دوازده پرسش پیرامون چرایی و چگونگی پیروزی ترامپ و شکست کلینتون
مجید محمدی

 

پرسش‌های انبوهی در روزهای بعد از پیروز ترامپ در مورد علل و دلایل موفقیت وی و شکست رقیب وی مطرح شده است. این پرسش‌ها عمدتا ناشی از پیش بینی ناشدگی انتخاب وی است. به عنوان کسی که دو دهه از دور و ۱۶ سال از نزدیک تحولات سیاسی و اجتماعی ایالات متحده را دنبال کرده و به مناطق شهری و روستایی ۳۹ ایالت (از جمله مناطق روستایی چهار ایالت تنسی، ویرجینیا، کارولینای شمالی و پنسیلونیا در دو هفته‌ی آخر کارزارهای انتخاباتی برای چندمین بار) سفر و با مردم صحبت کرده در این نوشته تلاش می کنم به ۱۲ تای آنها پاسخ دهم:

۱. پیام ترامپ چه بود که مورد استقبال قرار گرفت؟

پیام صریح ترامپ «حماقت»، «ضعف» و «بازنده» بودن قشر حاکم در آمریکا بود که طنین مناسبی در میان مردم غیر شهری و کمتر تحصیل کرده یافت. این مردم وقتی بازداشت ملوانان آمریکایی و موشک اندازی قایق های سپاه به ناوهای آمریکایی را در خلیج فارس در صفحه‌های تلویزیون خود دیدند (چون بدان‌ها فرمان داده شده از درگیری با قلدرهای سپاه در خلیج فارس پرهیز کنند) به ضعف رهبران خود پی بردند. سود بردن کشورهای دیگر از تجارت و معامله با ایالات متحده نیز (با صدها میلیارد دلار کسری در تراز خارجی) نیز دلیل قانع کننده‌ای برای حماقت رهبران سیاسی بود که ترامپ به خوبی از آن سود برد. افت قدرت اقتصادی ایالات متحده نیز برای بازنده بودن این کشور ذکر می شد.

۲. در گردهمایی‌هایی ترامپ چه می‌گذشت؟

ترامپ می دانست به کجا برای تهییج رای دهندگان خود برود. او نه کالای مجانی به کسی می داد و نه خواننده و نوازنده دعوت می کرد. او خود به سرگرم کردن مردم عادی با زبان آنها می‌پرداخت. مردم عادی تصور می‌کردند یکی از خود آنها بر سر سفره شان نشسته و با آنها درد دل می‌کند. در گردهمایی‌های وی دهها هزار نفر در هر یک از گردهمایی‌های وی در مناطق مختلف آمریکا شرکت می کردند. او در این گردهمایی ها به تمسخر کارهای احمقانه‌ی سیاستمداران به زبان خود مردم عادی می پرداخت.

۳. چرا مخالفان ترامپ اکثرا او را جدی نمی‌گرفتند؟

مخالفان ترامپ فقط به خود ترامپ و ضعف‌های وی نگاه می کردند و نه به هواداران وی و روش‌های ترامپ در ارتباط گیری با آنها. آنها به جای توجه به و جدی گرفتن هواداران وی بر شخصیت ترامپ تمرکز کردند و از هوادارانش شکست خوردند. ترامپ یک سلبریتی و شومن بود اما وقتی در انتخابات شرکت کرد گروهی را نمایندگی می کرد و شخصیت وی قابل تقلیل به شومن بودن وی نبود.

۴. آیا هیلاری به خاطر زن بودن رای نیاورد؟

پاسخ کاملا منفی است. هیلاری اشتباهاتی جدی در روند کار سیاسی خود داشت مثل استفاده از سرور شخصی برای ای میل‌های خود در دوران وزارت خارجه. او همچنین در کارزار انتخاباتی خود نیز اشتباهاتی موثر داشت: تغییر بسیاری از مواضع خود در مواجهه با طرفداران سندرز برای جذب آنها و فاصله گیری از مرکز و میانه، برچسب زدن نیمی از طرفداران ترامپ تحت عنوان «سبد رقت انگیزها «، قرار گرفتن کامل در پشت سر اوباما در حالی که وی می توانست در عین تایید اوباما نظرات ویژه‌ی خودش را نیز عرضه کند، به نمایش در آمدن ضعف جسمانی و بیماری وی در دوران کارزارها، پرهیز از نام بردن اسلامگرایی به عنوان عامل تروریسم، و در نهایت تیم نسبتا ضعیف وی در کارزارها (در مقایسه با تیم اوباما). محور کارزارهای انتخاباتی هیلاری نیز زن بودن وی نبود که مخالفانش به این موضوع واکنش نشان داده باشند.

در طول حدود ۳۰۰ مایل (۴۸۰ کیلومتر) از جاده‌ی ۱۵ (از ایالت کارولینای شمالی تا پنسیلونیا) تنها می‌شد با ده‌ها تراکت هیلاری مواجه شد در حالی که هزاران تراکت ترامپ به چشم می خورد. کارزار هیلاری مردم این مناطق را اصولا نادیده می‌گرفت.

در کشوری که مردم روستایی و کشاورز آن به جونی ارنست به عنوان سناتور ایالات آیوا رای می دهند نمی توان رای ندادن به هیلاری را به زن ستیزی رای دهندگان رجوع داد. ارنست با سوابقی مثل خدمت نظامی و کار در دامداری توانست اولین سناتور زن از یک ایالت محافظه کار باشد. نمونه‌های ارنست در ایالات مختلف که امروز در سنا و مجلس نمایندگان، مجالس ایالتی یا عمارت فرمانداری و شهرداری هستند بسیارند.

۵. نامه‌ی مدیر اف‌بی‌آی چقدر در شکست هیلاری نقش داشت؟

تاثیر این نامه یازده روز قبل از روز نهایی انتخابات انکار ناشدنی است اما در مورد آن نباید اغراق کرد. اکثریت قریب به اتفاق کسانی که تصمیم به رای دادن به ترامپ گرفته بودند اکثرا به موضوعات دیگر بی توجه بودند، چه مشکلات هیلاری و چه رسوایی‌های ترامپ. مناطق و ترکیب رای دهندگان به ترامپ در انتخابات نشان داد که حتی بدون نامه‌ی مدیر اف بی آی هیلاری بخت اندکی برای پیروزی داشت. سازمان رای حزب دمکرات در این دوره نتوانست کارزار موفقی در به پای صندوق آوردن اعضای حزب داشته باشد (شش میلیون کمتر از ۲۰۱۲). همچنین هیلاری از جذابیت‌های شوهرش در جذب آرای مردم عادی برخوردار نبود. اتخاذ سیاست‌های سوسیالیستی سندرز و موضع وی در مورد باز کردن راه برای شهروندی مهاجران غیر قانونی به شدت به وی آسیب زد.

۶. چرا نظرسنجی‌ها در سطح ایالات اشتباه کردند؟

شکاف میان نتایج نظرسنجی‌های ایالتی و نتایج انتخابات ناشی از تغییر نظرها در آخرین ساعات یا علمی نبودن نظر سنجی نبود بلکه بسیاری از رای دهندگان (حدود ۱ تا ۳ درصد) به ترامپ نظرات خود را پنهان می کردند. شاید یک یا چند نظر سنجی در محدود‌ه‌هایی اشتباه کنند اما تقریبا همه‌ی نظر سنجی‌ها پیروزی کلینتون را بر اساس الکترال کالج کم و بیش پیش بینی می‌کردند.

۷. چه کسانی یا چه چیزهایی را می توان برای برآمدن ترامپ سرزنش کرد؟

گروهی شبکه‌ی ان بی سی و تهیه کنندگان نمایش واقع نمای «کارآموز مشهور» را برای معروف شدن و داده شدن این امکان به وی برای ریاست جمهوری، گروهی برخورد اوباما با وی در سال ۲۰۱۱ در مراسم شام خبرنگاران را که در آن اوباما کیسه‌ای حسابی به تن وی کشید، گروهی تفرق شدید در حزب جمهوریخواه، و گروهی دیگر همه‌ی رسانه‌ها را برای دادن تریبون به وی سرزنش می کنند. اما برآمدن ترامپ ناشی از فرایندی فراتر از همه‌ی این‌ها بود: ضعف‌های جدی دولت اوباما در سیاست خارجی، رشد اقتصادی بسیار کند، پرهیز آمریکاییان از دست به دست شدن قدرت در یک خانواده، و رفتار تک روانه‌ی دمکرات‌ها در مواجهه با مسائلی مثل بیمه بهداشت یا مهاجرت.

برای آن که رهبران اقتدارگرا پیروز نشوند رهبرانی که بر نهادهای مدنی و مطالبات مشروع مردم تکیه دارند باید شان و منزلت خود را فدای نسبیت فرهنگی نکنند. مردم عادی در کشورهای دمکراتیک و آزاد وقتی ببینند رهبر آنها در برابر شاه سعودی تا زانو خم می شود، ۱.۷ میلیارد دلار پول نقد برای دیکتاتور ضد آمریکایی با هواپیمای اختصاصی فرستاده می شود، به قصاب شهروندان ایرانی و سوری نامه‌های خصوصی فرستاده می شود یا برای آن که وی را ناراحت نکنند از حمایت لفظی از جنبش‌های دمکراتیک شانه خالی می شود اینها را به معنای ضعف، بازندگی و حماقت می گیرند.

۸. آیا سندرز می‌توانست بر ترامپ پیروز شود؟

طرفداران سندرز در حزب دمکرات یا بیرون از این حزب تصور می‌کنند که اگر سندرز در مقابل ترامپ بود پیروز می شد. این تصور نادرست است. کسانی که به ترامپ رای دادند سوسیالیست نبودند تا گول شعارهای شبه‌سوسیالیستی وی را بخورند (وی چنین شعارهایی نداد). کسانی که این گونه حرف‌ها را می زنند تمایلات طبقات کم درآمد آمریکا را نمی‌دانند. آنها می خواهند مثل ترامپ میلیاردر باشند و نه این که حکومت هزینه‌ی بیمه‌ی آنها را بپردازد. ترامپ در همه‌ی کارزارهای خود با بیمه‌ی بهداشت و درمان همگانی مخالفت می کرد، به صراحت می گفت می خواهد مالیات ثروتمندان را کاهش دهد و وعده‌ی کمک دولتی بیشتر به آنها نمی داد تا سندرز بتواند فراتر از آن وعده دهد و رای آنها را جمع کند.

۹. آیا ترامپ احمدی نژاد یا چاوز آمریکاست؟

ترامپ احمدی نژاد یا چاوز آمریکا نیست. سوابق کاری وی هیچ شباهتی به سوابق نظامی و امنیتی احمدی نژاد و چاوز ندارد. او وعده‌ی خدمات و کالاهای مجانی به کسی نداد و علی رغم قلدری‌هایش در برخورد با رقبا نتوانست و نخواهد توانست لشکری از اراذل و اوباش را که بر ارتش و نیروهای امنیتی اتکا داشته باشند برای خود سازماندهی و بسیج کند. در طول دوران کارزارهای انتخاباتی حتی یک مورد سراغ نداریم که طرفداران ترامپ در گردهمایی‌های هیلاری و سندرز اخلالی ایجاد کرده باشند در حالی که اخلال‌ها از سوی مخالفان ترامپ در کارزارهای انتخاباتی وی صورت می گرفت.

او همانند چاوز و احمدی نژاد اقتدارگرا و شیفته‌ی رهبران قدرتمند است اما آمریکا با ونزوئلا و ایران تفاوت‌های بنیادی دارد. ترامپ علی رغم میل خود نمی تواند دهان رسانه‌ها را ببندد، احزاب سیاسی را تعطیل کند و نهادهای مدنی را ببندد. در دو شب متوالی بعد از پیروزی وی در چهل شهر علیه وی تظاهرات انجام شد. در همان شب پیروزی وی دهها کمدین و میزبان برنامه‌های شبانه ی تلویزیون وی و پیروزی‌اش را به باد تمسخر و طنز گرفتند. حتی اگر ترامپ بخواهد نمی تواند به چاوز و احمدی نژاد و پوتین تبدیل شود. دستگاه قضایی ایالات متحده مستقل است و کنگره علی رغم اکثریت جمهوری خواهان در برابر زیاده خواهی‌های ترامپ خواهد ایستاد.

۱۰. آیا ترامپ می توانست در سال ۲۰۱۲ اوباما را شکست دهد؟

حتما نه. برآمدن ترامپ ناشی از کوتاهی‌ها و ضعف‌های دولت اوباما بالاخص در دور دوم بود. عملیات تروریستی داعش در اروپا و آمریکا در چهار سال دوم (و بی عملی و خلف وعده‌‌ی اوباما در مورد سوریه) و در عین حال تداوم پذیرش پناهندگان سوری در سلب اعتماد از وی و دمکرات‌ها بسیار موثر بود. همچنین در سال ۲۰۱۲ هنوز اکثریت مردم آمریکا می خواستند شانس موفقیت را به یک رئیس جمهوری آفریقایی تبار بدهند و دادند. اما فرصت اوباما دو دوره بود و هیلاری، دوره‌ی سوم وی به نظر می رسید.

۱۱. ترامپ در دوران کارزارها از کدام جنبش اجتماعی در پشت سر خود سخن می گفت؟

ترامپ در گردهمایی‌ها و مصاحبه‌های خود مدام از یک جنبش اجتماعی در پشت سرش سخن می گفت. این جنبش که توسط ناظران و تحلیلگران جدی گرفته نشد چه مشخصاتی داشت؟ به طور خلاصه این جنبش جنبش روستایی‌ها، تحصیل ناکرده‌ها، کم درامدها و محافظه کاران اجتماعی علیه شهری‌ها، تحصیل کردگان، طبقه‌ی متوسط و ثروتمندان و نسبیت گرایان فرهنگی بود، کسانی که از مبارزه برای حق همجنسگرایان برای سفارش کیک به هر قنادی، حق تراجنسیتی‌ها برای ورود به هر دستشویی و محدود شدن آزادی بیان در دانشگاه‌ها به دلیل «محیط امن» برای اقلیت‌ها و «صحت سیاسی» خسته شده بودند.

۱۲. هیلاری باخت یا ترامپ برد؟

هر دو. هم هیلاری در کارزار خود موفق عمل نکرد (بسیاری از دمکرات‌ها و مستقل‌ها به وی رای ندادند) وهم ترامپ فراتر از انتظار همگانی در جمع آوری رای عمل کرد. همین که ترامپ علی رغم ماشین حزبی کلینتون‌ها و مخالفت‌های رهبران حزب جمهوریخواه به پیروزی رسید نشانه‌ی درک واقع بینانه‌ی وی و همکارانش از وضعیت سیاسی و عمل متناسب با این درک بوده است.

--------------------------------------------------------

منبع:رادیو فردا


مجید محمدی

فهرست مطالب مجید محمدی  در سایت پژواک ایران 

*سپنتا نیکنام و مرگ حاکمیت قانون و حقوق شهروندی  [2017 Nov] 
*اصلاحات سال‌ها پیش مُرد. همین!  [2017 Oct] 
*«جان اسنو» در تهران  [2017 Sep] 
*دشمنی اسلامگرایانه با غرب چه نتایجی دارد؟ [2017 Aug] 
*نظرسنجی‌هایی بدون ارزش علمی [2017 Aug] 
*علی شریعتی: ایدئولوگ نظام سرکوب  [2017 Jun] 
*گام دوم مهندسی انتخابات ۹۶: چینش نامزدها و جهت دادن به کارزارها  [2017 Apr] 
* مهندسی انتخابات ۹۶ آغاز شده است [2017 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2017 Apr] 
*جریان «اصولگرا»: واگرا و آشفته  [2017 Apr] 
*رسانه‌های فارسی‌زبان با مالیات شهروندان و منابع عمومی کشورهای غربی چه می‌کنند؟ [2017 Mar] 
*معضل محمد خاتمی برای «نظام»: ضعیف، کم آزار، اما غیر قابل اعتماد [2017 Feb] 
*چهار روایت شخصی از جنایات داعشی جمهوری اسلامی  [2017 Feb] 
*«آشتی ملی»؛ طرحی توخالی و بی حاصل برای تقرب به خامنه‌ای  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛ سیاست‌ورزی اسلامگرایانه در چارچوب ممکن‌ها [2017 Jan] 
*مهندسی غرور ملی با هیچ [2016 Dec] 
*ساختار آسیب‌های اجتماعی در ایران در سه نمودار [2016 Nov] 
*دوازده پرسش پیرامون چرایی و چگونگی پیروزی ترامپ و شکست کلینتون [2016 Nov] 
*واکنش ها به پیروزی ترامپ/ موج نارضایی‌ها، «نخبه‌گرایی، چند فرهنگ‌گرایی و جهان‌گرایی» را به عقب راند [2016 Nov] 
*کودک آزاری جنسی در پناه «بیت» المجرمان [2016 Oct] 
*جنگ با مردگان «غیر خودی»  [2016 Oct] 
*نهادهای پشتیبانی ایدئولوژیک برای استبداد مذهبی، تمامیت خواهی و کشورگشایی درایران  [2016 Oct] 
*مدیران جمهوری اسلامی در چه مواردی به اراذل و اوباش و لات‌ها متوسل می‌شوند؟  [2016 Oct] 
* انگاره بومی اداره و توسعه: واقعیت یا توهم؟ [2016 Sep] 
*میرقلی‌خان، امیری، دری اصفهانی: گامی کوچک از «قهرمان» تا «جاسوس»  [2016 Sep] 
*کدام‌یک اسلام را دزدیده‌اند: تروریست‌ها یا اصلاح‌طلبان؟ [2016 Jun] 
*نگاهی به نهادها و مبانی تصمیم‌گیری قوه قضائیه جمهوری اسلامی  [2016 May] 
*یک دیدار معمولی، یک عکس عادی، و موجی از اتهام و اعتراض [2016 May] 
*عرصه‌های جدیدی که روحانیت شیعه در نوردیده [2016 Apr] 
*ویروس ضد امریکایی؛ برندگان و بازندگان [2016 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2016 Apr] 
*چرا در انتخابات مهندسی‌شده شرکت می‌کنند؟ [2016 Mar] 
*پدیده های قابل توجه و شگفت انگیز در نتایج انتخابات ۹۴ [2016 Feb] 
*انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا تمامیت‌خواه [2016 Feb] 
*چهار دلیل برای ترغیب به مشارکت در انتخابات ۹۴ و نقد آنها  [2016 Feb] 
*تصویب توافق اتمی در ایران: مجلس یا شورای امنیت ملی؟  [2015 Aug] 
*رژیم خمینی چگونه تداوم یافت؟ [2015 Jun] 
*نظام بی‌شرم جمهوری اسلامی: شرم، سیری چند؟ [2015 Mar] 
*قاسم سلیمانی: «الهه مهربانی»، «سردار عارف» یا فرمانده ترور؟ [2015 Mar] 
*معجزه‌ی حکومت ولایی شیعی: یزید نقش امام حسین را بازی می‌کند [2014 Sep] 
*موضوعاتی که صدای آمريکا پوشش نمی‌دهد يا در اولويت آن نيست [2014 Sep] 
*بی بی سیزاسیون صدای امریکا [2014 Sep] 
*داعش، «سپاه قدس» اسلام‌گرایان سنی [2014 Jun] 
*مسجدسازی دولتی به جای ساخت مسکن عمومی [2014 Mar] 
*افسانه‌ی کمبود روحانی شيعه در ايران، مجيد محمدی [2014 Feb] 
*برنامه‌ تلويزيونی روحانی و پنج بازنمايی از وضعيت دولت  [2014 Feb] 
*رژیم تحریم علیه تحریم [2013 Sep] 
*ملی‌گرايی تکثرستيز: ضد غرب و پرونده‌ساز [2013 Aug] 
*سياست‌ورزیِ تهی از شرم [2013 Jul] 
*چرا سفر به ایران را تحریم نمی کنید؟ [2013 Jul] 
*شان يونسکوی رضا داوری: ننگ و آه [2013 Jul] 
*توهمات علی خامنه‌ای [2013 Apr] 
*علی خامنه‌ای و دروغ‌ها، رجزخوانی‌ها و مدعیات بی اساسش [2013 Apr] 
*بخش فلسفه‌ی دانشگاه تهران، دکان علم‌فروشی و مدرک‌سازی [2013 Apr] 
*فرسایش بنیان‌ها و پیوندهای اجتماعی در ایران [2012 Dec] 
*ناشر غير امين و تبليغات سياسی [2012 Jun] 
*تندیس‌های تنفر، اسلام رحمانی و مخاطرات امنیتی اسلام سیاسی [2012 May] 
*خلائق را از براندازی ولایت فقیه می ترسانند [2012 Apr] 
*«جامعه‌ ايران در سراشيبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی»  [2012 Mar] 
*مطالعات خاورمیانه یا بسط تنفر، بی خیالی و پرده پوشی [2012 Mar] 
*روشنفکران دینی و مقدسات مردم [2012 Mar] 
*آمريکاستيزی روشنفکران ـ فعالان چپ ايرانی: سندرم "از موضع بالا" [2012 Mar] 
*امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ [2012 Feb] 
*مشکلات دروازه بانان سابق رسانه‌ها [2012 Jan] 
*کارنامه‌ی سياه و سوگناک دين سازمان‌يافته [2011 Dec] 
*صدايش را در نخواهند آورد [2011 Dec] 
*دين سازمان‌يافته، مروج تنفر و تبعيض [2011 Dec] 
*بیست روش گریز از پاسخ گویی: نقدی بر گزارش جمهوری اسلامی به کمیته حقوق بشر سازمان ملل [2011 Dec] 
*آیا بدون دین سازمان یافته، دنیای بهتری نمی داشتیم؟ [2011 Nov] 
*همه از دولت‌ها پول می گیرند، اما ...  [2011 Nov] 
*در جستجوی فرزندان از دست رفته  [2011 Nov] 
*رهبر بعدی چگونه تعیین خواهد شد؟  [2010 Jun] 
*يک دروغ بزرگ ديگر؛ فساد اخلاقی ساختاری غرب [2010 May] 
*جنبش سبز: اسلامگرا یا سکولار  [2010 May] 
*شهرنشينی، دانشگاه و طبقه متوسط: تهديدات امنيتی عليه ولايت فقيه [2010 Apr] 
*از ربانی سالاری به اوباش سالاری؛ تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی  [2010 Mar] 
*رهبر جمهوری اسلامی و مداحی به قصد تقرب  [2010 Feb] 
*هشت تحليل غلط؛ پيش و پس از انتخابات رياست جمهوری  [2010 Feb] 
*زمان محاکمه‌ی خامنه‌ای در دادگاه جنایی بین‌المللی فرا رسیده است  [2009 Jul] 
* الگوهای رایج فریب‌کاری در نظام جمهوری اسلامی  [2009 Feb]