چرا مردم ایران علیه رژیم به خیابان‌ها نمی‌آیند؟
مجید محمدی

 همه‌ی زمینه‌ها برای اعتراض عمومی‌ در ایران در سال ۱۳۹۸ فراهم است: فشار خارجی (ایالات متحده) یا حداقل انفعال (اروپا) و عدم امکان حمایت عملی قدرت‌های بزرگ (چین و روسیه) از رژیم در شرایط سرکوب گسترده، بحران‌های اقتصادی (تورم و بیکاری) و اجتماعی (اعتیاد، کودکان کار، حاشیه‌نشینی)، دستگاه دولتی ناکارآمد و فاسد، رشد بی‌اعتمادی در داخل دستگاه‌های حکومتی و دولتی، انفجار بی‌اعتمادی و نارضایی عمومی، ناامیدی عمومی‌ از بهبود شرایط با تداوم جمهوری اسلامی، کوچکتر شدن حلقه‌ی باورمندان به رژیم، مهاجرت گسترده به خارج و سرکوب هر روزه‌‌ی مردم توسط حکومت شبه‌توتالیتر. اما شاهد اعتراضات عمومی‌ به رژیمی‌که مسئول این شرایط است نیستیم. چرا؟

در کشورهای اروپای شرقی جمعیتی چند ده‌هزار نفری به خیابان‌آمدند و با گسترده‌تر شدن اعتراضات حکومت‌ها کناره گرفتند چون اراده‌ی سرکوب در حکومت قوی نبود اما در ایران اراده‌ی معطوف به قصابی در حاکمان و متحدان جمهوری اسلامی قوی است و مردم ناراضی این را می‌دانند. گرگ‌های چاق حاکم نمی‌خواهند امتیازات مفت و مجانی خود را از دست بدهند. به همین دلیل جمعیت میلیونی باید به خیابان بیاید و در خیابان بماند تا حکومت عقب‌نشینی کند و کنار برود. در چنین شرایطی حزب‌الله لبنان، حشدالشعبی و حوثی‌ها هم نمی‌توانند کاری برای رژیم ایران انجام دهند. آنها اگر یک ماه دلارهای نفتی را دریافت نکنند به سراغ حامی‌ دیگری خواهند رفت.

 

 

اما اینکه جمعیت ناراضی به صورت چند میلیونی تا کنون برای براندازی رژیم به خیابان نیامده‌اند به چهار دلیل است:

۱. توهم اصلاح حکومتی

جناح اصلاح‌طلب بسیار بی‌اعتبار شده است اما توهم اصلاحِ آسان و بی‌هزینه هنوز کاملا رفع نشده است. بسیاری از جوانان هنوز امید دارند که حکومت یک‌شبه فرو بریزد بدون آنکه آنها تلاشی انجام دهند. آنها برای فرار از مسئولیت، نخست نسل انقلاب را برای وضعیت موجود ملامت می‌کنند تا آنها را موظف به براندازی رژیم کنند و بعد از آن نیز قدرت و اراده‌ی سرکوب حکومت را به فراموشی می‌سپارند تا مبادا با آن آگاهانه روبرو شوند. این توهم اصلاح حکومتی مبتنی است بر خواست تغییر بدون هزینه و آسان. آنها دلشان می‌خواهد حکومت به آسانی سقوط کند نه اینکه به این موضوع وقوف داشته باشند.

از این جهت، مقابله با رویاسازی‌ها و رفت و برگشت‌های اصلاح‌طلبان (از غمزه و عشوه‌گری برای خامنه‌ای و فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تا گرانفروشی خود به مردم مستاصل) از ضروریات زمینه‌سازی برای اعتراضات عمومی‌ است. اصلاح‌طلبان به سیاست خیابانی باور ندارند و در سال ۸۸ نیز کنترل امور از دست آنها خارج شد. آنها همیشه گفته‌اند که سیاست خیابانی را نمی‌خواهند چون می‌خواهند خودشان طرف مذاکره باشند تا از این مجرا امتیازات ویژه‌ای به دست آورند. آنها می‌دانند با رفتن جمهوری اسلامی موضوعیت خویش را از دست می‌دهند.

۲. فقدان رهبری و سازمان

سازمان و رهبری از ضروریات هرگونه اعتراض عمومی‌ است. درست است که اعتراضات خیابانی رهبران خود را شکل می‌دهد اما نخست اعتراضاتی باید صورت بگیرد تا رهبرانی از دل آن شکل بگیرند. شبکه‌های اجتماعی می‌توانند عامل موثری باشند اما حکومت هم در این زمینه دست روی دست نمی‌گذارد: هم این شبکه‌ها را در شرایط بحرانی قطع می‌کند، هم آنها را مهندسی می‌کند، و هم از آنها برای سازماندهی و بسیج شبکه‌های خود بهره می‌گیرد. هر گونه اعتراض عمومی‌ به رهبرانی نیاز دارد که مخالفان به آنها اعتماد کنند و علامت سوال‌های بزرگی در کنار نام آنها نباشد. یک گروه یا جمع نیز می‌تواند چنین نقشی داشته باشد. به همین دلیل لابی جمهوری اسلامی مخالفان جدی حکومت را با برچسب‌هایی مثل «چلبی» یا «جنگ‌طلب» می‌نوازد تا آنها را بدنام کند. حکومت برای پیشگیری از چنین گروهی هرگونه نطفه‌ی شکل‌گیری آن را خفه می‌کند.

۳. انتظار منجی

هنوز قشرهایی در ایران منتظر یک منجی نامنتظر مثل «امام زمان» یا ایالات متحده هستند که برای آزادی مردم ایران به پا خیزد یا قشون‌کشی کند. انتظار منجی ناشی است از سه دسته واقعیات: اینکه از شرایط راضی نیستند، اینکه انتظار تغییر را دارند بدون آنکه کاری انجام دهند، و اینکه دیگران را بدون هیچ دلیلی خیرخواه‌تر از خود برای منافع‌شان تصور می‌کنند!

کسانی که می‌خواهند مردم ایران در اعتراض به شرایط موجود به خیابان بیایند باید امید آنها به «امام زمان» و ایالات متحده یا هر منجی دیگری را قطع کنند و به آنها بگویند که تنها خود آنها می‌توانند منجی‌شان باشند و برای دشواری‌ها و مشکلاتی که دارند نخست خود را مسئول بدانند.

۴. تصور شکست‌ناپذیری

جمهوری اسلامی با سرکوب‌های متعدد و شدید برای بخشی از مردم ایران این تصور را به وجود آورده که شکست‌ناپذیر است یا حداقل شکست آن بسیار پر هزینه و دشوار است. خشونت بی‌حد و حساب حکومت چه در حد اجرای احکام غیرانسانی و سبعانه، چه در حد سرکوب‌های خیابانی و چه بدرفتاری، بی‌توجهی و شکنجه در زندان‌ها همه برای نشان دادن اراده‌ی معطوف به قدرت اسلامگرایان بوده است به این معنا که آنها به هیچ وجه حاضر نیستند از اسب قدرت پایین بیایند. به همین دلیل مخالفان باید آنها را از اسب قدرت به زیر بکشند. از این رو همه‌ی نامه‌هایی که خطاب به خامنه‌ای برای استعفا و کناره‌گیری نوشته می‌شود اتلاف وقت است.

واقعیت این نیست که حکومت را نمی‌توان از اسب قدرت پایین کشید. حکومت‌هایی بسیار خشن‌تر و سرکوبگرتر از جمهوری اسلامی توسط ناراضیان به زیر کشیده شده‌اند. نیروهای سازماندهی شده مثل پلیس و سپاه و نیروهای امنیتی پس از چند روز مقاومت مردم در خیابان‌ها فرو خواهند ریخت. اما آنچه حکومت را تا کنون نگاه داشته یک نیروی متشکل از افراد باورمند به نظام در سطوح بالای بسیج و سپاه و قوه‌ی قضاییه در کنار نیروهای متشکل اما لباس‌شخصی است که همواره به صورت پشتیبان و ظاهرا به عنوان مردم کوچه و بازار به خیابان می‌آید. خط دفاعی پایانی نظام در سراسر کشور جمعیتی کمتر از ۱۰۰ هزار نفر هستند (مدیران و فرماندهان در قوای قهریه و حدود نیمی‌ از مدیران بالایی و میانی) چون مخرج مشترک آنها هنگامی‌ که با اعضای خانواده‌ی خود در مراسم دولتی (مثل ۹ دی یا ۲۲ بهمن یا نمازجمعه‌ها) حاضر می‌شوند در حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر در کشور می‌شود.

یک جمعیت دو تا سه میلیونی (روحانیون و اعضای خانواده‌ی آنها بعلاوه‌ی کارکنان نهادهای تحت نظر رهبر) به صورت سیاهی لشکری که از حکومت منتفع می‌شود پیاده نظام کاست حاکم در مراسم دولتی است اما آنها برای حفظ نظام تا آخر نمی‌ایستند. یک نیروی سازماندهی شده در حد دو تا سه میلیونی در سطح کشور که بداند چه می‌خواهد اگر روش‌های این نیروی مدافع نظام را بشناسد و بتواند تاکتیک‌های آنها را خنثی کند می‌تواند در عرض چند هفته اینها را به خانه‌هایشان بفرستد چون مردم کوچه و بازار دیگر پشتیبان آنها نیستند. تجربه‌ی دی ماه ۹۶ و اعتراضات کارزون نشان داد که انبوه نیروهای انتظامی‌ و سپاهی در صورت تداوم اعتراضات در عرض چند روز از هم گسیخته می‌شوند. سراسری بودن اعتراضات امکان اعزام نیرو از مرکز و مراکز استان‌ها برای سرکوب اعتراضات محلی را از میان می‌برد.

در جنبش‌های اجتماعی در جوامع دیکتاتوری معمولا یک اقلیت سازمان‌یافته و پر انرژی با خواست روشن است که می‌تواند مردم ناراضی را بسیج کند و اقلیت حاکم فاسد را کنار بزند. مشکل در ایران این است که آن اقلیت با وجود زمینه‌های بسیار مناسب هنوز در حال تکوین است و کاملا شکل نگرفته تا نشان دهد هر نظام استبدادی را می‌توان شکست داد. اگر چهار مشکل فوق حل شود آن اقلیت شکل خواهد گرفت.

منبع:کیهان لندن


مجید محمدی

فهرست مطالب مجید محمدی  در سایت پژواک ایران 

*مداح اسرائیلی دیگر چه صیغه‌ای است؟ روش خلق این شتر گاو پلنگ  [2019 Sep] 
*چرا مردم ایران علیه رژیم به خیابان‌ها نمی‌آیند؟  [2019 Aug] 
*از همه‌ی دنیا طلبکارند، با همه‌ی نکبت و فلاکتی که به ارمغان آورده‌اند [2019 May] 
*روش‌های مهندسی عقیدتی‌ـ‌سیاسی تجمعات [2019 Apr] 
*یورونیوز فارسی آشکارا به دیگر بوق‌های تبلیغاتی فارسی‌زبان پیوسته است [2019 Apr] 
*مردم ایران در دوران گذار، به رهبرانی مثل ترامپ نیاز دارند [2019 Jan] 
*از زهرا کاظمی ‌تا جمال خاشقجی: رسوایی رسانه‌های غربی در گزارش نامتوازن قتل دو روزنامه‌نگار [2018 Oct] 
*سوریه‌ای شدن، نه؛ یمنی سازی و ونزوئلایی شدن، آری [2018 Oct] 
* کدام یک مبتذل است: موسیقی سوسن و جواد یساری یا امضای نامه‌ی لابی جمهوری اسلامی؟  [2018 Jul] 
*سه (بعلاوه یک) سناریو برای سقوط جمهوری اسلامی [2018 Jul] 
* شش نمایش تهوع‌آور در حکومت اسلامی  [2018 Jul] 
*رهبران ایران اشغالگرند، یا هموطن؟ [2018 Jun] 
* تمام دروغ های ظریف  [2018 Jun] 
*اردک شَل روحانی، آغاز فروپاشی سیاسی [2018 May] 
*رادیو فردا به یک خانه‌تکانی جدی نیاز دارد [2018 Apr] 
*کاهش میانگین سن ازدواج دختران در ایران؛ چرا؟ [2018 Apr] 
*مرثیه ‌ای برای همه‌ء غرب ‌ستیزان  [2018 Mar] 
*تراژدی اسلام‌شناسی، خاورمیانه‌شناسی و ایران‌شناسی در دانشگاه‌های ایالات متحده  [2018 Feb] 
*رژیم‌های سیاسی با همه‌پرسی ساقط نمی‌شوند [2018 Feb] 
*محمود احمدی نژاد: «رهبر انقلابی» که غیبش زد  [2018 Jan] 
*پا گذاشتن جمهوری اسلامی جای پای شوروی  [2018 Jan] 
*چهار ویژگی متمایز کننده‌ خیزش دی ۹۶: جدال با کابوس مستقر [2018 Jan] 
*مهم‌ترین خطر امنیتی کشور: جمهوری اسلامی و تداوم آن  [2018 Jan] 
*«بازندگان جنبش اعتراضی دی ماه ۹۶» [2018 Jan] 
*توهم «تغییر و اصلاح» به پشیمانی رسید [2017 Dec] 
*سپنتا نیکنام و مرگ حاکمیت قانون و حقوق شهروندی  [2017 Nov] 
*اصلاحات سال‌ها پیش مُرد. همین!  [2017 Oct] 
*«جان اسنو» در تهران  [2017 Sep] 
*دشمنی اسلامگرایانه با غرب چه نتایجی دارد؟ [2017 Aug] 
*نظرسنجی‌هایی بدون ارزش علمی [2017 Aug] 
*علی شریعتی: ایدئولوگ نظام سرکوب  [2017 Jun] 
*گام دوم مهندسی انتخابات ۹۶: چینش نامزدها و جهت دادن به کارزارها  [2017 Apr] 
* مهندسی انتخابات ۹۶ آغاز شده است [2017 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2017 Apr] 
*جریان «اصولگرا»: واگرا و آشفته  [2017 Apr] 
*رسانه‌های فارسی‌زبان با مالیات شهروندان و منابع عمومی کشورهای غربی چه می‌کنند؟ [2017 Mar] 
*معضل محمد خاتمی برای «نظام»: ضعیف، کم آزار، اما غیر قابل اعتماد [2017 Feb] 
*چهار روایت شخصی از جنایات داعشی جمهوری اسلامی  [2017 Feb] 
*«آشتی ملی»؛ طرحی توخالی و بی حاصل برای تقرب به خامنه‌ای  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛ سیاست‌ورزی اسلامگرایانه در چارچوب ممکن‌ها [2017 Jan] 
*مهندسی غرور ملی با هیچ [2016 Dec] 
*ساختار آسیب‌های اجتماعی در ایران در سه نمودار [2016 Nov] 
*دوازده پرسش پیرامون چرایی و چگونگی پیروزی ترامپ و شکست کلینتون [2016 Nov] 
*واکنش ها به پیروزی ترامپ/ موج نارضایی‌ها، «نخبه‌گرایی، چند فرهنگ‌گرایی و جهان‌گرایی» را به عقب راند [2016 Nov] 
*کودک آزاری جنسی در پناه «بیت» المجرمان [2016 Oct] 
*جنگ با مردگان «غیر خودی»  [2016 Oct] 
*نهادهای پشتیبانی ایدئولوژیک برای استبداد مذهبی، تمامیت خواهی و کشورگشایی درایران  [2016 Oct] 
*مدیران جمهوری اسلامی در چه مواردی به اراذل و اوباش و لات‌ها متوسل می‌شوند؟  [2016 Oct] 
* انگاره بومی اداره و توسعه: واقعیت یا توهم؟ [2016 Sep] 
*میرقلی‌خان، امیری، دری اصفهانی: گامی کوچک از «قهرمان» تا «جاسوس»  [2016 Sep] 
*کدام‌یک اسلام را دزدیده‌اند: تروریست‌ها یا اصلاح‌طلبان؟ [2016 Jun] 
*نگاهی به نهادها و مبانی تصمیم‌گیری قوه قضائیه جمهوری اسلامی  [2016 May] 
*یک دیدار معمولی، یک عکس عادی، و موجی از اتهام و اعتراض [2016 May] 
*عرصه‌های جدیدی که روحانیت شیعه در نوردیده [2016 Apr] 
*ویروس ضد امریکایی؛ برندگان و بازندگان [2016 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2016 Apr] 
*چرا در انتخابات مهندسی‌شده شرکت می‌کنند؟ [2016 Mar] 
*پدیده های قابل توجه و شگفت انگیز در نتایج انتخابات ۹۴ [2016 Feb] 
*انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا تمامیت‌خواه [2016 Feb] 
*چهار دلیل برای ترغیب به مشارکت در انتخابات ۹۴ و نقد آنها  [2016 Feb] 
*تصویب توافق اتمی در ایران: مجلس یا شورای امنیت ملی؟  [2015 Aug] 
*رژیم خمینی چگونه تداوم یافت؟ [2015 Jun] 
*نظام بی‌شرم جمهوری اسلامی: شرم، سیری چند؟ [2015 Mar] 
*قاسم سلیمانی: «الهه مهربانی»، «سردار عارف» یا فرمانده ترور؟ [2015 Mar] 
*معجزه‌ی حکومت ولایی شیعی: یزید نقش امام حسین را بازی می‌کند [2014 Sep] 
*موضوعاتی که صدای آمريکا پوشش نمی‌دهد يا در اولويت آن نيست [2014 Sep] 
*بی بی سیزاسیون صدای امریکا [2014 Sep] 
*داعش، «سپاه قدس» اسلام‌گرایان سنی [2014 Jun] 
*مسجدسازی دولتی به جای ساخت مسکن عمومی [2014 Mar] 
*افسانه‌ی کمبود روحانی شيعه در ايران، مجيد محمدی [2014 Feb] 
*برنامه‌ تلويزيونی روحانی و پنج بازنمايی از وضعيت دولت  [2014 Feb] 
*رژیم تحریم علیه تحریم [2013 Sep] 
*ملی‌گرايی تکثرستيز: ضد غرب و پرونده‌ساز [2013 Aug] 
*سياست‌ورزیِ تهی از شرم [2013 Jul] 
*چرا سفر به ایران را تحریم نمی کنید؟ [2013 Jul] 
*شان يونسکوی رضا داوری: ننگ و آه [2013 Jul] 
*توهمات علی خامنه‌ای [2013 Apr] 
*علی خامنه‌ای و دروغ‌ها، رجزخوانی‌ها و مدعیات بی اساسش [2013 Apr] 
*بخش فلسفه‌ی دانشگاه تهران، دکان علم‌فروشی و مدرک‌سازی [2013 Apr] 
*فرسایش بنیان‌ها و پیوندهای اجتماعی در ایران [2012 Dec] 
*ناشر غير امين و تبليغات سياسی [2012 Jun] 
*تندیس‌های تنفر، اسلام رحمانی و مخاطرات امنیتی اسلام سیاسی [2012 May] 
*خلائق را از براندازی ولایت فقیه می ترسانند [2012 Apr] 
*«جامعه‌ ايران در سراشيبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی»  [2012 Mar] 
*مطالعات خاورمیانه یا بسط تنفر، بی خیالی و پرده پوشی [2012 Mar] 
*روشنفکران دینی و مقدسات مردم [2012 Mar] 
*آمريکاستيزی روشنفکران ـ فعالان چپ ايرانی: سندرم "از موضع بالا" [2012 Mar] 
*امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ [2012 Feb] 
*مشکلات دروازه بانان سابق رسانه‌ها [2012 Jan] 
*کارنامه‌ی سياه و سوگناک دين سازمان‌يافته [2011 Dec] 
*صدايش را در نخواهند آورد [2011 Dec] 
*دين سازمان‌يافته، مروج تنفر و تبعيض [2011 Dec] 
*بیست روش گریز از پاسخ گویی: نقدی بر گزارش جمهوری اسلامی به کمیته حقوق بشر سازمان ملل [2011 Dec] 
*آیا بدون دین سازمان یافته، دنیای بهتری نمی داشتیم؟ [2011 Nov] 
*همه از دولت‌ها پول می گیرند، اما ...  [2011 Nov] 
*در جستجوی فرزندان از دست رفته  [2011 Nov] 
*رهبر بعدی چگونه تعیین خواهد شد؟  [2010 Jun] 
*يک دروغ بزرگ ديگر؛ فساد اخلاقی ساختاری غرب [2010 May] 
*جنبش سبز: اسلامگرا یا سکولار  [2010 May] 
*شهرنشينی، دانشگاه و طبقه متوسط: تهديدات امنيتی عليه ولايت فقيه [2010 Apr] 
*از ربانی سالاری به اوباش سالاری؛ تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی  [2010 Mar] 
*رهبر جمهوری اسلامی و مداحی به قصد تقرب  [2010 Feb] 
*هشت تحليل غلط؛ پيش و پس از انتخابات رياست جمهوری  [2010 Feb] 
*زمان محاکمه‌ی خامنه‌ای در دادگاه جنایی بین‌المللی فرا رسیده است  [2009 Jul] 
* الگوهای رایج فریب‌کاری در نظام جمهوری اسلامی  [2009 Feb]