آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
اسماعیل وفا یغمایی


از اولین دیدار حضوری با مرضیه  به لطف ویاری مرد شریف و پاک وجدان  دکتر هدایت متین دفتری و همسرشان خانم مریم متین دفتری،در سال 1373 در خانه ایشان، تاآخرین دیدارحضوری و گفتگو در خزان سال 2006 میلادی یعنی دو سال پس از استعفای من از شورای ملی مقاومت، من بارها، با مرضیه دیدار و گفتگو داشته ام که شرحش مثنوی هفتاد من کاغذ میشود. برخی از این دیدارها و نکات مهم را در پاریس یا عراق یاداشت کرده ام . 

مرضیه را پس از جابجائی و اقامتش در عراق تا وقتی که امکان سفر به عراق وجود داشت میدیدم. مجاهدین خانه پر جلالتی در اختیار او نهاده بودند و نفرات متعددی در خدمتش بودند.او گاهی از عراق برای من نامه مینوشت که نامه هایش را دارم. خطی خوش و استادانه و چشم نواز داشت. پس ازحمله دوم آمریکا و بازگشت مرضیه به پاریس و بعد ازاستعفای من از شورا رشته دوستی را نگسست و دو بار بمنزل من آمدونشست و صحبت کرد. یکبار با دختر و یکی از اقوام نزدیکش و بار دیگر تنها.تقریبا همه هفته تلفن میزد و حالی میپرسید تا در خزان سال دو هزار و شش  به من زنگ زد و گفت: میخواهم ببینمت.

پسر من نیز که در چهارده سالگی روانه عراق شده و در بیست و دوسالگی بازگشته بود در پاریس بود و تازه یکسال بود از جهنم تیف نجات پیدا کرده بود. با هم بنا به تقاضای مرضیه به مرکز خرید «مونتنی بوشام» در حوالی پاریس و نزدیک «اور سور اواز» رفتیم. مرضیه کمی در خود بود. بر خلاف همیشه که میگفت و شوخی میکرد ساکت بود . در میان صحبت گاه و بیگاه و از اینجا و آنجا، من  به تصادف از کسی ،«ش»نام بردم و ناگهان مرضیه با صدائی خشمگین و کلامی که از او انتظار نمیرفت گفت: «او که از آن دیوث هاست».

حیرت کردم. زیرا مرضیه قبلا این فرد را خیلی میستود و به او قسم میخورد. گفتم: چطور؟

گفت همانی که گفتم. آمد خانه ام از خانه بیرونش کردم ولی بعد«ج» آمد و با او صحبت کردم او آدم خوبی است.


دانستم  چیزی اتفاق افتاده و گویا آن فردی که مرضیه از دست او عصبانی بود کار خطائی انجام داده و بعد آقای «جیم» را برای ترمیم خرابکاری به سراغ مرضیه فرستاده اند. فکر کردم چون مرضیه عضو شوراست و تعهد سیاسی دارد و دوستان زیادی از طیفهای سیاسی مختلف دارد و بنا بر ملاحظات سیاسی نمی خواهند او با همه رفت و آمد داشته باشد او را تحت فشار قرار داده یا بخاطر اخلاقیات دخترش «هنگامه» با او برخورد شده و سعی کردم مثل همیشه آرامش کنم. 

شاید  حضرات باور نکنند ولی من تا سال دو هزار و هشت چه در برخوردها و چه در تلفن ها سعی میکردم اعتماد مرضیه را به مجاهدین خدشه دار نکنم زیرا فکر میکردم وزن سیاسی و هنری و مالی مرضیه را فقط مجاهدین میتوانند تحمل کنند. شاید اشتباه بود. به مرضیه گفتم:

 در هر حال ملاحظات سیاسی بعضی وقتها مشکلاتی پیش میآورد و باید تحمل کرد...

 که با صدائی خشمگین و نگاهی خشمگین تر گفت:

-غلط کردند !شاه مملکت به من توهین نکرد. میرفتم دربار ملکه مادر می آمد استقبال من! شصت سال از همه عزت و احترام دیدم . در تهران وقتی برادر هاشمی رفسنجانی مرا به مرکز رادیو دعوت کرد و از من خواست خواندن را شروع کنم ولی برای زنها و من قبول نکردم احترام مرا نگاه داشتند.در خیابان پاسدارهای خمینی وقتی میفهمیدند من داخل ماشینم آژیر میکشیدند که راه باز شود و من از ترافیک بیایم بیرون و زودتر بخانه برسم آنوقت این مرتیکه بمن هرچی میخواهد میگوید.

 فهمیدم داستان چیز دیگریست. خواستم ریز قضیه را بدانم. با عصبانیت گفت:

 -همین که گفتم

 و بعد مثل اینکه فهمیده باشد تندی کرده گفت:

 - ولش کن بابا اومدیم کمی هم رو ببینیم و خندید و چشمانش پر از مهربانی شد و بعد سفارش نهار داد.شانه اش را بوسیدم وسعی کردم از حال و هوای سئوال بیرون بیایم. میدانستم مرضیه سخت مغرور است و همین قدر را هم طاقت نیاورده که گفته است. نهار را خوردیم و داشتیم قهوه میخوردیم که مرضیه گفت:

 - تقریبا تمام دفترهای یاداشتم را منهای چند تا سوزاندم.

انگار ضربه سنگینی به سرم خورده باشد  گفتم:

 -چرا خانم چرا اینکار را کردید؟

میدانستم و مرضیه سالها قبل بمن گفته بود از بیست سالگی هر سال وقایع زندگیش را ثبت کرده ومجموعه این یاداشتها دائره المعارفی ازسر گذشت او و بزرگان موسیقی ایران  از سال 1320 شمسی تا این روزگاراست. و پس از سال 1357 همه را به آمریکا فرستاده و نزد دوستی به امانت گذاشته و سپس آنها را به پاریس منتقل کرده است و سرانجام این دفترها سوزانده شد!.دیگر نمی خواستم چیزی بخورم . به زور چند لقمه ای خوردم و با گیجی پرسیدم:

 -آخر چرا اینکار را کردید

 نگاهی کرد و چیزی نگفت.یکی دو ساعتی با هم بودیم و در پایان چند عکس گرفتیم و به دنبال مرضیه آمدند و مرضیه بازگشت و ما هم روانه پاریس شدیم.در هفته های بعد تا پایان سال دو هزار و  نه تقریبا همه هفته یکی دوبار تلفنی صحبت میکردیم. متاسفم که بر اساس پرنسیبی که به آن معتقدم سخنان او را ضبط نکردم که بسیار ارزشمند بود. از اواخر سال دو هزار و نه  تلفنها کمتر شد وخبر بیماری او و سپس درگذشت «هنگامه» دخترش و عشق زندگیش وسرانجام  سفر خودش، ماجرا را تمام کرد.مرضیه رفت و نرفت و ماجرای او همچنان صدای او ادامه دارد.

***

سه سال بعد حدود یکماه قبل دریکروز نیمه ابری وهنگام پیاده روی درراهی در حوالی پاریس،دوست همراه من که شاهد قضیه بود تمام ماجرا را برایم تعریف کرد. ماجرا راست بود.مرضیه برای گمشدن برخی از دفترها و اسنادش تقاضای دادخواهی و بررسی کرده بود به مرضیه رذیلانه توهین کرده بودندو در جلسه ای که برای دادرسی و دادخواهی مرضیه تشکیل شده بود با توهین به او طبعا جلسه  ناتمام   مانده و به مقصود رسیده بودند غافل از آنکه هیچ چیز پنهان نمیماند و نباید بماند. 
 این جهان کوهست و کار ما صدا
سوی ما آید صداها چون ندا
با حال خراب از دوست همراه پرسیدم:

 هیچکس چیزی نگفت؟

جواب داد:

ما همه دچار شوک شده بودیم؟

یک لحظه احساس کردم از تمام کسانی که در آن جلسه حضور داشته و خاموش مانده اند بیزارم.حتی از دوست همراهم دلگیر شدم که چرا چیزی نگفته . آخر چطور میشود به مرضیه در سن هشتاد و سه سالگی توهین کرد و همه سکوت کنند. زودتر از همیشه به خانه برگشتم. رفتم روی همان صندلی که دوبار مرضیه روی آن نشسته بود نشستم و سرم را روی میز گذاشتم  و چشمهایم را بستم. احساس میکردم از همه چیز بدم می آید. احساس غربت در این غریبستان در وجودم سنگینتر مینمود.این را دیگر باور نمیکردم یعنی این همه پوسیدگی و انحطاط و فاصله میان حرف تا عمل دو سه ماه قبل به من گفته بودند مامور اطلاعات و با به اصطلاح قلم زنی که چهارده سال الهام دهنده تمام شعرهای عاشقانه من بود و بیش از پانصد ششصد غزل عاشقانه ایام جوانی من تمام برای او سروده شده بود،با کثیف ترین ابزاری که امکان داشت مرا از هضم رابع وزارت اطلاعات گذرانده بودند ولی من چندان ناراحت نشده بودم ولی  توهین به مرضیه کلافه ام کرده بود و نمیتوانستم آن را بفهمم.  
***

 می خواهم بگویم:
آری به مرضیه با فریاد گفته شده است
ببند دهنتو زنیکه آشغال !نوبرشو آوردی!
و مرضیه بلافاصله پس از این توهین جلسه را ترک کرده است. 
باید بگویم در آن لحظه تاریخی به تصور میتوان آورد که اگر خمینی و اشرفی اصفهانی و مدنی وصدوقی و دستغیب و کسانی که انها راسمبلهای ارتجاع میشناسید و به رویاروئی با آنها افتخار میکنید در مجلس حضور داشتند حتما با نهایت ایمان و شادی کف میزدندو در این شک نکنید که مشکل در درون است و نه در تیغ آهیختن در برون که جنگ امین و مامون بر سر قدرت درسال 198 هجری بسا قویتر و ایدئولوژیک تر از جنگ شما با آخوندها بود دو ملت، اعراب به حمایت از امین و ایرانیان به حمایت از مامون به سرداری طاهر ذوالیمینین بر علیه هم تیغ کشیدند ولی پس از بر سر نیزه رفتن سر امین بر دروازه مرو نه تنها چیزی عوض نشد بل بنا بر روایت تاریخ  امام رضا مسموم شد،فضل ابن سهل وزیر ایرانی در حمام کشته شد ، طاهر ذوالیمینین سردار اصلی مسموم گردید و ارتجاع مطلقه مامون تا سال 218 و پس از ان تا قرن چهاردهم میلادی وبرچیده شدن بساط عباسیان به دست هلاکوخان ادامه یافتادامه یافت.مطمئن باشید آقایان و خانمها! اگر جنگ شما با رژیم خمینی به نظر و تجربه من   بر سر قدرت سیاسی است، جنگ عظیم ملت ایران در ادامه تاریخی طولانی خود با محتوای ننگین و تاریک وخطرناک رژیم و تفکر خمینی است که به سر فصلی تاریخی رسیده است این رژیم نه فقط در ساختار سیاسی خود بلکه باید در تمامیت ساختار فرهنگی و ایدئولوژیک خود  که در درون شما هم وجود دارد و از آن غافلید!در هم شکند که به نظر من در این جنگ مردم ایران بوِیژه نسل جوان بسیار موفقتر و کوشاتر و جدی تر از شمائی هستند که در کنار رود خونهای من و ما تیغ بر ابر میزنید و بر روی خاک بنظر من علیرغم تمام ادعاهایتان از این رویاروئی ایدئولوژیک در هراسید.
 با این توضیح ،به آنکس که این توهین را برزبان آورده باید تاخت و پرسید چرا توهین کرده است است.
 براستی پس از شنیدن ماجرا وقتی بیاد آوردم زیر تابوت مرضیه را در روز خاکسپاری همان کسی گرفته بود که مرضیه او را از خانه اش بیرون کرده وبر سر گورش  که هنوز تابوت در عمق آن پیدا بود کسی اشک میریخت و زار میزدکه توهین کننده به مرضیه بود ساختار این دستگاه و عمق ریاکاری و متناقض بودنش برای من روشن میشود.
مرضیه به اشتباه دادخواهی نکرده بود ولی حتی اگر اشتباه هم کرده بود هرگز نمی بایست چنین لجنی از دهان معترضی به بیرون فوران کند.
به ایرج شکری یا هرکس دیگر متازید و ایراد مگیرید.بیهوده مارک رژیمی بودن را اگر چه با زبان میمونهای زوزه کش و بیمقدار و بی مسئولیت به من و ما نزنید که ما جنگمان را با آخوندها کرده ایم ومی کنیم و تمام چهل سال گذشته و اکنون ما نشان آن است که در هر کجا سربازی بوده ایم که افتخار سربازی ملت ایران را در جدال با آخوندها داشته ایم اگر چه گاه اشتباه فهمیده و اشتباه کرده ایم.
مطمئن باشید که مائی که تمام عمر در برابر ارتجاع خمینی ایستاده ایم از حملات ارتجاعی دیگر باکی نخواهیم داشت . هنوز همان روح خروشان بیست سالگی ما با تجربه ای سنگین دربدنهای سالخورده و خسته ما زنده و زنده تر از پیش  است ما که جوانی خود را در این مسیر به بادها سپرده این از نثار ایام سالخوردگی به توفان هراسی نداریم. این را اطمینان داشته باشید.من و شکری و روحانی و قصیم و مصداقی وبقیه...به احتمال زیاد ، در غربت و با این درجه و نشان سربازی خواهیم مرد وشادی اینکه تا پایان در این جهان آشفته افتخار سربازی ملت ایران را داشته ایم در لحظه مرگ در غربت با خود خواهیم داشت و نخواهیم گذاشت لکه ای از لجن پراکنی های شما این افتخار ساده و بزرگ را آلوده کند که این دستاورد تمام زندگی و تنها سرمایه معنوی ماست که میتوانیم با آن به زندگی خود معنائی بدهیم
