پیروزی ایران بر رم و شکست والریانوس
اسماعیل وفا یغمایی

شاپور یکم پادشاهی خردمند، مداراگر در رابطه با ادیان و شهریاری که نامی نیک از خود بجا گذاشت هویت تاریخی خود را در مسمومیت  چهارصد ساله فرهنگی مشتی ملای اجنبی بشناسیم و از دشمنی با تاریخ حقیقی خود دور شویم
 
همی بود شاپور با داد و رای
بلنداختر و تخت شاهی به جای
فردوسی
 هفتم نوامبرسال 260 ميلادي در شهر تيسفون (مدائن ــ 36 کيلومتري جنوب بغداد امروز) شاپور يكم ، رئيس وقت كشور ايران از دودمان ساساني، در مراسمي در برابر والرين (پوبليوس ليسينيوس والريانوس) امپراتور روم و ژنرالهايش كه بر دست و پايشان زنجير بود؛ ايران را تنها ابر قدرت جهان اعلام كرد. والرين و ژنرالهايش درجنگ به اسارت ايران در آمده بودند و اين روز یکی از روزهای تاریخ ایران و گذشته سرزمینی است که این در ید قدرت مشتی ملای ضد ایرانی است.براي اين كه ايرانيان اين پيروزي خود را فراموش نكنند و جهانيان براي هميشه عظمت ايران را در نظر داشته باشند و مشرق زميني ها خود را مديون توان ارتش ايران بدانند، به خواست شاپور يكم منظره به زانو نشستن والرين مغرور در برابرش را در چند نقطه در ايران بر سنگ تصوير كردند كه تا ابد باقي بماند، و مانده است.
در پي مراسم هفتم نوامبر، شاپور يكم هزاران سرباز، هفتاد هزار تن رومي را به خوزستان فرستاد تا در ساخت سد شادروان و پل شوشتر بكار گمارده شوند.

شرح اين پيروزي نظامي ايرانيان را «مارسليوس» كه خود ناظر صحنه هاي آن بوده برنگاشته است. به نوشته ادوارد گيبون، اين شكست شيرازه امپراتوري روم را از هم گسيخت و آغاز پايان اين امپراتوري و تجزيه آن قرارگرفت.

شاپور يكم قبلا نيز «گرديانوس سوم» امپراتور روم را كه به ايران لشكر كشيده بود در جنگ سال 246 ميلادي شكست داده بود. اين شكست چنان بر افسران رومي گران آمده بود كه در حال عقب نشيني بر سر «گرديانوس سوم» ريختند و اورا كشتند و فيليپ را بر جاي او نشاندند كه فيليپ با پرداخت پانصد هزار سكه طلا به ايران، موافقت شاپور را به ترك مخاصمه جلب كرد و نيروهاي رومي را به اروپا باز گردانيد. گرديانوس به منظور جبران شكست نيروهاي رومي از اردشير پاپكان (پدر شاپور يكم) در جنگ سال 238 ميلادي با شاپور كه بر جاي پدر نشسته بود وارد جنگ شده بود. سناي روم اصرار به خفه كردن ناسيوناليسم ايراني كه بار ديگر با بپاخيزي اردشير ساساني ظاهر شده بود در نطفه داشت كه موفق نشد و اين ناسيوناليسم تا اواخر دوران ساسانيان دوام داشت.

فيليپ نيز پس از بازگشت به «رم» به خاطر تحقير امپراتوري و دادن باج به شاپور ترور شد و سناي روم والرين را به امپراتوري انتخاب و مامور جنگ با ايران و گرفتن انتقام شكستهاي گذشته كرد كه در جنگ سال 260 خود او هم به اسارت ارتش ايران درآمد و با ژنرالهايش به تيسفون منتقل شد.

مورخان تاريخ قرون قديم متفق القول نوشته اند كه «ناسيوناليسم ايراني» جنگهاي دوران ساسانيان را برنده شد، و هنر بزرگ شاهان ساساني اين بود كه نگذارند «ناسيوناليسم ايراني و نيروي خيره كننده آن» ضعيف شود.

 سیاست دینی شاپور و پیامبری مانی
نهضت مانی پیام آور ایرانی در زمان شاپور اوج گرفت و شاپوربا آنکه خود زاده یک مغ زرتشتی بود ودین رسمی دولت ساسانی مزدیسنا بود و اوستا و زند منابع اصلی حقوقی و دینی حکومتی محسوب می‌شدند.  از او حمایت کرد
سکه‌ای منقش به چهرهٔ شاپور یکم، پادشاهی که به مانی اجازه تبلیغ دین داد و در دربار پذیرفت. سیاست دینی شاپور و پیامبری مانیبا دگرگونی اوضاع سیاسی ایران در قرن سوم میلادی که به دنبال سقوط حکومت اشکانی روی داد و اوضاع فرهنگی و اجتماعی نیز مجال تحول یافت و تمایل خود را به تغییر و اصلاح بروز داد. مانی در چنین روزگاری به تبلیغ اندیشه‌های خود پرداخت. در واقع آئین مانی با ماهیت بدبینانه خود و تمایل به زهد و ریاضت، انعکاسی از اوضاع دشوار و بحرانی ایران در قرن سوم میلادی بود و از این رو با توفیق روبرو شد.
در باب مانی و آئین او تا قرن حاضر، مآخذ و اطلاعات ما از روایات یعقوبی، مسعودی، بیرونی، ابن ندیم و شهرستانی و بعضی ردیه‌های آباء یونانی، لاتینی و سُریانی تجاوز نمی‌کرد. اما با کشف اسناد مانوی در تورفان ترکستان و فَیوم مصر، معلومات قابل اعتمادتری به دست آمد. مانی در دوران فرمانروایی اردوان پنجم اشکانی در حدود ۲۱۶ م. در قریه‌ای در شمال بابِل بدنیا آمد. نژاد او از جانب پدر و مادر به خاندان اشکانی منسوب کرده‌اند؛ که البته قابل تأمل است و بعید نیست که ناشی از تمایل پیروان وی بوده باشد که خواسته‌اند مانی را نیز مانند بودا و بعضی پیامبران شرقی به خاندان شاهی منسوب کنند. پدرش «بابک» به طایفه مغتسله از مذاهب گنوسی رایج در بین‌النهرین آن روزگار پیوسته بود و مانی هم در چنین محیطی پرورده شد. به ادعای مانی در دوازده سالگی فرشته «توم» بر وی ظاهر شد و در ۲۴ سالگی از جانب «خداوندگار بهشت نور» بر او وحی نازل شد و مانی را به جدایی از مغتسله واداشت. در همین روزگار بود که مانی برای نخستین بار به تبلیغ اندیشه خود پرداخت و این زمان با آخرین سال پادشاهی اردشیر بابکان مصادف بود. مانی یک چند در نواحی هند به مسافرت و نشر دعوت خود پرداخت و روایات ارتباط او با چین هم ظاهراً باید مربوط به مسافرت‌های او در نواحی کوشان و خراسان بوده باشد. دعوت مانی در این نواحی پذیرفته شد و اردشیر بابکان و شاپور اول نیز که وی را در نشر این دعوت آزاد گذاشته بودند، ظاهراً اندیشه وی را وسیله ایجاد وحدت بین پیروان ادیان مختلف قلمرو خویش می‌پنداشتند، نه مخالف آئین زرتشت. به هر حال به نظر می‌رسد که شاپور در ابتدای سلطنت خود، دین مانی را مناسب‌ترین وسیله برای اجرای سیاست ایجاد وحدت در یک قلمرو بسیار وسیع تشخیص داد. احتمالاً به نظر او، آئین مانی به سبب جنبه التقاطی خود، بهتر از هر دین دیگری می‌توانست مورد قبول مردمان و نژادهای مختلف ساکن در قلمرو ساسانیان واقع شود. البته این طرز تلقی شاپور از آئین مانی، به معنی گرایش او به این اعتقاد نبود، بلکه حاکی از توجه یا امید او به فوایدی بود که در امر ایجاد وحدت در تمام قلمرو ساسانی، از این آئین تازه توقع داشت. احتمال می‌رود یک علت دیگر در تسامح شاپور نسبت به مانی، جلوگیری از گسترش رو به رشد قدرت روحانیون زرتشتی و مداخله آنها در امور حکومتی بوده باشد.
مانی چون خبر مرگ اردشیر بابکان و جلوس شاپور را شنید، به ایران بازگشت و در خوزستان به حضور شاه جدید بار یافت. باریابی مانی هم به درخواست و وساطت پیروز (فیروز) برادر شاپور که آیین مانوی گرویده بود، ممکن شد. مانی چند سال با موکب شاپور همراه بود و حتی در بعضی لشکرکشی‌ها در کنار شاه ساسانی قرار داشت. چنان بر حسب روایات، در جنگ پیروزمندانه شاپور با والریانوس -امپراتور روم- و به قولی شاید در جنگ با گوردیانوس همراهی کرد. تسامح دینی شاپور و مساعدت وی به مانویان و نیز گرویدن دو تن از برادران شاپور به نام‌های «مهر شاه» و «پیروز» به آئین مانی، زمینه خوبی را برای پیشرفت کیش مانوی فراهم کرد. حتی ارتباط خوب مانی با شاپور تا آنجا پیش رفت که مانی یکی از کتب عمده خود یعنی شاپورگان را به نام شاهنشاه ساسانی کرد و به او اهدا نمود. اما وسعت دامنه تبلیغات مانی، نارضایتی رهبران دیگر ادیان قلمرو ساسانی مانند بودایی، یهودی و مسیحی و بخصوص روحانیون زرتشتی را برانگیخت. سرانجام شاپور به اصرار موبدان، مانی را از موکب خود راند و دستور به توقف فعالیت او داد. یعقوبی حتی از تصمیم شاپور بر کشتن مانی سخن می‌گوید و ابن عبری هم به خطا، شاپور را کشنده مانی معرفی می‌کند. البته این اقدام شاپور در محدود کردن فعالیت‌های تبلیغاتی مانی، در حکم تسلیم شدن شاپور به نفوذ موبدان و قدرت طلبی‌های ایشان نبود، بلکه شاپور در جهت حفظ وحدت و امنیت کشور، فعالیت‌های مانی را محدود کرد
شاپور وحمایت از یهودیان
شاپور در تلمودنام شاپور اول را اغلب با نام شموئیل، روحانی بزرگ یهود بابل در تلمود می‌یابیم. شموئیل و راب دو تن از دانشمندان یهودی اند که بیش از همه در تأسیس مرکز تحقیقات و تتبعات علوم یهودی در بابل سهم بسزائی دارند. راب متولد فلسطین بود و علوم دوره خود را از عمویش حیا و از یهودا ناسی آموخته بود. شموئیل بابلی بود و گذشته از وسعت دانش در الهیات چشم‌پزشک نیز بود و از بسیاری از علوم دوره خود اطلاعاتی کافی داشت. تلمود می‌گوید که شموئیل آزمایشهای پزشکی را اغلب بر بدن خود انجام می‌داد بحدی که همسرش گاهی از دیدن این آزمایش‌های تعادل خود را از دست داده و مدتی بیهوش بر زمین می‌افتاد. شخصیت مذهبی و اجتماعی شموئیل بیش از راب بود زیرا طبق تلمود هرگاه اختلافی در امری روی می‌داد، نظر شموئیل را بر راب ترجیح می‌داد.
یهودیان زیر سلطه شاپور اول از آزادی فراوانی برخوردار بودند. هر کجا اختلافی بین رسوم یهودیت و قانون مملکتی پیدا می‌شد، شموئیل دستور می‌داد که قوانین مملکت را رعایت کنند. بدین ترتیب شموئیل می‌کوشید از اختلاف و برخورد یهودیان با دولت مرکزی بکاهد.
از تلمود چنین بر می‌آید که شموئیل در بسیاری امور غیر یهودی مطلع تر از راب بود. با وجودی که راب و شاپور روابطی داشتند، مدرکی در دست نیست که این دو همدیگر را از نزدیک می‌شناختند. برعکس، شموئیل در چند فرصت با شاپور نشست و برخاست داشته است. در یکی از کتب تلمود بنام Baba Mezia, 70b یکی از مثلث‌های کتاب مقدس را (هر که مال خود را به ربا و سود بیفزاید آنرا برای کسیکه بر فقیران ترحم کند جمع می‌نماید- کتاب سلیمان، باب ۲۸، آیه ۸) اینطور تفسیر می‌کند: شاپور مال یهودیان ثروتمندی که از راه نادرست سرمایه اندوخته‌اند گرفته و آنرا بین فقرا تقسیم کرد. راشی مفسر بزرگ یهود کلمه فقیر را «فقیر در معنویات و نه در مادیات» تفسیر می‌کند. بدین ترتیب راب شاپور را مرجعی برای مجازات یهودیان فاسد می‌داند.
معلوم نیست که شموئیل و شاپور چگونه و از کجا با هم آشنائی پیدا کرده‌اند. تلمود می‌گوید که شاپور دوست داشت در عید سوکوت (سایه‌بندان) شیرینکاری‌هایی که شموئیل با جام‌های شراب انجام می‌داد را تماشا کند. امکان دارد که شاپور در عیدهای یهودیان شرکت می‌جسته است.
 
دون شک روابط حسنه شاپور اول با یهودیان ناشی از سیاست التقاطی Syncretistic او در زمینه مذهب بود. شاپور می‌خواست اقوام و قبائل و مذاهب مختلف امپراتوری وسیع خود را زیر یک پرچم متشکل گرداند و شاید از عقاید همه دین واحدی پدیدآورد. بدین ترتیب دینی که مانی بوجود آورده بود، از نظر شاپور، مناسب‌ترین دین برای چنین امپراتوری به شمار می‌رفت. پشتیبانی شاپور از دین مانی که امکان داشت، جای مسیحیت را به آسانی بگیرد از اینجا سرچشمه می‌گیرد. شاپور همچنین ترجمه رسائل و کتاب‌های مذهب‌های مختلف را به زبان پهلوی تشویق می‌کرد. شاپور در یکی از جنگ‌های خود علیه رومی‌ها برای تصرف شهر قیصریه تعداد ۱۲ هزار نفر یهودیان این شهر را به قتل رساند. یهودیان قیصریه در دفاع از این شهر با سربازان رومی همکاری می‌کردند. تلمود در اینجا مسئله چاک زدن پیراهن را به عنوان عزاداری مطرح می‌کند. شموئیل در این مورد با چاک زدن پیراهن مخالفت می‌کند. از سوی دیگر تلمود از قول شاپور می‌گوید که وی حتی یکنفر یهودی هم در عمر خود نکشته است. تلمود توضیح می‌دهد که مقصود شاپور این است که هیچگاه دستور قتل هیچ فرد یهودی را صادر نکرده است. عده‌ای از مورخین یهود عقیده دارند که علت مخالفت شموئیل در چاک زدن پیراهن، دوستی وی با شاپور بوده است. به عقیده این مورخین شموئیل در این جنگ پشتیبان شاپور بوده و مخاصمه یهودیان قیصریه علیه قوای علیه قوای شاپور مورد نفرت او بود.
در یکی از مشاجرات مذهبی شاپور دربارهٔ این عقیده یهودیان که مسیح سوار بر الاغ ظهور خواهد کرد که پیشنهاد می‌کند که اسب سفیدرنگ او را برای مسیح بفرستند. شموئیل در جواب می‌گوید: آیا اسب صد رنگ داری؟ ترجمه درست پاسخ شموئیل کاملاً روشن نیست.
در یک مصاحبه دیگر شاپور از شموئیل می‌پرسد که وی (یعنی شاپور) شب چه خواب خواهد دید. شموئیل جواب می‌دهد که شاه امشب دربارهٔ رومی‌ها خواب خواهد دید که او را اسیر کرده و مجبور می‌کنند که هسته خرما در یک آسیاب طلائی آرد کنند. تلمود می‌گوید که در آن شب شاپور خواب وحشتناکی دید.
شموئیل در تلمود با اسامی مختلف خوانده می‌شود. یکی از این اسامی «شاپور ملکا» یعنی شاپور ملک است. امکان دارد که این لقب را به خاطر دوستی او با شاپور به وی داده‌اند. پاره‌ای تفسیر می‌کنند که همان‌طور که شاپور پادشاه ایرانیان است، شموئیل پادشاه یهودیان محسوب م شود. ناگفته نماند که گاهی روحانیون یهود را عنوان «ملک» می‌داده‌اند. نام دیگر شموئیل اریوک است که معنی درست آن روشن نیست.
در Baba Mezia, 119a آمده است که شاپور، قانون مالکیت یهود را که توسط ربی شمعون وضع شده بود تصویب کرد. راشی تفسیر می‌کند که مقصود یا شاپور پادشاه ساسانی است یا شموئیل که گاهی ملک شاپور خوانده می‌شود. در هر حال، راشی و سایر مفسران معتقدند که شاپور در قوانین یهود وارد بوده و بعید نیست که او نیز قانون فوق را تصویب کرده است.
تلمود بطور کلی چهره شاپور اول را به صورت مثبت ترسیم می‌کند و شاپور روی هم رفته دوستدار و مدافع یهودیان قلمداد می‌گردد. دوره بین وفات شاپور اول (۲۷۳ میلادی (و چلوس شاپور دوم (۳۰۹ میلادی) دوره‌ای است که یهودیان می‌کوشند آثار ارزنده شموئیل و راب را مورد مطالعه دقیق قرار داده و راه را برای توسعه و نضج و بالاخره ختم تلمود باز نماید
 
آزاد اندیشی شاپور و رفتار با مسیحیان
ریچارد فرای شرق‌شناس و استاد کرسی زبان فارسی دانشگاه هاروارد، در کتاب میراث باستانی ایران چنین آورده است:"شاپور به آزادی‌خواهی شناخته شده و به ویژه آزاداندیشی او در دین، روشی بر خلاف روش بازماندگانش بود."فرای، میراث باستان ایران، ۳۴۹.
بعد از پیروزی در جنگ علاوه بر مقامات بالای دولتی، مقامات بالای دینی من‌جمله مسیحیان، روحانیون و مقامات بلندپایه مذهبی به سرزمین ساسانیان وارد شدند و هیئت‌های متشکلی پدید آمدند. مسیحیانی که در ایران می‌زیستند از جانب شاپور اذیت و آزاری متحمل نمی‌شدند، درحالی که همنوعان ایمانی آن‌ها در امپراتوری روم در حین اخراج دچار زجر و تعقیب بودند؛ بنابراین ملایمت و خوش‌رفتاری شاپور با آن‌ها متضمن فوایدی برای او در جنگ با رومیان بود. شاپور، تربیتی عالی داشته و به دانش مهر زیاد می‌ورزید، وی همچنین به تمام ادیان آزادی می‌داد.اما انتشار و گسترش سریع مسیحیت در دولت ساسانی وضع روحانیون زرتشتی را در مخاطره انداخت در نتیجه دعاوی تمامیت‌خواهانهٔ آن‌ها در اواخر دوره سلطنت شاپور یکم و بیش از همه پس از مرگ او هردم علنی‌تر شد. علی‌رغم اعلام وفاداری‌های مکرر مسیحیان نسبت به شاه، وی که نگهبان و پشت و پناه زرتشتیان بود، سرانجام نتوانست مسیحیت را برتابد. در اینجا نیز علناً چیزی به موازات تحولات دولت روم به وجود آمده بود، که بر مبنای آن به علل سیاسی و دولتی کار به تعقیب و ایذاءِ مسیحیان انجامید. علی‌رغم دوره‌ای طولانی از تحمل و بردباری مذهبی، که به‌خصوص به مانی میدان داد و برای مدتی کوتاه دین مانوی را به گزینهٔ علی‌البدل مذهب زرتشتی تبدیل کرد، شاپور در اواخر عمر خود به‌صراحت اعلام زرتشتی بودن دین خود را می‌کرد، به طوری که در گزارشی که وی در کتیبه از کارهای خود به دست داده است، شاه اعلام می‌دارد که پیروزی‌های سیاسی خود را به لطف اهورامزدا مدیون است.
 
دو سند در باره شاپور یکم
شاهنامه‌ی فردوسی و تاریخ طبری یا «تاریخ‌الرسل و الملوک» دو بنمایه‌ی ارزشمند برای تاریخ ایرانند. فردوسی و طبری در زمانی نزدیک به هم می‌زیستند، فردوسی نزدیک به بیست سال پس از درگذشت طبری دیده به جهان گشود. باری؛ بررسی این هر دو کتاب برای دانستن رویدادهای این سرزمین کاری بایسته است. طبیعی است که گزارش‌های این دو بنمایه همسانی‌ها و نیز تفاوت‌هایی با هم دارند که با کنار هم نهادن آنها و نیز دیگر سندهای تاریخی می‌توان به درک بهتری از تاریخ این مرز و بوم رسید. در نوشتار پیش رو به گونه‌ی موردی به گزارش این دو کتاب درباره‌ی شاپور یکم و کارنامه‌اش پرداخته خواهد شد.
هم شاهنامه و هم تاریخ طبری گواهی می‌دهند که مادرِ شاپور -پسر و جانشین اردشیر- دختر اردوان پنجم واپسین پادشاه اشکانی بود. ولی در چگونگی پیوند میان اردشیر و دختر اردوان اختلافی در دو نوشته است. برپایه‌ی شاهنامه، اردشیر پس از تار و مار کردن اشکانیان، دختر اردوان را به همسری خود درمی‌آورد. ولی در تاریخ طبری، اردشیر در کاخ اردوان دختر اردشیر را می‌بیند، ولی آن دختر نسب خود را پنهان کرده خود را کنیزی در دربار اشکانی می‌شناساند. پس اردشیر او را به حرمسرای خود می‌برد.
به زودی اردشیر بر آن دختر خشم می‌گیرد و دستور کشتن او را می‌داند. باز شوند (:دلیل) این خشم اردشیر در دو نسخه یکسان نیست. به گزارش شاهنامه، پسر بزرگ اردوان به نام بهمن به هندوستان می‌گریزد. او که درمانده‌ است شیشه‌ای از «زهر هلاهل» را برای خواهر می‌فرستد و از او خواهش می‌کند برای رهایی از دربدری و نیکی سرانجام آن را به خورد اردشیر بدهد. دختر که دلش برای برادر می‌سوزد نوشابه‌ای ساخته و زهر را در آن می‌ریزد و به دست اردشیر می‌دهد، ولی جام از دست اردشیر می‌افتد و می‌شکند و دختر لحظه‌ای بیمناک می‌شود و دستش می‌لرزد. ولی «جهاندار از آن لرزه شد بدگمان»، پس دستور می‌دهد که مرغی بیاورند و محتویات جام را بدو بخورانند. چون مرغ می‌میرد اردشیر از توطئه‌ی دختر دل‌استوار شده و دستور کشتنش را می‌دهد. ولی در طبری داستان به گونه‌ی دیگری پیش می‌رود. نیای اردشیر ساسانیان را سوگند به نابودی تخمه‌ی اشکانیان داده‌است و اردشیر گمان می‌کند که ایدون کرده‌است. ولی هنگامی که دختر اردوان از اردشیر باردار می‌شود، می‌اندیشد که فرزندی که از پادشاه دارد می‌تواند دل او را نرم گرداند، پس هویت خود را بر او آشکار می‌کند. ولی بر وارون (:خلاف) آنچه می‌پنداشته اردشیر دستور کشتن او را می‌دهد.
دنباله‌ی داستان در هر دو نوشته یکسان‌تر می‌شود. شاه دستور کشتن او را در شاهنامه به موبدی می‌دهد که در طبری پیری کهنسال به نام «هرجند پسر سام» است. در هر دو نسخه این مرد آنگاه که از بارداری دختر آگاه می‌شود، از کشتن او خودداری می‌کند و دختر را پنهان می‌کند، ولی برای رهایی از تهمتی که چه بسا در آینده بدو زده می‌شد، نریِ خود را می‌برد و آن را در حقه‌ای مُهر و موم شده به امانت به شاه می‌سپارد. از آن دختر هم شاپور زاده می‌شود. سال‌ها پس از آن رویداد هنگامی که به گزارش شاهنامه اردشیر پنجاه و یک ساله شده‌است، از اینکه پسر و جانشینی ندارد اندوهگین می‌شود، پس آن پیر به شاه مژده می‌دهد که فرزندی دارد. و داستان را بازمی‌گوید و به شاه پیشنهاد می‌دهد که برای اثبات فرزندی شاپور مسابقه‌ی چوگانی راه اندازد. پس صد پسر همسال شاپور را با خود او گرد می‌آورند و بازی چوگانی به راه می‌اندازند و به‌عمد گوی را در ایوان شاه می‌اندازند. چون هیچ پسری جز شاپور دلیری رفتن به ایوان و آوردن گوی را پیدا نمی‌کند، اردشیر بی‌گمان می‌شود که او همانا پسر اوست.
در هر دو کتاب، اردشیر در زمانی که هنوز زنده‌است تاج و تخت را به پسرش می‌سپرد. شاهنامه گزارش می‌دهد که در این هنگام اردشیر ۷۸ ساله و بیمار بوده و مرگ را نزدیک می‌دیده است.
ولی در ادامه‌ی داستان شاپور؛ شاهنامه از آن همه جنگ‌های شاپور تنها به نبردش با رومیان پرداخته‌است. به گزارش شاهنامه پس از آگاهی رومیان از مرگ اردشیر، آهنگ تاختن به ایران را می‌کنند. شاپور که آگاه می‌شود، برای اینکه زودتر از تازش رومیان پیشگیری کند «سپاهی سبک، بی‌نیاز از بُنه» را فراهم آورده به «التُوینه» می‌تازد. این التوینه را که در برخی نسخه‌ها الوینه هم نوشته‌اند، باید با جایی به همین نام در سوریه‌ی کنونی یکی انگاشت، مگر اینکه مصحف نام انتاکیه (شاید با نگارش نزدیک‌تر به یونانی انتوکیه/انتیوخیه Αντιόχεια) باشد. این نبرد در تاریخ طبری سومین جنگ شاپور پس از پادشاهی است. او نخست به رزم رومیان می‌رود، سپس برای آرام کردن خاور کشور رفته و در بازگشت دوباره به جنگ با رومیان می‌پردازد. همین جنگ دوم است که با یگانه نبرد شاپور پس از شاهی در شاهنامه همخوانی دارد. باری؛ برپایه‌ی شاهنامه در نبردی که سپهسالار ایرانیان مردی به نام «گَرشاسپ» (در برخی نسخه‌ها گُرزَسپ) است، کار بر رومیان تنگ می‌آید و سردار سپاه روم به نام «بِرانوش» به بند می‌افتد و از رومیان سه هزار تن کشته می‌شوند و «هزار و دو سیصد» هم گرفتار می‌شوند. در تاریخ طبری، پس از گشوده شدن انتاکیه به دست ایران قیصر روم به نام «الریانوس» به دست شاپور به بند کشیده می‌شود. این الریانوس که همان والریانوس قیصر روم است که از داستان شکست و به بند ایرانیان افتادنش آگاهیم. می‌نماید که برانوش هم صورتی از همین نام باشد، جز اینکه در شاهنامه جایگاه قیصری برانوش به سرداری سپاه فروکاهیده شده است. در شاهنامه برانوش تا زمانی همراه اردوی شاپور می‌شود تا اینکه شاپور شرط آزادی او را ساختن پُلی -بر فراز رودی پهن که از کنار شوشتر می‌گذشت- می‌نهد و برانوش که به گفتاورد شاهنامه «هندسی» هم هست پس از سه سال پلی را می‌سازد و آزاد می‌شود و به خانه باز می‌گردد. در تاریخ طبری هم اریانوس به ساختن «بند شوشتر» واداشته می‌شود. نغز آنکه در هر دو بنمایه بلندای پل را هزار اَرش (ذرع) گزارش داده‌اند. در تاریخ طبری دو گزارش از انجام کار الریانوس آمده است، یکی آنکه پس از ساخت پل شاپور بینی او را برید و رهایش کرد (در گذشته پادشاهان می‌بایست از تندرستی برخوردا می‌بودند، از این رو بریدن گوش و بینی یا کور کردن چشم روش‌هایی بوده برای محروم ساختن کسی از رسیدن به پادشاهی) و گزارش دیگر اینکه شاپور او را کشت.
در شاهنامه آمده که «قیصر» برای آنکه شاپور را به آشتی وادارد بدو باجی کلان می‌دهد. می‌نماید این قیصر باج‌ده، «فیلیپِ عرب» باشد و به گونه‌ای همه‌ی نبردهای شاپور در شاهنامه در این یک داستان «رزم شاپور با رومیان» خلاصه شده ‌باشد. به هر روی در تاریخ طبری هم سخنی از قیصری که از او یاد شده نیست.
 با این همه گزارش‌های تاریخ طبری دست کم در زمینه لشکرکشی‌های شاپور مفصل‌تر است.
درباره‌ی شهرهایی که شاپور بنیاد نهاد شاهنامه از«شاپورگرد»/«جندشاپور» در اهواز، «درِ خوزیان» در پارس و «کهن‌دژ» در نیشابور نام می‌برد. به گزارش تاریخ طبری شاپور این شهرها را پی‌ریخته است: «به‌ازاندیوشاپور» یا جندی‌شاپور یا بیل در اهواز و «شادشاپور» یا «دیما» در میشان.
هر دو کتاب همسر شاپور را دختر «مهرک» دشمن پیشین اردشیر معرفی می‌کنند. جانشین شاپور –هرمز/اورمزد- هم از بطن همین دختر دیده به جهان می‌گشاید. که باید گفت این داستان زناشویی مهرک و شاپور نیز همسانی بسیاری با داستان مادر شاپور دختِ اردوان دارد.
ولی در شاهنامه چند داستان از زندگی شاپور با شاپور دوم یا ذوالاکتاف خلط شده‌اند. از آن جمله داستان دلدادگی «نضیره دختر ضیزن» فرمانروای حضر است که هنگامی که شاپور شهر را در محاصره داشت، به پدر خیانت کرده و شهر را به شاپور سپرد، و چون شاپور از سیاهی خیانت او در رنج بود دخترک را از میان برداشت. در شاهنامه همین داستان به شاپور دوم نسبت داده می‌شود با این ناهمسانی (:تفاوت) که رویداد در یمن رخ می‌دهد و دختر خائن هم «مالکه دختر طائر» است. یا مورد دیگر درباره دین‌آوری مانی است. در تاریخ طبری به درستی زمان آوردن دین مانی در هنگام پادشاهی شاپور یکم گزارش شده‌است، حال آنکه در شاهنامه این داستان هم در زمان شاپور دوم آمده ‌است.
ولی درباره‌ی درازای پادشاهی شاپور، فردوسی زمان پادشاهی‌اش را سی و یک سال و یک ماه و دو روز آورده است. طبری دو تاریخ را گزارش می‌دهد، یکی سی سال و پانزده روز و دیگری سی و یک سال و شش ماه و پانزده روز.   شاهنامه فردوسی، نسخه‌ی ژول مول
محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، جلد دوم  
 
شاپور جنگاوری دلیر و شهریاری دین مدار
اگرچه شاپور پس از مرگ پدر به تخت نشست٬ ولی از کتیبه ها و نوشته های دوران اردشیر بابکان چنین برمی آید که زمانی  که اردشیر پرچم شورش علیه اردوان اشکانی را برافراشت٬ شاپور همچنان در کنارش بود و این دو با هم در مقام فرمانده لشکر جنگها را رهبری میکردند. به نوشته مسعودی٬اردشیر در برابر مجمعی از مغان٬ شاپور را دلیرترین و تواناترین همه فرزندانش معرفی کرد و در سنگ نبشته های نقش رجب و فیروزآباد٬ شاپور به عنوان وارث تخت و تاج شناسانده شده است. این همراهی شاپور تا بدانجا رسیده است که حتا در دوران اردشیر بابکان این دو با هم بر تخت شاهی نشستند و در سکه هایی که از آن روزگار به جای مانده است چهره این دو شاه با هم دیده میشود. همچنین در نامه ای که گوردیان سوم برای سنا نوشته است٬ به "شاهنشاهان پارس" به صورت جمع اشاره میکند که این خود نشانه دیگری است که در دوران شاهنشاهی اردشیر٬ شاپور هم به عنوان شاه شناخته میشده است.همچنین سنگ نگاره ای در سلماس آذربایجان دو اسب سوار را نشان میدهد که هر دو تاجهایی شبیه تاج اردشیر را بر سر نهاده اند که به احتمال زیاد باید خود اردشیر و شاپور باشند. سنگ نبشته دیگری در دارابگرد٬ شاپور را پیروز در برابر امپراتور روم نشان میدهد ولی تاجی که شاپور در این نگاره بر سر دارد دوباره تاجی همانند تاج اردشیر است که نشان از پیروزی دو نفره این دو در جنگها میدهد. باری٬  در سال ۲۳۷ ترسایی اردشیر به همراه شاپور به میانرودان (بین النهرین) لشکر کشیدند. تاخت و تاز این دو به ویژه در نصیبین و حران٬ شوکی بزرگ به رومیان وارد کرد تا آنکه در سال ۲۴۰ بالاخره قلعه شکست ناپذیر و فتح ناشدنی هترا به دست شاپور و اردشیر گشوده شد و بدینگونه ساسانیان در همان آغاز سلطنتشان نشان دادند که حریفی بسیار سرسخت و نیرومند برای رومیان هستند.
شاپور شاهنشاه ایران و انیران:
اردشیر بزرگ کمی پس از این پیروز خیره کننده درگذشت و شاپور را به جانشینی خود بر تاج و تخت ایران باقی گذاشت. شاپور به سرعت میانرودان را تسخیر کرد و به سوی سوریه تاخت. در اینجا درگیری هایی با رومیان رخ داد که به جنگ راسائنا انجامید و رومیان در این جنگ توانستند شاپور را موقتا پس برانند و حران و نصیبین را باز ستانند. در این هنگام اوضاع امپراتوری روم بسیار آشفته شد چرا که سپاهیان رومی که مدت زیادی بود حقوق نگرفته بودند علیه امپراتور روم گوردیانوس شوریدند. در این شورش که به تحریک فرمانده گارد خود گوردیانوس ٬ فیلیپ عرب ترتیب داده شده بود گوردیانوس کشته شد و فیلیپ عرب به جای او بر تخت نشست. فیلیپ که در چنین اوضاع نابه سامانی به امپراتوری رسیده بود٬ در خود نمی دید که بتواند با ساسانیان زورآوری کند و بنابراین به سرعت تقاضای پایان دادن به جنگ کرد. فیلیپ حاضر شد که در ازای صلح با شاپور به ایران باج و غرامت بپردازد. همچنین روم ٬ ارمستان را به ایران واگذار کرد و رومیان تعهد دادند که در امور داخلی ارمنستان دخالت نکنند. این قرارداد برای روم بسیار تحقیر آمیز بود و همین اعتبار شاهنشاهی نوپای ساسانی را در دنیای آن روز چند برابر کرد. باری٬ فیلیپ عرب پس از کشمکش هایی بر سر امپراتوری سرانجام در سال ۲۴۹ ترسایی از دسیوس شکست خورد و کشته شد و سنای روم دسیوس را به امپراتوری برگزید. پس از مرگ دسیوس ، دوباره جنگ میان ایران و روم در گرفت. شاپور به تندی سوریه و انطاکیه را تصرف کرد. در همین زمان امپراتور والریانوس برای مقابله با شاپور به جنگ او آمد. در جنگی که در سال ۲۵۹ میان شاپور و والریان در گرفت . والریان شکست خورد و خود و بسیاری از سپاهیانش اسیر شدند . این پیروزی بار دیگر آوازه امپراتوری نوپای ساسانی را بر سر زبان ها انداخت و احترام و ابهتی برای در جهان برای آن دست و پا کرد. این پیروزی بزرگ در سنگ نگاره ای در نقش رستم به خوبی به تصویر کشیده شده است. شاپور بر اسبی سوار است که پیکار گردیانوس را زیر پا له کرده است و  والرین برای ادای احترام در برابر اسب شاهنشاه بر زمین ادب افتاده است. پس از این پیروزی بزرگ، شاپور در سنگ نبشته ای در نقش رجب خود را شاهنشاه آریاییان و نا آریاییان ، از تخمه اردشیر بزرگ و نوه پاپگ میخواند. 
 
 
شاپور و دانش و فرهنگ
روزگار شاپور بزرگ که از نگر قدرت نظامی و سیاسی ایران را به اوج رساند ، از  نگر فرهنگی و توجه به دانش های زمان نیز دورانی طلایی در تاریخ ایران به شمار میاید. شاپور همچنین بنای چند شهر بسیار مهم را در ایران گذشت. از آن جمله اند : شهر گندی شاپور در خوزستان و شهر نیشاپور در خراسان که هر دو شهر هایی هستند که بعد ها در علم و ادب سرآمد روزگار خود شدند. در گندی شاپور بزرگترین بیمارستان و دانشگاه آن روز جهان بنا شد که مرکز علمی جهان در زمان خود بود. از دیگر شهر هایی که شاپور بنا نهاد میتوان به بیشاپور در پارس و پیروز شاپور در نزدیکی رودخانه فرات اشاره کرد . در زمان شاپور همچنین مانی ظهور کرد و گفته میشود که در زمان تاجگذاری شاپور اصول آیین خود را برای مردم اعلام کرد. مانی بسیار مورد  پشتیبانی شاپور قرار گرفت چنان که یکی از ۷ کتاب خود را به زبان پهلوی (پارسی میانه ) نوشت و  "شاپورگان" نام نهاد و به  شاهنشاه بزرگ تقدیم نمود.
در روزگار شاپور همچنین جنبش ترجمه به وجود آمد. بسیاری از کتاب های یونانی، هندی و بابلی در پزشکی و نجوم ترجمه شدند و با دانسته های ایرانیان در این زمینه ها آمیخته گشتند . در سال ۲۷۱ میلادی ، بیمارستان و دانشگاه جندی شاپور در دزفول بنیان نهاده شد که  از دانش های پزشکی ایران و دیگر ملل در آن بهره گرفته می شد.در دانشگاه گندی شاپور همچنین نخستین مرکز پژوهش درباره بیماری های دریایی را نیز به وجود آمد . چنان که در کتاب دینکرد میخوانیم که در روزگار  ساسانی در بندر سیراف و بندر هرمز نوعی دانشکده افسری به نام ناوارتشتارستان به آموزش و پرورش افسران نیروی دریایی ایران می‌پرداخت.از شاپور همچنین در کتاب تلمود (از کتاب های دینی یهودیان ) بسیار یاد و ستایش شده است. در زمان شاپور جامعه یهودیان ایران مورد پشتیبانی شاهنشاه بودند و خود شاپور دوستی نزدیکی با شموئل یکی از امورائم های (مفسرین و شارحان آیین یهود ) بسیار مشهور یهودی داشت.
همی بود شاپور با داد و رای
بلنداختر و تخت شاهی به جای
چو سی سال بگذشت بر سر دو ماه
پراگنده شد فر و اورنگ شاد
بفرمود تا رفت پیش اورمزد
بدو گفت کای چون گل اندر فرزد
تو بیدار باش و جهاندار باش
جهاندیدگان را خریدار باش
نگر تا به شاهی ندارد امید
بخوان روز و شب دفتر جمشید
بجز داد و خوبی مکن در جهان
پناه کهان باش و فر مهان
به دینار کم ناز و بخشنده باش
همان دادده باش و فرخنده باش
مزن بر کم‌آزار بانگ بلند
چو خواهی که بختت بود یارمند
همه پند من سربسر یادگیر
چنان هم که من دارم از اردشیر
بگفت این و رنگ رخش زرد گشت
دل مرد برنا پر از درد گشت
چه سازی همی زین سرای سپنج
چه نازی به نام و چه نازی به گنج
ترا تنگ تابوت بهرست و بس
خورد گنج تو ناسزاوار کس
نگیرد ز تو یاد فرزند تو
نه نزدیک خویشان و پیوند تو
ز میراث دشنام باشدت بهر
همه زهر شد پاسخ پای‌زهر
به یزدان گرای و سخن زو فزای
که اویست روزی ده و رهنمای
فردوسی
ششم نوامبر 2010
 
 
 گرد آوری و تدوین اسماعیل وفا یغمائی

منبع:پژواک ایران


اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*قصیده حسنخانیه/ در محاکمه تاریخساز ایرج مصداقی توسط حسنخان والا تبار [2020 Nov] 
* پیروزی ایران بر رم و شکست والریانوس [2020 Nov] 
*وتو باید باشی نسرین [2020 Oct] 
*استاد حکمت یغمائی شاعر نویسنده و پژوهشگر به سفر رفت [2020 Aug] 
*غزل غدیرخم  [2020 Aug] 
* بیست و نهمین سالگرد بزرگداشت آخرین نخست وزیر مشروطه ایران دکتر شاپور بختیار  [2020 Aug] 
*چند رباعی در مدح و ستایش و شناخت شاعر! نویسنده! نمایشنامه نویس ، انقلابی استادحسین خر شیفته [2020 Jun] 
*ماجرای شهادت شهید قاضی منصوری، ضد انقلاب ، ملایان ونقش ایرج مصداقی [2020 Jun] 
*یاداشت آقای محمد رجوی در انتقاد به اتهام زدن به دیگران [2020 Jun] 
*چراغداری در حاشیه تخت و جسد (تقدیم به مهدی ابریشم‌چی)  [2020 Jun] 
*قصیده در مدح و شناخت رسم و راه زنقحبگی [2020 Jun] 
*بخوانیم و عبرت بگیریم [2020 Jun] 
*عریضه سرگشاده شکوائیه به جناب شیر  [2020 May] 
* مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی  [2020 May] 
*اطلاعیه دفتر شیربرای تماشای برنامه جنگ تاریخساز سیاسی  [2020 May] 
*پیرمرد خنزر پنزری، بی بی تمیز خالدار و بنده [2020 May] 
*در شکافتن نیل و ماه و آن سدیگر  [2020 May] 
*نیرومند تر از فک کروکودیل آب شور [2020 May] 
*پاسخ به یک درخواست انسانی [2020 May] 
*پاریس، کرونا، یک جسد تازه و رمضان [2020 Apr] 
* کرونا و آخرین مباحثه عجقول ابن حکیم با حکیم ابن عجقول در معبد عجاقله. غروب اول [2020 Apr] 
*دعای منظوم چهارده معصوم برای مصونیت از کرونا [2020 Apr] 
*چکامه فلسفیه کرونائیه [2020 Mar] 
*بی کُله مانده سر کعبه و واتیکان هم  [2020 Mar] 
*نه رباعی کرونائی/ کردند فرار حاجیان از کرونا [2020 Mar] 
* قصیده وداع با فریب  [2019 Dec] 
*تسلیت [2019 Nov] 
*یاداشتی برای ایرج مصداقی [2019 Nov] 
*چه سود از کرشمه های تکراری [2019 Nov] 
* زنده به گور [2019 Nov] 
*تا ترا بیابم دخترک کوچک [2019 Oct] 
*قصیده مبارکه ریدیه  [2019 Sep] 
* اگر مرگ نبود [2019 Jul] 
*انتشار زخم دوزخ.دیوان یزید ابن معاویه  [2019 Jun] 
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما  [2019 Jun] 
*عاشقانه رمضانیه [2019 Jun] 
*نگاهی به شناسنامه خانوادگی امام نخست و خلیفه چهارم‎ [2019 May] 
*غزل رمضان [2019 May] 
*سالی دگر گذشت [2019 Mar] 
*نوروزی دیگر.نوروز پیروز شکست ناپذیر [2019 Mar] 
*رباعی‌های نوروزی [2019 Mar] 
*سی رباعی. در باره حجاب، مبارزات شیرزنان ایران علیه این نماد ذلت و بردکی [2019 Mar] 
*غزل پیرانه سر [2019 Mar] 
*شیخنا حرف تو چون باد هوا خواهد شد [2019 Feb] 
*ظهور  [2019 Feb] 
*چند شعر برای سرسبزی ملت ایران [2019 Feb] 
*شاه شاه و خمینی خمینی است .نوشته ای در رابطه با «انقلاب! »نکبت آفرین و جابجائی بیست و دوم بهمن ۱۳۵۷ [2019 Jan] 
*به تکان آمدن و ابراز وحشت! هر«سه بیضه اسلام» علیه آقای ‏رضا پهلوی [2019 Jan] 
*‏ کنتس خون الیزابت باتوری [2019 Jan] 
*در باروی الیزابت باتوری(شماره یک) [2019 Jan] 
*یاداشتی دوستانه به سه یاداشت دشمنانه  [2019 Jan] 
*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی اماسماعیل وفا یغمائی  [2018 Dec] 
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه [2018 Nov] 
*ایران وطن ماست  [2018 Oct] 
*شیخ بی ناموس ناموس وطن بر باد داد  [2018 Sep] 
*غلت میزنند (تحلیل سیاسی ایدئولوژیک شرایط روز در ایران) [2018 Sep] 
*در مقابل گاو به احترام میایستم [2018 Jul] 
*فریاد ‏‎  [2018 Jul] 
*ترانه آتش امید [2018 Jul] 
*سهم ما [2018 Jul] 
*ترس سیاسی [2018 Jul] 
*هفت تیر- سالگرد جانباختن علی امیر کبیر یغمائی. یک تن از دهها هزار سرو بخاک افتاده با تبر جمهوری اسلامی [2018 Jun] 
*ریقماسعلیخان [2018 May] 
*رباعی ها. سی رباعی تازه از ساغر و باده تا به مستی رفتن  [2018 Apr] 
*بابای عزیز هم بمیدان آمد. کتاب سمفونی مقاومت نوشته محمد سیدی کاشانی [2018 Mar] 
*میپرسی چرا دوستت دارم؟! [2018 Mar] 
*کتابی از حمید اسدیان در مورد رذائل بنده [2018 Feb] 
*بیست و پنج رباعی جاکش کوب قرمساق روب برای ممد جان [2018 Jan] 
*با ملایان [2017 Dec] 
*یاداشتی از یک رمال [2017 Dec] 
*سرنوشت حکومت ملایان [2017 Dec] 
*نوبت لرزیدن سقف و ستون خواهد رسید  [2017 Dec] 
*تفاوت آرامگاه اقبال لاهوری شاعر پاکستانی و آرامگاه یعقوب لیث بنیاد گذار استقلال مجدد ایران و زبان پارسی [2017 Dec] 
*قصیده خدائیه [2017 Nov] 
* تفاوت بزرگ امامزاده های راستین و دروغین [2017 Nov] 
* تاریخ جعلی مردم ایران را فلج کرده [2017 Nov] 
*شانزده نوامبر،جنگ قادسیه،پایان ایران باستانی وآغاز به ظلمت فرو شدن ایران [2017 Nov] 
*این یکی(زلزله)دیگر کار الله است یقه آخوند را نگیرید [2017 Nov] 
*درس ایدئولوژی. وکنکاشی در مورد ایمان بادمجان به ولابت‎!‎  [2017 Nov] 
*در ستایش ملت! [2017 Oct] 
*چهار آبان سالروز تولد محمد رضا شاه پهلوی آخرین شاه وبهترین شاه دیکتاتور پس ازسقوط دولت ساسانی [2017 Oct] 
*ایران وطن ماست‎  [2017 Oct] 
*دیگر شعر عاشقانه نخواهم سرود [2017 Oct] 
*چهار رباعی وپاسخ به چند انتقاد [2017 Oct] 
*روزگار و سايه روشن هاي زندگي وشعرمهدي اخوان ثالث  [2017 Sep] 
*«پانته آ»،«صفیه»،«محمد»و«کورش» [2017 Aug] 
*‏ حماسه آریو برزن سردار دلاور و میهن پرست ایرانی  [2017 Aug] 
*جهنم در قرآن‎ [2017 Aug] 
*درود بر آزاده نامداری  [2017 Jul] 
* شاملـو شـاعـري جهـانـي [2017 Jul] 
*.تو پایدار بمان ای تمامت ایران  [2017 Jul] 
*تمامیت ارضی !  [2017 Jul] 
*بهشت و جهنم برترین پاسداران مدارهای جاذبه و اعتقاد [2017 Jul] 
* در سالگرد انقلاب کبیر فرانسه ترجمه تازه ای ازسرود مارسیز. [2017 Jul] 
*سند شماره یک‌ : قتل هولناک فاطمه بنت ربیعه در صدر اسلام  [2017 Jul] 
*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی ام [2017 Jun] 
* بپاس پیدا شدن چند خمره شراب از عهد ساسانی [2017 Jun] 
*ساقي نامه  [2017 Jun] 
*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات  [2017 May] 
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.  [2017 May] 
* غزلهای بی تاریخ  [2017 Apr] 
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی [2017 Apr] 
*خدا فروشان [2017 Apr] 
*تجربه [2017 Mar] 
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!  [2017 Mar] 
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری [2017 Mar] 
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*  [2017 Mar] 
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2017 Mar] 
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری [2017 Mar] 
*نعلیات. چند رباعی [2017 Jan] 
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)  [2017 Jan] 
*قصیده سفر [2016 Dec] 
*سمبل رحمت [2016 Dec] 
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی [2016 Dec] 
*پولاد و فرهنگ [2016 Dec] 
*زنده باد ما! [2016 Dec] 
*دعا [2016 Dec] 
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني [2016 Dec] 
*از رباعی‌ها [2016 Nov] 
*سه عاشقانه [2016 Nov] 
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر [2016 Nov] 
* آنان که تنها نگران خود بودند [2016 Nov] 
*درود بر مردم!زنده باد کورش [2016 Nov] 
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!  [2016 Oct] 
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله  [2016 Oct] 
*کسی جان خود را نمی بوید [2016 Sep] 
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد  [2016 Sep] 
*با همگان.....(مانیفست) [2016 Aug] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2016 Aug] 
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم  [2016 Aug] 
*آیا متناقض نمیشوید؟ [2016 Aug] 
*هیچ ایم ما شاعران!  [2016 Aug] 
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه  [2016 Aug] 
*تمامیت ارضی ! [2016 Aug] 
*به خاطره شاپور بختیار  [2016 Aug] 
*کلمه بی معنای انسانیت  [2016 Jul] 
*جهنم همین جاست باور کنیم [2016 Jul] 
*خمینی مرد ! خمینی زنده است [2016 Jun] 
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید [2016 May] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران. [2016 May] 
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني [2016 May] 
*قـصـیده شـهرها [2016 May] 
*یادداشتی برای یک هموطن آذری  [2016 May] 
*از مادر خویشتن الی مادر خاک [2016 May] 
*تغییر قبله خواهم داد! [2016 May] 
*در ستایش حجاب  [2016 May] 
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب [2016 Apr] 
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه  [2016 Apr] 
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش [2016 Apr] 
*شهیدانیم ما [2016 Apr] 
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال [2016 Apr] 
*مرگ تبعیدی [2016 Apr] 
*پیش از آزادی [2016 Apr] 
*جهان آفرین، شیطان و خدا [2016 Apr] 
*رباعی‌های نوروزی [2016 Mar] 
*بهارانه خزانی [2016 Mar] 
*نوروزی دیگر [2016 Mar] 
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی [2016 Mar] 
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق [2016 Mar] 
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان [2016 Feb] 
*امامزاده [2016 Feb] 
*در ستایش ارتداد  [2016 Feb] 
*به به از آفتاب عالمتاب [2016 Feb] 
*شاه شاه و خمینی خمینی است  [2016 Feb] 
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام! [2016 Jan] 
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا [2016 Jan] 
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان  [2016 Jan] 
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی [2016 Jan] 
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده [2016 Jan] 
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي  [2016 Jan] 
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ. [2015 Dec] 
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی [2015 Dec] 
*به هیچ وجه تعجب نکنید [2015 Dec] 
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید ! [2015 Dec] 
*غزل های یلدا [2015 Dec] 
*سر بالین فقیهی بیدار [2015 Dec] 
*غزل.یکشب اگر... [2015 Dec] 
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه [2015 Dec] 
* قصیده کوچه باغی [2015 Dec] 
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت ! [2015 Nov] 
*ظهور دوباره ضعفر جنی [2015 Nov] 
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ [2015 Nov] 
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای [2015 Nov] 
*خدافروشان [2015 Nov] 
* کلاه از سر بر میگیرم [2015 Nov] 
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش  [2015 Nov] 
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول [2015 Nov] 
* با ناخدا [2015 Nov] 
* ملت! ملت! همیشه سردار [2015 Nov] 
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک [2015 Nov] 
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف [2015 Nov] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران [2015 Nov] 
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت [2015 Oct] 
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست [2015 Oct] 
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف [2015 Oct] 
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛  [2015 Oct] 
* العشق اکبر [2015 Oct] 
* دو غزل پائیزی [2015 Oct] 
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه  [2015 Oct] 
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز [2015 Oct] 
* سرود مهرگانى [2015 Oct] 
*کعبه منو حاجی [2015 Sep] 
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه [2015 Sep] 
*خزانی  [2015 Sep] 
*هنوز هجوم ادامه دارد  [2015 Sep] 
*سرود مهرگانى [2015 Sep] 
*و خویشتن را بنگر..... [2015 Sep] 
*خدا و انسان(غزل) ا [2015 Sep] 
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود [2015 Sep] 
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند [2015 Sep] 
* چه بر جای مانده است؟ [2015 Sep] 
*هیچ ایم ما شاعران! [2015 Sep] 
* چهار رباعی [2015 Aug] 
*العشق اکبر. غزل [2015 Aug] 
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار [2015 Aug] 
*غزل.در کوخ تنفروشان [2015 Aug] 
*در جواب یک رفیق سابق لر [2015 Aug] 
* امامزاده [2015 Aug] 
*قصیده تلخ معرفت [2015 Aug] 
*آخوندها! آخوندها [2015 Jul] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2015 Jul] 
*آدمی بسیارست [2015 Jul] 
*حجر الاحمر(سنگ سرخ) [2015 Jul] 
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی  [2015 Jul] 
*دو مرثیه [2015 Jul] 
* کرد را میکشند اما کرد زنده است  [2015 Jul] 
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ  [2015 Jul] 
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد  [2015 Jul] 
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد [2015 Jul] 
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته [2015 Jul] 
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی  [2015 Jul] 
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی [2015 Jul] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف  [2015 Jul] 
* بیزارتر از داعشیان.... [2015 Jul] 
*دو ملودی [2015 Jul] 
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من [2015 Jul] 
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی [2015 Jun] 
* غزل رمضان [2015 Jun] 
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است! [2015 Jun] 
*با تمام رهبران [2015 Jun] 
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2015 Jun] 
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم  [2015 Jun] 
*اگر پرچم آزادى... [2015 Jun] 
*نعلیات [2015 Jun] 
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما [2015 Jun] 
* غزل. خدای عاشقان [2015 Jun] 
*خدا و انسان(غزل) [2015 Jun] 
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟ [2015 May] 
* در ستایش تاختن [2015 May] 
*ساقي نامه [2015 May] 
*سه عاشقانه [2015 May] 
*اگر عشق گناه است [2015 May] 
*دو سر قافان [2015 May] 
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره [2015 Apr] 
*آینه‌ها (۲) [2015 Apr] 
*آینه [2015 Apr] 
* غزل فراچکیدن [2015 Apr] 
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی [2015 Apr] 
* زیباترین جنگاور جهان [2015 Apr] 
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست [2015 Apr] 
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم [2015 Apr] 
*غزل [2015 Apr] 
* عاشقانه در ماهور [2015 Apr] 
*شش عاشقانه  [2015 Apr] 
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم [2015 Mar] 
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار [2015 Mar] 
*نوروزی دیگر [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو  [2015 Mar] 
*غزل جهانخدائی [2015 Mar] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)  [2015 Mar] 
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5  [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4 [2015 Mar] 
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم  [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد [2015 Mar] 
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران [2015 Mar] 
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه [2015 Mar] 
*ترا دوست دارم ای محبوب [2015 Mar] 
*تو زیبائی ای میهن من [2015 Feb] 
*آغاز و پایان جهان [2015 Feb] 
* خدائی تازه خواهد زد هستی [2015 Feb] 
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی [2015 Feb] 
*به به از آفتاب عالمتاب [2015 Feb] 
*لبان تلخ تو  [2015 Feb] 
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا [2015 Feb] 
*مثنوی گربه نامه. [2015 Feb] 
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.  [2015 Jan] 
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است  [2015 Jan] 
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور  [2015 Jan] 
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا [2015 Jan] 
*یادداشتی برای دوستان [2015 Jan] 
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3  [2015 Jan] 
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی  [2015 Jan] 
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !  [2015 Jan] 
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2  [2015 Jan] 
*دایناسورها [2015 Jan] 
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه [2015 Jan] 
*ضریح  [2015 Jan] 
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی [2015 Jan] 
*عاشقانه زمستانی [2015 Jan] 
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم  [2015 Jan] 
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)  [2015 Jan] 
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی [2014 Dec] 
* غزل های یلدا  [2014 Dec] 
*منظومه نيايش نوئل  [2014 Dec] 
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر [2014 Dec] 
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی! [2014 Dec] 
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ [2014 Dec] 
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه  [2014 Dec] 
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش [2014 Dec] 
*پیش از آزادی [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)  [2014 Nov] 
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)  [2014 Nov] 
*بعد از این شبانه ها [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم) [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم) [2014 Nov] 
*عاشقانه [2014 Nov] 
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار [2014 Nov] 
*لبان تلخ تو [2014 Nov] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها  [2014 Nov] 
*درستايش رسالت [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )  [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم ) [2014 Oct] 
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار [2014 Oct] 
*الا یا ایها الساقی [2014 Oct] 
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه [2014 Oct] 
*مزموزما جهانست با آیه های روشن [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم) [2014 Oct] 
*غزل تازه. هوای تازه کجاست [2014 Oct] 
*مرگ تبعیدی [2014 Oct] 
*درکارگاه صبح [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم) [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )  [2014 Oct] 
*در این هوا که منم [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم) [2014 Oct] 
*اى آزادى  [2014 Oct] 
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی [2014 Sep] 
*سرود مهرگانى  [2014 Sep] 
*خــزانی [2014 Sep] 
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم) [2014 Sep] 
*لبان تلخ تو  [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم) [2014 Sep] 
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد [2014 Sep] 
*با داعشیان [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم) [2014 Sep] 
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه [2014 Sep] 
*نیایش [2014 Sep] 
*«خارجه نشین!» [2014 Aug] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول) [2014 Aug] 
*مرثیه [2014 Aug] 
*بیزار تر از داعشیان....  [2014 Aug] 
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم [2014 Aug] 
*آینه [2014 Aug] 
*الا یا ایها الساقی [2014 Aug] 
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه  [2014 Aug] 
*ملت! ملت! همیشه سردار [2014 Aug] 
*عاشقانه [2014 Aug] 
*غثیان (استفراغ) [2014 Aug] 
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل [2014 Aug] 
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ  [2014 Jul] 
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است [2014 Jul] 
*سؤال [2014 Jul] 
*با ناخدا [2014 Jul] 
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان [2014 Jul] 
*دعا [2014 Jul] 
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی» [2014 Jul] 
*شاید آینه ای لازم باشد [2014 Jul] 
*در ستایش ارتداد [2014 Jul] 
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى [2014 Jul] 
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم [2014 Jul] 
*سبیل هم سبیل مقاومت! [2014 Jun] 
*زنده باد شکاف! [2014 Jun] 
*با مشکل پیامبران چه باید کرد [2014 Jun] 
*کاردها می‌گریند [2014 Jun] 
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد  [2014 Jun] 
*کی بود کی بود من نبودم  [2014 Jun] 
*یک شب اگر [2014 Jun] 
*با مشکل پیامبران چه باید کرد  [2014 Jun] 
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما [2014 Jun] 
*در قلب مردم [2014 Jun] 
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد [2014 Jun] 
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!  [2014 Jun] 
*خوشاسپیده دم سرخ [2014 May] 
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده [2014 May] 
*با گوش‌های کر [2014 May] 
*«بوي جوي موليانم آرزوست» [2014 May] 
*غزل یک شب اگر... [2014 May] 
*ساقی نامه [2014 May] 
*برای شما متاسف و غمگینم [2014 May] 
*عشق [2014 May] 
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه [2014 May] 
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است [2014 May] 
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی [2014 Apr] 
*طعم روشنائی [2014 Apr] 
*تجربه [2014 Apr] 
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1 [2014 Apr] 
*هوای تازه کجاست [2014 Apr] 
*وقتی همه چیز فراموش میشود [2014 Apr] 
*گوی مقدس [2014 Apr] 
*قصیده سنگشار [2014 Apr] 
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه [2014 Apr] 
*نوروز من توئی [2014 Mar] 
*بسوی بهار [2014 Mar] 
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب [2014 Mar] 
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد [2014 Mar] 
*بهار عبا پوش [2014 Mar] 
*نوروزتان خوش باد [2014 Mar] 
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی  [2014 Mar] 
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده [2014 Mar] 
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش [2014 Mar] 
*در خلوت زاهدان اثنی عشری [2014 Mar] 
*عاشقانه عریان بهاری [2014 Mar] 
*غزل بهاری شماره یک  [2014 Mar] 
*ترس سیاسی [2014 Mar] 
*آواز کولی‌ها [2014 Feb] 
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم [2014 Feb] 
*مکاشفه [2014 Feb] 
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق [2014 Feb] 
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی [2014 Feb] 
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع! [2014 Feb] 
*اگر روزی واقعا انقلاب شد [2014 Feb] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران [2014 Jan] 
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است [2014 Jan] 
*هوای تازه کجاست  [2014 Jan] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب [2014 Jan] 
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است ! [2014 Jan] 
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس [2014 Jan] 
* در بدرقه رضا مرزبان [2014 Jan] 
*زیرا باد می‌وزد [2014 Jan] 
*نگران مباش! [2014 Jan] 
*اگر مرگ نبود  [2014 Jan] 
*پنج مکاشفه [2014 Jan] 
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد» [2014 Jan] 
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها [2013 Dec] 
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی [2013 Dec] 
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک [2013 Dec] 
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی  [2013 Dec] 
*سه سروده .طعم روشنائی [2013 Dec] 
*نيايش نوئل  [2013 Dec] 
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي [2013 Dec] 
*غزل های یلدا [2013 Dec] 
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت) [2013 Dec] 
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار [2013 Dec] 
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی ! [2013 Dec] 
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی [2013 Dec] 
*ابراز نگرانی [2013 Dec] 
*غزل. [2013 Dec] 
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود [2013 Dec] 
*دعا  [2013 Dec] 
*هنوز سرودتان را مى خوانم  [2013 Dec] 
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی  [2013 Dec] 
*در ستایش تاختن [2013 Dec] 
*هفت حصار [2013 Dec] 
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین [2013 Nov] 
*درخواست از دوستان [2013 Nov] 
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو  [2013 Nov] 
*اعتصاب غذا خبر جدید [2013 Nov] 
*دیریست، دریغا [2013 Nov] 
*بیماران عقیدتی [2013 Nov] 
*محبت نیست جز در ده نشینان!  [2013 Nov] 
*اما باران خواهد بارید [2013 Nov] 
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید [2013 Nov] 
*غزل.در کوخ تنفروشان [2013 Nov] 
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2013 Nov] 
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه [2013 Nov] 
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق [2013 Nov] 
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی  [2013 Oct] 
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا [2013 Oct] 
*اگر مرگ نبود [2013 Oct] 
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند [2013 Oct] 
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری [2013 Sep] 
*در خیل خائنان [2013 Sep] 
*آتش تاریک [2013 Sep] 
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده! [2013 Sep] 
*اگر پرچم آزادی... [2013 Sep] 
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد [2013 Sep] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2013 Sep] 
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف [2013 Sep] 
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم [2013 Sep] 
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای  [2013 Aug] 
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی) [2013 Aug] 
*باز هم تهدید [2013 Aug] 
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن [2013 Aug] 
*الا یا ایها الساقی [2013 Aug] 
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند  [2013 Aug] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2013 Aug] 
*اى آزادى… [2013 Jul] 
*دوستان سابق! بخود آئید [2013 Jul] 
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد [2013 Jul] 
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست [2013 Jul] 
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی  [2013 Jun] 
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ! [2013 Jun] 
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید [2013 Jun] 
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری [2013 Jun] 
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات [2013 Jun] 
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته [2013 Jun] 
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر [2013 Jun] 
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر  [2013 Jun] 
*پنج نامه [2013 Jun] 
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی [2013 Jun] 
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲ [2013 May] 
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱ [2013 May] 
*چاووشی [2013 May] 
*دردناک، مضحک، خطرناک  [2013 Apr] 
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران [2013 Mar] 
*معنای کلام هستی [2013 Mar] 
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف [2013 Mar] 
*آیا می شود حرف زد؟ [2013 Feb] 
*  [2013 Feb] 
*مسیح را تعریف کنید [2012 Dec] 
*به پایان میرسد ای دوست هستی [2012 Dec] 
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی [2012 Dec] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها [2012 Nov] 
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید [2012 Nov] 
*در درگذشت احمد قابل [2012 Oct] 
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود [2012 Oct] 
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2012 Jul] 
*اگر مرگ نبود [2012 Jul] 
*جماع الوداع ووداع الجماع [2012 Jul] 
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم [2011 Nov] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2011 Nov] 
*حقیقت ساده [2011 Oct] 
*تخم اشتباه [2011 Aug] 
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند [2011 Jul] 
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت [2011 Jul] 
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی [2011 Jun] 
*با تمام رهبران [2011 Jun] 
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری [2011 Jun] 
*چهار خرداد [2011 May] 
*توجه به چند نکته ساده [2011 May] 
*منظومه کاروان [2011 Apr] 
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی [2011 Apr] 
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران [2011 Apr] 
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی  [2011 Jan] 
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم) [2010 Dec] 
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3) [2010 Dec] 
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)  [2010 Dec] 
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی [2010 Dec] 
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار [2010 Nov] 
*من باب اطلاع [2010 Nov] 
*مرگ می آید که ما را نو کند [2010 Nov] 
*مگر راهی جز مردن؟ [2010 Nov] 
*آی ابراهیم.... [2010 Nov] 
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست  [2010 Nov] 
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت [2010 Nov] 
*خاتون (به یاد مرضیه) [2010 Oct] 
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ [2010 Oct] 
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی [2010 Sep] 
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا [2010 Sep] 
* سفرت خوش ستار! [2010 Sep] 
*تجربه [2010 Sep] 
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده! [2010 May] 
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی [2010 Apr] 
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی [2010 Apr] 
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»! [2010 Mar] 
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم [2010 Feb] 
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم [2010 Feb] 
*مقداری توضیح واضحات... [2010 Feb] 
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال! [2010 Jan] 
*سر بالین فقیهی بیدار [2010 Jan] 
*یاداشت و توضیحی کوتاه [2009 Dec] 
*ملایان بر لب باغچه نعنا! [2009 Nov] 
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟ [2009 Oct] 
*هفت شعر تازه [2009 Oct] 
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن [2009 Oct] 
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد [2009 Sep] 
*در زیر قناره های قصابان [2009 Sep] 
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن [2009 Sep] 
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟! [2009 Sep] 
*کجا ایستاده ایم؟ [2009 Aug] 
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات [2009 Aug] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها [2009 Aug] 
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)  [2009 Aug] 
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف [2009 Aug] 
*دو شعر برای شهیدان اشرف  [2009 Jul] 
*قصیده میر حسینیه موسویه [2009 Jul] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم  [2009 Jul] 
*رهبران کجایید  [2009 Jul] 
*این یه انقلابه [2009 Jun] 
*نه ! «ندا» نمرده است [2009 Jun] 
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران [2009 Jun] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر [2009 Jun] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)  [2009 Apr] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان [2009 Mar] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم  [2009 Mar] 
*اگر روزي واقعا انقلاب شد [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)  [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲) [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱) [2009 Feb] 
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه! [2008 Dec] 
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران [2008 Dec] 
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم [2008 Oct] 
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....  [2008 Mar] 
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است! [2008 Feb] 
*آی آدمها [2008 Feb]