شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
اسماعیل وفا یغمایی

توضیح:
این مقاله را من دو سه سال قبل نوشتم و در چند سایت هم درج شد .حال با توجه به اینکه ماجرا باقی و دفتر حکایت سقوط شاه و ظهور خمینی هنوز باز است فکر می کنم باز خوانی آن خالی از فایده نباشد. متن وتیتر نوشته اندکی تغییر کرده است.ا.و.ی
***
 
عادتمان داده اند و عادت کرده ایم، ـ یا با توجه به تجربه های سالهای اخیر عادتمان داده بودند ـ که حد اقل در گام نخست ،در باره افراد   وتغییرات افراد قضاوت اخلاقی داشته باشیم.رشته قضاوت اخلاقی و اساسا مقولات اخلاقی هم، علی القاعده و تا روزگار ما که هنوز چیز جدیدی در این باره کشف نشده، نه به تغییر و تحولات تاریخی و اجتماعی بلکه به دین و مذهب مربوط می شود ، و رشته دین و مذهب هم، در دست نیافتنی ترین و در عین حال اصلی ترین نقطه، به هزار توی بی در و پیکر وسرگیجه آور و مغلوب کننده آسمانها و صل است. بنابر این وقتی بر کرسی قضاوت صرفا اخلاقی می نشینیم ، دست آخر اعمال و رفتار فردی که می خواهیم در باره او قضاوت کنیم، بخصوص اگر این فرد از حیطه افراد معمولی جامعه فراتر باشد ،در پرده راز باقی می ماند، و اگر از من بپرسید،می گویم مجبوریم که متهم را تبرئه کرده و زمزمه کنیم که به قول حافظ «حکم ازلی» این بوده که گل «شاهد بازاری» و گلاب «پرده نشین» باشد .
جام می و خون دل هریک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وآن پرده نشین باشد
از این نمونه قضاوتها در تاریخ ایران کم نیست. به عنوان مثال از   نادر شاه می توان نام برد. او یک نظامی توانا و هوشیار و پادشاهی خونریز و بی رحم بود . هنوز هم مجسمه تبر بدست اش در حاشیه «چهار راه نادری» و بر فراز پایه ای سنگی و مرتفع ، زیب و زینت شهرمشهد است، ومن بارها در هنگام تحصیل در مشهد شاهد بودم که بعضی ازکسانی که از زیارت حرم بر می گشتند سری هم به موزه   نادری میزدند و احیانا فاتحه ای هم نثار روح پر فتوح او می کردند!.
این بزرگوار کسی بود که وقتی شهری شورش می کرد با برپا کردن خیمه های فراوان در کنار لشکرگاه سپاهیانش وایجاد روسپی خانه ، ودستگیری زنان و دختران و پسران نوجوان شورشیان، آنها را گاه چند ماه در این روسپی خانه همایونی به کار وا می داشت تا به شورشگران درس اطاعت بدهد.
اوپادشاه افتخار آفرین و عادلی بودکه هنگام مجازات محکومین ،تنها یکی از چشمان آنان را کور می کرد، تا محکوم،   با چشم دیگرخود ساعتها شاهد تجاوز سربازان به اعضای خانواده اش باشد، و بعد او را گردن می زد. او کسی بود که وقتی کشاورزان نمیتوانستد مالیاتشان را بپردازند ماموران مالیاتی او دختران و پسران کشاورزان نگونبخت را به عنوان مالیات با خود می بردند و به فروش می رساندند.
  در بسیاری از کتابهای تاریخ، بخصوص وقتی به قلم ناسیونالیستهای دو آتشه نوشته شده باشد، وقتی که می خواهند علت این خشونت را توضیح بدهند مثلا تاکید می کنند که:
لشکر کشی های دایمی به خاطر عظمت ایران، «خوردن نخودچی» و غذای نامناسب در طول زندگی، و سرانجام «یبوست مزاج» و احتمال «بواسیر تکمه ای» باعث می شد که ایشان به خشم آیند   و دستور بدهند که روزانه تعدادی کور و تعدادی سر بریده شوند . آنهائی که یک مقدار علمی تر می خواهند مسئله را بررسی کنند مثلا گاه مانند محقق ارجمند و زحمتکش استاد باستانی پاریزی می نویسند:
  همخوابگی اعلیحضرت در هندوستان با یک روسپی زیبا ی هندی در شهر دهلی و در هنگام فتح هندوستان، و ابتلای ایشان به سفلیس یا چیزی شبیه سیفلیس و سرانجام پیشرفت سفلیس و تورم پرده های مغزی نادر موجب بیدار شدن روحیه خشونت در او شده بود.
  در تحلیل اول سلسله علت و معلولها به «نخودچی و کشمش»، و درتحلیل نوع دوم به «روسپی و رقاصه زیبای هندی» وصل میشود. و خواننده چنین تحلیل هائی چاره ای ندارد که به دیوان خواجه بزرگ شیراز پناه ببرد و شعری را که پیش از این به آن اشاره کردم زیر لب زمزمه کند و دائم یا عجبا یا عجبا بگوید که سرنوشت ملتی یا ملتهائی و کشته شدن صدها هزار تن انسان و نابودی شهرها و به منجلاب در افتادن سرنوشت ملتی به یبوست مزاج و یا سیفلیس ملوگانه بستگی داشته است .
  این نوع تحلیل گران از همه چیز می گویند، جز این که نادرشاه یا امثال او را ،که به حول و قوه الهی در درازنای تاریخ ایران تعدادشان هم زیاد است ،در زمینه تاریخی و اجتماعی مورد تحلیل و گفتگو قرار بدهند، و با کالبد شکافی تاریخی او و امثال او نشان بدهند که، نادر شاه در آن زمینه تاریخی و اجتماعی که شخصیت او را آفریده بود،اگر دایم از روغن زیتون فرد اعلا هم استفاده می کرد و انواع ملینات را هم برای لینت مزاج به کار می گرفت و یا در مقاربت با رقاصه زیبای هندی از وسایلی استفاده می کرد که دچار س ی فلیس نشود، بازهم همان نادر شاهی بود که ناسیونالیستهای دو آتشه او را مایه افتخار و سردار تاریخی ملک کیان می دانند،ومحققان واقعگرای تاریخ با قرار دادن او در زمینه اجتماعی و تاریخی   چهره حقیقی و هولناک او را پر رنگ کرده اند.
با این مقدمه می خواهم بگویم که خمینی راهم باید در زمینه واقعی تاریخی و اجتماعی او نگریست.
 
خمینی یک وجود تاریخی ست
خمینی را نه در سر فصل تولدش در فلان شهر یا کوره دهات خمین، یا به قول بعضی از روایات مضحک وغرض آلود، در هندوستان، و نه در سر فصل مرگش در جماران در فلان سن و سال، بلکه پیش از تولدش باید باز نگریست!. آن زمانی که از مشیمه یعنی بچه دان و یا رحم تفکری ارتجاعی و قرون وسطائی تولد یافت و پس از هر مرگ باز-تولد یافت و هنوز هم متاسفانه در حال تولد است.
  او به عنوان یک فرد معمولی ،می توانست مثل میلیونها انسان گمنام یا صدها هزار ملائی که در ایران و خاور میانه آمدند وروضه خواندند و به رتق و فتق امورات مذهبی مردم پرداختند و رفتند، جای اندکی را در جهان زندگی، وگوری گمنام را در گوشه یک گورستان به خود اختصاص دهد. اما داستان زاد و مرگ خمینی این چنین نشد. اوبه دلایل تاریخی و اجتماعی، از بیرنگی و کمرنگی خارج شدو در ظهوری اجتماعی و تاریخی تبدیل به وجودی اجتماعی و تاریخی شد.
با این حساب، وبا توجه به قانونمندیهای حاکم بر یک شخصیت و وجود تاریخی، او قرنها پیش از مرگش از زهدان اندیشه و ایدئولوژی و تفکری خاص متولد شده بود و تراش خورده بود و هنوز سالها پس از مرگش سر و مر و گنده !متاسفانه در حال زندگی کردن است و تا ما به شناختی درست از قضیه دست پیدا نکنیم و در فکر چاره ای اساسی نباشیم و در مبارزه با ریشه های اصلی تعارف را کنار نگذاریم ایشان به زندگی خود در نامها و لباسهای مختلف ادامه خواهند داد .
این ویژگی کسانی است که به طور مثبت یا منفی ، چه در هیئت مثلا هیتلریا دروجود مارکس ، از جایگاه یک انسان معمولی فراتر می روند و جایگاهی تاریخی را به خود اختصاص می دهند. خمینی از این زمره بود و به همین دلیل من اعتقاد دارم :
خمینی خمینی بود، خمینی خمینی هست و تا وقتی که سیستمهائی مانند جمهوری اسلامی حاکم بر ایران ، یا اندیشه ها و دستگاههای فکری و ایدئولوژیکی با ساخت و بافت واندرونه دستگاهی که خمینی را پرورد و تحویل داد وجود دارد، خمینی خمینی خواهد بود.
از این میخواهم نتیجه گیری بکنم که من اعتقاد دارم:
  خمینی پانزده خرداد
۱٣۴۲ همین خمینی سال ۱٣۵۷ و در ادامه، همان خمینی سالهای شصت به بعد بود که دستور تیرباران، تجاوز . خون کشی، شلاق و شکنجه و .. را صادر کرد و موجب شد که بیکاران و معتادان در خیابانهای تهران و شهرستانها رژه بروند و دختران نوزاد چند ماهه ای که در سال پنجاه و هفت در امواج تظاهر کنندگان بر دوشهای مادرانشان آرمیده بودند هم اکنون در هیئت ارتشی سرگیجه آوراز زنان خیابانی در خیابانهای تهران در جستجوی کسی باشند تا با فروش تنشان نان و سر پناهی برای خود جستجو کنند. زنانی که به احتمال زیاد برادران و پدرانشان در جبهه های جنگ تبدیل به عناصر بیجان شدند. خواهرانشان دستگیر و تیر باران شدند و هست و نیست شان درادامه حکومت خمینی   ودر سرزمینی که برای بخشهای گسترده ای از مردم ایران تبدیل به جهنم شد بر باد رفت.
خمینی در مرکز شخصیت خود، آنجا که تمام خطوط تشکیل دهنده شخصیت او، و تمام تجارب و یافته های نظری و عملی اش، به عنوان یک ملای مرتجع شیعه‌ی اثنی عشری و یک آیه الله تمام عیار ولی فقیه، در آن نقطه با یکدیگر برخورد کرده و شخصیت حقیقی   و غائی او را طراحی کرده اند در طی سالها تغییری نکرد.
او   همان بود که بود .کاری که او کرد این بودکه، گام به گام، مایه ماهوی و وجودی خویش را ،به دلیل دست یافتن به قدرت سیاسی و در دست گرفتن زمام یک سرزمین، و سازماندهی مریدان و پیروانی که یا به دلیل جهل و یا به علت مشارکت در قدرت و نعمات ناشی از قدرت سیاسی به او روی آورده بودند از قوه به فعل در آورد و در این مسیر تا آنجا که نفس داشت جلو رفت و خود را بارز و بارزتر کردو آنچه را در پشت پرده های تاریک و پنهان ذهن خود داشت پرده برداری کرد.
حالی به پشت پرده بسی فتنه می رود
تا آن زمان که پرده بر افتد چها کنند
  شاید با این تاکیدات و این که هرکس در زندگی خود تغییراتی می کند متهم به مطلق گرائی شوم . ولی قصد مطلق کردن قضیه را ندارم ، از آنجا که خمینی و اگر دقیق تر بخواهم بگویم مایه های ساختاری یک امام خمینی تاریخی و انتزاعی موضوع و پرسوناژ اصلی یکی از رمانهای من بوده و هست به او بسیار فکر کرده و سعی کرده ام او را در طول زمان و مکان دنبال کنم ، بنابر این نمی گویم که او تغییر نکرد، ولی تاکید می کنم تغییرات خمینی در جهت و بر مدار همان نقطه ای بود که شخصیت تاریخی او را تشکیل می داد یعنی این شخصیت را نفی نکرد بلکه آنرا غلیظ تر ، نیرومند تر و پر رنگ تر کرد. با نگاهی به تاریخ ایران و درنگ روی نمونه ها اندکی توضیح می دهم.
در تاریخ ایران ما از همان آغازتا امروز و با همه روشن و تاریکی هایش،   در زمینه حکومت ،با دونوع پدیده    رو برو بوده ایم ، «شاه» و «امام» و در برخی موارد «امامشاه» یا به قول حافظ«شیخشاه».
  شاه ، امام، امامشاه
نوع اول ، یعنی شاه و نوع درشت ترش ـ دردوران باستانی تاریخ ایران ـ «شاهنشاه یا شاه شاهان»، حامل «فره ایزدی» یا به زبان امروزی و مسلمانی، حامل «نور الهی» بود.
محل اتراق این نور الهی در بخشهائی از پیکر شاهنشاه ـ که بعد متوجه خواهید شد ـ بود . این نور به «قدرت سیاسی» شاه «مشروعیت مذهبی و فلسفی» میداد، و شاه را در چنان حصار مستحکم تقدسی قرار میداد که نفس همه را می برید. این نور الهی سرانجام در خلوتکده شاه و با تلاشهای او وملکه سیلان و جریان پیدا می کرد و به زهدان عیال منتقل می شد وولیعهد که متولد می شد   این فره ایزدی به میمنت و مبارکی از سر و روی او تتق می کشید و خیال همه را راحت می کرد، که در این سفرپرپیچ وخم ، این فره ایزدی در پروستات و بیضه های شاهنشاه دچار ضایعه نشده و از بیضه شاه و زهدان ملکه به ولیعهد رسیده است تا او هم وقتی که به سن مربوطه رسید، آن را به دیگری منتقل کند و سلطنت همینطور تا زمانی که حیات از منظومه شمسی رخت بر می بندد ادامه پیدا کند و ایرانیان هم شاد وشاکر از این همه موهبت شکر نعمت بگذارند که ایزد توانا منت بر سرشان گذاشته و آنها را تحت انوار فره ایزدی قرار داده است.
  خیلی ساده می توان فهمید که در طول حدود هزار و پانصد سال، از دوران هخامنشیان تا پایان دوره ساسانی، آن ایزد بزرگوار قبل از اسلام، از طریق شاه، و در درون پیکر شاه به نوعی بر مسند حکومت بوده است، یعنی به نوعی خدا بر تخت سلطنت بوده است. به همین دلیل هم ، اگر نگونبختی اشتباها یک لحظه روی تخت شاه می نشست به شکنجه گاهش می کشاندند و بند از بندش جدا می کردند و با شکنجه ای به نام «نه مرگ» تقاص وارد شدن به مقر جولان فره ایزدی را به او می فهماندند. شاهان دوران قبل از اسلام را در این «نقطه اصلی» می توان نگریست و فهمید که شاه ، یعنی این در حقیقت نماینده اصلی ترین طبقات قدرتمند جامعه، یعنی اشراف زمیندار و برده دار، مغان و فرماندهان ارتش و ..چگونه فکر می کند و چگونه دنیا را میبیند و چگونه مردم و توده ها را ارزیابی میکند.
این شاهان مطمئنا آدمهای بد قیافه و بد لیاس و بد هیکلی نبودند. گاهی محبتشان گل می کرد و این و آن را می نواختند، در جنگها در خیلی از اوقات شجاعانه می جنگیدند، اهل موسیقی و باده و شکار بودند،بدون شک عاشق میشدند و می گریستند و نیز مثل سایر آدمها شادمانی می کردند. با دانشمندان حشر و نشر داشتند و امثال این حرفها ، ولی دست آخر و در بالاترین نقطه، این شاه دارای فره ایزدی ،در نقطه اصلی تاریخی خود، کار کردهایش قابل حدس و گمانه زدن بود. شاه در هر حال شاه بود.
  این شاه دست آخر و بدون هیچ تکان و تردید نماینده کسانی بود که او را بر گزیده بودند و از منافع آنها کوتاه نمی آمد .این شاه دارای فره ایزدی و معتقد به فلسفه فره ایزدی، اگر لازم میشد،برای سرکوب مردم به پادشاهان بیگانه پناه می برد، برادرش را می کشت، مردم را قتل عام می کرد، برای حفظ فره ایزدی و تقویت آن بنا بر قوانین شریعت قبل از اسلام مانند فرهادک با مادر یا خواهر خود ازدواج می کرد، او اگر لازم بود مانند داریوش کبیر هر روز صبح دستور میداد محکومی را از وسط دو شقه کنند و او صبح را با عبور از میان دوشقه پیکر محکوم آغاز می کرد تا قدرت خود و فره ایزدی را حس کند و برای او مهم نبود که کشاورزانش گاهی از شدت گرسنگی با گوسفندان به چرا می روند. او هر کاری که لازم بود انجام میداد. او در آن نقطه بدون تکان و لرزش و تردید بود و هیچ قانون اخلاقی و انسانی باعث نمی شد که او تغییر بکند. نمونه خوبش قباد ساسانی است. او در مقابل جنبش مزدک عقب نشینی کرد. مزدکی شد و حتی اجازه داد مزدک حرمسرای او را منحل کند، ولی دست آخر با کمک فرزندش خسرو( انوشیروان عادل) وکشتار عظیم مزدکیان وقتل و سرکوب هواداران مزدک در سراسر ایران و قتل   مزدک از حقوق آسمانی فره ایزدی و طبقه اشراف در مقابل توده های بی سر و پائی که در دیدگاه او بجز حیوانات وگوسفندان در خدمت دستگاه سلطنت نبودنذ دفاع کرد و آب را دوباره به آسیای اشراف بر گرداند.
قباد ساسانی در کالبد شکافی تاریخی اش همیشه قباد بودو دقیقا به سخن بنیادگذار قدرتمند سلسله یعنی اردشیر پاپکان توجه داشت که گفته بود« وای بر جامعه ای که سر جای دم و دم جای سر را بگیرد» یعنی مردم فرودست به مردم فرادست تبدیل شوند و کاست طبقاتی جامعه فرو بریزد.
  این کشتار ــ که به نظر من آلترناتیو واقعی و درونی جامعه ایران را از بین برد و وضع جامعه را بسیار اسف بار کردــ در مدت زمانی نزدیک باعث زوال دولت ساسانی و اسلامی شدن ایران شد و گسست هولناکی ایجاد نمود که ایران از روند طبیعی و مادی تاریخی خودش خارج شد و به راه پر چاله چوله هولناکی افتاد که عوارضش را هنوز م داریم تحمل می کنیم.
از بازیهای آسمانی که بعضی افراد در تحلیل های تاریخی به آن معتقدند که بگذریم، من اعتقاد دارم که اگر آلترناتیو درونی و واقعی جامعه ایران   در آن دوران نابود نشده بود ،ایران ساسانی سرنوشت دیگری پیدا می کرد و حتی اگر مشیت الهی هم تعلق بر این می گرفت که حمله به ایران صورت گیرد ایران آن را پس میزد و از مسیر تاریخی طبیعی خود خارج نمی شدـ
  من این اعتقاد را در باره نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق نیز دارم، اگر مصدق شکست نخورده بود ، خمینی امکان ظهور نمی یافت و بار دیگر ما شاهد فتح مجدد ایران توسط لشکریان اسلامی ولی فقیه نبودیم ـ، ولی متاسفانه   کشتارهولناک مزدکیان و سرکوبهای بعد از آن ،راه به ظهور رسیدن این مشیت را هموار کرد. بعد ازسقوط دولت ساسانی همه چیز ضربه خورد و یا نابود شد، حتی زبان وبخش عظیمی از فرهنگ و نام و نشان ایران در معده بزرگ امپراطوری اسلامی اموی و سپس عباسی برای مدتی از بین رفت ولی   آن   فره ایزدی نابود نشد!.
  فره ایزدی نخست در حول و حوش خلفا خودش را حفظ کرد. خلفا با چند پله رشته اشان به پیغمبر و الله وصل بود.در این دوره نزدیک شدن به فره ایزدی که حالا خودش را در خلفا به تماشا گذاشته بود. مجازاتی وحشتناک داشت. نمونه روشن اش سرنوشت منصور حلاج است. عارفان ایرانی تلاش زیادی کردند که فره ایزدی و نور الهی را بین مردم تقسیم کنند و از انحصار برگزیدگان بیرون بیاورند. به همین دلیل می گفتند که خدا در تمام بدن ها هست ومردم از زمره مقدساتند. حلاج به عیان ندای «انا الحق» سر داد. او نمی گفت من خدا هستم، بلکه می گفت در جهان جائی خالی از خدا نیست. پس خدا در من و من او هستم. ظاهر قضیه ساده است ، ولی این ادعا قدرت خلیفه را که ردا و عصای پیغمبر را داشت تهدید می کرد. تا آن موقع خلیفه جانشین و حامل اقتدار پیغمبر و لاجرم خدا بود. اگر حرف حلاج رواج پیدا میکرد و هر بقال و سبزی فروشی ادعا می کرد که در من هم سهمی از خدا هست کم کم اقتدار خلیفه ضعیف میشد و سرنوشت حلاج آن شد که می دانید. کشتند و سوختند و خاکسترش را هم به دجله ریختند.
  پس از شورشها و پدیدار شدن دوباره جغرافیائی ایران در پهنه تاریخ در دوران صفاریان، چیزی نگذشت که سر و کله «فره ایزدی» در هیئت «ظل الله» و در دوران سلجوقیان پیدا شد. این «ظل الله» نیز تقریبا این قسمت دوم تاریخ ایران را تا سقوط سلسله پهلوی به خود اختصاص داد، و آخرین ظل الله در بهمن پنجاه و هفت کارش به پایان رسید.
  در باره ظل الله آخری که ما شاهد حکومتش بودیم گاهی بزرگترها می گفتندـ و هنوز هم علاقمندان به ظل الله و از جمله ملکه سابق در این روزها و در مصاحبه هایشان می گویند ـ ایشان خوب بودند ولی اطرافیانشان نگذاشتند!.
  این مضحک است. من بواقع دشمنی شخصی با انواع ظل الله ها ندارم . چون این دشمنی فایده ای ندارد، و معنائی هم ندارد. البته در زندان و شکنجه گاه این ظل الله آخری مثل بسیاری از جوانان سالهای چهل تا پنجاه و هفت شکنجه شدم و شلاق خوردم و دههابرابر شکنجه و شلاق خود، شاهد شکنجه های وحشیانه سایر دستگیر شدگان   بودم ، با این همه حمل کردن بارکینه و نفرت شخصی به نظر من بیهوده است و نیز بی دوام.
من اعتقاد دارم که اطرافیان ظل الله آخری او را فاسد نکردند . او شاه بود و شاه شاه است و نمی تواند شاه نباشد! او یک وجود تاریخی و حافظ منافع طبقه ای بود که او نماینده آنها بود و از این رو در جدول اخلاقی و ارزشی او در نهایت، مردم جز گله هائی از گاو وگوسفند نبودند. ـ یکبار هم شهبانوی ارجمند !   در مصاحبه ای گفتند در جریان تظاهرات سال پنجاه و هفت خون گوسفند و گاو را آورده و در خیابانها ریخته بودند و من با حرف او با این اشاره موافقم ـ با این تفاوت که این ظل الله آخری بر خلاف دیگرانی که تا دوره آقا محمد خان قاجار حکومت کردند مستقل هم نبود . آخرین ظل الله هویتی تاریخی و اجتماعی و ثابت داشت که نمی توانست و نه می خواست آنرا محو کند. اگر ان را نفی می کرد می مردو دیگر وجود نداشت. و اگر نفی نمی کرد همانی بود که بود.
اصل مطلب
حال می رسیم به اصل مطلب . بعد از این بزرگوار، خمینی بر سر کار آمد.   از بازی های روزگار، نام جانشین «ظل الله» بسیار با مسمی بود، «روح الله»!.
  بهتر است که دور و بر مشیت الهی نگردیم و این چرخش را، تنها از زاویه تاریخی و نه فلسفی ، بررسی کنیم چون در غیر این صورت مجبوریم باور کنیم که مشیت الهی بر این تعلق گرفته که یک ملت از دست ظل الله خلاصی یابد و در زیر سیطره روح الله قرار گیرد.   من فکر میکنم به طور منصفانه اگر قضاوت کنیم ،آن ظل الله   از این روح الله   کمتر خطرناک و ویرانگربود، به معنای کلمه هم که باور داشته باشیم ،شبها که نوری وجود ندارد ،اقلا می شود در تاریکی از«ظل» یا «سایه» ظل الله ها آسوده بود و نفسی به راحتی کشید. ولی با «روح» چه باید کرد، با نماینده خود خدا که لنگر هستی و کره زمین است چه خاکی بر سر خودمان بریزیم.دریغا که نه در تاریکی و نه در روشنی نه در خلوت و نه در جلوت و نه در خواب و نه بیداری و نه در این دنیا و نه در آن دنیا از   دست او رهائی وجود ندارد. ایشان یعنی روح الله، با سه واسطه خود خداست. او نماینده امام و اساسا خود امام و مطلق فقیه است، امامی که به او وصل است، جانشین پیامبر، و پیامبر هم نماینده خدا بر روی کره خاکی است ،پس امام خمینی یا امام خمینی انتزاعی ما به عنوان ولی فقیه مطلق، خدای مجسم بر روی خاک است و قرنهاست که پیشینه گان و اسلاف او از همان قرن دوم و سوم هجری اعلام کرده و چندین تن کتاب و رساله نوشته اند، و چند صد سال این رساله ها در مراکز مذهبی تدریس شده و به اجداد و اسلاف ما باورانده   و تنقیه فکری شده، که ولی فقیه صاحب جان و مال و ناموس و هست و نیست مسلمین و غیر مسلمینی است که در حیطه حکومت او به سر می برند.
در این حیطه، در حیطه ای که زمام زندگی این جهانی و آنجهانی به طور مطلق در دست ولی فقیه است نفس نمیتوان کشید. ـ شعر در این بن بست شاملو شاهکاری است از ظهور ولی فقیه، باید آن را بر گذرگاه تاریخ ایران آویخت و تدریس و تفسیر کردـ. خمینی چنین موجودی بود و هست و به این جایگاه خود اعتقاد داشت و پتانسیل هولناک کشتار و سرکوبش را از این اعتقاد می گرفت.خمینی یک فرد نبود یک نوع اندیشه در تاریخ ایران   و تاریخ اسلام و در باورها ی مذهبی و فرهنگی بود که ما و اسلاف ما نیز ساده دلانه بخشی از این باورها را بر شانه های اعتماد خود تا روزگار خمینی حمل کردیم . این باورها هنوز هم اگر چه زخمی و ضربه خورده است می تواند خطر آفرین باشد،   باید با تمام قوا و بدون تعارف علیه آن جنگید و گرنه شاهد ظهور مجددش خواهیم بود.
باید باور کنیم که خمینی و خمینی گری یک جریان و یک وجود     جاری درهرزابه های گوشه و کنار   تاریخ سرزمین ماست ، روحی ناپیدا که کالبد خود را می یابد و این کالبدها در جریان حوادث روزگار عوض می شوند.
در دیدگاه خمینی او شبانی است که با اراده الهی برای هدایت گوسفندان بر گزیده شده است. در عرصه تاریخ البته چیزی پنهان نیست، و او نماینده قشری است که منافع آنان را نمایندگی میکند ولی در بعد شخصیت شناسانه خمینی، و پیچیدگی ها و رنگ آمیزی های گول زننده، خمینی جانشین خدا و داری اعتقاداتی مشخص ودر بنا تغییر ناپذیر و نیزجایگاهی تغییر ناپذیرو مطلق است.
  خمینی درقبل از پانزده خرداد و هنگامی که به کمال آخوندی خود می رسید، جهان را به قواره یک ولی فقیه طراحی می کرد. دستگاه فکری او مشخص بود .پانزده خرداد
۱٣۴۲ او، همین خمینی و با همین اعتقادات بود که از فرصتی تاریخی بهره برد. موضع خمینی اگر چه ظاهر با رنگ و لعابی داشت و باصطلاح سنگ مردم را به سینه میزد ، ولی موضعی   ارتجاعی بسا ارتجاعی تر و عقب مانده تر از شاه و به قول معروف از تضاد شتر با موتور مایه می گرفت، که به دلیل تضاد مردم با شاه وغوغای آن روزها و فرو ریختن خونها چندان توجه کسی را جلب نکرد و خمینی بر پلکان منبر قدرت سیاسی و اقبال اجتماعی شروع به صعود کرد .
  در بهمن پنجاه و هفت خمینی امکان این را یافت که بخشی از جهان را در هیئت ایران به قواره طراحی های یک ولی فقیه و یک پیشوای مذهبی برش دهد و مشغول دوخت و دوز آن شود . ولی در انتهای قرن بیستم و در جامعه ای چون ایران بزودی با مشکلات و موانع زیادی روبرو شد. جامعه ایران علیرغم شوک بخود آمد و قیچی قدرتمند ولی فقیه که سودای برش دادن جامعه ایران را به قواره یک مملکت اسلامی طراز اندیشه خمینی را داشت ، این بار متوجه کسانی شد که مانع این بودند تا رویاهای فقیهانه او از قوه به فعل در آید. در سی خرداد خمینی همان خمینی قبل بود، اما این بار بر سریر قدرت و یک امامشاه کامل.
  گلوله هائی که برسینه ها ی تظاهر کنندگان سی خرداد نشست و امواج کشتار و سرکوب پس از آن را باید ادامه حرکت این قیچی دانست. این قیچی هنوز نیز در کارست و تا رژیم ولایت فقیه بر سرکار است از کار نخواهد افتاد. خمینی در این قیچی زنده است، در این پدیده که بر محور جانشینی خدا و پیامبر و امامان او و در تضاد خانمان بر انداز با سیر طبیعی حرکت فکر در تاریخ و جامعه هیچ چیزی را به رسمیت نمی شناسد. خمینی خمینی بود خمینی هست و تا برسریر حاکمیت است خمینی خواهد بود. و اما باید اضافه کنم این نوع اندیشه در برابر ستونهای پولادین شناخت و رشد آن در جامعه زنده و بیدار ایران، علیرغم هیاهای تمام جاهلان محکوم به زوال است.

 

منبع:ادبیات و فرهنگ


اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*سرنوشت حکومت ملایان [2017 Dec] 
*نوبت لرزیدن سقف و ستون خواهد رسید  [2017 Dec] 
*تفاوت آرامگاه اقبال لاهوری شاعر پاکستانی و آرامگاه یعقوب لیث بنیاد گذار استقلال مجدد ایران و زبان پارسی [2017 Dec] 
*قصیده خدائیه [2017 Nov] 
* تفاوت بزرگ امامزاده های راستین و دروغین [2017 Nov] 
* تاریخ جعلی مردم ایران را فلج کرده [2017 Nov] 
*شانزده نوامبر،جنگ قادسیه،پایان ایران باستانی وآغاز به ظلمت فرو شدن ایران [2017 Nov] 
*این یکی(زلزله)دیگر کار الله است یقه آخوند را نگیرید [2017 Nov] 
*درس ایدئولوژی. وکنکاشی در مورد ایمان بادمجان به ولابت‎!‎  [2017 Nov] 
*در ستایش ملت! [2017 Oct] 
*چهار آبان سالروز تولد محمد رضا شاه پهلوی آخرین شاه وبهترین شاه دیکتاتور پس ازسقوط دولت ساسانی [2017 Oct] 
*ایران وطن ماست‎  [2017 Oct] 
*دیگر شعر عاشقانه نخواهم سرود [2017 Oct] 
*چهار رباعی وپاسخ به چند انتقاد [2017 Oct] 
*روزگار و سايه روشن هاي زندگي وشعرمهدي اخوان ثالث  [2017 Sep] 
*«پانته آ»،«صفیه»،«محمد»و«کورش» [2017 Aug] 
*‏ حماسه آریو برزن سردار دلاور و میهن پرست ایرانی  [2017 Aug] 
*جهنم در قرآن‎ [2017 Aug] 
*درود بر آزاده نامداری  [2017 Jul] 
* شاملـو شـاعـري جهـانـي [2017 Jul] 
*.تو پایدار بمان ای تمامت ایران  [2017 Jul] 
*تمامیت ارضی !  [2017 Jul] 
*بهشت و جهنم برترین پاسداران مدارهای جاذبه و اعتقاد [2017 Jul] 
* در سالگرد انقلاب کبیر فرانسه ترجمه تازه ای ازسرود مارسیز. [2017 Jul] 
*سند شماره یک‌ : قتل هولناک فاطمه بنت ربیعه در صدر اسلام  [2017 Jul] 
*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی ام [2017 Jun] 
* بپاس پیدا شدن چند خمره شراب از عهد ساسانی [2017 Jun] 
*ساقي نامه  [2017 Jun] 
*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات  [2017 May] 
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.  [2017 May] 
* غزلهای بی تاریخ  [2017 Apr] 
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی [2017 Apr] 
*خدا فروشان [2017 Apr] 
*تجربه [2017 Mar] 
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!  [2017 Mar] 
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری [2017 Mar] 
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*  [2017 Mar] 
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2017 Mar] 
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری [2017 Mar] 
*نعلیات. چند رباعی [2017 Jan] 
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)  [2017 Jan] 
*قصیده سفر [2016 Dec] 
*سمبل رحمت [2016 Dec] 
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی [2016 Dec] 
*پولاد و فرهنگ [2016 Dec] 
*زنده باد ما! [2016 Dec] 
*دعا [2016 Dec] 
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني [2016 Dec] 
*از رباعی‌ها [2016 Nov] 
*سه عاشقانه [2016 Nov] 
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر [2016 Nov] 
* آنان که تنها نگران خود بودند [2016 Nov] 
*درود بر مردم!زنده باد کورش [2016 Nov] 
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!  [2016 Oct] 
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله  [2016 Oct] 
*کسی جان خود را نمی بوید [2016 Sep] 
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد  [2016 Sep] 
*با همگان.....(مانیفست) [2016 Aug] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2016 Aug] 
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم  [2016 Aug] 
*آیا متناقض نمیشوید؟ [2016 Aug] 
*هیچ ایم ما شاعران!  [2016 Aug] 
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه  [2016 Aug] 
*تمامیت ارضی ! [2016 Aug] 
*به خاطره شاپور بختیار  [2016 Aug] 
*کلمه بی معنای انسانیت  [2016 Jul] 
*جهنم همین جاست باور کنیم [2016 Jul] 
*خمینی مرد ! خمینی زنده است [2016 Jun] 
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید [2016 May] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران. [2016 May] 
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني [2016 May] 
*قـصـیده شـهرها [2016 May] 
*یادداشتی برای یک هموطن آذری  [2016 May] 
*از مادر خویشتن الی مادر خاک [2016 May] 
*تغییر قبله خواهم داد! [2016 May] 
*در ستایش حجاب  [2016 May] 
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب [2016 Apr] 
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه  [2016 Apr] 
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش [2016 Apr] 
*شهیدانیم ما [2016 Apr] 
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال [2016 Apr] 
*مرگ تبعیدی [2016 Apr] 
*پیش از آزادی [2016 Apr] 
*جهان آفرین، شیطان و خدا [2016 Apr] 
*رباعی‌های نوروزی [2016 Mar] 
*بهارانه خزانی [2016 Mar] 
*نوروزی دیگر [2016 Mar] 
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی [2016 Mar] 
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق [2016 Mar] 
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان [2016 Feb] 
*امامزاده [2016 Feb] 
*در ستایش ارتداد  [2016 Feb] 
*به به از آفتاب عالمتاب [2016 Feb] 
*شاه شاه و خمینی خمینی است  [2016 Feb] 
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام! [2016 Jan] 
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا [2016 Jan] 
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان  [2016 Jan] 
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی [2016 Jan] 
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده [2016 Jan] 
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي  [2016 Jan] 
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ. [2015 Dec] 
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی [2015 Dec] 
*به هیچ وجه تعجب نکنید [2015 Dec] 
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید ! [2015 Dec] 
*غزل های یلدا [2015 Dec] 
*سر بالین فقیهی بیدار [2015 Dec] 
*غزل.یکشب اگر... [2015 Dec] 
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه [2015 Dec] 
* قصیده کوچه باغی [2015 Dec] 
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت ! [2015 Nov] 
*ظهور دوباره ضعفر جنی [2015 Nov] 
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ [2015 Nov] 
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای [2015 Nov] 
*خدافروشان [2015 Nov] 
* کلاه از سر بر میگیرم [2015 Nov] 
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش  [2015 Nov] 
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول [2015 Nov] 
* با ناخدا [2015 Nov] 
* ملت! ملت! همیشه سردار [2015 Nov] 
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک [2015 Nov] 
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف [2015 Nov] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران [2015 Nov] 
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت [2015 Oct] 
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست [2015 Oct] 
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف [2015 Oct] 
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛  [2015 Oct] 
* العشق اکبر [2015 Oct] 
* دو غزل پائیزی [2015 Oct] 
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه  [2015 Oct] 
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز [2015 Oct] 
* سرود مهرگانى [2015 Oct] 
*کعبه منو حاجی [2015 Sep] 
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه [2015 Sep] 
*خزانی  [2015 Sep] 
*هنوز هجوم ادامه دارد  [2015 Sep] 
*سرود مهرگانى [2015 Sep] 
*و خویشتن را بنگر..... [2015 Sep] 
*خدا و انسان(غزل) ا [2015 Sep] 
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود [2015 Sep] 
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند [2015 Sep] 
* چه بر جای مانده است؟ [2015 Sep] 
*هیچ ایم ما شاعران! [2015 Sep] 
* چهار رباعی [2015 Aug] 
*العشق اکبر. غزل [2015 Aug] 
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار [2015 Aug] 
*غزل.در کوخ تنفروشان [2015 Aug] 
*در جواب یک رفیق سابق لر [2015 Aug] 
* امامزاده [2015 Aug] 
*قصیده تلخ معرفت [2015 Aug] 
*آخوندها! آخوندها [2015 Jul] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2015 Jul] 
*آدمی بسیارست [2015 Jul] 
*حجر الاحمر(سنگ سرخ) [2015 Jul] 
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی  [2015 Jul] 
*دو مرثیه [2015 Jul] 
* کرد را میکشند اما کرد زنده است  [2015 Jul] 
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ  [2015 Jul] 
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد  [2015 Jul] 
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد [2015 Jul] 
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته [2015 Jul] 
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی  [2015 Jul] 
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی [2015 Jul] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف  [2015 Jul] 
* بیزارتر از داعشیان.... [2015 Jul] 
*دو ملودی [2015 Jul] 
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من [2015 Jul] 
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی [2015 Jun] 
* غزل رمضان [2015 Jun] 
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است! [2015 Jun] 
*با تمام رهبران [2015 Jun] 
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2015 Jun] 
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم  [2015 Jun] 
*اگر پرچم آزادى... [2015 Jun] 
*نعلیات [2015 Jun] 
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما [2015 Jun] 
* غزل. خدای عاشقان [2015 Jun] 
*خدا و انسان(غزل) [2015 Jun] 
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟ [2015 May] 
* در ستایش تاختن [2015 May] 
*ساقي نامه [2015 May] 
*سه عاشقانه [2015 May] 
*اگر عشق گناه است [2015 May] 
*دو سر قافان [2015 May] 
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره [2015 Apr] 
*آینه‌ها (۲) [2015 Apr] 
*آینه [2015 Apr] 
* غزل فراچکیدن [2015 Apr] 
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی [2015 Apr] 
* زیباترین جنگاور جهان [2015 Apr] 
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست [2015 Apr] 
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم [2015 Apr] 
*غزل [2015 Apr] 
* عاشقانه در ماهور [2015 Apr] 
*شش عاشقانه  [2015 Apr] 
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم [2015 Mar] 
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار [2015 Mar] 
*نوروزی دیگر [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو  [2015 Mar] 
*غزل جهانخدائی [2015 Mar] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)  [2015 Mar] 
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5  [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4 [2015 Mar] 
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم  [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد [2015 Mar] 
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران [2015 Mar] 
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه [2015 Mar] 
*ترا دوست دارم ای محبوب [2015 Mar] 
*تو زیبائی ای میهن من [2015 Feb] 
*آغاز و پایان جهان [2015 Feb] 
* خدائی تازه خواهد زد هستی [2015 Feb] 
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی [2015 Feb] 
*به به از آفتاب عالمتاب [2015 Feb] 
*لبان تلخ تو  [2015 Feb] 
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا [2015 Feb] 
*مثنوی گربه نامه. [2015 Feb] 
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.  [2015 Jan] 
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است  [2015 Jan] 
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور  [2015 Jan] 
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا [2015 Jan] 
*یادداشتی برای دوستان [2015 Jan] 
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3  [2015 Jan] 
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی  [2015 Jan] 
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !  [2015 Jan] 
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2  [2015 Jan] 
*دایناسورها [2015 Jan] 
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه [2015 Jan] 
*ضریح  [2015 Jan] 
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی [2015 Jan] 
*عاشقانه زمستانی [2015 Jan] 
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم  [2015 Jan] 
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)  [2015 Jan] 
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی [2014 Dec] 
* غزل های یلدا  [2014 Dec] 
*منظومه نيايش نوئل  [2014 Dec] 
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر [2014 Dec] 
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی! [2014 Dec] 
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ [2014 Dec] 
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه  [2014 Dec] 
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش [2014 Dec] 
*پیش از آزادی [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)  [2014 Nov] 
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)  [2014 Nov] 
*بعد از این شبانه ها [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم) [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم) [2014 Nov] 
*عاشقانه [2014 Nov] 
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار [2014 Nov] 
*لبان تلخ تو [2014 Nov] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها  [2014 Nov] 
*درستايش رسالت [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )  [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم ) [2014 Oct] 
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار [2014 Oct] 
*الا یا ایها الساقی [2014 Oct] 
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه [2014 Oct] 
*مزموزما جهانست با آیه های روشن [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم) [2014 Oct] 
*غزل تازه. هوای تازه کجاست [2014 Oct] 
*مرگ تبعیدی [2014 Oct] 
*درکارگاه صبح [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم) [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )  [2014 Oct] 
*در این هوا که منم [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم) [2014 Oct] 
*اى آزادى  [2014 Oct] 
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی [2014 Sep] 
*سرود مهرگانى  [2014 Sep] 
*خــزانی [2014 Sep] 
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم) [2014 Sep] 
*لبان تلخ تو  [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم) [2014 Sep] 
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد [2014 Sep] 
*با داعشیان [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم) [2014 Sep] 
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه [2014 Sep] 
*نیایش [2014 Sep] 
*«خارجه نشین!» [2014 Aug] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول) [2014 Aug] 
*مرثیه [2014 Aug] 
*بیزار تر از داعشیان....  [2014 Aug] 
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم [2014 Aug] 
*آینه [2014 Aug] 
*الا یا ایها الساقی [2014 Aug] 
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه  [2014 Aug] 
*ملت! ملت! همیشه سردار [2014 Aug] 
*عاشقانه [2014 Aug] 
*غثیان (استفراغ) [2014 Aug] 
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل [2014 Aug] 
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ  [2014 Jul] 
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است [2014 Jul] 
*سؤال [2014 Jul] 
*با ناخدا [2014 Jul] 
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان [2014 Jul] 
*دعا [2014 Jul] 
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی» [2014 Jul] 
*شاید آینه ای لازم باشد [2014 Jul] 
*در ستایش ارتداد [2014 Jul] 
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى [2014 Jul] 
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم [2014 Jul] 
*سبیل هم سبیل مقاومت! [2014 Jun] 
*زنده باد شکاف! [2014 Jun] 
*با مشکل پیامبران چه باید کرد [2014 Jun] 
*کاردها می‌گریند [2014 Jun] 
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد  [2014 Jun] 
*کی بود کی بود من نبودم  [2014 Jun] 
*یک شب اگر [2014 Jun] 
*با مشکل پیامبران چه باید کرد  [2014 Jun] 
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما [2014 Jun] 
*در قلب مردم [2014 Jun] 
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد [2014 Jun] 
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!  [2014 Jun] 
*خوشاسپیده دم سرخ [2014 May] 
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده [2014 May] 
*با گوش‌های کر [2014 May] 
*«بوي جوي موليانم آرزوست» [2014 May] 
*غزل یک شب اگر... [2014 May] 
*ساقی نامه [2014 May] 
*برای شما متاسف و غمگینم [2014 May] 
*عشق [2014 May] 
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه [2014 May] 
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است [2014 May] 
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی [2014 Apr] 
*طعم روشنائی [2014 Apr] 
*تجربه [2014 Apr] 
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1 [2014 Apr] 
*هوای تازه کجاست [2014 Apr] 
*وقتی همه چیز فراموش میشود [2014 Apr] 
*گوی مقدس [2014 Apr] 
*قصیده سنگشار [2014 Apr] 
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه [2014 Apr] 
*نوروز من توئی [2014 Mar] 
*بسوی بهار [2014 Mar] 
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب [2014 Mar] 
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد [2014 Mar] 
*بهار عبا پوش [2014 Mar] 
*نوروزتان خوش باد [2014 Mar] 
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی  [2014 Mar] 
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده [2014 Mar] 
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش [2014 Mar] 
*در خلوت زاهدان اثنی عشری [2014 Mar] 
*عاشقانه عریان بهاری [2014 Mar] 
*غزل بهاری شماره یک  [2014 Mar] 
*ترس سیاسی [2014 Mar] 
*آواز کولی‌ها [2014 Feb] 
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم [2014 Feb] 
*مکاشفه [2014 Feb] 
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق [2014 Feb] 
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی [2014 Feb] 
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع! [2014 Feb] 
*اگر روزی واقعا انقلاب شد [2014 Feb] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران [2014 Jan] 
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است [2014 Jan] 
*هوای تازه کجاست  [2014 Jan] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب [2014 Jan] 
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است ! [2014 Jan] 
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس [2014 Jan] 
* در بدرقه رضا مرزبان [2014 Jan] 
*زیرا باد می‌وزد [2014 Jan] 
*نگران مباش! [2014 Jan] 
*اگر مرگ نبود  [2014 Jan] 
*پنج مکاشفه [2014 Jan] 
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد» [2014 Jan] 
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها [2013 Dec] 
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی [2013 Dec] 
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک [2013 Dec] 
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی  [2013 Dec] 
*سه سروده .طعم روشنائی [2013 Dec] 
*نيايش نوئل  [2013 Dec] 
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي [2013 Dec] 
*غزل های یلدا [2013 Dec] 
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت) [2013 Dec] 
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار [2013 Dec] 
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی ! [2013 Dec] 
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی [2013 Dec] 
*ابراز نگرانی [2013 Dec] 
*غزل. [2013 Dec] 
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود [2013 Dec] 
*دعا  [2013 Dec] 
*هنوز سرودتان را مى خوانم  [2013 Dec] 
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی  [2013 Dec] 
*در ستایش تاختن [2013 Dec] 
*هفت حصار [2013 Dec] 
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین [2013 Nov] 
*درخواست از دوستان [2013 Nov] 
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو  [2013 Nov] 
*اعتصاب غذا خبر جدید [2013 Nov] 
*دیریست، دریغا [2013 Nov] 
*بیماران عقیدتی [2013 Nov] 
*محبت نیست جز در ده نشینان!  [2013 Nov] 
*اما باران خواهد بارید [2013 Nov] 
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید [2013 Nov] 
*غزل.در کوخ تنفروشان [2013 Nov] 
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2013 Nov] 
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه [2013 Nov] 
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق [2013 Nov] 
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی  [2013 Oct] 
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا [2013 Oct] 
*اگر مرگ نبود [2013 Oct] 
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند [2013 Oct] 
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری [2013 Sep] 
*در خیل خائنان [2013 Sep] 
*آتش تاریک [2013 Sep] 
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده! [2013 Sep] 
*اگر پرچم آزادی... [2013 Sep] 
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد [2013 Sep] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2013 Sep] 
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف [2013 Sep] 
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم [2013 Sep] 
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای  [2013 Aug] 
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی) [2013 Aug] 
*باز هم تهدید [2013 Aug] 
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن [2013 Aug] 
*الا یا ایها الساقی [2013 Aug] 
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند  [2013 Aug] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2013 Aug] 
*اى آزادى… [2013 Jul] 
*دوستان سابق! بخود آئید [2013 Jul] 
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد [2013 Jul] 
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست [2013 Jul] 
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی  [2013 Jun] 
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ! [2013 Jun] 
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید [2013 Jun] 
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری [2013 Jun] 
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات [2013 Jun] 
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته [2013 Jun] 
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر [2013 Jun] 
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر  [2013 Jun] 
*پنج نامه [2013 Jun] 
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی [2013 Jun] 
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲ [2013 May] 
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱ [2013 May] 
*چاووشی [2013 May] 
*دردناک، مضحک، خطرناک  [2013 Apr] 
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران [2013 Mar] 
*معنای کلام هستی [2013 Mar] 
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف [2013 Mar] 
*آیا می شود حرف زد؟ [2013 Feb] 
*  [2013 Feb] 
*مسیح را تعریف کنید [2012 Dec] 
*به پایان میرسد ای دوست هستی [2012 Dec] 
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی [2012 Dec] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها [2012 Nov] 
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید [2012 Nov] 
*در درگذشت احمد قابل [2012 Oct] 
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود [2012 Oct] 
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2012 Jul] 
*اگر مرگ نبود [2012 Jul] 
*جماع الوداع ووداع الجماع [2012 Jul] 
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم [2011 Nov] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2011 Nov] 
*حقیقت ساده [2011 Oct] 
*تخم اشتباه [2011 Aug] 
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند [2011 Jul] 
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت [2011 Jul] 
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی [2011 Jun] 
*با تمام رهبران [2011 Jun] 
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری [2011 Jun] 
*چهار خرداد [2011 May] 
*توجه به چند نکته ساده [2011 May] 
*منظومه کاروان [2011 Apr] 
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی [2011 Apr] 
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران [2011 Apr] 
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی  [2011 Jan] 
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم) [2010 Dec] 
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3) [2010 Dec] 
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)  [2010 Dec] 
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی [2010 Dec] 
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار [2010 Nov] 
*من باب اطلاع [2010 Nov] 
*مرگ می آید که ما را نو کند [2010 Nov] 
*مگر راهی جز مردن؟ [2010 Nov] 
*آی ابراهیم.... [2010 Nov] 
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست  [2010 Nov] 
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت [2010 Nov] 
*خاتون (به یاد مرضیه) [2010 Oct] 
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ [2010 Oct] 
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی [2010 Sep] 
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا [2010 Sep] 
* سفرت خوش ستار! [2010 Sep] 
*تجربه [2010 Sep] 
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده! [2010 May] 
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی [2010 Apr] 
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی [2010 Apr] 
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»! [2010 Mar] 
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم [2010 Feb] 
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم [2010 Feb] 
*مقداری توضیح واضحات... [2010 Feb] 
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال! [2010 Jan] 
*سر بالین فقیهی بیدار [2010 Jan] 
*یاداشت و توضیحی کوتاه [2009 Dec] 
*ملایان بر لب باغچه نعنا! [2009 Nov] 
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟ [2009 Oct] 
*هفت شعر تازه [2009 Oct] 
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن [2009 Oct] 
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد [2009 Sep] 
*در زیر قناره های قصابان [2009 Sep] 
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن [2009 Sep] 
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟! [2009 Sep] 
*کجا ایستاده ایم؟ [2009 Aug] 
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات [2009 Aug] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها [2009 Aug] 
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)  [2009 Aug] 
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف [2009 Aug] 
*دو شعر برای شهیدان اشرف  [2009 Jul] 
*قصیده میر حسینیه موسویه [2009 Jul] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم  [2009 Jul] 
*رهبران کجایید  [2009 Jul] 
*این یه انقلابه [2009 Jun] 
*نه ! «ندا» نمرده است [2009 Jun] 
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران [2009 Jun] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر [2009 Jun] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)  [2009 Apr] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان [2009 Mar] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم  [2009 Mar] 
*اگر روزي واقعا انقلاب شد [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)  [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲) [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱) [2009 Feb] 
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه! [2008 Dec] 
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران [2008 Dec] 
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم [2008 Oct] 
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....  [2008 Mar] 
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است! [2008 Feb] 
*آی آدمها [2008 Feb]