جریانهایی مانند آقای کروبی بسیار تندرو تر از موسوی بودند، که  طبیعتا آنها هم نقشی در این خشونت نداشتند.»

 

سید ابراهیم نبوی نه تنها نقش موسوی و دولتش در یک دهه‌ کشتار را انکار می‌کند بلکه نقش جناح‌های دیگر را نیز منکر شده و یک دهه‌ی جنایت و کشتار و سرکوب و نقض حقوق بشر را که در سرتاسر کشور جریان داشت تنها به یک گروه از رژیم( مؤتلفه) که اداره‌ دادستانی مرکز تهران را به عهده داشت تقلیل می‌دهد. رذالت اگر در همین حد بود هم قابل فهم و پذیرش بود، اما افرادی چون وی به همراهی عیسی سحرخیز، رجبعلی مزروعی، علیرضا علوی‌تبار، محسن سازگارا و قلم‌به مزدهایی چون مسعود بهنود و علیرضا نوری‌زاده سعی می‌کنند پای مقتولین و قربانیان یک دهه جنایت را نیز به میان آورده و آن‌ها را در وقوع جنایت علیه خودشان سهیم کنند. درست مثل این که در جلسه‌ی دادگاه قاتل و مقتول بطور مشترک محکوم شوند.

نبوی با بیشرمی می‌نویسد:

 

«البته یادمان نرفته و نمی رود  که خشونت دهه شصت خشونت یک دولت یا حکومت ظالم با یک گروه مظلوم قربانی  نبود، بلکه خشونت دو گروه علیه همدیگر بود که نیروی غالب نیروی مغلوب را  بیشتر کشت و آزار داد و راند. طبیعتا آنکه قدرت غالب یافت ظلم بیشتری کرد .  ...»

 

نه پینوشه، نه صدام حسین، نه استالین، نه محمدرضا شاه، نه هیچ جنایتکاری در تاریخ این‌گونه وقیحانه به توجیه جنایاتش نپرداخته است.

 

اشکال از سیدابراهیم نبوی نیست، اشکال از کسانی است که زیر علم او سینه می‌زدند.

 

ایراد به سیدابراهیم نبوی بر نمی‌گردد، ایراد به افرادی بر می‌گردد که تحت نام اپوزیسیون و مخالف رژیم، جلسات او را پر می‌کردند.

 

ایرادی به سید ابراهیم نبوی نیست، ایراد به افرادی مثل ناصر زرافشان بر می‌گردد که می‌گفتند او را دوست دارند و در خارج از کشور با او به مصاحبه می‌نشستند، تطهیرش می‌کردند و به روی «خارجه نشین» ها چنگ می‌کشیدند.

 

از گرگ جز دریدن انتظاری نمی‌رود، حرف با گوسفند است که با گرگ همنشین می‌شود.

 

کسی نیست به نبوی بگوید، آیا ابوالحسن بنی‌صدر اولین ریاست جمهوری رژیم هم خشونتی کرده بود که به عقوبت دچار شد و تعدادی از اطرافیانش را مقابل جوخه اعدام قرار دادند؟

 

 

آیا رهبران جبهه‌ی ملی به غیر از مخالفت با قانون ضد انسانی قصاص «خشونتی» مرتکب شده بودند که از سوی خمینی مرتد اعلام شدند؟

 

آیا رهبران نهضت آزادی نیز خشونتی مرتکب شده بود که به سمت «حیات خفیف خائنانه» رانده شدند؟

 

آیا مصدق «خشونتی» مرتکب شده بود که خمینی از «سیلی‌خوردنش» ‌اظهار خوشحالی کرد؟ آیا اگر دستش به مصدق می‌رسید تلاش نمی‌کرد ثواب سیلی زدن به مصدق را خودش ببرد؟

 

آیا آیت‌الله منتظری به جز دعوت به عدم «خشونت» و دست برداشتن از کشتار و جنایت و شکنجه و تجاوز به دختران و ... حرفی زده بود که به آن سرنوشت دچار شد؟

 

آیا رهبران کهنسال حزب توده مرتکب خشونتی شده بودند که همین میرحسین موسوی برای دستگیری‌شان اطلاعیه داد و به خمینی و نیروهای سپاه پاسداران تبریک گفت؟

 

مگر نه این که این خشونت را مؤتلفه و جریان مخالف موسوی دامن می‌زدند چرا وی در مقام وزیر امور خارجه و سپس در مقام نخست وزیر با دیدار سازمان عفو‌بین‌الملل از کشور مخالفت می‌‌کرد؟

 

نبوی در مورد دهه‌ ۶۰ بی‌وقفه دروغ می‌گوید. وی مدعی می‌شود:

 

«اما  مهم این است که اصولا خشونت دهه شصت ربطی به شخص و گروه خاصی ندارد، حتی  به ایران هم ربط ندارد. آن دوران عصر خشونت بود و قضاوت بدون تصور به این  مهم، قضاوتی بی پشتوانه است.»

 

کافیست توجه کنیم که نیکاراگوئه در همان دهه‌ی ۶۰ خورشیدی با سازمان‌یافته ترین نوع خشونت از سوی سازمان سیا و ضد‌انقلابیون دست به گریبان بود، اما هیچ‌گاه مقابله به مثل نکرد و جوخه‌های اعدام را برپا نکرد. بلکه به انتخابات و نتیجه‌ی آن گردن گذاشت و از حاکمیت کناره گرفت و نقش اپوزیسیون را بازی کرد. چیزی که بعد از گذشت ۳۰ سال از حاکمیت جمهوری اسلامی حتا در ارتباط با خودی‌هایشان نیز رعایت نمی‌کنند و اجازه‌ی برگزاری انتخابات آزاد حتا در درون حاکمیت خودشان را هم نمی‌دهند.

دهه‌ی ۶۰ خورشیدی دورانی است که نسیم پروستریکا و گلاسنوست اروپای شرقی را در ‌نوردید و حکومت‌های استبدادی در شرق اروپا بدون مقاومت و دست زدن به جنایت به رأی و نظر مردم گردن گذاشتند.   

 

به کسانی که گذشته را فراموش کرده‌اند بایستی یادآوری کنم که این میرحسین موسوی بود که به وزارتخانه‌ها، ادارات و سازمان‌های دولتی و شرکت‌های تحت پوشش دولت بخشنامه کرد که عکس، پلاکارد‌ و هرگونه آثار آیت‌الله منتظری را از بین ببرند.

 

نبوی هم مانند دیگر اصلاح‌طلب‌های حکومتی هر روز عقب می‌روند، به ویژه حالا که احساس می‌کنند دوباره می‌توان به قدرت بازگشت و نبوی کفش و کلاه کرده که به نزد دوستان برود. نبوی که امروز جنایت یک دهه و به ویژه کشتار ۶۷ را به دروغ به مؤتلفه نسبت می‌دهد دو سال پیش در مطلبی که در سایت شخص‌اش انتشار یافت لا‌اقل در مورد کشتار ۶۷ نوشته بود:

 

«این جنایت با برنامه و توسط گروهی خاص صورت گرفت و برای مدتی طولانی، که هنوز هم تمام نشده است، از مردم پنهان نگه داشته شد. این موضوع حالا جزو تاریخ است. اکثر کسانی که این جنایت را انجام دادند، از بین رفتند و گروهی دیگر از آنها جزو اقتدارگرایان حاکم هستند، برخی از آنها نیز فهمیدند چه غلطی کردند و خود را برای همیشه پنهان کردند.»

 

http://seiedebrahimnabavi.blogfa.com/post-181.aspx

 

البته همان موقع هم دروغ می‌گفت. اکثر کسانی که این جنایت را انجام دادند از بین نرفتند. تنها خمینی و احمد‌ خمینی از بین رفتند که اتفاقاً موسوی و اصلاح‌طلب‌های حکومتی خودشان را پیروان راستین آن‌ها می‌دانند و از این که دیگران خود را به این دو منتسب می‌کنند ناراحتند. بقیه نیز به ویژه در دولت رفسنجانی و خاتمی و دستگاه هاشمی شاهرودی که نبوی مدعی است دست و پای مؤتلفه را از این قوه جمع کرده ارتقای مقام یافتند. شوشتری وزیر دادگستری دولت رفسنجانی و خاتمی شد و عنقریب در دولت موسوی هم پست خواهد گرفت. ابراهیم رئیسی معاون اول قوه قضاییه به ریاست شاهرودی شد. حسینعلی نیری معاون قضایی دیوان عالی کشور شد، پورمحمدی برای آن که بیکار نباشد به ریاست سازمان بازرسی کل کشور رسید و از شاهرودی حکم گرفت که نظارت کند مبادا احمدی نژاد و دولتش در انتخابات پیش رو تقلب کنند وگرنه دست آن جناح که از شورای نگهبان و وزارت کشور و ... کوتاه است. علی مبشری رئیس دادگاه انقلاب مرکز و ناصریان قاضی شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب شد. معلوم نیست منظور نبوی از برخی که فهمیدند چه غلطی کردند و خود را برای همیشه پنهان کردند کیست؟

 

او همان موقع نیز در یک متن کوتاه، در مورد اطلاعش از کشتار ۶۷ هم ضد و نقیض حرف می‌زد توجه کنید:

 

