گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
(سری دوم گفتگوها، گفتگوی چهادهم) 
اسماعیل وفا یغمایی

 
شانزده آذر
 
 پس از قرنها، با بازیهای روزگار و بر امواج اقبال عمومی و فضای ضد شاهی یک مشت مرتجع گندیده و نامردم و نامرد بر سر کار آمدند و تا توانستند کشتند و تا هستند می کشند در هر حال فقط  با سقوط سیاسی اینها و سپس با رشد یک دموکراسی نیرومند و فرهنگ آن است که می شود جلوی اینکارها را گرفت.

 

 

  

 

  ساقی:

واقعا کشتار پیشگامان جنبش دانشجوئی در دوران شاه به دست آخوندها وحشتناک است. بیرحمی ملاها حد ندارد و در همه گوشه و کنارایران جنایت کرده اند.

 

یغمایی:

 اینها حتی دستور کشتن بچه های خودشان را دادند. وقتی مثلا گیلانی دستور اعدام فرزندان خود را بدهد وضع بقیه روشن است، پسر و عروس آخوند جنتی هر دو مجاهد بودند که هر دو از جانباختگان آزادی اند، اولی در سال شصت یا شصت و یک و دومی در سال شصت و هفت بخون خفتند، ولی بجز این توجه باید بکنیم که در بازی قدرت و سیاست اساسا رحمی وجود ندارد، مروتی وجود ندارد، در بازی قدرت و سیاست رحم و مروت ، تعارف وحرف مفت است و این ماجرا در سراسر دنیا و منجمله در ایران تکرار شده است و هنوز هم میشود. مرگ مشکوک آیه الله لاهوتی، مرگ احمد خمینی، کشتن سعید امامی که خودش رئیس کشتارگران بود از این زمره اند. در گذشته پدر کشی و پسر کشی و رفیق کشی فراوان بوده است. از قتل خسرو پرویز به دست پسرش شیرویه، تا کشتن امین توسط برادرش مأمون، تا روزگار صفویان و آنهمه قتل پدر به دست پسر و برادر به دست خواهر و خواهر به دست برادر مثل قتل شاه اسماعیل دوم به دست پریخان خانم و قتل پریخان به دست شاه بعدی و قتل و کور کردن پسران شاه عباس به دستور پدر، تا دوره نادرشاه و بسیاری دورانهای دیگر نشان میدهد در بازی قدرت، داور اصلی تیغ و ساطور است و خون و جنایت و تزویر و ریا. در روشن ترین و پر مایه ترین انقلاب جهان انقلاب کبیر فرانسه وقتی قدرت نوپا بخطر افتاد یاران قدیمی یکدیگر را روانه به زیر تیغه گیوتین کردند و سر کسی مثل دانتون و نیز شش هفت هزار دهقان و کارگری که آماج کشتارهای اولیه دوران ترور قرار گرفتند با همان گیوتینی زده شد که سر لوئی شانزدهم، در مثلا بحث تقی شهرام و وضعیت سازمان مجاهدین در سال پنجاه وچهار بجز ضعفهای پایه ای ایدئولوژیک ترمیم نشده، باید حتما مقوله قدرت طلبی وهژمونی فردی مطلق و عوارض روانشناسانه آن را خوب فهمید تا قضیه روشن شود، هیچ انقلابی و قدرت نو رسیده ای از انقلاب کبیر فرانسه گرفته تا انقلاب اکتبر به کسانی که قدرتشان را بخطر بیاندازند رحم نکرده است، حالا ملاها که جای خود دارند! بعد از قرنها با بازیهای روزگار و بر امواج اقبال عمومی و فضای ضد شاهی یک مشت مرتجع گندیده و نامردم و نامرد بر سر کار آمدند و تا توانستند کشتند و تا هستند می کشند در هر حال فقط  با سقوط سیاسی اینها و سپس با رشد یک دموکراسی نیرومند و فرهنگ آن است که می شود جلوی اینکارها را گرفت.

 

ساقی:

آیا این فرهنگ هنوز بوجود نیامده است؟

 

یغمائی:

در کجا؟ اگر در ایران منظورتان است به نظر من نه! بوجود نیامده. حرفش فراوان زده می شود ولی در عمل همان روح قدیمی و کهنه استبداد و فقط من و فقط ماست که می تازد. روزی که این فرهنگ واقعا بوجود بیاید آن را احساس خواهیم کرد. مثل نخستین نسیمهای بهاری که کاملا قابل حس است. فعلا بادهای یخزده اند که دارند می تازند.

 

ساقی:

به نظر شما این ناامید کننده نیست؟

 

یغمائی:

چرا ناامید کننده. مقوله امید و ناامیدی هم مثل بقیه چیزها نسبی است، مثل مرگ،  مرگ فیزیکی من بمعنای مرگ عموم نیست! پس از من زندگی ادامه خواهد یافت، در مقوله نومیدی هم زیاد نترسیم، می شود من ناامید بشوم ولی من که تمام واقعیت امید و نومیدی نیستم. امیدهای تازه و امیدواران تازه در راهند. مثلا در خارج کشور بنظر من وضع چندان درخشان نیست، پراکندگی است و حرف، ولی در داخل ایران جای نومیدی نیست مبارزه باتلاش نسل نو و امیدهای نو ادامه دارد. کار زندگی اینطوری جلو میرود بنابراین میشود امیدوار بود که فرهنگ واقعی دموکراسی بعد از این همه کهنگی بوجود بیاید. الان هم جوانه هایش در نسل جوان قابل رویت است و آنانی که با زمان حال و آینده زندگی میکنند، اگر جائی برای نومیدی باشد در میان انها نیست در میان کهنگان است.

  

ساقی:

 برویم بر سر گفتمان اصلی. در میان افرادی که برشمردید، نام مهندس حسین برازنده که شهید قتلهای زنجیره ای است برده شد .آیا او هم از اعضای جنبش دانشجوئی در مشهد بود و مجاهد بود.

 

یغمائی:

 مهندس حسین برازنده در سالهای پنجاه و شش و هفت، مهندسی جوان و مسلمان و خوش سیما با موهائی بور و چشمانی آبی بود که بسیار خوش قلب، با ادب و آزرم، و مردم دوست بود. او امکانات مادی بسیار خوبی برای یک زندگی کاملا مرفه داشت ولی درویش وار و مردمی و ساده زندگی میکرد. یادم نمیرود من کت و شلوار او را برای مراسم ازدواجم به امانت گرفتم زیرا در آن دوران کت و شلوار نمی پوشیدیم و بیشتر کاپشن نظامی و شلوار لی و کفش اسپرت لباس دانشجویان بود. او با اینکه از مجاهدین هم هواداری میکرد بیشتر پیرو اندیشه های دکتر شریعتی و مهندس بازرگان بود. مهندس برازنده فرد باسوادی بود و روی متون قرآن و نهج البلاغه تسلط خوبی داشت و تا جائی که یادم می آید؛ کلاسهائی برای قرآن و نهج البلاغه داشت. این کلاسها را سالهای بعد مدتی بعد از انقلاب، در دانشگاه ، فکر میکنم دانشکده پزشکی، با تعدادی از دانشجویان پسر و دختر و با حجاب و بی حجاب ادامه داد. او فردی معتقد به اسلام ولی دموکرات و دارای فکری باز بود که طبعا با ملاها در تضاد قرار می گرفت. بعدها ملایان فعالیت او را تحمل نکردند و در سال 1373 در جریان قتلهای زنجیره ای او را ربودند و بیرحمانه خفه کردند. فکر میکنم دو برادر او مجاهد بودند و در تهاجمات سال شصت و شصت و یک به پایگاههای مجاهدین بخون خفتند. مهندس برازنده و همسرش فرزانه یزدانی هر دو از مبارزان فعال جنبش دانشجوئی و در ارتباط نزدیک با ابوالقاسم مهریزی زاده بودند و از تمام توان خود مایه میگذاشتند. پدر فرزانه که بازاری متمکن و نیکنام و مردم دوستی بود نیز در این مسیر همراهی فراوان داشت. اگر اشتباه نکنم پس از باز شدن درهای زندان سیاسی مشهد، ظهر روز آزادی چند تن از زندانیان مجاهد و فدائی از جمله محمود عطائی، شکرالله پاکنژاد ، علی نمدمال زاده و...مهمان این حاجی نیکنام بودند. در آن روزگار جنبش دانشجوئی پیوندهائی این چنین با اطراف خود داشت با انسانهائی مردمی و والا که یاد تمامشان بخیر باد.

 

ساقی:  

عجیب است خوب است که از بقیه هم مقداری بگوئید.

 

یغمائی:

از دیگر فعالان جنبش دانشجوئی طاهره مهدوی بود. شاهرودی بود و برادرش به دست ساواک به شهادت رسیده بود. دانشجوئی غمگین. کم حرف و فعال بود که در ته پل المحله مشهد حوالی حرم اتاقکی داشت و زندگی میکرد. او گذرانی چون راهبه ها داشت و بسیار ساده زیست بود. طاهره بعدها به ازدواج منصور بازرگان برادر پوران بازرگان، از مجاهدین قدیمی در آمد. سال 1367 در عملیات فروغ هر دو جان باختند. البته اخباری هم بود که طاهره دستگیر شده است ولی بنظر من اگر هم دستگیر شده باشد در تیربارانهای سال شصت و هفت دفتر زندگی خاکی او بسته شد.

 

ساقی:

واقعا عجب سرنوشتهائی. لبالب کار و تلاش و رنج و شکنج، و سرانجامهائی عجیب.

 

یغمائی:

  هر کدام سرنوشتی پیدا کردند که واقعا اگر بخواهیم از تک تک آنها صحبت کنیم جایش اینجا نیست و وقت زیادی میطلبد. هر کدام سالها تلاش کرده بودند ومرگشان یک گوشه از زندگی آنهاست. بعضی ها نامدار بودند مثل کرم محمودی زاده که اهل شهر کرد بود و در محاصره پاسداران با سیانور به زندگی خودش پایان داد. یا مثل احمد پرور که بیرجندی بود و بر تخت شکنجه کشتندش و محمود غلامی که قوچانی بود و با نارنجک به شهادت رسید یا علیرضا کاظمی که اهل گناباد بود و سیمائی بسیار معصوم داشت و تیر باران شد و حسن محدث ارموی خواهر زاده نویسنده نامدار جلال آل احمد و فرزند محقق بر جسته جلال الدین محدث ارموی که بر تخت شکنجه جانباخت و نصر الله مروج که شیرازی بود و تیر باران شد و جعفر حسینی که تهرانی بود و مفقود شد و بسیاری دیگر و بسیاری دیگر زنان و مردانی شفاف و شجاع و اهل شناخت و دانش  با سالها تجربه و تمام عیار اهل مبارزه و تلاش برای مردم که اکثرشان بخون خفتند این یک گوشه از حکایت نسل ماست. متاسفانه تمامش قابل بیان نیست. واقعا قابل بیان نیست که نفس آدم را میبرد و پیشنهاد میکنم صحبت بیشتر در باره آنها را بگذاریم برای فرصتی دیگر.

 

ساقی:

بسیار خوب میگذاریم برای یک فرصت دیگر و بر میگردیم به صحبت اصلیمان. داشتیم در باره ایدئولوژیک بودن جنبش دانشجوئی در آن سالها و تفاوتهایش با جنبش دانشجوئی کنونی  و ارتباط و عدم ارتباط این جنبش با مقاومت شهر اشرف صحبت میکردیم.

 

یغمائی:

  همانطور که قبل هم اشاره شد، پس از 22 بهمن هم جنبش و دسته ها و گروههای دانشجوئی همه ایدئولوژیک بودند چه طرفداران نیروهای انقلابی و چپ و چه طرفداران خمینی و گروههائی مثل گروه عبدالحمید یا عبدالمجید دیالمه در مشهد بنام انجمن احیا تفکرات شیعی، که خودش بعدها نماینده و وکیل شد و در انفجار حزب جمهوری اسلامی دفتر عمرش بسته شد. این وضعیت آن روزها بود ولی واقعیت امروزی چیست؟ جنبش کنونی دانشجوئی به نظر من اساسا جنبشی ایدئولوژیک نیست. و در کلیتش هم از هیچ گروه ایدئولوژیکی پیروی نمی کند این جنبش حتما از فرهنگهای دموکراتیک و چپ و نیز اسلام در چهره های مختلفش بهره هائی برده است و افراد مختلفی در آن ممکن است دارای این یا آن ایدئولوژی باشند ولی جنبش دانشجوئی، جنبشی ایدئولوژیک و دارای ایدئولوژی مشخصی نیست. جنبشی است ضد استبداد و ارتجاع ولایت فقیه خامنه ای و دار و دسته اش، که نفسش از فشار تنگ شده و مقداری آزادی و استقلال و دموکراسی می خواهد. این جنبش با اینکه شعار علیه ولایت فقیه می دهد و حتی گاهی عکس فقیه می سوزاند و مرگ بر دیکتاتور می گوید ولی جنبشی نیست که در شرایط کنونی سرنگونی کل نظام را بخواهد. این جنبش هنوز علیه خمینی به دلائل خاص خودش شعار نمی دهد. البته این جنبش راهی را که میرود با توجه به شرایط خطیر ایران و کارکرد ملاها ممکن است توفان ایجاد کند ولی شعارش نابودی دستگاه سیاسی در کل نیست. پیوندهایش را با موسوی و کروبی و جنبش سبز ببینید. شعارهایش را! حال باید دید منهای استبداد ستیزی این جنبش، اگر منظورتان ارتباط تشکیلاتی با پایگاه نظامی اشرف یا شهر اشرف است چطور این جنبش غیر ایدئولوژیک می تواند با یک جنبش مشخص برانداز که در نقطه محوری آن کاملا ایدئولوژیره است و فرمانده نامدارش رهبر اعتقادی مجاهدین است و تفکری مشخص از اسلام شیعی را ارائه میکند ارتباط تشکیلاتی و سازمانیافته داشته باشد. فکر میکنم همین قدر گویا باشد که چرا من اعتقاد دارم منظور از مقاومت اشرف نشان پل زدن بین دو مقاومت متفاوت و غیر همجنس است در مقابل یک پدیده ارتجاعی جمهوری ملا و نه ارتباط تشکیلاتی.

 

ساقی:

آیا می توانید طرحی از حرکت و چرخش جنبش دانشجوئی ایران را از ایدئولوژیک بودن تا وضعیت الان بدهید؟

 

یغمائی:

بطور خلاصه جنبش دانشجوئی ایران از آغاز تا سال 1357 جنبشی دارای ایدئولوژی و بیشتر ایدئولوژی چپ بود. می دانید دانشگاه را مثل خیلی کارهای مثبت دیگر، رضاشاه بنیاد گذاشت و چند روز پس از خروج رضاشاه، آن پنجاه و سه نفر چپ نامدار از زندان آزاد شدند و بنیاد حزب توده را نهادند. سال 1325 دانشگاه تهران چهارهزار دانشجو داشت، که اکثر آنها بنا بر اسناد موجود گرایش چپ و بیشتر حزب توده داشتند. سال 1326 حزب توده اعلام کرد نیمی از دانشجویان دانشگاه تهران عضو حزب هستند. انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاه سال 1322 تاسیس شد و سال 1329سازمان دانشجوئی جبهه ملی، بعدها دانشگاه جولانگاه اندیشه فدائیان و مجاهدین شد و این وضع اگر چه در رابطه با مجاهدین در سال 1355 و ماجرای تغییر ایدئولوژی ضربه ای خورد و موجب رشد نوعی اسلامگرائی به نفع خمینی و اسلام سنتی گردید ولی تا سال 1357 ادامه داشت این دور اول بود از سال 1320 تا 1357، که اساس دانشگاه در وجه غالبش این چنین بود و بعد نوبت رشد اسلامگرائی با گرایش به اسلام سنتی شد.

 

ساقی:

این موج آیا از سال 1332 وجود نداشت؟

 

یغمائی:

وجود داشت ولی ضعیف بود. دانشگاه اساسا در دست موج قدرتمند چپ بود. چپ غیر مذهبی. اسلامگرائی تا وقتی که سازمان مجاهدین فعالیتش را شروع کرد، نمی توانست زیاد سری بلند کند. فقط در جبهه ای که مهندس بازرگان و یارانش فعالیت میکردند حرمت و حیثیتی داشت، چنانکه بنیادگذاران مجاهدین هم از همین پایه و مایه برخاستند. در هر حال این ماجرا تا وقتی که رژیم جدید مستقر شد ادامه داشت و جنبش اسلامگرای دانشجوئی بر خلاف جنبش قبلی، اساسا نه بطور مستقل بلکه با حمایت نیرومند رژیم جدید،  که میخواست دانشگاهها را تسخیر کند شکل گرفت و رویاروی جنبش قدیمی ایستاد. سه سالی این کشاکش ادامه یافت و در سالهای بعد، اعضای جنبش دانشجوئی قدیم بیشتر تبدیل به چریک مسلح شدند و اعضای جنبش دانشجوئی جدید در آغاز کار خیلیهاشان تبدیل به مامور مسلح حکومت در سپاه و کمیته و بسیج . داستان در این برهه بسیار تلخ و صحنه هایش تکان دهنده است. مثلا شکنجه شدن یک دانشجوی مجاهد یا فدائی و یا... به دست و زیر شلاق دانشجوئی که عضو کمیته و بسیج است و هر دو قبلا در کلاس درس، کنار هم می نشستند و فعالیت داشتند.

 

ساقی:

آیا همه اینطور بودند یعنی مزدور و مامور رژیم بودند؟

 

یغمائی:

تا از چه زاویه ای بنگریم. قضیه مقداری پیچیده است. یک انقلاب و تحول عظیم رخ داده است. سلطنت سرنگون شده و مثلا جمهوری آمده. جوّ ضد آمریکا در اوج است من اسمش را نمیگذارم جوّ ضد امپریالیستی، چون چنین شناختی در میان اکثریت مردم وجود نداشت. ابائی ندارم که بگویم خیلی از مدعیان صاحب ادعا هم شناختی سطحی از این پدیده داشتند. در میان مردم این ضدّیت، یک احساس نیرومند عجیب و غریب و آمیخته با کنش و واکنشهای مذهبی بود و نه چیز دیگر زیرا شناخت درست امپریالیسم یک حکایت دیگر است و نه نعره ضد طاغوت کشیدن. یک شاه که اکثریت مردم علیه اش به خیابانهاریختند و اسم طاغوت به او داده شده رفته و یک شیخ در سیمای امام و جانشین خدا و پیامبر امده است. خمینی در اوج محبوبیت است و جوّ اسلامی در اوج قدرت. میلیونها عکس و شعار به نفع خمینی و اسلام بر در و دیوار است. سخنان خمینی را مثل قند و شکر میبرند.

 

ساقی:

واقعا جوّ به این قدرتی بود که میگوئید؟

 

یغمائی:

از این هم قدرتمند تر بود. من در آن هنگام مثل ماهی که دریا پیرامون اوست جامعه را پیرامون خود حس میکردم. دهها خاطره در این زمینه دارم. یکی از اینها را مثال میزنم: شبی که خمینی قرار بود پرواز کند و به ایران بیاید من و احمد پرور و محمود غلامی و کرم محمودی زاده و چند تن دیگر می خواستیم به کوه برویم. شب قبل از حرکت در حوالی کوهسنگی مشهد در خانه ای  جمع شدیم. تمام حاضران منهای مرد شصت هفتاد ساله ای که از بستگان احمد پرور بود، از اعضای جنبش دانشجوئی و از هوادارن نزدیک مجاهدین و یا زندانی سیاسی سابق بودیم. اکثر حاضران از آگاهی سیاسی بالائی برخوردار واز چشم و چراغهای آن روزگار بودند ولی فراموش نمیکنم که اکثرا نگران توطئه امپریالیسم و سقوط هواپیما و مرگ خمینی و خاموشی جنبش بودیم! تنها آن پیرمرد با ما موافق نبود و میگفت دارند این ملا را می آورند تا پدر همه را در آورد. میبینید جوّ روزگار را. اکثریت حاضران بعدها به دست حکومت تیر باران شدند و یا در جریان درگیری جان باختند ولی در آن شب سرد هرگز به این نمی اندیشیدند. حالا وضع مردم عادی را ببینید! به همین دلیل قضاوت در مورد کسانی که بعد از سال 57 جنبش دانشجوئی اسلامی را دنبال کردند. مقداری صبوری و ادراک می طلبد. آنها البته مامور رژیم شدند ولی خود خواسته و با ادراک ایدئولوژیک و با حمایت نیرومند حکومت. در حقیقت دو نوع دانشجوی ایدئولوژیک در این دوران در مقابل هم صف کشیدند.

 

ادامه دارد

 

26.12.2010

 

 

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.
* غزلهای بی تاریخ
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی
*خدا فروشان
*تجربه
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری
*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها