معجزه‌ی حکومت ولایی شیعی: یزید نقش امام حسین را بازی می‌کند
مجید محمدی

علی خامنه‌ای در دیدار با برخی فرماندهای نظامی و انتظامی در مورد جنگ هشت ساله‌ی میان ایران و عراق با تصویر کردن این جنگ میان جمهوری اسلامی در یک سو و قدرتمندان عالم در سویی دیگر می‌گوید: «قصد این جبهه گسترده [نظامی متشکل از غرب و شرق و کشورهای وابسته آن‌ها در منطقه‌]، تضعیف و بی‌آبرویی نظام اسلامی و گرفتار کردن آن به مشکلات داخلی و سرانجام زمینه‌ سازی برای فروپاشی جمهوری اسلامی بود اما نظام اسلامی و ملت ایران، با وجود کمبود امکانات و تجهیزات و مشکلات فراوان آن زمان، در برابر این جبهه ایستاد و سربلند از میدان بیرون آمد.» (۲ مهر ۱۳۹۳) با توجه به این که «ملت ایران» در سخنان خامنه‌ای اغلب وفاداران به خود وی و نظام را شامل می‌شود خامنه‌ای در سخنان فوق که بارها تکرار شده کاست حکومتی را در مقام محرومان و مستضعفان و پا برهنگان عالم و مخالفان و دشمنانش را در مقام صاحبان ثروت و قدرت قرار می‌دهد و معتقد است که گروه اول گروه دوم را شکست داده است.
این منطق در نظام تبلیغاتی جمهوری اسلامی در کدام نظریه و سنتی ریشه‌ دارد؟ آنها چرا به این منطق تمسک می‌جویند؟ آیا مخاطبان-حتی طرفداران نظام- می‌توانند در دراز مدت این منطق را پذیرا شوند؟
 
مظلوم نمایی قوای قهریه
کسانی که بیشترین سهم را در خشونت در کشور و منطقه دارند و کار هر روزشان حمله‌ی نظامی و سرکوب است بیش از همه مظلوم نمایی می‌کنند. این سیاست مظلوم نمایی در ادبیات فرماندهان سپاه که امروز ماشین سرکوبی قدرتمند را در ایران و منطقه در اختیار دارند و تا کنون ده‌ها هزار نفر را به قتل رسانده، شکنجه کرده و به زندان انداخته‌اند به روشنی به چشم می‌خورد.
به عنوان مثال وقتی فرمانده‌ی یکی از نیروهای سپاه می‌خواهد به یکی از فیلمسازان آثار تبلیغاتی در مورد جنگ قوت قلب بدهد به این مظلومیت اشاره می‌کند: «فرصتی شد پس از مدت ها فیلم "چ" را ببینم. با دیدن آن صحنه ها به یاد غربت دیروز ایرانی ترین ایرانی ها و اسلامی ترین اسلامی ها، ایثارگران فداکاری که فرصت یافتید با هنر قابل تقدیر خود، یک نمونه از هزاران نمونه اعجاب آور آنان را به تصویر بکشانید و بر مظلومیت امروز همان چهره های فراموش شده، گریه کردم.» (قاسم سلیمانی در نامه‌ای به ابراهیم حاتمی کیا، تابناک ۲ مهر ۱۳۹۳)
با کدام منطق و بر چه اساسی گروهی که امروز قدرت مطلقه را در ایران در دست دارند و دارند در منطقه آتش افروزی می‌کنند خود را به عنوان مظلومان تاریخ به مخاطبان می‌فروشند؟
 
انقلاب یا نظام
از روز اول تاسیس جمهوری اسلامی مقامات جمهوری اسلامی از رژیم خود هم به عنوان «نظام» و هم به عنوان «انقلاب» سخن گفته‌اند. خامنه ای هم رهبر نظام است (و گاه خود «نظام» در سخنان مقامات جمهوری اسلامی) و هم بعد از ۳۶ سال که از انقلاب ۵۷ می‌گذرد «رهبر انقلاب». آنها هم می‌خواهند از منافع و شرایط و مصلحت بینی‌های یک نظام مستقر استفاده کنند و هم از شرایط و مقتضیات گروه‌های شورشی و انقلابی. وقتی هزاران زندانی را در زندان‌ها اعدام می‌کنند (در سال ۱۳۸۷) یا قوانین خود ساخته را نقض می‌کنند در مقام نظام و مصلحت بینی‌هایش نشسته‌اند و وقتی با تنش زایی در منطقه و عملیات تروریستی علیه مخالفان خود می‌خواهند جاه طلبی‌های خود را ارضا کنند و مخالفان را حذف، در مقام انقلابی ضد استکبار می‌نشینند.
 
بازی در دو نقش
مقام‌های جمهوری اسلامی در حالی که بر اریکه‌ی قدرت تکیه زده‌اند همچنان نقش امام حسین و شورشی و انقلابی را بازی می‌کنند. مجموعه‌ی ادبیات رسمی حکومتی مملو است از داستان عاشورا و شهادت و اسارت و زندانی بودن. حکومت در مراسم مذهبی خود مدام این مظلومیت‌های رهبران شیعه را به خود و پیروان و وفادارانش یادآوری می‌کند در حالی که مخاطبان این مجالس کسانی هستند که همه‌ی منابع قدرت و ثروت را در کشور در اختیار دارند. آنها در همان زمان که بر مظلومیت زهرا و امام حسین گریه می‌کنند در زندان‌ها کارگر ساده‌ای مثل ستار بهشتی را به قتل می‌رسانند یا خبرنگاری مثل زهرا کاظمی را در قبر گذاشته و همه‌ی جسد و قبرش ار سیمان می‌کنند تا کالبد شکافی ار غی رممکن سازند. مقامات جمهوری اسلامی برای استفاده از مقتضیات «نظام» و «انقلاب» در آن واحد نقش یزید و امام حسین را آن چنان که در روایات شیعی آمده- هر دو را- بازی می‌کنند.
 
قدرت و ضعف همزمان
برای درست کردن همین نقش «امام حسینی» است که  امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده هوافضای سپاه پاسداران در مورد نقش قاسم سلیمانی در توقف داعش می‌گوید: «سردار بزرگ ما سردار سلیمانی با ۷۰ نفر جلوی تروریست‌های داعش در اربیل را گرفتند» (باشگاه خبرنگاران، ۲ مهر ۱۳۹۳).
اما در همان نشستی که این حرف‌ها زده می‌شود، ادعا می‌شود که جمهوری اسلامی قدرت اول نظامی منطقه است و هر گونه سلاح مدرنی را در اختیار دارد. فرماندهان سپاه می‌خواهند خود را در موضع یک قدرت جهانی قرار دهند و دیگر قدرت‌ها را در حال افول، تا به هوادارنشان امید و شور و نشاط ببخشند: «دشمنانی که به حسب ظاهر، دنیایی و مادی دشمنی بزرگ‌تر از آن متصور نیست باعث شد که آمریکا و هم پیمانانش الان جرات چپ نگاه کردن و جرات تهدید کردن انقلاب اسلامی را ندارند و در موضعی قرار دارند که به آن موضع انفعالی می‌گوییم.» (علی فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران، باشگاه خبرنگاران، ۲ مهر ۱۳۹۳)
 
تاریخگرایی
رهبر جمهوری اسلامی و فرماندهان منصوب وی در سپاه و همراهان آنها در حکومت دارای بزرگترین امپراطوری‌های اقتصادی، قوای قهریه‌ی کشور و قدرتمند ترین دستگاه‌های تبلیغاتی کشورند اما به هنگام تبلیغات سیاسی خود را در مقام مظلومان و پابرهنگان تاریخ جای داده و وعده ی پیروزی پیشگویان چپ و اسلامگرای تاریخ را به خود می‌دهند. بر اساس همین تاریخگرایی است که بعد از این ادعا وعده‌ی حکومت جهانی را به پابرهنگان (که ثروتمند ترین اقشار جامعه‌ی ایران امروز هستند) می‌دهند.
معضل جدی تاریخ‌گرایی، دور باطلی است که در منطق آن وجود دارد: نخست پیروزی محرومان و پابرهنگان با تمسک به ایدئولوژی فرض می‌شود و بعد برای این پیروزی به مواردی که اکثر آنها شکست هستند استدلال می‌شود. اکثر مواردی که دستگاه‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی در جنگ هشت ساله (مثل چند عملیات کربلا) یا جنگ‌های میان اسرائیل و حماس و حزب الله به عنوان پیروزی ذکر می‌کنند با منطق این جهانی شکست تلقی می‌شوند اما بر اساس ایدئولوژی اسلام‌گرایی شکست برای اسلام‌گرایان وجود ندارد و آنها همیشه و در هر صورت پیروزند. گروهی که همیشه پیروزند نیازی به استدلال برای پیروزی ندارند.    
 
دو هدف با مبانی ناسازگار
مقام‌های جمهوری اسلامی برای جذب نیروی ارزان و با انگیزه نیاز دارند که خود را در مقام شورشی و انقلابی و عدالت خواه و ضد استکبار نشان دهند اما در عین حال برای دادن احساس قدرت به استخدام شدگان نیاز دارند که خود را ابر قدرت جدید و مبشر نظام جدید جهانی بنمایانند. این دوگانگی که مدام تکرار می‌شود به سرعت در ذهن و جان پیروان نشسته و آنها را بی انگیزه می‌کند.
آنها به خود می‌گویند اگر ما ابرقدرت منطقه هستیم و تا ۶۰ سال آینده نفت و تا ۲۰۰ سال آینده گاز داریم (معاون امور اکتشاف شرکت ملی نفت ایران، تسنیم ۳۱ شهریور ۱۳۹۳) چرا باید ادای پابرهنگان و له شدگان تاریخ را درآوریم. به همین دلیل است که همیشه در طی ۳۶ سال گذشته ریزش نیروها بیش از جذب آنها بوده است. نهادهای جمهوری اسلامی به صورت گذرگاهی برای رفتن از آرمانگرایی تخیلی به واقع گرایی عقلانی عمل کرده است. محذوفان جمهوری اسلامی در سطوح بالا نیز عمدتا همین افراد هستند.

منبع:خودنویس


مجید محمدی

فهرست مطالب مجید محمدی  در سایت پژواک ایران 

*«جان اسنو» در تهران  [2017 Sep] 
*دشمنی اسلامگرایانه با غرب چه نتایجی دارد؟ [2017 Aug] 
*نظرسنجی‌هایی بدون ارزش علمی [2017 Aug] 
*علی شریعتی: ایدئولوگ نظام سرکوب  [2017 Jun] 
*گام دوم مهندسی انتخابات ۹۶: چینش نامزدها و جهت دادن به کارزارها  [2017 Apr] 
* مهندسی انتخابات ۹۶ آغاز شده است [2017 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2017 Apr] 
*جریان «اصولگرا»: واگرا و آشفته  [2017 Apr] 
*رسانه‌های فارسی‌زبان با مالیات شهروندان و منابع عمومی کشورهای غربی چه می‌کنند؟ [2017 Mar] 
*معضل محمد خاتمی برای «نظام»: ضعیف، کم آزار، اما غیر قابل اعتماد [2017 Feb] 
*چهار روایت شخصی از جنایات داعشی جمهوری اسلامی  [2017 Feb] 
*«آشتی ملی»؛ طرحی توخالی و بی حاصل برای تقرب به خامنه‌ای  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛ سیاست‌ورزی اسلامگرایانه در چارچوب ممکن‌ها [2017 Jan] 
*مهندسی غرور ملی با هیچ [2016 Dec] 
*ساختار آسیب‌های اجتماعی در ایران در سه نمودار [2016 Nov] 
*دوازده پرسش پیرامون چرایی و چگونگی پیروزی ترامپ و شکست کلینتون [2016 Nov] 
*واکنش ها به پیروزی ترامپ/ موج نارضایی‌ها، «نخبه‌گرایی، چند فرهنگ‌گرایی و جهان‌گرایی» را به عقب راند [2016 Nov] 
*کودک آزاری جنسی در پناه «بیت» المجرمان [2016 Oct] 
*جنگ با مردگان «غیر خودی»  [2016 Oct] 
*نهادهای پشتیبانی ایدئولوژیک برای استبداد مذهبی، تمامیت خواهی و کشورگشایی درایران  [2016 Oct] 
*مدیران جمهوری اسلامی در چه مواردی به اراذل و اوباش و لات‌ها متوسل می‌شوند؟  [2016 Oct] 
* انگاره بومی اداره و توسعه: واقعیت یا توهم؟ [2016 Sep] 
*میرقلی‌خان، امیری، دری اصفهانی: گامی کوچک از «قهرمان» تا «جاسوس»  [2016 Sep] 
*کدام‌یک اسلام را دزدیده‌اند: تروریست‌ها یا اصلاح‌طلبان؟ [2016 Jun] 
*نگاهی به نهادها و مبانی تصمیم‌گیری قوه قضائیه جمهوری اسلامی  [2016 May] 
*یک دیدار معمولی، یک عکس عادی، و موجی از اتهام و اعتراض [2016 May] 
*عرصه‌های جدیدی که روحانیت شیعه در نوردیده [2016 Apr] 
*ویروس ضد امریکایی؛ برندگان و بازندگان [2016 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2016 Apr] 
*چرا در انتخابات مهندسی‌شده شرکت می‌کنند؟ [2016 Mar] 
*پدیده های قابل توجه و شگفت انگیز در نتایج انتخابات ۹۴ [2016 Feb] 
*انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا تمامیت‌خواه [2016 Feb] 
*چهار دلیل برای ترغیب به مشارکت در انتخابات ۹۴ و نقد آنها  [2016 Feb] 
*تصویب توافق اتمی در ایران: مجلس یا شورای امنیت ملی؟  [2015 Aug] 
*رژیم خمینی چگونه تداوم یافت؟ [2015 Jun] 
*نظام بی‌شرم جمهوری اسلامی: شرم، سیری چند؟ [2015 Mar] 
*قاسم سلیمانی: «الهه مهربانی»، «سردار عارف» یا فرمانده ترور؟ [2015 Mar] 
*معجزه‌ی حکومت ولایی شیعی: یزید نقش امام حسین را بازی می‌کند [2014 Sep] 
*موضوعاتی که صدای آمريکا پوشش نمی‌دهد يا در اولويت آن نيست [2014 Sep] 
*بی بی سیزاسیون صدای امریکا [2014 Sep] 
*داعش، «سپاه قدس» اسلام‌گرایان سنی [2014 Jun] 
*مسجدسازی دولتی به جای ساخت مسکن عمومی [2014 Mar] 
*افسانه‌ی کمبود روحانی شيعه در ايران، مجيد محمدی [2014 Feb] 
*برنامه‌ تلويزيونی روحانی و پنج بازنمايی از وضعيت دولت  [2014 Feb] 
*رژیم تحریم علیه تحریم [2013 Sep] 
*ملی‌گرايی تکثرستيز: ضد غرب و پرونده‌ساز [2013 Aug] 
*سياست‌ورزیِ تهی از شرم [2013 Jul] 
*چرا سفر به ایران را تحریم نمی کنید؟ [2013 Jul] 
*شان يونسکوی رضا داوری: ننگ و آه [2013 Jul] 
*توهمات علی خامنه‌ای [2013 Apr] 
*علی خامنه‌ای و دروغ‌ها، رجزخوانی‌ها و مدعیات بی اساسش [2013 Apr] 
*بخش فلسفه‌ی دانشگاه تهران، دکان علم‌فروشی و مدرک‌سازی [2013 Apr] 
*فرسایش بنیان‌ها و پیوندهای اجتماعی در ایران [2012 Dec] 
*ناشر غير امين و تبليغات سياسی [2012 Jun] 
*تندیس‌های تنفر، اسلام رحمانی و مخاطرات امنیتی اسلام سیاسی [2012 May] 
*خلائق را از براندازی ولایت فقیه می ترسانند [2012 Apr] 
*«جامعه‌ ايران در سراشيبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی»  [2012 Mar] 
*مطالعات خاورمیانه یا بسط تنفر، بی خیالی و پرده پوشی [2012 Mar] 
*روشنفکران دینی و مقدسات مردم [2012 Mar] 
*آمريکاستيزی روشنفکران ـ فعالان چپ ايرانی: سندرم "از موضع بالا" [2012 Mar] 
*امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ [2012 Feb] 
*مشکلات دروازه بانان سابق رسانه‌ها [2012 Jan] 
*کارنامه‌ی سياه و سوگناک دين سازمان‌يافته [2011 Dec] 
*صدايش را در نخواهند آورد [2011 Dec] 
*دين سازمان‌يافته، مروج تنفر و تبعيض [2011 Dec] 
*بیست روش گریز از پاسخ گویی: نقدی بر گزارش جمهوری اسلامی به کمیته حقوق بشر سازمان ملل [2011 Dec] 
*آیا بدون دین سازمان یافته، دنیای بهتری نمی داشتیم؟ [2011 Nov] 
*همه از دولت‌ها پول می گیرند، اما ...  [2011 Nov] 
*در جستجوی فرزندان از دست رفته  [2011 Nov] 
*رهبر بعدی چگونه تعیین خواهد شد؟  [2010 Jun] 
*يک دروغ بزرگ ديگر؛ فساد اخلاقی ساختاری غرب [2010 May] 
*جنبش سبز: اسلامگرا یا سکولار  [2010 May] 
*شهرنشينی، دانشگاه و طبقه متوسط: تهديدات امنيتی عليه ولايت فقيه [2010 Apr] 
*از ربانی سالاری به اوباش سالاری؛ تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی  [2010 Mar] 
*رهبر جمهوری اسلامی و مداحی به قصد تقرب  [2010 Feb] 
*هشت تحليل غلط؛ پيش و پس از انتخابات رياست جمهوری  [2010 Feb] 
*زمان محاکمه‌ی خامنه‌ای در دادگاه جنایی بین‌المللی فرا رسیده است  [2009 Jul] 
* الگوهای رایج فریب‌کاری در نظام جمهوری اسلامی  [2009 Feb]