در سال 1368 دو نفر از دوستانم را گرفتند و مدتی در بازداشت نگه داشتند، خبر پیدا کردم که تعداد زیادی از زندانیان اوین را اعدام کردند. از آن دو دوست شنیدم که علت دستگیری این افراد، انتشار خبر اعدام زندانیان بود، با وجود اینکه من نویسنده ای سیاسی بودم، اصلا هیچ اطلاع دقیقی از کم و کیف اعدام های 67 نداشتم. ... در تمام دهه هفتاد و تا قبل از دوم خرداد تقریبا هیچ چیزی از اعدام های سال 1367 نشنیده بودم. آنچه شنیده بودم این بود که پس از عملیات فروغ جاودان( مرصاد) در زندان اوین شورشی رخ داده و در پی آن دادستانی زندانیان سرموضع را اعدام کرده است. ... دوستان زیادی داشتم که از اعدام های سال 67 جان سالم بدر بردند. در تمام سالهایی که در ایران کار می کردیم و با حکومت برخورد می کردیم اکثر این افراد، به ما می گفتند مبارزه بی فایده است. تلخی واقعه چنان بود که آنها را به ایست مغزی سیاسی دچار کرده بود. اکثر آنها دیگر هرگز وارد سیاست نشدند.

 

http://seiedebrahimnabavi.blogfa.com/post-181.aspx

 

دوستان نبوی در سال ۶۸ به خاطر انتشار خبر اعدام‌ زندانیان دستگیر شده بودند. ولی او که «نویسنده‌ا‌‌ی سیاسی بود اصلاً هیچ اطلاع دقیقی از کم و کیف اعدام‌های ۶۷ نداشت»! در فروردین ۶۸ رادیو بی‌بی سی، متن فرمان کشتار ۶۷ خمینی را انتشار داد که باعث برکناری آیت‌الله منتظری از جانشینی خمینی شد. در اردیبهشت ۶۸  احمد خمینی در «رنجنامه» که بطور کامل در روزنامه‌ اطلاعات چاپ شد به موضوع کشتار ۶۷ و اعتراضات آیت‌الله منتظری پرداخت. تمامی رادیوهای خارجی در آن دوران از کشتار عظیم زندانیان سیاسی سخن می‌گفتند. چگونه می‌توان پذیرفت کسی که سیاسی باشد «در تمام دهه هفتاد و تا قبل از دوم خرداد تقریبا هیچ چیزی از اعدام های سال 1367 نشنیده» باشد. توجه کنید چند خط بعد نبوی می‌نویسد: «دوستان زیادی داشتم که از اعدام های سال 67 جان سالم بدر بردند.» چطور ممکن است دوستان زیاد نبوی که از اعدام‌های سال ۶۷ جان سالم به در بردند، چیزی به او نگفته باشند؟

 

آتشبار گوبلزی نبوی تمامی ندارد وی در ارتباط با نقش میر حسین موسوی در زمینه پیشرفت سینما و تلویزیون در دهه‌ی اول انقلاب می‌نویسد:

 

«از نظر فرهنگی به نظر من دولت میرحسین موسوی با حضور خاتمی در وزارت ارشاد و کارمندانش...و حضور محمد هاشمی در  صدا و سیما توانست شکوفایی فرهنگی را بخصوص در عرصه هایی مانند سینما و  گاه تلویزیون حمایت کند. آنچه موسوی و دوستانش کردند، سیاست رسمی دولت  نبود. میرحسین موسوی کسی بود که قبل از انقلاب گروهش فیلم ساختند، در  دوران انقلاب سینما مورد هجوم قرار گرفت و هفت سال پس از انقلاب، سینمای  ایران با حمایت او جهانی شده بود و یکی از برترین سینماهای دنیا به حساب  می آمد و این درست هم بود .  ... موسوی قبل از انقلاب هم مدرن بود و همه همکلاسی های دانشگاهش می دانند که  او بیش از هرچیز یک تولید کننده فرهنگی بود، آثارش نگاه مدرن و امروزی به  هنر و سینما داشت، از همین رو وقتی همفکرش سید محمد بهشتی مسوول سینمای  ایران شد، سینمای ایران بسوی ایدئولوژیک شدن پیش نرفت، بلکه بسوی مدرن شدن  پیش رفت .»

 

ادعای سیدابراهیم نبوی آنقدر وقیحانه است که صدای هوشنگ اسدی همکار و همراهش در روزآنلاین و «گزارش فیلم» هم در آمده، می‌نویسد:‌

 

« ما هم باید رای بدهیم و محمد بهشتی زمام امور سینمائی را بدست بگیرد. روزی سیروس الوند به من گفت:

- خودی و غیر خودی از بساط فارابی بیرون آمد...

همان زمان که بهشتی در خانه زیبای قوام در خیابان سی ام تیر بساط فرمانروائی " هدایت و نظارت" داشت تا فیلمسازی را به کیارستمی و مهرجوئی و حاتمی و بیضائی یاد بدهد. و مدیر نظارت و ارزشیابی مهندس حیدریان بود . یک بار فقط دیدمش . با آستین های خیس وارد اتاق شد. هفت تیرش را از کمر در آورد و روی میز گذاشت. قرار بود بحثی فرهنگی در میان باشد و من همراه کارگردانی بودم که می خواست فیلمنامه ام را بسازد... حالا این هر دو یاران و مسئولان مهندس هستند و مجیدی فیلمسازشان. مجیدی که به دورانی سپری شده برگشته است. این مجیدی" توجیه" و" استعاذه" و" دوچشم بی سو" و "بایکوت" است...»

http://news.gooya.com/politics/archives/2009/06/088409.php

 

آیا عنصر معلوم‌الحال و در عین حال مرتجعی مانند بهشتی و حیدریان که هوشنگ اسدی توصیفشان کرد،  مدرنیته را یاد فرخ غفاری، ابراهیم گلستان، سهراب شهید ثالث، نصرت کریمی، کیارستمی، بیضایی، مهرجویی، ناصر تقوایی، علی حاتمی، مسعود کیمیایی، کیانوش عیاری، خسرو سینایی، ابراهیم فروزش، سیروس الوند، نادر ابراهیمی، کامبوزیا پرتوی و... دادند؟ آیا بهشتی و امثال او افراد یاد شده را از سینمای ایدئولوژیک آن هم نوع اسلامی‌اش به سینمای مدرن هدایت کردند؟

مگر نه این که مخملباف عزیز کرده بهشتی و حیدریان به خاطر ساخت فیلم اجاره‌ نشین‌ها در سال ۶۶ در نامه‌ای اعلام آمادگی کرده بود که عملیات انتحاری کرده و مهرجویی را با نارنجک به قتل برساند؟ اگر مهرجویی نمک‌گیر دفتر رهبری شده دلیلی نمی‌شود که ما گذشته را فراموش کنیم.

در ‌آدرس زیر متن نامه مخملباف و پاسخ بهشتی را ملاحظه کنید:

 

http://www.persiafilm.ca/?mod=view&id=716

 

مگر نه این که هرچه بودجه و امکانات کشور بود در اختیار کند ذهن‌هایی چون رسول ملاقلی پور، جمال شورجه، جواد شمقدری، سیف‌الله داد، فرج‌الله سلحشور، احمدرضا درویش، مهرزاد مینویی، بهروز افخمی و حاتمی کیا و ... نگذاشتند؟  

مگر خودی و غیر خودی را این‌ها علم نکردند؟

آیا سینمای جمهوری اسلامی توبه نصوح، دوچشم بی سو، توجیه، استغاذه، بایکوت، سفیر، تیرباران، کانی‌مانگا و ... نبود که یخش نگرفت و داعیه‌دارانش که بهشتی و حیدریان و مخملباف و ... بودند به غلط کردن افتادند؟ چشم‌بندی نبوی در اینجاست که شکست سینمای مکتبی و اسلامی را گذشته‌ است پای سعه صدر آقایان و تلاششان برای هدایت سینمای ایدئولوژیک به سینمای مدرن!

ابراهیم نبوی از روزهایی حرف می‌زند که خودش اسلحه به کمر می‌بست و چماق در دست می‌گرفت و به دانشجویان و زنان حمله می‌کرد و محسن مخملباف با کلت در خیابان‌ها رژه می‌رفت و در کمیته انقلاب اسلامی به بازجویی از جوانان و دستگیرشدگان می‌پرداخت.

مگر نه این با تشکیل حوزه اندیشه و هنر اسلامی فاتحه هرچه هنر و اندیشه بود خواندند.

برای پی بردن به نیرنگ و دروغ نبوی کافیست فیلم تبلیغاتی انتخاباتی امروز موسوی را ببینید که با تشویق عماد افروغ نماینده احمدی‌‌نژاد در مصاحبه‌های تلویزیونی انتخابات دور هشتم ریاست جمهوری همراه شده است. در این فیلم هم شما هیچ عنصری از مدرن بودن نمی‌بینید. زنان هیچ حضوری در این فیلم ندارند. اثری از دختران زیبا روی نیست. هرچه هست کدورت است و سیاهی و دلمردگی. زهرا رهنورد همسر موسوی تنها چند ثانیه در این فیلم حضور دارد. ظاهراً‌ قبل از پیروزی موسوی و برگزاری جشن ریاست جمهوری زنان را حذف کرده‌اند تا کسی فکر نکند قرار است در دولت او تغییر جدی در وضعیت آن‌ها صورت گیرد.

در این فیلم هرچه هست همان تبلیغ ایدئولوژی منحطی است که احمدی نژاد به صورت عریان آن را بیان می‌کند و موسوی در لفافه.

مجید مجیدی که فیلم انتخاباتی موسوی را ساخته کسی است که سال گذشته پس از تکفیر عبدالکریم سروش جایزه اش را از دست گردانندگان انجمن روزنامه نگاران مسلمان که توسط حسین شریعتمداری و شرکا اداره می‌شود گرفت. وی بلافاصله از سوی احمدی‌نژاد، فاطمه رجبی و ... مورد تقدیر و تکریم قرار گرفت. مجیدی سروش و امثال او را به خاطر بیان نظراتشان تهدید به مرگ کرده بود:

 

«اگر آن روز که روشنفکران مذهبی عصمت و علم غیب ائمه را زیر سئوال بردند و نفی کردند یا مسلمات تاریخی چون غدیر و شهادت حضرت زهرا (س) را افسانه خواندند یا مانند همین قلم منحرف زیارت جامعه کبیره را "مرامنامه شیعه غالی" برشمردند سکوت نمی‌کردیم، امروز جسارت را به مرحله پیامبر و قرآن نمی‌رساندند تا علنا پیامبر را فردی عامی و ناآگاه و همسنگ افراد جاهلی بدانند و قرآن، کلام الهی را، محصول بشری بخوانند»

http://asmanemehr.blogfa.com/post-1285.aspx

مجیدی در پایان یادداشت خود می‌آورد:

«کسی که ادعای مولوی‌شناسی می‌کند و برای او بیش از معصومان ارج و اعتبار قائل است، بداند که به حکم مرادش مولوی کافر است»

 

نبوی در ادامه‌ دروغپردازی‌هایش می‌‌گوید:

 

«میرحسین موسوی از نظر من یک مدیر موفق است، حتی اگر هیچ صبغه ای از دین  نیز بر او نباشد باز هم یک مدیر موفق است و هر جای دنیا که برود مدیر موفق  است. کارنامه اقتصادی او درخشان است و تقریبا هیچ اقتصاددانی نیست که  معترف نباشد که سیاست های اقتصادی او در دوران جنگ، مردم ایران را از خطر  قحطی و گرسنگی نجات داد. او بزرگترین جنگ پنجاه سال گذشته را با کمترین  بحران اقتصادی اداره کرد. »

 

راستش متوجه‌ی رابطه مدیر موفق و صبغه دینی نشدم. ظاهراً یکی از ویژگی‌های مدیران موفق ایت سکه صبغه‌‌ی دینی داشته باشند. جمله آنقدر بی سروته است که نخواستم پیش خود تفسیری از آن کنم. اگر شما چیزی فهمیدید مرا نیز روشن کنید. نبوی توضیحی نمی‌دهد که چرا اصلاً‌ جنگ می‌کردند که «خطر قحطی و گرسنگی» مردم ایران را تهدید کند. چه کسی به آن‌ها اجازه داده بود که «بزرگترین جنگ پنجاه سال گذشته» را به مردم ایران تحمیل کنند؟

امروز موسوی حتا در تبلیغات انتخاباتی‌اش نیز از ادامه‌ی جنگ ضد میهنی به ویژه پس از عقب نشینی عراق از خرمشهر و اعلام پذیرش شرایط آتش‌بس از سوی این کشور و آمادگی دولت‌های عربی برای پرداخت غرامت به ایران دفاع می‌کند. به این ترتیب او مسئول بیش از  ۶ سال جنگ اضافی است که به اعتراف سران رژیم هزار میلیارد دلار خسارت به کشور وارد کرد. 

از این ها گذشته انگار در عصر حجر زندگی می‌کنیم. کدام خطر قحطی و گرسنگی؟ گویا ایران مانند کشورهایی همچون افغانستان ، چاد، اتیوپی، سومالی، مالی، بورکینافاسو، ارتیره، سودان و امثالهم است که در فقر و فلاکت و تیره روزی دست و پا می‌زنند و جنگ‌های داخلی و خارجی نیز مزید علت شده، مردم فقیر و بی‌پناه را با قحطی و گرسنگی روبر می‌کنند. کیست که نداند دولت موسوی منابع زیرزمینی اعم از نفت و گاز و دیگر سرمایه‌های ملی را چوب حراج زده بود و با وارد کردن اجناس مورد نیاز از بازارهای شرق و غرب و کوپنی کردن کالای مورد نیاز مردم، قوت بخور و نمیری را به جامعه‌ای که پیش از آن در رفاه نسبی به سر می‌برد می‌داد.

