و حدیث پیرامونیان هفت حصار
اسماعیل وفا یغمایی

اشاره ای کوتاه به مقاله هفت حصار

چندی قبل با نوشتن «هفت حصار» کوشش کردم  بدون دشمنکامی تصویری از هفت حصار مختلف را در اختیار خوانندگان مقاله «هفت حصار» بگذارم تا خوانندگان هریک بفراخور تجربیات خود بتوانند این ماکت یا نقشه رابا دانسته های خود پر کنند و بدانند در طی سالهای گذشته من و ما در چه جهانی به سر برده ایم؟، چرا سکوت کردیم؟ و چرا دیر سکوت خود راشکستیم؟ و چراحالا به ترسیم گوشه هائی از واقعیت برخاسته ایم؟.
این حصارها واقعی بود، برخی در عالم واقعیت فرو ریخت و برخی باقی ست. شمار زیادی هنوز و در برخی موارد با ایمان و افتخار، در درون شماری از این حصارها بسر میبرند. عده ای از این حصارها خارج شده اند و راه بجائی نبرده اند. جمعی کوشش میکنند راهی بجائی ببرند.گروهی اگرچه سالهاست از حصارها گریخته اند ولی در عالم نمادین و در جهان ذهن هنوز در درون حصارهایند.بیش از این در باره درون حصار نمینویسم و خوانندگانی را که نوشته «هفت حصار» را نخوانده اند نخست به خواندن آن راهنمائی میکنم تا پس از آن این نوشته یعنی بیرون از دیوارهای هفت حصار را بخوانند..... لینک هفت حصار اسماعیل وفا یغمائی
***
تبدیل تصویر ذهنی به تصویری عینی
برای درک مساله از شما میخواهم تصویر ذهنی هفت حصار را به تصویری عینی تبدیل کنید.
قلعه ای را در نظر آورید با هفت حصار تو در تو و نیرومند بر فراز کوهساری یا سینه دشتی با دروازه ای یا دروازه هائی فرو بسته، و دیوارهائی پیچاپیچ که سر بر ابر و صاعقه میسایند.فرض کنید این قلعه عظیم، درموجهای زمان مثلا قرن پانزدهم، و نه در قرن بیست و یکم خود را مینمایاند. درهر دژ و حصار، زندگی تنها در درون قلعه  جریان ندارد . پیرامون قلعه نیز ازهیاهای زندگی سرشار است.
 
اشاره ای به پیرامونیان قلعه
در قلعه ای و حصاری معمولی، پیرامون قلعه، میتوان کسانی را یافت که بود و زیستشان به حیات قلعه وابسته است. فرش فروشانی که آمده اند تا کالای خود را بفروشند. معماران و بنایانی که کارشان ساختن و بساز و بفروش است و در دژ کاری یافته اند. رمالان،   فالگیران، شعبده کاران، و امثالهم.  . اینان با رمالی و فالگیری و تصویر سرنوشت روشن برای ساکنان قلعه و پراکندن امید،و شعبده کاران با معلق زدن وکارهای جالب کردن مردم و نیز ساکنان دژ را سرگرم میکنند و در هیاهای پیرامون دژ رزق و روزی خود را میجویند.شاعران و مداحان و نوازندگان و رقصندگان را نیز میتوان در این جمع یافت،اینان با سرودن شعری یا نواختن آهنگی از خوان کرم قلعه نشینان برخوردار میشوند،هستند نومیدانی زده شده و رانده شده از همه جا، که خسته از جهانی کوچک شده و مچاله شده ، صمیمانه امید را در اینجا میجویند و تمام جهان را خلاصه شده در این دژ میبینند. برخی از اینان ایمانی محکم به قلعه نشینان دارند و حتی حاضرند جان فدا کنند. برخی از پیرامونیان قلعه آشنائی یا خویشاوندی زنده یا مرده در قلعه داشته اند یا دارند و بر این روال میتوانید جمعیت قابل توجهی را که با رشته هائی پیدا و نا پیدا رشته زندگیشان به رشته زندگی دژ وابسته است  راببینید.
اینان فارغ از آنچه که در حصارها میکذرد،فارغ از اعتقاد یا عدم اعتقاد به اعتقادات ساکنان حصار ،فارغ از کشتگان و مردگانشان، فارغ از فرا کشیدنها و فروکشیدنها، فارغ از جنگهای ساکنان دژ و شمار کشتگان بنوعی پیوندی بسیار مادی و نیرومند با ساکنان قلعه دارند. اگر دژ نباشد آنان هم نخواهند بود و هویتی نخواهند داشت  . اینان کسانی هستند که اکثرشان را به ضرب تازیانه هم نمیتوان درلشکر کشیهای صاحبان دژ بمیدان کشید! و باخود همراه کرد. کارنامه اکثرشان را که بنگری حتی نشان و مهر یکروز خطر کردن در آن وجود ندارد!، چرا که دل از خانمان و خانه و کارخانه و شرکت واهل و عیال و فرزندان کندن سخت است اما از این گذشته و از آنجا که هست و نیستشان به هست و نیست ساکنان حصار و وجود حصار وابسته است  و بی وجود حصار هیچند و هیچ،هر نوع دفاعی از آن میکنند.شعار میدهند. شعر مینویسند. زیر اطلاعیه ها را امضا میکنند.مقاله مینویسند، و چنان پرشور مینویسند و چنان مخالفان و منتقدان و  حصار نشستگان را میکوبند که گاه خود حصاریان اینچنین نمیکوبند.
 
نیاز دو طرفه
در کشاکش روزگار و سیر حوادث گاه چنین میشود که نیاز حصاریان و پیرامونیان حصار به یکدیگر تفکیک این دو را از یکدیگر دشوار میسازد اما این دو سخت از هم دورند و تنها نیاز این دو گروه به یکدیگر است که این دو بخش ناشبیه را به هم وصل میکند و چرخه ناقص ظاهرا تبدیل به چرخه ای کامل میشود.
 در شرائط نیاز و تبدیل چرخه ناقص به کامل :
حصاریان نقائص پیرامونیان را عجالتا از یاد میبرند که مثلا فلان پیرامونی،که سخت قلم میزند و منتقدان را میکوبد روزگاری در خدمت دشمن بوده و با رئیس زبده جلادان مثلا دیدار داشته، یا دیگری سالها پیش با خائنی نامدار در قسطنطنیه نرد عشق باخته، یا دیگری در پرونده قتل  خواننده ای نامدار رد پایش پیداست، یا کسی بخاطر کم کردن صد و پنجاه اشرفی از مواجبش توسط خان خانان، خان خانان را با توسل به بدترین کلمات، سخت دشنام داده، و دیگری پس از سفر با کاروانی که قصد دیاری دور را داشته پس از اقامتی چند ماهه در سرای خواجه ای گشاده دست و نامدار کوشش نموده در نبود خواجه در خانه با خاتون خواجه در آویزد وقس علیهذا.
این کارنامه وضعیت برخی  پیرامونیان است که به دلایل مختلف منجمله نیاز،بر این وضعیت توسط امیران حصار قلم عفو و ترقین کشیده میشود.
پیرامونیان نیز فراموش میکنند که قلعه نشینان گاه در گذشته چه رفتاری با آنان داشته اند و گاه حتی جایگاه پیرامونیان را از سگان ولگرد  پیرامون فروتر قرار میداده اند.
این اشارتی به وضعیت پیرامونیان است اما در پیرامون قلعه وضعیت یک دسته از پیرامونیان بسیار بسیار توجه بر انگیز است. آنچه در این نوشته بخصوص مورد نظر من است وضعیت این گروه و شناخت این جمع است.
***
قلعه نشینانی که به پیرامونیان پیوسته اند
در میان کسانی که نام بردیم جماعتی وجود دارند که سالها و سالها در زمره قلعه نشینان و ساکنان هفت حصار بوده اند. سرباز یا سردار ، نامدار یا گمنام تفاوت آنان با دیگر پیرامونیان این است که این گروه بر خلاف پیرامونیان:
اولا: سالها در درون حصارها زیسته اند و   خمیره اندیشه شان سراپا، توسط خداوندگاران حصار ورزانده شده، ور آمده ، به تنور چسبانده شده و آنچنان که خداوندگار می پسندیده و صلاح دانسته پخته شده است. 
ثانیا:  در اغازبه دنبال آرزوها و سوداهائی والاو انسانی ،سالها در خون و خطر زیسته اند و از همه چیز چشم پوشیده اند ورنجها برده اند اما در پایان، به دلائل مختلف شرایط حصار را تاب نیاورده و سرانجام  به آرامی و بدون توهین و تحقیر یا در زیر باران تحقیر و توهین از حصار خارج شده یا از حصار به بیرون رانده شده اند.
سرنوشت این گروه گوناگون است.
برخی:
 پس از خروج از حصار دیر یا زود به کسانی که تا دیروز با آنان در حال نبرد بوده اند یعنی دشمن بزرگ پیوسته اند و برای همیشه از حصار و پیرامونش دور شده اند.
دسته ای:
 سر در گریبان خویش کشیده و پس از سالیان دراز به اجبار و با اندوه به دنبال زندگی خود شتافته و در گوشه و کنار صحرای بی پایان غربت بی آنکه به دشمن بزرگ تن دهند  به شرافت ستونی بر آورده و سقفی زده و به تنهائی یا با کسی، به شادی و امید یا با اندوه و نومیدی، موفق در کار خویش یا ناموفق روزگار میگذرانند  و کاری با حصار نشینیان و نیز دشمن بزرگ ندارند تا روزگار بسر آید و فرمان در رسد  وبویحیی، (پدر زندگی که نام دیگر عزرائیل است) زمان کوچ را ابلاغ کند.
گروهی:
پس از گریز از حصار نشینان چون میدانند دشمن بزرگ حقیقی است، علیرغم غوطه ور بودن در امواج سرد و بیرحم غربتی تحمیل شده جان میکنند و دل میسوزانند تا نخست ماجرای خود و حصارها رابه درستی باز خوانی کنند ودر معرض دید و داوری قرار دهند و سپس راهی بجویند و دستی به کاری درست بر آورند، که در سر زمین دور دستشان طناب های دارها در باد در نوسانند و جلادان بر سریر قدرتند و ملتی به زنجیر کشیده شده است. 
برای اینان سرگذشت حصار و حصار نشینان پس از سالها و رنجها در روشنائی قرار دارد و کمابیش بخشی عظیم از خویشتن غارت شده خود را باز یافته اند ودر هوائی دیگر تنفس میکنند آنچه که هست جستجوی راهی است که چون گذشته راه به بی سرانجامهای پیاپی نبرد.
و شماری:
به دلایلی روشن یا نا روشن از حصارها گریخته اند ، نه به دشمن پیوسته اند،نه خواسته اند یا توانسته اند سقفی و یا ستونی بر سر خود بر آورندونه توانسته اند سایه های عظیم و مقدس و راز الود سالها زیستن در حصارها را از ذهن خود پاک کنند و فضائی دیگر بجویند. تاکید من در این نوشته اینانند.
صادقان این گروه:
از حصارها خارج شده اند اما مرعوب و منکوب عظمت حصارها،آنچه که در حصارها گذشته، سایه های هفت حصار را با خود به بیرون هفت حصار آورده اند.
صادقان این گروه:
از آنجا که کنده شدنشان نه بمدد روشنای یک شناخت و نقد  درست خداوندگار و شناخت کارکردهای سیاسی وانسانی و مکتبی اودر طی سی وپنجسال ،بلکه در اکثر موارد به دلیل آشفتگی و خستگی وکلافگی بوده پس از خروج خود را گناهکار و بدهکار میدانند و در این گناهکاری و بدهکاری در بسیاری موارد سنگینی اجساد کسان و آشنایان خود را بر شانه حس میکنند و برای سبک کردن بار وجدان معذب، نهایتا سر شکسته وار در بال کشیده ، پس از ماهها یا سالها باز میگردند و از حاشیه نشینان پیرامون حصار میشوند.
صادقان این گروه:
نتوانسته اند تکلیف خود را با خود یکسره کنند. چیزی را نفی کرده اند اما نتوانسته اند پس از نفی چیزی را اثبات کنند. این گروه کوشیده اند خداوندگار را نفی کنند اما هرگز نتوانسته اند خود را اثبات کنند، اینان نخست از خداوندگار بریده اند اما به خویشتن خویش وصل نشده اند بنابر این:
 میان بریدن از خداوندگار و بریدن از خویش سرگردانند و بنابر این در این تهی دردناک،تهی درناک درون خود(هویت درونی تلمبه زده شده و تخلیه شده)، و تهی بی سایه بیرون خویش(جهان سرد و سنگین خارج  وواقعیت نایافته بیرونی)، به پرسه زنندگان پیرامون هفت حصار تبدیل شده اند.
صادقان این گروه:
اگر در سالهای سالخوردگی و میانسالی باشند میدانند که از آنجا که طول راه باقیمانده و ادامه سفر عابران به طول زمان باقیمانده نیز ارتباط دارد ، حس میکنند راهی دراز برای پیمودن آنها باقی نمانده  و در این میان حتی سایه های مبهم مرگ وابهام در سرنوشت  خیالی آینده و شاید این که حرفهای خداوندگار در باره جهان دیگر راست باشد، هراسان و شرمنده حالند واین سودا آنان را بیشتر و بیشتر در بیراهی و گمشدگی و پرسه زدن در پیرامون قلعه ترغیب میکند.
صادقان این گروه:
از بازیافتن خویش درمانده اند.
باز هم میتوان اندیشید و در شناخت آناتومی این انسانهای اکثرا مظلومو در بسیاری موارد صادق ویران شده، پارامترهای دیگری را افزود ولی نیازی نیست و تامل روی پارامتر بی هویتی و نیافتن هویتی تازه در پیوند با جهان و تاریخ پیرامون و اینان رابه این شرایط کشانده است.
این گروه و جماعت اتفاقا پس از رجعت مجدد و در سایه سار دیوارهای حصار نیمه هویتی، ظاهری و نه واقعی یافتن، بعنوان آلت اعمال خواسته های خداوندگار،خداوندگاران تبدیل به پی گیرترین و بیرحم ترین سرکوبگران گروهی میشوند که چنانکه قبل از این اشاره کردم :
 پس از جدائی از حصار نشینان چون میدانند دشمن بزرگ حقیقی است، علیرغم غوطه ور بودن در امواج سرد و بیرحم غربتی تحمیل شده جان میکنند و دل میسوزانند تا نخست ماجرای خود و حصارها را باز خوانی کنند و سپس راهی بجویند و دستی به کاری درست بر آورند که در سر زمین دور دستشان طناب های دارها در باد در نوسانند و جلادان بر سریر قدرتند و ملتی به زنجیر کشیده شده. برای اینان سرگذشت حصار و حصار نشینان پس از سالها و رنجها در روشنائی قرار دارد و کمابیش بخشی عظیم از خویشتن غارت شده خود را باز یافته اند ودر هوائی دیگر تنفس میکنند آنچه که هست جستجوی راهی است که چون گذشته راه به بی سرانجامهای پیاپی نبرد.
اینچنین است که میبینیم کسی که بیست سال قبل فرزند خود را به دندان گرفته و از میدانی که امروز دوباره سودای دفاع آن را دارد گریخته، و بزرگواری که قریب به بیست سال است در نواحی شمالی ربع مسکون مشغول عتیقه فروشی است، و دیگری که پس از هجده سال سر از شانه عیال برداشته و بیاد این افتاده که باید از انقلاب دفاع کرد و... امثال اینها به نحوی بیرحمانه و در عین حال مضحک میغرند ودندان میکروچند و تیغ میکشند وبا گاه موهن ترین و پتیاره ترین کلمات در کوبیدن منتقد و مخالف، تبدیل به خادمان فداکار خداوندگار میشوند.
سخن فرجام
حرفی و دریغی نیست! بتازند!. اما اگر همچنان در تهی بتازند بدانند راه بجائی نخواهند برد، و منجمله از دلایل راه بجائی نبردن این که:
 مدافعان صدیق حصارهائی که روزگاری قرار بود دژ سر بفلک کشیده دفاع از شرف و هستی خلق باشد، ازدارا بودن  مدافعانی شریف و صدیق چنان محروم مانده که شمایان! که در تهی خویشتن راه بجائی نبرده اید بایست برترین مدافعان آن باشید!. این چنین باد!.
 اما علیرغم سردی و گستردگی دشتهای غربت و سالهای فراون سپری شده که اکثریت قریب به اتفاق عمر ما را ربود، به شما دوستانه یاد آوری میکنیم، تنها درندگی حکومت آخوندهای خون آشام و نفی آن نمیتواند موجب اثبات خطاها ی بنیان سوزی باشد که برترین و متشکلترین و گسترده ترین دژ مدافع منافع مردم را در سالهای پنجاه و هفت تا شصت به روزگاری بکشاند که امروزدر هیئت یک فرقه مذهبی - سیاسی و نه یک تشکل که نماینده عمومیت تمامی مردم ایران باشد، شاهد آنیم. در اینجا میپرسم:
 گفته میشود خداوندگاران عالیترین رهبری را در طول سالهای گذشته تا بحال داشته اند! سئوال این است اگر بدترین رهبری را میکردند چه بر سر من و شما می آمد که امروز نیامده و این خود زمینه بحثی دیگر است.
اما در بیرون از ذهن ما اگر چه ما در غربت بپایان برسیم.میهنی وجود دارد که  سده هاست تاریخ تولدش در دفتر تاریخ به ثبت رسیده است. در درون این میهن ملتی زیسته است و می زید که تاریخش نشان داده است در سخت ترین شرایط خود را از درون خویش زایانده است.ما ازسایه های هنوز مبهم رقصان بر دشتهای تاریخ نمی ترسیم تا تن به رجعت دهیم. ما میکوشیم و صبور میمانیم .شما هر چه میخواهید بتازید.ما دشمن شما نیستیم و اگر باور کنید از خواندن دشنامهایتان دچار رقت میشویم تا خشم و نفرت. ما باور داریم با ما و یا بدون ما دنیای نوین خواهد رسید دنیائی که با جاروهای آهنین  و مهربانش حکومت خونین جلادان حاکم بر ایران را جارو خواهد کرد. اگر اندکی باور دارید که ما منتقدیم و نه دشمن شما هم اندکی به این جارو بیندیشید.
شیپورها از دورها بر بام میهن مینوازند
از دورها شیپورها تاریک و روشن مینوازند

اسماعیل وفا یغمائی 
بیستم دسامبر 2013 میلادی

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

* غزلهای بی تاریخ
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی
*خدا فروشان
*تجربه
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری
*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها