امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ
مجید محمدی

علی رغم سقوط امپراطوری دروغ و توهم و اعتراف گیری و خشونت (اتحاد جماهیر شوروی) میراث آن همچنان در میان جریان چپ زنده است. بیگانه هراسی، توطئه اندیشی (البته فقط منحصر به توطئه‌ی سرمایه داری است)، و تقسیم جهان به امپریالیست و ضد امپریالیست هنوز بخشی لاینفک از ادبیات این جریان است. همان طور که اگر تعبیر "دشمن" را از خامنه‌ای و فرماندهانش بگیریم زبانشان در عالم سیاست لکنت پیدا می کند و بیش از نود درصد سخنانشان تبخیر می شود اخذ تعبیر امپریالیست از جریان چپ کمونیستی/سوسیالیستی و اسلامگرایی سوسیالیست/میلیتاریست نیز آن را دچار مشکل سخن گویی خواهد کرد.

تصور کنید که امروز با چند شهاب سنگ آسمانی ایالات متحده و اروپای غربی به علاوه‌ی اسرائیل از سطح کره‌ی زمین محو شوند. از روز بعد رژیم‌های دیکتاتوری در ایران، کوبا، کره‌ی شمالی، سوریه و ونزوئلا مشکلاتشان را به گردن چه کشورهایی خواهند انداخت و برای سرکوب مخالفان به چه مستمسک‌هایی متوسل خواهند شد یا چپ‌ها فقر و بیماری و بی عدالتی‌های جهان را به که نسبت خواهند داد؟ البته تا کشور دیگری در دنیا وجود دارد می توان یک "پدرسوخته‌ی بی شرف" پیدا کرد اما آیا می توان آن را به مقام امپریالیسم ارتقا داد؟ آیا جزیره‌ی برمودا یا کشور خیالی آتلانتیس جای امپریالیسم موجود را نخواهد گرفت؟

میل همگانی به سلطه جویی

میل به سلطه همانند حرص به دنیاست و همانند استعداد (به تعبیر دکارت در اولین عبارت کتاب گفتاردر روش خود) به تساوی میان آدمیان تقسیم شده است. خامنه‌ای و بشار اسد به همان اندازه سلطه جویند که سارکوزی و جرج دبلیو بوش با این تفاوت که در دمکراسی‌ها می توان رهبران سیاسی را با اندکی فعالیت غیر خشونت آمیز محدود کرد و تغییر داد و در غیر دمکراسی‌ها به راحتی نمی توان چنین کرد. مشکل تقسیم آدمیان یا جوامع و کشورها به امپریالیست و ضد امپریالیست (در مقام شر و خیر) آن است که واقعیت سلطه جویی را در یک طرف ماجرا بیان می کند و طرف دیگر را در هاله‌ای از نور یا ابهام می پوشاند تا به سطح قدرت الهی و خلقی ارتقا دهد.

تنها دمکراسی و آزادی بیشتر است که می تواند غول سلطه جویی را مهار کند و بنا براین بهتر است جوامع و کشورها را به دمکرات و غیر دمکرات و لیبرال و غیر لیبرال تقسیم کنیم و تلاش کنیم با شاخص‌هایی میزان دمکراسی و آزادی را در آنها اندازه بگیریم تا کار داوری ما آسان شود. تقسیم کشورها به امپریالیست و ضد امپریالیست کمک شایانیست به نیروهای ضد دمکرات و ضد لیبرال برای به حاشیه بردن این معیارهای بهداشتی برای تمایزگذاری میان کشورها و جوامع. مشکل ضد امپریالیست‌هایی که ساکن جوامع لیبرال و دمکرات هستند آن است که با استفاده از آزادی در این جوامع آزادی را به عنوان معیار اصلی به حاشیه می رانند.

اگر همگان در یک ویژگی اشتراک دارند دیگر اطلاق آن به یک بازیگر جفاست. و اگر همه در این ویژگی اشتراک دارند استفاده از آن دیگر نقش تبیینی ندارد و برای استفاده از آن باید به دنبال معیارهای دیگری گشت. جریانی که قید امپریالیست یا "همسو با امپریالیست" یا "همسو با بیگانه" را به مخالف خود اطلاق کرده هر جا قدرتی به چنگ آورده خود به همان ترتیب و حتی بدتر عمل کرده است. لیبرال دمکراسی‌ها بر اساس تنفر از بیگانه و مبارزه برای کسب سلطه ‌ی بیشتر در دنیا شکل نگرفته‌اند. بنا براین اطلاق این قید نه تنها کمکی به جریان دمکراسی خواهی و ازادی طلبی نمی کند بلکه برای آن مضر است. این تعبیر صرفا به کار به زیر قالی فرستادن بخشی از واقعیت یعنی تمایلات سلطه طلبانه‌ی جریان چپ می آمده است.

همپیمان با دیکتاتورها

کارکرد دیگر تعبیر امپریالیسم همپیمان سازی یا جلوگیری از همپیمانی است. جریان چپ از این تعبیر برای ارعاب گروه‌های اپوزیسیون از کشورهای استبدادی که خواسته‌اند با دمکراسی‌های غربی (دولت و جامعه ی مدنی) همپیمان شوند و دیکتاتوری‌ها را سرنگون سازند بهره گرفته اما خود در همپیمانی با دول استبدادی همواره پیشقدم بوده‌ است. همپیمانی با دول چین و روسیه و ونزوئلا و عکس یادگاری گرفتن با سلاخ‌ها و قضابانی مثل چاوز و قذافی و خامنه‌ای و کاسترو افتخار است (رجوع کنید به انبوه عکس‌های یادگاری چپ‌های امریکایی و غیر امریکایی با این قهرمانان ضد امریکایی) اما اگر کسی با سارکوزی و کامرون و اوباما که همه منتخب مردمانشان هستند نزدیک شد می شود لکه‌ی ننگ و جریان "همسو" و ستون پنجم دشمن.

در نظام فکری چپ‌های ضد امپریالیست، راهپیمایی در کنار همفکران مشایی و احمدی نژاد و مصباح در نیویورک (ذیل عنوان صلح طلبی) (و البته چپ‌های امریکایی که چاوز و کاسترو را به رهبران منتخب خود ترجیج می دهند) حرکتی ضد امپریالیستی اما شرکت در کنفرانسی در موسسات دانشگاهی در کنار دانشگاهیانی از اسرائیل یا دانشگاهیان امریکایی یهودی خدمت به امپریالیسم و صهیونیزم است. بر اساس دیدگاه ضد امپریالیستی (که همپیمانان شما را مشخص می کند) پیاده روی با هموطنان ناقض حقوق بشر یا بهره گیر از ارتباط با ناقضان حقوق بشر شهروندان ایرانی بهتر از نشستن در یک جلسه در کنار غیر هموطنان است. جمهوری اسلامی با همین معیارها در کنار اسد و چاوز و کاسترو و کیم ایل (ها) قرار گرفته و با همین معیارها دانشگاهیان کشور را که در کنفرانس‌های بین المللی شرکت می کنند جاسوس و فریب خورده می نامد.

ادبیات لجن مالی

امپریالیست برادر بزرگ تعابیری مثل صهیونیست، نوکر اجنبی، فراماسون، بیگانه پرست، صدای دشمن، خائن، ستون پنجم، دست نشانده، جاسوس، حقوق بگیر، مزدور، ورشکسته و مانند آنها در ادبیات سیاسی چپ ضد امپریالیست است (برای نمونه‌های این ادبیات لازم نیست به سراغ حزب توده و همپیمانانش یا دیگر احزاب کمونیستی بروید. کافی است سری بزنید به دو نوشته‌ی اخیر حمید دباشی و جوزف مساد در سایت انگلیسی الجزیره در باب ایران و سوریه به ترتیب تحت عنوان "ستون پنجم از نوع پست مدرن" و "امپریالیسم، استبداد و دمکراسی در سوریه"). چپ ضد امپریالیست در ایران توانست مبشر به صحنه آمدن و ارتقای تعابیر مذهبی از این دست (مثل منافق، کافر، مرتد، ، فتنه گر، منحرف، بی دین، زانی، حرام لقمه، حرام زاده، بی نماز، شرابخوار) به بخشی از ادبیات سیاسی اسلامگرایی اقتدارگرا و ضد تکثر باشد.

این ادبیات تنها با حذف مخالف و منتقد از جوش و خروش می افتد. انرژی حیاتی این ادبیات متوجه به جویدن خرخره‌ی منتقدان و کشتن آنها در پشت ون وزارت اطلاعات یا سنگسار و اعدام خیابانی یا خفه کردن شهروندان در حوض آب به اتهام راه رفتن در خیابان بدون عقد شرعی است. این ادبیات است که برای کسانی که دوست نمی دارد چوبه‌های دار برپا می کند. گزینش ایدئولوژیک، تصفیه، سانسور و همه‌ی بلایای حکومت های دیکتاتوری ریشه در بنیادهای این نوع نگاه به عالم و آدم دارند.

انتخاب نادرست

برای پیشگیری از رفتارهای نادرستی مثل حمله‌ی به عراق در سال 2003 یا داوری در باب آنها نیازی به ادبیات ضد امپریالیستی نداریم. اخلاق انسانی، حقوق بین الملل موجود و منشور حقوق بشر برای داوری کافی است. برای کاهش رنج بشر نیازی به درست کردن شیطان‌های تازه یا احیای شیطان‌های قدیمی (مثل امپریالیست‌ها یا فراماسون‌ها) نداریم. می توان سیاست خارجی دولت ایالات متحده یا بریتانیا را بدون تمسک به واژه‌ای ایدئولوژیک و شیطانی در ادبیات چپ مثل امپریالیسم یا فراماسونری نقد کرد و نقاط قوت و ضعف آن را بیان کرد. موثرترین منتقدان سیاست خارجی امریکا نه ضد امپریالیست‌ها بلکه خود لیبرال‌ دمکرات‌ها بوده‌اند. آزادی‌گرایان (لیبرتاریان‌ها) با منطقی بسیار سازگار تر خواهان عدم مداخله‌ی ایالات متحده در عرصه‌ی جهانی بوده‌اند.


منبع:گویا نیوز


مجید محمدی

فهرست مطالب مجید محمدی  در سایت پژواک ایران 

*سپنتا نیکنام و مرگ حاکمیت قانون و حقوق شهروندی  [2017 Nov] 
*اصلاحات سال‌ها پیش مُرد. همین!  [2017 Oct] 
*«جان اسنو» در تهران  [2017 Sep] 
*دشمنی اسلامگرایانه با غرب چه نتایجی دارد؟ [2017 Aug] 
*نظرسنجی‌هایی بدون ارزش علمی [2017 Aug] 
*علی شریعتی: ایدئولوگ نظام سرکوب  [2017 Jun] 
*گام دوم مهندسی انتخابات ۹۶: چینش نامزدها و جهت دادن به کارزارها  [2017 Apr] 
* مهندسی انتخابات ۹۶ آغاز شده است [2017 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2017 Apr] 
*جریان «اصولگرا»: واگرا و آشفته  [2017 Apr] 
*رسانه‌های فارسی‌زبان با مالیات شهروندان و منابع عمومی کشورهای غربی چه می‌کنند؟ [2017 Mar] 
*معضل محمد خاتمی برای «نظام»: ضعیف، کم آزار، اما غیر قابل اعتماد [2017 Feb] 
*چهار روایت شخصی از جنایات داعشی جمهوری اسلامی  [2017 Feb] 
*«آشتی ملی»؛ طرحی توخالی و بی حاصل برای تقرب به خامنه‌ای  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛ سیاست‌ورزی اسلامگرایانه در چارچوب ممکن‌ها [2017 Jan] 
*مهندسی غرور ملی با هیچ [2016 Dec] 
*ساختار آسیب‌های اجتماعی در ایران در سه نمودار [2016 Nov] 
*دوازده پرسش پیرامون چرایی و چگونگی پیروزی ترامپ و شکست کلینتون [2016 Nov] 
*واکنش ها به پیروزی ترامپ/ موج نارضایی‌ها، «نخبه‌گرایی، چند فرهنگ‌گرایی و جهان‌گرایی» را به عقب راند [2016 Nov] 
*کودک آزاری جنسی در پناه «بیت» المجرمان [2016 Oct] 
*جنگ با مردگان «غیر خودی»  [2016 Oct] 
*نهادهای پشتیبانی ایدئولوژیک برای استبداد مذهبی، تمامیت خواهی و کشورگشایی درایران  [2016 Oct] 
*مدیران جمهوری اسلامی در چه مواردی به اراذل و اوباش و لات‌ها متوسل می‌شوند؟  [2016 Oct] 
* انگاره بومی اداره و توسعه: واقعیت یا توهم؟ [2016 Sep] 
*میرقلی‌خان، امیری، دری اصفهانی: گامی کوچک از «قهرمان» تا «جاسوس»  [2016 Sep] 
*کدام‌یک اسلام را دزدیده‌اند: تروریست‌ها یا اصلاح‌طلبان؟ [2016 Jun] 
*نگاهی به نهادها و مبانی تصمیم‌گیری قوه قضائیه جمهوری اسلامی  [2016 May] 
*یک دیدار معمولی، یک عکس عادی، و موجی از اتهام و اعتراض [2016 May] 
*عرصه‌های جدیدی که روحانیت شیعه در نوردیده [2016 Apr] 
*ویروس ضد امریکایی؛ برندگان و بازندگان [2016 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2016 Apr] 
*چرا در انتخابات مهندسی‌شده شرکت می‌کنند؟ [2016 Mar] 
*پدیده های قابل توجه و شگفت انگیز در نتایج انتخابات ۹۴ [2016 Feb] 
*انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا تمامیت‌خواه [2016 Feb] 
*چهار دلیل برای ترغیب به مشارکت در انتخابات ۹۴ و نقد آنها  [2016 Feb] 
*تصویب توافق اتمی در ایران: مجلس یا شورای امنیت ملی؟  [2015 Aug] 
*رژیم خمینی چگونه تداوم یافت؟ [2015 Jun] 
*نظام بی‌شرم جمهوری اسلامی: شرم، سیری چند؟ [2015 Mar] 
*قاسم سلیمانی: «الهه مهربانی»، «سردار عارف» یا فرمانده ترور؟ [2015 Mar] 
*معجزه‌ی حکومت ولایی شیعی: یزید نقش امام حسین را بازی می‌کند [2014 Sep] 
*موضوعاتی که صدای آمريکا پوشش نمی‌دهد يا در اولويت آن نيست [2014 Sep] 
*بی بی سیزاسیون صدای امریکا [2014 Sep] 
*داعش، «سپاه قدس» اسلام‌گرایان سنی [2014 Jun] 
*مسجدسازی دولتی به جای ساخت مسکن عمومی [2014 Mar] 
*افسانه‌ی کمبود روحانی شيعه در ايران، مجيد محمدی [2014 Feb] 
*برنامه‌ تلويزيونی روحانی و پنج بازنمايی از وضعيت دولت  [2014 Feb] 
*رژیم تحریم علیه تحریم [2013 Sep] 
*ملی‌گرايی تکثرستيز: ضد غرب و پرونده‌ساز [2013 Aug] 
*سياست‌ورزیِ تهی از شرم [2013 Jul] 
*چرا سفر به ایران را تحریم نمی کنید؟ [2013 Jul] 
*شان يونسکوی رضا داوری: ننگ و آه [2013 Jul] 
*توهمات علی خامنه‌ای [2013 Apr] 
*علی خامنه‌ای و دروغ‌ها، رجزخوانی‌ها و مدعیات بی اساسش [2013 Apr] 
*بخش فلسفه‌ی دانشگاه تهران، دکان علم‌فروشی و مدرک‌سازی [2013 Apr] 
*فرسایش بنیان‌ها و پیوندهای اجتماعی در ایران [2012 Dec] 
*ناشر غير امين و تبليغات سياسی [2012 Jun] 
*تندیس‌های تنفر، اسلام رحمانی و مخاطرات امنیتی اسلام سیاسی [2012 May] 
*خلائق را از براندازی ولایت فقیه می ترسانند [2012 Apr] 
*«جامعه‌ ايران در سراشيبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی»  [2012 Mar] 
*مطالعات خاورمیانه یا بسط تنفر، بی خیالی و پرده پوشی [2012 Mar] 
*روشنفکران دینی و مقدسات مردم [2012 Mar] 
*آمريکاستيزی روشنفکران ـ فعالان چپ ايرانی: سندرم "از موضع بالا" [2012 Mar] 
*امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ [2012 Feb] 
*مشکلات دروازه بانان سابق رسانه‌ها [2012 Jan] 
*کارنامه‌ی سياه و سوگناک دين سازمان‌يافته [2011 Dec] 
*صدايش را در نخواهند آورد [2011 Dec] 
*دين سازمان‌يافته، مروج تنفر و تبعيض [2011 Dec] 
*بیست روش گریز از پاسخ گویی: نقدی بر گزارش جمهوری اسلامی به کمیته حقوق بشر سازمان ملل [2011 Dec] 
*آیا بدون دین سازمان یافته، دنیای بهتری نمی داشتیم؟ [2011 Nov] 
*همه از دولت‌ها پول می گیرند، اما ...  [2011 Nov] 
*در جستجوی فرزندان از دست رفته  [2011 Nov] 
*رهبر بعدی چگونه تعیین خواهد شد؟  [2010 Jun] 
*يک دروغ بزرگ ديگر؛ فساد اخلاقی ساختاری غرب [2010 May] 
*جنبش سبز: اسلامگرا یا سکولار  [2010 May] 
*شهرنشينی، دانشگاه و طبقه متوسط: تهديدات امنيتی عليه ولايت فقيه [2010 Apr] 
*از ربانی سالاری به اوباش سالاری؛ تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی  [2010 Mar] 
*رهبر جمهوری اسلامی و مداحی به قصد تقرب  [2010 Feb] 
*هشت تحليل غلط؛ پيش و پس از انتخابات رياست جمهوری  [2010 Feb] 
*زمان محاکمه‌ی خامنه‌ای در دادگاه جنایی بین‌المللی فرا رسیده است  [2009 Jul] 
* الگوهای رایج فریب‌کاری در نظام جمهوری اسلامی  [2009 Feb]