پا گذاشتن جمهوری اسلامی جای پای شوروی
 

پا گذاشتن جمهوری اسلامی جای پای شوروی
مجید محمدی

مجید محمدی، تحلیلگر سیاسی در مقاله ای که برای صفحه ناظران میگویند نوشته است به مقایسه سال های آخر شوروی با ایران کنونی پس از سرکوب راه اصلاحات پرداخته که نتیجه ناگزیر آن فروپاشی درونی حکومت است.
علی خامنه‌ای و تمامیت خواهان همراه او در دوران بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به دقت مراقب بوده‌اند که مبادا با رشد گروه‌های دمکراسی‌خواه، ارتباط نهادهای مدنی و دانشگاه‌ها و رسانه‌ها با خارج از کشور و نفوذ گفتمان‌های غربی (مثل حقوق بشر، شفافیت و پاسخگویی حکومت، رسانه‌ها و بازار آزاد) و برخی اصلاحات (مثل پروسترویکا و گلاسنوست گورباچف) تجربه آن کشور در ایران تکرار شود.
اما آنها در ۲۸ سال گذشته از علل واقعی و اصلی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی غفلت کرده‌اند. اتحاد جماهیر شوروی نه به دلیل برنامه‌ریزی غربی‌ها یا غرب‌زده بودن فعالان سیاسی و حقوق بشر و روزنامه نگاران و دانشجویان یا برخی اصلاحات از بیرون هدایت شده، بلکه به علل زیر فروپاشید:
شورویحق نشر عکسGETTY IMAGESImage captionدر دنیای امروز کشوری که تولیدات صنعتی و کشاورزی ندارد نمی‌تواند رقابت‌های دراز مدت نظامی را در رقابت با دنیای صنعتی توسعه یافته تاب بیاورد؛ در گذار از کارتر به ریگان در سال ۱۹۸۰ دوران خشنودسازی و کنار آمدن با "امپراطوری شر" نیز به پایان رسید و رقابت‌ها تشدید شد
۱) فقر و فساد و ناکارآمدی و فلاکت عمومی (ناشی از سیاست‌های نادرست) که جمعیت (بالاخص در جمهوری‌های حاشیه‌ای) را از لحاظ اقتصادی همیشه در شرایط دشوار و ناراضی نگاه می‌داشت؛ مردم این کشور برای تهیه مایحتاج ابتدایی خویش مشکل داشتند؛ درآمد سرانه در اتحاد جماهیر شوروی در طی سال‌های نیمه اول دهه هشتاد در حدود شش هزار دلار بود در حالی که این رقم در ایالات متحده از حدود ۱۹ هزار دلار در آغاز دهه شروع شد و به حدود ۲۱ هزار دلار در نیمه دهه رسید.
۲) رهبران سیاسی باورمند به "نظام" پیر و ایدئولوژی زدایی شده بودند و نسلی تازه قدرت گرفته بود که هیچ نسبتی با مبانی انقلابی "نظام" نداشت؛ نسل تازه در حباب فساد و امتیازات ویژه و اتکا بر ماشین سرکوب و ارعاب زندگی می‌کرد نه در دنیای آرمان‌گرایانه مارکس و لنین؛ رهبران حزبی به اسم عدالت و کارگر منابع قدرت و ثروت و منزلت را در کاست حکومتی متمرکز کرده و به کسب و کار تبلیغات و جهان گشایی مشغول بودند.
۳) رقابت تسلیحاتی با کشورهای غربی که همه از رشد اقتصادی بالایی برخوردار بودند و می‌توانستند بدون ایجاد نارضایی عمومی هزینه‌های جنگ سرد را تحمل کنند. در دنیای امروز کشوری که تولیدات صنعتی و کشاورزی ندارد نمی‌تواند رقابت‌های دراز مدت نظامی را در رقابت با دنیای صنعتی توسعه یافته تاب بیاورد؛ در گذار از کارتر به ریگان در سال ۱۹۸۰ دوران خشنودسازی و کنار آمدن با "امپراطوری شر" نیز به پایان رسید و رقابت‌ها تشدید شد.
۴) پرداخت هزینه‌های سنگین مداخلات خارجی از جمله در افغانستان در کنار پایین آمدن درآمدهای شوروی از نفت و گاز در دهه هشتاد (قیمت نفت با بشکه ای کمتر از ۲۰ دلار) که کمر دولت را شکست. بنا به برخی تخمین‌ها در دوران ۹ ساله اشغال افغانستان، اتحاد جماهیر شوروی بیش از ۵۰ میلیارد دلار هزینه کرد. اصلاحات گورباچف تلاشی برای بیرون آمدن از این مخصمه بود و نه نزدیکی به غرب که در نهایت روند فروپاشی را تسریع کرد.
 
وضعیت امروز ایران بسیار شبیه به اتحاد جماهیر شوروی در اوایل دهه هشتاد است:
۱) بیش از یک سوم جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق، یک چهارم در "بدمسکنی" یا "حاشیه نشینی"، چهل میلیون نفر نان خور (بخور و نمیر) دولت، نیمی از جمعیت بدون مشارکت اقتصادی، و شمار زیادی از کودک و نوجوان بازمانده از تحصیل در خیابان‌ها رها هستند. هزاران کودک روزانه به زباله گردی مشغولند و ۱۵۰ هزار معتاد در کوچه‌ها و خیابان‌ها می‌خوابند. درآمد سرانه ایرانیان در سال ۱۳۹۵ حدود پنج هزار دلار بوده و روندها حاکی از کاهش آن در سال‌های آینده است.
۲) نسل انقلابی سال ۵۷ امروز حدود شصت سال به بالا سن دارد. نیروهای جوانی که در قشر حاکم حضور دارند همه از اعضای خانواده و نزدیکان نسل قبلی هستند. این نیروها صرفا از منابع تاراج شده برخوردارند و انگیزه و انرژی چندانی برای جنگیدن بر سر اسلامگرایی ندارند. رعایت سبک زندگی مورد نظر حکومت برای آنها تنها لباس فرم و درست کردن نمای بیرونی است و نه رعایت محدودیت‌ها از سر باور. فرزندان عارف (ژن خوب)، قالیباف، حداد عادل و هاشمی رفسنجانی را که همه مقامی در نهادهای دولتی و خصولتی دارند با پدرانشان مقایسه کنید. بسیاری از فرزندان نیروهای دادستانی و وزارت اطلاعات هم اگر به کانادا و استرالیا و بریتانیا مهاجرت نکرده باشند، وقت خود را در دبی و ارمنستان و آنتالیا در کلوپ‌های شبانه می‌گذرانند.
۳) برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی صدها میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیر مستقیم (فرصت‌های از دست رفته) برای کشور به بار آورد. برنامه موشکی نیز برنامه‌ای پر هزینه بوده و خواهد بود. تحریم‌های هسته‌ای و موشکی نه تنها هزینه کسب دانش و تجهیزات این برنامه‌ها را چند برابر کرده بلکه کشور را از درآمد و سرمایه گذاری محروم می‌کند. در حوزه سلاح‌های متعارف نیز سیل سلاح‌های چینی و روسی و کره‌ای (شمالی) به کشور در حال سرازیر شدن است. دیدارهای پوتین از تهران و خامنه‌ای نه به دلیل چهره مسیحایی خامنه‌ای (آنچه از قول پوتین در مورد خامنه‌ای نقل شد) بلکه برای فروش سلاح‌های روسی به تهران است. در باب رقم خریدهای نظامی مردم ایران کاملا در بی اطلاعی به سر می‌برند.
با روی کار آمدن ترامپ دوران سیاست خشنودسازی اوباما در برابر جمهوری اسلامی نیز به پایان رسید و همین موضوع بر میزان بودجه نظامی جمهوری اسلامی افزود. بودجه پیشنهادی کل کشور برای سال ١۳۹۷ با احتساب قیمت‌های جاری فقط ۷.۳ در صد رشد نشان می‌دهد، اما بودجه پیشنهادی دفاعی کشور حدود ۳۳ درصد و بودجه سپاه پاسداران در حدود ۴۲ درصد افزایش یافته است. بودجه سپاه پاسداران با افزایش ۲.١١هزار میلیارد تومانی (حدود سه میلیارد دلار) از رقم حدود ۵.١۵ هزار میلیارد تومان در سال ١۳۹۶ به حدود ۷.۲۶ هزار میلیارد تومان در لایحه بودجه سال ١۳۹۷ افزایش یافته است.
این افزایش‌ها به یک سال محدود نمی‌شود. در بودجه سال ۱۳۹۴ جمهوری اسلامی در عین ثابت ماندن بودجه ستاد مشترک ارتش از سال ۹۳ به سال ۹۴ و اصولا انقباضی بودن بودجه، بودجه ستاد مشترک سپاه از ۱۱.۵ هزار میلیارد به ۱۷.۵ هزار میلیارد افزایش یافت. (حدود ۳۰ درصد) همچنین بودجه نظامی کشور از ۲۱ هزار میلیارد تومان به ۲۸ هزار میلیارد تومان افزایش.
۴) مقامات جمهوری اسلامی سرمست از موشک‌هایی که خریده‌اند یا ساخته‌اند یا عکس‌هایی که قاسم سلیمانی در عراق و سوریه می‌گیرد، مداخلات خارجی نظامی با سالانه حدود ۶ تا ۱۰ میلیارد دلار را بر بودجه کشور تحمیل می‌کنند در حالی که درآمدهای نفتی از اوایل دهه نود حتی بدون تحریم‌ها به حدود یک سوم کاهش یافته است. خزانه کشور توسط هزینه‌های جاری و فساد مقامات دولتی و حکومتی مکیده شده و جایی برای ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی باقی نمی‌گذارد. جمهوری اسلامی علی رغم همه این افزایش‌ها، نمی‌تواند در خرید سلاح با عربستان سعودی و امارات رقابت کند. به دلیل همین رقابت‌های ناکام است که هزینه‌های عمرانی دولت در سال‌های دهه نود به حدود دو درصد کل بودجه رسید (آنچه تخصیص می‌یابد و نه آنچه روی کاغذ است).
بودجه عمرانی روی کاغذ برای سال ۹۷ حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان در نظر گرفته شده (اول ۷۸ هزار میلیارد تومان بود که ۱۸ هزار آن حذف شد) که در مقایسه با رقم ۱۲۰۰ هزار میلیارد تومانی بودجه می‌شود حدود ۵ درصد. هرجا هم که دولت کم بیاورد از این بودجه بر می‌دارد. اختصاص ۲۰ میلیارد تومان برای ۲۹۳ طرح عمرانی در بودجه پیشنهادی دولت برای سال ۹۷ به معنای عدم چنین طرح‌هایی در بودجه است. حداقل اعضای شورای شهر تهران از این صراحت برخوردارند که بگویند "مردم نباید از ما انتظار پروژه‌هایی در گذشته از جمله تونل‌ و بزرگراه را داشته باشند چراکه برای احداث چنین پروژه‌هایی پولی نداریم." (حق شناس، تسنیم ۲۱ آذر ۱۳۹۶)
بودجه عمومی کشور بدون توجه به توسعه کشور در طی دو دهه حدود ۴۰ برابر شده است (از سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۷، تسنیم ۲۵ آذر ۱۳۹۶). سه دیوانسالاری اداری، نظامی و دینی منابع کشور را می‌مکند بدون این که متناسب با آن خدماتی ارائه دهند. دیوانسالاری اداری منابع را در چارچوب فساد و اتلاف منابع هدر می‌دهد. دیوانسالاری دینی منابع را هزینه تبلیغات مذهبی و قدرتمندسازی نهادهای دینی با ساختن مسجد و مدرسه علمیه و تربیت روحانی می‌کند. همچنن روحانیون به یکی از ثروتمندترین و برخوردارترین اقشار جامعه تبدیل شده‌اند. دیوانسالاری نظامی هم در پی گسترش حوزه نفوذ و جاه طلبی و گسترش طلبی است.
دولت و حکومت در ایران در حیطه ارائه خدمات کاری را که انجام نمی‌دهد به قیمت بسیار بالا می‌فروشد. بسیاری از مقامات به هزینه گسترش طلبی برای کشور وقوف دارند: "از نظر سیاسی و نظامی در بهترین شرایط منطقه قرار داریم، اما از نظر اقتصادی مشکلات حادی داریم." (عضو مجلس از مشکین شهر، خبر آنلاین ۲۶ آذر ۱۳۹۶) اما این راهی است که یک ایدئولوژی گسترش طلبانه در برابر آنها گذاشته است.
بی بی سیImage captionبا روی کار آمدن ترامپ دوران سیاست خشنودسازی اوباما در برابر جمهوری اسلامی نیز به پایان رسید و همین موضوع بر میزان بودجه نظامی جمهوری اسلامی افزود
نسیم ۲۵ آذر ۱۳۹۶
علیرغم این افزایش‌های آسمان خراشی، دولت آن چنان مستاصل است که در قالب بودجه پیشنهادی ۹۷ میزان عوارض خروج از کشور را سه تا شش برابر کرده، می‌خواهد یارانه ۳۰ میلیون نفر را قطع کند، از بودجه توسعه و تجهیز مدارس ۱۹ درصد کاسته شده و قیمت بنزین را نیز می‌خواهد ۵۰ درصد افزایش دهد. بنا به پیشنهاد کمیسیون بودجه مجلس قرار است قیمت خرید خدمت سربازی برای افراد دارای مدارک تحصیلی زیر دیپلم، دیپلم، فوق دیپلم و لیسانس دو برابر و قیمت خرید خدمت سربازی افراد دارای مدارک فوق لیسانس تا دکترای تخصصی رشته‌های علوم پزشکی و بالاتر سه برابر شود.
ایران به شدت از فقدان سرمایه گذاری و کسب کار رنج می‌برد و از سوی دیگر سرمایه‌ها خرج کشورگشایی‌ها و فسادها و اتلاف‌ها می‌شود. اینها در کنار هم نسخه فروپاشی است.
چرا انگاره فروپاشی شوروی؟
فروپاشی می‌تواند در چارچوب تجزیه (اتحاد جماهیر شوروی و یوگسلاوی)، جنگ داخلی همه جانبه (سوریه)، ناکارکرد شدن دولت مرکزی (سومالی)، و قدرت گرفتن باندهای مافیایی (گواتمالا و کنگو) تعین پیدا کند. اتکا بر نفت و گاز به عنوان منابع اصلی کسب درآمد دولت، تلاش برای اجرای ایدئولوژی تمامیت خواهانه و مبتنی کردن سیاست‌ها بر این ایدئولوژی، دغدغه احیای امپراطوری و تلاش برای مدیریت جهانی، دشمنی با غرب و چند قومی بودن کشور وضعیت ایران را بسیار شبیه به اتحاد جماهیر شوروی می‌کند.
اگر سفری چند روزه در سیستان و بلوچستان یا خوزستان داشته باشید فاصله آنها را با مرکز و میزان وفاداری آنها به مرکز را به خوبی احساس می‌کنید.
مقاومت در برابر اصلاح
در ایرانِ تحت حکومت خامنه‌ای قدم موثری به سوی اصلاح ایرادهای فوق برداشته نشده است و اگر گروهی خواسته‌اند چنین کنند با سرکوب شدید مواجه شده‌اند. رهبر جمهوری اسلامی با جراحی خشن و خون آلود یک دهه‌ای (از ۷۸ تا ۸۸) در کار منصرف کردن اصلاح طلبان از اصلاح بود که در نهایت موفق شد.
اما هشت سال بعد معترضان در ۱۰۰ شهر کشور به خیابان آمدند. بدین ترتیب اصلاح امور غیر ممکن به نظر می‌آید، اما اصلاح هم برای پیش گیری از فروپاشی اجتماعی و اقتصادی و هم برای بقای رژیم ضروری است. نتیجه این دو، سیر قهقرایی جامعه است که به تدریج گریبان حکومت را نیز می‌گیرد. این سیر قهقرایی به ویژه پس از مداخله‌های نظامی جمهوری اسلامی در سوریه و یمن روشن تر به نظر می‌آید.

منبع:پژواک ایران


مجید محمدی

فهرست مطالب مجید محمدی  در سایت پژواک ایران 

* کدام یک مبتذل است: موسیقی سوسن و جواد یساری یا امضای نامه‌ی لابی جمهوری اسلامی؟  [2018 Jul] 
*سه (بعلاوه یک) سناریو برای سقوط جمهوری اسلامی [2018 Jul] 
* شش نمایش تهوع‌آور در حکومت اسلامی  [2018 Jul] 
*رهبران ایران اشغالگرند، یا هموطن؟ [2018 Jun] 
* تمام دروغ های ظریف  [2018 Jun] 
*اردک شَل روحانی، آغاز فروپاشی سیاسی [2018 May] 
*رادیو فردا به یک خانه‌تکانی جدی نیاز دارد [2018 Apr] 
*کاهش میانگین سن ازدواج دختران در ایران؛ چرا؟ [2018 Apr] 
*مرثیه ‌ای برای همه‌ء غرب ‌ستیزان  [2018 Mar] 
*تراژدی اسلام‌شناسی، خاورمیانه‌شناسی و ایران‌شناسی در دانشگاه‌های ایالات متحده  [2018 Feb] 
*رژیم‌های سیاسی با همه‌پرسی ساقط نمی‌شوند [2018 Feb] 
*محمود احمدی نژاد: «رهبر انقلابی» که غیبش زد  [2018 Jan] 
*پا گذاشتن جمهوری اسلامی جای پای شوروی  [2018 Jan] 
*چهار ویژگی متمایز کننده‌ خیزش دی ۹۶: جدال با کابوس مستقر [2018 Jan] 
*مهم‌ترین خطر امنیتی کشور: جمهوری اسلامی و تداوم آن  [2018 Jan] 
*«بازندگان جنبش اعتراضی دی ماه ۹۶» [2018 Jan] 
*توهم «تغییر و اصلاح» به پشیمانی رسید [2017 Dec] 
*سپنتا نیکنام و مرگ حاکمیت قانون و حقوق شهروندی  [2017 Nov] 
*اصلاحات سال‌ها پیش مُرد. همین!  [2017 Oct] 
*«جان اسنو» در تهران  [2017 Sep] 
*دشمنی اسلامگرایانه با غرب چه نتایجی دارد؟ [2017 Aug] 
*نظرسنجی‌هایی بدون ارزش علمی [2017 Aug] 
*علی شریعتی: ایدئولوگ نظام سرکوب  [2017 Jun] 
*گام دوم مهندسی انتخابات ۹۶: چینش نامزدها و جهت دادن به کارزارها  [2017 Apr] 
* مهندسی انتخابات ۹۶ آغاز شده است [2017 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2017 Apr] 
*جریان «اصولگرا»: واگرا و آشفته  [2017 Apr] 
*رسانه‌های فارسی‌زبان با مالیات شهروندان و منابع عمومی کشورهای غربی چه می‌کنند؟ [2017 Mar] 
*معضل محمد خاتمی برای «نظام»: ضعیف، کم آزار، اما غیر قابل اعتماد [2017 Feb] 
*چهار روایت شخصی از جنایات داعشی جمهوری اسلامی  [2017 Feb] 
*«آشتی ملی»؛ طرحی توخالی و بی حاصل برای تقرب به خامنه‌ای  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛ سیاست‌ورزی اسلامگرایانه در چارچوب ممکن‌ها [2017 Jan] 
*مهندسی غرور ملی با هیچ [2016 Dec] 
*ساختار آسیب‌های اجتماعی در ایران در سه نمودار [2016 Nov] 
*دوازده پرسش پیرامون چرایی و چگونگی پیروزی ترامپ و شکست کلینتون [2016 Nov] 
*واکنش ها به پیروزی ترامپ/ موج نارضایی‌ها، «نخبه‌گرایی، چند فرهنگ‌گرایی و جهان‌گرایی» را به عقب راند [2016 Nov] 
*کودک آزاری جنسی در پناه «بیت» المجرمان [2016 Oct] 
*جنگ با مردگان «غیر خودی»  [2016 Oct] 
*نهادهای پشتیبانی ایدئولوژیک برای استبداد مذهبی، تمامیت خواهی و کشورگشایی درایران  [2016 Oct] 
*مدیران جمهوری اسلامی در چه مواردی به اراذل و اوباش و لات‌ها متوسل می‌شوند؟  [2016 Oct] 
* انگاره بومی اداره و توسعه: واقعیت یا توهم؟ [2016 Sep] 
*میرقلی‌خان، امیری، دری اصفهانی: گامی کوچک از «قهرمان» تا «جاسوس»  [2016 Sep] 
*کدام‌یک اسلام را دزدیده‌اند: تروریست‌ها یا اصلاح‌طلبان؟ [2016 Jun] 
*نگاهی به نهادها و مبانی تصمیم‌گیری قوه قضائیه جمهوری اسلامی  [2016 May] 
*یک دیدار معمولی، یک عکس عادی، و موجی از اتهام و اعتراض [2016 May] 
*عرصه‌های جدیدی که روحانیت شیعه در نوردیده [2016 Apr] 
*ویروس ضد امریکایی؛ برندگان و بازندگان [2016 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2016 Apr] 
*چرا در انتخابات مهندسی‌شده شرکت می‌کنند؟ [2016 Mar] 
*پدیده های قابل توجه و شگفت انگیز در نتایج انتخابات ۹۴ [2016 Feb] 
*انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا تمامیت‌خواه [2016 Feb] 
*چهار دلیل برای ترغیب به مشارکت در انتخابات ۹۴ و نقد آنها  [2016 Feb] 
*تصویب توافق اتمی در ایران: مجلس یا شورای امنیت ملی؟  [2015 Aug] 
*رژیم خمینی چگونه تداوم یافت؟ [2015 Jun] 
*نظام بی‌شرم جمهوری اسلامی: شرم، سیری چند؟ [2015 Mar] 
*قاسم سلیمانی: «الهه مهربانی»، «سردار عارف» یا فرمانده ترور؟ [2015 Mar] 
*معجزه‌ی حکومت ولایی شیعی: یزید نقش امام حسین را بازی می‌کند [2014 Sep] 
*موضوعاتی که صدای آمريکا پوشش نمی‌دهد يا در اولويت آن نيست [2014 Sep] 
*بی بی سیزاسیون صدای امریکا [2014 Sep] 
*داعش، «سپاه قدس» اسلام‌گرایان سنی [2014 Jun] 
*مسجدسازی دولتی به جای ساخت مسکن عمومی [2014 Mar] 
*افسانه‌ی کمبود روحانی شيعه در ايران، مجيد محمدی [2014 Feb] 
*برنامه‌ تلويزيونی روحانی و پنج بازنمايی از وضعيت دولت  [2014 Feb] 
*رژیم تحریم علیه تحریم [2013 Sep] 
*ملی‌گرايی تکثرستيز: ضد غرب و پرونده‌ساز [2013 Aug] 
*سياست‌ورزیِ تهی از شرم [2013 Jul] 
*چرا سفر به ایران را تحریم نمی کنید؟ [2013 Jul] 
*شان يونسکوی رضا داوری: ننگ و آه [2013 Jul] 
*توهمات علی خامنه‌ای [2013 Apr] 
*علی خامنه‌ای و دروغ‌ها، رجزخوانی‌ها و مدعیات بی اساسش [2013 Apr] 
*بخش فلسفه‌ی دانشگاه تهران، دکان علم‌فروشی و مدرک‌سازی [2013 Apr] 
*فرسایش بنیان‌ها و پیوندهای اجتماعی در ایران [2012 Dec] 
*ناشر غير امين و تبليغات سياسی [2012 Jun] 
*تندیس‌های تنفر، اسلام رحمانی و مخاطرات امنیتی اسلام سیاسی [2012 May] 
*خلائق را از براندازی ولایت فقیه می ترسانند [2012 Apr] 
*«جامعه‌ ايران در سراشيبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی»  [2012 Mar] 
*مطالعات خاورمیانه یا بسط تنفر، بی خیالی و پرده پوشی [2012 Mar] 
*روشنفکران دینی و مقدسات مردم [2012 Mar] 
*آمريکاستيزی روشنفکران ـ فعالان چپ ايرانی: سندرم "از موضع بالا" [2012 Mar] 
*امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ [2012 Feb] 
*مشکلات دروازه بانان سابق رسانه‌ها [2012 Jan] 
*کارنامه‌ی سياه و سوگناک دين سازمان‌يافته [2011 Dec] 
*صدايش را در نخواهند آورد [2011 Dec] 
*دين سازمان‌يافته، مروج تنفر و تبعيض [2011 Dec] 
*بیست روش گریز از پاسخ گویی: نقدی بر گزارش جمهوری اسلامی به کمیته حقوق بشر سازمان ملل [2011 Dec] 
*آیا بدون دین سازمان یافته، دنیای بهتری نمی داشتیم؟ [2011 Nov] 
*همه از دولت‌ها پول می گیرند، اما ...  [2011 Nov] 
*در جستجوی فرزندان از دست رفته  [2011 Nov] 
*رهبر بعدی چگونه تعیین خواهد شد؟  [2010 Jun] 
*يک دروغ بزرگ ديگر؛ فساد اخلاقی ساختاری غرب [2010 May] 
*جنبش سبز: اسلامگرا یا سکولار  [2010 May] 
*شهرنشينی، دانشگاه و طبقه متوسط: تهديدات امنيتی عليه ولايت فقيه [2010 Apr] 
*از ربانی سالاری به اوباش سالاری؛ تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی  [2010 Mar] 
*رهبر جمهوری اسلامی و مداحی به قصد تقرب  [2010 Feb] 
*هشت تحليل غلط؛ پيش و پس از انتخابات رياست جمهوری  [2010 Feb] 
*زمان محاکمه‌ی خامنه‌ای در دادگاه جنایی بین‌المللی فرا رسیده است  [2009 Jul] 
* الگوهای رایج فریب‌کاری در نظام جمهوری اسلامی  [2009 Feb]