آیا از این که ایران دچار قحطی و گرسنگی نشدیم باید افتخار کرد؟ آیا اگر کشوری که دارای منابع غنی زمینی و زیرزمینی است، روی دریای نفت و گاز قرار دارد، از آب و هوای متنوعی برخوردار است دچار قطحی و گرسنگی نشد، هنر دولتمردان آن کشور است؟ باید به آن‌ها مدال لیاقت داد؟ نبوی از دورانی به عنوان موفقیت و شاهکار موسوی و امثال خودش صحبت می‌کند که بیابان‌های لم‌یزرع دبی، قطر و بحرین تبدیل به مناطق پیشرفته اقتصادی شد. ترکیه به درآمدهای نجومی از طریق توریسم و صادرات دست یافت. شهرهای آن یکی پس از دیگری آباد شدند. مالزی و کره جنوبی به جرگه‌ کشورهای پیشرفته پیوستند. رفاه مردم سنگاپور زبانزد شد.

آنانی که دل به اصلاح‌طلب‌های حکومتی بسته‌اند توجه کنند چگونه آن‌ها را تحقیر می‌کنند و پله پله خواسته‌هایشان را تنزل می‌دهند. بایستی خدا را شکر کنند که در طول سال‌های گذشته لقمه‌ نانی گیرشان آمده و از گرسنگی نمرده‌اند.  

 

نبوی در بخش دیگری از نوشته‌اش به ویژگی‌های موسوی و همچنین دولتی که بر سر کار خواهد آورد پرداخته و می‌نویسد:

 

«موسوی به اعضای ستادش وعده وزارت نمی  دهد چون می داند که فلان وزیر اصلا در مجلس هشتم رای اعتماد نمی تواند  بگیرد. »

 

ابراهیم نبوی با تردستی و حقه‌بازی آخوندی از همین حالا در لفافه، آب پاکی روی دست سینه‌ چاکان موسوی ریخته و تأکید می‌کند که در ذهنشان اسامی وزرای ویژه را بالا و پایین نکنند. او با زبان بی زبانی می‌گوید قرار نیست معجزه‌ای رخ دهد، بلکه در همین ‌آغاز راه مجلس شورای اسلامی سد راهش خواهد شد. و او نیامده دست‌هایش را بالا خواهد کرد و یا اصولاً نبردی نخواهد بود که کسی دست‌هایش را در این میان بالا کند.

معنای این حرف آن است که در دیدار با خامنه‌ای قرار تعامل و همکاری با جناح مقابل گذاشته شده است. سه سال از دوران چهارساله ریاست جمهوری موسوی همزمان با مجلس نهم خواهد بود. بنابر این سیاستگذار اصلی کشور مجلسی خواهد بود که ریاستش با لاریجانی است که با رأی قاطع نمایندگان دوباره به صندلی ریاست رسید. قاطعیت رأی مزبور هم برای سهم‌خواهی و چانه زنی در آینده است.

بنابر این انتظار نداشته باشید که وزرایی حتا در حد وزرای دولت خاتمی در دور دوم روی کار بیایند. بلکه از همین حالا آخوندهای جنایتکاری مثل رازینی، شوشتری، مسیح مهاجری، محسن دعاگو و... برای شرکت در کابینه به صف شده‌اند. احتمالاً‌ چند تن از نزدیکان بی بو و خاصیت خاتمی هم به لیست کابینه اضافه خواهند شد. از پیش توجیه آن را نیز تراشیده‌اند که بقیه در مجلس رأی نخواهند آورد.

از طرف دیگر برای همراه کردن دیگر اضلاع قدرت، نزدیکان رفسنجانی و ناطق نوری هم بی‌نصیب از کابینه نخواهند بود.

با کابینه‌ای که مجلس شورای اسلامی با اکثریت قاطع راست می‌چیند، انتظار چه معجزه‌ای هست خدا می‌داند. برای همین نبوی می‌گوید، موسوی همین که ما را در چهار  سال از مرداب احمدی نژادی بیرون بیاورد، کاری کرده است کارستان. یعنی رویتان را زیاد نکنید سقف خواسته‌ها برکناری احمدی‌نژاد است. بعداً‌ دبه در نیاورید.

 

نبوی یکی از نقطه ضعف‌های ستاد کروبی را وجود کسانی می‌داند که به «اصلاح‌طلبی» مشهورند و بر عکس نقطه قوت موسوی در این است که در ستادش چنین کسانی حضور ندارند.

 

«من شخصا به کروبی با ستاد موجودش احترام می گذارم، اما این ستاد نمی  تواند رای اعتماد مجلس هشتم را براحتی بگیرد و از سوی دیگر بخش وسیعی از  این ستاد فقط دکوراسیون انتخاباتی است. »

 

نبوی در این بند از نوشته‌اش نیز تأکید می‌کند کسانی که از پیش به «اصلاح‌طلبی» مشهور شده‌اند و یا دارای رنگ و بوی آن هستند در دولت موسوی جایی نخواهند یافت. یعنی کسی در حد دولت دور دوم خاتمی هم که باعث روگرداندن مردم از انتخابات قبلی شد نبایستی انتظار داشته باشد.

 

این در حالی است که آیت‌الله منتظری ۵ سال پیش در ر ابطه با خاتمی نوشت:

 

«اشتباه بزرگ ایشان این بود كه از همان روزهای اول ریاست جمهوری و تعیین اعضای كابینه - كه جناح اقتدارگرا در ضعف كامل و حتی شوك غیر منتظره بود - به جای اتخاذ سیاست متكی به خود و انتخاب افرادی كه خود تشخیص می داد، با داشتن سرمایه عظیم رأی مردم، افراد و سیاست های تحمیل شده را قبول نمود و كسانی را كه به كمتر از نابودی او راضی نبودند حیات سیاسی دوباره بخشید و به آنان مشروعیت داد، و در این رابطه بسیاری از علاقه مندان و همفكران خود را از دست داد .  همين اشتباه كليدي ايشان سرآغاز انحراف در مسير اصلاحات بود، و همه ديديم كه متعاقب آن، آقاي خاتمي مجبور شد در هر مورد رضايت آنان را جلب كند; و بدون گرفتن امتيازي پيوسته به آنان امتياز داد، تا رسيد به وضعيت كنوني كه متأسفانه دولت او تقريبا در مسائل اساسي كشور در حاشيه قرار گرفته و تصميم گيريهاي اصولي كشور در جاي ديگر توسط همان جناحي انجام مي شود كه ايشان مرتبا به آنان امتياز مي داد، و با اين حال نمي دانم چرا ايشان همين حقيقت را صريحا به مردم نمي گويد؟ »

 

http://enghelab-57.blogfa.com/post-37.aspx

 

نبوی خطاب به کروبی می‌‌گوید:

 

«پیروزی موجی می خواهد و اوجی. ما سبزها با زحمتی دو سه ساله، با تلاش هر  روزه یک سال گذشته و با برنامه ریزی هر روزه موجی را ایجاد کردیم که دولت  را نیز وادار به عقب نشینی کرد. این مشخصات موسوی بود که باعث شد که جز  یزدی (شیخ محمد) و مصباح(مصباح یزدی) و جنتی(احمد جنتی) و نزدیکان احمدی نژاد هیچ یک از طرفداران سنتی دولت  نهم و رهبری حاضر نشوند از احمدی نژاد حمایت کنند. »

 

نبوی تا این‌جای کار نقطه قوت موسوی را در این می‌‌بیند که «هیچ یک از طرفداران سنتی دولت نهم و رهبری» حاضر نشدند از احمدی‌نژاد حمایت کنند.

بنابر این نبوی اعتراف می‌کند که موسوی کاندیدای «طرفداران سنتی دولت نهم و رهبری» است.

 

از نظر موسوی نقطه ضعف دیگر معین و کروبی این است که « می خواهند رئیس جمهور اصلاح طلبان  باشند» و دلیل شکست هر دو در دور قبل انتخابات همین موضوع بود و این بار نیز کروبی به همین دلیل شکست می‌خورد.

 

او سپس تأکید می‌کند:

 

«اما موسوی  و خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلبان نبودند، آنان رئیس جمهور ایران بودند،  آنان رئیس جمهور بسیجی ها و چادری ها و نمازخوان ها هم بودند و بسیجی ها،  چادری ها و نمازخوانها هم وطنان عزیز ما هستند.»

 

نبوی در این بند از نوشته‌‌اش نیز دوباره روی حامیان موسوی تأکید کرده و وی را وامدار «بسیجی‌ها، چادری‌ها و نمازخوان‌ها» می‌کند. گویا هیچ چادری و نمازخوانی از «اصلاحات» دفاع نمی‌کند.

 

خیلی واضح است که موسوی مطابق با معیارهای رژیم هم «اصلاح‌طلب» نیست و این از ترکیب پشتیبانان او در قدرت مشخص است.

نبوی برای توجیه نقطه ضعف موسوی استدلال‌های سخیفی را مطرح کرده می‌نویسد:

 

«میرحسین موسوی تنها نامزد اصلاح طلبان نیست که انتظار داشته باشیم  از صبح تا شب از حقوق بشر و نویسنده و حقوق زنان و آزادی فردی و آزادی  اجتماعی حرف بزند،...مخاطب میرحسین مردم عادی این کشورند، همانها که وقتی فیلم شان را می  بینیم ممکن است از خود سووال کنیم که اینها دیگر کجا زندگی می کنند؟  »

 

یعنی مردم عادی این کشور به حقوق بشر و حقوق زنان و حقوق فردی و آزادی اجتماعی احتیاجی ندارند و خواستارش هم نیستند.

 

نبوی در خاتمه می‌گوید:

 

«ما، من و بسیاری از دوستداران آزادی و ایران و عدالت و ما مردم ساده،  ما مرد نقاش را از خانه در آوردیم و از او خواستیم بیاید و شهرمان را رنگ  بزند که از این همه سیاهی خسته ایم، ما از اهانت و تیرگی، از این بافت  آزار دهنده زندگی خسته ایم، سبز می خواهیم تا نفس بکشیم، سرخ می خواهیم تا  گرم شویم، زرد می خواهیم تا به آفتاب سلامی دوباره کنیم و آبی آسمان را می  خواهیم. ما نمی خواهیم پیروز بشویم، ما پیروز شده ایم، شهرها در دست ماست .   شهرها همین حالا هم زیر لایه خوشرنگی از سبز انتظار سرآمدن زمستان احمدی  نژاد را می کشد. حالا می خواهیم هر ایرانی که کشورش را دوست دارد، دستانش  را سبز سبز کند و دیوارهای شهر را رنگ کند، ما شهری پر از شور زندگی و رنگ  می خواهیم، ما این روزها نیازمند شعر و شور و زندگی و فریاد هستیم...»

 

از آن‌هایی که دهه‌ی سیاه ۶۰ را به خاطر دارند سؤال کنید، از آن‌هایی که دوران «سیاه» حاکمیت موسوی و امثال نبوی را به یاد دارند سؤال کنید، آیا سیاهتر از آن دوران را هم به خاطر دارند؟ به بخشنامه‌های دولت موسوی توجه کنید، چه کسی رنگ‌های شاد را از مردم دریغ کرد؟ غیر از دولت موسوی؟ چه کسی رنگ‌های تیره و کدر را باب کرد؟ غیر از دولت موسوی؟ چه کسی رنگ‌های سیاه، قهوه‌‌ای، سرمه‌ای و طوسی را برای زنان پسندید و آن را اجباری کرد؟  غیر از دولت موسوی؟ به دستور چه کسی بدترین برخوردها را با زنانی که به ادارات مراجعه می‌کردند صورت دادند؟

به عکس زهرا رهنورد در معیت احمدی‌نژاد در آدرس زیر توجه کنید:

 

http://parsine.com/pages/?cid=7741

 

آیا جز سیاهی چیزی در لباس زهرا رهنورد می‌بینید؟ آیا او قرار است دختران میهن‌مان را با رنگ‌های شاد آشنا کند؟ هیچ یک از رنگ‌هایی که نبوی از آن دم می‌زند در فیلم تبلیغاتی موسوی نبود. تردیدی نیست که موسوی و قصد ندارد مراجع تقلید و روحانیت سنتی را گول بزند، او و اطرافیانش نسل جوان و خواهان تغییر را فریب می‌دهند.

موسوی و اطرافیانش در دهه‌ی ۶۰ بر فرش خون به قدرت رسیدند و با اسلحه و دار و شکنجه و شلاق و تعزیر حکومت کردند. آنان سینه بهترین فرزندان این کشور را در حالی که «سراومد زمستون» را زمزمه می‌‌کردند به رگبار بستند.

آیا پس از گذشته سه دهه، «زمستان» با دزدیدن سرود «سراومد زمستون» کسانی که نقاب بر چهره‌ خاک کشیده‌اند خواهد رفت؟

نبوی هیچ حرمت و احترامی برای خواننده قائل نیست. او در سودای آن است که هر چه زودتر موسوی به قدرت رسیده تا با خیال راحت به ام‌القرای اسلام برگردد و دوباره هم از توبره بخورد هم از آخور. این بار پاسپورت در جیب به ییلاق و قشلاق برود و نیاز به دوندگی برای گرفتن ویزا و ...هم نداشته باشد. فریب او و امثال او را نباید خورد برای آن‌ها تنها چیزی که مهم نیست سرنوشت کشور و مردم است. آن‌ها هر لحظه می‌توانند به رنگی درآیند.

البته زمستان نظام جمهوری اسلامی روزی خواهد رفت و مطمئناً‌ سیاهی به زغال‌هایی چون نبوی خواهد ماند.

 

 

ایرج مصداقی ۱۱ خرداد ۱۳۸۸

 

 

Irajmesdaghi@yahoo.com

 

www.irajmesdaghi.com

 

 

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*دادخواهی در ایران: هنوز در ابتدای راه [2017 Nov] 
*محسن آرمین شکنجه‌گر دهه‌ی ۶۰ همچنان در باتلاق دروغ دست و پا می‌زند [2017 Nov] 
*انتری که لوطی‌‌اش نمرده است ( مهدی فلاحتی و روح‌الله زم) [2017 Oct] 
* داستان فراموش شده یک حاکم شرع در دهه ۶۰ [2017 Sep] 
*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*از الهاشمی النجفی تا هاشمی‌‌شاهرودی [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]