نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
ایرج مصداقی

مجید قدوسی یکی از مهره‌های جنایتکار زندان اوین است که علیرغم مشارکت فعالش در شکنجه و کشتار دهه‌ی سیاه ۶۰ همچنان چهره‌اش مخفی مانده و کسانی که با او دمخور هستند از ماهیت او و اعمال پلیدی که انجام داده بی‌اطلاعند. او بقدری شوخ و بذله‌گو و مجلس گرم کن است که کسی تا او را از نزدیک نشناسد و شاهد اعمال و رفتارش نبوده باشد باور نمی‌کند وی یکی از بیرحم‌ترین جلادان اوین بوده و جنایتی نیست که مرتکب نشده باشد.
 
متأسفانه نه تنها گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی، بلکه زندانیان سیاسی هم به علت تشابه اسمی، او را فرزند علی قدوسی دادستان انقلاب اسلامی که توسط مجاهدین کشته شد معرفی می‌کنند چیزی که او هم از آن استقبال می‌کند.
علیرغم این که در چند سال گذشته و به ویژه در چاپ اول و دوم خاطراتم و در مقالاتی که بر روی سایت‌های اینترنتی انتشار دادم در ارتباط با مجید قدوسی توضیحات لازم را دادم اما متأسفانه مثمرثمر واقع نشد و تقریباُ غالب جریان‌ها و گروه‌های سیاسی بر اشتباه خود پافشاری کرده و مثل خیلی چیزهای دیگر مرغ‌شان یک پا دارد و حاضر به تصحیح آن نیستند و یا اهمیتی نمی‌دهند. (۱) 
 
***
علی قدوسی دادستان کل انقلاب اسلامی در بازجویی ساواک در سال ۱۳۴۵ شمسی خود را دارای دو فرزند پسر به نام‌های محمد‌حسن متولد ۱۳۳۶ (در سال ۵۹ در جبهه‌ی جنگ کشته شد) و محمد‌حسین متولد ۱۳۴۰ معرفی می‌کند و صحبتی از فرزندی به نام مجید نمی‌کند و راویان تنها به خاطر تشابه نام خانوادگی که آن هم مستعار است، مجید قدوسی را فرزند علی قدوسی معرفی می‌کنند. رجوع کنید به زندگینامه‌ی شهید آیت‌الله قدوسی، تدوین سید مسعود موسوی آشان، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۴.
 
مجید قدوسی متولد ۱۳۳۷ و نام اصلی وی مجید ملاجعفر است. او مانند بسیاری از جنایتکاران رژیم با استفاده از نام مستعار چهره‌‌‌ی اصلی خود را می‌پوشاند. وی در محله سرآسیاب دولاب در جنوب شرقی تهران که به همراه میدان خراسان و مناطق اطراف آن از جمله محله‌های فالانژ خیز تهران بود رشد کرد. تعدادی از افراد این محله به واسطه‌ی ریاست محمد کچویی بر زندان اوین به استخدام دادستانی انقلاب و زندان اوین درآمده و نقش ویژه‌ای در سرکوب و کشتار زندانیان سیاسی به عهده گرفتند. پیش از کچویی (۲) نیز اکبر صالحی که دارای لبنیاتی در میدان خراسان بود رئیس زندان قصر و اوین بود(۳). به این ترتیب باز هم ارتباط این محله با اوین و قصر برقرار می‌شد. اصولاً‌ از ابتدای تأسیس حکومت جدید افراد این محله و به ویژه کمیته منطقه ده «علم‌ الهدا» (۴) و مسجد لرزاده نقش مهمی در سرکوب، حمله به گروه‌ها و اجتماعات سیاسی داشتند.
 
سال‌ها قبل، یکی از دوستانم تعریف می‌کرد بعد از پیروزی انقلاب در حالی که مشغول بازی فوتبال بودند، بچه‌های کمیته محله به آن‌ها رجوع کرده و پیشنهاد می‌دهند که برای شرکت در جوخه‌ی اعدام وابستگان رژیم سلطنتی که همان شب قرار بود اعدام شوند می‌توانند همراه آن‌ها به زندان بروند. مجید ملاجعفر (قدوسی) یکی از کسانی بود که برای شرکت در جوخه‌ی اعدام آمادگی کرد و به این ترتیب پایش به زندان قصر باز شد و همانجا ماندگار شد. او به عنوان یک پاسدار ساده در جریان محاکمه‌ی کمالی یکی از شکنجه‌گران ساواک در سال ۵۸ در دادگاه انقلاب شرکت داشت و تلویزیون چهره‌اش را نشان داد. آن موقع هنوز مسئولیتی در دادستانی نداشت.
قدوسی در سیاه‌ترین روزهای حاکمیت صادق خلخالی بر «دادگاه انقلاب»، پاسدار و محافظ وی بود. مجید بارها در «جهاد» اوین برای زندانیان نحوه‌ی محاکمه و اعدام هویدا را تعریف کرده بود. او با لهجه‌ی ترکی ادای خلخالی را که پس از اعدام هویدا از دادگاه با خوشحالی بیرون آمده بود در می‌آورد و می‌گفت: «بیلخره موفق شدم، بیلخره موفق شدم». (۵) تا مدت‌ها این عبارت تکیه کلام زندانیان «جهاد» اوین بود.
وی در زندان غالباُ کفش کتانی چینی و اورکت به تن داشت و تسبیحی را در دست می‌چرخاند و شدیداً سیگاری بود اما از ترس لاجوردی که شدیداً ضد سیگار بود مانند دیگر پاسداران اوین پنهانی سیگار می‌کشید.
 
مجید قدوسی در سال ۵۹ به خاطر سابقه‌ای که در اوین داشت به ریاست بخش ۳۲۵ و ۳۱۱ قدیم که تشکیل یافته از سلول‌‌های انفرادی بود گمارده شد. زندانیان سیاسی مهم اوین همچون، محمدرضا سعادتی، تقی شهرام، سعید سلطانپور، محسن فاضل و ... در این محل نگهداری می‌شدند.
پس از راه‌اندازی ساختمان «آموزشگاه» اوین در پاییز سال ۶۰ او به همراه قاسم کبیری مسئولیت این ساختمان را که یکی از اصلی‌ترین بخش‌های اوین بود به عهده گرفت. وی پس از مدتی به مقام دادیاری رسید و پیش از آن که به به سفر حج برود «حاج مجید» خوانده شد و مسئولیت اخذ مصاحبه از زندانیانی که قصد آزادی‌شان را داشتند به عهده گرفت. (۶) او لومپنی بود که رعایت کوچکترین اصول اخلاقی را هم نمی‌کرد و حتی توابین و کسانی که در «جهاد» و کارگاه اوین کار می‌کردند نیز از زخم‌زبان‌ و متلک‌های وی در امان نبودند.
وی در این دوران یکی از ارکان مهم زندان اوین بود. لاجوردی در هشتم تیرماه ۶۳ هنگامی که زمزمه‌های برکناری‌اش به گوش می‌رسید در جمع شکنجه‌گران اوین در دفاع از خود و اعمالش و به منظور پرونده‌سازی علیه جناح رقیب به دروغ مدعی شد:
 
 
 
«همان زندانی را كه قرار بوده حسين‌زاده، حاج‌داود رحماني، مجيد قدوسي و مرا در زندان ترور كند، به عنوان تواب مطرح کردند، او را به شعبه مي‌آورند، فكر مي‌كردند او بريده، شعبه هم فكر مي‌كرد كه او بريده و چون بريده از او مي‌خواهند اطلاعاتش را راجع به فرد ديگري بدهد، بعد به او يكدستي مي‌زنند و از او مي‌پرسند چرا اطلاعات ندادي، او هم شروع مي‌كند و راجع به قصد فرار از زندان و كانال‌هاي زيرزميني اينجا و ترورها مي‌گويد.»
 
 
حاج داوود رحمانی مسئولیت زندان قزلحصار در کرج را به عهده داشت و بقیه در اوین بودند؛ زندانی تواب چگونه می‌توانست در هر دو زندان به فاصله‌ی ده‌ها کیلومتر دست به عملیات بزند؟ لاجوردی به هنگام پرونده‌سازی برای جریان رقیب استعداد عجیبی در دروغگویی داشت که مورد بالا یکی از نمونه‌های آن است. وی به صراحت عنوان می‌کرد ما وظیفه داریم به کفار دروغ بگویم. ظاهراً رقبایشان در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را بدتر از کفار می‌دانست. با این حال روایت لاجوردی نشان دهنده‌ی اهمیت و جایگاه مجید قدوسی در «دادستانی انقلاب اسلامی» و نزدیکی او به لاجوردی است.
 
قدوسی شدیداً مورد علاقه‌ی محمدی گیلانی هم بود و پس از کشته شدن تعدادی از پاسداران و به ویژه تیرخلاص‌زن‌های اوین در جبهه، مدعی بود بنا به فتوای گیلانی وی اجازه رفتن به جبهه را ندارد. چرا که گیلانی حضور وی در اوین را مهم‌تز از رفتن به جبهه و «شهادت» تشخیص می‌داد.
 
یکی دیگر از دوستانم تعریف می‌کرد مجید قدوسی را در جریان سوءاستفاده جنسی «بهرام» یکی از پاسداران اوین از چند زندانی کم سن و سال سالن ۴ «آموزشگاه» گذاشته بود. او که پاسدار جوخه‌ی اعدام هم بود، پیش از آن‌که پاسدار اوین شود پاسبان شهربانی بود و به همین دلیل به «بهرام پاسبان» معروف بود.
          
او هرشب یکی از زندانیان کم سن و سال را به کتابخانه‌ی آموزشگاه می‌برد و مورد سوءاستفاده جنسی قرار می‌داد. مجید قدوسی در توجیه عمل وی گفته بود: «در فقه و شریعت اسلام حتی اگر دو نفر لخت کنار هم خوابیدند و به اندازه‌ی یک تار مو با هم فاصله داشتند نمی‌توانیم تهمت زنا یا لواط به آن‌ها بزنیم.»
نه تنها برخوردی از سوی مجید قدوسی با پاسدار «بهرام» که از موقعیت خود سو‌‌ءاستفاده می‌کرد نشد بلکه وی پس از بسته شدن در کتابخانه‌ی آموزشگاه که به دستور مجید قدوسی صورت گرفت، در انبار بین سالن یک و دو آموزشگاه به سوءاستفاده جنسی از زندانیان کم سن و سال ادامه می‌داد. گفته‌ می‌شود وی هم‌اکنون دارای مغازه عکاسی در پل چوبی تهران است.
 
فراموش نمی‌کنم در اسفندماه ۶۰ نیز مجید قدوسی و پاسداران زیر هشت آموزشگاه اوین، یک زندانی را که دارای مشکلات شدید جنسی بود و مطلقاً قادر به کنترل رفتار خود نبود هر از گاهی به نزد خود فرا می‌خواندند و پس از ساعت‌ها باز‌می‌گشت.
بعضی اوقات یک زندانی دیگر را که به خاطر شرایط زندان و استرس‌های دائمی به شکل بیمارگونه‌‌ و بسیار شدیدی به «استمنا» متوسل می‌شد به نزد خود فرا می‌خواندند تا برایشان آواز بخواند. او که فرزند یک آخوند بود و توسط پدرش لو داده شده بود به گفته‌‌ی خودش «سرودهای انقلابی» و دیگر آهنگ‌های رایج را به شکل ترانه‌ی درخواستی برای مجید قدوسی و دیگر پاسداران می‌خواند.
 
از آن‌جایی که اوین یک زندان ایدئولوژیک بود امکان سوءاستفاده جنسی از دختران کمتر از پسران کم سن و سال مهیا می‌شد چرا که تماس بین دو جنس مخالف در اوین بسیار سخت بود و توجیه آن به سادگی امکانپذیر نبود. اما به علت نزدیکی بیش از حد پاسداران به زندانیان کم سن و سال امکان سوءاستفاده جنسی به سادگی فراهم می‌شد و آن‌ها می‌توانستند از اقتدار خود در این زمینه استفاده کنند.
 
مجید قدوسی که در زمین‌های فوتبال شوخی‌هایش هم به نوعی جنسی بود سال‌ها بعد یکی از مشتریان پر و پا قرص سونای زعفرانیه (۷) شد. این سونا یکی از محل‌های عیش و فساد بازجوها و شکنجه‌گران و نیروهای امنیتی و قضایی و همچنین محل قرار و مدار فوتبالیست‌ها و مدیران ورزشی بود. توطئه‌ها و زد و بندهای ورزشی و عقد بسیار از قراردادها نیز در آن‌جا شکل می‌گرفت. حتی کاپ قهرمانی باشگاه استقلال در جام باشگاه‌های آسیا در آنجا نگهداری می‌شد.
 
قدوسی در پست دادیاری از قدرت زیادی برخوردار بود و چنانچه اراده می‌کرد می‌توانست افراد را از اعدام نجات دهد. در سال ۶۳ با پیگیری پرونده‌ی یکی از دوستانم و شرکت در دادگاه تجدید نظر، در شرایطی که نمایندگان آیت‌الله منتظری به زندان‌ها آمده بودند او را از مرگ نجات داد و زمینه‌ی آزادی‌اش را فراهم کرد. در حالی که در دو دادگاه قبلی او به اعدام محکوم شده بود. در واقع حتی شقی‌ترین بازجویان و شکنجه‌گران و یا مسئولان اوین نیز گاه دیده می‌شد که به دلایل گوناگون به حمایت از یک زندانی می‌پرداختند و در حق او محبت می‌کردند. مجید قدوسی نیز از این قاعده مستثنی نبود و در طول سال‌های خدمت‌اش در اوین اقداماتی از این دست هم داشت.
 
او از آن‌جایی که خود فوتبالیست بود مخالف اعدام حبیب خبیری (۸) بازیکن تیم ملی ایران و باشگاه هما بود و حکم او را معلق نگه‌داشته بود. هنگامی که در شهریور ۶۳ وی در سفر حج به سر می‌برد حبیب را اعدام کردند. مجید پس از بازگشت از سفر حج شدیداً از این موضوع ناراحت بود و ادعا می‌کرد عده‌ای مغرض در دادستانی هستند که از موقعیت سوءاستفاده کرده و پرونده‌‌ی حبیب را به جریان انداخته و او را اعدام کرده‌اند. هرچند در اسناد انتشار یافته تاریخ اعدام حبیب خبیری ۳۱ خرداد ۶۳ آمده است اما مجید قدوسی مدعی بود که اعدام وی زمانی صورت گرفته که او در سفر حج بود.
 
دایره‌ی اعمال نفوذ او در پرونده‌ها تنها به زندانیان سیاسی محدود نمی‌شد. حسین حسین یکی از مسئولان گروه ضربت اوین در سال ۶۰ که از دوستان نزدیک مجید قدوسی بود در جریان یک سرقت مسلحانه به انبار یک حاجی بازاری واردکننده‌ی مواد اولیه‌ی پلاستیک دستبرد زده و سپس دستگیر می‌شود. با توجه به نفوذی که حسین حسین (۹) در دادستانی و دادگاه انقلاب داشت و با حمایت مجید قدوسی و داستانی که سرهم کرده بودند او مدعی شد که پول به دست آورده از اجناس ربوده شده را به نفع مستضعفین خرج کرده و در اختیار مستحق‌ها گذارده است. گیلانی در دادگاه در پاسخ به او گفته بود مگر تو «رابین‌هود» بودی؟ در هر صورت او تبرئه و از دادستانی اخراج شد. مجید قدوسی می‌گفت اگر نبود حمایت‌ وی حسین حسین از هستی ساقط می‌شد. هرچند حسین به اعتیاد روی آورد و شدیدأ معتاد شد اما با توجه به سرقتی که کرده بود از وضعیت مالی خوبی برخوردار بود و دارای دو دهنه‌ مغازه و دو طبقه آپارتمان روی آن بود.
 
مجید قدوسی در جریان کشتار ۶۷ از آن‌جایی که مسئول اجرای احکام اوین بود دارزدن زندانیان سیاسی در اوین به عهده‌ی او گذاشته شده بود. گروه ضربت اوین و جلادان جان ستان، تحت نظارت او به اجرای احکام صادره از سوی هیئت کشتار می‌پرداختند. آن‌ها در طول روز به بازی پینگ پنگ مشغول بودند و در ایام فراغت ابتدا در پارکینگ مقابل ساختمان دادستانی و سپس در زیرزمین ۲۰۹ طناب به گردن زندانیان می‌انداختند.
پس از کشتار ۶۷ در پاسخ به یکی از زندانیان سابق که از وی در مورد سرنوشت اسماعیل موسایی که در جریان این کشتار به دار آویخته شد پرس و جو می‌کند می‌گوید: «در این موضوع دخالت نکن چون برایت بد خواهد شد». موسایی در ارتباط با «پیکار» دستگیر و به هشت سال زندان محکوم شده بود.
 
 
وی در نیمه دهه‌ی ۶۰ از طریق حاج مهدی اربابی (۱۰) که سابقاً از گردانندگان کمیته‌ی انقلاب اسلامی سعدآباد بود و سپس به فدراسیون فوتبال رفت، پایش به هیأت فوتبال تهران گشوده شد و با حفظ سمت در دادستانی انقلاب مدتی عهده‌دار مسئولیت «کمیته برگزاری مسابقات فوتبال تهران» شد. از همین جا بود که ارتباط مجید قدوسی با فوتبالیست‌ها برقرار شد. گاه بازیکنان حزب‌اللهی مانند پنجعلی، مایلی‌کهن و ... را به اوین هم می‌آورد. بازیکنانی چون ناصر نبوی دروازه‌بان بانک ملی و تیم ملی وشیرعلی روشن فوروارد بانک ملی و ... هم در زمره‌ی پاسداران و گروه ضربت اوین بودند. در آن دوره فوتبالیست‌های حزب‌اللهی چون حسین راغفر، بهروز صحابه، محمد جانفدا (۱۱) و ... فدراسیون فوتبال و هیئت فوتبال تهران را اداره می‌کردند و فوتبالیست‌های حزب‌اللهی چون محمد پنجعلی و محمود حقیقیان، مهدی دینورزاده، کامل انجینی، محمد مایلی کهن، محمد دادکان، امیر مرزوقی، سید مهدی ابطحی، محمد حسن انصاری‌فر و ... تحرک فوتبالیست‌ها در تیم‌ها و سفرهای ورزشی را زیرنظر داشتند و فضای حزب‌اللهی در تیم ایجاد می‌کردند.  
پس از پایان جنگ نه تنها مجید قدوسی و اوینی‌ها که بسیاری از چهره‌های امنیتی به ورزش کشور راه یافتند و علاوه بر در دست داشتن حراست تربیت‌‌بدنی و فدراسیون‌ها، ریاست آن‌ها را نیز در دست گرفتند. در این دوران مجید قدوسی با بهزاد کتیرایی رئیس حراست تربیت بدنی که بعداً کاندیدای ریاست فدراسیون فوتبال شد و عاقبت سر از ریاست فدراسیون کاراته درآورد نزدیک بود. کتیرایی که عضو شورای برون مرزی ورزش بود و در ارتباط با اعزام تیم‌های ورزشی و ورزشکاران تصمیم می‌گرفت هم‌اکنون رئیس تربیت بدنی صدا و سیما است.
 
 
 
قدوسی در سال ۶۸ بعد از درگیری‌‌ها و تظاهرات‌هایی که در پی برگزاری مسابقات فوتبال به وجود آمد، برای کنترل هرچه بیشتر تماشاچیان و امنیتی کردن فضای فوتبال به ریاست استادیوم آزادی رسید. همان موقع حمید کریمی که وی نیز یکی از شکنجه‌گران اوین بود و مدتی نقش جلاد در اتاق شکنجه را به عهده داشت مسئول استادیوم امجدیه شد. وی در زمان مذکور مسئولیت وزرش زندان اوین را نیز به عهده داشت. حمید کریمی مدتی نیز در سال‌های اولیه دهه‌ی ۶۰ معاونت مجید قدوسی در آموزشگاه را به عهده داشت.
 
 
تا آن‌جا که می‌دانم آخرین سمت حمید کریمی اداره‌ی «کانون اصلاح و تربیت» واقع در شهرزیبا بود. این «زندان» پذیرای صدها کودک و نوجوان زیر هیجده سال است. 
مجید قدوسی پس از برکناری از ریاست استادیوم آزادی همچنان در زمینه‌ی فوتبال که ورزش مورد علاقه‌اش بود فعال ماند و به ارتباط‌اش با فدراسیون فوتبال ادامه داد. وی در زندان نیز هرگاه فراغتی پیدا می‌کرد «گل کوچک» بازی می‌کرد. کریمی و قدوسی همچنان روابط نزدیکی با فوتبالیست‌های مشهور به ویژه بازیکنان استقلال و پرسپولیس دارند. علی اکبریان فوتبالیست سابق تیم‌های استقلال و پرسپولیس که به اتهام نگهداری مواد مخدر در قزلحصار به سر می‌برد از دیدار مجید قدوسی و حمید کریمی با خودش در زندان می‌گوید.
 
 
در دهه‌ی ۷۰ شمسی علاوه بر مجید قدوسی، اسلامی(مصطفی رمضانی) (۱۲) سربازجوی بیرحم شعبه‌ی هفت اوین و یکی از بزرگترین و کارکشته‌ترین جنایتکاران علیه بشریت نیز به هیئت فوتبال تهران راه یافت و به ریاست کمیته انظباطی رسید و جو سنگینی را در هیئت فوتبال حاکم کرد. در این دوران دو نفر از پاسداران سالن ملاقات اوین نیز در هیئت فوتبال تهران شاغل بودند.
 
پس از پایان جنگ، احمد خمینی (۱۳) تیم «ریاست جمهوری» را در «مجموعه‌ی ورزشی و فرهنگی انقلاب» (۱۴) که ریاستش با مهدی اربابی بود تشکیل داد و مجید قدوسی نیز به همکاری با وی پرداخت و نقش هماهنگ کننده تیم را به عهده گرفت. او به خاطر روابط گسترده‌ای که با بازیکنان مشهور داشت هر از چندی یکی از آن‌ها را برای بازی به تیم مزبور می‌آورد. در تیم ریاست جمهوری علاوه بر حسن و علی خمینی فرزندان احمد، خواهرزاده‌های او از جمله علی اشراقی نیز بازی می‌کردند. این در دورانی بود که مجید قدوسی تازه از کشتار وسیع زندانیان سیاسی فارغ شده بود. از دیگر بازیکنان این تیم داریوش باریکانی و پسرش بودند. باریکانی محافظ خامنه‌ای و رفسنجانی بود و بعدها از افراد نزدیک محسن هاشمی به شمار می‌رفت و در بسیاری از تجارت‌های خانواده‌ی رفسنجانی شرکت داشت و در تیم مزبور دروازه‌بان بود. احمد خمینی تا پیش از مرگش هر از چندی خود نیز در تمرینات و مسابقات آن‌ها شرکت می‌کرد و از نزدیک تحولات تیم را زیر نظر داشت.
علی پروین (۱۵) نیز به واسطه‌ی آشنایی که با احمد خمینی داشت به تیم ریاست جمهوری نزدیک شد و به بازی با فرزندان و بستگان احمد خمینی پرداخت.
 
 
در تغییر و تحولاتی که در سال‌های بعد از کشتار ۶۷ در اوین و دادستانی انقلاب صورت گرفت مجید قدوسی از حلقه‌ی قدرت کنار گذاشته شد و نفوذ سابق را نداشت. گفته می‌شد پس از انتخاب لاجوردی به ریاست سازمان‌ زندان‌ها او از لاجوردی خواسته بود که ریاست زندان اوین یا گوهردشت را به او بسپارد ظاهراً بین این دو درگیری پیش آمده بود و لاجوردی به وی سیلی زده بود. لاجوردی، حاج‌رضا را به ریاست قزلحصار، پیشوا را به ریاست اوین و صبحی را به ریاست گوهردشت گمارد.  
 
به همین دلیل مجید آن‌چنان رنجیده خاطر شد که حتی خشم‌اش را نزد زندانیان سیاسی سابق نیز بروز می‌داد. یکی از زندانیانی که قدوسی را در سال ۷۲ دیده بود می‌گفت وی شدیداً به مسئولان رژیم حمله کرده و می‌گفت پس از ۱۲ سال خدمت بی شائبه مزدم را دادند. او از بی‌وفایی و قدرناشناسی مسئولان رژیم می‌نالید. در واقع او دیگر مجید قبلی نبود و با فحش‌های رکیک از آن‌ها و به ویژه جناح مؤتلفه و بازاری‌ها نام می‌برد.
مجید تنها نبود بسیاری از جنایتکاران دهه‌ی ۶۰ و کسانی که تا مرفق دستشان به خون آلوده بود در دهه‌ی هفتاد در مواجهه با زندانیان سیاسی سابق موضعی متفاوت اتخاذ می‌کردند. یکی از دوستانم که در گمرگ مهرآباد محمد خاموشی را دیده بود می‌گفت: وی ضمن آن‌که به مسئولان رژیم بد و بیراه می‌گفت نهایت همراهی را با او کرده و دستگاه‌های پزشکی را که از خارج برای او آمده بود بدون هزینه‌‌های معمول ترخیص می‌کند. محمد خاموشی مسئول واحد یک زندان قزل‌حصار بود و در جریان کشتار ۶۷ ضمن آن که از زندانیان در اوین مصاحبه می‌گرفت در کشتار زندانیان بی‌دفاع نیز نقش مستقیم داشت. یا حاج‌رضا که یکی از مسئولان اوین و جوخه‌های اعدام در دهه‌ی ۶۰ بود و مدتی نیز ریاست قزلحصار را به عهده داشت علناً به زندانیان آزاد شده می‌گفت: «هم شما اشتباهی زندان بودید و هم ما اشتباهی زندانبان بودیم».
موضع متفاوت این جنایتکاران در سال‌های بعد نه به منزله‌ی جدایی آن‌ها از رژیم بلکه رنجیده‌گی‌شان از مقامات و به بازی نگرفتن‌شان بود. چنانچه موقعیتی می‌یافتند در دفاع از رژیم از چیزی فروگذار نمی‌کردند.
 
لاجوردی که کشته شد یکی از دوستانم که خود در مراسم تشییع و تدفین وی حضور داشت برایم تعریف کرد به جز حلقه‌ی «هیئت مؤتلفه‌ی اسلامی» دادستانی، تا آن‌جا که می‌شناخت هیچ‌یک از پاسداران اوین، محافظان لاجوردی و بازجویان و شکنجه‌گران از جمله مجید قدوسی در مراسم شرکت نکرده بودند. چرا که در دعواهای جناحی رژیم یا با لاجوردی مشکل داشتند و یا چون او در سال ۷۷ از چشم‌ها افتاده و از ریاست سازمان‌ زندان‌ها نیز برکنار شده بود برای آن‌ها نفعی نداشت که در مراسم او شرکت کنند.
 
اگر اشتباه نکنم پس از کشتار ۶۷ مجید قدوسی با خواهر یکی از کارکنان دادستانی به نام مجید که راننده تاکسی هم بود ازدواج کرد و تنها یک فرزند به نام عقیل داشت. 
مجید قدوسی تا آن‌جا که می‌دانم در سال‌های خونین دهه ۶۰ که از قدرت لازم برخوردار بود از موقعیت خود در دادستانی انقلاب سوءاستفاده نکرد و وضعیت مالی خوبی نداشت و تنها دارای آپارتمان دوخوابه‌ای در حوالی بزرگراه آیت‌الله کاشانی بود. به همین دلیل وقتی به گذشته فکر می‌کرد از ته دل افسوس موقعیت‌هایی را که از دست داد بود می‌خورد.
 
قدوسی در سال‌های اخیر و پس از بازنشستگی در حالی که از احمدی‌نژاد حمایت می‌کرد دوباره به تیم‌داری روی آورد. از آن‌جایی که «مجموعه‌ی انقلاب» خصوصی شده بود، حسین کریمی صاحب رستوران «لوکس طلایی» که رابطه‌ی نزدیکی با «اوینی»‌ها داشت زمین چمن مصنوعی آن‌جا را اجاره کرده و در اختیار قدوسی گذاشت. در این دوران مجید قدوسی کارگزار کریم صفایی (۱۶) و  حسین کریمی (۱۷) شده بود.
 
 
بازیکنان معروفی چون سعید نعیم‌آبادی، محمد نوازی، افشین پیروانی، امیرحسین اصلانیان، رضا شاهرودی، کریم باقری، مهدی پاشازاده، مهدی هاشمی‌نسب و ... هر از چند گاهی در این زمین و در تیم مجید قدوسی بازی می‌کنند. تعدادی از افراد متمول که عشق فوتبال دارند با پرداخت وجوه چند میلیون‌ تومانی به مجید قدوسی این امکان را پیدا می‌کنند که در کنار فوتبالیست‌های مشهور قدیمی بازی کنند. در این دوران او نیز به جرگه‌ی دلالان فوتبال پیوست و با توجه به حضور سرداران سپاه و عناصر حزب‌اللهی در مدیریت باشگاه‌ها و رابطه‌ای که او با آن‌ها داشت هنگام نقل‌و انتقالات فعال بود و درآمدی به جیب می‌زد.
 
وی در سال‌های میانی دهه‌ی هشتاد (۱۳۸۴) سرپرست تیم کوثر تهران بود که در لیگ دسته یک بازی می‌کرد. در این دوران حاج مهدی اربابی مربی این تیم بود و این دو به عنوان جفت جدایی‌ناپذیر با یکدیگر همکاری می‌کردند.
امتیار این تیم توسط امیر عابدینی از مسؤولان سابق وزارت صنایع خریداری شد و بر اساس سیاست تمرکز زدایی سازمان تربیت بدنی در سال ۸۷ به خرم‌آباد لرستان منتقل شد. پس از انجام آزمایشات معمول، تعداد زیادی از بازیکنان این تیم دوپینگی از آب در آمدند که موضوع تنها به محرومیت دو ساله‌‌ی رضا نصیری ختم شد و کادر فنی و مسئولان این تیم با توجه به نفوذی که داشتند تبرئه شدند. در دورانی هم که اربابی سرپرستی تیم پیکان را داشت مجید قدوسی مدیر اجرایی این تیم بود.
 
 
 
مجید قدوسی در تاریخ هیجدهم آبان ۱۳۹۱مسئولیت برگزاری مسابقات فوتبال پیش‌کسوتان جام سردار «شهید حسن تهرانی مقدم« را به عهده داشت. در این مسابقات که در ورزشگاه مجموعه‌ صدا و سیما برگزار شد 8 تيم پرسپوليس، استقلال، يادآوران، فتح، آرارات، پيام، رسانه ورزشي هنرمندان، پاس، حضور داشتند.
 
http://esarchery.blogfa.com/cat-8.aspx
 
حسن تهرانی مقدم پدر موشکی رژیم که در انفجار عظیم مرکز موشکی سپاه پاسداران در «ملارد» به قتل رسید یکی از فعالان عرصه‌ی فوتبال هم بود. او و عواملش کنترل بسیاری از تیم‌ها از جمله صبا باتری، پیکان، ابومسلم و ... را در اختیار داشتند. (۱۸)
 
http://www.jahannews.com/vdcb0sb55rhbsap.uiur.html
 
فضای ورزش ایران و به ویژه فوتبال، امروز آلوده‌تر از همیشه است. یکی از دلایل شکست‌های متعدد تیم‌های ملی فوتبال ایران در رده‌های مختلف حضور جنایتکاران و افراد غیر متخصص در رده‌های تصمیم‌گیری است. وظیفه‌ی فوتبالیست‌ها و فوتبال‌دوستان است که با گرامی‌داشت یاد و خاطره‌ی بازیکنان ارزنده‌ی فوتبال ایران همچون عبدالحسین عترتی (دارایی- ۶۰) حبیب‌ خبیری (هما- ۶۳)، مهشید رزاقی (هما- ۶۷)، ابراهیم حبیبی(ستاد مشترک- ۶۷) و عادل نوری (جوانان راه‌آهن-۶۷) که مقابل جوخه‌ی اعدام ایستادند، با این افراد مرزبندی کرده و از همکاری با آن‌ها خودداری کنند. (۱۹)
 
ایرج مصداقی تاریخ نگارش دسامبر ۲۰۱۲
 
تاریخ انتشار مارس ۲۰۱۳
 
 
 
پانویس:
 
۱-چند سال پیش وقتی در مقاله‌ای با انتشار عکس نیری رئیس حکام شرع اوین و رئیس هیئت مرگ منتخب خمینی در تابستان ۶۷ توضیح دادم نام کوچک وی جعفر نیست بلکه حسینعلی است، بعضی از سایت‌های اینترنتی به بهانه‌های مختلف از انتشار آن خودداری کردند. مسئول یکی از این سایت‌ها در پاسخ به سوال من که چرا مطلب فوق را انتشار نداده‌اید، گفت: «چه فرقی می‌کند نام این جنایتکار جعفر باشد یا حسینعلی». وقتی راجع به حمیدرضا نقاشیان یکی از پایه‌گذاران دستگاه امنیتی رژیم نوشتم هم از درج آن خودداری کردند وقتی دلیل آن را پرسیدم همان فرد پاسخ داد، «مهره های رژيم زياد هستند. روشن نيست که چرا اين يکی از ميان آن‌ها انتخاب شده است. به کار ما زيآد اين طور افشاگری‌ها نمی‌خورد».
 
۲-محمد کچویی در تیر ۱۳۵۱ دستگیر و به یک سال حبس تأدیبی محکوم شد. وی دوباره در سال ۱۳۵۳ در ارتباط با مجاهدین دستگیر و به حبس ابد محکوم شد. بعد از تحولات سال ۵۴ به ضدیت هیستریک با مجاهدین نیروهای چپ پرداخت و به همین دلیل در خرداد ۵۶ از سوی ساواک مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد تا در بیرون از زندان به فعالیت علیه مجاهدین و نیروهای چپ بپردازد. وی در این راه تنها نبود، لاجوردی، بادامچیان، احمد احمد و بسیاری دیگر از همفکران او برای مبارزه با نیروهای مترقی از زندان آزاد شدند. احمد احمد با آن که در درگیری مسلحانه زخمی شده بود حتا به دادگاه نیز برده نشد و آزاد شد. پیش از آن در بهمن ۵۵ عسگراولادی، انواری، حاج مهدی عراقی، کروبی، قدرت‌الله علیخانی و ... با درخواست عفو از شاه آزاد شده بودند. کچویی در وصیت خود که در ۲۶ آبان ۵۹ نوشته شده روی نابودی مجاهدین تأکید کرده است. «شدیدا معتقدم که مجاهدین خلق با توجه به معیارهای باطلی که دارند ناحق ترین و باطل ترین گروه‌ها هستند اگر هدایت شدنی هستند خداوند آنها را هدایت کند وگرنه نابود کند و معتقدم بدترین‌ دشمن در حال حاضر برای جمهوری اسلامی که حاصل خون بیش از 70 هزار شهید می‌باشد همین مجاهدین هستند .»
 
 
۳- مرتضی صالحی برادر کوچک اکبر در سال ۶۱ با نام مستعار صبحی ریاست زندان گوهردشت را به عهده گرفت و جنایات زیادی را در این زندان مرتکب شد. وی پیش از انقلاب در زمره‌ی هواداران داریوش فروهر بود. اما پس از پیروزی انقلاب ضد‌سلطنتی به قدرتمندان جدید نزدیک شد.
 
۴-سید احمد علم‌‌الهدا یکی از عقب‌مانده ترین آخوندهای رژیم بود که در دوران شاه روابط نزدیکی با انجمن حجتیه داشت و بعدها مدت‌ها معاونت مهدوی کنی در دانشگاه امام صادق را به عهده داشت. وی پدر زن ابراهیم رئیسی معاون اول قوه قضاییه و یکی از مسئولان کشتار ۶۷ است و از این طریق در قوه‌‌ی قضاییه نیز نفوذ دارد. علم‌الهدا توسط خامنه‌ای به امامت جمعه مشهد منصوب شد و از عقب‌مانده‌ترین دیدگاه‌ها را در رژیم نمایندگی می‌کند. او همچون احمد خاتمی، کاظم صدیقی، قاصی عسگر و ... آخوندهای نوکیسه‌ای هستند که در سال‌های اخیر توسط خامنه‌ای برکشیده‌ شدند و امامت جمعه شهرهای مهم کشور را به عهده گرفتند.
 
۵-دو روایت در مورد نحوه‌ی قتل هویدا است. در اولی گفته می‌شود هادی غفاری در راهرو دادگاه تیر به گردن وی زده است. اما مجید قدوسی می‌گفت این کار توسط خود خلخالی انجام گرفته است. صحت و سقم ادعای قدوسی بر من نامشخص است و من بیشتر روایت قتل هویدا توسط هادی غفاری را می‌پذیرم.
 
۶-یکی از مصاحبه‌ها مربوط به شهلا صافی ضمیر (مرجان) خواننده و هنرپیشه معروف دهه‌ی ۵۰ خورشیدی بود.  مرجان پس از معرفی خود شروع به صحبت کرد. مجید قدوسی با لحنی لومپنی و گزنده از او خواست اسم «هنری‌»‌اش را بگوید و «مرجان» چنین کرد. مجید قدوسی سپس تلاش کرد با لودگی و به کار بردن الفاظ زشت «مرجان» را به فساد اخلاقی متهم کند و به این ترتیب به زندانیان حالی کند که هواداران شما را افرادی «فاسد» تشکیل می‌دهند. «مرجان» که قرار بود آزاد شود با از خودگذشتگی در پاسخ به مجید قدوسی با لحنی قاطع گفت فعالیت‌های هنری من و فعالیت سیاسی(نقل به مضمون) من هیچ ربطی به هم ندارند و مربوط به دو مرحله‌ی متفاوت از زندگی من هستند. ناگهان همهمه‌ای در حسنیه اوین پیچید و او را از تریبون پایین آوردند. با آزادی مرجان در حالی که به شدت می‌لرزید مخالفت شد و او مدت‌ها به خاطر همین برخورد و مخالفت مجید قدوسی در زندان ماند.
 
۷- یکی از پاتوق‌های سعید امامی و مصطفی کاظمی و ... برای تصمیم‌گیری در مورد قتل‌‌های سیاسی در سونای زعفرانیه بود. صاحب این سونا رضا فروزان بود که روابط نزدیکی هم با جنایتکاران داشت.
 
۸- حبیب خبیری در سال ۶۲ توسط تشکیلات موازی دادستانی انقلاب اسلامی که تحت عنوان مجاهدین فعالیت می‌کرد به تور افتاد و فشار روی او که یک بار هم در سال ۶۰ مدت کوتاهی دستگیر و آزاد شده بود افزایش یافت. پس از اعدام او برادر بزرگترش مهدی که اتفاقاً او نیز فوتبالیست تیم هما بود و در آمریکا به تحصیل اشتغال داشت به ایران بازگشت و به همکاری با رژیم پرداخت و مدت‌ها نایب‌ریس فدراسیون فوتبال و عضو کمیته اجرایی کنفدراسیون فوتبال آسیا بود. در تبلیغات مجاهدین به اشتباه از حبیب خبیری به عنوان کاپیتان تیم ملی ایران در سال‌های ۵۸ و ۵۹ یاد می‌شود که نادرست است. در سال‌های فوق و در جریان بازی‌های مقدماتی المپیک ۱۹۸۰ مسکو و جام‌ ملت‌های آسیا در کویت با وجود بازیکنانی چون علی پروین، ناصر حجازی، حسن روشن، ایرج دانایی فرد، نصر‌الله عبداللهی، مهدی دینورزاده و محمد پنجعلی و... که سال‌ها سابقه‌ی بازی در تیم ملی ایران را داشتند امکان کاپیتانی برای حبیب خبیری که نسبت به آن‌ها تازه وارد محسوب می‌شد نبود. در سال ۶۰ و پس از طرح ۲۷ ساله‌ها به دلایل سیاسی از دعوت وی به تیم ملی خودداری شد. حتی در آن تیم هم چنانچه از وی دعوت به عمل آورده می‌شد باز نمی‌توانست با حضور دینورزاده، حقیقان و پنجعلی که هر سه سابقه‌‌ی ملی بیشتری داشتند و و حزب‌اللهی هم بودند کاپیتان تیم ملی شود.
 
۹- حسین که از اعتیاد شدید رنج می‌برد و به خرید و فروش مواد هم مشغول بود وقتی سرحال می‌شد در حضور مجید قدوسی زبانش باز می‌شد و از جنایاتی که مرتکب شده بودند می‌گفت. برای نمونه او از متهمی می‌گفت که حاضر شده بود محل اختفای دوستانش را به آن‌ها لو دهد. وی گروه‌ ضربت را به شهرک اکباتان کشانده و سپس با فریب آن‌ها از طبقه‌ی نهم خود را با سر به پایین انداخته بود. یا از متهمی به نام بهروز که با همسرش در یکی از ایست‌های بازرسی زاهدان دستگیر شده بودند تعریف می‌کرد که به مرگی فجیع جان باخت. حسین به همراه گروه ضربت و فکور بازجوی شعبه‌ی هفت به زاهدان رفته بودند. متهم مزبور که راننده‌ی وانت بود و به عنوان محمل گوسفند حمل می‌کرد در ایست بازرسی به تور آن‌ها می‌افتد. او در بازجویی مدعی می‌شود برای دستگیری فرد رابط‌اش بایستی کنار جاده بنشیند. ظاهراً‌ این کار در سیستان و بلوچستان مرسوم است. عاقبت فکور و گروه ضربت راضی شده او را دستبند زده کنار جاده می‌نشانند و خود از دور وی را زیر نظر می‌گیرند. پس از مدتی هنگامی که چرخ‌های جلوی یک کامیون از مقابل او می‌گذرد او سرش را زیر چرخ‌های عقب کامیون گذاشته و سرش له می‌شود. راننده‌ی کامیون سراسیمه ایستاده و در حالی که می‌گرید از بیگناهی خود می‌گوید. فکور سر می‌رسد و به او می‌گوید حرف زیادی نزند، سوار کامیون‌اش شود و پشت سرش را هم نگاه نکند. راننده در حالی که التماس می‌کند و می‌گوید من مرتکب قتل شدم چگونه این‌جا را ترک کنم؟ با خشم و عتاب فکور مواجه شده و وقتی کارت دادستانی و برگه‌ی مأموریت آن‌ها را می‌بیند مجبور به ترک محل می‌شود.  
 
۱۰-مهدی اربابی هم‌اکنون رییس هیات فوتبال شمیران است و مدتی نیز سرپرست و مدیر تیم سعدآباد شمیران بود که امتیاز آن ابتدا به صدا و سیما و سپس در سال ۶۵ به سازمان گسترش صنایع واگذار شد. وی تاکنون مسوولیت‌هایی همچون سرپرستی تیم ملی فوتبال، مربی‌گری تیم ملی فوتبال جوانان، ریاست هیات فوتبال استان تهران، سرپرستی باشگاه پیکان، مدیریت باشگاه انقلاب، مسوولیت تربیت‌بدنی وزرات امور خارجه، ریاست تربیت‌بدنی بنیاد جانبازان، سرپرستی تیم فوتبال سایپا در دوران مربی‌گری علی دایی و مدیریت عامل باشگاه پگاه گیلان را در کارنامه خود دارد. وی در سمت ریاست کمیته سعدآباد در سیاه‌ترین سال‌های رژیم جنایات زیادی از جمله مشارکت در حمله به پایگاه موسی خیابانی و ... را مرتکب شده بود. کمیته سعدآباد و اوین در آن سال‌ها روابط بسیار نزدیکی داشتند.
 
 
 
 
مهدی اربابی در مراسم تجلیل از «مفاخر شمیران» که به مناسبت بزرگذاشت وی برگزار شد پشت تریبون است و نفر دوم از سمت چپ داوود روزبهانی یکی دیگر از «مفاخر شمیران» فرمانده عملیات حمله به پایگاه موسی خیابانی از دوستان و همکاران نزدیک اربابی ایستاده است. نفرات بعدی افشارزاده، محمدرضا طالقانی و امیر حاج‌رضایی هستند. در مورد داوود روزبهانی در این‌جا می‌توانید بخوانید.
 
 
۱۱- البته در سال ۶۷ سعید جانفدا برادر کوچک محمد جانفدا رئیس هیئت فوتبال استان تهران از اردوی ورزشی رژیم گریخت و به سفارت هلند در آلمان شرقی پناهنده شد و موقعیت برادرش را نیز به مخاطره انداخت.
 
۱۲- مصطفی رمضانی با اسم مستعار اسلامی در سال‌های اولیه دهه‌ی ۶۰ یکی از بیرجم‌ترین و معروف‌ترین بازجویان شعبه‌ی ۷ اوین بود. عده‌ای به اشتباه برای سعید امامی که وی نیز از نام مستعار اسلامی استفاده می‌کرد سابقه‌ی بازجویی در دهه‌ی ۶۰ می‌تراشند که درست نیست. یکی از دوستانم که به همراه عده ای از زندانیان شمالی زیر اعدام بود تعریف می‌کرد در اواخر سال 62 روزی اسلامی همه آن ها را به شعبه هفت برده بود و ضمن رجز خوانی اجازه داده بود بدون چشم بند او را ببینند. وی می گفت اسلامی لباس خوش دوختی پوشیده بود و صورتش را با تیغ اصلاح کرده بود. او که تنها فرد زنده مانده از آن جمع بود تاکید داشت محال بود اگر بیرون از زندان وی را می‌دیدم حدس می زدم او یکی از شقی ترین و معروف ترین بازجویان اوین است. گفته می‌شد اسلامی ابتدا یکی از مسئولان تدارکات کمیته انقلاب اسلامی بود که راهش به اوین و شعبه هفت باز شد. وی پس از برکناری لاجوردی و تغییر و تحولاتی که در اوین صورت گرفت ابتدا پست حفاظت و امنیت اوین را عهده دار شد و سپس مسئول اموال دادستانی انقلاب اسلامی شد. او در اواخر دهه ی 60 مسئولیت گمرگ مهرآباد را به عهده گرفت و سپس در بنیاد تعاون سپاه پست گرفت.
 
۱۳- احمد خمینی علاقه زیادی به فوتبال داشت. وی در دهه‌ی ۴۰ در تیم شاهین قم بازی می‌کرد و بعدها نیز ارتباطش را با تعدادی از فوتبالیست‌های قدیمی از جمله کاظم رحیمی حفظ کرد. او برای دیدن مسابقات جام‌ جهانی ۱۹۸۲ به «جام جم» می‌رفت تا بازیهای مورد علاقه‌اش را مستقیماً از ماهواره تماشا کند. تلویزیون مسابقات مذکور را مستقیم از ماهواره دریافت می‌کرد و با تأخیر در روزهای بعد پخش می‌کرد.
 
۱۴- این مجموعه با مساحت نزدیک به یک میلیون متر مربع در سال ۱۳۳۷ راه‌اندازی شد. پیش از انقلاب «کلوپ شاهنشاهی» نام داشت و بزرگترین مجموعه در سطح خاورمیانه بود. این مجموعه پس از انقلاب با داشتن ده‌ها زمین تنیس، زمین‌های گلف، سالن‌های چند منظوره، استخرهای شنا و سونا و جکوزی، زمین‌های فوتبال و والیبال و بسکتبال و گلف و پیست‌های دوچرخه‌‌سواری، سالن‌های اسکواش و ژیمناستیک و بدن‌سازی و ... مصادره شد و به دست حزب‌اللهی‌های شمیران، کمیته سعدآباد و ... افتاد.
 
 
۱۵- وی به خاطر مسائلی که در جریان مسابقات انتخابی جام جهانی ۱۹۹۴ در دوحه قطر پیش آمد نه تنها از مربی‌گری تیم ملی و پرسپولیس برکنار شد و از حضور وی در استادیوم‌‌های ورزشی جلوگیری به عمل آمد بلکه هواداران پرسپولیس نیز از تشویق وی منع شدند. در این دوران احمد خمینی از نفوذ خود استفاده کرد و پای وی را دوباره به استادیوم‌ها باز کرد.
 
۱۶-کریم صفایی که ریاست گارد حفاظت سپاه پاسداران را به عهده داشت مدتی نیز مسئول تربیت بدنی نیروی هوایی سپاه پاسداران بود. وی در سال ۸۲ به ریاست فدراسیون تیراندازی با کمان رسید و در اواخر سال ۹۰ برکنار شد. شکایت او به فدراسیون جهانی تیراندازی با کمان ورزش کشور و به ویژه فدارسیون تیراندازی با کمان را با بحران محرومیت مواجه کرده است. وی در اوایل آذرماه توسط دستگاه‌های نظارتی به خاطر شکایت مزبور و اظهاراتی که علیه عباسی وزیر ورزش داشته دستگیر شد. 
۱۷- وی یکی از علاقمندان متمول فوتبال و صاحب رستوران «لوکس طلایی» واقع در خیابان ولی‌عصر بالاتر از فرشته است. این رستوران از دیرباز پاتوق فوتبالیست‌های مشهور، بازیکنان و کادر فنی تیم‌ ملی فوتبال، همچنین مسئولان، بازجویان، شکنجه‌گران و پاسداران اوین بوده است. با همکاری حسین کریمی و خانه ورزشکاران ایران، کلنگ یک کمپ ورزشی در زمینی به مساحت ۵۰ هکتار در شهر سانتوز برزیل به زمین زده شده و قرار است تا دو سال آینده آماده‌ی بهره‌برداری شود. حسین کریمی در رابطه با این کمپ اظهار داشته است که : «۵۰ هکتار زمینی که برای کمپ ورزش ایرانیان در برزیل در نظر گرفته شده است از زمینی به مساحت هزار هکتار جدا می‌شود. این کمپ می‌تواند به مکانی برای رشد و پیشرفت ورزشکاران و دستیابی آنها به افتخارات جهانی و المپیکی و حتی درآمدزایی تبدیل شود. »
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=76045
۱۸-علاوه بر باشگاه‌های فوق، تیم‌های تراکتورسازی، فجر سپاسی، پاس همدان، استیل آذین، پیام مقاومت،  نیروی زمینی، مستقیماً توسط سپاه پاسداران اداره می‌شوند و اهرم‌های تیم‌های ورزشی مهمی چون پرسپولیس، استقلال و سایپا و...، همچون ورزش کشور و فدارسیون فوتبال و دیگر فدراسیون‌های ورزشی در دست «سرداران» سپاه پاسداران، عناصر امنیتی و چهره‌های وابسته به آن‌ها است.
 
۱۹- علی سجادی، ایرج امیدوار، امان‌الله نقدی، احمد سجادی، سعید پهلوان‌‌افشاری، احمد نقوی و ... از دیگر فوتبالیست‌هایی بودند که در دهه‌ی ۶۰ به زندان افتادند. 
 
 

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]