رژیم خمینی چگونه تداوم یافت؟
مجید محمدی

omrgehJISLM.jpg

در حکومتی که هم ۵۰ درصد از جمعیت مستقیما نان‌خور دولت هستند و هم دولت کارایی ندارد طبعا افراد انگیزه‌ی لازم را برای تغییر حکومت از دست می‌دهند. اکثر مخالفان منتظر سقوط رژیم هستند بدون آن که خود تلاشی کنند.

خمینی رژیمی را بنیان گذاشت که ۲۶ سال پس از مرگ وی هنوز تداوم حیات دارد. او و هم‌فکران و وفادارانش از چه الگویی برای تحکیم قدرت و تداوم حکومت در عین ناراضی بودن اکثریت مردم ایران از حکومت موجود در ۳۷ سال گذشته بهره گرفته‌اند؟ البته این نارضایی را نمی‌توان از نظرسنجی‌های مستقل دریافت چون نظر سنجی مستقل در ایران غیر ممکن است. اما روش‌هایی برای فهمیدن این موضوع وجود دارد، مثل میزان استفاده‌ی مردم از رسانه‌های دولتی (کمتر از حدود ۳۰ درصد)، میزان حضور مردم در برنامه‌های سیاسی- مذهبی رژیم (حدود یک درصد)، چگونگی مهندسی انتخابات در جمهوری اسلامی (تقلب و رای سازی) و تورم و بیکاری دو رقمی تا حد ۶۰ و ۴۰ درصد.

از آنجا که مرتبا برای رهبر جمهوری اسلامی در این گونه موضوعات نظر سنجی انجام شده (توسط نهادهای امنیتی و نظامی) و نتایج این نظر سنجی‌ها هیچ‌گاه اعلام نمی‌شود می‌بایست اکثریت ایرانیان در این نظرسنجی‌های اختصاصی از حکومت ناراضی باشند.

این نارضایی البته دلایل متفاوتی دارد: برخی از وضعیت معیشت خود ناراضی‌اند، برخی از نقض حقوق مدنی و اساسی و بشر خود ناراضی‌اند، برخی هم از وضعیت فرهنگی و اجتماعی رضایت ندارند. اما حکومت جمهوری اسلامی ۳۷ سال است که پابرجاست. چرا این حکومت فاسد، متقلب، دروغ‌گو، سرکوب‌گر، دشمن محور، فاقد کارایی و تبعیض آلود سقوط نکرده است؟

نان خوران دولت

به گفته‌ی معاون سرمایه انسانی معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهوری، «در حال حاضر ۴۱ درصد خانوارهای کشور حقوق و مستمری بگیر دستگاه‌های دولتی هستند که با احتساب دو میلیون و ۲۱۵ هزار نفر بازنشتگان این عدد به ۱۰ میلیون یعنی ۵۰ درصد خانوارهای کشور می‌رسد.» (الف، ۲۸ مرداد ۱۳۹۳) اما ۵۰ درصد از این تعداد تحصیلاتی پایین‌تر از لیسانس دارند، در کشوری که حدود ۴ میلیون دانشجو دارد و هر ساله یک میلیون نفر فارغ التحصیل می‌شوند. استخدام در مراکز دولتی به گونه‌ای است که فقط وفاداران به نظام و متظاهران استخدام شده و در شغل خود می‌مانند. به همین دلیل دولت جمهوری اسلامی از کارایی بسیار پایینی برخوردار است.

بر اساس شاخص‌های بین‌المللی رتبه‌ی ایران در قانون‌مندی در میان ۲۱۲ کشور ۱۶۹، در اثر بخشی دولت ۱۳۳ از ۲۱۰، در کیفیت مقررات ۱۹۴ از ۲۱۰، در توسعه دولت الکترونیک،۱۰۰ از ۱۹۰، در ادراک از فساد ۱۴۴ از ۱۷۷ و در کنترل فساد ۱۵۸ از ۲۱۰ است. در بهبود وضعیت کسب و کار رتبه ایران در میان ۱۸۹ کشور ۱۴۷، در سهولت در اخذ مجوزها ۱۶۹ در میان ۱۸۹ کشور  و در آزادی اقتصادی در میان ۱۵۲ کشور ۱۲۷، در پاسخ‌گویی از ۲۱۲ کشور ۱۹۹ و در رفاه از ۱۴۲ کشور ۱۰۱ است.

در حکومتی که هم ۵۰ درصد از جمعیت نان خور دولت هستند و هم دولت کارایی ندارد طبعا افراد انگیزه‌ی لازم را برای تغییر حکومت از دست می‌دهند چون اکثر کارکنان دولت (که در کار نوشیدن چای، گپ و گفتگو و کاغذ بازی‌اند و مهارت‌های لازم را هم فاقدند) هم می‌ترسند حقوق خود را به خاطر تغییرات از دست بدهند و با توجه شناختی که از وضعیت موجود دارند (و نیز به دلیل تجربه‌ی انقلاب ۵۷) هم می‌ترسند حکومتی بدتر از این حکومت نصیب آنها شود.

شوق عمومی به فساد

فساد حکومت جمهوری اسلامی نه در تاریخ معاصر ایران و نه در منطقه‌ی خاورمیانه نظیری داشته است. تاراج اموال عمومی و سوء استفاده از قدرت در ایران به سطوحی غیر قابل تصور رسیده است. حاکمان جمهوری اسلامی در سطوح مختلف در کسب قدرت و ثروت و منزلت اجتماعی کاری نیست که نکرده باشند. ایران از معدود حکومت‌هایی است که سالانه حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار از بودجه‌ی آن به گزارش سازمان حسابرسی مجلس گم می‌شد یا حدود نیمی از ۱۵۰ هزار میلیارد تومان وام‌های معوقه‌ی بانکی به حدود ۶۰۰ نفر داده شده است. در این حکومت ۳،۷۰۰ بورس تحصیلی خارج و داخل کشور در مقطع دکترا به اقوام و خویشان مقامات حکومتی در دوره‌ی دولت احمدی نژاد داده شده است. این کار در دولت‌های قبل هم انجام می‌شد اما نه در این سطح. در حوزه‌ی قدرت نیز نظارت استصوابی و پرونده‌سازی کاست حکومتی را بسته نگاه داشته است. امکانی از امکانات جامعه نیست که بنا به فرصت‌های مساوی در اختیار شهروندان قرار گیرد و امکانی از امکانات جامعه نیست که حاکمان سهمی قابل توجه در آن نداشته باشند. 

گروه‌های بی‌شماری مثل زنان، بهاییان، سنیان و همجنس‌گرایان به دلیل هویت‌شان از همه‌ی مشاغل و امکانات جامعه (تا حدی که حکومت بتواند جلوی آنها را بگیرد) اصولا از دایره‌ی شهروندی و حقوق آن بیرون هستند. فردی در جامعه‌ ایران نیست که در یک مقطه احساس نکرده باشد که حقوق وی به طور نهادینه نقض می‌شود و راهی برای مقابله با آن نیست.

اما مردم ایران در برابر این همه فساد حکومت علی‌رغم  آگاهی بدان از جهات مختلف سکوت اختیار کرده‌اند. چرا؟ یک علت مهم شور و شوق به فساد  در بسیاری از اقشار اجتماعی است به این معنا که بسیاری از آنها که از مواهب این فساد به دور مانده‌اند آرزو دارند که خود مرتکب این فسادها می‌شدند و آنها را که مرتکب این فسادها شده‌اند زرنگ می‌دانند. به همین دلیل به محض آن که فردی از یک خانواده صاحب موقعیت و مقام می‌شود اکثر اعضای خانواده از وی انتظار دارند که آنها را در مواهب مقام مزبور بی‌نصیب نگذارد. مقامات نیز اکثرا چنین می‌کنند چون در ساختار قبیله‌ای به محبوبیت خانوادگی نیاز دارند. همچنین برای ارتکاب به فساد هزینه‌ای نمی‌پردازند چون رسانه‌های آزاد وجود خارجی ندارند و اگر افشاگری‌های متقابلی نیز در رقابت‌های سیاسی صورت گیرد پی‌گیری قضایی در پی آن انجام نمی‌شود.

علت دیگر تحمل فساد در ایران عادت به آن و سهم بردن از آن است. فساد آن چنان در جامعه‌ی ایران رگ و پی دوانیده که بسیاری از شهروندان آگاهانه یا ناخودآگاه از آن بهره‌مند می‌شوند و هنگامی که قرار است حرکتی در برابر آن انجام شود افراد پا پس می‌کشند. نظام دلالی‌ای که در ذیل رانت‌خواری شکل گرفته بسیاری از اقشار اجتماعی در ایران را آلوده کرده و مسیر را برای برخورداری شفاف و عادلانه از فرصت‌ها بسته است.     

فقدان عقلانیت سیاسی

حکومت فاقد عقلانیت سیاسی است از این جهت که به گونه‌ای رفتار نمی کند تا رضایت عمومی را جلب کند و در دراز مدت اکثریت را خنثی یا طرفدار نظام سازد. همچنین منافع حکومت چشم حاکمان را بر منافع دراز مدت خود آنها و قبایل و محافل‌شان بسته است. حکومت در تصمیماتش هزینه‌ها و فوائد را در سطح ملی لحاظ نمی‌کند. اما مخالفان هم به تغییر رژیم عقلانی نگاه نمی‌کند.

اکثر مخالفان منتظر سقوط رژیم هستند بدون آن که خود تلاش قابل توجهی انجام دهند. آنها می‌دانند که حکومت استبدادی پایدار و با ثبات نیست و در مواجهه با بحران‌ها فرو می‌ریزد اما نمی‌دانند که فروریزی خود به خود انجام نمی‌شود. در چارچوب‌های عقلانی نمی‌توان بدون هزینه به نتایج بزرگ دست یافت. به دلیل همین نگاه یا انتظار است که مخالفان از سازماندهی و جمع آوری منابع مالی مناسب برخوردار نیستند. آنها می‌خواهند کاری بزرگ مثل سقوط یک حکومت دیکتاتوری را بدون ابزار لازم آن انجام دهند یا دیگران این کار را برای آنها انجام دهند.

منبع:خودنویس


مجید محمدی

فهرست مطالب مجید محمدی  در سایت پژواک ایران 

*«جان اسنو» در تهران  [2017 Sep] 
*دشمنی اسلامگرایانه با غرب چه نتایجی دارد؟ [2017 Aug] 
*نظرسنجی‌هایی بدون ارزش علمی [2017 Aug] 
*علی شریعتی: ایدئولوگ نظام سرکوب  [2017 Jun] 
*گام دوم مهندسی انتخابات ۹۶: چینش نامزدها و جهت دادن به کارزارها  [2017 Apr] 
* مهندسی انتخابات ۹۶ آغاز شده است [2017 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2017 Apr] 
*جریان «اصولگرا»: واگرا و آشفته  [2017 Apr] 
*رسانه‌های فارسی‌زبان با مالیات شهروندان و منابع عمومی کشورهای غربی چه می‌کنند؟ [2017 Mar] 
*معضل محمد خاتمی برای «نظام»: ضعیف، کم آزار، اما غیر قابل اعتماد [2017 Feb] 
*چهار روایت شخصی از جنایات داعشی جمهوری اسلامی  [2017 Feb] 
*«آشتی ملی»؛ طرحی توخالی و بی حاصل برای تقرب به خامنه‌ای  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛ سیاست‌ورزی اسلامگرایانه در چارچوب ممکن‌ها [2017 Jan] 
*مهندسی غرور ملی با هیچ [2016 Dec] 
*ساختار آسیب‌های اجتماعی در ایران در سه نمودار [2016 Nov] 
*دوازده پرسش پیرامون چرایی و چگونگی پیروزی ترامپ و شکست کلینتون [2016 Nov] 
*واکنش ها به پیروزی ترامپ/ موج نارضایی‌ها، «نخبه‌گرایی، چند فرهنگ‌گرایی و جهان‌گرایی» را به عقب راند [2016 Nov] 
*کودک آزاری جنسی در پناه «بیت» المجرمان [2016 Oct] 
*جنگ با مردگان «غیر خودی»  [2016 Oct] 
*نهادهای پشتیبانی ایدئولوژیک برای استبداد مذهبی، تمامیت خواهی و کشورگشایی درایران  [2016 Oct] 
*مدیران جمهوری اسلامی در چه مواردی به اراذل و اوباش و لات‌ها متوسل می‌شوند؟  [2016 Oct] 
* انگاره بومی اداره و توسعه: واقعیت یا توهم؟ [2016 Sep] 
*میرقلی‌خان، امیری، دری اصفهانی: گامی کوچک از «قهرمان» تا «جاسوس»  [2016 Sep] 
*کدام‌یک اسلام را دزدیده‌اند: تروریست‌ها یا اصلاح‌طلبان؟ [2016 Jun] 
*نگاهی به نهادها و مبانی تصمیم‌گیری قوه قضائیه جمهوری اسلامی  [2016 May] 
*یک دیدار معمولی، یک عکس عادی، و موجی از اتهام و اعتراض [2016 May] 
*عرصه‌های جدیدی که روحانیت شیعه در نوردیده [2016 Apr] 
*ویروس ضد امریکایی؛ برندگان و بازندگان [2016 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2016 Apr] 
*چرا در انتخابات مهندسی‌شده شرکت می‌کنند؟ [2016 Mar] 
*پدیده های قابل توجه و شگفت انگیز در نتایج انتخابات ۹۴ [2016 Feb] 
*انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا تمامیت‌خواه [2016 Feb] 
*چهار دلیل برای ترغیب به مشارکت در انتخابات ۹۴ و نقد آنها  [2016 Feb] 
*تصویب توافق اتمی در ایران: مجلس یا شورای امنیت ملی؟  [2015 Aug] 
*رژیم خمینی چگونه تداوم یافت؟ [2015 Jun] 
*نظام بی‌شرم جمهوری اسلامی: شرم، سیری چند؟ [2015 Mar] 
*قاسم سلیمانی: «الهه مهربانی»، «سردار عارف» یا فرمانده ترور؟ [2015 Mar] 
*معجزه‌ی حکومت ولایی شیعی: یزید نقش امام حسین را بازی می‌کند [2014 Sep] 
*موضوعاتی که صدای آمريکا پوشش نمی‌دهد يا در اولويت آن نيست [2014 Sep] 
*بی بی سیزاسیون صدای امریکا [2014 Sep] 
*داعش، «سپاه قدس» اسلام‌گرایان سنی [2014 Jun] 
*مسجدسازی دولتی به جای ساخت مسکن عمومی [2014 Mar] 
*افسانه‌ی کمبود روحانی شيعه در ايران، مجيد محمدی [2014 Feb] 
*برنامه‌ تلويزيونی روحانی و پنج بازنمايی از وضعيت دولت  [2014 Feb] 
*رژیم تحریم علیه تحریم [2013 Sep] 
*ملی‌گرايی تکثرستيز: ضد غرب و پرونده‌ساز [2013 Aug] 
*سياست‌ورزیِ تهی از شرم [2013 Jul] 
*چرا سفر به ایران را تحریم نمی کنید؟ [2013 Jul] 
*شان يونسکوی رضا داوری: ننگ و آه [2013 Jul] 
*توهمات علی خامنه‌ای [2013 Apr] 
*علی خامنه‌ای و دروغ‌ها، رجزخوانی‌ها و مدعیات بی اساسش [2013 Apr] 
*بخش فلسفه‌ی دانشگاه تهران، دکان علم‌فروشی و مدرک‌سازی [2013 Apr] 
*فرسایش بنیان‌ها و پیوندهای اجتماعی در ایران [2012 Dec] 
*ناشر غير امين و تبليغات سياسی [2012 Jun] 
*تندیس‌های تنفر، اسلام رحمانی و مخاطرات امنیتی اسلام سیاسی [2012 May] 
*خلائق را از براندازی ولایت فقیه می ترسانند [2012 Apr] 
*«جامعه‌ ايران در سراشيبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی»  [2012 Mar] 
*مطالعات خاورمیانه یا بسط تنفر، بی خیالی و پرده پوشی [2012 Mar] 
*روشنفکران دینی و مقدسات مردم [2012 Mar] 
*آمريکاستيزی روشنفکران ـ فعالان چپ ايرانی: سندرم "از موضع بالا" [2012 Mar] 
*امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ [2012 Feb] 
*مشکلات دروازه بانان سابق رسانه‌ها [2012 Jan] 
*کارنامه‌ی سياه و سوگناک دين سازمان‌يافته [2011 Dec] 
*صدايش را در نخواهند آورد [2011 Dec] 
*دين سازمان‌يافته، مروج تنفر و تبعيض [2011 Dec] 
*بیست روش گریز از پاسخ گویی: نقدی بر گزارش جمهوری اسلامی به کمیته حقوق بشر سازمان ملل [2011 Dec] 
*آیا بدون دین سازمان یافته، دنیای بهتری نمی داشتیم؟ [2011 Nov] 
*همه از دولت‌ها پول می گیرند، اما ...  [2011 Nov] 
*در جستجوی فرزندان از دست رفته  [2011 Nov] 
*رهبر بعدی چگونه تعیین خواهد شد؟  [2010 Jun] 
*يک دروغ بزرگ ديگر؛ فساد اخلاقی ساختاری غرب [2010 May] 
*جنبش سبز: اسلامگرا یا سکولار  [2010 May] 
*شهرنشينی، دانشگاه و طبقه متوسط: تهديدات امنيتی عليه ولايت فقيه [2010 Apr] 
*از ربانی سالاری به اوباش سالاری؛ تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی  [2010 Mar] 
*رهبر جمهوری اسلامی و مداحی به قصد تقرب  [2010 Feb] 
*هشت تحليل غلط؛ پيش و پس از انتخابات رياست جمهوری  [2010 Feb] 
*زمان محاکمه‌ی خامنه‌ای در دادگاه جنایی بین‌المللی فرا رسیده است  [2009 Jul] 
* الگوهای رایج فریب‌کاری در نظام جمهوری اسلامی  [2009 Feb]