در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
اسماعیل وفا یغمایی

ایرج مصداقی اگر هم نیازی به معرفی داشت چند سالی است که دیگر نیازی ندارد. بخشی از این معرفی را، سرگذشت او بعنوان یک زندانی سیاسی و کارهای پیگیر او بعنوان یک آکتیویست سرشناس دفاع از حقوق زندانیان سیاسی، وافشای جنایات رژیم ملایان و چندین جلد کتاب قطور که از لابلای صفخات آن خون و اشک میچکد بعهده گرفت و بخش دیگر راتهاجمات بی وقفه ای که توسط اعضا و هواداران «تنها آلترناتیو سیاسی عدالتخواه و آزادی طلب و واقعا از تمام جهات  همه چیز تمام»به او شد و میشود و خواهد شد عهده دار گردید.

ماههاست  که ایرج مصداقی مورد سنگین ترین حملات است، خیانت، مزدوری، همکار اطلاعات بودن، دژخیم، همتای لاجوردی، و هرچه که فکر کنید و به ضمیر مهاجمان آمده نثار مصداقی شده است و میشود. این حملات و تهاجمات «الهی و توحیدی و انقلابی و آزادیخواهانه و یکتا پرستانه...الخ» اگر چه چندان چیزی به معلومات سابق من نیفزود، ولی من جدا از تمام مهاجمان بزرگوار تشکر میکنم ، زیرا به شناخت من و بسیاری دیگر از ذات و ماهیت مهاجمان، و «تنها آلترناتیو سیاسی عدالتخواه و آزادی طلب و واقعا از تمام جهات  همه چیز تمام» از زوایای مختلف، سیاسی، ایدئولوژیک، اخلاقی، انسانی ، فرهنگی و غیره افزود و من تا بیخ وبن احساس کردم که چنانکه امروز، فردا، (البته با شرایط کنونی فردای تخیلی) با چه دم و دستگاه و تفکری روبرو هستیم و بنابراین از حالا برای خود که نه، که روزگار ما تقریبا با خوشی و خرمی !سپری شده است،بلکه باید برای دیگران که جوانترند حواسمان جمع باشد که بقول مادر بزرگ مرحوم من:هنوز از میوه ها توتی رسیده! و باقی میوه ها در حال رسیدنند.
از این مقدمه بگذرم و به چیزی که در حیطه امکانات عملی و نظری من در رابطه با ایرج مصداقی بوده اشاره کنم.
من به دلیل تجارب قلمی، از مرداد شصت به کردستان رفتم و در آنجا در رادیو مجاهد بعنوان عضو تحریریه و گوینده تا خرداد سال 61 مشغول بودم.خرداد سال 61 بنا به فرمان تشکیلات روانه ترکیه و سپس اتریش شدم و دو سه ماهی نگذشته بود که به دلیل انتشار مجدد نشریه مجاهد درفرانسه فرمان رسید که به پاریس برورم و رفتم و در تحریریه نشریه مجاهد از همان اولین شماره دست اندر کار بودم.
کار اصلی من مسئولیت صفحه شعر،تنظیم و بازنویس سلسله روایاتی تحت عنوان«لحظه های انقلاب، حماسه های مجاهد خلق» وبیش از همه تنظیم سلسله گزارشاتی تحت عنوان«زندان و زندانی» و در کنار اینها فعالیت در نهاد سرود و ترانه  بود.
از مسئولین تشکیلاتی و غیره نام نمیبرم که برایشان دردسر درست نکنم!چون هر بار از کسی نام برده ام چه بریده و چه مجاهد بر سر موضع، به سراغ او رفته اند و بنده خدا را فرمان به نوشتن ردیه داده اند بنابراین به اصل قضیه میپردازم.
از سال شصت و یک تا سه چها رسال بعد یعنی از گزارشات زندانهای تهران و شمال تا شیراز و اهواز و آبادان و یزد وکرمانشاه ،بدون اغراق چند هزار صفحه گزارش و یاداشت دست نویس زندانیان رها شده و یا برخی گزارشاتی را که روی کاغذهای پوستی و کاغذ سیگار نوشته شده و از داخل زندانها به شیوه های مختلف به خارج فرستاده شده بود خواندم و آنها را تنظیم کردم. احتمالا مجموعه منتشر شده این گزارشات که البته بدون نام تنظیم کننده منتشر میشد بیش از هزار برگ چاپی میشد و تا جائیکه یادم هست گویا بعدها به نام بزرگوار دیگری با تغییراتی منتشر کردند.
این گزارشات چنان تکاندهنده و جنایات بازجویان و شکنجه گران رژیم ارتجاع بقدری فجیع بود که در همان ماههای اول بواقع وجدان مرا سخت مجروح کرده بود.در آن هنگام من جوانی بیست و هشت نه ساله و بسیار پر تکاپو بودم و از سلامت جسمی کامل برخوردار،و تقریبا هر روز فاصله میان پایگاه نشریه مجاهد موسوم به «میرزائی» در روستای «ابلیج» در«استان والدواز» حوالی پاریس راتا روستای «کوقمه ان ویکسین» که خدود ده دوازده کیلومتر بود میدویدم.بارها اتفاق افتاد که در میانه راه و با یاد آوری آنچه که در جلاد خانه های آخوندها اتفاق افتاده بود از دویدن باز میماندم و به گوشه ای در بیشه زار پناه میبردم تا بغض خود را خالی کنم.این ماجرا بعد از دو سه سال حتی یک دوره کوتاه مرا به شک فلسفی و مذهبی  کشاند و مجموعا باعث شد که به گمانم پس از پایان گزارشات مربوط به زندان دیزل آباد از نوشتن گزارشات زندانها دست بکشم، و گزارشات پس از چند سال  بصورت گزارشات مسلسل قطع شد.
در گزارشات زندان و زندانی این پارامترها همیشه اعمال میشد
قهرمانی ها هرچه برجسته تر میشد
جنایات آخوندها طبعا به تماشا گذارده میشد
از برخی موارد شکنجه ها که بواقع قابل بیان نبود چشم پوشی میشد زیرا بقول مسئول بزرگواری(ع.د) در جواب سئوال من که چرا اینها منعکس نمیشود گفت باعث وحشت مردم میگردد.
همچنین از کسانی که در زیر شکنجه ها تاب نیاورده و به خیانت کشیده شده بودند کمتر سخن گفته میشد زیرا بر دیوار قهرمانیها خدشه وارد میآورد.
این از این بخش ماجرا و میخواهم تاکید کنم مجاهدین اگر این اسناد برجا مانده باشند یا حتی از بین رفته باشند بخوبی میدانند که در زندانها چه کسانی تاب آورده، چه کسانی ضعف نشان داده و چه کسانی به همکاری با رژیم کشانده شده اند .
اما در همین جا میخواهم بعنوان کسی که در طی پنجسال از سال 1361 تا 1365خواننده چندین و چند صد برگ گزارشات زندانها و نیز نویسنده صدها برگ گزارشات زندانها بوده و با نام و نشان بسیاری از کسانی که مقاومت کردند، ضعف نشان دادند یا همکاری کردند، آشناست میخواهم تاکید کنم من حتی یکبار تاکید موکد میکنم حتی یکبار در طول این سالها با نام ایرج مصداقی بعنوان کسی که نادم و تواب و همکار رژیم بوده برخورد نداشته ام، کسی که امروز در نهایت بیشرمی و وقاخت میخواهند از او هیولائی همتای لاجوردی بسازند و نه موفق شده و نه موفق خواهندشد.
بگذارید حرف خود را با واقعیتی دیگر پشتوانه ببخشم. در سالهای بعد هنگامی که من عضو شورایملی مقاومت بودم  و مدتهای مدید تقریبا هر روز   به مقر شورا   میرفتم، مدتها ایرج مصداقی در مقر کنونی رئیس جمهور شورا ومقر سابق اقامت مسعود رجوی بطور شبانه روزی بعنوان یکی از فعالترین کسانی که با کوششها و مصاحبه هایش در افشای جنایات رژیم به مجاهدین یاری میرساند مشغول تلاش بود و بعنوان یک زندانی سرشناس و فعال و مقاوم مورد احترام همگان بود. این را تمام اعضای سابق و کنونی شورایملی ملی مقاومت نیز میدانند.
سئوال این است:
چه شد که کارنامه ایرج مصداقی سالهای سال ناشناس ماند! و به یکباره، به احتمال  زیاد با نزول مجدد جبرئیل این بار نه در غار حرا بل در  حوالی پاریس! مشخص شد که زبده جلاد اوین بوده است!.
و چه شد که سازمانی که از سیر تا پیاز همگان را میداند و مثلا در پروژه رفع ابهام سال 1363 و اوایل سال 1364 تقریبا تمام اعضای مشکوک به نفوذی بودن را از فیلترچک سلامتی ، در پادگان منصوری در عراق میگذراند(خود من شاهد بودم) ولی همین سازمان اجازه میدهد یک مزدور رژیم آن هم در این سطحی که قلمزنان بارگاه مینویسند و تبلیغ میکنند در اصلی ترین مقر و پایگاه انقلاب بچرخد و بگردد و هر روز ظهر در غذاخوری با همگان غذا بخورد و ازتمام امکانات پایگاه رهبران استفاده کند و هیچکس هم به او شک نکند و یکمرتبه پس از چند سال توپخانه های زمینی و هوائی از اقصی نقاط جهان به غرش در آیند که بقول نسیم شمال
ایها الناس بگیرید که ملعون بابی است!
و بقول مرحوم مغفور فتحعلیشاه قاجارکه بخشی از ایران را به باد داده بود
کشم شمشیر مینائی که شیر از بیشه بگریزد
زنم بر فرق پاسکیویچ که دود از پطر بر خیزد
باید ما هم مثل وزیرچاپلوس و نان به نرخ روز خور فتحعلیشاه زانو به زمین بزنیم که قربانت گردم نزن نزن که ممکن است کره زمین دو قاچ شود!
اما واقعیت چیست؟ واقعیت این است که مصداقی با تمام محاسن و عیوبش که مثل تمام انسانهای حقیقی حتما داراست، تغییری نکرده است اما کشتیبان رامتاسفانه از سر استیصال سیاستی دگر آمده و  باید گفت این شمائید که تغییر کرده اید.
منطق کاملا روشن است.
مصداقی به هر دلیل بر آشفته است و می تواند بر اشفته باشد، چنانکه خود من و دیگران.
مصداقی قبل از آن در آثارش چیزهائی نوشته که با نوشتجات کسانی که خود را صاحب عله میدانند زاویه داشته است.
مصداقی سرانجام «گزارش نود و دو» را نوشته است و کوشش کرده است نوک پیکان تکامل را کند کند.چه باید کرد؟
راه حل اول این است که با دفاع از کارکردهای خود، و پنهان ننمودن اندیشه ها و اعمال خود در طول سالهای گذشته و توضیح درست ّبه دفاع روشن، شجاعانه وجسورانه، مستحکم و قابل فهم برای دیگران و نیزخود مصداقی پرداخت، که در این صورت بدون نیاز به هتاکی و فحاشی  مصداقی و امثال او از صحنه بیرون خواهند رفت و حتی به نقد اشتباه خود خواهند پرداخت  واین چالش تمام خواهد شد، اما وقتی این چنین نیست ، وقتی اندیشه ها و اعمال نهان میشود و دفاع روشن و جسورانه و منطقی و قابل فهم در کار نیست یا باید شکست یک تشکیلات و بخصوص بزرگان بی بدیلش را پذیرفت (که محال است) و یا باید ساده ترین راه را پیدا کرد.
ساده ترین راه این است:
رژیم خمینی و خامنه ای منفور اکثریت ایرانیان است و کار بجائی رسیده که حتی فعالان سابقش نیزدر برخی موارد از این همه جباریت و جنایت رو برگردانده اند. مرکز شناخته شده جنایات زندانها و کشتارگاهها و وزارت اطلاعات است پس باید برای راحت شدن خیال و یک جبهه شدن همه دشمنان همه را هر طور شده به درون رژیم و وزارت اطلاعات هل داد.این چنین است که توپخانه هائی بسیار پر سر و صدا ولی در عین حال بسیار مضحک شروع به شلیک میکنند و دوباره شمشیر مسخره فتحعلیشاه مرحوم از غلاف بیرون می آید! وماجرای هرکه با ما نیست، مستعفی است، شاعر و نویسنده سابق یا لاحق است یا زندانی سیاسی سابق، مزدور و جلاد و جنایتکار و لاجوردی نشان است و بس، و در این مسیر هویت و شناسنامه جدید و مضحک و قلابی ایرج مصداقی توسط براستی مشتی ابله صادر میشود و مهر میخورد و گاه چنان مهار از دست استاد اجل در میرود که خود مرا که حتی یکروز هم در زندانهای خمینی نبوده ام تا به نفع آنها در زیر شلاق به شرف تواب بودن! بریده بودن! وخائن بودن! مفتخر شوم، بدون اینکه از خود سئوال کنند کی توبه کرده ام؟ و کجا بریده ام؟ به این القاب مفتخر میکنند.
مطلب زیادست و کوتاه میکنم.
ببینید حضرات
دارید اشتباه میکنید و بد جوری غرق شده اید و هیچ تلاشی برای نجات خود از این لجنزار دروغ و بهتان نمیکنید.من شاید مجموعا و در تمام زندگیم سی ساعت هم با ایرج مصداقی صحبت رو در رو نداشته ام. کتابهایش را خوانده ام و مقالاتش را .همین جا تاکید میکنم ایرج مصداقی و امثال او نیازی به دفاع امثال من ندارند.هویت و واقعیت هر کس او را تعریف میکند،شما هزار سال هم اگر بخواهید نام درخت بادام را گردو بگذارید نمی توانید هویت را عوض کنید. خودتان نیز این را میدانید، ولی من بپاس احترام به رنجهای تمام زندانیان سیاسی که از همان سالهای نوشتن مقالات «زندان و زندانی» شروع شد خود را در برابر تمامی انها خاضع یافتم، و هر جا که با آنها روبرو شده ام در درون جان زانوی ادب و سپاس در برابر آنها این فرزندان رشید و رنجدیده مردم که دهشتناکترین فشارها را از جلادان و زندانبانان جمهوری اسلامی کشیده اند بر زمین زده ام، و صدها بار در شعرهایم و منجمله سرود »قهرمانان در زنجیر» آنان را با کمال افتخار سروده ام .
من زندانی زندانهای شاه بوده ام و در مقایسه آن دوران با این دوران و مقایسه زندان شاه با جمهوری اسلامی میدانم، یک روز  از زندان شیخ مساوی سالی از زندان شاه است. به همین دلیل است که لازم دانستم این مختصر را که بنا به سابقه کاری بر ذمه من بود در باره ایرج مصداقی بنویسم و در پایان اضافه کنم متاسفانه شما با اشتباهاتتان و بگذارید تاکید کنم حماقتهای حیرت آورتان، چالش انتقادی ما را که میتوانست با دلسوزی بسا زیاد همراه باشد به صحنه چالش با بی حقیقتی و دروغ و فریب تبدیل کرده اید.من این را نمی خواستم، ما این را نمی خواستیم.
اعتراف میکنم من بسیار تلخ و خسته ام آقایان و خانمها، ولی وقتی چالش و جدال من و ما به چالش با فریب و دروغ و بهتان تبدیل میشود، بدون توجه به میزان امکانات خود تمام کارتهایم را روی میز میگذارم و به هیچ چیز فکر نمیکنم حتی اگر لحظه ای دیگر تمام و کمال ببازم و یا بمیرم دیگر مهم نیست. امیدوارم این را بفهمید و کمی بفکر خود باشید  و در پایان با شنیدن ولغزاندن نگاه خود برمتن  سرود قهرمانان در زنجیر که در سال 1364 و تحت تاثیر همان گزارشات سروده شد کوشش کنید بفهمید چرا نباید در بهتان زدن به زندانی سیاسی خموشی پیشه کرد.در طول سالها بسا اندیشه ها و باورهای من تغییر کرد ولی احترام نهادن به زندانی سیاسی بجای خود باقیست.من با لبان این سرود بر کتف و دست تمام زندانیان سیاسی ایران بوسه زده ام واز این بوسه زدنها جان گرفته ام.
اسماعیل وفا یغمائی
23دسامبر 2013 میلادی
جاودانه، شد فسانه، بیم زنجیر و زندان
تا به رزم زمان، شد به هر سو عیان، نسل توفان
شب پرستان،گر به دستان، در حصارم اندازند
سینه ام گر درند، گر زهم بگسلند، بندم از بند
کی خلل یابد عزم مجاهد، در سیه چال ای دژخیم
کی فتد در دل تیرگی ها، آتش سوزان در بیم
قطره ها را هراسی نباشد، از نهیب توفانها
در دل شهر و کوه و بیابان، یا میان زندانها
از فلقها در شفقها، خون ما جوشان خیزد
چون آتشفشان، بر اهریمنان، آتش ریزد
صد هزاران، بیشماران، جان به کف اکنون یارالن
تا که پای افشریم، رزم دیگر کنیم، با دژخیمان
*****
تازیانه، بند و زندان، آتش سرخ و سوزان
عزممان نشکند، عهدمان نگسلد، ای جلادان
شهربانان باروی ایمان، شعله های یزدانیم
در حصار پلیدان چنان کوه، بی خلل بر جا مانیم
می تپد قلب خورشیدی ما، در دل ظلمت سوزان
تا بکوبد به ناقوس آتش، مشت سنگین را ایران
از فلقها در شفقها، خون ما جوشان خیزد
چون آتشفشان، بر اهریمنان، آتش ریزد
صد هزاران، بیشماران، جان به کف اکنون یارالن
تا که پای افشریم، رزم دیگر کنیم، با دژخیمان
*****
عمر ما گر، چون سمندر، طی شود اندر آذر
نسپرد نسل ما، جز راه توده ها، راه دیگر
قطره سان در حصار شریران، گر جدائیم از دریا
خشم امواج و نیروی توفش، کی جدا گردد از ما
زادگان حنیف کبیریم، از تبار آرشها
رهگشایان فردای ایران، از میان اتشها
از فلقها در شفقها، خون ما جوشان خیزد
چون آتشفشان، بر اهریمنان، آتش ریزد
صد هزاران، بیشماران، جان به کف اکنون یاران
تا که پای افشریم، رزم دیگر کنیم، با دژخیمان

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی ام
* بپاس پیدا شدن چند خمره شراب از عهد ساسانی
*ساقي نامه
*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.
* غزلهای بی تاریخ
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی
*خدا فروشان
*تجربه
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری
*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها