مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
اسماعیل وفا یغمایی

 

قبل از ورود:
در كوچه هاى سياست
همواره جائى خونين هست
جايى با دهان هاى فراخ خيس لزج،
آنجا كه برقهرمانان دشنام مى بارند
ويلن هاى خائن مستانه مى غرند
در هر واژه قاتلى مى خندد
و بلاهت با بيضه هاى بنفش پرافتخارش مي رقصد،
دراين جاست كه مي ايستم در تمامت فريادم
با معرفتى چون ستاره اى دنباله دار
روياروى اقيانوس سرد باد

از مجموعه بر اقیانوس سرد باد 
این نوشته را چند ماه قبل در تیر ماه نود وسه نوشته بودم اما از گذاشتنش روی سایت خود داری کردم. علت اصلی اش نوعی رقت بود ، پنهان نمیکنم در فرهنگ اجتماعی ای که به ما در جوانی حتی با همین فرهنگ شیعی فیلتر شده توسط مثبتات فرهنگ ایرانی(،واکنون بر باد رفته) یاد داده بودند  حتی کوبیدن بر سر دشمنی که بر خاک افتاده  جوانمردی نیست. و در سر بینه «گرمابه محمدی»  در خم فلکه مارکار شهر یزد تابلوئی آویزان بود که بر آن نوشته بود:

مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتاده ای بگیری مردی
نقد و چالش نیرو یا کسانی که سالها با آنها زیسته ام و قرار بود در کنار هم برای آزادی و دموکراسی ( ونه برای رهبری و عیال) سر بر شانه هم نهاده در خانه های تیمی یا میدان مبارزه بمیریم برای من دشوار بوده و هست بویژه وقتی که طرف مقابل علیرغم گردنفرازیهای پوک و پوچ  به نظر من گرفتاربیماریهای ایدئولوژیک- سیاسی مهلک و مشکلات بسیار باشد... بیشتر توضیح نمیدهم.اگر لازم بود بعد... همین قدر امیدوارم باور کنید که این گونه نوشتن  دردناک است.
امابالا گرفتن آتشباری مجدد توپخانه تهمت و توهین علیه ایرج مصداقی و سیبل شدن خاص الخاص او!توسط پیروان صدیق خاص الخاص، بویژه مقالات اخیر و منجمله نوشته آقای توتونچیان «لینک هر بار که بیرون می‌‌رفتم مرا در وسط می‌‌نشاندند»(گویا باید روی سقف یا بار بند مینشاندند! و یا اقای توتونچیان را در موقع بیرون بردن جای دیگری مینشانده اند که ما بی خبریم)، بخصوص تماشای تصویر ایشان با آن لبخند ملیح و آن گیسوان احترام برانگیز سپید، مرا بر آن داشت این مقاله را  در رابطه با هر دو نویسنده یعنی آقای امینی و آقای توتونچیان منتشر کنم ،چون نام نویسندگان مهم نیست ،محتوا و حرف و پیام مهم است که بقول مولانا
این همه آوازه ها از شه بود
گر چه از حلقوم عبدالله بود
 همه یک حرف دارند یعنی یک حرف را باید تکرار کنند، حال که نمیشود بطور واقعی  با مجازات معروف «نمرگ»  او را به قناره قصابی کشید وبند از بند مصداقی جدا کرد،حال که نمیشود یا نباید کتابهای مصداقی ، گزارشات نود و دو و نود و سه  بازبان و قلمی آدم وار  نقد و رد و باطل شود، کوبیدن و از میدان به در کردن مصداقی با هر وسیله، وتمام وسائل نامشروع!   مشروع است . بگذرم وبپردازم به اصل مطلب.
***
انسان حتما محترمی بنام مهرداد امینی مقاله طویلی قلمی کرده که نفر مورد تهاجمش آقای ایرج مصداقی است( در این لینک بخوانبد(تکیه گاه ) ،اما در مسیر حمله شاخهائی به او و شاخهائی به این و آن منجمله من عنایت کرده که علیرغم اینکه میخواهم جواب عاقلان را به خاموشی برگزار کنم ولی با خود گفتم در جواب این بزرگوار چیزی بنویسم تا انشالله دست مایه شاخ تیز کردنهای بعدی اش باشد و بیکار نماند و بتواند باز هم شاخهای انقلابی و توحیدی را بنا بر بیان خاص رفیقمان محمد رضا روحانی که احتمالا مشغول زمینه سازی های دیگری است!! «مرحمت» بفرماید.  
که با اجازه سعدی و عبید:
شاخ ایشان نه از ره کین است
رهنمائی رهبران این است
شاخ می زن که شاخ خوش باشد
ناله ی آخ آخ خوش باشد
شاخ توحید و انقلاب بود
زدن و خوردنش ثواب بود
تیز گشته به مکتب رهبر
هر دو تا سیخ ومیخ چون خنجر
آنکه زد، شد خدا از او راضی
آنکه خورد او،بگو برو قاضی
قاضی اما چو رهبری باشد
عرض دعوا، همه، خری باشد
عرض دعوا مکن که میبازی
میشوی موش لوس یک قازی....
اما نخست در باره ایرج مصداقی:
تمام این نوشته، فقط و فقط قلمی شده است تا چند صد بار مصداقی مورد دشنام قرار گیرد.
شاید صد بار بیشتر تکرار کرده اند که مصداقی خودشً! به قلم خودش !و در کتاب خودش! و احتمالا در افشای خودش نوشته است که باز جوها مرا به گشت شناسائی برده اند.
من بعنوان خواننده و زندانی سیاسی سابق که اندکی ساواک را میشناسد و نیز ساواک خمینی و خامنه ای را می خواهم بگویم:
اولا درود بر مصداقی که در کتابش همه چیز را نوشته و منجمله محملی به حضرات داده تا دست خالی نباشند و او را بکوبند.
ثانیا نشستن در گشت بمعنای لو دادن نیست همانطور که پدر بزرگ مرحوم من معتقد بود ابزار زنا را همه در شلوار مبارک خود دارند ولی انجام زنا چیز دیگریست و نمیشود افراد را به جرم داشتن و حمل دائمی ابزار زنا محاکمه کرد. در گشت نشستن چیزی شبیه این است در زمان شاه مرحوم مگر رضا رضائی در گشت نمی نشست و با این محمل فرار نکرد. کسانی که با خبرند میتوانند دهها نمونه بیاورند که در گشت نشستن حکایتی است و لو دادن حکایت دیگر.
ثالثا چگونه صداقت دم و دستگاهی را که نویسنده از آن دفاع میکند باور کنیم وقتی همین دم و دستگاه دو عضو مستعفی خود را ، آقایان قصیم و روحانی را با چهل سال رنج مبارزه و تبعید با فتوائی حاد تر ار فتاوی آخوندها زمینه ساز کشتار اشرف  و مزد بگیر وزارت اطلاعات معرفی میکند و خود مرا که پایم به زندانهای خمینی نرسیده، نادم! واداده! تواب! اعلام میکند و نیز مزدور، ونیز از زبان همسر سابقی که پانزده سال با من زیست و پنهان نمیکنم در طول آن سالیان محبوب من بود ومورد احترام فراوان، از هضم رابع اطلاعات گذشته اعلام میکند.  شاید معنای هضم رابع را ندانید برای مزید اطلاعات شما هضم رابع   بزبان ساده یعنی:
1-در هضم اول آخوندها مرا ریش جنبانان و شادان با دندانها و فک نیرومند خودجویده و به معده مبارک فرستاده اند و در آنجا با کیلوس معدی آنها آمیخته و آماده شده ام .
2- در هضم ثانی روده بندها بنده را بصورت شیره معدی  معده وزارت اطلاعات! کشیده و به کبد  مبارک وزارت اطلاعات تحویل داده اند.
3-کبد مبارک وزارت اطلاعات بنده را بنا بر طب سنتی به سودا و صفرا و بلغم و خون تبدیل نموده اند.
4- حال نوبت هضم رابع و هضم بافتی بنده است.هضم رابع یعنی زمانیکه تبادل غذا و فضولات بین بافتها و خون انجام می‌شود و هنگام دفع فضولات هضم اول:
 که مدفوع یا براز است،
و فضولات هضم دوم یا هضم کبدی که ادرار است
 و فضولات هضم سوم یا هضم عروقی که عرق کردن وباز هم ادراراست
 و فضولات هضم چهارم یا هضم بافتی که بخارات تنفسی یعنی همان مواد زائدی که از ریه‌ها بیرون می‌آید  و همینطور چرک بدن که از روی پوست، دفع می‌شود.
آه چه سفر درازی! این منم روان و ریزان و چرخان و دمان در دل و روده وکلیه و معده و کبد و بخارات تنفسی وزارت اطلاعات و چه لبخند زیبائی بر لبان فرهنگ وقیح و بیمار شما.....و   آیا میفهمید که چه میگوئید؟
می یبینید که در فرهنگ شما،این فرهنگ توحیدی و انقلابی تراویده ازنقطه مرکزی انقلاب درونی  من با چهل سال سرودن و زندان و تبعید و این غروبهای فصل آخر عمر در کوچه های تلخ غربت(که شما تلخی و سنگینی آن را هرگز هرگز نمی فهمید)، از زبان زنی که مادر فرزند من بود و هست به ادرار و مدفوع و عرق و چرک و بخارات تنفسی وزارت اطلاعات اخوندها تبدیل میشوم و این است آن فرهنگ چرکینی که ادعای انقلابی بودن دارد و در وقاحت و دریدگی و سالوس و سفلگی هیچ مرزی را به رسمیت نمی شناسد وجلوتر از آخوندها در تک و تاز است، در چنین آینه گندناکی است که من با نگریستن در آن نمی توانم هیچ ادعائی از شما را در مورد هیچکس و منجمله ایرج مصداقی باور کنم که من خود با تن و روحم بر میز این قصابخانه تجربه اندوخته ام.
 آخوندها بنده را خورده، هضم کرده و سپس با کمال محبت در مبال فرهنگ مورد علاقه شما ریده اند! این است ادبیات شما!
 حضرات! 
آیا توهینی زشت تر وشنیع تر و وقیحانه تر از بستن افراد به سلاخ خانه جنایت و کشتار آخوندها و همنفسی با قاتلان بفرمان ولی فقیه، آنهم برای کسانی که تمام عمرشان در رنج و تبعید و فشار و دوری از همه علائقشان گذشته  وجود دارد؟ آیا اگر من به زنندگان این توهین ها در مقابل این توهین بعنوان مثال بگویم:
 اگر نمی فهمید که هیچ بروید بفهمید ولی اگر معنای حرفتان را میفهمید واقعا پفیوزید، کلمه پفیوز در مقابل وزن و سیاهی اطلاعاتی بودن وزنی دارد؟که پفیوز بودن بسیار سبک تر از اطلاعاتی خواندن اشخاص و تهمت همکاری زدن با وحشی ترین جلادان متجاوز و فاسد و بیرحم حکومت ملایان است که بقول رومن گاری(نقل به مضمون) این باعث حرکت تختخوابی در کنج اتاقی میشود و آن باعث نابودی مملکتی میگردد، و شما به راحتی آب خوردن و بدون هیچ تضادی، این را برای هرکه منتقد و مخالف شماست بکار میبرید و ککتان هم نمی گزد!.
ما،جوانی و خانواده، زن و شوهر و فرزند، هست و نیستمان بر اثر اشتباهات سکاندارو اطرافیانش بر باد رفت و شما نمی فهمید و ما را مزدور میخوانید.
ما چهل سال است که آرزویمان این است در فضای آزادی و دموکراسی  اسمان ایران را بالای سر و خاک ایران را زیر پای خود احساس کنیم واز شیر حوض خانه پدری لیوانی آب بنوشیم  و پس از سی چهل سال کسان خود را در اغوش کشیم ولی به دلیل احترام به همان آسمان و آب وخاک  و کسان تصمیم گرفته ایم در غربت بمیریم و شما مطلقا نمی فهمید.
ما و بعنوان کسی که در زبان و فرهنگ ایران تنفس میکند ومن آرزویم این بود که صبح که از خانه بیرون میایم بجای بونژو، و گود مورنینگ،  و گوتن مورگن، بزبان فارسی یا ترکی یا کردی یا لری یا عربی از نانوای محله صبح بخیری بشنوم و با ایستادن و تماشای جنگ و جدال دو کودکی که در کوچه با فحشهای ابتکاری جد و آبای هم را مینوازند و با خواندن تابلوهای مغازه ها، (بقول شاملو) بر وسعت زبان حقیقی خود زبان کوچه، بیفزایم  و در میان مردمم و برای مردمم در درون آنها بسرایم و غزلهای عاشقانه خود را با زیبائی ستایش انگیز زنان ایرانی زینت دهم ولی بخاطر احترام به همان زبان و فرهنگ  به احتمال زیاد سنگ گوری هم اگر داشته باشم به زبان مادریم نخواهد بود و شما نمی فهمید  و امثال مرا با دریدگی و وقاحتی پر عظمت مزدور و اطلاعاتی میخوانید.
ما آرزو داشتیم در خط و مسیر مبارزه ای درست و با درک سیاسی و اجتماعی درست از شرایط جامعه ایران در درون مردم ایران و در میهن خود مبارزان، مجاهدان، زندانیان سیاسی، شهیدان واقعی یک مبارزه درست بودیم وهر ذره رنج ما بر باد نمیرفت و در نهانخانه تاریخ و فرهنگ ملت ایران ذخیره میشد و حتی در صورت شکست کامل نظامی،پیروزی اخلاقی ما بر دشمن غدار خدشه ناپذیر می ماند  و توشه راه ملت ما میشد ولی با اشتباهات پی در پی و ان فرار بزرگ و پی امدهای آن  از آن همه چه بر جای مانده است . در منظومه بر اقیانوس سرد باد(  : لینک منظومه بر اقیانوس سرد باد)که نسخه خطی ان به رهبر سپرده شد سالها قبل سرودم
كجاست زخم هاى من؟
كجا هستند ياران من؟
كجايند تندرها، بادها ، سنبله ها؟
آوازهاى دروگران ، ستاره ها ، شمع ها؟
كجاست ديوارهايى كه بر آنها تيرباران شدم؟
و تابوت هايى كه در آن ها از دشت ها گذشتم؟
كجاست آن درخت كه در ريشه هايش تخمير شدم؟
آن چهارراه كه برآن بردار كشيده شدم؟
آنجا كه بر آن سنگباران و سر بريده شدم؟
و آن جاده ،
كه برآن تانك ها بر استخوان هايم گذشتند؟
كجاست ستاره دوردستم؟
كه تو در جوبار پرتوهايش تن مي شستي
ومن نشان سرخ تازيانه ها را برشانه هاى كوچكت مى نگريستم،
كجاست ابهام حيرت آور اشياء و ستارگان
به هنگام پرواز با كلمات؟
كجاست زخم هاى من؟.

و او هرگز نفهمید که درد چیست  با این همه  اما در این دور دست ماچهل سال است با نگاهی پر امید به ذات و جوهره میهن و ملت خود از دور دستها و آرزوی آزادی او، در غربت و رنج به سر میبریم، .هیچ نداریم جز رنجهای سالخوردگی وشرافت اخلاقی  سیاسی خود و مطمئن باشید از این تنها دارائی خود که تنها دلیل تنفس ما در این حال و هوای پر رنج است دفاع خواهیم کرد ونخواهیم گذاشت که نمی توانید این را با توهین و تهمت و افترا بر باد دهید که با هر توهین و تهمت و افترا این خود شمائید که بر باد میروید،و از هضم رابع خباثت و ناجوانمردی  و دروغ میگذرید.برای شما واقعا متاسفم و امیدوارم بتوانید بدانید که در چه منجلابی ایستاده اید.
 با این توضیح بر گردم به مقاله آقای امیتی.
 حمله و تهاجم با هر محمل برای کوبیدن مصداقی،این نخ نبات و روح  چند صد مقاله و منجمله مقاله آقای امینی است و احتمالا لازم بوده و هست که مصداقی دائم مورد حمله قرار گیرد و ایشان به این دلیل دست به قلم برده بقیه اش به نظر من حلول روح گاو مش حسن در نویسنده بوده که اساسا باید خواند واز عظمت و طول و عرض شعور نویسنده کیف کرد که بدون مطالعه ، قابل تعبیر و تفسیر نیست اما:
ایرج مصداقی کتابهای زیادی نوشته و منجمله دو کتاب گزارش «نود دو» و «گزارش نود و سه» انتشار این دو کتاب جنگی گران راه انداخته است ، که بنظر من  هم بی پایان است و هم جنگ صلیبی.
 صلیبیون فارغ از گذر زمان و اینکه روزگار همه در حال بفرجام رسیدن است، مدتهای مدید است که بجای پاسخگوئی، ارتشی غم انگیز که عمدتا و بجز چند تن، همه ناشناس و دارای نامهای مستعار هستند راه انداخته اند و بجای پاسخگوئی به سئوالات مصداقی تمام کوشش و تلاششان این است که او را کارد تیزکن، سلاخ، اطلاعاتی، بریده و ... هر چه که میتوانید تصور کنید جا بیاندازند.عکسهای فراوان او را با ریش و بی ریش و با عمامه و بی عمامه کنار دیگران و کنار سلاخان حکومتی نشر داده اند،اما میپرسم:
- به کجا رسیده اید؟
 -هیچ جا! 
 به انها میگویم:
خودتان هم باور ندارید عزیزان! آخر دنیا اینطور نیست که شما فتوا صادر کنید و خیال رنگ واقعیت بپوشد. قبلا در مقالات مختلف منجمله «ادبیات و فرهنگ داعشی! » « آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است»  و«بیماران عقیدتی» و«مراد علی و مرید علی»   و شماردیگری از نوشته هایم توضیح داده ام و بیش از این لازم نیست. پس بنویسید تا میتوانید و تا قلمتان خشک شود و کاغذ کم بیاورید. مشکل شما این است که خوب میدانید کارد تیز کن، بریده، تواب، مزدور، واداده، غرقه در دنیای جنسیت و... کیست ومیخواهید به عبث کاسه کوزه ها را سر مصداقی خراب کنیدو مطمئن باشید و بروید بگردید و ببینید،بجز جماعت شما هیچ ایرانی و هیچ گروه و سازمان و شخصیتی مصداقی را چنان که شما بر آورد میکنید بر آورد نمیکند و نمی بیند زیرا مصداقی همه چیز میتواند باشد!اما اینی   که شما اعلام میکنید مطمئنا نیست.
مصداقی هزار عیب دارد!! هزار تا هم به نیابت از من به عیوبش اضافه کنید اما یک حسن بزرگ برای شما جماعت دارد! در شرایط کنونی موجودیتی دارد درست مثل ویلپنت و کمپ لیبرتی!  .
تمام دوربینها را روی او زوم کرده اید. مصداقی باید هر روز بزرگ و بزرگتر و وحشتناک و وحشتناکتر بشود و کاردهای گنده تری را تیز کند، کاردهائی حتی بلند تر از قد خودش، فکر کنم اینقدر باید کارد تیز کند که تمام  دویست واحد باقیمانده چاقو سازهای شهر زنجان هم از او عقب بمانند تا محملی برای این دوران جور شود. 
مصداقی وقتی خائن خائنان باشد و مغازه کارد تیز کنی اش زنجیره ای بشود، میشود هر روز علیه اش نوشت و شاخ زد و به او تهمتهای جدید وارد آورد و بحران و بحرانک ایجاد کرد، اینها نعمت الهی است، اینها بازار جلسات درونی و بحثهای پیروان و... راگرم میکند، کاسه کوزه ها را سر او و همسانان او میشکند و یکروز هم شاید برسد  که اعلام شود این بار علت شکست و طول کشیدن مبارزه و قوام رژیم و همه چیز و همه چیزبجز مقولات فردیت و جنسیت، مصداقی بوده است  و «آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست»  باید دوازده سال دیگر هم به دلیل وجود مصداقی اختفایش را تمدید کند،بنابر این دعا کنید مصداقی زنده باشد تا بشود دائم یک عده را ترسانید ولرزانید، تا قلمزنان بهانه نوشتن داشته باشند، تا هفته ای گاه ده تا مقاله علیه او نوشته شود، تا نقاشان بکشند و انشالله موسیقیدانان بنوازند پس همه با هم:
 
مرگ بر مصداقی پس زنده باد مصداقی
و میتوان حتی آن سرود بند تنبانی معروف  سال 57 را با اندکی تغییر و حذف کلمه آمریکا و گذاشتن کلمه مصداقی باز سازی کرد که دو فایده بر آن مترتب است اول اینکه با اجازه سعدی:
 طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت
بدر آی تا ببینی طیران رهبریت
زچپ چپ او بر آمد به هوا ورفت تا راست
بنگر تو رازهای دوران رهبریت
نشوی اگر تو ذوبش تو نفهمی این حکایت
زجهان ما جدا هست جهان رهبریت
و اگر شوی در او ذوب، به میان حوض خانه
تو بجای آب بینی فوران رهبریت
یعنی این اعلام و تغییر سرود باعث رضایت دوستان بخصوص برادران نئوکانهای بشر دوست واومانیست و شریف میشود وبا واقع بینی تام و تمام توحیدی و انقلابی اعلام میشود دشمن به هیچوجه آمریکا نیست اگر هم سالهای پنجاه و هفت چیزی گفتیم توطئه این وزارت اطلاعات بود و همین امثال مصداقی و قصیم و روحانی و یغمائی وشکری و امثالهم ، و دوم اینکه مشخص میشود دشمن اصلی مصداقی است. پس با هم بخوانیم آن سرود تغییر یافته را  که:

دشمن نوع بشرمصداقی مصداقی
مرگ بر مصداقی. مرگ بر مصداقی

دشمن علم و هنر
مصداقی مصداقی
مرگ بر مصداقی. مرگ بر مصداقی

دشمن اصلی ما مصداقی مصداقی

مرگ بر مصداقی. مرگ بر مصداقی

دشمن صلح و صفا آ
مصداقی مصداقی
مرگ بر مصداقی. مرگ بر مصداقی

دشمن روی زمين
مصداقی مصداقی
مرگ بر مصداقی. مرگ بر مصداقی

دشمن مستضعفين
مصداقی مصداقی
مرگ بر مصداقی. مرگ بر مصداقی

دشمن آئين و دين
مصداقی مصداقی
مرگ بر مصداقی. مرگ بر مصداقی

دشمن راه امام
مصداقی مصداقی
مرگ بر مصداقی. مرگ بر مصداقی

دشمن ما، يك كلام
مصداقی مصداقی
مرگ بر مصداقی. مرگ بر مصداقی
 و اما پس از سرود!من از این سئوال روشن که همیشه بی جواب میماند میگذرم که چرا این کارد تیز کن در سالهای نخست ورودش در مقر باصطلاح انقلاب و مقاومت، اور سور اواز، شبانه روزی بکار گرفته شد (ومن خود شاهد بودم)، و تا سال 2008 در جلسات و گردهمائی ها میز کتابش را داشت و   کسی نفهمید که او کارد تیز میکند،و در گشتهای شناسائی حتی به دنبال ننه بزرگ خود میگردد تا او را لو بدهد! از این میگذرم و آنرا به شرافت بی حد و مرز و کم نظیر این دم و دستگاه وا میگذارم، و اما  می خواهم همانطور که من ازخود سئوال میکنم از خودتان سئوال بفرمائید آخر این چه جنبشی است که قرار بود (فقیر در جلسه حضور داشتم) پس از افول کمونیسم و ویرانی دیوار برلن خلاء ایدئولوژیک جهانی را پر کند وشلوار ستم و جباریت از پای  بزرگ - جهانخواران بکند و ایدئولوژی توحیدش جهانی را غرقه در نور کند حالا فکر و ذکرش شده است یک انسان پنجاه و سه چهار کیلوئی دارای مشکلات جسمی فراوان اما اراده ای مستحکم، و یک مبارز  شناخته شده حقوق بشر که با نوشتن چند کتاب تمام دشنامهای عالم را بر سرش آوار نموده اند!
آخر چه خبرست عزیزان ! جوابش را بدهید! بقول آن لطیفه معروف آرپی جی که در نکرده است خطر کرده و یا اشتباه کرده!! علیه رهبر بزرگوار کتاب نوشته است، با کتابی و کتابهائی ثابت کنید تمام حرفهایش کذب محض و محض کذب است! تا همه و منجمله خود من از ظلمات جهل بیرون بیائیم. با آدمهای شناخته شده ونه مستعار به میدان بیائید و نه کسانی که اکثرشان معلوم نیست کیستند و از کجایند. آخر این هم شد مبارزه قلمی!  به مقدسات واقعی و نه پوشالی سوگند که آدم رغبت نمی کند دست به قلم ببرد و جواب این ترهات را بدهد ولی گاه چاره نیست.
 
روضه جنسیت و فردیت
من نمیدانم آقای مهرداد امینی کیست و در کدام درجه و مقام است؟ هوادار است یا مجاهد سابق یا لاحق اما میخواهم بپرسم که این بزرگوار چقدر اساسا انقلاب ایدئولوژیک را میفهمد ومیشناسد که روضه جنسیت و فردیت میخواند.
جناب مهرداد!
سازمان مجاهدین بنظر من( اگر نظر دادن و اظهار شناخت آزاد است)سالهاست از ضعف و فقدان ایدئولوژیک رنج میبرد ان انقلاب درونی  بعنوان یک اهرم تشکیلاتی هم خود را جای ایدئولوژی نشاند و هم یک سازمان سیاسی را ملک طلق دونفر کرد وبقیه تبدیل به رعایای مادام العمر خود خواسته شدند که منجمله این همه بریدنها و سقوطها و به طرف رژیم رفتنها حاصل این ضعف و بیماریست.  من با عوالم شخصی و جنسی افراد و رمنجمله رهبران سیاسی کاری ندارم . مسئله من و ما یک مسئله سیاسی و سرنوشت یک ملت است که دارد در زیر دندانهای تیز ملاها تکه تکه و خورده میشود ، سقوط سیاسی زنان سابقا مجاهدی که به همکاری با ملایان پرداخته اند هم دردناک و هم شرم اور است و مطلقا نه قابل توجیه است و نه قابل دفاع! و حرفهای انان در باره مسائل اخلاقی و خلوتخانه  بخودشان مربوط است اما سئوال این است چرا باید سقوط کنند؟ چرا باید از این چنین چیزهائی بتوانند صحبت کنند؟ چرا مسائلی که فقط میتواند در دستور کار حرم شاه سلطان حسین صفوی و فتحعلیشاه قاجار وحرم و خلوتخانه برخی سلاطین عثمانی باشد  امکان بروز و ظهور حتی توسط کسانی که دچار سقوط و انحطاط سیاسی و انسانی شده وبه دامن ـخوندها پناه برده اند بشود؟ در جای دیگر نمونه ای سراغ دارید؟از کدام ایدئولوژی صحبت میکنید؟این ایدئولوژی تنها یک معیار دارد. یک حرف و یک پیام
در من ذوب شوید تا راز اعلی را بدانید
طبعا وقتی ذوب شدی دیگر موجودیتی نداری که دچار تناقض شوی. استاد ازل اتفاقا به دلیل شناخت دقیق خودش از تحفه ای که درست سی سال قبل در همین ایام به اسم ایدئولوژی علم کرد  خوب میدانست چاره ذوب است و بس؟علم کردن فردیت و جتسیت هم به دلیل اینکه دو عاملی است که به هویت انسان پایداری میدهد می بایست نخست  تا ته لجنمال شود وبه سخره گرفته شود تا سطح سکس خام و نرینگی و مادینگی و علاقه به کرسی پائین بیاید و بعد زیرابش زده شود تا امکان ذوب پیدا شود!.جواب تئوریک سرکار سهل است اما مفصل و من فرصتش را ندارم اما شما را به گذر زمان و حیطه عمل ارائه میدهم زمان پاسخ شما را خواهد داد و احتیاجی به آن گاو بیچاره مشتی حسن هم نیست ! سرکار شاختان را بزنید گاو را ول کنید
منبر سرکار مرا به یاد منبر آخوند قرائتی میاندازد آنجا که میفرمائید:
 
...حضور فعال زنان قهرمان مجاهد خلق در رهبری این جنبش - در مقابل درنده ترین دیکتاتوری تاریخ معاصر- در تمامی صحنه های بغرنج بین المللی ، نظامی ، سیاسی و تشکیلاتی این مقاومت خونبار، امری است بدیهی ، ریشه دار ، مقاوم و تنومند .
آنچه که در گزارش ۹۳ تواب وزارت اطلاعات ، تحت نام " توتالیتاریسم " مسعود رجوی روی ان تمرکز شده در واقع مسعود رجوی نیست . بلکه ان "رابطه"ی فراگیر دنیای " جنسیت" است که مریم رجوی ان را شکست. رابطه ایی مالکانه و بهره کشانه بر " زن " ، که قدمتی به درازای تاریخ انسان بر این خاک دارد . داستان وجودی به نام " رهایی" انسان از زنجیر مالکیت و استثمار در هیبت " مریم"ی تنها، در برابر دنیایی ازتفکر " مش حسن "ی . که باور کنند که "ماه" با "تشنه" شدن " گاو" در نمی آید ، بلکه انسان اصالت خود را باید ...
 
عزیز جان
چرا روضه میخوانی. آرزو میکنم زنان مجاهد سرافراز و پرتوان گردند  ،بخصوص آنها  که در لیبرتی هستند از خطر نجات یابند ولی حرفهای شما جز یک روضه خوانی بی مایه بیش نیست.
- پنجاه سال از تاسیس سازمان مجاهدین و پیدایش زن مجاهد گذشت.پس از نیم قرن کجایند نمادهای فکری و تئوریک و آثارفکری زن مجاهد؟
-کجاست آن شناخت و شعور نوی که میخواهد نیمی از جامعه هشتاد میلیونی ایران را هدایت کند؟ 
- بجز در جلسات طلاق و دیگ و حوض و کوره و حل مسئله فردیت و جنسیت کجایند خواهران و زنان و دختران رشید و شریف ما با نظریه های نوین و رهائی بخشی که قابل قبول باشد و در حیطه شناخت وشعور انقلابی و فرهنگی و جامعه شناختی مورد نقد و بررسی و ستایش قرار بگیرد؟. 
- در شرایط حاضر بجز در عوالم خیالات انقلابی سرکار و هم نظرانتان،درکجای جدول مبارزات واقعی و زنده مردم ایران در کنار زنانی چون نسرین ستوده و سیمین بهبهانی ،و امثال آنهازن مظلوم مجاهد قرار دارد؟ روزگاری داشت ولی وقتی یک اشتباه هولناک استراتژیک تمام جنبش را به نفع ملایان پلید به خارج کشور پرتاب کرد واسیای قتلعام نسلی پر شور را به چرخش در اورد و راههای موجود بسته شد ودر سلسله خطاهای بعدی کار زن مجاهد پس از کشته شدنها و شکنجه شدنها شد شرکت در جلسات انتقاد از خود و دیگ و کوره و حوض و طلاق و سرانجام بر شوریدن و نقد  و نفی دائمی تمامیت هستی جسمی و روحی خود به نفع حل مشکلات عدیده تکامل و پرچمدارش،نفی، بدون اینکه ایجابی در کار باشد، ونیز تکه پاره شدن زیر بیل لودر و اعتصاب غذاهای بی انعکاس و مردن و مردن ومرکز جلسات عزا و پرسه، و دیگر جائی برای او در جدول مبارزات حقیقی زنان ایران باقی نماند اگر چه سرکار گوش فلک را از فریادهای بیحاصل خود پر کنید. زمان و جامعه ایران پیش روست.
... تصویر سرکار تصویری بسیار مکانیکی و بی ریشه است سالهاست زن ارجمند مجاهد وضعیتش جدا از جنبش زنان در داخل کشور وضعیتی این چنین دارد، زن مجاهد در شرایط کنونی بمثابه روغن و سوخت چراغی بکار گرفته میشود که نه در ظلمات ایران بلکه  در سالنهای سخنرانی خارج کشوری  و درون تشکیلاتی بمثابه ابزار و فقط ابزار موثر تسکیلاتی کار برد دارد و باشد تا خود زنان مجاهد روزگاری زبان بگشایند وقصه سر کنند آنوقت معلوم میشود ماجرا چیست . 
سالهاست که این شعار داده میشود که زنان مجاهد با شکستن دنیای جنسیت رهاشدگان اصلی اند و به نظر من نخستین قربانیان انقلابی که با ذوب میشود به آن واصل شد نه مردان بل در گام نخست زنان بودند  و یک دلیل بسیار کوچک آن هم همین مقاله و روضه خوانی سرکار است که با اهرم قرار دادن رهائی زن مجاهد داری الاغ خود را در راه مراد میرانی. 
میخواهم بگویم ایکاش بجای این کلمات مطنطن و توی سر این و آن زدن معقول و خردمند می آمدی انقلاب در جنسیت  را درست توضیح میدادی تا بقیه بهره ای ببرند و به راه راست هدایت شوند  و یا اینکه از رهبران میخواستی تمام اسناد و ویدئوهای جلسات درونی انقلاب درونی را در معرض شناخت بیرون قرار دهند تا بقیه هم مستفیض شوندنه اینکه مصداقی را به ریش سپاه قدس آویزان کنی و سپس زنان را به جنگ سپاه قدس آوری و خود شیپور نواز مضحک واز خود راضی جنگی بشوی که فقط در عالم ذهنیات تو طبل و شیپورش صدا میکند و نه در بیرون و بنویسی:
 
روی سخن به پشت نویس اباطیل فوق در گزارش تواب وزارت اطلاعات : آخر روان " گاو " ، اگر مجاهدین به کار این دنیا وارد نبودند پس چرا ان " ولی فقیه" ات فریادش در امده که این مجاهدین همه جا هستند ، در مجالس ، کنگره ها ،و همه کشورهای دنیا ... آخر " مش حسن " ، اگر مجاهدین " مظاهر تمدن و پیشرفت " را ندیدند پس این قدرت و هنر عظیم " سازماندهی و تشکیلات " ، در قرن بیست یکم ، با این همه وسعت ، در مقابله با اینهمه توطئه از جانب دولت های غول پیکر دنیا ، از " جشنواره " های تو آمده ؟! آخر " مش حسن " ، یک قلم بیرون آوردن نام مجاهدین از لیست تروریستی ، با ان جنگ عظیم سیاسی در مقابل " ابر قدرت " های دنیا ولشکر مماشات گران حامی رژیم در سراسر گیتی ، با هزینه و تاراج دادن قرار دادهای چندین میلیارد دلاری از طرف رژیم برای نگه داشتن مجاهدین در لیست ، و خاک شدن همه آنها در مقابل اراده مجاهدین ،.. " آشنا نبودن " مجاهدین با " دنیا " است ؟! آخر " مش حسن"، مگر نه اینکه در همه جای این "تمدن پیشرفته" ، نقش اجتماعی زنان معیار پیشرفت و دمکراسی و ترقی خواهی است ؟ در کجای این دنیا و تاریخ ، زنان از اینچنین صلاحیت و قدرتی برخوردار بوده اند که در مجاهدین هستند ؟ آخر مش حسن ، مگر نه اینکه همین زنان جان بر کف ، رهبری مردان مجاهد را در رویارویی با جنایتکاران تو و سپاه قدس ات ، به عهده دارند ؟ و. .

بقیه اش را بروید و در مقاله خود ایشان بخوانید .
بگذرم غرض نقد مقاله آقای مهرداد امینی نبود . آن مقاله مال چند ماه قبل بود و داد و فریادهای اخیر مرا بر آن داشت که این نوشته منتشر نشده را با چند خطی که بر آن اضافه شد منتشر کنم. با عرض معذرت از جناب امینی که دیر شد! و با تاکید بر این حقیقت که :
همزمان با «مرگ بر مصداقی» «زنده باد مصداقی» یادتان نرود چون اگر او نباشد سرنوشتتان میشود مثل آن کارگر روستائی که زبان فارسی را درست نمیدانست وبرای کار در زمستان و برف پارو کردن آمده بود تهران و قبل ازآمدن کارگران با تجربه به او گفته بودند به تهران که رسیدی پارویت را میگذاری روی دوشت و در کوچه ها با فریاد بلند میگوئی:
برف پارو میکنیم
لوله بخاری تمیز میکنیم
بخاری دیواری راه میاندازیم
کارگر این جملات را تمرین کرد و آمد وکارش را شروع کرد و شروع کرد به اعلام موجودیت و فریاد کشیدن اما وسط راه یادش رفت که چه بگوید  گیج و منگ مدتی راه رفت و یکمرتبه فریاد کشید
_ چکار میکنیم آهای چکار میکنیم؟
با نابودی فرضی مصداقی برای حل بحران باید فریاد بزنید
مصداقی مرد چکار میکنیم آهای چکار میکنیم!
به امید ادراک و شناخت درست و جستن راهی درست برای مبارزه ای درست با ملایان حاکم بر ایران و نه فقط لشکر آرائی در برابر مصداقی.

اسماعیل وفا یغمائی 
تیرماه نود وسه
انتشار دیماه نود وسه

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی ام
* بپاس پیدا شدن چند خمره شراب از عهد ساسانی
*ساقي نامه
*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.
* غزلهای بی تاریخ
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی
*خدا فروشان
*تجربه
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری
*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها