سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
اسماعیل وفا یغمایی

 
سلسله ای از وقایع از زمان ورود امام رضا به مرو تا فرجام كار

 

کاروانی که امام رضا را با خود می آورد پس از نیشابور به طوس، ده سرخ و کوه سنگی گذر کرد.
معروف است و به احتمال زیاد از تولیدات قلمرو ملایان است که در ده سرخ   امام رضا به منظور دستیابی به آب جهت وضو زمین را به دست خویش اندکی حفر کرده، چشمه ای می جوشد که تاکنون موجود است و شمار زیادی ازمردم این روایت راباور دارند.
 میگویند که در کوه سنگی در مشهد کنونی، امام برکت سنگ های این ناحیه را که از آن دیگ ها و ظروف سنگی می تراشیدند طلب می کنند!که تا امروز نیز همچنان این شغل در این ناحیه برجاست 
نوشته اند که.استقبال گرم مردم نیشابور از امام رضاسبب می شود که مامون به حبس او در سرخس دستور دهد. تا شاید از این طریق تماس امام با مردم را غیرممکن سازد. به نظر نگارنده این نیز از اختراعات ملایان در طول قرنها برای گرمتر شدن بازار مجالس روضه خوانی است. بعید بنظر میرسد که در ولایاتی که اکثریت مردم آن ولایات سنی بودند مامون چنین خطری را احساس کند و همچنین با ولیعهدی که او را با عزت و احترام به سوی تختگاه خود می آورد تا تضادهای سیاسی و مشکلات خود را حل و فصل کند چنین رفتاری را در پیش بگیرد. 
امام رضا این چنین از سرخس به مرو میرسد سرخس آخرین شهر پیش از مرو و یا مقصد حرکت است امام رضا  در شهر مرومورد استقبال اهالی آن شهر قرار می گیرد .
 
 
تابلوی استاد فرشچیان از آمام رضا و ماجرای آهو
از زمان ورود امام رضا به مرو تا زمانى كه بنا بر برخى اقوال در آخر صفر سال 203 هجرى جهان را ترك گفت زمان زيادى نبود و در اين فرصت كوتاه ماجراهاى فراوانى اتفاق افتاد كه نخست فهرست وار بر آنها مى گذريم و سپس برخى از آنها را درروشنائى بيشتر قرار مى دهيم. حوادث بدين ترتيب اند.
* استقبال گرم مأمون از امام رضا  و مراعات احتراماو  مقدم داشتن او بر علويان و عباسيان.
* صحبتها و بحثهاى مامون با امام رضا براى پذيرش خلافت و سرانجام وليعهدى.
* پذيرش ولايتعهدى مامون توسط امام رضا  مشروط بر عدم دخالت در امور كشوردارى، در سال 201 هجرى.
*  ضرب سكه به‏ نام امام ‏رضا و خواندن خطبه به ‏نام او ، در منابر و محافل، و تبليغ ولايتعهدى امام رضا در شهرهاى مختلف .
* ازدواج امام رضا با ام حبيبه دختر(يا خواهر) مامون و نامزدى (ام الفضل دختر مامون) براى امام محمد تقى به پيشنهاد مامون.
* فرمان مامون به مردم براى تعويض لباس سياه( سمبل عباسيان) و پوشيدن لباس سبز( سمبل علويان)  * تشكيل جلسات بحث و گفتگو و مناظره امام رضا با رؤساى مذاهب واديان مختلف (مسيحيان، يهوديان، صابئين، زرتشتیانو...) درباره مسائل كلامى، به دستور مأمون.
* روانه شدن كاروانى از علويان، ،معصومه خواهرامام رضا و شماری از اقوام نزدیک اواز مدينه به سوى مرو ودرگذشت ویا کشته شدن شمارى از آنان در مسير راه.
* شورش عباسيان عليه خلافت مامون و عليه ولايتعهدى على ابن موسى در بغداد.
* انتقال مقر خلافت و تشكيلات حكومتىِ مأمون از مرو به بغداد به خواست امام رضا .
* خروج امام رضا به همراه مأمون، فضل بن سهل و تمامىِ دست اندر كاران حكومتى از مرو.
*  ترور فضل بن سهل و كشته شدن او در حمام سرخس، به دستور مأمون، در سال 203 هجرى.
* بيمارى و درگذشت امام رضا ، در روز آخر صفر سال 203 هجرى.
 
 استقبال مامون از امام رضا و پيشنهاد خلافت و ولايتعهدى
 
سکه های بازمانده از دوران مامون که نام امام رضا هم بر آنها نقش شده است
امام رضا با استقبال با شكوهى به مرو وارد شد. او را در سرائى بزرگ و با امكانات فراوان سكنى دادند و شباهنگام مامون و فضل ابن سهل سرخسی به ديدار او آمدند. فضل ابن سهل سرخسی در این هنگام کامل مردی چهل و هفت ساله و دارای اعتبار و قدرتی تام و تمام در دستگاه مامون بود و شماری از کوششگران تاریخ بر این عقیده اند پیشنهاد ولیعهدی امام رضا توسط فضل به مامون داده شد. فضل سومین رجل نامدار ایرانی در دولت عباسیان پس از ابومسلم و یحیی برمکی بود . 
گام نخست،  گرم پرسيدنها و محبتها و احترامات بود و پس از آن نوبت آنچه كه مورد نظر مامون بود رسيد. مامون نخست پيشنهاد كناره گيرى از خلافت و سپردن زمام امور به دست امام رضا را داد كه پذيرفته نشد.
 صحبتهاى مامون و پاسخهاى امام رضا در منابع مختلف نقل شده و نشان دهنده توانائى   و منطق مستحكم و مجاب كننده امام رضا در برابر مامون است. پس از بحثهاى فراوان مامون پيشنهاد ولايتعهدى را داد كه باز هم پذيرفته نشد. ماجرا مدتى به طول كشيد تا اينكه مامون سرانجام پيغام داد:
 «عمر بن خطاب‏»براى خلافت‏ بعد از خود شورايى با عضويت‏ شش نفر تعيين كرد و يكى از آنان جد شما على بن ابيطالب بود،و عمر دستور داد هر يك از آنان مخالفت كند گردنش را بزنند،اينك چاره‏ يى جز قبول آنچه اراده كرده‏ ام ندارى، چون من راه و چاره ‏ى ديگرى نمى‏يابم.
 
پذيرش ولايتعهدى مامون توسط امام رضا
 در این زمینه اسناد فراوانی در دست است که طبق معمول بسیاری از آنها توسط فقها و ملایان روایت و کتابت شده است و این  کار کوششگری را که میخواهد  تاریخ واقعی  را بیابد و ببیند مشکل میکند .اما آنچه که در دست است و بواقعیت نزدیکتر مینماید اینهاست و آنچه که در هر حال روشن است این است که مامون برای فرونشاندن آتش تضادها وتحکیم پایه های قدرت خود از امام رضا و مقوله ولایتعهدی او سود جست و بهره برد ،ودر اینکار آنقدر مصر بود که حتی از تهدید نیز ابائی نداشت.پس از اشارات مامون امام رضا   وليعهدى را پذيرفت و تاكيد كرد:   
«ولايتعهدى را مى‏پذيرم بشرط آنكه آمر و ناهى و مفتى و قاضى نباشم و كسى را عزل و نصب نكنم و چيزى را تبديل و تغيير ندهم‏».
 براى شناخت علل و فضاى حاكم بر مباحثات مامون و على ابن موسى بجاست كه به بر خى از اسناد بر جاى مانده اشاره شود.
 در  علل الشرايع( ص 227- 228) و عيون اخبار الرضا( ج 2 ص 138) نكات جالبى در مورد علل پذيرش ولايتعهدى ذكر شده است از جمله:
... بوعلی ریان بن صلت از محدثان برجسته شیعی در سده دوم و سوم هجری بود. وی خراسانی  یا بغدادی الاصل  بود و دوران امامت امام كاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادی را درك كرد.می گویند او از سخنوران دستگاه خلافت مأمون و از نزدیكان و خواص و صاحب سرّ وی بود. و مأمون و فضل بن سهل او را برای انجام كارهای خود مأمور كردند .این که این بزرگوار هم صاحب سر خلیفه و هم از علمای صاحب اعتبار شیعی است خود جای تامل دارد . در هر حال او  مى‏گويد:
نزد امام رضا رفتم وگفتم اى فرزند پيامبر برخى مى‏گويند شما قبول وليعهدى مامون را نموده ‏ايد با آنكه نسبت ‏به دنيا اظهار زهد و بى رغبتى مى‏ فرمائيد!
گفت:
 
بقایای محل اقامت امام رضا در مرو
«خدا گواه است كه اينكار خوشايند من نبود،اما ميان پذيرش وليعهدى و كشته شدن قرار گرفتم و ناچار پذيرفتم...آيا نمى‏دانيد كه‏«يوسف‏»پيامبر خدا بود و چون ضرورت پيدا كرد كه خزانه‏دار عزيز مصر شود پذيرفت،اينك نيز ضرورت اقتضا كرد كه من مقام وليعهدى را به اكراه و اجبار بپذيرم،اضافه بر اين من داخل اين كار نشدم مگر مانند كسى كه از آن خارج است (يعنى با شرائطى كه قرار دادم مانند آنست كه مداخله نكرده باشم) به خداى متعال شكايت‏مى‏كنم و از او يارى مى‏جويم‏»
همچنين در عيون الاخبار الرضا (جلد 2 صفحه 141) از قول محمد ابن عرفه نقل شده است:
به امام گفتم:
اى فرزند پيامبر خدا!چرا وليعهدى را پذيرفتى؟
گفت:
به همان دليل كه جدم على عليه السلام را وادار كردند در آن شورا شركت كند.  
در امالى صدوق نيز( ص 72) از قول ياسر خادم چنين مى خوانيم:
پس از آنكه امام ولايتعهدى را قبول كرده بود،او را ديدم دستهايش را به سوى آسمان بلند كرده،مى‏گفت:
خدايا تو مى ‏دانى كه من بناچار و با اكراه پذيرفتم،پس مرا مؤاخذه مكن همچنانكه بنده و پيامبرت يوسف را مؤاخذه نكردى هنگاميكه ولايت مصر را پذيرفت‏   .
نمونه ها در اين زمينه  بخصوص نمونه های آخوندی که بیشتر مورد استفاده روضه خوانان است بسيار است كه به همين اندازه اكتفا مى شودو بر این نکته تامل باید کرد که مامون در هر حال به نتیجه ای که میخواست بویژه در فرو نشاندن تضاد بین علویان و عباسیان بطور موقت ، بخصوص گرفتن برگ برنده از دست علویان شورشی رسید وامام رضا ولایتعهدی را پذیرفت.
 تصويرى از جشن اعلام  ولايتعهدى  
 با استفاده از گزارش شيخ صدوق در عيون الاخبار الرضا پس از كسب رضايت على ابن موسى،   مأمون مجلسی  برای بزرگان و صاحب منصبان تشکيل داد. پس از پايان اجلاس بزرگان، فضل بن سهل به عنوان وزير و نماينده مامون بيرون آمد وولايتعهدى على ابن موسى را اعلام كرد و گفت كه خليفه تصميم گرفته ولی عهدی خود را به علی بن موسی  واگذار کند و او را رضا ناميدهاست و دستور داده كه همگان لباس سبز بپوشند.
همه سبز پوش میشوند
فضل ابن سهل اعلام كرد برای  پنج شنبه آينده همگان بايد برای بيعت با وليعهد به مجلس مأمون حاضر شوند. او همچنين اعلام كرد به فرخندگى اين واقعه،  خليفه در روز بيعت حقوق يكسال افراد را به عنوان هديه به حاضران خواهد پرداخت. چون روز پنج شنبه فرا رسيد انبوه عظيمى از طبقات مختلف مردم از اميران و حاجيان و قاضيان و كاتبان و شاعران و مداحان  و ديگراقشار مردمان لباس سبز بر تن کرده به جانب قصر مأمون روان شدند . مأمون بر تخت خلافت نشست و برای وليعهد دو تشک و پشتی بزرگ گذاردند به طوری که به پشتی و تشک مأمون متصل می شد .
على ابن موسى با لباس سراسر سبز بر تشك نشسته بود. بر سراو عمامه ای بود و شمشيری نيز داشت . آنگاه مأمون فرزندش عباس را فرمان داد که به عنوان نخستين کس با على ابن موسى بيعت کند . حضرت دست خود را بالا گرفت به گونه ای که پشت دست به طرف خود آن حضرت و کف آن به روی مردم بود
. مأمون گفت :
 دست خود را برای بيعت باز کن . امام  فرمود :
 رسول خدا اين گونه بيعت می کرد .سپس مردم با آن حضرت بيعت کردند و کيسه های  پول را در ميان نهادند و سخنوران وشاعران برخاسته اشعاری درباره فضل رضا و آنچه مأمون در حق آن حضرت انجام داده بود ، سخنها گفتند و شعرها سرودند . پس ابو عباد يکی از وزرای مأمون و نويسنده نامه های محرمانه دربار او  عباس بن مأمون را فرا خواند . عباس برخاست و نزد پدرش رفت و دست او را بوسيد . مأمون به او امر کرد که بنشيند . سپس محمد بن جعفر را صدا کردند . فضل بن سهل گفت : برخيز . محمد بن جعفر برخاست تا به نزيک مأمون رفت و همانجا ايستاد و دست مأمون را نبوسيد . به او گفته شد :
 برو جلو و جايزه ات را بگير .مأمون نيز وی را صدا کرد و گفت :
 ای ابوجعفر به جای خويش برگرد .
او نيز بازگشت .
 سپس ابوعباد يکايک علويان و عباسيان را صدا می زد و آنان پيش می آمدند و جايزه خود را دريافت می کردند . تا آن که مالهای بخششی  تمام شد . سپس مأمون به امام رضا  گفت:
 برای مردم خطبه ای بخوان و با ايشان سخنی بگوی .
 امام رضا به خطبه ايستاد و خدای را حمد کرد و او را ستود سپس فرمود :
 همانا از برای ما بر شما حقی است به واسطه رسول خدا و از شما نيز به واسطه آن حضرت بر ما حقی است . چنانچه شما حق ما را داديد مراعات حق شما نيز بر ما واجب است - در آن مجلس به جزاين گفتارکه در روزگار ما معنای روشنی نمیتوان از آن دریافت   سخن ديگری نقل نشده است.
شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا و امالی  روايت کرده است که :
 مأمون بر فراز منبر آمد تا با علی بن موسی الرضا بيعت کند . پس گفت :
 ای مردم ! بيعت با علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسين بن علی ابی طالب برای شما محقق شده است به خدا سوگند اگر اين نامها بر کران و لالان  خوانده شوند به اذن خداوند عزوجل شفا می يابند .  
طبری  می نويسد :
مأمون علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسين بن علی بن  ابی طالب را ولی عهد مسلمانان و خليفه آنان پس از خويش قرار داد و وی را  رضای آل محمد ناميد (لقب رضا توسط مامون به علی ابن موسی داده شد چنانکه لقب صادق نیز از سوی منصور عباسی به  به امام پنجم شیعه داده شده است).مامون   به لشکریانش دستور داد جامه سياه را از تن به در کنند و به جای آن جامه سبز بپوشند و اين خبر را به همه کشور اطلاع داد . اين ماجرا در  روز سه شنبه دوم ماه رمضان سال 201 هجرى به وقوع پيوست.
 
نگاهى به دو سند مهم  از یک خلیفه و یک امام   
مأمون به خط و انشای خويش عهدنامه ولايت عهدی  امام رضا را نوشت و بر آن نيز شاهد گرفت امام رضا  نيز به خط  خود بر اين عهد نامه صحه گذاشت و اين عهد نامه را عموم مورخان ياد کرده اند . بازخوانى دقيق متن اين اسناد و تامل بر محتواى هوشمندانه اى كه يك خليفه و يك امام آن را قلمى كرده اند بيشتر ما را با ماجراى امام رضا وشخصيتهاى اين ماجرا آشنا مى كند.
علی  بن عيسی اربلی در کشف الغمة می نويسد:
  در سال 670 هجرى يکی از خويشانم از مشهد  بدينجا آمد و با وی عهد نامه ای بود که مأمون به خط خويش آن را نوشته بود. در پشت اين عهد نامه خط امام  بود . پس جای قلمهای وی را بوسيدم و چشمم را در بوستان کلامش گردش دادم و ديدن اين عهد نامه را از الطاف و نعمتهای  الهی پنداشتم و اينک آن را حرف به حرف نقل می کنم آنچه به خط مأمون در اين عهد نامه نوشته شد ، چنين است
 
 متن عهد نامه اى كه مامون به خط خود ولايتعهدى امام رضا را در آن نوشته است
بسم الله الرحمن الرحيم.
 اين نامه ای است که عبد الله بن هارون الرشيد ، امير مؤمنان ، آن را به ولیعهد خود علی بن موسی بن جعفر نگاشته است.
 اما بعد، همانا خداوند عزوجل دين اسلام را برگزيد و از ميان بندگان خود پيغمبرانی برگزيد که به سوی او هدايتگر و رهنما باشند و هر پيغمبر پيشين به آمدن پيامبر پس از خود نويد داده و هر پيامبر بعدی پيامبر پيش از خود را تصديق کرده است . تا  اين روز کهدوره نبوت پس از مدتی فترت و کهنه شدن علوم و قطع گرديدن وحی و نزديک شدن قيامت به محمد ( ص ) خاتمه يافت .  پس خداوند به وجود او سلسله پيغمبران را پايان داد و او را بر آنان شاهد و  گواه امين گرفت و کتاب عزيز خود را بر او نازل فرمود چنان کتابی که از پيش رو  و پشت سر باطن را بدان راه نيست و تنزيلی است از جانب خداوند حکيم و ستوده  که در آنچه حلال و حرام کرده و بيم و اميد داده و بر حذر داشته و ترسانيده و امر  و نهی کرده هرگز تصور باطلی نمی رود تا حجتی رسا برمردم بوده باشد و هر کس که  راه گمراهی و هلاکت سپارد از روی بينه و دليل و آن کس که به نور هدايت زندگی   جاويدان يافته از روی بينه و دليل باشد ، و يقينا خداوند شنوای داناست .
 پس  پيامبر ( ص ) ، پيغام خدا را به مردم رسانيد و آنان را به وسيله آموختن حکمت و  دادن پند و اندرز و مجادله نيکو به سوی خدا فراخواند و سپس به جهاد و سخت گيری   با دشمنان دين مأمور شد تا اين که خداوند او را نزد خود برد و آنچه بود برای وی برگزيد .
 چون دوران نبوت پايان يافت و خدا وحی و رسالت را به محمد ( ص ) خاتمه داد و  قوام دين و نظام امر مسلمانان را به خلافت و اتمام و عزت آن قرار داد و قيام به  حق خدای تعالی در طاعتی است که به وسيله آن واجبات و حدود خدا و شرايع اسلام و سنتهای آن بر پا شود و جنگ و ستيز با دشمنان دين انجام گردد . بنابر اين بر  خلفاست که درباره آنچه خداوند آنان را حافظ و نگهبان دين و بندگانش قرار  داده است خدا را فرمان برند و بر مسلمانان است که از خلفا پيروی کرده آنان را  در مورد اقامه حق خدا و بسط عدل و امنيت راهها و حفظ خونها و اصلاح در ميان مردم و اتحادشان از راه دوستی کمک و ياری کنند  و اگر بر خلاف اين دستور عمل کنند  ريشه اتحاد مسلمانان سست و لرزان و اختلاف خود و جامعه شان آشکار و شکست دين و   تسلط دشمنانشان ظاهر و تفرقه کلمه و زيان دنيا و آخرت حاصل می شود .
 پس بر کسی که خداوند او را در زمين خود خلافت داده و بر خلق خويش امين کرده است سزاوار است که خود را در راه کوشش برای  خدا به زحمت اندازد و آنچه مورد  رضايت و طاعت اوست مقدم شمارد و خود را آماده انجام کارهايی بکند که با احکام  خدا و مسؤوليتی که در نزد او دارد سازگار باشد و در آنچه خدا به عهده او گذارده  به حق و عدالت حکم کند همان گونه که خداوند عزوجل به داوود می فرمايد :
 ای  داوود ما تو را در روی زمين خليفه قرار داديم پس ميان مردم به حق حکم کن و از  هوای نفس پيروی مکن که تو را از طريق خدا گمراهت سازد و کسانی که از راه خدا  گمراه می شوند برای آنان عذاب سختی است زيرا که روز حساب را فراموش کرده اند و نيزخدادند عزوجل فرمود :
 پس سوگند به پروردگارت هر آينه تمام مردم را از آنچه انجام می دهند بازخواست خواهيم کرد . و نيز در خبر است که عمر بن خطاب گفت :
اگر در کرانه فرات بره ای تباه گرد  می ترسم که خداوند مرا از آن مؤاخذه کند و سوگند به خدا که هر کس در مورد  مسؤوليت فردی يی که بين خود و خدای خود دارد در معرض امر بزرگ و خطر عظيمی   قرار گرفته پس چگونه است حال کسی که مسؤوليت اجتماعی را به عهده دارد ؟ در  اين امر اعتماد بر خدا و پناهگاه و رغبت به سوی اوست که توفيق عصمت و نگهداری  کرامت فرمايد و به چيزی هدايت کند که در آن ثبوت حجت است و به خشنودی و  رحمت خدا رستگاری فراهم آيد و در ميان امت آن که از همه بيناتر و برای خدا در  دين بندگان او خير خواهتر از خلايقش در روی  زمين است خليفه ای است که به  اطاعت از کتاب او و سنت رسولش عمل کند و با تمام کوشش ، فکر ونظرش را  درباره کسی که ولی عهدی او را بر عهده می گيرد به کار برد و کسی را به رهبری   مسلمانان برگزيند که بعد از خود آنها را اداره کند و با الفت جمعشان کند و  پراکندگيشان را به هم آورد و خونشان را محترم شمارد و با اذن خدا تفرقه و اختلاف  آنها را امن و آرامش دهد و آنان را از فساد و تباهی  و ضديت ميان يکديگر نگه دارد و وسوسه و نيرنگ شيطان را از آنان دفع کند . زيرا خداوند پس از خلافت  مقام ولی عهدی را متمم و مکمل امر اسلام و موجب عزت و صلاح مسلمانان قرار داده  است و بر خلفای خود در استوار داشت آن مقام الهام فرموه که کسی را برای اين کار انتخاب کنند که سبب زيادی  نعمت و مشمول عافيت شود .  و خداوند مکر و حيله اهل شقاق و دشمنی و کوشش تفرقه اندازان و فتنه جويان را در  هم شکند . از موقعی که خلافت به اميرمؤمنان رسيده است تلخی طعم آن راچشيده و از سنگينی بار خلافت و تکاليف سخت آن آگاه شده و وظيفه مشکلی را که خليفه در مورد  اطاعت خدا و مراقبت دين بايد انجام دهد ، دانسته است . از اين رو همواره در  مورد آنچه که موجب سرفرازی دين و ريشه کن کردن مشرکان و صلاح امت و نشر عدالت و  اقامه کتاب و سنت است ، جسم خود را به زحمت انداخته و چشمش را بيدار  نگهداشته و بسيار انديشه کرده است . انديشه در اين مسأله او را از آرامش و راحت و از آسايش و خوشی بازداشته است زيرا بدانچه خداوند از آن سوال خواهد  کرد آگاه است و دوست دارد که به هنگام ديدار خدا ، در امر دين و امور بندگانش  خيرخواه بوده باشد و برای ولی عهدی کسی را برگزيد که حال امت را مراعات کند و  در فضل و دين و پارسايی و علم از ديگران برتر باشد و در قيام به امر خدا و ادای  حق او بيشتر از ديگران به وی اميد بسته شود .  از اين رو برای رسيدن به اين مقصود شب و روز به پيشگاه خدا مناجات کرد و از او  استخاره کرد که در انتخاب ولی عهد کسی را به او الهام فرمايد که خشنودی و طاعت خدا در آن باشد و در طلب اين مقصود ، در افراد خاندان خود از فرزندان عبد الله  بن عباس و علی بن ابی طالب دقت نظر کرد و در احوال مشهورترين آنان از لحاظ  علم و مذهب و شخصيت بسيار بررسی کرد ، تا آن که به رفتار و کردار همگی آگاه شد  و آنچه درباره آنان شنيده بود به مرحله آزمايش در آورد و خصوصيات و احوال آنها را مکشوف داشت و پس از طلب خير از خدا و بجای  آوردن کوشش فراوان در انجام  فرمايشهای الهی و ادای حق او درباره بندگان و شهرهايش و تحقيق در افراد آن دو  خاندان ، کسی را که برای احراز اين مقام انتخاب کرد علی بن موسی بن جعفر بن  محمد بن علی بن حسين بن علی بن ابی طالب است . زيرا که فضل والا و دانش سودمند   و پاکدامنی ظاهر و زهد بی شائبه و بی اعتنايی او به دنيا و تسليم بودن مردم را  درباره وی از همه بهتر و بالاتر ديد و برای او آشکار شد که همگی زبانها در فضيلت  او متفق و سخن درباره اش متحد است و چون هميشه به فضيلت از زمان کودکی و  جوانی و پيری آشنا و آگاه بود لذا پيمان ولی  عهدی و خلافت پس از خود را با اعتماد به خدا ، به نام او بست و خدا نيک می  داند که اين کار را برای از خود  گذشتگی در راه خدا و دين و از نظر اسلام و مسلمانان و طلب سلامت و ثبوت حق و  نجات و رهايی در روزی که مردم در آن روز در پيشگاه پروردگار عالميان به پا  خيزند ، انجام داد .  
اکنون اميرمؤمنان فرزندان و خاندان و خواص خود و فرماندهان و خدمتکارانش را  دعوت می کند که ضمن اظهار سرور و شادمانی در امر بيعت پيشدستی کنند و بدانند  که اميرمؤمنان طاعت خدا را بر هوای نفس درباره فرزند و اقوام و نزديکان خويش مقدم شمرد و او را ملقب به رضا کرد . زيرا که او مورد پسند و رضای اميرمؤمنان  است پس ای خاندان اميرمؤمنان و کسانی که از فرماندهان و نظاميان و عموم مسلمانان در شهر هستيد به نام خدا و برکاتش و به حسن قضای او درباره دين و  بندگانش برای اميرمؤمنان و برای علی بن موسی الرضا پس از او بيعت کنيد . چنان  بيعتی که دستهای شما باز و سينه هايتان گشاده باشد و بدانيد که اميرمؤمنان اين  کار را برای اطاعت امر خدا و برای خير خود شما انجام داد و خدا را سپاسگزار باشيد که مرا بدين امر ملهم کرد و آن در اثر حرص و اصراری بود که مرا به رشد و  صلاح شما بود و اميدوار باشيد که اين کار در جمع الفت و حفظ خونها و رفع  استقامت امور شما مؤثر است و فايده آن به شما باز می گردد و بشتابيد به سوی   طاعت خدا و فرمان اميرمؤمنان که اگر بشتابيد موجب امنيت و آسايش است و خدا را در اين امر سپاس گزاريد که اگر خدا خواهد بهره آن را خواهيد ديد " .  اين نامه را عبد الله مامون در روز دوشنبه هفتم ماه رمضان سال 201، به دست خود  نگاشت 
***
نوشته مامون بسیار سنگین و کامل و هوشیارانه است و به درستی نشان میدهد خلیفه در پی حل چه مشکلی است و چگونه هشتمین امام شیعه را برای حل و فصل مشکلات خطیر سیاسی خود انتخاب نموده است. .

 

دستخط و نوشته امام رضا در پشت عهد نامه مامون
بسم الله الرحمن الرحيم .
ستايش و سپاس خدای  راست که آنچه خواهد به انجام رساند . زيرا نه فرمانش را چيزی باز گرداند و نه قضايش را مانعی باشد . به خيانت ديدگان آگاه و اسرار نهفته در سينه ها را می داند ، و درود بر خدا و  بر پيامبرش محمدپايان بخش رسولان و بر اولاد پاک و پاکيزه او باد .  
من ، علی موسی بن جعفر ، می گويم :
 همانا اميرمؤمنان که خدا او را در استواری   کارها کمک کند و به او رستگاری و هدايت توفيقش دهد آنچه راديگران ازحق ما نشناخته بودند باز شناخت . رشته رحم و خويشاوندی را که از هم گسيخته شده بود به هم پيوست ودلهايی را که بيمناک شده بودند ايمنی بخشيد . بل آنها را پس از  آن که تلف شده بودند جان بخشيد و ازفقر و نيازمستغنی  کرد . و تمام اين کارها  را به منظور خشنودی پروردگار جهانيان انجام داد وپاداشی ازغيراونخواست که  خداوند شاکران به زودی جزا دهد و پاداش نکوکاران را تباه نکند .  او ولايت عهد امارت کبرای خود را به من واگذار کرد چنانچه بعد از او زنده  بمانم عهده دار آن گردم پس هر کس گرهی را که خداوند به بستن آن فرمان داد  بگشايد و رشته ای را که خداوند پيوست آن را دوست دارد از هم بگسلد حرمت حريمخدا را مباح شمرده و حلال او را حرام کرده است . زيرا با اين کار امام را حقير  کرده و پرده اسلام را از هم دريده است . رفتار گذشتگان نيز بدين گونه بوده است .  آنان بر لغزشها صبر کردند و به صدمات و آسيبهای  ناشی از آن اعتراض نکردند زيرا ازپراکندگی کار دين و از به هم خوردن رشته اتحاد مسلمانان می ترسيدند و اين ترس بدان جهت بود که مردم به زمان جاهليت نزديک بودند و منافقان هم انتظار  می کشيدند تا راهی برای ايجاد فتنه باز کنند من خدا را بر خود شاهد گرفتم که اگر  مرا زمامدار امور مسلمانان کرد و امر خلافت را به گردن من نهاد درميان مسلمانان  مخصوصا فرزندان عباس چنان رفتار کنم که به اطاعت خدا و پيامبرش مطابق باشد . هيچ خون محترمی را نريزم و مال و ناموس کسی را مباح نکنم ، مگر اين که حدود  الهی ريختن آن را جايز شمرده و واجبات دين آن را مباح کرده باشد ، تا حدود  توانايی و امکان در انتخاب افراد کاردان و لايق بکوشم و بدين گفتار بر خويشتن  عهد و پيمان محکم بستم که در نزدش درباره انجام آن مسئول خواهم بود که او  فرمايد :
 به پيمان وفا کنيد که نسبت به انجام آن مسؤول هستيد . و اگر از خود چيز  تازه ای به احکام الهی افزودم و يا آنها را تغيير و تبديل کردم ، مستوجب سرزنش  و سزاوار مجازات و عقوبت خواهم بود . و پناه می  برم به خداوند از خشم او و با ميل و رغبت به سوی او رو می کنم که توفيق طاعتم دهد و ميان من و نافرمانيش  حايل گردد و به من و مسلمانان عافيت عنايت فرمايد . و من نمی دانم که به من و  شما چه خواهد شد .  حکم و فرمانی نيست مگر برای خداوند او به حق داوری  می کند و بهترين جداکنندگان است . لکن من برای امتثال امر اميرمؤمنان اين کار را بر عهده گرفتم و خشنودی او  را برگزيدم . خداوند من و او را نگاهداری کناد . خدا را در اين نوشته بر خود گواه گرفتم و خدا به عنوان شاهد و گواه بس است .  
اين نامه را در حضور اميرمؤمنان که خدا عمر او را دراز گرداناد و فضل بن سهل و  سهل بن فضل و يحيی بن اکثم و عبدالله بن طاهر و ثمامة بن أشرس و بشر بن معتمر و حماد بن نعمان ، در ماه رمضان سال 201به خط خود نوشتم . "
 
نکاتی مهم در نوشته امام رضا 

  امام رضا به روشنی از حقی که متعلق به او بوده سخن میگوید.طبعا حق حکومت و امامت و از اینکه امیر المومنین مامون این حق را دارد باز میگرداند سپاسگزار است.او در حکومت کاملا بر چار چوب دین تاکید میکند و می گوید قول میدهد خون کسی را نریزد و ناموس و مال کسی را مباح نگرداند مگر دین و شرع دستور به ریختن خون داده باشد و مال و ناموس را مباح کرده باشد.بدون تردید امام رضا هوشیاری این را داشت که بداند در چه جریانی به بازی گرفته شده ولی متن نامه بخوبی گویاست و همین جا بدون قصد انتقادی به حضرتش و باورهای مردم باید تاکید کرد :

کسانی که میخواهند امامان شیعه و امام رضا را از دنیای قدیسان و فرهنگ و باورهای مذهبی مردم به دنیای سیاست و حکومت بیاورند و از آنها الگوی حکومت و اندیشه برپائی دولت و حاکمیت شیعی بسازند خوبست توجه داشته باشند حتی خکومت قدیسی چون او که سمبل مظلومیت و ستمدیدگی از قدرت حاکم به باور توده هاست،جز یک حکومت با چارچوبهای سفت و سخت شرعی نیست و بجاست در قرن بیست و یکم الگوهای دیگری بجویند و بگذارند قدیسان در جهان شگفت باورهای مردم تنفس قدیسانه خود را داشته باشند 

   گواهان طرف راست ميثاق

يحيی بن اکثم در پشت و روی اين مکتوب گواهی داده و از خداوند خواسته که امير مؤمنان و همه مسلمانان خجستگی اين عهد و ميثاق را دريابند .

یحی ابن اکثم عرب بود و از قبیله بنی تمیم، اما به « خراسانی » و « مروزی »  معروف بود. سال تولد او احتمالاً 159 هجری بوده است.  وی اهل علم و ادب و به ویژه فقه بود و پیرو مذهب شافعی. در دوران عباسیان به‌ دلیل علمش وارد دستگاه خلافت عباسی شد و در حالی که بیست و چند سال بیشتر نداشت، از سوی هارون الرشید قاضی بصره شد. یحیی بن اکثم از نزدیک‌ترین افراد به مامون بود؛ به اندازه‌ای که گفته‌اند هیچ وزیری به اندازه او بر سلطان زمان خویش نفوذ نداشته است.  

 عبدالله بن طاهر به  حسين به خط خويش در تاريخی که در اين عهد نامه مشخص است گواهی خود را بر آن  نوشته است .  

حماد بن نعمان نيز پشت و روی اين عهد نامه را گواهی  کرده است و بشر بن معتمر موسس رسم و راه معتزلی نيز در همان تاريخ مانند همين گواهی را داده است .

 گواهان طرف چپ ميثاق

اميرمؤمنان ، که عمرش دراز باد ، خواندن اين صحيفه ، يعنی صحيفه ميثاق ، را  مرسوم ساخت . اميدوارم بدين ميثاق و به حرمت سرورمان رسول خدا ( ص ) ، از  صراط گذر کند . ميان روضه و منبر بر سرهای شاهدان ، به چشم و گوش بنی هاشم و ساير اوليا و انصار پس از کامل شدن شروطبيعت بر آنان بدانچه اميرمؤمنان حجت را بر همه مسلمانان تمام کند و شبهه ای را که انديشه های  نادانان پيش می کشيدند ،  باطل سازد و خداوند مؤمنان را بر آنچه شما برآنيد وا مگذارد و فضل بن سهل به  امر اميرمؤمنان در همان تاريخ در اين عهد نامه نوشت .  اين مطلبی بود که مؤلف کشف الغمه آن را ذکر کرده بود .

سبط بن جوزی در تذکره  الخواص در اين باره گويد :

 آنگاه اين عهد نامه در جميع آفاق و در کعبه و ميان  قبر رسول الله ( ع ) و منبر وی خوانده شد و خواص مأمون و بزرگان دانشمند بر آن  شهادت دادند . از اين جمله است شهادت فضل بن سهل که به خط خويش نوشته : شهادت دادم بر اميرمؤمنان عبد الله مأمون و برابو الحسن علی بن موسی بن جعفر  بدانچه واجب گرداندند تا حجتی بر آنان برای مسلمانان باشد . و بدان شبهه جاهلان  را باطل کنند .

فضل بن سهل در تاريخ مذکور نوشته است : و عبد الله بن طاهر نيز  به مانند همين امر را شهادت داده است . و يحيی اکثمقاضی و حماد بن ابوحنيفه و ابوبکر و وزير مغربی و بشر بن معتمر به همراه گروه بسياری از مردم بر اين امر  شهادت دادند

سكه زدن بنام امام رضاواعلام ولايتعهدى او در شهرهاى مختلف

بيعت با امام رضادر پنجم ماه رمضان  سال 201انجام پذيرفت همزمان با اين بيعت و جشن بزرگ بيعت مامون دستور داد بنام على ابن موسى سكه بزنند.

بنا بر روايت مؤلف کتاب مطلع الشمس، شکل درهمی که در زمان امام رضا  و به فرمان مامون ضرب شد و اصل صورت به خطکوفی است و با خط نسخ نيز  نقش گرديده چنين است :
در وسط يکی از دو طرف سکه در هفت سطر چينن حک شده است
الله محمد رسول الله
 المامون خليفه الله
مما امر به الامير الرضا ولی عهد المسلمين علی بن موسی  ابن علی بن ابی طالب
 ذوالرياستين
 و در طرف ديگر سکه در چهار سطر چنين حک شده است :
لا اله الا الله الله وحده لا شريک له المشرق
 و بر يکی از دو طرف درهم به شکل دايره وار نوشته شده است  :
محمد رسول الله ارسله بالهدی و دين الحق ليظهره علی الدين کله ولو کره  المشرکون
و بر طرف ديگر شکل دو دايره داخلی و خارجی به چشم می خورد که بر دايره داخلی  چنين نوشته اشده است :   بسم الله ضرب هذا الدرهم بمدينة اصبهان سنة اربع و  مأئتين " .  و بر دايره خارجی چنين نوشته شده است : "فی بضع سنين لله الامر من قبل و من بعد  و يومئذ يفرح المومنون " .
شايان تذکر است که کتابت اين درهم ، اگر درست باشد ، تاييد می کند که وفات امام رضا ( ع ) در سال 206بوده و بدين ترتيب قولی  که وفات او را در سال 203يا کمتر دانسته اند تضعيف می شود . مگر آنکه بگوييم اين درهم ، پس از  وفات و فقط به منظور تبرک به نام او ضرب شده و ضرب آن به  فرمان مأمون نبوده است .
همزمان با اين قضايا مامون مجلس عروسى اسحاق ابن موسى ابن جعفر(برادر امام رضا) را با دختر اسحاق فرزند امام جعفر صادق برگزار كرد و او را به عنوان نماينده و سفير دربار خلافت به حج فرستاد. همچنين دستور داد پيكها و نمايندگان مختلف به شهرهاى مختلف روانه شوند و و در هر شهرى بنام ولايتعهدى على ابن موسى خطبه بخوانند.
به نظر مى رسيد كه همه چيز به خوبى در حال پيش رفتن است و مامون در نقشه هاى خود دارد موفق مى شود. شايد اگر قضايا بر وفق مراد مامون جلو مى رفت فرجام زندگى هشتمين امام به گونه ديگرى رقم مى خورد وخليفه  كه نزديك به بيست سال از ولىعهد خود جوانتر بود رفتار ديگرى در پيش مى گرفت و ماجراى مسموميت و شهادت على ابن موسى بنام مامون ثبت نمى شد ولى ماجرا بنا به خواست مامون جلو نرفت.
مامون با اعلام ولايتعهدى امام رضا توانست بخشى از مخالفان را آرام و رقيبان را از ميدان بدر كند ولى خاندان عباسى و هودارانشان كه رگ و ريشه اى مستحكم داشتند و با اعلام ولايتعهدى على ابن موسى از دست دادن  زمام قدرت را بر نمى تافتند رفتار ديگرى در پيش گرفتند . کوشش مامون شاید درنگی در میان علویان شورشی ایجاد نمود ولی این تلاش بر خشم عباسیان که میدیدند رشته خلافت و حکومت از آل عباس گویا قرار است به آل علی منتقل شود افزود . شورش بغداد عليه ولايتعهدى على ابن موسى و خلافت مامون نزديك بود واين ماجرا   على ابن موسى را به فرجام كار نزديكتر كرد.
                                                                             ادامه دارد
----------------------------------

منبع:پژواک ایران


اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*چهار رباعی وپاسخ به چند انتقاد [2017 Oct] 
*روزگار و سايه روشن هاي زندگي وشعرمهدي اخوان ثالث  [2017 Sep] 
*«پانته آ»،«صفیه»،«محمد»و«کورش» [2017 Aug] 
*‏ حماسه آریو برزن سردار دلاور و میهن پرست ایرانی  [2017 Aug] 
*جهنم در قرآن‎ [2017 Aug] 
*درود بر آزاده نامداری  [2017 Jul] 
* شاملـو شـاعـري جهـانـي [2017 Jul] 
*.تو پایدار بمان ای تمامت ایران  [2017 Jul] 
*تمامیت ارضی !  [2017 Jul] 
*بهشت و جهنم برترین پاسداران مدارهای جاذبه و اعتقاد [2017 Jul] 
* در سالگرد انقلاب کبیر فرانسه ترجمه تازه ای ازسرود مارسیز. [2017 Jul] 
*سند شماره یک‌ : قتل هولناک فاطمه بنت ربیعه در صدر اسلام  [2017 Jul] 
*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی ام [2017 Jun] 
* بپاس پیدا شدن چند خمره شراب از عهد ساسانی [2017 Jun] 
*ساقي نامه  [2017 Jun] 
*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات  [2017 May] 
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.  [2017 May] 
* غزلهای بی تاریخ  [2017 Apr] 
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی [2017 Apr] 
*خدا فروشان [2017 Apr] 
*تجربه [2017 Mar] 
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!  [2017 Mar] 
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری [2017 Mar] 
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*  [2017 Mar] 
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2017 Mar] 
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری [2017 Mar] 
*نعلیات. چند رباعی [2017 Jan] 
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)  [2017 Jan] 
*قصیده سفر [2016 Dec] 
*سمبل رحمت [2016 Dec] 
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی [2016 Dec] 
*پولاد و فرهنگ [2016 Dec] 
*زنده باد ما! [2016 Dec] 
*دعا [2016 Dec] 
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني [2016 Dec] 
*از رباعی‌ها [2016 Nov] 
*سه عاشقانه [2016 Nov] 
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر [2016 Nov] 
* آنان که تنها نگران خود بودند [2016 Nov] 
*درود بر مردم!زنده باد کورش [2016 Nov] 
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!  [2016 Oct] 
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله  [2016 Oct] 
*کسی جان خود را نمی بوید [2016 Sep] 
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد  [2016 Sep] 
*با همگان.....(مانیفست) [2016 Aug] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2016 Aug] 
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم  [2016 Aug] 
*آیا متناقض نمیشوید؟ [2016 Aug] 
*هیچ ایم ما شاعران!  [2016 Aug] 
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه  [2016 Aug] 
*تمامیت ارضی ! [2016 Aug] 
*به خاطره شاپور بختیار  [2016 Aug] 
*کلمه بی معنای انسانیت  [2016 Jul] 
*جهنم همین جاست باور کنیم [2016 Jul] 
*خمینی مرد ! خمینی زنده است [2016 Jun] 
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید [2016 May] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران. [2016 May] 
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني [2016 May] 
*قـصـیده شـهرها [2016 May] 
*یادداشتی برای یک هموطن آذری  [2016 May] 
*از مادر خویشتن الی مادر خاک [2016 May] 
*تغییر قبله خواهم داد! [2016 May] 
*در ستایش حجاب  [2016 May] 
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب [2016 Apr] 
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه  [2016 Apr] 
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش [2016 Apr] 
*شهیدانیم ما [2016 Apr] 
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال [2016 Apr] 
*مرگ تبعیدی [2016 Apr] 
*پیش از آزادی [2016 Apr] 
*جهان آفرین، شیطان و خدا [2016 Apr] 
*رباعی‌های نوروزی [2016 Mar] 
*بهارانه خزانی [2016 Mar] 
*نوروزی دیگر [2016 Mar] 
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی [2016 Mar] 
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق [2016 Mar] 
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان [2016 Feb] 
*امامزاده [2016 Feb] 
*در ستایش ارتداد  [2016 Feb] 
*به به از آفتاب عالمتاب [2016 Feb] 
*شاه شاه و خمینی خمینی است  [2016 Feb] 
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام! [2016 Jan] 
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا [2016 Jan] 
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان  [2016 Jan] 
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی [2016 Jan] 
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده [2016 Jan] 
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي  [2016 Jan] 
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ. [2015 Dec] 
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی [2015 Dec] 
*به هیچ وجه تعجب نکنید [2015 Dec] 
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید ! [2015 Dec] 
*غزل های یلدا [2015 Dec] 
*سر بالین فقیهی بیدار [2015 Dec] 
*غزل.یکشب اگر... [2015 Dec] 
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه [2015 Dec] 
* قصیده کوچه باغی [2015 Dec] 
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت ! [2015 Nov] 
*ظهور دوباره ضعفر جنی [2015 Nov] 
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ [2015 Nov] 
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای [2015 Nov] 
*خدافروشان [2015 Nov] 
* کلاه از سر بر میگیرم [2015 Nov] 
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش  [2015 Nov] 
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول [2015 Nov] 
* با ناخدا [2015 Nov] 
* ملت! ملت! همیشه سردار [2015 Nov] 
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک [2015 Nov] 
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف [2015 Nov] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران [2015 Nov] 
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت [2015 Oct] 
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست [2015 Oct] 
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف [2015 Oct] 
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛  [2015 Oct] 
* العشق اکبر [2015 Oct] 
* دو غزل پائیزی [2015 Oct] 
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه  [2015 Oct] 
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز [2015 Oct] 
* سرود مهرگانى [2015 Oct] 
*کعبه منو حاجی [2015 Sep] 
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه [2015 Sep] 
*خزانی  [2015 Sep] 
*هنوز هجوم ادامه دارد  [2015 Sep] 
*سرود مهرگانى [2015 Sep] 
*و خویشتن را بنگر..... [2015 Sep] 
*خدا و انسان(غزل) ا [2015 Sep] 
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود [2015 Sep] 
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند [2015 Sep] 
* چه بر جای مانده است؟ [2015 Sep] 
*هیچ ایم ما شاعران! [2015 Sep] 
* چهار رباعی [2015 Aug] 
*العشق اکبر. غزل [2015 Aug] 
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار [2015 Aug] 
*غزل.در کوخ تنفروشان [2015 Aug] 
*در جواب یک رفیق سابق لر [2015 Aug] 
* امامزاده [2015 Aug] 
*قصیده تلخ معرفت [2015 Aug] 
*آخوندها! آخوندها [2015 Jul] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2015 Jul] 
*آدمی بسیارست [2015 Jul] 
*حجر الاحمر(سنگ سرخ) [2015 Jul] 
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی  [2015 Jul] 
*دو مرثیه [2015 Jul] 
* کرد را میکشند اما کرد زنده است  [2015 Jul] 
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ  [2015 Jul] 
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد  [2015 Jul] 
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد [2015 Jul] 
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته [2015 Jul] 
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی  [2015 Jul] 
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی [2015 Jul] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف  [2015 Jul] 
* بیزارتر از داعشیان.... [2015 Jul] 
*دو ملودی [2015 Jul] 
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من [2015 Jul] 
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی [2015 Jun] 
* غزل رمضان [2015 Jun] 
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است! [2015 Jun] 
*با تمام رهبران [2015 Jun] 
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2015 Jun] 
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم  [2015 Jun] 
*اگر پرچم آزادى... [2015 Jun] 
*نعلیات [2015 Jun] 
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما [2015 Jun] 
* غزل. خدای عاشقان [2015 Jun] 
*خدا و انسان(غزل) [2015 Jun] 
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟ [2015 May] 
* در ستایش تاختن [2015 May] 
*ساقي نامه [2015 May] 
*سه عاشقانه [2015 May] 
*اگر عشق گناه است [2015 May] 
*دو سر قافان [2015 May] 
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره [2015 Apr] 
*آینه‌ها (۲) [2015 Apr] 
*آینه [2015 Apr] 
* غزل فراچکیدن [2015 Apr] 
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی [2015 Apr] 
* زیباترین جنگاور جهان [2015 Apr] 
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست [2015 Apr] 
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم [2015 Apr] 
*غزل [2015 Apr] 
* عاشقانه در ماهور [2015 Apr] 
*شش عاشقانه  [2015 Apr] 
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم [2015 Mar] 
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار [2015 Mar] 
*نوروزی دیگر [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو  [2015 Mar] 
*غزل جهانخدائی [2015 Mar] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)  [2015 Mar] 
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5  [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4 [2015 Mar] 
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم  [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد [2015 Mar] 
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران [2015 Mar] 
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه [2015 Mar] 
*ترا دوست دارم ای محبوب [2015 Mar] 
*تو زیبائی ای میهن من [2015 Feb] 
*آغاز و پایان جهان [2015 Feb] 
* خدائی تازه خواهد زد هستی [2015 Feb] 
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی [2015 Feb] 
*به به از آفتاب عالمتاب [2015 Feb] 
*لبان تلخ تو  [2015 Feb] 
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا [2015 Feb] 
*مثنوی گربه نامه. [2015 Feb] 
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.  [2015 Jan] 
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است  [2015 Jan] 
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور  [2015 Jan] 
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا [2015 Jan] 
*یادداشتی برای دوستان [2015 Jan] 
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3  [2015 Jan] 
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی  [2015 Jan] 
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !  [2015 Jan] 
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2  [2015 Jan] 
*دایناسورها [2015 Jan] 
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه [2015 Jan] 
*ضریح  [2015 Jan] 
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی [2015 Jan] 
*عاشقانه زمستانی [2015 Jan] 
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم  [2015 Jan] 
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)  [2015 Jan] 
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی [2014 Dec] 
* غزل های یلدا  [2014 Dec] 
*منظومه نيايش نوئل  [2014 Dec] 
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر [2014 Dec] 
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی! [2014 Dec] 
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ [2014 Dec] 
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه  [2014 Dec] 
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش [2014 Dec] 
*پیش از آزادی [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)  [2014 Nov] 
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)  [2014 Nov] 
*بعد از این شبانه ها [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم) [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم) [2014 Nov] 
*عاشقانه [2014 Nov] 
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار [2014 Nov] 
*لبان تلخ تو [2014 Nov] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها  [2014 Nov] 
*درستايش رسالت [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )  [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم ) [2014 Oct] 
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار [2014 Oct] 
*الا یا ایها الساقی [2014 Oct] 
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه [2014 Oct] 
*مزموزما جهانست با آیه های روشن [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم) [2014 Oct] 
*غزل تازه. هوای تازه کجاست [2014 Oct] 
*مرگ تبعیدی [2014 Oct] 
*درکارگاه صبح [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم) [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )  [2014 Oct] 
*در این هوا که منم [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم) [2014 Oct] 
*اى آزادى  [2014 Oct] 
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی [2014 Sep] 
*سرود مهرگانى  [2014 Sep] 
*خــزانی [2014 Sep] 
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم) [2014 Sep] 
*لبان تلخ تو  [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم) [2014 Sep] 
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد [2014 Sep] 
*با داعشیان [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم) [2014 Sep] 
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه [2014 Sep] 
*نیایش [2014 Sep] 
*«خارجه نشین!» [2014 Aug] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول) [2014 Aug] 
*مرثیه [2014 Aug] 
*بیزار تر از داعشیان....  [2014 Aug] 
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم [2014 Aug] 
*آینه [2014 Aug] 
*الا یا ایها الساقی [2014 Aug] 
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه  [2014 Aug] 
*ملت! ملت! همیشه سردار [2014 Aug] 
*عاشقانه [2014 Aug] 
*غثیان (استفراغ) [2014 Aug] 
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل [2014 Aug] 
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ  [2014 Jul] 
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است [2014 Jul] 
*سؤال [2014 Jul] 
*با ناخدا [2014 Jul] 
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان [2014 Jul] 
*دعا [2014 Jul] 
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی» [2014 Jul] 
*شاید آینه ای لازم باشد [2014 Jul] 
*در ستایش ارتداد [2014 Jul] 
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى [2014 Jul] 
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم [2014 Jul] 
*سبیل هم سبیل مقاومت! [2014 Jun] 
*زنده باد شکاف! [2014 Jun] 
*با مشکل پیامبران چه باید کرد [2014 Jun] 
*کاردها می‌گریند [2014 Jun] 
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد  [2014 Jun] 
*کی بود کی بود من نبودم  [2014 Jun] 
*یک شب اگر [2014 Jun] 
*با مشکل پیامبران چه باید کرد  [2014 Jun] 
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما [2014 Jun] 
*در قلب مردم [2014 Jun] 
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد [2014 Jun] 
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!  [2014 Jun] 
*خوشاسپیده دم سرخ [2014 May] 
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده [2014 May] 
*با گوش‌های کر [2014 May] 
*«بوي جوي موليانم آرزوست» [2014 May] 
*غزل یک شب اگر... [2014 May] 
*ساقی نامه [2014 May] 
*برای شما متاسف و غمگینم [2014 May] 
*عشق [2014 May] 
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه [2014 May] 
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است [2014 May] 
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی [2014 Apr] 
*طعم روشنائی [2014 Apr] 
*تجربه [2014 Apr] 
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1 [2014 Apr] 
*هوای تازه کجاست [2014 Apr] 
*وقتی همه چیز فراموش میشود [2014 Apr] 
*گوی مقدس [2014 Apr] 
*قصیده سنگشار [2014 Apr] 
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه [2014 Apr] 
*نوروز من توئی [2014 Mar] 
*بسوی بهار [2014 Mar] 
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب [2014 Mar] 
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد [2014 Mar] 
*بهار عبا پوش [2014 Mar] 
*نوروزتان خوش باد [2014 Mar] 
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی  [2014 Mar] 
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده [2014 Mar] 
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش [2014 Mar] 
*در خلوت زاهدان اثنی عشری [2014 Mar] 
*عاشقانه عریان بهاری [2014 Mar] 
*غزل بهاری شماره یک  [2014 Mar] 
*ترس سیاسی [2014 Mar] 
*آواز کولی‌ها [2014 Feb] 
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم [2014 Feb] 
*مکاشفه [2014 Feb] 
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق [2014 Feb] 
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی [2014 Feb] 
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع! [2014 Feb] 
*اگر روزی واقعا انقلاب شد [2014 Feb] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران [2014 Jan] 
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است [2014 Jan] 
*هوای تازه کجاست  [2014 Jan] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب [2014 Jan] 
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است ! [2014 Jan] 
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس [2014 Jan] 
* در بدرقه رضا مرزبان [2014 Jan] 
*زیرا باد می‌وزد [2014 Jan] 
*نگران مباش! [2014 Jan] 
*اگر مرگ نبود  [2014 Jan] 
*پنج مکاشفه [2014 Jan] 
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد» [2014 Jan] 
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها [2013 Dec] 
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی [2013 Dec] 
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک [2013 Dec] 
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی  [2013 Dec] 
*سه سروده .طعم روشنائی [2013 Dec] 
*نيايش نوئل  [2013 Dec] 
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي [2013 Dec] 
*غزل های یلدا [2013 Dec] 
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت) [2013 Dec] 
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار [2013 Dec] 
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی ! [2013 Dec] 
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی [2013 Dec] 
*ابراز نگرانی [2013 Dec] 
*غزل. [2013 Dec] 
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود [2013 Dec] 
*دعا  [2013 Dec] 
*هنوز سرودتان را مى خوانم  [2013 Dec] 
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی  [2013 Dec] 
*در ستایش تاختن [2013 Dec] 
*هفت حصار [2013 Dec] 
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین [2013 Nov] 
*درخواست از دوستان [2013 Nov] 
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو  [2013 Nov] 
*اعتصاب غذا خبر جدید [2013 Nov] 
*دیریست، دریغا [2013 Nov] 
*بیماران عقیدتی [2013 Nov] 
*محبت نیست جز در ده نشینان!  [2013 Nov] 
*اما باران خواهد بارید [2013 Nov] 
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید [2013 Nov] 
*غزل.در کوخ تنفروشان [2013 Nov] 
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2013 Nov] 
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه [2013 Nov] 
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق [2013 Nov] 
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی  [2013 Oct] 
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا [2013 Oct] 
*اگر مرگ نبود [2013 Oct] 
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند [2013 Oct] 
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری [2013 Sep] 
*در خیل خائنان [2013 Sep] 
*آتش تاریک [2013 Sep] 
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده! [2013 Sep] 
*اگر پرچم آزادی... [2013 Sep] 
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد [2013 Sep] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2013 Sep] 
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف [2013 Sep] 
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم [2013 Sep] 
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای  [2013 Aug] 
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی) [2013 Aug] 
*باز هم تهدید [2013 Aug] 
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن [2013 Aug] 
*الا یا ایها الساقی [2013 Aug] 
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند  [2013 Aug] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2013 Aug] 
*اى آزادى… [2013 Jul] 
*دوستان سابق! بخود آئید [2013 Jul] 
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد [2013 Jul] 
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست [2013 Jul] 
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی  [2013 Jun] 
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ! [2013 Jun] 
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید [2013 Jun] 
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری [2013 Jun] 
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات [2013 Jun] 
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته [2013 Jun] 
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر [2013 Jun] 
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر  [2013 Jun] 
*پنج نامه [2013 Jun] 
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی [2013 Jun] 
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲ [2013 May] 
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱ [2013 May] 
*چاووشی [2013 May] 
*دردناک، مضحک، خطرناک  [2013 Apr] 
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران [2013 Mar] 
*معنای کلام هستی [2013 Mar] 
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف [2013 Mar] 
*آیا می شود حرف زد؟ [2013 Feb] 
*  [2013 Feb] 
*مسیح را تعریف کنید [2012 Dec] 
*به پایان میرسد ای دوست هستی [2012 Dec] 
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی [2012 Dec] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها [2012 Nov] 
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید [2012 Nov] 
*در درگذشت احمد قابل [2012 Oct] 
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود [2012 Oct] 
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2012 Jul] 
*اگر مرگ نبود [2012 Jul] 
*جماع الوداع ووداع الجماع [2012 Jul] 
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم [2011 Nov] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2011 Nov] 
*حقیقت ساده [2011 Oct] 
*تخم اشتباه [2011 Aug] 
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند [2011 Jul] 
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت [2011 Jul] 
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی [2011 Jun] 
*با تمام رهبران [2011 Jun] 
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری [2011 Jun] 
*چهار خرداد [2011 May] 
*توجه به چند نکته ساده [2011 May] 
*منظومه کاروان [2011 Apr] 
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی [2011 Apr] 
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران [2011 Apr] 
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی  [2011 Jan] 
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم) [2010 Dec] 
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3) [2010 Dec] 
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)  [2010 Dec] 
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی [2010 Dec] 
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار [2010 Nov] 
*من باب اطلاع [2010 Nov] 
*مرگ می آید که ما را نو کند [2010 Nov] 
*مگر راهی جز مردن؟ [2010 Nov] 
*آی ابراهیم.... [2010 Nov] 
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست  [2010 Nov] 
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت [2010 Nov] 
*خاتون (به یاد مرضیه) [2010 Oct] 
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ [2010 Oct] 
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی [2010 Sep] 
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا [2010 Sep] 
* سفرت خوش ستار! [2010 Sep] 
*تجربه [2010 Sep] 
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده! [2010 May] 
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی [2010 Apr] 
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی [2010 Apr] 
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»! [2010 Mar] 
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم [2010 Feb] 
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم [2010 Feb] 
*مقداری توضیح واضحات... [2010 Feb] 
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال! [2010 Jan] 
*سر بالین فقیهی بیدار [2010 Jan] 
*یاداشت و توضیحی کوتاه [2009 Dec] 
*ملایان بر لب باغچه نعنا! [2009 Nov] 
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟ [2009 Oct] 
*هفت شعر تازه [2009 Oct] 
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن [2009 Oct] 
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد [2009 Sep] 
*در زیر قناره های قصابان [2009 Sep] 
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن [2009 Sep] 
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟! [2009 Sep] 
*کجا ایستاده ایم؟ [2009 Aug] 
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات [2009 Aug] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها [2009 Aug] 
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)  [2009 Aug] 
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف [2009 Aug] 
*دو شعر برای شهیدان اشرف  [2009 Jul] 
*قصیده میر حسینیه موسویه [2009 Jul] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم  [2009 Jul] 
*رهبران کجایید  [2009 Jul] 
*این یه انقلابه [2009 Jun] 
*نه ! «ندا» نمرده است [2009 Jun] 
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران [2009 Jun] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر [2009 Jun] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)  [2009 Apr] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان [2009 Mar] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم  [2009 Mar] 
*اگر روزي واقعا انقلاب شد [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)  [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲) [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱) [2009 Feb] 
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه! [2008 Dec] 
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران [2008 Dec] 
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم [2008 Oct] 
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....  [2008 Mar] 
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است! [2008 Feb] 
*آی آدمها [2008 Feb]