رژیم‌های سیاسی با همه‌پرسی ساقط نمی‌شوند
 

رژیم‌های سیاسی با همه‌پرسی ساقط نمی‌شوند
مجید محمدی


ماهشهر؛ صحنه‌ای از اعتراضات ضدحکومتی دی ماه که سراسر ایران را فرا گرفت
ماهشهر؛ صحنه‌ای از اعتراضات ضدحکومتی دی ماه که سراسر ایران را فرا گرفت

سخنان حسن روحانی در ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ در باب همه‌پرسی جهت حل برخی معضلات کشور موجب موجی از موضع‌گیری‌ها و مباحث در مورد همه‌پرسی در فضای سیاسی ایران شد. این موضع‌گیری‌ها را به سه دستهٔ متمایز می‌توان تقسیم کرد:

۱. گروهی که نظام جمهوری اسلامی را دیگر اصلاح‌ناپذیر می‌دانند و به دنبال روشی بدون خشونت برای گذار از آن به دمکراسی پارلمانی سکولار هستند. بیانیهٔ ۱۵ فعال سیاسی مقیم خارج و داخل از این جنس است. این بیانیه خواهان گذار با برگزاری رفراندم است.

۲. بوق‌های تبلیغاتی نظام که پیشنهاد همه‌پرسی روحانی را خواب و خیال دشمنان و دشمن شادکن (احمد خاتمی فارس ۲۵ بهمن ۱۳۹۶)، بد سلیقگی و بی‌تدبیری (عزت‌الله ضرغامی، خبر آنلاین ۲۳ بهمن ۱۳۹۶)، نشانهٔ نارضایی از تظاهرات ۲۲ بهمن و اهانت به تظاهرکنندگان (حسین شریعتمداری، تسنیم ۲۳ بهمن ۱۳۹۶)، کارشناسی نشده (عباسعلی کدخدایی، ایسنا ۲۴ بهمن ۱۳۹۶) و نشانهٔ بی‌کفایتی سیاسی رئیس‌جمهور و انحراف افکار عمومی از اولویت‌ها (عبدالله گنجی مدیر مسئول روزنامهٔ جوان، مشرق نیوز ۲۵ بهمن ۱۳۹۶) نامیدند. این گروه هر گونه مراجعه به آرای عمومی حتی در چارچوب قانون اساسی رژیم را یک تهدید امنیتی تلقی می‌کند.

۳. جناح اصلاح‌طلبان حکومتی که همه‌پرسی را در شرایط حاضر تاکتیکی غیر مثمر ثمر و به ضرر دولت روحانی می‌دانند. (کرباسچی و حجاریان) اعضای این گروه با فراموش کردن سقط شدن طرح‌های دوقلوی دوران خاتمی (لغو نظارت استصوابی و افزایش اختیارات رئیس‌جمهور) و «هر نه روز یک بحران» آن دوره، از روحانی می‌خواهند به سراغ اختیارات رئیس‌جمهور در قانون اساسی برود، اختیاراتی که خود آنها بارها از فقدانش شکایت کرده‌اند.

طناب روحانی و چاه رفراندم

هیچ نظام دیکتاتوری در دنیا با همه‌پرسی ساقط نشده تا جمهوری اسلامی مورد دوم آن باشد. عطف توجه مخالفان از عرصهٔ عمومی و خیابان به صندوق رای برای سقوط جمهوری اسلامی پس از خیزش دی ماه ۹۶ و حرکت دختران خیابان انقلاب یک خطای راهبردی در مبارزات سیاسی و شاید یک انحراف در مبارزات سیاسی و اجتماعی است.

پیشنهاد روحانی در مورد رفراندم در شرایط حاضر جمهوری اسلامی به همان اندازه بی‌وزن و بی‌ربط است که سخن دو روز بعد وی در باب همه‌پرسی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ مبنی بر این که «همان بیش از ۹۸ درصدی که آن روز رای دادند به جمهوری اسلامی، امروز هم رای می‌دهند.» (الف ۲۴ بهمن ۱۳۹۶) با طناب چنین فردی هیچ‌کس وارد چاله نمی‌شود چه برسد به چاه. روحانی نتیجهٔ همه‌پرسی توسط نظام را حتی در سال ۱۳۹۶ از پیش اعلام کرده و نیازی به انجام چنین کاری نیست. نظارت سازمان ملل یا هر سازمان بین‌المللی دیگر ساختار مهندسی انتخابات در ایران را تغییر نمی‌دهد، همان‌طور که حضور خبرنگاران خارجی در تظاهرات ۲۲ بهمن هیچ واقعیتی از مهندسی تظاهرات در کشور را آشکارتر از آنچه هست در برابر چشمان دیگران نمی‌گذارد.

دو خلط آشکار

فراتر از این که منظور روحانی همه‌پرسی در مسائل مورد اختلاف جناح‌ها و در چارچوب نظام بوده و نه کلیت نظام، و از لحاظ حقوق اساسی نیز در شرایط حاضر غیرممکن به نظر می‌رسد (به دلیل نیاز به تأیید آن توسط شورای نگهبان و رهبر) در این نوشته فقط بر موضع مورد توجه گروه اول متمرکز می‌شوم که سخن روحانی را زمینه‌ای مناسب برای طرح موضوعی کهنه دانسته و تصور می‌کند همه‌پرسی می‌تواند روشی برای گذار از جمهوری اسلامی به دمکراسی پارلمانی و سکولار باشد.

در مواضع این گروه نخست میان همه‌پرسی به عنوان روشی برای «تعیین ماهیت یک نظام سیاسی» و روشی برای «حل اختلافات جناح‌ها در چارچوب یک نظام سیاسی» و پس از آن میان «تعیین ماهیت یک نظام سیاسی» که در حال شکل‌گیری است با «گذار از یک نظام سیاسی» یا «انحلال یک نظام سیاسی» خلط شده‌است. در هیچ موردی سراغ نداریم که یک رژیم سیاسی با همه‌پرسی منحل یا ساقط شده باشد. رژیم‌های اقتدارگرا در این مورد همه‌پرسی برگزار نمی‌کنند و رژیم‌های دمکراتیک نیز در هر شرایطی راه را برای همه‌پرسی باز گذاشته‌اند و نیازی به سقوط آنها نیست.

حتی اگر خلط اول را یک خلط عمدی برای استفاده از سخنرانی یک مقام سیاسی و توجه افکار عمومی به یک موضوع برای طرح موضوعی دیگر بدانیم خلط دوم ناشی از بی‌توجهی به سازوکارها و فرایندهای تحول سیاسی در نظام‌های واقعی و نه نظام‌های حقوقی است. همه‌پرسی برای تغییر و تحول محتمل در نظام حقوقی حکومت‌های در حال شکل‌گیری یا حکومت‌های دمکراتیک است و نه برای تغییر رژیم‌های سیاسی اقتدارگرا و تمامیت‌خواه در عالم واقع.

در شرایطی که قوای قهریهٔ حکومت‌های اقتدارگرا و تمامیت‌خواه در یک کشور سلطه دارند آنها هرگز زیر بار چنین موضوعی نمی‌روند. هیچ نظام دیکتاتوری در دنیا با همه‌پرسی ساقط نشده تا جمهوری اسلامی مورد دوم آن باشد. عطف توجه مخالفان از عرصهٔ عمومی و خیابان به صندوق رای برای سقوط جمهوری اسلامی پس از خیزش دی ماه ۹۶ و حرکت دختران خیابان انقلاب یک خطای راهبردی در مبارزات سیاسی و شاید یک انحراف در مبارزات سیاسی و اجتماعی است. هیچ رژیم سیاسی‌ای با صندوق رای حذف نشده بلکه رژیم‌های سیاسی اقتدارگرا با جنبش‌های اجتماعی و سیاسی (انقلاب‌های خشونت‌آمیز روسیه و چین و ایران و نیکاراگوئه و کوبا، یا انقلاب‌های رنگی اروپای شرقی)، حملهٔ خارجی (نازیسم آلمان، فاشیسم موسولینی، اسلامگرایی طالبان و داعش، بعث صدام، دیکتاتوری قذافی) یا کودتاهای نظامی (در آمریکای لاتین و آفریقا) ساقط شده‌اند. تصور غیر اجتماعی و غیر نهادی به تحول نظام‌های سیاسی موجب بدفهمی در این مورد شده‌است.

جالب است که اکثر امضا کنندگان بیانیهٔ ۱۵ نفره، انقلاب سال ۵۷ ایران را از نزدیک تجربه کرده و در مراحل آن بوده‌اند و بخشی از آنها فعال سیاسی بوده‌اند و نه صرفاً حقوقدان. خمینی از نیمهٔ دوم دههٔ پنجاه خورشیدی خواهان برگزاری رفراندم در رابطه با رژیم پهلوی نبود بلکه می‌گفت «شاه باید برود.» پس از آن که شاه رفت رفراندمی نمایشی با تنها یک سؤال مطلوب خمینی با دو گزینهٔ بسیار مبهم برگزار شد تا دهان مخالفان را برای ابد ببندد و در دنیا هم نیروهای ضد امپریالیست و اسلامگرا ادعا کنند که این رژیم را خود مردم خواسته‌اند. این فعالان سیاسی می‌دانند که رژیم‌های سیاسی چگونه سقوط می‌کنند.

امر ابدی و همه‌پرسی

هیچ حکومت مستبد و فاسد و متقلبی در دنیا لولهٔ تانک را به سمت کاخ قدرت خویش نشانه نمی‌رود و در فرایندی مشارکت نمی‌کند که نتیجهٔ آن از پیش روشن نباشد. در نظام حقوقی جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و اسلامگرا بودن حکومت امری ابدی تلقی شده‌است و امر ابدی را به رفراندم نمی‌گذارند. دیکتاتوری‌ها بنا به تعریف ابدی‌اند تا زمانی که از قدرت به زیر کشیده شوند. رفراندم در نظامی برگزار می‌شود که هیچ چارچوب و ساختاری ابدی نیست (نظام عرفی دمکراتیک) و مردم توانایی تغییر همه چیز را دارند. کافی است تعدادی مشخص از امضا را در هر موردی جمع‌آوری کنند تا موضوع به پرسش همگانی گذاشته شود. در نظام‌هایی که اصول ابدی دارند رفراندم تنها هنگامی قابل برگزاری است که حکومت سقوط کرده باشد و مخالفان بخواهند از این طریق به نظام جدید مشروعیت ببخشند و اختلافات میان خود را به نحو مسالمت آمیز حل کنند.

هنر رهبرانی مثل چرچیل این بود که می‌دانست با هیتلر نمی‌توان از در ترک مخاصمه درآمد. تعبیر بسیار زیبای وی در برابر صلح طلبان آن دوره (چمبرلین و هالیفکس) این بود که با وجود قرار داشتن سر در دهان ببر نمی‌توان با وی استدلال عقلانی کرد. در حالی که امروز مقدرات تک تک ایرانیان در اختیار حکومتی یاغی و گرگ‌خو قرار دارد نمی‌توان از همان یاغیان خواست که همه‌پرسی برگزار کنند

پیشنهاد رفراندم به این نظام‌ها از جنس نصیحت به کسانی است که نصیحت کردن به دیگران را منحصر به خویش می‌دانند. این‌گونه نصایح چهار دهه است که با ده‌ها هزار نامه و یادداشت سیاسی، ده‌ها هزار بیانیه و میلیون‌ها شعار دهندهٔ خیابانی و شبکه‌های اجتماعی به جایی نرسیده‌است. آنها که تصور می‌کنند همه‌پرسی روشی جایگزین برای براندازی خشونت بار یا انقلاب مخملی یا کودتای نظامی و جنگ داخلی میان اپوزیسیون و پوزیسیون در رژیم‌های اقتدارگراست هنوز در درک این‌گونه رژیم‌ها کوتاهی دارند.

تاریک‌ترین ساعت

اگر هیتلر و موسولینی و صدام و قذافی و چاوچسکو با همه‌پرسی قابل فروکشیدن از کرسی قدرت بودند، فرماندهان سپاه و روحانیت حاکم در ایران را نیز- که امروز حیات آن به حکومت گره خورده- با همه‌پرسی می‌شود از قدرت کنار زد. امروز ایران همانند بریتانیا در سال ۱۹۴۰ در یکی از تاریک‌ترین ساعات تاریخ خود به سر می‌برد. کشور از حیث اقتصادی در سراشیبی انحطاط، از حیث اجتماعی و اخلاقی در حال فروپاشی، از حیث محیط زیست در حال تخریب گسترده منابع حیاتی، از حیث قلمرو سیاسی در حال شقه شدن و از حیث بین‌المللی در معرض انواع تهدیدات (به خاطر کشورگشایی و تهدید کشوری دیگر به ریخته شدن به دریا) است و افرادی با خوش‌دلی ممکن است تصور کنند که این کشتی را می‌توان با خواب و خیال و بدون هزینه نجات داد.

هنر رهبرانی مثل چرچیل (که این روزها شاهد فیلمی درخشان از دورهٔ تعیین وی به عنوان نخست‌وزیر در بریتانیا در مه ۱۹۴۰ هستیم: تاریک‌ترین ساعت) این بود که می‌دانست با هیتلر نمی‌توان از در ترک مخاصمه درآمد. تعبیر بسیار زیبای وی در برابر صلح طلبان آن دوره (چمبرلین و هالیفکس) این بود که با وجود قرار داشتن سر در دهان ببر نمی‌توان با وی استدلال عقلانی کرد. در حالی که امروز مقدرات تک تک ایرانیان در اختیار حکومتی یاغی و گرگ‌خو قرار دارد نمی‌توان (با واسطه‌گری افرادی مثل بنیتو موسولینی یا حسن روحانی) از همان یاغیان خواست که همه‌پرسی برگزار کرده، استانداردهای بین‌المللی را همه‌پرسی رعایت کنند، ناظران بین‌المللی را بپذیرند و بعد به نتایج آن نیز وفادار بمانند. ملتی که بتواند چنین چیزهایی را بر حکومتی تحمیل کند ملتی است که بیست تا سی میلیون نفر آنها برای یک هفته در کف خیابان‌ها نشسته و خواهان سقوط نظام شوند. در این حالت دیگر «رژیم گذشته» بر سر کار نیست تا از آن بخواهیم همه‌پرسی برگزار کند.

منبع:پژواک ایران


مجید محمدی

فهرست مطالب مجید محمدی  در سایت پژواک ایران 

* کدام یک مبتذل است: موسیقی سوسن و جواد یساری یا امضای نامه‌ی لابی جمهوری اسلامی؟  [2018 Jul] 
*سه (بعلاوه یک) سناریو برای سقوط جمهوری اسلامی [2018 Jul] 
* شش نمایش تهوع‌آور در حکومت اسلامی  [2018 Jul] 
*رهبران ایران اشغالگرند، یا هموطن؟ [2018 Jun] 
* تمام دروغ های ظریف  [2018 Jun] 
*اردک شَل روحانی، آغاز فروپاشی سیاسی [2018 May] 
*رادیو فردا به یک خانه‌تکانی جدی نیاز دارد [2018 Apr] 
*کاهش میانگین سن ازدواج دختران در ایران؛ چرا؟ [2018 Apr] 
*مرثیه ‌ای برای همه‌ء غرب ‌ستیزان  [2018 Mar] 
*تراژدی اسلام‌شناسی، خاورمیانه‌شناسی و ایران‌شناسی در دانشگاه‌های ایالات متحده  [2018 Feb] 
*رژیم‌های سیاسی با همه‌پرسی ساقط نمی‌شوند [2018 Feb] 
*محمود احمدی نژاد: «رهبر انقلابی» که غیبش زد  [2018 Jan] 
*پا گذاشتن جمهوری اسلامی جای پای شوروی  [2018 Jan] 
*چهار ویژگی متمایز کننده‌ خیزش دی ۹۶: جدال با کابوس مستقر [2018 Jan] 
*مهم‌ترین خطر امنیتی کشور: جمهوری اسلامی و تداوم آن  [2018 Jan] 
*«بازندگان جنبش اعتراضی دی ماه ۹۶» [2018 Jan] 
*توهم «تغییر و اصلاح» به پشیمانی رسید [2017 Dec] 
*سپنتا نیکنام و مرگ حاکمیت قانون و حقوق شهروندی  [2017 Nov] 
*اصلاحات سال‌ها پیش مُرد. همین!  [2017 Oct] 
*«جان اسنو» در تهران  [2017 Sep] 
*دشمنی اسلامگرایانه با غرب چه نتایجی دارد؟ [2017 Aug] 
*نظرسنجی‌هایی بدون ارزش علمی [2017 Aug] 
*علی شریعتی: ایدئولوگ نظام سرکوب  [2017 Jun] 
*گام دوم مهندسی انتخابات ۹۶: چینش نامزدها و جهت دادن به کارزارها  [2017 Apr] 
* مهندسی انتخابات ۹۶ آغاز شده است [2017 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2017 Apr] 
*جریان «اصولگرا»: واگرا و آشفته  [2017 Apr] 
*رسانه‌های فارسی‌زبان با مالیات شهروندان و منابع عمومی کشورهای غربی چه می‌کنند؟ [2017 Mar] 
*معضل محمد خاتمی برای «نظام»: ضعیف، کم آزار، اما غیر قابل اعتماد [2017 Feb] 
*چهار روایت شخصی از جنایات داعشی جمهوری اسلامی  [2017 Feb] 
*«آشتی ملی»؛ طرحی توخالی و بی حاصل برای تقرب به خامنه‌ای  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛ سیاست‌ورزی اسلامگرایانه در چارچوب ممکن‌ها [2017 Jan] 
*مهندسی غرور ملی با هیچ [2016 Dec] 
*ساختار آسیب‌های اجتماعی در ایران در سه نمودار [2016 Nov] 
*دوازده پرسش پیرامون چرایی و چگونگی پیروزی ترامپ و شکست کلینتون [2016 Nov] 
*واکنش ها به پیروزی ترامپ/ موج نارضایی‌ها، «نخبه‌گرایی، چند فرهنگ‌گرایی و جهان‌گرایی» را به عقب راند [2016 Nov] 
*کودک آزاری جنسی در پناه «بیت» المجرمان [2016 Oct] 
*جنگ با مردگان «غیر خودی»  [2016 Oct] 
*نهادهای پشتیبانی ایدئولوژیک برای استبداد مذهبی، تمامیت خواهی و کشورگشایی درایران  [2016 Oct] 
*مدیران جمهوری اسلامی در چه مواردی به اراذل و اوباش و لات‌ها متوسل می‌شوند؟  [2016 Oct] 
* انگاره بومی اداره و توسعه: واقعیت یا توهم؟ [2016 Sep] 
*میرقلی‌خان، امیری، دری اصفهانی: گامی کوچک از «قهرمان» تا «جاسوس»  [2016 Sep] 
*کدام‌یک اسلام را دزدیده‌اند: تروریست‌ها یا اصلاح‌طلبان؟ [2016 Jun] 
*نگاهی به نهادها و مبانی تصمیم‌گیری قوه قضائیه جمهوری اسلامی  [2016 May] 
*یک دیدار معمولی، یک عکس عادی، و موجی از اتهام و اعتراض [2016 May] 
*عرصه‌های جدیدی که روحانیت شیعه در نوردیده [2016 Apr] 
*ویروس ضد امریکایی؛ برندگان و بازندگان [2016 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2016 Apr] 
*چرا در انتخابات مهندسی‌شده شرکت می‌کنند؟ [2016 Mar] 
*پدیده های قابل توجه و شگفت انگیز در نتایج انتخابات ۹۴ [2016 Feb] 
*انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا تمامیت‌خواه [2016 Feb] 
*چهار دلیل برای ترغیب به مشارکت در انتخابات ۹۴ و نقد آنها  [2016 Feb] 
*تصویب توافق اتمی در ایران: مجلس یا شورای امنیت ملی؟  [2015 Aug] 
*رژیم خمینی چگونه تداوم یافت؟ [2015 Jun] 
*نظام بی‌شرم جمهوری اسلامی: شرم، سیری چند؟ [2015 Mar] 
*قاسم سلیمانی: «الهه مهربانی»، «سردار عارف» یا فرمانده ترور؟ [2015 Mar] 
*معجزه‌ی حکومت ولایی شیعی: یزید نقش امام حسین را بازی می‌کند [2014 Sep] 
*موضوعاتی که صدای آمريکا پوشش نمی‌دهد يا در اولويت آن نيست [2014 Sep] 
*بی بی سیزاسیون صدای امریکا [2014 Sep] 
*داعش، «سپاه قدس» اسلام‌گرایان سنی [2014 Jun] 
*مسجدسازی دولتی به جای ساخت مسکن عمومی [2014 Mar] 
*افسانه‌ی کمبود روحانی شيعه در ايران، مجيد محمدی [2014 Feb] 
*برنامه‌ تلويزيونی روحانی و پنج بازنمايی از وضعيت دولت  [2014 Feb] 
*رژیم تحریم علیه تحریم [2013 Sep] 
*ملی‌گرايی تکثرستيز: ضد غرب و پرونده‌ساز [2013 Aug] 
*سياست‌ورزیِ تهی از شرم [2013 Jul] 
*چرا سفر به ایران را تحریم نمی کنید؟ [2013 Jul] 
*شان يونسکوی رضا داوری: ننگ و آه [2013 Jul] 
*توهمات علی خامنه‌ای [2013 Apr] 
*علی خامنه‌ای و دروغ‌ها، رجزخوانی‌ها و مدعیات بی اساسش [2013 Apr] 
*بخش فلسفه‌ی دانشگاه تهران، دکان علم‌فروشی و مدرک‌سازی [2013 Apr] 
*فرسایش بنیان‌ها و پیوندهای اجتماعی در ایران [2012 Dec] 
*ناشر غير امين و تبليغات سياسی [2012 Jun] 
*تندیس‌های تنفر، اسلام رحمانی و مخاطرات امنیتی اسلام سیاسی [2012 May] 
*خلائق را از براندازی ولایت فقیه می ترسانند [2012 Apr] 
*«جامعه‌ ايران در سراشيبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی»  [2012 Mar] 
*مطالعات خاورمیانه یا بسط تنفر، بی خیالی و پرده پوشی [2012 Mar] 
*روشنفکران دینی و مقدسات مردم [2012 Mar] 
*آمريکاستيزی روشنفکران ـ فعالان چپ ايرانی: سندرم "از موضع بالا" [2012 Mar] 
*امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ [2012 Feb] 
*مشکلات دروازه بانان سابق رسانه‌ها [2012 Jan] 
*کارنامه‌ی سياه و سوگناک دين سازمان‌يافته [2011 Dec] 
*صدايش را در نخواهند آورد [2011 Dec] 
*دين سازمان‌يافته، مروج تنفر و تبعيض [2011 Dec] 
*بیست روش گریز از پاسخ گویی: نقدی بر گزارش جمهوری اسلامی به کمیته حقوق بشر سازمان ملل [2011 Dec] 
*آیا بدون دین سازمان یافته، دنیای بهتری نمی داشتیم؟ [2011 Nov] 
*همه از دولت‌ها پول می گیرند، اما ...  [2011 Nov] 
*در جستجوی فرزندان از دست رفته  [2011 Nov] 
*رهبر بعدی چگونه تعیین خواهد شد؟  [2010 Jun] 
*يک دروغ بزرگ ديگر؛ فساد اخلاقی ساختاری غرب [2010 May] 
*جنبش سبز: اسلامگرا یا سکولار  [2010 May] 
*شهرنشينی، دانشگاه و طبقه متوسط: تهديدات امنيتی عليه ولايت فقيه [2010 Apr] 
*از ربانی سالاری به اوباش سالاری؛ تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی  [2010 Mar] 
*رهبر جمهوری اسلامی و مداحی به قصد تقرب  [2010 Feb] 
*هشت تحليل غلط؛ پيش و پس از انتخابات رياست جمهوری  [2010 Feb] 
*زمان محاکمه‌ی خامنه‌ای در دادگاه جنایی بین‌المللی فرا رسیده است  [2009 Jul] 
* الگوهای رایج فریب‌کاری در نظام جمهوری اسلامی  [2009 Feb]