توهم «تغییر و اصلاح» به پشیمانی رسید
 

توهم «تغییر و اصلاح» به پشیمانی رسید
مجید محمدی

 

پنج تحول عمده به کارزار "من پشیمانم" در شبکه‌های اجتماعی که نوعی شکایت از کارکرد دولت روحانی را منعکس می کند منجر شده است:

۱) نحوه‌ شکل گیری کابینه‌ی روحانی که در آن اصلاح طلبان حضور چندانی نیافتند و حتی افرادی مثل جهانگیری (در برابر نوبخت) عملا به حاشیه رانده شده‌اند؛ اصلاح طلبان از این که ناکامی‌های دولت به حساب آنها نوشته شود رضایت ندارند؛

۲) آشکار شدن همصدایی دولت روحانی با سازمان سرکوب و ترور در داخل و خارج کشور بالاخص در برابر اقدامات ترامپ؛ دولت روحانی هیچگاه با سازمان سرکوب و ترور فاصله‌ای نداشت اما در این مورد سکوت می کرد. اقدامات دولت ترامپ این سکوت را شکسته است؛

۳) ناتوانی دولت در تغییر فضای اجتماعی و فرهنگی و سیاسی بر خلاف وعده‌ها؛ نه اتفاقی در حصر افتاده، نه گشایشی در کار اهل فرهنگ و هنر پیدا شده و نه از فشار نیروهای نظامی بر مردم کاسته شده است (گشت‌های سپاه به محله‌ها و پس کوچه‌ها هم بسط یافته است)؛ پرونده حضور زنان در ورزشگاه‌ها فعلا بسته شده است؛

۴) حذف یارانه حدود ۳۴ میلیون نفر، سه تا شش برابر شدن عوارض خروج از کشور و موج گرانی‌ای که بودجه ی ۹۷ نوید می دهد؛ و

۵) آشکار شدن ورشکستگی موسسات اعتباری‌ای که به دیوانسالاری دینی و نظامی بسیار نزدیک بودند و امروز توان پرداخت پول های سپرده گذاران را ندارند.

برای کسانی که هم روحانی و همکاران امنیتی وی (نیمی از کابینه) را می شناختند، هم از روندهای کشور اطلاع داشته و دارند و هم رفتارهای نظام جمهوری اسلامی را در چهار دهه گذشته دنبال کرده‌اند کارزار "من پشیمانم" بیشتر شبیه به یک لطیفه‌ بی مزه است چون در طی چند ماه پس از بیعت مجدد با روحانی اتفاق تازه‌ای در کشور نیفتاده تا موج پشیمانی را موجب شده باشد. هیچکدام از امور پنجگانه تازه و شکفت انگیز نیستند:

۱) دولت روحانی تنها قرار بود نقش دلالی سیاسی برای توافق اتمی را بازی کند و اصلاح طلبان برای اثبات وفاداری خود را بدان چسباندند. همچنین روحانی در کابینه ی اول نیز وزن سنگینی به اصلاح طلبان نداد؛

۲) دولتی که با سازمان سرکوب و ترور خامنه‌ای همراه نباشد اصولا نمی تواند روی کار بیاید و اگر روی کار بیاید نیز تا همان حدی که با سازمان سرکوب و ترور فاصله دارد با بحران و کفن پوشان دائمی روبرو می شود؛

۳) تغییر فضای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی از ابتدا اولویت دولت روحانی نبود، که اگر بود در چهار سال اول باید خود را نشان می داد؛

۴) گرانی ادواری نتیجه‌ی سیاست‌های اقتصادی و گسترش طلبی‌های جمهوری اسلامی است که از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ادامه داشته است. اما از حیث زمان بندی معمولا بعد از انتخابات به جریان می افتد؛ و

۵) موسسات اعتباری حتی قبل از انتخابات ۹۶ وضعیتی مخاطره انگیز داشتند و ورشکستگی آنها در جامعه مطرح بود. (فرارو ۲۳ خرداد ۱۳۹۶)

نتیجه‌ی انتخابات ۹۶ از همان ابتدای کارزارها قرار بود همه را مایوس کند که امروز یاس گروهی از رای دهندگان به روحانی را به دست آورده است.

تبخیر یک توهم

مقامات جمهوری اسلامی در بیان منویاتشان همیشه روشن بوده‌اند و این بخشی از مخاطبان هستند که در دوره‌هایی می خواهند آنها را به گونه‌ای دیگر بشنوند یا بفهمند. مقامات جمهوری اسلامی می خواهند دنیا را به زیر چکمه‌های سپاهیان و ردای روحانیون بکشانند و از این هدف با عناوینی مثل حکومت جهانی اسلام، رهبر مسلمین جهان، مدیریت جهانی و صدور انقلاب یاد کرده‌اند. جمهوری اسلامی در هیچ مقطعی این هدف را بایگانی نکرده بلکه حتی در سال‌های جنگ که موشک‌های صدام به تهران می رسید این را فریاد می زد (راه قدس از کربلا می گذرد).

در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی نیز حکومت حتی یک قدم عقب نرفته و پروژه‌ی تمامیت خواهانه‌ اسلامی کردن با شدت تمام ادامه دارد. تازه پس از چهل سال اقلیت‌های دینی رسما از عضویت در شوراها منع می شوند (شورای نگهبان مصوبه‌ی مجلس بر خلاف آن را رد کرد)، در بدن رئیس جمهور سابق که با رهبر فاصله گرفته بود ۱۰ برابر مواد رادیو اکتیو پس از مرگ وی پیدا می شود، اعترافات تلویزیونی و گروگانگیری شهروندان دیگر کشورها ادامه دارد، نماینده‌ رهبر جمهوری اسلامی به حوثی‌ها رسما پیام می دهد که بعد از پرتاب موشک به سمت ریاض و ابوظبی کشتی های نفت کش را مورد حمله قرار دهند. این رفتارها چهل سال ادامه داشته و هیچ گاه حتی وقفه‌ای در آتش افروزی در خارج و سرکوب و نقض حقوق در داخل ایجاد نشده است. کسانی که در دوران انتخابات مردم را به شرکت دعوت و جمهوری اسلامی را عادی سازی کرده و می کنند همه‌ی این امور را می دانند و ظاهرا مشکلی با مبانی نظام ندارند.

واکنش روحانی

حسن روحانی و دولتش چند ماه بعد از انتخابات مورد انتقاد شدید از سوی برخی حامیان و نیز مخالفان سابق‌اش قرار می گیرد (تا حد شعار "مرگ بر روحانی" در خیابان‌های تهران) اما این مخالفت‌ها بی نتیجه خواهند ماند چون این دولت به نواختن کامل در ارکستر سازمان‌های نظامی و امنیتی (نگاه کنید به سخنان تمجید آمیز ظریف در باره‌ی قاسم سلیمانی یا سخنان ضد امریکایی و ضد اسرائیلی ظریف و روحانی که در دوران مذاکرات برجام مطرح نمی شد) روی کرده و بدان‌ها اتکا دارد. سخنان نادر روحانی در باب حقوق شهروندی در اولین اجلاس این موضوع تنها برای راضی کردن اصلاح طلبان برای تداوم حمایت جانکاه و ناخواسته‌ آنان از دولت وی است.

البته در ایجاد و گسترش موج "پشیمان هستم" دستگاه تبلیغاتی حکومتی و بالاخص رادیو وتلویزیون دولتی نقش موثری دارند چون بیت و سپاه می خواهند دولت روحانی را تا پایان دوره رام خود نگاه دارند. این دولت در سه سال باقی مانده باید دولتی ضعیف و بدون برنامه‌ی عملیاتی مشخص باشد تا هرچه بیشتر به خواسته‌های آنها تن در دهد. چنین اتفاقی افتاده و ادامه خواهد یافت. رای دهندگان به روحانی- آنها که تاکنون پشیمان شده‌اند یا در آینده چنین خواهند شد- متوجه نبودند که دولت روحانی عزمی برای تغییر ندارد

 

روحانی بعد از بی سابقه ترین اختصاص بودجه‌ های عمومی به دیوانسالاری دینی (که تنها بخشی این بودجه‌های این نهادهاست) از مردم می خواهد بر بودجه نظارت کنند (چگونه، در حالی که مجلس و دولت تنها ماشین امضای این بودجه‌ها هستند و این نهادها حتی یک برگ کاغذ در مورد نحوه‌ی هزینه کردن آنها ارائه نمی کنند)؛ اوشکایت می کند که "براساس جدول ۱۷ بودجه دستگاه ها از ما پول می‌گرفتند و وقتی می‌گفتیم این پول را کجا خرج می‌کنید می‌گفتند به شما ربطی ندارد" (ایسنا ۲۸ اذر ۱۳۹۶) اما این تخصیص بودجه‌ها همچنان ادامه دارد؛ او وعده‌ی شفافیت می دهد در حالی که هر سه امپراطوری مالی و اقتصادی در جمهوری اسلامی (شرکت‌های دولتی، نهادهای تحت نظر دستگاه رهبری و سپاه) کاملا در تاریکی عمل می کنند و کسی غیر از مقامات بالای کشور نمی داند میزان و نوع ورودی و خروجی آنها و عملیات آنها چیست.

روحانی در حالی دسترسی آزاد به اطلاعات را یکی از حقوق شهروندی مردم معرفی می کند که هنوز میزان دقیق بیکاری و تورم و فقر و آمار زندانیان و جرائم و فساد در کشور برای کارشناسان روشن نیست و مخالف و موافق با جمهوری اسلامی در مورد آمارهای ارائه شده تردید دارند. وزارت علوم دولت روحانی دانشجویان را ستاره دار می کند و روحانی با آن مخالفت می کند؛ وزارت مخابرات این دولت در همه‌ی فعالیت‌های شنود و تجسس درگیر است اما روحانی به دستگاه‌های دولتی می گوید "حق تجسس در امور خصوصی مردم را ندارید" (همانجا)؛ بیش از شش میلیون سایت اینترنتی در ایران فیلتر می شود اما روحانی می گوید "وزیر ارتباطات قول می دهد دستش روی دکمه فیلتر فضای مجازی نرود" (همانجا)؛ مدارس بسیاری از کلان شهرها به علت آلودگی هوا تعطیل می شود و همان روزها رئیس دولت می گوید: "محیط زیست سالم یکی از حقوق شهروندی مردم است."(همانجا)

اصلاح امور در این نظام غیر ممکن است چون از منظر روحانیون و سپاهیان بقای آن را مورد مخاطره قرار می دهد؛ جمهوری اسلامی همه‌ کسانی را که چهار دهه تلاش کرده‌اند کوچک ترین اصلاحی در وضعیت امور انجام دهند مایوس ساخته است.

 

تاکتیک فرار

این صحبت‌های روحانی موجی را که علیه وی از سوی جناح‌های مختلف به راه افتاده و رهبر جمهوری اسلامی نیز از آن ناراضی به نظر نمی آید (وگرنه مثل موارد دیگر به زبان می آورد) متوقف نخواهد کرد. حامیان غیر دولتی روحانی متوجه نیستند که او هم همانند رفسنجانی، خاتمی و احمدی نژاد یک دستمال یک بار مصرف است که روحانیون و نظامیان وی را از بسته بندی بیرون آورده و بلافاصله بعد از استفاده به سطل زباله می اندازند.

روحانی برای فرار از مسئولیت و مقابله با موج پشیمانی‌ها توپ را به زمین کسانی که به وی رای داده‌اند می اندازد: "اگر حقوق شهروندی درست اجرا نمی شود، جوان‌ها اعتراض کنند... روحانی در تمام ساعات دولت دوازدهم به رای، نظر ، حمایت و انتقاد شما نیازمند است. شما پرسشگر باشید و وظیفه ما پاسخگویی است... مردم باید بر کار ما نظارت کنند." (همانجا) وی بهتر از همه می داند که نظارت عمومی در کشوری که آزادی بیان و رسانه‌ها و تجمعات و تشکل ها وجود ندارد غیر ممکن است. حکومتی که اطلاعاتی در اختیار افراد نمی گذارد و اطلاع رسانان را زندانی می کند طبعا جایی باری نظارت باقی نمی گذارد. جوانان ایرانی بارها اعتراض کرده و هزینه‌های بسیار زیاد اعتراض را دیده‌اند.

زندگی در فضاهای کج و معوج ارزشی

این نحوه‌ی عمل نشان دهنده‌ی این واقعیت در جمهوری اسلامی است که مرز میان راست و دروغ، واقعیت و افسانه، کارآمدی و شکست، و امانت و خیانت در ایران برداشته شده است. در این فضا همه‌ی ارزش‌ها و هنجارها به نفع قدرت و تبلیغات سیاسی خمیده و کج و معوج شده و با همه چیز می توان بازی کرد و هر معیاری را خم کرد و شکست. مقامات در دنیاهایی فراتر از دنیای چهار بعدی ما (سه بعد مکان و یک بعد زمان) زندگی می کنند و مدام میان دنیای ملموس و دنیای توهمی خود در حال رفت و برگشت هستند. آنها چون در سال ۵۷ موفق شدند با دنیای خیالی خود دنیای واقعی مردم را تغییر دهند یا در آن اختلال ایجاد کردند تصور می کنند این قدرت جادویی را برای همیشه دارند و از آن هرجا که بخواهند می توانند بهره بگیرند. آنها تلاش می کنند دنیاهای خود را با اتکا به قدرت و ثروت به دیگران نیز واقعی بنمایانند.

در دوران انتخابات کسانی که انتظارات دیگری غیر از آنچه امروز در جریان است داشتند تحت تاثیر افیون این جادوگران سیاسی قرار گرفته بودند. این شرایط مالیخولیایی در بخش‌هایی از جامعه نیز به شدت رواج دارد تا حدی که رئیس هیئت فوتبال و رئیس ورزشگاه یک شهر (سیرجان) تلاش می کنند با ریختن ادرار در دروازه‌ی تیم حریف طلسم آن را بشکنند (خبر آنلاین ۲۶ آذر ۱۳۹۶)؛ سایت‌های اینترنتی اسلامگرایان مدام از شفای بیماران در مقبره‌ی امامان و امامزادها خبر می دهند؛ رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست کشور همانند فال بینان از مردم می خواهد برای آمدن باد دعا کنند تا بلکه آلودگی‌ها کمتر شود (ایسنا ۲۸ آذر ۱۳۹۶)؛ رهبر جمهوری اسلامی و هوادارانش (آخرین آنها مصطفی کواکبیان از گروه اصلاح طلب) وعده‌ی پیامبرانه و پیشگویانه‌ی نابودی اسرائیل را در ۲۵ سال آینده می دهند (جالب است که با گذشت زمان این ۲۵ سال کم نمی شود)؛ و مقامات علی رغم فساد و اتلاف و افزایش جرائم مدام وعده‌ی جامعه‌ی برین می دهند.

ظرفیت بالای مایوس سازی نظام

البته در ایجاد و گسترش موج "پشیمان هستم" دستگاه تبلیغاتی حکومتی و بالاخص رادیو وتلویزیون دولتی نقش موثری دارند چون بیت و سپاه می خواهند دولت روحانی را تا پایان دوره رام خود نگاه دارند. این دولت در سه سال باقی مانده باید دولتی ضعیف و بدون برنامه‌ی عملیاتی مشخص باشد تا هرچه بیشتر به خواسته‌های آنها تن در دهد. چنین اتفاقی افتاده و ادامه خواهد یافت. رای دهندگان به روحانی- آنها که تاکنون پشیمان شده‌اند یا در آینده چنین خواهند شد- متوجه نبودند که دولت روحانی عزمی برای تغییر ندارد (حتی اگر همه‌ی رای دهندگان بعد از روز رای گیری همچنان فعال و در صحنه بمانند) چون اگر داشت باید چهره‌ای از آن را از سال ۹۲ تا ۹۶ به نمایش می گذاشت؛ البته افرادی هم هستند که پشیمان نیستند یعنی آنها که از ابتدا انتظار تغییر و اصلاح هم نداشتند. اصلاح امور در این نظام غیر ممکن است چون از منظر روحانیون و سپاهیان بقای آن را مورد مخاطره قرار می دهد؛ جمهوری اسلامی همه‌ کسانی را که چهار دهه تلاش کرده‌اند کوچک ترین اصلاحی در وضعیت امور انجام دهند مایوس ساخته است.

منبع:پژواک ایران


مجید محمدی

فهرست مطالب مجید محمدی  در سایت پژواک ایران 

* کدام یک مبتذل است: موسیقی سوسن و جواد یساری یا امضای نامه‌ی لابی جمهوری اسلامی؟  [2018 Jul] 
*سه (بعلاوه یک) سناریو برای سقوط جمهوری اسلامی [2018 Jul] 
* شش نمایش تهوع‌آور در حکومت اسلامی  [2018 Jul] 
*رهبران ایران اشغالگرند، یا هموطن؟ [2018 Jun] 
* تمام دروغ های ظریف  [2018 Jun] 
*اردک شَل روحانی، آغاز فروپاشی سیاسی [2018 May] 
*رادیو فردا به یک خانه‌تکانی جدی نیاز دارد [2018 Apr] 
*کاهش میانگین سن ازدواج دختران در ایران؛ چرا؟ [2018 Apr] 
*مرثیه ‌ای برای همه‌ء غرب ‌ستیزان  [2018 Mar] 
*تراژدی اسلام‌شناسی، خاورمیانه‌شناسی و ایران‌شناسی در دانشگاه‌های ایالات متحده  [2018 Feb] 
*رژیم‌های سیاسی با همه‌پرسی ساقط نمی‌شوند [2018 Feb] 
*محمود احمدی نژاد: «رهبر انقلابی» که غیبش زد  [2018 Jan] 
*پا گذاشتن جمهوری اسلامی جای پای شوروی  [2018 Jan] 
*چهار ویژگی متمایز کننده‌ خیزش دی ۹۶: جدال با کابوس مستقر [2018 Jan] 
*مهم‌ترین خطر امنیتی کشور: جمهوری اسلامی و تداوم آن  [2018 Jan] 
*«بازندگان جنبش اعتراضی دی ماه ۹۶» [2018 Jan] 
*توهم «تغییر و اصلاح» به پشیمانی رسید [2017 Dec] 
*سپنتا نیکنام و مرگ حاکمیت قانون و حقوق شهروندی  [2017 Nov] 
*اصلاحات سال‌ها پیش مُرد. همین!  [2017 Oct] 
*«جان اسنو» در تهران  [2017 Sep] 
*دشمنی اسلامگرایانه با غرب چه نتایجی دارد؟ [2017 Aug] 
*نظرسنجی‌هایی بدون ارزش علمی [2017 Aug] 
*علی شریعتی: ایدئولوگ نظام سرکوب  [2017 Jun] 
*گام دوم مهندسی انتخابات ۹۶: چینش نامزدها و جهت دادن به کارزارها  [2017 Apr] 
* مهندسی انتخابات ۹۶ آغاز شده است [2017 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2017 Apr] 
*جریان «اصولگرا»: واگرا و آشفته  [2017 Apr] 
*رسانه‌های فارسی‌زبان با مالیات شهروندان و منابع عمومی کشورهای غربی چه می‌کنند؟ [2017 Mar] 
*معضل محمد خاتمی برای «نظام»: ضعیف، کم آزار، اما غیر قابل اعتماد [2017 Feb] 
*چهار روایت شخصی از جنایات داعشی جمهوری اسلامی  [2017 Feb] 
*«آشتی ملی»؛ طرحی توخالی و بی حاصل برای تقرب به خامنه‌ای  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛ سیاست‌ورزی اسلامگرایانه در چارچوب ممکن‌ها [2017 Jan] 
*مهندسی غرور ملی با هیچ [2016 Dec] 
*ساختار آسیب‌های اجتماعی در ایران در سه نمودار [2016 Nov] 
*دوازده پرسش پیرامون چرایی و چگونگی پیروزی ترامپ و شکست کلینتون [2016 Nov] 
*واکنش ها به پیروزی ترامپ/ موج نارضایی‌ها، «نخبه‌گرایی، چند فرهنگ‌گرایی و جهان‌گرایی» را به عقب راند [2016 Nov] 
*کودک آزاری جنسی در پناه «بیت» المجرمان [2016 Oct] 
*جنگ با مردگان «غیر خودی»  [2016 Oct] 
*نهادهای پشتیبانی ایدئولوژیک برای استبداد مذهبی، تمامیت خواهی و کشورگشایی درایران  [2016 Oct] 
*مدیران جمهوری اسلامی در چه مواردی به اراذل و اوباش و لات‌ها متوسل می‌شوند؟  [2016 Oct] 
* انگاره بومی اداره و توسعه: واقعیت یا توهم؟ [2016 Sep] 
*میرقلی‌خان، امیری، دری اصفهانی: گامی کوچک از «قهرمان» تا «جاسوس»  [2016 Sep] 
*کدام‌یک اسلام را دزدیده‌اند: تروریست‌ها یا اصلاح‌طلبان؟ [2016 Jun] 
*نگاهی به نهادها و مبانی تصمیم‌گیری قوه قضائیه جمهوری اسلامی  [2016 May] 
*یک دیدار معمولی، یک عکس عادی، و موجی از اتهام و اعتراض [2016 May] 
*عرصه‌های جدیدی که روحانیت شیعه در نوردیده [2016 Apr] 
*ویروس ضد امریکایی؛ برندگان و بازندگان [2016 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2016 Apr] 
*چرا در انتخابات مهندسی‌شده شرکت می‌کنند؟ [2016 Mar] 
*پدیده های قابل توجه و شگفت انگیز در نتایج انتخابات ۹۴ [2016 Feb] 
*انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا تمامیت‌خواه [2016 Feb] 
*چهار دلیل برای ترغیب به مشارکت در انتخابات ۹۴ و نقد آنها  [2016 Feb] 
*تصویب توافق اتمی در ایران: مجلس یا شورای امنیت ملی؟  [2015 Aug] 
*رژیم خمینی چگونه تداوم یافت؟ [2015 Jun] 
*نظام بی‌شرم جمهوری اسلامی: شرم، سیری چند؟ [2015 Mar] 
*قاسم سلیمانی: «الهه مهربانی»، «سردار عارف» یا فرمانده ترور؟ [2015 Mar] 
*معجزه‌ی حکومت ولایی شیعی: یزید نقش امام حسین را بازی می‌کند [2014 Sep] 
*موضوعاتی که صدای آمريکا پوشش نمی‌دهد يا در اولويت آن نيست [2014 Sep] 
*بی بی سیزاسیون صدای امریکا [2014 Sep] 
*داعش، «سپاه قدس» اسلام‌گرایان سنی [2014 Jun] 
*مسجدسازی دولتی به جای ساخت مسکن عمومی [2014 Mar] 
*افسانه‌ی کمبود روحانی شيعه در ايران، مجيد محمدی [2014 Feb] 
*برنامه‌ تلويزيونی روحانی و پنج بازنمايی از وضعيت دولت  [2014 Feb] 
*رژیم تحریم علیه تحریم [2013 Sep] 
*ملی‌گرايی تکثرستيز: ضد غرب و پرونده‌ساز [2013 Aug] 
*سياست‌ورزیِ تهی از شرم [2013 Jul] 
*چرا سفر به ایران را تحریم نمی کنید؟ [2013 Jul] 
*شان يونسکوی رضا داوری: ننگ و آه [2013 Jul] 
*توهمات علی خامنه‌ای [2013 Apr] 
*علی خامنه‌ای و دروغ‌ها، رجزخوانی‌ها و مدعیات بی اساسش [2013 Apr] 
*بخش فلسفه‌ی دانشگاه تهران، دکان علم‌فروشی و مدرک‌سازی [2013 Apr] 
*فرسایش بنیان‌ها و پیوندهای اجتماعی در ایران [2012 Dec] 
*ناشر غير امين و تبليغات سياسی [2012 Jun] 
*تندیس‌های تنفر، اسلام رحمانی و مخاطرات امنیتی اسلام سیاسی [2012 May] 
*خلائق را از براندازی ولایت فقیه می ترسانند [2012 Apr] 
*«جامعه‌ ايران در سراشيبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی»  [2012 Mar] 
*مطالعات خاورمیانه یا بسط تنفر، بی خیالی و پرده پوشی [2012 Mar] 
*روشنفکران دینی و مقدسات مردم [2012 Mar] 
*آمريکاستيزی روشنفکران ـ فعالان چپ ايرانی: سندرم "از موضع بالا" [2012 Mar] 
*امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ [2012 Feb] 
*مشکلات دروازه بانان سابق رسانه‌ها [2012 Jan] 
*کارنامه‌ی سياه و سوگناک دين سازمان‌يافته [2011 Dec] 
*صدايش را در نخواهند آورد [2011 Dec] 
*دين سازمان‌يافته، مروج تنفر و تبعيض [2011 Dec] 
*بیست روش گریز از پاسخ گویی: نقدی بر گزارش جمهوری اسلامی به کمیته حقوق بشر سازمان ملل [2011 Dec] 
*آیا بدون دین سازمان یافته، دنیای بهتری نمی داشتیم؟ [2011 Nov] 
*همه از دولت‌ها پول می گیرند، اما ...  [2011 Nov] 
*در جستجوی فرزندان از دست رفته  [2011 Nov] 
*رهبر بعدی چگونه تعیین خواهد شد؟  [2010 Jun] 
*يک دروغ بزرگ ديگر؛ فساد اخلاقی ساختاری غرب [2010 May] 
*جنبش سبز: اسلامگرا یا سکولار  [2010 May] 
*شهرنشينی، دانشگاه و طبقه متوسط: تهديدات امنيتی عليه ولايت فقيه [2010 Apr] 
*از ربانی سالاری به اوباش سالاری؛ تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی  [2010 Mar] 
*رهبر جمهوری اسلامی و مداحی به قصد تقرب  [2010 Feb] 
*هشت تحليل غلط؛ پيش و پس از انتخابات رياست جمهوری  [2010 Feb] 
*زمان محاکمه‌ی خامنه‌ای در دادگاه جنایی بین‌المللی فرا رسیده است  [2009 Jul] 
* الگوهای رایج فریب‌کاری در نظام جمهوری اسلامی  [2009 Feb]