زمان محاکمه‌ی خامنه‌ای در دادگاه جنایی بین‌المللی فرا رسیده است
مجید محمدی

پس از محاکمه‌ی برخی از سران حکومت صربستان و صدور حکم بازداشت برای اسلوبودان میلوسویچ رئیس جمهور صربستان، چارلز تیلور رئیس جمهور لیبریا، و عمر البشیر رییس جمهور سودان توسط قضات دادگاه کیفری بین‌المللی اکنون با مشاهده‌ی کشتار مردم در خیابانهای ایران زمینه برای شکایت قربانیان ایرانی از خامنه‌ای به این دادگاه فرا رسیده‌است. اکنون که حمله‌ی نظامی به ایران از دستور کار دولت اوباما خارج شده و جامعه‌ی بین‌الملل میخواهد رفتاری قانونمند و مبتنی بر اصول و ارزش‌های انسانی با ایران داشته باشد، یکی از اجزای مهم این رویکرد بررسی و تحقیق قضایی در مورد رفتار این رژیم و حاکم مطلق آن با شهروندان خود است.  

پس از سی سال نقض حقوق بشر و سرکوب شهروندان ایرانی، رژیم پرونده‌های بسیاری برای خود به وجود آورده است که مستلزم گردآوری اطلاعات و تحقیق گسترده و سپس ارائه به مراجع بین‌المللی مثل دادگاه کیفری بین‌المللی هستند. دستگاه قضایی ایران به طور نمایشی به برخی از پرونده‌ها رسیدگی کرده است اما در هیچ یک از موارد حکمی علیه سران و وابستگان رژیم صادر نشده است و عموما قربانیان مورد محاکمه و محکومیت واقع شده‌اند. مواردی که باید در پرونده‌ی ارسالی به دادگاه کیفری بین‌المللی مورد توجه قرار گیرند بدین قرارند:

۱. حمله به کوی دانشگاه تهران و تبریز در سال ۱۳۷۸، و مضروب شدن صدها دانشجو و کشته شدن یک نفر به دست نیروهای انتظامی، بسیجی و لباس شخصی که مستقیما تحت نظر خامنه‌ای عمل می‌کنند. همچنین حمله به دانشجویان دانشگاه‌های تهران، تبریز، شیراز و اصفهان و کشته شدن شماری از دانشجویان در این حملات در ناآرامی‌های پس از تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری. در این نا آرامی‌ها همچنین ده‌ها نفر غیردانشجو کشته شدند که عوامل آنها مستقیما از خامنه‌ای دستور می‌گرفته‌اند. گروهی که در ایران از آنها با عنوان لباس شخصی یاد می‌شود و برخی به غلط آنها را خود سر می‌نامند، کاملا تحت کنترل رهبر ی هستند. به عنوان مثال، این نیروها در ۲۴، ۲۵ و ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ به قتل مردم اقدام می‌کنند اما در راهپیمایی‌های ۲۶، ۲۷ و ۲۸ خرداد این سال حضوری ندارند. اگر این نیروها خود سر هستند، چرا در یک راهپیمایی هستند و در راهپیمایی دیگر حضور پیدا نمی‌کنند؟ همه‌ی این نیروها مستقیما تحت فرماندهی شخص خامنه‌ای به عنوان فرمانده کل قوا عمل کرده‌اند. خامنه‌ای هر گاه نتواند از نیروهای رسمی برای سرکوب بهره بگیرد، به این نیروها متوسل می‌شود.

۲. قتل‌های زنجیره‌ای در داخل و خارج کشور: در این مجموعه از قتل‌های انجام شده توسط وزارت اطلاعات در سال‌های دهه‌ی ۱۹۹۰ که خامنه‌ای برخی از آنها را به اسرائیل نسبت داد، حدود ۲۵۰ نفر در داخل و خارج کشور توسط حکومت ترور شدند. رهبران سیاسی، روشنفکران، مفسران قران، فعالان سیاسی، نویسندگان، خوانندگان، و افراد دیگری در ایران و خارج کشور در جریان حذف مخالفان رژیم کشته شدند. در این دوره، وزارت اطلاعات و مقامات بالای آن مستقیما تحت نظارت خامنه‌ای کار می‌کردند.

۳. تخریب حسینه‌های دراویش و کتک زدن آنها: در این حملات در دوره‌ی ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷ چندین حسینیه یا خانقاه در قم، بروجرد و اصفهان تخریب، صدها درویش مورد ضرب و شتم و ده‌ها درویش محاکمه و زندانی شدند. تخریب مساجد اهل سنت و ضرب و جرح روحانیون و افراد سنی را نیز به این مورد می‌توان اضافه کرد.

۴. کتک خوردن صدها هزار نفر به دست نیروهای شبه نظامی در سراسر کشور در طول دوران خامنه‌ای. عناصر بسیجی و لباس شخصی که مستقیما تحت فرماندهی وی هستند، صدها هزار نفر را به جرم رعایت نکردن سبک زندگی روحانیت مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند. این ضرب و شتم‌ها در همه‌ی اماکن عمومی از قبیل سینماها، سالن های کنسرت موسیقی، کافه‌ها، کتابفروشی‌ها و مانند آنها انجام شده است. برخی از فیلم‌های مربوط به این ضرب و شتم‌ها در سایت یوتیوب قرار گرفته است. در جریان ناآرامی‌های خرداد و تیر ۱۳۸۸ هزاران نفر توسط نیروهای لباس شخصی و بسیجی و انتظامی و سپاهی بازداشت شده و مورد شکنجه و ضرب و جرح قرار گرفته‌اند (توصیف آن را در یادداشت عیسی سحرخیز در سایت روز، ۸ تیر ۱۳۸۸ بخوانید) که در صورت تشکیل دادگاه حاضر به شهادت خواهند بود.

۵. قتل سه تا پنج هزار زندانی در سال ۱۳۶۸. نام این زندانیان در فهرست‌هایی ثبت شده است. این زندانیان اعدام شده در گورهای دسته جمعی در قبرستان خاوران دفن شدند که اخیرا کل قبرستان تخریب شد. برخی از مسئولان عالی‌رتبه‌ی نظام مثل حسینعلی منتظری، قائم مقام رهبری در دوران آیت‌الله خمینی و عبدالله نوری نماینده‌ی وی و وزیر کشور در دوران رفسنجانی و خاتمی این قتل‌ها را تایید کرده‌اند. این قتل‌ها زمانی صورت گرفت که خامنه‌ای رئیس جمهور کشور بود.

۶. شکنجه‌ی صدها نفر فعال سیاسی، روزنامه نگار و نویسنده در زندان‌های ایران. عموم کسانی که از زندان‌های ایران آزاد شده‌اند در خاطرات زندان خود در قالب کتاب و مقاله و یاداشت در وبلاگ‌ها این شکنجه‌ها را توصیف کرده‌اند.

۷. قتل فعالان سیاسی بهایی و سنی. در سال‌های بعد از انقلاب صدها بهایی در ایران به جرم بهایی بودن اعدام شده‌اند. فهرستی از ۲۰۵ تن از آنان تا سال ۱۹۹۸ در ویکیپیدیای فارسی اعلام شده است. صدها روحانی و فعال سنی نیز در مناطق مختلف کشور اعدام شده‌اند.  

۸. کشته شدن و مرگ‌های مشکوک چندین دانشجو، فعال سیاسی، روزنامه نگار و پزشک در زندان و بازداشتگاه به دست عوامل خامنه‌‌ای (اکبر محمدی، زهرا بنی یعقوب، زهرا کاظمی، ابراهیم لطف اللهی، ولی‌‌‏الله فيض مهدوی، عبدالرضا رجبی، اميرحسين حشمت ساران، امید رضا میر صیافی، علی بادوزاده). در هیچ یک از این موارد توضیح کافی به افکار عمومی و خانواده‌ها داده نشده است و عوامل رژیم بدن زندانیان را بدون اطلاع خانواده ها در بیابان رها کرده (مورد علی بادوزاده) یا دفن کرده و قبرها را سیمان گرفته‌اند تا کالبد شکافی غیر ممکن شود. عوامل رژیم که در این قتل‌ها درگیر بوده‌اند پس از ارتکاب و از میان بردن شواهد ارتقای مقام یافته‌اند (مثل سعید مرتضوی که در قتل زهرا کاظمی نقشی کلیدی داشت به دادستانی تهران ارتقا یافت)

۹. اجرای مجازات‌های قرون وسطایی مثل سنگسار، قطع دست، کور کردن چشم و پرتاب از بلندی در صدها مورد و اعدام افراد زیر هجده سال که بر خلاف تعهدات بین‌المللی ایران است.

دستگاه قضایی ایران به طور نمایشی به موارد یک و دو رسیدگی کرد و احکام صادره موجب حیرت خانواده‌ی قربانیان شد. در پرونده‌ی کوی تنها یک سرباز به جرم دزدیدن یک ریش‌تراش محکوم شد و در پرونده‌ی قتل‌های زنجیره‌ای (فروهرها، مختاری و پوینده) متهمان جزء در دادگاه غیرعلنی محاکمه شده به چند سال زندان محکوم شدند و پس از گذراندن دوره ای کوتاه آزاد شدند. ترور کننده‌ی سعید حجاریان علی رغم اعتراف پس از چند ماه بدون اعلام دادگستری از زندان آزاد شد.

چرا خامنه‌ای

چرا خامنه‌ای و نه نیروهای رده دوم حکومت مثل وزرای اطلاعات ( ری شهری، علی فلاحیان، قربانعلی دری نجف آبادی، محسنی اژه‌ای)، روسای جمهور (هاشمی رفسنجانی، محمود احمدی‌نژاد)، فرماندهان سپاه و نیروی انتظامی و مانند آنها؟ اول آنکه در جمهوری اسلامی ولی فقیه قدرت مطلق دارد و مسئولیت همه‌ی اعمال حکومت بر عهده‌ی اوست. گرچه مقام ولی فقیه در ایران قدرت مطلق و فرا قانون دارد و در مورد بسیاری از تصمیماتش پاسخ‌گو نیست اما در هر دادگاهی هر گونه مسئولیت به طرفی ارجاع می‌شود که قدرت تصمیم‌گیری دارد.

دوم آنکه، عموم این افراد مستقیما یا غیرمستقیم منصوب خامنه‌ای‌اند. روسای جمهور بدون نظر مثبت خامنه‌ای وزرای اطلاعات را انتخاب نمی‌کنند؛ بیت رهبری بر همه‌ی امور امنیتی کشور نظارت دارد. رییس دفتر خامنه‌ای و بیشتر اعضای بیت وی یا عضو اطلاعات بوده‌اند یا هستند.

دلیل سوم آنکه، خامنه‌ای در همه‌ی امور کشور مدیریت خرد خود را اعمال می‌کند. او حساسیت ویژه‌ای به امور امنیتی، قضایی، نظامی و انتظامی و به طور خاص قوای قهریه دارد. در هر زمینه‌ای که وی دخالت کند، روسای سه قوه کنار می‌کشند یا سکوت می‌کنند و نظر رهبری اجرا می‌شود. بسیاری از مدیران کشور بالاخص در حوزه‌های اطلاعاتی و امنیتی مستقیما به خامنه‌ای گزارش داده و از وی رهنمود می‌گیرند. سعید امامی معاون وزیر اطلاعات در دوره‌ی فلاحیان و دری نجف‌آبادی که به قتل برخی از روشنفکران و نویسندگان متهم شد اما (به روایت رژیم) در زندان خودکشی کرد مستقیما به خامنه‌ای گزارش می‌داد و از او رهنمود می‌گرفت.

چهارم آنکه، وی در گفتارهای عمومی‌اش به طور مکرر از نظریه‌ی توطئه و نظریه‌ی شبیخون یا تهاجم فرهنگی سخن گفته است. بر اساس این نظریه مخالفان، منتقدان و ناهمرنگان فکری و معیشتی رژیم عوامل مزدور قدرت‌های بیگانه هستند و تهدید امنیتی رژیم به حساب می آیند. طبیعی است که هر اقدامی در برابر این تهدیدات امنیتی از منظر خامنه‌ای و افراد نزدیک و تایید شده‌ی وی مثل مصباح یزدی مجاز است.

و پنجم آن که در مواردی مثل کشتار و سرکوب خرداد و تیر ۱۳۸۸ خامنه‌ای خود راسا در نماز جمعه دستور سرکوب را صادر کرد.

بدین ترتیب همه‌ی قرائن حاکی از آنست که خود شخص ولی فقیه در جریان این اقدامات بوده و شخصا آنها را هدایت و فرماندهی می‌کرده است.     

زمینه‌ها

پس از سرکوب‌های خرداد و تیر ۱۳۸۸، این پرونده دارای زمینه‌ی مناسب بین‌المللی است. پیش از این گروه ديده‌بان حقوق بشر با انتشار گزارش مفصلی وزيران کشور و اطلاعات دولت محمود احمدی‌نژاد یعنی پورمحمدی و محسنی اژه‌ای را که مستقیما تحت نظر خامنه‌ای کار می‌کنند به جنايت عليه بشريت متهم کرده است. در پرونده‌ی میکونوس نیز که توسط قوه‌ی قضاییه‌ی آلمان دنبال شد نام خامنه‌ای به عنوان کسی که در جریان تصمیم‌گیری قتل‌ها قرار داشت ذکر شده بود.

از چهار موردی که دادگاه کیفری بین‌المللی صلاحیت بررسی آنها را دارد، یعنی کشتار جمعی، جنایت علیه بشریت، جنایت جنگی و تجاوز نظامی، دو مورد اول به روشنی بر اعمال حکومت ایران قابل اطلاق است. کشتار هزاران زندانی سیاسی در ایران در طی یک یا دو هفته مصداق روشنی از کشتار جمعی است. جنایت علیه بشریت که به عنوان «تجاور به کرامت انسانی یا تحقیر و تنزل رتبه‌ی حتی یک انسان» تعریف می‌شود در تمام موارد ذکر شده قابل مشاهده است. نقض کرامت انسانی بخشی نهادینه از روش‌ها و سیاست‌های جاری در نظام جمهوری اسلامی است و ولی فقیه کسی است که بر این روش‌ها و سیاست‌ها اصرار می ورزد.

روش انجام کار

فراهم کردن پرونده نیاز به تشکیل یک تیم مجرب از وکلای ایرانی و نمایندگان سازمان‌های حقوق بشر بین‌المللی مثل عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر دارد که باید اولا مجموعه مدارک موجود خود را بر روی هم بگذارند و در هر مورد اسناد خود را در اختیار تیم وکلا قرار دهند، و ثانیا در تماس با قربانیان و خانواده‌های آنها به جمع‌آوری واقعیات و اسناد و شکایات مطرح ناشده پرداخته و پس از فراهم آوردن پرونده‌ی ده‌ها هزار صفحه‌ای خامنه‌ای آن را به دادگاه ارسال کند. اتهامی که وکلا باید روی آن کار کنند «جنایت علیه بشریت» به خاطر بازی کردن نقشی اساسی در کشتار، شکنجه، ضرب و شتم، ضبط و تخریب اموال، و جابجایی ده‌ها هزار نفر از فعالان سیاسی، نویسندگان و روشنفکران ایرانی است.

پیامدها

در صورت رفتن پرونده به دادگاه کیفری بین‌المللی و صدور حکم بازداشت، خامنه‌ای و اعضای کاست حکومتی نیز نظیر سران صرب و رئیس جمهور سودان این حرکت را توطئه‌ی خارجی خواهند خواند و رژیم از تسلیم رهبر خود سرباز خواهد زد اما صرف تشکیل پرونده و اعلام جنایات رژیم و رهبری آن در سطح بین‌المللی گامی مثبت برای بین‌المللی کردن فرایند‌های قضایی و فشار بر دستگاه قضایی ایران و دیگر کشورهای استبدادی است.

علی‌رغم سودان که ده‌ها سازمان خیریه‌ی بین‌المللی در آن در زمان صدور حکم مشغول به کار بودند و صدها هزار نفر را تحت پوشش داشتند، ایران چندین دهه است که با نهادهای بین‌المللی کار نمی کند و روابط سیاسی آن نیز با دنیای خارج حداقلی است. بدین ترتیب صدور حکم بازداشت یا احضار خامنه‌ای مشکل چندانی در رابطه‌ی موسسات غربی با ایران بیش از آنچه قبلا اتفاق افتاده ایجاد نمی‌کند.

محکومیت سریع و شدید صدور حکم بازداشت برای عمر البشیر از سوی دولت ایران و اعلام آن به عنوان "حکمی غیرعادلانه و متأثر از اغراض سیاسی قدرت‌های سلطه‌گر" (۱) و اعزام یک هیئت بلند پایه به این کشور جهت حمایت از وی نمایانگر واهمه‌ی سران حکومت از این نکته است که آنها ممکن است متهمان بعدی این دادگاه باشند.(۲)

یکی از دلایل خودداری ایران از عضویت در دادگاه بین‌المللی کیفری، همانند امریکا در دوران بوش و اسراییل، نقض گسترده‌ی حقوق بشر توسط رژیم جمهوری اسلامی است. بدین ترتیب رژیم سیاسی در ایران کاملا برای شنیدن خبر این حکم آمادگی دارد و رفتار غیرمترقبه‌ای از آن در شرایط اعلام این موضوع صورت نخواهد گرفت. سران رژیم بیش از هر کس به جنایات خود علیه بشریت واقف هستند و به این جنایات افتخار می‌کنند.

پانویس‌ها:
 
۱) سایت رادیو فردا، ۱۵ اسفند ۱۳۸۷.

۲) پس از صدور حکم لی لاریجانی به سودان سفر گرد و گفت "ما اين حکم را توطئه‌ای عليه اسلام و نوعی اهانت سياسی به مسلمانان می‌دانيم." (ایسنا، ۱۷ اسفند ۱۳۸۷)؛ احمد خاتمی در نماز جمعه تهران: "صدور حکم دادگاه لاهه برای البشير از عجايب روزگار است." (ايلنا، ۱۷ اسفند ۱۳۸۷)    

منبع:گذار


مجید محمدی

فهرست مطالب مجید محمدی  در سایت پژواک ایران 

*«جان اسنو» در تهران  [2017 Sep] 
*دشمنی اسلامگرایانه با غرب چه نتایجی دارد؟ [2017 Aug] 
*نظرسنجی‌هایی بدون ارزش علمی [2017 Aug] 
*علی شریعتی: ایدئولوگ نظام سرکوب  [2017 Jun] 
*گام دوم مهندسی انتخابات ۹۶: چینش نامزدها و جهت دادن به کارزارها  [2017 Apr] 
* مهندسی انتخابات ۹۶ آغاز شده است [2017 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2017 Apr] 
*جریان «اصولگرا»: واگرا و آشفته  [2017 Apr] 
*رسانه‌های فارسی‌زبان با مالیات شهروندان و منابع عمومی کشورهای غربی چه می‌کنند؟ [2017 Mar] 
*معضل محمد خاتمی برای «نظام»: ضعیف، کم آزار، اما غیر قابل اعتماد [2017 Feb] 
*چهار روایت شخصی از جنایات داعشی جمهوری اسلامی  [2017 Feb] 
*«آشتی ملی»؛ طرحی توخالی و بی حاصل برای تقرب به خامنه‌ای  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛ سیاست‌ورزی اسلامگرایانه در چارچوب ممکن‌ها [2017 Jan] 
*مهندسی غرور ملی با هیچ [2016 Dec] 
*ساختار آسیب‌های اجتماعی در ایران در سه نمودار [2016 Nov] 
*دوازده پرسش پیرامون چرایی و چگونگی پیروزی ترامپ و شکست کلینتون [2016 Nov] 
*واکنش ها به پیروزی ترامپ/ موج نارضایی‌ها، «نخبه‌گرایی، چند فرهنگ‌گرایی و جهان‌گرایی» را به عقب راند [2016 Nov] 
*کودک آزاری جنسی در پناه «بیت» المجرمان [2016 Oct] 
*جنگ با مردگان «غیر خودی»  [2016 Oct] 
*نهادهای پشتیبانی ایدئولوژیک برای استبداد مذهبی، تمامیت خواهی و کشورگشایی درایران  [2016 Oct] 
*مدیران جمهوری اسلامی در چه مواردی به اراذل و اوباش و لات‌ها متوسل می‌شوند؟  [2016 Oct] 
* انگاره بومی اداره و توسعه: واقعیت یا توهم؟ [2016 Sep] 
*میرقلی‌خان، امیری، دری اصفهانی: گامی کوچک از «قهرمان» تا «جاسوس»  [2016 Sep] 
*کدام‌یک اسلام را دزدیده‌اند: تروریست‌ها یا اصلاح‌طلبان؟ [2016 Jun] 
*نگاهی به نهادها و مبانی تصمیم‌گیری قوه قضائیه جمهوری اسلامی  [2016 May] 
*یک دیدار معمولی، یک عکس عادی، و موجی از اتهام و اعتراض [2016 May] 
*عرصه‌های جدیدی که روحانیت شیعه در نوردیده [2016 Apr] 
*ویروس ضد امریکایی؛ برندگان و بازندگان [2016 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2016 Apr] 
*چرا در انتخابات مهندسی‌شده شرکت می‌کنند؟ [2016 Mar] 
*پدیده های قابل توجه و شگفت انگیز در نتایج انتخابات ۹۴ [2016 Feb] 
*انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا تمامیت‌خواه [2016 Feb] 
*چهار دلیل برای ترغیب به مشارکت در انتخابات ۹۴ و نقد آنها  [2016 Feb] 
*تصویب توافق اتمی در ایران: مجلس یا شورای امنیت ملی؟  [2015 Aug] 
*رژیم خمینی چگونه تداوم یافت؟ [2015 Jun] 
*نظام بی‌شرم جمهوری اسلامی: شرم، سیری چند؟ [2015 Mar] 
*قاسم سلیمانی: «الهه مهربانی»، «سردار عارف» یا فرمانده ترور؟ [2015 Mar] 
*معجزه‌ی حکومت ولایی شیعی: یزید نقش امام حسین را بازی می‌کند [2014 Sep] 
*موضوعاتی که صدای آمريکا پوشش نمی‌دهد يا در اولويت آن نيست [2014 Sep] 
*بی بی سیزاسیون صدای امریکا [2014 Sep] 
*داعش، «سپاه قدس» اسلام‌گرایان سنی [2014 Jun] 
*مسجدسازی دولتی به جای ساخت مسکن عمومی [2014 Mar] 
*افسانه‌ی کمبود روحانی شيعه در ايران، مجيد محمدی [2014 Feb] 
*برنامه‌ تلويزيونی روحانی و پنج بازنمايی از وضعيت دولت  [2014 Feb] 
*رژیم تحریم علیه تحریم [2013 Sep] 
*ملی‌گرايی تکثرستيز: ضد غرب و پرونده‌ساز [2013 Aug] 
*سياست‌ورزیِ تهی از شرم [2013 Jul] 
*چرا سفر به ایران را تحریم نمی کنید؟ [2013 Jul] 
*شان يونسکوی رضا داوری: ننگ و آه [2013 Jul] 
*توهمات علی خامنه‌ای [2013 Apr] 
*علی خامنه‌ای و دروغ‌ها، رجزخوانی‌ها و مدعیات بی اساسش [2013 Apr] 
*بخش فلسفه‌ی دانشگاه تهران، دکان علم‌فروشی و مدرک‌سازی [2013 Apr] 
*فرسایش بنیان‌ها و پیوندهای اجتماعی در ایران [2012 Dec] 
*ناشر غير امين و تبليغات سياسی [2012 Jun] 
*تندیس‌های تنفر، اسلام رحمانی و مخاطرات امنیتی اسلام سیاسی [2012 May] 
*خلائق را از براندازی ولایت فقیه می ترسانند [2012 Apr] 
*«جامعه‌ ايران در سراشيبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی»  [2012 Mar] 
*مطالعات خاورمیانه یا بسط تنفر، بی خیالی و پرده پوشی [2012 Mar] 
*روشنفکران دینی و مقدسات مردم [2012 Mar] 
*آمريکاستيزی روشنفکران ـ فعالان چپ ايرانی: سندرم "از موضع بالا" [2012 Mar] 
*امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ [2012 Feb] 
*مشکلات دروازه بانان سابق رسانه‌ها [2012 Jan] 
*کارنامه‌ی سياه و سوگناک دين سازمان‌يافته [2011 Dec] 
*صدايش را در نخواهند آورد [2011 Dec] 
*دين سازمان‌يافته، مروج تنفر و تبعيض [2011 Dec] 
*بیست روش گریز از پاسخ گویی: نقدی بر گزارش جمهوری اسلامی به کمیته حقوق بشر سازمان ملل [2011 Dec] 
*آیا بدون دین سازمان یافته، دنیای بهتری نمی داشتیم؟ [2011 Nov] 
*همه از دولت‌ها پول می گیرند، اما ...  [2011 Nov] 
*در جستجوی فرزندان از دست رفته  [2011 Nov] 
*رهبر بعدی چگونه تعیین خواهد شد؟  [2010 Jun] 
*يک دروغ بزرگ ديگر؛ فساد اخلاقی ساختاری غرب [2010 May] 
*جنبش سبز: اسلامگرا یا سکولار  [2010 May] 
*شهرنشينی، دانشگاه و طبقه متوسط: تهديدات امنيتی عليه ولايت فقيه [2010 Apr] 
*از ربانی سالاری به اوباش سالاری؛ تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی  [2010 Mar] 
*رهبر جمهوری اسلامی و مداحی به قصد تقرب  [2010 Feb] 
*هشت تحليل غلط؛ پيش و پس از انتخابات رياست جمهوری  [2010 Feb] 
*زمان محاکمه‌ی خامنه‌ای در دادگاه جنایی بین‌المللی فرا رسیده است  [2009 Jul] 
* الگوهای رایج فریب‌کاری در نظام جمهوری اسلامی  [2009 Feb]