میرقلی‌خان، امیری، دری اصفهانی: گامی کوچک از «قهرمان» تا «جاسوس»
مجید محمدی

 


شهرزاد میرقلی‌خان

شهرزاد میرقلی‌خان

 

از چالش‌های جدی جمهوری اسلامی در دوران خامنه‌ای قهرمان سازی است: علی رغم معرفی آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان «رهبر انقلاب» در تبلیغات حکومتی و دولتی، دیگر در کشور انقلابی وجود ندارد تا قهرمان تولید کند. دوران جنگ دفاعی نیز که مدافعان کشور شهید خوانده شوند به اتمام رسیده است. مقامات جایی برای ایثار و کمک به دیگران باقی نگذاشته‌اند تا بدین وسیله قهرمانانی ساخته شوند. داستان «شهدای حرم» نگرفته و نخواهد گرفت چون اکثر کشتگان ایرانی نیستند و مداخله در جنگ سوریه تنها در تبلیغات حکومتی مشروعیت دارد. نظام تحت حکومت خامنه‌ای نه در داخل ظرفیتی برای تولید شهید تازه دارد و نه در خارج کشور. از این جهت مدام استخوان‌هایی به نام«شهدای گمنام» در مراکز عمومی دفن می شوند که اصولا معلوم نیست آیا اینها بازمانده‌ی کشتگان دوران جنگ هستند یا خیر.

حکومت به دنبال بهانه می گردد تا قهرمان سازی کند. نظام قهرمان می خواهد تا همچنان ادعای انقلابی بودن داشته باشد و گسترش طلبی خود را با انقلابی بودنش توجیه کند. مقامات نظام می دانند که با قدرتی که در کشور دارند انقلابی بودن آنها در چارچوب ملی بی معنی است؛ آنها خود را در عرصه‌ی بین المللی انقلابی می دانند و می خواهند نظام مستقر جهانی را واژگون سازند و خود قدرت فائقه را به دست گیرند. آنها حتی هنگامی که تحت فشار به دیپلماسی رو می کنند دیپلمات‌ها را انقلابی و قهرمان می نامند.

قهرمانان قلابی و توخالی «نظام» معمولا از میان بسیجیان و پاسدارانی که در دیگر کشورها در جریان مداخله های نظامی حضور دارند یا کشته می شوند، تروریست‌های نظام در خارج کشور، فعالان در برنامه‌های نظامی جمهوری اسلامی، دیپلمات‌هایی که به مقامات غربی فحاشی می کنند یا در مذاکرات داد می زنند، و محکومان دادگاه‌های کشورهای غربی انتخاب می شوند اما پس از مدتی نه حتی یک شهروند ایرانی نام آنها را به یاد می آورد و نه حتی نظام برای آنها تره خرد می کند. بسیاری از آنها پس از اتمام تاریخ مصرف توسط «نظام» غیر خودی معرفی، تبعید یا ضد انقلاب معرفی یا حتی اعدام می شوند (مثل شهرام امیری).

به همین دلیل است که یک روز جلادان کودکان و زنان سوری (مثل فرمانده‌ی سپاه قدس و اعضای ایرانی و غیر ایرانی سپاه و بسیج در سوریه)، روزی پاسدارانی که دریانوردان آمریکایی را بر خلاف قوانین بین المللی بازداشت کرده و بر خلاف پیمان ژنو از آنها اعتراف تلویزیونی می گیرند، روزی تروریست‌هایی که در مبادله‌ی میان گروگان‌های خارجی نظام به کشور باز می گردند، روزی مذاکره کنندگان با غربیان (مثل مذاکرات برجام)، و روزی دیگر قاچاقچیان بین‌المللی که قوانین کشور مورد سکونت خویش را برای نفع مادی نقض می کنند به عنوان قهرمان به جامعه معرفی می شوند. آخرین این قهرمان‌ها عبارت بودند از شهرزاد میر قلی خان که در نهایت وی را با انواع اتهامات مثل جاسوسی و روابط جنسی نامشروع و نفوذی بودن تبعید کردند (وی در سال ۲۰۰۷ به اتهام تلاش برای قاچاق دوربین‌های دید در شب به ایران به پنج سال زندان در ایالات متحده محکوم شد)، شهرام امیری و رسول دری اصفهانی که در تیم مذاکرات هسته‌ای بود و بعد به اتهام جاسوسی بازداشت شد.

چگونه قهرمان می‌شوند؟

کافی است کسی کاری را برای نظام - مثل مشارکت در خرید تجهیزات نظامی که فروش آنها به جمهوری اسلامی ممنوع است یا ترور مخالفان در خارج از کشور- انجام داده باشد و گیر بیفتد. اگر گیر نیفتد با وجود خدمت به نظام قهرمان نیست و نامی از وی شنیده نخواهد شد چون سهم خود از معامله (در صورت قاچاق) یا حق الزحمه‌ی خود (در صورت ترور) را دریافت کرده‌ است. اما اگر گیر بیفتد می شود زندانی سیاسی و زندان‌های آمریکا و اروپا می شوند جهنم تا در تبلیغات ضد امپریالیستی نظام که برای گروه‌های چپ و اسلامگرا در دنیا پخش می شوند جایی داشته باشد.

وقتی چنین کسی از زندانی در اروپا یا ایالات متحده بیرون بیاید بلافاصله وی را به پر خرج ترین دستگاه تبلیغاتی بین المللی جمهوری اسلامی (پرس تی وی) دعوت کرده و نه تنها برای داستان گویی به وی فرصت می دهند بلکه آنجا پست و مقام می گیرد و به رئیس آن موسسه تا آن حد نزدیک می شود که پس از رسیدن به مقام ریاست سازمان رادیو و تلویوین دولتی به عنوان چشم و گوش وی استخدام می شود یا به مقام وزارت علوم یا دیگر سازمان‌ها و دستگاه‌ها می رسد (مثل فرهاد دانشجو)، گویی پست‌های مدیریتی کشور شکلاتی برای هدیه دادن به کسانی است که به فعالیت‌های تروریستی و غیر قانونی در کشورهای دیگر دست زده‌اند.

نقش دستگاه‌های امنیتی

دستگاه‌های امنیتی در این قهرمان سازی‌ها در جهت دادن به دستگاه تبلیغاتی مستقیما دخالت دارند. به گفته‌ی سرافراز رئیس سازمان رادیو و تلویزیون دولتی «خانم میرقلی‌خان که سابقه پنج سال زندان در آمریکا به علت قصد خرید دوربین دید در شب را داشت به توصیه نهادهای امنیتی و سابقه کار رسانه‌ای همکاری خود را با شبکه پرس‌تی‌وی آغاز کرد.» (جام جم ۱۷ بهمن ۱۳۹۴) رئیس سازمان به درستی اتهام علیه این فرد معترف است ولی آن را با تغییر موضوع- از همسر قاچاقچی به مترجم- توجیه می کند: «پنج سال محکومیت زندان را در حالی گذراند که در جلسه خرید دوربین تنها به‌عنوان مترجم حضور داشت.» (همانجا) شهرام امیری توسط مقامات وزارت خارجه به عنوان قهرمان به جامعه ارائه و بعد توسط دستگاه‌های امنیتی به اتهام جاسوسی تعقیب و در نهایت توسط دستگاه قضایی اعدام شد. پرونده‌ی دری اصفهانی نیز در اختیار دستگاه‌های امنیتی است.

خلع قهرمان

همان دستگاه‌های امنیتی که با کمک دستگاه تبلیغاتی از قاچاقچیان و تروریست‌ها قهرمان می سازند قهرمان را از حیز انتفاع می اندازند چون خود به خوبی می دانند چگونه قهرمان قلابی را از نردبام بالا آورده‌اند. رئیس قبلی رادیو و تلویزیون دولتی این بخش را نیز به صراحت توضیح داده است: «عوامل یک دستگاه امنیتی با فراخواندن وی و بیان این ‌که چرا کتاب چاپ کرده یا چرا با رسانه‌ها مصاحبه کرده است، از خانم میرقلی‌خان خواستند کشور را ترک کند... ابتدا اتهام مضحک جاسوسی زدند و بعد که مدرک نداشتند، حرف خود را پس گرفتند. اتهامات و برچسب‌هایی که در برخی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی در مورد وی مطرح شده مانند جاسوسی، اختلاس، نفوذی و داشتن روابط نامشروع ناشی از بداخلاقی است. دیگر اتهامی نبود که به ایشان نچسبانده باشند.» (همانجا)

ظاهرا میر قلی خان پای خود را از محدوده‌اش دراز تر و با افرادی دیدار داشته که نباید دیدار می کرده است. او با مجتبی خامنه‌ای دیدار کرده و کتاب خود را به وی هدیه کرده بوده است (فیس بوک شخصی وی). همین امر دستگاه‌های امنیتی را به وی حساس تر کرده و عذرش را خواسته‌اند.

پایان یک ماموریت یا تصفیه‌ی سیاسی؟

در ماجرای میر قلی خان رئیس رسانه‌ی دولتی به جای توجه به پایان یافتن تادیخ مصرف قهرمان قلابی برای دستگاه‌های امنیتی، خواست برکناری وی را به حساب تصفیه حساب‌های سیاسی و اداری با سازمان رادیو و تلویزیون دولتی گذاشته است: «چنین برخورد و برجسته‌سازی آن در سطح برخی رسانه‌ها نشان می‌دهد طراحان عملیات روانی علیه رسانه ملی پروژه ویژه‌ای را در دست اقدام دارند این در حالی است که با گذشت یک ماه از موضوع و حتی برخوردهای غیرقانونی نظیر به سرقت بردن لپ‌تاپ و عکس‌های شخصی ایشان و عدم ارائه پاسخ قانع‌کننده و حتی ندادن یک برگ توضیح از سوی نهادهای ذی‌ربط لازم دانستم توضیحاتی را در این خصوص ارائه کنم.» (جام جم ۱۷ بهمن ۱۳۹۴) موجب شگفتی است که رئیس سازمان صدا و سیما از واکاوی دستگاه‌های امنیتی در زندگی خصوصی شهروندان ایرانی شگفت زده شده است در حالی که شبکه‌ی تحت اختیار وی در دوران ریاست بر پرس تی وی به پخش اعترافات اجباری گرفته شده توسط همین دستگاه‌ها می پرداخت.

در ماجرای شهرام امیری که به عنوان دانشمند هسته‌ای مطرح بود و مدتی از خارج از ایران زندگی کرد نیز همین سناریو دنبال شد. وقتی او به ایران برگشت به عنوان یک قهرمان از وی استقبال شد اما چندی بعد اعضای خانواده‌ی وی از سرنوشت وی ابراز بی اطلاعی کردند.

توهم قدرت مدیران

رئیس سابق رادیو تلویزیون دولتی از دستگاه‌هایی توضیح و پاسخگویی می طلبد که اصولا این کارها را در محدوده‌ی وظایف خود نمی دانند: «چنین برخوردی با ایشان غیرمنطقی بود... این آقایان بایستی توضیح دهند چرا با ایشان چنین برخوردی داشته‌اند.» (همانجا) ظاهرا مدیران جمهوری اسلامی حتی در حد رئیس سازمان صدا و سیما نمی دانند تحت نظر چه کسانی کار می کنند و اختیاراتشان تا چه محدود است. دستگاه‌های امنیتی و نظامی در ایران نقش تعیین کننده و فصل الخطاب را در این موضوعات دارند و وقتی کسی را برای همکاری با دستگاه‌های تبلیغاتی معرفی می کنند طبعا این حق را برای خود محفوظ می دارند که روزی وی را برکنار کنند.

در مورد دری اصفهانی نخست مقامات وزارت خارجه گزارش‌های مقامات امنیتی را که به خبرگزاری‌های نزدیک به آنها درز داده شده تکذیب کردند اما مقامات قضایی تحت تعقیب بودن وی را تایید کردند. این گونه تکذیب‌ها تاثیری در سیر پرونده نخواهد داشت. در مورد شهرام امیری حتی کسی زحمت تصحیح خبرهای ضد و نقیض را به خود نداد.

-------------------------------------

منبع:رادیو فردا


مجید محمدی

فهرست مطالب مجید محمدی  در سایت پژواک ایران 

*«جان اسنو» در تهران  [2017 Sep] 
*دشمنی اسلامگرایانه با غرب چه نتایجی دارد؟ [2017 Aug] 
*نظرسنجی‌هایی بدون ارزش علمی [2017 Aug] 
*علی شریعتی: ایدئولوگ نظام سرکوب  [2017 Jun] 
*گام دوم مهندسی انتخابات ۹۶: چینش نامزدها و جهت دادن به کارزارها  [2017 Apr] 
* مهندسی انتخابات ۹۶ آغاز شده است [2017 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2017 Apr] 
*جریان «اصولگرا»: واگرا و آشفته  [2017 Apr] 
*رسانه‌های فارسی‌زبان با مالیات شهروندان و منابع عمومی کشورهای غربی چه می‌کنند؟ [2017 Mar] 
*معضل محمد خاتمی برای «نظام»: ضعیف، کم آزار، اما غیر قابل اعتماد [2017 Feb] 
*چهار روایت شخصی از جنایات داعشی جمهوری اسلامی  [2017 Feb] 
*«آشتی ملی»؛ طرحی توخالی و بی حاصل برای تقرب به خامنه‌ای  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛ سیاست‌ورزی اسلامگرایانه در چارچوب ممکن‌ها [2017 Jan] 
*مهندسی غرور ملی با هیچ [2016 Dec] 
*ساختار آسیب‌های اجتماعی در ایران در سه نمودار [2016 Nov] 
*دوازده پرسش پیرامون چرایی و چگونگی پیروزی ترامپ و شکست کلینتون [2016 Nov] 
*واکنش ها به پیروزی ترامپ/ موج نارضایی‌ها، «نخبه‌گرایی، چند فرهنگ‌گرایی و جهان‌گرایی» را به عقب راند [2016 Nov] 
*کودک آزاری جنسی در پناه «بیت» المجرمان [2016 Oct] 
*جنگ با مردگان «غیر خودی»  [2016 Oct] 
*نهادهای پشتیبانی ایدئولوژیک برای استبداد مذهبی، تمامیت خواهی و کشورگشایی درایران  [2016 Oct] 
*مدیران جمهوری اسلامی در چه مواردی به اراذل و اوباش و لات‌ها متوسل می‌شوند؟  [2016 Oct] 
* انگاره بومی اداره و توسعه: واقعیت یا توهم؟ [2016 Sep] 
*میرقلی‌خان، امیری، دری اصفهانی: گامی کوچک از «قهرمان» تا «جاسوس»  [2016 Sep] 
*کدام‌یک اسلام را دزدیده‌اند: تروریست‌ها یا اصلاح‌طلبان؟ [2016 Jun] 
*نگاهی به نهادها و مبانی تصمیم‌گیری قوه قضائیه جمهوری اسلامی  [2016 May] 
*یک دیدار معمولی، یک عکس عادی، و موجی از اتهام و اعتراض [2016 May] 
*عرصه‌های جدیدی که روحانیت شیعه در نوردیده [2016 Apr] 
*ویروس ضد امریکایی؛ برندگان و بازندگان [2016 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2016 Apr] 
*چرا در انتخابات مهندسی‌شده شرکت می‌کنند؟ [2016 Mar] 
*پدیده های قابل توجه و شگفت انگیز در نتایج انتخابات ۹۴ [2016 Feb] 
*انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا تمامیت‌خواه [2016 Feb] 
*چهار دلیل برای ترغیب به مشارکت در انتخابات ۹۴ و نقد آنها  [2016 Feb] 
*تصویب توافق اتمی در ایران: مجلس یا شورای امنیت ملی؟  [2015 Aug] 
*رژیم خمینی چگونه تداوم یافت؟ [2015 Jun] 
*نظام بی‌شرم جمهوری اسلامی: شرم، سیری چند؟ [2015 Mar] 
*قاسم سلیمانی: «الهه مهربانی»، «سردار عارف» یا فرمانده ترور؟ [2015 Mar] 
*معجزه‌ی حکومت ولایی شیعی: یزید نقش امام حسین را بازی می‌کند [2014 Sep] 
*موضوعاتی که صدای آمريکا پوشش نمی‌دهد يا در اولويت آن نيست [2014 Sep] 
*بی بی سیزاسیون صدای امریکا [2014 Sep] 
*داعش، «سپاه قدس» اسلام‌گرایان سنی [2014 Jun] 
*مسجدسازی دولتی به جای ساخت مسکن عمومی [2014 Mar] 
*افسانه‌ی کمبود روحانی شيعه در ايران، مجيد محمدی [2014 Feb] 
*برنامه‌ تلويزيونی روحانی و پنج بازنمايی از وضعيت دولت  [2014 Feb] 
*رژیم تحریم علیه تحریم [2013 Sep] 
*ملی‌گرايی تکثرستيز: ضد غرب و پرونده‌ساز [2013 Aug] 
*سياست‌ورزیِ تهی از شرم [2013 Jul] 
*چرا سفر به ایران را تحریم نمی کنید؟ [2013 Jul] 
*شان يونسکوی رضا داوری: ننگ و آه [2013 Jul] 
*توهمات علی خامنه‌ای [2013 Apr] 
*علی خامنه‌ای و دروغ‌ها، رجزخوانی‌ها و مدعیات بی اساسش [2013 Apr] 
*بخش فلسفه‌ی دانشگاه تهران، دکان علم‌فروشی و مدرک‌سازی [2013 Apr] 
*فرسایش بنیان‌ها و پیوندهای اجتماعی در ایران [2012 Dec] 
*ناشر غير امين و تبليغات سياسی [2012 Jun] 
*تندیس‌های تنفر، اسلام رحمانی و مخاطرات امنیتی اسلام سیاسی [2012 May] 
*خلائق را از براندازی ولایت فقیه می ترسانند [2012 Apr] 
*«جامعه‌ ايران در سراشيبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی»  [2012 Mar] 
*مطالعات خاورمیانه یا بسط تنفر، بی خیالی و پرده پوشی [2012 Mar] 
*روشنفکران دینی و مقدسات مردم [2012 Mar] 
*آمريکاستيزی روشنفکران ـ فعالان چپ ايرانی: سندرم "از موضع بالا" [2012 Mar] 
*امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ [2012 Feb] 
*مشکلات دروازه بانان سابق رسانه‌ها [2012 Jan] 
*کارنامه‌ی سياه و سوگناک دين سازمان‌يافته [2011 Dec] 
*صدايش را در نخواهند آورد [2011 Dec] 
*دين سازمان‌يافته، مروج تنفر و تبعيض [2011 Dec] 
*بیست روش گریز از پاسخ گویی: نقدی بر گزارش جمهوری اسلامی به کمیته حقوق بشر سازمان ملل [2011 Dec] 
*آیا بدون دین سازمان یافته، دنیای بهتری نمی داشتیم؟ [2011 Nov] 
*همه از دولت‌ها پول می گیرند، اما ...  [2011 Nov] 
*در جستجوی فرزندان از دست رفته  [2011 Nov] 
*رهبر بعدی چگونه تعیین خواهد شد؟  [2010 Jun] 
*يک دروغ بزرگ ديگر؛ فساد اخلاقی ساختاری غرب [2010 May] 
*جنبش سبز: اسلامگرا یا سکولار  [2010 May] 
*شهرنشينی، دانشگاه و طبقه متوسط: تهديدات امنيتی عليه ولايت فقيه [2010 Apr] 
*از ربانی سالاری به اوباش سالاری؛ تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی  [2010 Mar] 
*رهبر جمهوری اسلامی و مداحی به قصد تقرب  [2010 Feb] 
*هشت تحليل غلط؛ پيش و پس از انتخابات رياست جمهوری  [2010 Feb] 
*زمان محاکمه‌ی خامنه‌ای در دادگاه جنایی بین‌المللی فرا رسیده است  [2009 Jul] 
* الگوهای رایج فریب‌کاری در نظام جمهوری اسلامی  [2009 Feb]