. این را مطمئن باشید. بنابراین بما متازید! بخود بتازید و ایراد بگیرید.در نوشته قبلی نوشته بودم بحث فرد نیست بلکه این یک ساختار ارتجاعی و پوسیده و ضد انقلابی در جوهره خطرناک و افسار گسیخته عمیقا آخوندی است که چنین کارکردهائی از جمله توهین به شاملو و مرضیه را بروز میدهد و فلاکت و ادبار و تراژدی این است که گویا نمیتواند بفهمد این یعنی چه.!چنان در مرداب خود محوری و یکه تازی و فردیت متعفن افسار گسیخته فرو رفته است که نمی تواند بفهمد. نمی تواند نه مرضیه و نه کار امثال مرضیه را بفهمد. 
این ساختار متعفن در عمق دقیقا آخوندی و ارتجاعی  که تا قبل از ورود مرضیه و تابش روشنائی وجودش با صدای زن در پیرامون خود بیگانه بود و فقط بجز یکی دو مورد آنهم آمیخته با صدای مردان،طاقت شنیدن صدای مردان را در کارهای موسیقائی خود داشت ،و پس از سی سال زیستن در غرب حتی از مطهری ومنتظری که دست دادن زن و مرد را بنوعی بی اشکال میدانند  در قرن بیست و یکم واپس تر مانده است و هنوزسنت شتر چرانان دشتهای عربستان در قرن ششم و هفتم میلادی را که به ریش خدا [ خدائی که فارغ از ارتجاع مذهبی وسیع ترین و ژرفترین مفهوم بی نهایت وجود وزیبائی و هستن را در نگاهی فلسفی نمایندگی میکندو معنا و مفهومش همراه با گسترش ادراک انسانی گسترش و عمق یافته و دیگر ان خدای پدر سالار قرن ششم و هفتم میلادی با دوزخ هولناک و بهشت مسخره اش نیست]بسته شده است رعایت میکند و از ایجاد یک رفرم کوچک حتی به اندازه ملایان نامداری که نام بردم در مانده است و در عین حال میگوید سیمای زن نوین آینده را طراحی کرده است نمی تواند بفهمد مرضیه فقط آوازه خوان نبود بلکه  به سهم خودتراش دهنده روح و روحیه انسانی ملت ما بمدد لطف صدا و محتوای انسانی و عاطفی آثارش بود که اگر کار مرضیه و امثال مرضیه نبود:
 به لطف آمپول نجاستی که ارتجاع مذهبی شیعی از همان قرن دوم هجری و زمان نواب اربعه تا همین زمان دوران خمینی و خامنه ای به سلسله اعصاب ملی ما در طول قرنها تزریق کرده است و همه چیز از جمله انقلاب سال پنجاه و هفت را به گند کشیده است، ما هنوز مشغول آفتابه داری علامه حلی و شیخ مفید و مجلسی بوده و منتظر میماندیم تا حضرتش طهارت و استبراء خود را بپایان برساند تا ما دوباره افتخار پرکردن لولهنگ او را داشته باشیم وبر در خلا منتظر بازگشت آقا و تخلیه مجدد ایشان باشیم! .حضرات بحث بر سر تعویض و جابجائی آفتابه دار نیست مساله اصلی خود آفتابه و محتوای آن است که مطلقا برای شما جالب نیست.
