تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
اسماعیل وفا یغمایی

بيا كه ترك فلك خوان روزه غارت كرد!
هلال عيد به دور قدح! اشارت كرد
ثواب روزه و حج قبول، آنكس برد
كه خاك ميكده ى عشق را زيارت كرد
مقام اصلى ما گوشه خراباتست
خداش خير دهد آنكه اين عمارت كرد
بهاى باده ى چون لعل چيست؟ جوهر عقل
بيا كه سود كسى برد، كاين تجارت كرد
نماز در خم آن ابروان محرابى
كسى كند كه به خون جگر طهارت كرد
فغان كه نرگس جماش شيخ شهر امروز
نظر به درد كشان از سر حقارت كرد
به روى يار نظر كن ز ديده منت دار
كه كار ديده، نظر از سر بصارت كرد
حديث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ!
اگر چه صنعت بسيار در عبادت كرد
استادان نامدار ادب فارسى و بزرگانى چون زرين كوب و مسكوب و استاد گرامى داريوش آشورى، كه با كار ارزشمند و ماندنى اش، «هستى شناسى حافظ» نگاهى تازه، عميق و مدرن به انديشه حافظ انداخته است، اعتقاد ندارند كه حافظ بى خدا ، ماترياليست، ملحد و امثال اينها بوده است، اما اين كه حافظ، به ريش مضحك خداى شيخ و پيروان شيخ و لاجرم «عوام الناس» و «خواص الناس» مى خنديده و زير بار آن اسلامى كه هنوز هم سعى مىشود با انواع و اقسام وياگراهاى فلسفى و سياسى، مردانگى اش از ضعف و فتور مصون و از گزند روزگار محفوظ بماند نبوده، شكى نيست.
احتياجى نيست كه بزرگان اين را تائيد كنند. خود حافظ به روشنى اين را مى گويد و تاكيد مى كند كه زير بار مذهب و خداى مومنين و مومنات، چه از نوع ارتجاعى و چه از نوع انقلابى و دموكراتيكش نيست. او خداى خود و مذهب خود( مشتق شده از ذهب و اسم مكان، يعنى محل گذر و پويش فكرى)خودش را خودش ساخته است يا كشف اش كرده است، و اين يعنى اين كه:
«خود پيامبر خويشتن» بوده است
و اين يعنى اين كه:
توان اين را داشته تا اين «دفتر بى معنى» را در « رهن شراب» گذاشته و «خرقه آلوده» را «غرق مى ناب» بكند
و اين يعنى اين كه:
با خود جرئت و جگر و ساير چيزهاى لازم ، يعنى شعورى تند و تيز و عميق و دانشى در خور داشته است كه در آن جهل بازار قرن هفتم و هشتم هجرى، مكتب و مرام خود را خود پى افكند وراه خود را دنبال كند و چراغ و خورشيد خويش را بر افروزد.
كسانى كه دستى در كار ادبيات و بخصوص شعر دارند و در اين وادى جدى هستند ضرورت و جود يك زمينه فلسفى را به عنوان يك جهان بينى ،براى سرودن و حركت ادبى خود به خوبى حس مى كنند. عصر ما عصرى است كه خيلى ها ديگر، ضرورت داشتن يك آرمان و بستر حركت فلسفى را ضرورى نمى دانند، پرتابلشان را دارند و مكدونالدشان را مى خورند و به تعميرات لازمه و فيزيكى خود مى پردازند تا بيشترزندگى را بمكند و بيشتر با مرگ تن خود مقابله كنند و بار زندگى را بكشند وسرانجام از گذر زمان شكست بخورند و بگذرند و بروند، ولى براى سرودن نمى شود اين گونه بود، و بخصوص وقتى سراينده حافظ باشد و بخواهد بجنگد نمى تواند در خلاء و بدون يك افق براى نگرش، بجنگد، پس با «خدائى در برابر خدائى» قد بر مى افرازد و به قول استاد آشورى شهامت شگفت او نيز ر يشه در همين دارد .
حافظ خدائى را باور ندارد كه:
قهار و جبار و منتقم، و از اين نوع چيزهاست كه همه اش را ديكتاتورهاى زمينى از نوع ظل الله ها و يا روح الله ها و آيه الله ها و جانورهاى مشابه دارند.
حافظ خدائى را باور ندارد كه :
بسيارعلاقه دارد «خودش خيلى خيلى بزرگ» و بى نظير باشد و «بندگانش خيلى خيلى كوچك» و مشابه هم و فرمان پذير باشند! او خدائى را دوست ندارد كه علاقه جنون آسائى داشته باشد كه بندگانش را ببخشد و عذر خواهى آنها را بپذيرد و خرد شده و خوار و حقير و تخليه شده و پشيمان و بى غرور و شور انسانى، و همواره زانو زده و عذر خواه، مثل يك مشت گوسفند و گاو اخته شده( اخته شده روانى) روانه بهشتشان كند تا در زير سايه او از وصل حوريان درشت چشم و گرد پستان برخوردار شوند و يا قدوس يا قدوس بكشند و كيف كنند كه بجاى آغوش گرم و نرم حوريان در آغوش شعله هاى دوزخ نيستند و مادر مرده هاى ديگرى دارند مى سوزند و عذاب مى كشند و توسط نيمسوزهاى فروزان سپوخته مى شوند.
حافظ همچنين خدائى را قبول ندارد كه:
با مقدارى تعميرات و تعويض برخى قطعات و تغيير رنگ و لباس وادوكلن و دئودورانت ها در نقطه مركزى و فلسفى همان جانور كهن سومرى ــ بابلى ــ فينيقى است كه از خون انسان به عنوان قربانى خود زنده است و هنگامى كه انسانها مانند گوسفند سربريده بر خود مى پيچند و جان مى دهند او قهقهه زنان كيف مى كند و از احساس رضايت سرشار مى شود. خدائى كه از عبد بودن و برده و بنده بودن مخلوق خود كوتاه نمى آيد و از مقام خود به عنوان مولى و برده دار بزرگ دست بر نمى دارد.

خداى حافظ حتى معشوق انسان نيست كه بخواهد انسان دمادم ناز او را بكشد ،خداى حافظ نه معشوق انسان، كه عاشق اوست!، و به پاس عاشق شدن ، تا او را در قدرت خود شريك كند و خليفه الله كند به او امكان «عصيان بزرگ، شورش عليه فرمان خود» و با كليد اين شورش« امكان ازادى» را به او مى دهد و او را از اشيا و جمادات و گياهان و حيوانات متمايز مى سازد و اين همان چيزى است كه هيچ امامى آن را بر نمى تابد، بر اين پايه مى توان راز جسارت حافظ را دريافت و حافظ را نه به مثابه فقط يك شاعر بلكه به مثابه يك«پيامبر زيباى زمينى ايرانى» تا حدودى شناخت و آ نگاه بدون نگرانى از شيعه يا سنى بودن او؟، يا اينكه شراب مى خورده يا آبجوى بدون الكل و شربت آبليمو؟، و يا خودش خطبه عقد معشوقه اش را خوانده بوده تا به حرام نيفتد و يا مرتكب زنا مى شده؟، خدا و مذهب او را حس كرد و راز جسارتهاى شجاعانه و خرد كننده او را دريافت، و فهميد كه چرا ديوانش را نه با نام خدا بلكه با نام شراب و عشق و با مصرعى به وام گرفته از يزيد ابن معاويه ، منفورترين چهره در تاريخ تشيع و در ميان ايرانيان شروع كرده است.
الا يا ايها الساقى ادر كاسا و ناولها
كه عشق اسان نمود اول ولى افتاد مشكلها
كه چرا بهشت را گدائى نمى كند و فرياد مى كشد:
فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند
غلمان ز روضه حور ز جنت به در كشيم
كه چرا ترس از صحراى محشر را با پياله بستن بر كفن خود به سخره مى گيرد:
پياله بر كفنم بند تا سحر گه حشر
به مى ز دل ببرم هول روز رستاخيز
كه چرا از لب لعل سفتن در نيمه شب تاريك پروائى ندارد
لب لعلى گزيده ام كه مپرس!
و هزار چراى ديگر كه از آنها در مى گذرم و شما را به خواندن اثر استاد آشورى و ديوان خواجه سفارش مى كنم و در اينجا تنها به چند اشاره به دو غزل حافظ به مناسبت پايان ماه رمضان اكتفا مى كنم.
اشارات مذهبى در شعرهاى حافظ كم نيست و از جمله اشاره به ماه رمضان، اما با تمسك به اين اشارات و رديف كردن فهرستهاى گران از آيات و احاديث مورد استناد حافظ وتلاش براى يافتن مذهب و اسلام حافظ ،آب در غربال بيختن است. خواجه در غزل معروفش
نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد، يكماهى قبل از ماه رمضان فتوا مى دهد كه:
ماه شعبان قدح از دست منه كاين خورشيد
از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد
و دو سه خط بالاتر اشاره كرده كه به دليل دراز بودن مجلس وعظ ،و كلاف دراز ترهات و چرنديات مجالس حضرت امام و تلف شدن و تمام شدن عمر از مسجد راه خرابات و همنشينى با خراباتيان را در پيش گرفته است
گر زمسجد به خرابات شدم خرده مگير
مجلس وعظ درازست و زمان خواهد شد
با اين حساب مى توان حدس زد كه ماه رمضان بر خواجه در روزگارى كه امام مسجد شيراز در حلقه مريدان از خوار و ذليل شدن خربزه با حجم بزرگش و رفعت گردوى كوچك بر شاخسار بلند سخن مى گفت و مى فرمود
سبحان الله من يرفع الصغير و يضع الكبير، پناه به خدائى كه كوچك(گردو) را رفعت مى دهد و بزرگ( خربزه) را خوار و ذليل مى كند، چگونه مى گذشته است. اما خواجه خاموش در غزلى به مناسبت عيد فطراز احوالات روحى خود سخن گفته و تبريكات خالصانه خود را نثار مومنان كرده است.
بيا كه ترك فلك خوان روزه غارت كرد!
هلال عيد به دور قدح! اشارت كرد
ثواب روزه و حج قبول، آنكس برد
كه خاك ميكده ى عشق را زيارت كرد
كسانى كه غزلسرا باشند و وزن شعر پارسى را حس كنند خوب مى دانند كه در اين وزن:
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات چه شور و ضرب و ريتم هشدار دهنده اى نهفته است، همان وزنى كه استاد كد كنى در بخوان بنام گل سرخ به كار گرفته، انگار مناديي ندا در مى افكند ، انگار كولى دف زنى به ميدان مى جهد،انگار خاتونى سر بند بر مى دارد وموجى از گيسوانش را بر بر و دوش مى افشاند و انگار اركسترى عظيم شروع به نواختن مى كند. خواجه اين چنين شروع مى كند:
بيا! كه ترك فلك خوان روزه غارت كرد.
در ادبيات پارسى اصطلاحات تركتازى، تركى كردن و امثال آنها فراوانست، اميدوارم برداشت بد نشود ولى قرنها حكومت دولتهاى ترك، تركان غير ايرانى مهاجر بر ايران، از سلجوقيان و خوارزمشاهيان گرفته تا چنگيزيان و تيموريان خاطره خوشى در اذهان بر جا نگذاشته وياد اين اقوام صحرا نشين جنگجوى نيرومند با غارت و چپاول و جنگ همراه بوده است به همين علت هم حافظ ندا مى دهد بيا كه ترك فلك، گردش ايام، مانند تهاجمات تركان حمله كرد و سفره روزه را غارت كرد و بساط ماه رمضان در هم پيچيده شد. و بعد از آن دوبيت، شكل ماه او را به ياد جام شراب مى اندازد كه ماه در اولين شب شبيه ابروى يار، خنجر، زورق و جام شراب است كه حافظ بيشتر اين آخرى را مى پسندد.
مصرع اول بيان شادى است و مصرع دوم كار برد جام دگم شكن و تابوى سنگين روزگار در عيد فطر است و در بيت دوم بدون آنكه كسى را بخواهد بيازارد به راز اصلى يعنى عشق اشاره مى كند، ميكده عشق و زيارت خاكش، كه هم تيزى و تندى بيت اول را مقدارى براى مومنين قابل تحمل مى كند و هم به مساله اصلى مى پردازد، ماجراى عشق.
در غزلهاى حافظ چندان نمى شود به طور منطقى حركت كرد، گاه بين دو بيت هيچ فاصله اى نيست و گاه فاصله فراوانست انگار خواجه بسا ابيات را پاك كرده و يا از آنها گذشته است اما در احساس ، ما اين فاصله ها را نمى بينيم، غزلهاى حافظ در بسيآرى اوقات حس شدنى است. فاصله ابيات سوم و چهارم و پنجم اين چنين است. خواجه بر جايگاه اقامت خود، خرابات و دعاى خير در حق بانى خرابات! تاكيد مى كند . از بحث خرابات مى گذرم كه نفسگير است و در اين نوشته نمى گنجد اما همين قدر مى توان دانست كه جايگاه پيام آور و رسولى چون حافظ كه خداى او نه معشوق بلكه عاشق است در مسجد كه جايگاه خداوند قهار و منتقم و رحمان و رحيم است نيست، آن را به امام مسجد وا مى گذارد و به خرابات مى رود، جائى كه در آن مى توان فارغ از تابوها و در آنسوى مرزهاى معمول افقى ديگر را نظاره كرد.
مقام اصلى ما گوشه خراباتست
خداش خير دهد آنكه اين امارت كرد
بهاى باده چون لعل چيست، جوهر عقل
بيا كه سود كسى برد كاين تجارت كرد
بعد از رفت و برگشتى دوباره به جام باده و بهاى آن كه جوهر عقل ، احتمالا عقل سازمانيافته در جداول ارزشى شريعت و دستگاه ارزشى شيخ شهر است، خواجه مى رود كه نماز عيد خود را بگذارد. نمازى در خم ابروانى كه محراب وار است و بارها حافظ در شعر خود از آنها ياد كرده است. و طبعا نمازى اين چنين، نماز بردن زيبائى در جهان شگفت حافظ شيخ را به چشم غره وا مى دارد و شعر طنز آلود حافظ را به مصاف او مى برد كه در پايان ماه رمضان مى توان كر و فر ملايان قرن هفتم را در ميان انبوه هواداران و مريدانشان و در حاليكه قاريان صدا در صدا افكنده اند و سينى هاى حلوا و خرما در مجالس متعدد در سراسر شهر در چرخش است به خوبى باز نگريست. حافظ در چنين شرايطى در خرابات خود تنهاست، و شايد عليرغم آن شادى شورنده آغاز با احساس اينكه در چه جهانى تنفس مى كند رگه اى از خاكستر اندوه بر شعر او مى نشيند
نماز در خم آن ابروان محرابى
كسى كند كه به خون جگر طهارت كرد
فغان كه نرگس جماش شيخ شهر امروز
نظر به درد كشان از سر حقارت كرد
چه بايد كرد. خواجه پاسخ نگاه حقارت آميز نرگس جماش شيخ را در نظاره رخسار يار مى بيند. هلال عيد بر آمده است، منت پذير چشم خويش باش كه مى تواند زيبائى را به تو بنوشاند وبه روى ماه خاكى خود نظاره كن و سخن آخر اين كه در سراسر شهر مجالس بر پاست، غلغله مومنين و مومنات گوش فلك را كر كرده است، امامان چهار نعل بر منابر مى تازند و ميخ اسلامى را كه قرار است قرنها بعد در هيئت جمهورى اسلامى تسمه از گرده ملتى بكشد مى كوبند با اين همه ماجراى عشق ، فروغ مذهب رسول تنهاى روزگار و راز خداوندى خداى حافظ را از حافظ بشنو، اگر چه براى نيازردن ديگران در نظرگاه عوام مجبور به صنعت( با ضم ص ) وكلكهاى خاص خود شده است
به روى يار نظر كن ز ديده منت دار
كه كار ديده، نظر از سر بصارت كرد
حديث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ
اگر چه صنعت بسيار در عبادت كرد
جدال حافظ هنوز هم ادامه دار وهنوز هم امامان مى تازند و سينى هاى حلوا و خرما در ميان هياهوى مومنان و مريدان در چرخش است و به نظر من هنوز هم پيامبر تنهاى عصر امير مبارزالدين محمد اگر چه كتابش در كنار قران در اكثر خانه ها وجود دارد تنهاست تا زمانى كه ما نه جسارت لامذهبى، بلكه جسارت عظيم تر ادراك دستگاه شناختى نوين و لاجرم جهانى نوين را نداشته باشيم او تنهاست اگر چه او هميشه در آينده ايستاده است.
دوم نوامبر 2005 ميلادى
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
بيتى معروف از شعر يزيد ابن معاويه كه حافظ مصرعى از آن را به كار گرفته اين است
اناا لمسموم ماعندي بترياقٍ ولا راقي
ادركاسا وناولها الا يا ايهاالساقي

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی ام
* بپاس پیدا شدن چند خمره شراب از عهد ساسانی
*ساقي نامه
*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.
* غزلهای بی تاریخ
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی
*خدا فروشان
*تجربه
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری
*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها