راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
ایرج مصداقی

جرس: پس از گذشت نزدیک به ربع قرن از اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی،هنوز این دوره از تاریخ جمهوری اسلامی پر از معماها و رازهای ناگشوده است. اعدام ها از 5 مرداد 1367 آغاز و تا اواخر شهریور ان سال ادامه داشت. گره های کور این فاجعه حقوق بشری چندان پر شمار است که پس از این همه سال هنوز نه درباره آمران و عاملان آن اتفاق نظر وجود دارد، نه ارزیابی دقیقی از تعداد قربانیان در دست است، نه درباره انگیزه ها و دلایل اعدام ها تحلیل واحدی ابراز شده و نه نام و نشانی بر قبور خیل عظیم قربانیان است. همه چیز در پرده و هر ناظری بنابر ظن خود به تحلیل واقعه می پردازد.
 حکومت روایت خود را از ماجرا دارد و می گوید که اعدام زندانیان در واکنش به عملیات مسلحانه سازمان مجاهدین خلق برای سرنگونی جمهوری اسلامی و احتمال تبانی و شورش در زندان به قصد پیوستن به عملیات صورت گرفته است. شاهدان عینی یعنی کسانی که آن زمان در زندان بوده اند چنین روایتی را رد می کنند و بنابر زمینه های فکری و سیاسی خود بر دلایل دیگری انگشت می گذارند.

 تنها در یک نکته اشتراک نظر هست و آن تاثیری است که اعدام ها بر سیر تحول نظام جمهوری اسلامی و دگرگونی کاست قدرت  گذاشت. آیت الله العظمی منتظری به دلیل مخالفت قاطع با اعدام ها برای همیشه از دایره تصمیم گیری رانده شد و گروهی گسترده از نیروهای اپوزیسیون هم در اثر تسویه بزرگ آن سال کنار رفتند. سوای تاثیرات  سیاسی هنوز زخم های انسانی آن فاجعه التیام نیافته است و تا روشن شدن حقایق ماجرا نیز التیام نخواهد یافت. 


جرس با هدف برداشتن گامی جهت روشنگری و تحلیل وقایع آن دوره تاریک  از تاریخ جمهوری اسلامی در پرونده ای ویژه به گفتگو با برخی زندانیان سیاسی آن زمان و همچنین برخی چهره های حقوقی پرداخته است. افراد مورد گفتگو از طیف های مختلف فکری و سیاسی گزینش شده اند تا امکان قضاوت  پس از مقایسه نظرات متفاوت برای مخاطبان فراهم شود. 


در این قسمت با" ایرج مصداقی" از هواداران پیشین سازمان مجاهدین خلق گفتگو کردیم که به مدت ده سال یعنی از ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰، حبس در زندانهای قزلحصار، اوین و گوهر دشت را تحمل کرده است. او پس از خروج اجباری در سال ۱۳۷۳دست به تالیف چندین کتاب درباره وضعیت زندانهای جمهوری اسلامی زده و کتاب "تمشک‌های ناآرام" او از مجموعه چهار جلدی "نه زیستن نه مرگ" حاوی اسناد و تحلیلهایی درباره اعدام های دسته جمعی سال ۱۳۶۷ است. کتاب "رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر" او که به منظور مستند کردن قتل‌عام سال ۶۷ تهیه شده ماه آینده به بازار عرضه خواهد شد. 


متن گفتگو را در زیر می خوانید.


آقای مصداقی!به عنوان یکی از زندانیان سیاسی دهه 60 گزارش مستند شما و روایت جنابعالی از اعدام های سال 67 چیست؟

پروسه‌ی قتل‌عام زندانیان سیاسی از عصر پنجم مرداد در اوین آغاز شد. با آن که ظاهراُ‌ هنوز حکم آیت‌‌الله خمینی صادر نشده بود (به گفته‌ی آیت‌الله منتظری این حکم در شش مرداد صادر شده است) اما تمهیدات لازم برای تشکیل دادگاه و قتل‌عام زندانیان مجاهد فراهم شده بود و هیئت ویژه در عصر روز پنجم مرداد کار خود را آغاز کرد. در روزهای ششم و هفتم مرداد این هیئت در  اوین به کار خود ادامه داد. روز پنجم مرداد روی در اوین نوشته شده بود که ملاقات‌ها به مدت دو ماه تعطیل است. به این ترتیب تلاش کرده بودند که ارتباط زندان با دنیای بیرون را قطع کنند. پاسداران زندان نیز در قرنطینه به سر می‌بردند و حق خروج از زندان‌ را لااقل در هفته‌ی اول نداشتند.

سپس صبح روز هشتم مرداد هیئت کار قتل‌عام زندانیان مجاهد در زندان گوهردشت را آغاز کرد.

قتل‌عام زندانیان مجاهد در زندان گوهردشت در روهای هشتم، نهم، دوازدهم، پانزدهم، هیجدم، بیست‌ویکم، بیست‌و دوم و بیست‌وپنجم مردادماه جریان داشت. بقیه روزها هیئت به اعدام زندانیان در اوین می‌پرداخت. روز بیست و پنجم مرداد ماه که مصادف بود با دومین روز ماه محرم، اعدام‌ در گوهردشت متوقف شد و پس از یازده روز در پنجم شهریورماه با صدور حکم جدیدی از سوی خمینی برای قتل‌عام زندانیان سیاسی چپ کار خود را از سر گرفت. روز سیزدهم شهریور قتل‌عام پایان یافت و زندان رفته رفته به شکل سابق خود بازگشت. با این حال در اواخر شهریور دوباره مسئول امنیتی زندان گوهردشت به اتفاق پاسداران بند مانند روزهای قبل از کشتار ۶۷ به برخورد و سؤال و جواب از زندانیان مجاهد پرداخت. ظاهراً قصد ادامه‌ی کشتار را داشتند، چرا که بعد از آن در اوین و گوهردشت نیز تعدادی را به سلول انفرادی منتقل کردند. بعدها هاشمی رفسنجانی فاش کرد که آیت‌الله خمینی مسئولیت تعیین تکلیف باقیمانده زندانیان را به عهده‌ی مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار داده بود و این مجمع در تاریخ پنجم مهرماه نظر وزارت اطلاعات مبنی بر توقف کشتار را پذیرفته بود.

 آیت‌الله خمینی در حکم خود که یکی از بیرحمانه‌ترین احکام صادره از سوی فقهای شیعه در طول تاریخ است تأکید کرده بود:

«رحم بر محاربین ساده‌انديشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول ترديدناپذير نظام ‌اسلامی است، اميدوارم با خشم و كینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایيد، آقايانی كه تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شك و تردید نكنند و سعی كنند اشداء علی الكفار باشند.»و به همین خاطر هیئت مزبور برای اجرای حکم ولی فقیه و مرادشان از اجرای هیچ جنایت و بی‌رحمی فروگذار نکرد.

برای مثال این هیئت در روز ۱۲ مرداد در گوهردشت رأی به اعدام عباس افغان داد که به خاطر فشارهای وارده در زندان از تعادل روحی و روانی برخوردار نبود. آثار شکنجه روی دست و  پای وی کاملاُ مشهود بود. روز ۱۵ مرداد هیئت فرمان قتل ناصر منصوری را صادر کرد که فلج قطع‌نخاعی بود و در بهداری زندان بستری. مسئول بهداری زندان شخصاً وی را با برانکارد تا محل اعدام همراهی کرد. در همین روز هیئت فرمان قتل محسن محمدباقر را که بطور مادرزاد از هر دو پا فلج بود صادر کرد. روز ۲۲ مرداد هیئت فرمان قتل کاوه نصاری را صادر کرد. وی در اثر ضربه‌ی مغزی گذشته‌اش را نیز فراموش کرده و از بیماری صرع پیشرفته رنج می‌برد. کاوه در راهرو مرگ زندان گوهردشت پیش از آن که نامش برای رفتن به جوخه‌ی اعدام خوانده شود با حمله شدید صرع روبرو شد و قلمدوش ظفر جعفری افشار که خود به اعدام محکوم شده بود به جوخه‌ی اعدام برده شد. از آن‌جایی که آیت‌الله خمینی در حکم قتل‌عام زندانیان بر «سرعت» عمل تأکید کرده بود، احکام اعدام در زندان گوهردشت بلافاصله پس از صدور از سوی هیئت و در دسته‌های گاه ده – دوازده نفری به مورد اجرا گذاشته می‌شد. هر بار یکی از اعضای هیئت شخصاً در محل اعدام حضور می‌یافت و بر چگونگی اجرای حکم نظارت می‌کرد. تمامی پاسداران شاغل در بخش‌های مختلف زندان گوهردشت، اعم از بهداری، ملاقات، فروشگاه، خدمات، موتوری و نگهبانان بند‌ها و مسئولین زندان در اجرای احکام اعدام مشارکت داشتند. آن‌ها به اعتراف خود لگد آخر را در سینه‌ی محکومان به اعدام می‌زدند تا با پرت شدن از روی صندلی به دار آویخته شوند.

بعد از اعدام یک دسته از زندانیان، اعضای هیئت بین خود نان خامه‌ای تقسیم کرده و جشن می‌گرفتند. گاه برای اعمال فشار بیشتر روی زندانیانی که در راهرو مرگ نشسته بودند به آن‌ها نیز نان‌‌ خامه‌ای تعارف می‌کردند. از آن‌جایی که آیت‌الله خمینی در پاسخ به سؤال موسوی اردبیلی تأکید کرده بود زندانیان در هر مرحله‌ای از رسیدگی باشند مشمول حکم او می‌شوند، از ۷۵ زندانی ملی کش مجاهد در زندان گوهردشت ۷۲ نفر را به جوخه‌ی اعدام سپردند. این‌ها کسانی بودند که بین دو ماه تا هفت سال از پایان محکومیت‌شان گذشته بود و همچنان در اسارت به سر می‌بردند. زندانیان برای اجرای حکم اعدام به سلول‌های انفرادی مجاور سالن آمفی‌تئاتر زندان گوهردشت برده شده و پس از ابلاغ حکم  اعدام از آن‌ها خواسته می‌شد چنانچه مایلند وصیت‌نامه‌ بنویسند. بعدها هیچ یک از این وصیت‌نامه‌ها به خانواده‌ها داده نشد.

اعضای هیئت خود را مسئول عفو زندانیان معرفی کرده و یکی از سؤالاتی که از سوی آن‌ها مطرح می‌شد این بود که آیا زندانی تقاضای عفو می‌کند یا نه؟ همچنین هیأت تلاش می‌کرد زندانیانی را که آثار شکنجه روی بدنشان بود زنده نگذارد.

تاریخ‌های اعدام اعلام شده از سوی مسئولان دادستانی به خانواده‌ی زندانیان تماماً نادرست و جعلی است. بیش از هفتاد درصد این تاریخ‌ها مربوط به ماه‌های مهر و آبان و آذر است. در حالی که قتل‌عام در ماه‌های مرداد و شهریور صورت گرفته و رفسنجانی نیز در خاطرات خود اعتراف می‌کند که پس از ۵ مهرماه اعدامی بر اساس حکم آیت‌الله خمینی صورت نگرفته و اوضاع در زندان‌ها به شکل سابق برگشته است.

 هیئت اصلی اعدام در تهران به حکم آیت‌‌ الله خمینی تشکیل شده بود و نفرهای تصمیم‌گیرنده‌ی آن در زندان‌های اوین و گوهردشت مشترک بودند.

اعضای هیئت اعدام در گوهردشت، تشکیل یافته از این افراد بود: ۱- حسینعلی نیری۲- مرتضی اشراقی ۳- مصطفی پورمحمدی ۴- ابراهیم رئیسی ۵- اسماعیل شوشتری ۶- محمد مقیسه با نام مستعار ناصریان ۷- تقی عادلی با نام مستعار داوود لشکری ۸- حمید نوری با نام مستعار حمید عباسی

گفته می‌شد علی مبشری و رامندی یکی از حکام شرع اوین نیز در بعضی از دادگاه شرکت کرده بودند. دو نفر آخر بیش‌تر حکم شاکی و شاهد را داشتند و کارشان تلاش برای گرفتن حکم اعدام زندانی از اعضای این هیئت بود. کسانی که حق رأی داشتند و مستقیماً درباره‌ی اعدام و یا برخورد بیش‌تر با زندانی نظر می‌دادند، بنا به حکم (آیت‌‌الله) خمینی عبارت بودند از: نیری، اشراقی و نماینده‌ی وزارت اطلاعات.

در دادگاه متهمان کرج، مهدی نادری‌فرد و فاتح به عنوان دادستان و مسئول اطلاعات کرج، به اعضای هیئت افزوده می‌شدند و به کمک هیئت می‌شتافتند و در بقیه‌ی مواقع آتش بیار معرکه بودند. حمید عباسی در سمت دادیار زندان به کمک ناصریان می‌شتافت.

در اوین سیدحسین مرتضوی، مجتبی حلوایی‌عسگر، حسین‌زاده، حسن زارع دهنوی با نام مستعار حداد و سیدمجید ضیایی جای ناصریان و لشکری را می‌گرفتند. ناصریان به خاطر شناختی که از زندانیان داشت در بعضی از دادگاه های اوین نیز شرکت می‌‌کرد.

در زندان گوهردشت، ناصریان در نقش سرپرست و دادیار زندان وارد عمل می‌شد و لشکری به عنوان مسئول انتظامات و امنیتی زندان در دادگاه‌ها حاضر بود و بر جریان نقل و انتقال زندانیان به دادگاه نظارت داشت.

در اوین مرتضوی و حسین‌زاده از موضع رئیس و مدیر زندان وارد عمل می‌شدند و مجتبی حلوایی به عنوان مسئول امنیتی و انتظامی زندان، به شکار افراد در بندها می‌پرداخت و آن‌ها را برای آوردن به دادگاه، دسته‌بندی می‌کرد. حداد و سید‌مجید ضیایی نیز از موضع دادیار زندان و کسانی که به پرونده‌های افراد دسترسی داشتند، در دادگاه‌ها شرکت می‌کردند.

موسی واعظی با نام مستعار «زمانی» به عنوان مسئول اطلاعات اوین، در جریان کار دادگاه‌ها بسیار فعال بوده و هماهنگی امور، زیر نظر او انجام می‌گرفت.

مجید ملا جعفر با نام مستعار مجید قدوسی اجرای احکام اعدام را پیگیری می‌کرد و نقش فعال و هدایت‌کننده‌ای در اعدام زندانیان در اوین داشت.

 


اعداد و ارقام و آمار مختلفی در مورد این رویداد ناگوار و تلخ منتشر شده
، از نظر شما کدام گزارش و داده واقعی تر است؟

از نظر من آمار ارائه شده از سوی آیت‌الله منتظری در میان آمارهای ارائه شده از همه به واقعیت نزدیک‌تر است. با توجه به صداقت و درستی‌ ایشان و همچنین اراده‌ای که در بیان واقعیت‌ها داشتند هیچ دلیلی برای رد آمار ارائه شده از سوی ایشان در دست نیست. تحقیقات صورت گرفته هم بیانگر درستی نسبی این آمار است.

 


آیا آنچه رخ داد با واکنش هایی که در افکار عمومی داخل و خارج ایران  درپی داشت نسبت متعادلی دارد؟ چرا؟ توضیح شما چیست؟

قطعاً خیر. چه در سطح داخلی و چه در سطح بین‌المللی واکنش درخوری به این جنایت بزرگ نشان داده نشد که البته دلایل خاص خود را دارد.

در سطح داخلی، رسانه‌ها و مطبوعات دربست در اختیار حکومت بودند و به شدت کنترل شده. در آن دوران کشور  دارای پنج روزنامه‌ی کیهان، اطلاعات، جمهوری اسلامی، رسالت و ابرار بود که مسئولان آن‌ها خود از دست‌اندرکاران نقض حقوق بشر در ایران بودند. سانسور حاکم بر رادیو تلویزیون و یک‌جانبه‌گری بیش از امروز بود. نهادهای مستقل و حتا نیمه مستقل وجود خارجی نداشتند. جناح‌های مختلف حکومتی درگیر این جنایت بودند و حتا یکپارچه برای حذف آیت‌الله منتظری تنها منتقد واقعی درون نظام بسیج شده‌ بودند.

مردم که مهم‌ترین نقش را می‌توانستند داشته باشند به دلایل گوناگون و قابل فهم قادر به واکنش نبودند.

الف: این جنایت در خفا انجام گرفت و مردم از ابعاد آن باخبر نبودند و دسترسی به وسایل ارتباط جمعی هم به صورتی که امروزه امکان پذیر است آن موقع نبود و به همین دلیل مردم در بی‌اطلاعی محض به سر می‌بردند و عملاً نمی‌توانستند واکنشی نشان دهند.

ب: جامعه در سیاه‌ترین و بسته‌ترین سال‌های حاکمیت به سر می‌برد. هنوز چند سالی از بیرحمی‌های به کار گرفته شده در سال‌های اولیه دهه ۶۰ که بر اساس شعار «النصر بالرعب» صورت گرفته بود نگذشته ومردم همچنان از آثار آن رنج می بردند. ترس و هراس بر جامعه مستولی بود و در این گونه‌ شرایط‌ها از مردم نمی‌شود انتظار داشت که واکنش خاصی نشان دهند. نظام هم با روی آوردن هرچه بیشتر به اعدام و مجازات‌های بیرحمانه به تشدید این جو دامن می‌زد.

در دیماه ۶۷ درست پس از اعلام رسمی قتل‌عام زندانیان به خانواده‌ها، مجمع تشخیص مصلحت نظام با تصویب قانون «تشدید مجازات معتادان و قاچاقچیان مواد مخدر»، با راه‌اندازی جوخه‌های اعدام در ملاءعام  به تشدید جو سرکوب افزود.

در آن‌سال همه جا حرف از اعدام‌های بیش‌تر و بی‌رحمانه‌تر بود. اظهار نظر صریح سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها دادستان‌کل کشور وقت در ۲۰ دی‌ماه، مبنی بر این که «ما از بالا رفتن آمار اعدام‌ها واهمه‌ای نداریم»، انعکاس وسیعی در روزنامه‌ها و رسانه‌های دولتی یافت.

در اواخر دی‌ماه، موسوی اردبیلی رئیس دیوان‌عالی کشور، در نمازجمعه خبر ‌داد که «مشکل صدور رأی از سوی محاکم دادگاه‌ها توسط خمینی برطرف شده و از این پس فاصله زمان بررسی اتهام و صدور حکم اعدام حداکثر ۱۰ روز خواهد بود وی اضافه نمود که «مشکلات دست و پاگیر سیستم قضایی مانع صدور احکام بود و اخیراً به حضرت امام اطلاع داده شد که صدور احکام به علت مشکلات دست و پاگیر به طول می‌انجامد. ایشان بذل توجه و عنایت فرمودند و با ارسال نامه‌ای تأکید کردند نباید اجرای احکام خدا به تأخیر بیافتد.» موسوی اردبیلی همچنین ‌تأکید کرد: «دفتر پیگیری شب و روز حاضر است و موضوعات را می‌توان با یک تلفن به اطلاع آن‌ها رساند. فقط بگویید یک چنین قضیه‌ای اتفاق افتاده ما با استفاده از امر امام با ایجاد محاکم فوق‌العاده فوری در عرض ۳ روز ۴ روز ۵ روز مسئله را خاتمه می‌دهیم. » در آن روزها حسینعلی نیری و ابراهیم رئیسی که نقش مهمی در قتل‌عام زندانیان سیاسی داشتند با احکام رسمی و علنی خمینی مأمور رسیدگی به پرونده‌های جنایت در شهرستان‌ها می‌شدند.

بیشترین آمار اعدام قاچاقچیان و مجازات‌های بیرحمانه از قبیل سنگسار، قطع سر و ... پس از انقلاب مربوط به سال‌های ۶۸ و ۶۹ بوده است. اعدام در استادیوم ورزشی سال‌‌ها پیش از آن که طالبان به قدرت برسند در شمال ایران در همین سال‌ها اجرا شد.

ج- از این‌ها گذشته جنگ تازه به پایان رسیده بود و مردم دچار این توهم و خوش‌خیالی بودند که گویا با پایان جنگ مشکلات‌شان حل شده و رژیم جمهوری اسلامی به سمت نوعی تعقل و مدارا و ... می رود. به همین خاطر از دست زدن به حرکات اعتراضی خودداری می‌کردند و چشم‌به‌راه رسیدن روزهای بهتر بودند.

در سطح‌ بین‌المللی هم از آن‌جایی که نظام جمهوری اسلامی قطعنامه‌ی ۵۹۸ را پذیرفته بود و مذاکراتی را نیز برای پذیرش نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل برای بررسی وضعیت حقوق بشر پیش می‌برد خوش‌بینی‌هایی را به وجود آورده بود که رژیم احتمالاً به سوی اعتدال و میانه‌روی پیش رفته و استانداردهای بین‌المللی را می‌پذیرد. برای همین جامعه‌ی بین‌المللی نمی‌خواست فرصت به دست آمده برای تعامل با دولت جمهوری اسلامی را از دست بدهد و متأسفانه چشم‌ بر روی یکی از بزرگترین جنایات سازمان یافته در تاریخ معاصر بست. مرگ رهبر جمهوری اسلامی در خرداد ۶۸ نیز مزید بر علت شد و به این شائبه دامن زد که گویا جمهوری اسلامی دوران جدیدی را آغاز خواهد کرد. به همین دلیل ملاحظه می‌کنید گالیندوپل نماینده ویژه دبیرکل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران یکی از شرم‌آورترین گزارش‌های تهیه شده در چهارچوب مأموریت‌های حقوق بشری ملل متحد را پس از این قتل‌عام ارائه داد که با استقبال لاجوردی روبرو شد.

قاضی جفری رابرتسون در گزارش خود جامعه بین‌المللی، سازمان ملل و مکانیزم‌های حقوق بشری آن را در برخورد با قتل‌عام ۶۷ به چالش گرفته و آن‌ها را متهم می‌کند که به وظایف خود عمل نکرده‌اند.

اتفاقاً مقامات نظام هم به درستی روی عدم واکنش بین‌المللی حساب باز کرده‌ بودند، چون مذاکرات صلح با عراق در میان بود و با شناختی که از روابط بین‌المللی داشتند می‌دانستند مخالفتی در این زمینه نخواهد شد. وقتی از عدم واکنش بین‌المللی مطمئن شدند، دامنه‌ی کشتار را تا زندانیان چپ نیز گسترش دادند.

به نظر من چه در سطح داخلی و چه بین‌المللی تنها زنده یاد آیت‌الله منتظری به وظیفه‌ی انسانی خود به نحو احسن عمل کرد و در سخت‌ترین روزها یک تنه و بدون توجه به شأن، مقام و موقعیت‌شان در مقابل کل حاکمیت، آیت‌الله خمینی و حکم او مبنی بر قتل‌عام زندانیان سیاسی ایستاد و بهای آن را نیز به سنگینی طی دو دهه پرداخت.

 


مبتنی بر مجموعه مستندات و شواهد منتشر شده تاکنون (از آنچه آیت الله منتظری در خاطرات خود گفته تا گزارش اپوزیسیون و روایت های حکومتی) ارزیابی شما از دلایل اصلی وقوع این فاجعه انسانی چیست؟

مسئولان اطلاعاتی و سیاسی رژیم از مدت‌ها قبل نسبت به بیماری سرطان (آیت‌‌الله) خمینی و همچنین نارسایی قلبی وی آگاهی داشتند. مسئولان ارشد سیاسی و امنیتی رژیم به ویژه رفسنجانی، خامنه‌ای، احمد خمینی، ری‌شهری و ... به خوبی و از زوایای گوناگون به مشکلات بعد از مرگ خمینی و تضادهای حل ناشده‌ای که هر یک‌ از آنان ممکن بود رژیم را تا سرحد فروپاشی ببرد، آگاه بودند. این تضادها را می‌توان در موارد زیر جمع‌بندی کرد:

الف - مسئله‌ی جانشینی (آیت‌‌الله) خمینی و آینده‌ی ولایت فقیه و رقابت جناح‌های مختلف رژیم در این زمینه؛

ب -  مسئله‌ی جنگ با عراق؛

ج -  مسئله‌ی زندان و زندانیان سیاسی؛

د - مسئله‌ی بازنگری در قانون اساسی به منزله‌ی تحکیم جنبه‌های اقتدار حکومت مذهبی.

هر یک از افراد فوق با انگیزه‌های مختلف به یک ائتلاف و اتحاد با یکدیگر رسیده بودند.

 

تمامی این امور در یک ساله‌ی آخر حیات آیت‌الله خمینی تعیین تکلیف شدند. پاک کردن صورت مسئله‌ی زندانیان سیاسی هم یکی از حلقات به هم پپوسته‌ی این دسته از مشکلات بود.

 

در شرایط بعد از جنگ و پذیرش قطعنامه، اهمیت حذف فیزیکی زندانیان سیاسی دوچندان شد. در شرایط جدید امکان داشتن حجم عظیمی از زندانیان سیاسی، اگر نگوییم غیرممکن، بسیار سخت و دشوار بود. مواضع زندانیان سیاسی در زندان‌ها از دو سال قبل و در نتیجه‌ی «اصلاحات» در زندان بالا رفته بود، حرکات منسجم و سازمان‌یافته نسبی خانواده‌ها در بیرون از زندان شروع شده بود. انعکاس مواضع و حرکات زندانیان در جامعه بعد از جنگ و حرکت احتمالی خانواده‌هایشان به لحاظ امنیتی در جامعه‌ای احساسی مثل ایران می‌توانست مشکل ساز باشد.

رژیم دیگر نمی‌توانست مانند دوران جنگ با مردم و مشکلات بی‌شمار آنان برخورد کند. نظام برای ورود به مرحله و وضعیت جدید، نیاز به یک سرکوب و بحران بزرگ داشت تا بتواند اذهان را از مسئله‌ی پذیرش قطعنامه و نوشیدن «جام زهر» و تبعات آن دور کند. کما این که (آیت‌‌الله) خمینی به همین بسنده نکرد و بعدها مجبور به صدور فتوای قتل سلمان رشدی و کنار گذاشتن آیت‌الله منتظری شد. مهم‌ترین نکته‌ای که کلیه‌ی اعضای هیئت قتل‌عام‌ روی آن انگشت می‌گذاشتند و به شکل‌های مختلف در آن روزها مطرح می‌کردند، تأکید خاص روی این نکته بود که نمی‌خواهیم دیگر زندانی سیاسی داشته باشیم و تصمیم مسئولان نظام این است که از این به بعد چیزی به عنوان زندانی سیاسی نداشته باشیم. ما دستور داریم و حکم امام است که سرموضعی‌ها را اعدام کرده و بقیه را نیز آزاد کنیم و در زندان‌ها را نیز ببندیم. هدف اصلی قتل‌عام‌ نه یک کشتار کور و انتقام‌جویانه بلکه با انگیزه‌ی مشخص سیاسی و امنیتی و در جهت حفظ و بقای رژیم و دور کردن خطرهای احتمالی از آن بود. حرکت‌‌های بعدی رژیم این موضوع را تأیید کرد.

رژیم با تجربه‌ای که از دوران شاه و فروپاشی سلطنت داشت، در هر مقطع سعی می‌کرد و می‌کند که همه‌ی سوراخ سنبه‌ها را ببندد و لااقل در تمامی زمینه‌هایی که امکان خطر می‌رفت و یا می‌رود، پیش‌بینی‌های لازم را کرده و تمهیدات کافی از پیش فراهم کند تا به آن‌چه بر شاه و سیستم‌های مشابه رفت، دچار نشود. رژیم این سیاست را در سال‌های بعد نیز ادامه داد. با در نظر داشتن تشکیل شب‌های شعر توسط کانون نویسندگان در انستیتو گوته تهران در اواخر سال ۵۶ و چگونگی به قدرت رسیدن واسلاو هاول در جمهوری چکسلواکی سابق و نقش نویسندگان و روشنفکران چک در تحول دهه ۹۰ در این کشور و همچنین نقش روشنفکرانی مانند سولژنتسین و ساخاروف در روسیه و... پروژه‌ی حذف نویسندگان مستقل و آزاداندیش ایران را به اجرا در آورد. از همه مهم‌تر، در آن شرایط باید چنگال خونینش را نیز نشان می‌داد تا کسی سعی نکند از فرصت به دست آمده، استفاده کند. شاهد این مدعا قتل فجیع دکتر کاظم سامی است که در بین نیروهای ملی و مذهبی از بقیه خوشنام‌تر بود. قتل وی پس از پایان پروژه‌ی قتل‌عام‌ و اعلام آن به خانواده‌های قربانیان، در پاییز ۶۷ انجام می‌گیرد. این قتل در واقع هشداری بود برای بقیه‌ی نیروهایی که ممکن بود در آن شرایط دست و پا گیر شوند. شاهد دیگر این مدعا، انتصاب دوباره‌ی لاجوردی، پس از حدود ۵ سال برکناری‌اش از پست‌های رسمی در سیستم قضایی، است. ظهور دوباره لاجوردی و کنار گذاشتن آیت‌الله منتظری، از وجود اراده‌ی سرکوب رژیم در شرایط جدید پس از مرگ آیت‌آلله خمینی، خبر می‌داد.

 

به عقیده ی شما وقوع عملیات «فروغ جاویدان» چه میزان در تصمیم حاکمیت سیاسی وقت برای اعدام فله ای مخالفان نقش داشت؟

بدون شک عملیات «فروغ جاویدان» و حمله‌ی ارتش آزادیبخش با هدف سرنگونی رژیم، ابعاد این قتل‌عام‌ها را وسعت بخشید و به آن شکل انتقام‌جویانه و کینه‌کشی نیز داد. اما همانطور که توضیح دادم زمینه‌های این کشتار از پیش فراهم شده و برای آن برنامه‌ریزی کرده‌ بودند.

تلاش جناح‌های مختلف نظام برای به کرسی نشاندن این دروغ بزرگ که گویا فرمان قتل‌عام زندانیان واکنشی در قبال عملیات فروغ جاویدان بوده هرچند نمی‌تواند از مسئولیت جنایتکاران بکاهد اما نشان‌دهنده‌ی عزم آن‌ها برای توجیه این جنایت و تخفیف آن است.

حکومت که از پیش مقدمات قتل‌عام زندانیان سیاسی را فراهم کرده بود، در مقطع پذیرش قطعنامه و عملیات «فروغ جاویدان» بهترین و آخرین فرصت برای اجرای آن را به دست ‌آورد. مقامات اطلاعاتی و امنیتی و تصمیم‌گیرنده همانند مجاهدین، فرصت دیگری برای اجرای برنامه‌ی خود نداشتند. پروژه حذف زندانیان سیاسی و پاک کردن صورت مسئله زندان‌ها بایستی در روزهای بعد از پذیرش قطعنامه و پیش از شروع مذاکرات صلح بین دو دولت اجرا می‌شد.

با پذیرش قطعنامه‌ی ۵۹۸ از سوی رژیم و اجرای قرارداد آتش‌بس بین دولت‌های ایران و عراق، مجاهدین فرصتی برای انجام عملیات نظامی در آینده نمی‌توانستند داشته باشند. عملیات نهایی با هدف سرنگونی رژیم باید در همین روزها انجام می‌گرفت و این آخرین فرصت و امکان برای آن‌ها و استراتژی تشکیل ارتش آزادی بخش بود.

کما این که تحولات بعدی نیز صحت موضوع را به اثبات رساند. رژیم نیز برای اجرایی کردن پروژه‌ی قتل‌عام زندانیان سیاسی، فرصت دیگری نداشت. با پذیرش قطعنامه‌ی ۵۹۸، شرایط جدیدی بر کشور حاکم می‌شد که امکان انجام چنین قتل‌عامی را در آینده سلب می‌کرد. رژیم می‌دانست با از دست دادن این فرصت نادر، برنامه‌ای را که حداقل یک سال روی آن کار کرده و تمهیدات آن را از پیش فراهم کرده بود و در بعضی موارد، حتا زمینه‌های لازم برای بالا بردن موضع زندانیان را ایجاد کرده بود، باید یکسره به کناری می‌نهاد و شاهد نتایج به شدت مخرب آن در آینده می‌بود.

زمانی (موسی واعظی) مسئول اطلاعات زندان اوین و یکی از برنامه‌ریزان و مجریان قتل‌عام ۶۷ در ملاقاتی که پس از قتل‌عام با غلامرضا شمیرانی یکی از هم‌بندانم داشت به صراحت به دلیل قتل‌عام زندانیان اشاره کرد و گفت:‌

«آن‌ها نظم زندان را به هم زده بودند؛ اعتصاب غذا می‌کردند؛ شورش راه انداخته بودند؛ شما در زندان و خانواده‌هاتون در بیرون از زندان امنیت نظام را به خطر انداخته بودید؛ هر روز یک بلوایی بر پا می‌کردید» زمانی به تنها چیزی که اشاره نکرد عملیات فروغ جاویدان بود. او مقاومت زندانیان در زندان و دادخواهی خانواده‌ها در بیرون از زندان و پاک کردن صورت مسئله‌ی «زندانی سیاسی» را دلیل اصلی قتل‌عام ۶۷ معرفی کرد.

تفسیر مقامات نظام در مورد دلایل انجام این قتل‌عام تماماً نادرست و غیرواقعی است. در بند ما سؤال کلیدی که منجر به صدور حکم اعدام بین ۱۵ تا ۲۰ نفر شد این بود که در روز عید غدیر (۱۱ مرداد) چه کسی در بندتان به مناسبت این روز به زندانیان شربت داد؟ 

من در مرداد ۱۳۶۷ روزهای زیادی در راهرو مرگ زندان گوهردشت حضور داشتم. با بسیاری از کسانی که به دار آویخته شدند پیش از  مرگ از نزدیک صحبت کردم. با تمامی زندانیان مجاهد جان به در برده از قتل‌عام ۶۷ در زندان گوهردشت هم‌بند بوده‌ام، با اکثریت زندانیان جان به در برده در زندان اوین بعد از کشتار هم بند شدم، خودم ۴ بار نزد هیئت رفتم، هیئت تعیین شده از سوی آیت‌الله خمینی از هیچ‌کسی در مورد ارتباطش با عملیات فروغ جاویدان سؤال نکرده بود. حتا یک نفر متهم به داشتن ارتباط با این عملیات و اطلاع از آن نشده بود.

 

اساسا آیا آنچه را رخ داد، یک «پروژه» می دانید که به «بهانه»ی «فروغ جاویدان» به وقوع پیوست یا در وقوع فاجعه انسانی بر عواملی دیگر انگشت تاکید می گذارید؟

 این قتل‌عام یک پروژه بود که از مدت‌ها قبل روی آن کار کرده بودند. شواهد همه دال بر وجود چنین پروژه‌ای است. در اواخر تابستان ۶۶ داوود لشکری مسئول امنیتی زندان گوهردشت به من و دو زندانی دیگر ابلاغ کرد که مسئولان نظام برای سرکوب زندانیان دست آن‌ها را تا مرگ باز گذاشته‌اند. در پاییز ۶۶ تعدادی از زندانیان گوهردشت را پس از آن‌که توسط سید حسین مرتضوی رئیس زندان مورد بازجویی و ضرب و شتم قرار گرفتند به اوین منتقل کردند. در دادگاهی که به سبک دادگاه‌های تشکیل شده در کشتار ۶۷ برای آن‌ها برگزار کردند، زندانیان مزبور تهدید به اعدام شدند.

در آذرماه و دیماه ۶۶ زندانیان و بند‌ها را به سه دسته «معاند»، «منفعل» و «بریده» تقسیم کرده بودند و از آن‌ها به عنوان «سرخ»، «زرد» و «سفید» یاد می‌کردند. در خاطرات هاشمی رفسنجانی از سال ۶۷ در روز ۱۸ مرداد به ملاقات با شوشتری اشاره می‌کند. در ملاقات یاد شده شوشتری به تقسیم‌بندی فوق اشاره می‌کند. در اسفند‌ماه ۶۶ در زندان گوهردشت جلوی آزادی دومین سری زندانیانی که مشمول عفو آیت‌الله منتظری شده بودند گرفته شد. تعدادی از آن‌ها چند ماه بعد در جریان قتل‌عام اعدام شدند. به خانواده‌ها گفته می‌شد همه چیز تا پانزده خرداد مشخص خواهد شد.

در همین تاریخ مسئولان وزرات اطلاعات در زندان «کمیته مشترک» به مسعود مقبلی، فرزند عزت‌الله مقبلی هنرپیشه معروف هشدار دادند که برنامه‌ای برای تصفیه خونین در زندان‌ها دارند. در ۲۷ اردیبهشت ۶۷ داوود لشکری مسئول امنیتی و انتظامی زندان گوهردشت تأکید کرد که چنانچه امام دستور دهند یکی یک نارنجک در سلول‌هایتان خواهیم انداخت. در همین ماه نماینده‌ی آیت‌الله منتظری در دیدار با نمایندگان منتخب زندانیان بند یک اوین از توطئه‌ای که در حال طرح‌ریزی علیه جان زندانیان بود خبر داد. در خردادماه ۶۷ عرب دادیار ناظر زندان گوهردشت بطور ضمنی من و تعداد دیگری از  زندانیان را به مرگ تهدید کرد. او در حالی که به همراه پاسداران زندان ما را به شدت مورد شکنجه و ضرب و شتم قرار داده بود و فرمان فرستادن ما به سلول انفرادی و قطع ملاقاتمان را نیز داده بود فریاد می‌زد فکر می‌کنید موضوع به همینجا ختم می‌شود بگذار امام فتوا دهد به شما نشان خواهیم داد.

در زندان اوین پس از پذیرش قطعنامه و قبل از شروع عملیات فروغ جاویدان نقل‌و انتقال زندانیان در سطح زندان شروع شده بود. پس از پذیرش قطعنامه و پیش از حمله مجاهدین، به زندانیان مجاهد فرمی حاوی ۲۵ سال داده شده بود که در آن نظر زندانی در رابطه با ریزترین موارد خواسته شده بود. این فرم و پاسخ‌های داده شده ملاک اعدام بسیاری از زندانیان در جریان قتل‌عام ۶۷ قرار گرفت. همه‌ی این‌ها حاکی از آن است که از پیش برنامه‌ای در این زمینه تدوین شده بود.

 

«فاجعه»، سوگمندانه، به وقوع پیوسته است؛اینک و حدود ربع قرن پس از آن رویدادها، بهترین راهبرد برای پیگیری ماجرا را چه می دانید؟

 

برای پیگیری این جنایت بزرگ تنها محکومیت کافی نیست. بایستی در ارتباط با ابعاد آن روشنگری کرد و اطلاعات خود را به افکار عمومی ارائه داد. به جز آیت‌الله منتظری که با صداقت تمام به آنچه معتقد بود عمل کرد و اطلاعات و اسناد خود را در اختیار افکار عمومی گذاشت هیچ‌یک از کسانی که خود را از مخالفان این قتل‌عام معرفی می‌کنند یک کلمه به دانسته‌های ما در ارتباط با این کشتار نیافزوده‌اند. نزدیک به بیست سال پس از وقوع این جنایت، گروه‌ها و فعالین سیاسی همچنان به اشتباه رئیس این هیئت را «جعفر نیری» معرفی می‌کردند که صحیح آن حسینعلی نیری بود. افراد وابسته به جناح‌های مختلف نظام که امروزه خود را مخالف این قتل‌عام نشان می‌دهند حتا نکردند در زمینه‌ی تصحیح نام این فرد ، فعالین حقوق بشری را یاری رسانند. چرا که به دلایل قابل فهم خواهان روشن‌شدن ابعاد این جنایت نیستند. حق با مهندس موسوی است، این «تونلی  است که پایانی برای آن متصور» نیست. بررسی این جنایت به دیگر جنایات نظام جمهوری اسلامی در سی سال گذشته راه می‌برد.

ابعاد این فاجعه آنقدر بزرگ است که تمامی سران رژیم حتا موسوی اردبیلی رئیس شورای عالی قضایی وقت امروزه خود را مخالف آن معرفی می‌کند.

«اصلاح‌طلب»‌ها، هشت سال مجلس، دولت و مطبوعات را در دست داشتند اما حتا حاضر نشدند محل دفن قتل‌عام شدگان را به خانواده‌ها ابلاغ کنند. دولت خاتمی همه‌ی تلاشش را معطوف به این کرده بود که ایران را از نظارت بین‌المللی و کمیسیون حقوق بشر بیرون بیاورد. عاقبت تلاشهای‌ دولت خاتمی و همراهی دولت‌های اصلی ناقض حقوق بشر در سطح بین‌المللی با دولت وی، منجر به برداشتن نظارت‌ بین‌المللی بر وضعیت حقوق بشر در ایران و حذف نماینده ویژه برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران شد و از این طریق ضربه‌‌ی بزرگی به وضعیت حقوق بشر در ایران وارد شد.

متأسفانه تریبون‌های بین‌المللی در دست ما نیست. ما به دلایل مختلف از ظرفیت‌های بین‌المللی در این رابطه نتوانسته‌ایم استفاده کنیم. البته جامعه‌ی بین‌المللی با اختصاص جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی، ظرفیت بزرگی را برای پیگیری حقوق قربانیان نقض حقوق بشر در ایران به وجود آورد که متأسفانه فرصت‌های به دست آ‌مده یکی پس از دیگری از دست رفت.

بایستی از توجیهات گوناگون دست برداشت. مهندس موسوی و بسیاری دیگر سکوت خود در قبال این قتل‌عام فجیع را سوء‌استفاده احتمالی جناح رقیب و حاکمیت معرفی می‌کنند در حالی که برعکس جعفری دولت‌آبادی سال گذشته وقتی موضوع اعدام‌‌های پس از انتخابات مطرح شد به قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و در دوران صدارت مهندس موسوی اشاره کرد و اعدام‌های صورت گرفته پس از انتخابات را در مقایسه با کشتارهای صورت گرفته قبلی و در دوران مهندس موسوی ناچیز قلمداد کرد.

بنابر این لازم است در رابطه با ابعاد قتل‌عام ۶۷ و مسئولان آن روشنگری شود. بایستی از نهادهای بین‌المللی خواست موضوع را پیگیری کنند. برای ایجاد زمینه لازم برای این کار باید موجی جدید ایجاد کرد، کسانی که در آن روزها در حاکمیت حضور داشته‌اند امروز می‌توانند کمک کنند و با ارائه‌ی اسناد، شواهد و مدارکشان به این روند یاری رسانند و خود نیز «عاقبت به خیر» شوند.

می‌توان از احمد شهید گزارشگر ویژه خواست مشخص شدن محل دفن قتل‌عام شدگان ۶۷ را در مأموریت خود بگنجاند. بدون رسیدگی به قتل‌عام ۶۷ نمی‌توان امیدوار بود که به جنایات صورت گرفته در قتل‌های زنجیره‌ای، کوی دانشگاه، کهریزک، و ... پرداخته شود. بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل‌عام ۶۷ می‌گذرد. اهرم‌های قضایی، امنیتی و بعضاً سیاسی در طول این ۲۳ سال در اختیار مسئولان این کشتار بزرگ بوده است، چگونه می‌توان به بهبود وضعیت امیدوار بود؟ نیری، رئیس هیئت کشتار هنگامی که ( آیت الله) خامنه‌ای رأی‌اش را در صندوق می‌انداخت در آن‌جا حضور داشت. این انتخابات در نظام را نیز معنا دار می‌کند.
 

منبع:جرس


ایرج مصداقی

*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*از الهاشمی النجفی تا هاشمی‌‌شاهرودی [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]