اینجاست که مرضیه  بزرگ! مرضیه عزیز و مرضیه بی مرگ ما ایرانیان در محتوا در کنار بابک و مصدق و کسروی ومیرزا آقا خان کرمانی و هدایت وحافظ وسیمین بهبهانی و فرخزاد و شاملو و درویش خان و صبا و یاحقی وبنان و خانلری وشجریان و امثالهم قرار میگیرد و ما نمیفهمیم و فکر میکنیم فقط مطربی نام آور را به دایره خود کشانده ایم تا او را مورد استفاده قرار دهیم، و چون نمی فهمیمبا همه امکانات گران و نفراتی که در اختیارش گذاشته و پولی که بپایش ریخته ایم به او رذیلانه توهین میکنیم وهمه چیز را خراب میکنیم. من اگر مرضیه را دوست داشتم بخاطر اندکی از درک این مساله بود و پنهان نمیکنم که سنگین ترین مرگی را که در زندگی تحمل کرده ام مرگ مرضیه  بی مرگ بود. و همین جاست که من میتوانم به انتقاد بعضی از دوستان که متاسفانه مرضیه را درست درک نمی کنند و بمن میگویند چرا در باره او میسرایم و مینویسم و ستایش میکنم میتوانم پاسخ بدهم. مرضیه برای من یک صدا و یک زن و یک خواننده نیست بخشی از یک تلاش فرهنگی زنده است که در پیکره او خود را مینمایاند.
توهین به مرضیه  توهین به شخص نیست .توهین به شاخصی هنری و ملی و متعلق به تمام ایرانیان امروز و آینده است. توهین به ایران است. اعلام جهالت و نادانی ومرتجع بودن خود است و بس. زیر سبیلی نباید ردش کرد. کسی که توجیه میکند یا زیر سبیلی رد میکند هم نادان است و هم خطرناک و هم بواقع گامی فراتر از برادر هاشمی رفسنجانی و پاسداران برداشته است و اینجاست درست همین جاست که معنای بدتر از پاسدار که در جلسه شورا و در حضور خود من و بیش از هفتاد تن دیگر منجمله آقایان قصیم و روحانی و متین دفتری و هزار خانی و معصومی و...به غلط نثار شاملو شد و من و آقای متین دفتری و تنی چند از نخستین معترضان به این توهین بودیم در جای واقعی اش مینشیند و نشان میدهددر حیطه تفکر و عقب ماندگی پاسدار واقعی کیست؟.
 فارغ از قار قار کلاغهای رقت انگیز و زهوار در رفته ای که بر درختهای حاشیه معرکه  نمیدانند چه میگویند و از دنیای چرت و خمار خود بیدار شده وعاجز از یک ادراک درست و صریح سیاسی ،دنیای سیاست و سرنوشت یک ملت را با دعوت به  بازگشت به سفره آش نذری  وبیضه بوسی مرشد و مراد عوضی گرفته اند و باید بحال خود گذاشتشان تا بقارند وبزارند و بزرند، این حقیقت را که به آن اشاره شدباید خوب خوب خوب فهمید و باید نیز این را فهمید که اگر قدرت درک داشته باشند این یاداشت از سر دشمنی نیست بل از سر درد منجمله برای خود توهین کنندگان است.
روان مرضیه غرق نور و شادی باد. به او توهین شد. بگذارید مولانا سخن بگوید که مرضیه درویش مسلک و عارف تبار بود و چنانکه خود میگفت پیرو حضرت شاه یعنی نعمت الله ولی آرمیده در ماهان کرمان بود پس مولانا شایستگی سخنگوئی از او را دارد و بس پس بگذاریم در آن مجلس بیداد نه رفیق مظلوم و مورد انواع تهمتها، محمد رضا روحانی که وکیل بود و ناظر، بل مولانا را فرا خوانیم ، تا دفتر ششم مثنوی را باز کند و وکالت او را بر عهده بگیرد ودر این دادگاه که مرضیه و مولانا و خاطی یک جا جمعند دفاعیه مولانا را بشنویم که میخواند: 

ای بریده آن لب و حلق و دهان

 که کند تف سوی مه یا آسمان

تف برویش باز گردد بی شکی

تف سوی گردون نیابد مسلکی

هر که بر شمع خدا آرد پف او

شمع کی میرد بسوزد پوز او

چون تو خفاشان بسی بینند خواب

کین جهان ماند یتیم از آفتاب

موجهای تیز دریاهای روح

هست صد چندان که توفانهای نوح

مه فشاند نور و سگ وع وع کند

سگ ز نور ماه کی مرتع کند

شمع حق را پف کنی تو ای عجوز

هم تو سوزی هم سرت ای گنده‌پوز

کی شود دریا ز پوز سگ نجس

کی شود خورشید از پف منطمس

اسماعیل وفا یغمائی

سوم نوامبر 2013 میلادی

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی
*خدا فروشان
*تجربه
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری
*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها