گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
اسماعیل وفا یغمایی

ساقی

در باره این فرایند تاریخی و فرایند ضد ان فکر می کنم توضیح بیشتر راهگشاست

یغمائی

به طورخلاصه مشکل است و خوبست بگویم درک این فرایند از سال 1366 تا دو سه سال قبل از من وقت برد تا توانستم فارغ از جنگ وجدالهای سیاسی مقداری در عمق قضیه را ببینم. کار من روی تاریخ ایران و بخصوص تاریخ شیعه روی همین بحث متمرکز بود و هست. ببینید ما گاهی مذهبی معتقدی هستیم ومذهب برایمان مسئله ای شخصی است که این اشکالی ندارد. گاه همراه با این، اعتقاد داریم مذهبمان می تواند در تمامیت خودش و با بسیاری قوانین فیکس خودش در عرصه جامعه رستگاری و آزادی را تضمین کند وحکومت خودش را راه بیاندازد و بالاتر از دین خود هم طبعا سقفی نمی شناسیم. خب اینجا کار مشکل میشود و به نظر من آخر کار، بگیر و ببند و بکش شروع می شود. تاریخ هم نمونه های فراوانی را ثبت کرده که دین بر کرسی قدرت سیاسی همیشه باعث درد سر بوده است. نوع دیگرش این است که یک بیدین و ضد مذهب اساسی باشیم که می گوئیم باید ریشه دین و مذهب را در هر زمینه ای زد که بازهم در محتوا شبیه همان دومی هستیم. دو روی یک سکه. اما اگر فارغ از علائق شخصی و ذوقی فردی، این را می فهمیم که مذهب فارغ از سقف فلسفی و اعتقادی اش و عجائب و غرائبش!  یک پدیده تاریخی و اجتماعی واقعی بسیار بسیار جدی و پیچیده است که با هستی نسلهای متمادی آمیخته است و به خیلی چیزها سامان و سازمان داده می توانیم تا حدی قضیه را بفهمیم. این مردم یعنی اجداد و نیاکان این مردم قبل از اسلام و تا جائیکه تاریخ نشان می دهد حدود دو هزار سالی دینها و آئینهای دیگری داشتند .در قسمت بزرگش زرتشتی بودند و در کنارش ادیان دیگر.اسلام آمد و این ملت را مسلمان کرد و البته تا همه را زیر علم اسلام در آورد دو سه قرن طول کشید یعنی موقعی که خود شاهان و قدرتمندان علم اسلام را به شانه گرفتند منظورم قدرتمندان ایرانی است.

ساقی

دو نکته در اینجا خوبست مقداری توجه بشود. اولی ان هست که چطور اسلام آمد.مردم قبول کردند یا با قدرت شمشیر آمد.دوم اینکه منظور از قدرتمندان کدام هست

یغمائی

نوشته اند که مردم از جور ساسانیان اسلام را پذیرا شدند. فرض کنید اینطور باشد و البته دولت ساسانی در اواخرش ستمها کرد . نمونه حاضرش را داریم مردم از جور محمد رضا شاه انقلاب اسلامی کردند. ولی فقط چند ماه بعد مزه واقعی حکومت اسلامی را دانستند!به نظر من این از جعلیات تاریخی است مثل هزارها جعل دیگر که به خورد ما داده اند و شده است جزو ذات ما! و باور ما و جداول ارزشی ما. خیلی روشن بگویم باید برویم و تحقیق کنیم و به این حقیقت برسیم که یک عمر تاریخ دروغ ، سراپا دروغ، بخورد ما داده اند و ما هنوز هم می ترسیم و غیرتی بخرج نمی دهیم که از زیر بار این همه دروغ بر خیزیم. اسلامی که اندک اندک مردم قبولش کردند ان اسلام سال بیست و سه هجری و آن اسلامی نبود که با جنگ نهاوند وارد ایران شد. اسلام در ورودش با هیاهای سواران و ضرب شمشیر آمد. تاریخش روشن است و بهتر است به روضه خوانیهای دروغ تاریخی پایان دهیم. آخر باید به منادیان چنین تفکری گفت می خواهید مسلمان باشید و خدا و دینی داشته باشید اشکال ندارد. ولی آخر کدام عقل سلیمی باور می کند یک عده از بیابانهای تفته و سوخته ودر سر زمینی که نسبت به جامعه بزرگ ایران آن روزگار در عصر بدویت به سر می برد بیایند و عدالت به ارمغان بیاورند.متاسفانه خیلی از مورخان با سواد ما هم به دلیل ترس از آخرت و نیز ترس از ملایان و مردم کوچه و بازار، تاریخ را یا پوشانده اند و یا دروغ تفسیر کرده اند و به نظر من دچار خیانت تئوریک شده اند زیرا درجهل نگهداشتن خلق الله به دلیل ترس و مسائل دیگر هم نوعی خیانت است.ورود اسلام به ایران بدون شک با کشتارها و خونریزیها و غارتها همراه بود. آن اسلامی هم که ایرانیها در ابتدا پذیرفتند  بدون آنکه من بخواهم مهرتائید یا تکذیب روی آن بزنم اسلام مهاجمان نبود. تاریخ ثبت کرده است که ایران نهایتا با کشتارها و ایجاد کلنی های چند هزار نفری ومهاجرتهای اعراب به ایران آرام گرفت. دهها شورش و قیام سر کوب شد و دهها و صدها هزار نفر کشته شدند تا ایران آرام گرفت. تاریخ این شورشها و قیامها کاملا در دسترس است. بعدها هم ایرانیان ابتدا تحت تاثیر فراریان و پناهندگان عرب قرار گرفتند و نه دین رسمی، و تا وقتی هم که پادشاهان ایرانی اعم از ایرانی تبار یا ترک تبار مبلغ دین نشدند ایران اسلامی نشد . در حقیقت همان پروسه ای که در رابطه با گسترش مسیحیت در اروپا توسط امثال شارلمانی جلو رفت یعنی حمایت شاهان، مسیحیت را عمومی کرد در ایران هم به همت پادشاهان سنی مذهب انجام گرفت و بعدها زنجیره ای از پادشاهان از امیر اسماعیل سامانی گرفته تا پادشاهان سلجوقی و غزنوی به ضرب قدرت حکومت، اسلام اهل تسنن را سراسری کردند و بعنوان فرهنگ یاری دهنده حکومتهایشان به کار گرفتندو شیعه همچنان در اقلیت بود تا قرن نهم و دهم هجری که پروسه شیعی کردن ایران به همت پادشاهان صفوی در دستور قرار گرفت و باز هم با خونریزی و کشتارها ایران شیعه شد. یعنی ان اقلیت منکوب و مظلوم سابق که نه! بلکه قدرتمندان برخاسته از این لایه، قدرت حکومت را در دست گرفتند و اسلام شیعی صفوی پیدا شد تا همین حالا که داریم از برکاتش بهره می بریم. 

ساقی

چرا این اعتقاد در نزد بعضی ها اینقدر محکم است یعنی حاضر نمی شوند به اصل حقایق توجه کنند

یغمائی

خیلیها از درک حقیقت می ترسند! نزدیک شدن به حقیقت بعضی اوقات از نزدیک شدن به شیر درنده خطرناکتر است . آدم گاه مرگ و فرو ریختن خودش را می بیند و به نظر من ادراک حقیقت و پذیرش آن پذیرش نوعی شهادت بسیار سخت تر از شهادت با گلوله و طناب دار است. اینجا خودت باید جنازه هویت سابق خودت را ترک کنی و مجازات کنی. خیلیها جرئت این را ندارند.در کلیت نمی خواهند به بررسی تاریخی اجتماعی بپردازند. مهر مطلق را روی یک پدیده تاریخی کوبیده و خیال خودشان را راحت کردند. وقتی اعتقاد داشته باشیم مقوله آسمانی است از حیطه ارزش گذاری تاریخی اجتماعی خارج می شود و مجبوریم تا ابد با خوب و بدش بسازیم..برویم سر فرایند تاریخی. این سیر و جریان در طول هزار و چهارصد سال فقط با تاریخ حکومت شاهان نیامیخته است. مردم هم نسلهای نسل سهم خودشان را داشته اند و زندگی شخصی و اجتماعی و روانی ومعنوی خودشان را سامان و سازمان داده اند.دین و مذهبشان با هزاران مقوله ریز و درشت در آمیخته، از زندگی تا مرگ و پس از مرگ. مذهب در هیئت هزاران سنت و پدیده فرهنگی و معنوی خودش را نشان داده و در در امیختگی با فرهنگ قبل از خود در همه چیز نفوذ کرده است. مذهب تبدیل به عنصر فرهنگی شده است و عنصر فرهنگی مقاومتش از پولاد و سنگ خارا بیشتر است.  آن مذهب ستیزیهای بعد از انقلاب اکتبر راه به کجا برد؟ تا دیوار برلن فرو ریخت سر و کله اش دوباره پیدا شد و بقایای جسد تزار مقتول و اهل بیتش را هم بر دوش گرفت و با شمع و بخور و طبل و شیپور و انتقاد از لنین با احترام دوباره به خاک سپرد. در مورد ایران و پروسه مذهب، جریانی از آن توانسته است فرهنگ تراش خورده ایرانی اسلامی سعدی و حافظ و مولانا و دهها و صدها تن مثل آنها را نمایندگی کند. این سیر و تحول فقط منفی نبوده است جهات اجتماعی و انسانی و فرهنگی مثبتی هم داشته و خلق الله به آن خو کرده اند و قرنها بعد از سال بیست و سه هجری که به ایران حمله شد اسلام جزو فک و فامیل معنوی مردم ایران شده بود و خلاصه در فرایند تاریخی خودش تبدیل به یک قدرت آشکار و پنهان غول آسا گردیده بود. ملاها در طول تاریخ توانستند در میان توده های مردم قرنها مهار این قدرت را در دست داشته باشند و علیرغم اینکه فرهنگ تراش خورده و والای این مملکت در بسیاری از زوایا دست به افشای این نمایندگان معنوی!! زده بود ولی متاسفانه آنها به مدد عقب ماندگی اجتماعی و بسیاری چیزهای دیگر توانستند بر مرکب قدرت سوار شوند و این به نظر من پایان کار فرایند تاریخی گذشته بود.درست از روزی که آنها قدرت را به دست گرفتند پروسه زوال و تضعیف انها شروع شد و سی سال است که ادامه دارد تا روزی که پایان کار فرا برسد.

ساقی

با این حساب خمینی دزد این انقلاب نبود؟

یغمائی

انقلاب که شلغم و چغندر نیست که بتوان دزدیدش. تازه از کی دزدید! در مقطعی که خمینی این غول تاریخی مرتجع، قد و قامت راست کرد کدام تالی تلوی پیدا بود. توجه داشته باشید کلمه مرتجع را به عنوان دشنام بکار نمیبرم دارم صفتی حقیقی را که خمینی به آن آراسته بود می گویم چون دشنام چیزی را حل نمی کند که هیچ، گاهی آدم را به بیراهه می اندازد و خوبست بجای دشنام دادن ببینیم درد چه بود و مشکل از دزد بودن ناشی می شد یا مرتجع بودن.. ،وقتی کسی می گوید و این اعتقاد را ترویج می کند و جا می اندازد که انقلاب را به سرقت برده اند بنا بر این تحلیل و تفسیر و اعتقاد کار مشخصی را پیش روی خودش و دیگران می گذارد

ساقی

مثلا؟

یغمائی

مثلا اینکه این بابا دزد بوده است و در جای دیگر،یا در کنار حضرت امام!! صاحب دیگری با ریشه های تاریخی مکفی و توانمندی کافی بالقوه و حتی بالفعل و امکانات درست و حسابی ونیروی اجتماعی شکل یافته وجود دارد که بیاید و انقلاب را دیر یا زود از حلقوم این دزد بیرون بکشد. این باور، کارکردهای عملی مشخصی را پیش رو می گذارد که طبعا اگر جریان دزدی واقعی باشد راه بجائی خواهد برد ولی اگر این ملای مرتجع دزد نباشد و یک آادم عقب مانده از نظر تاریخی باشد که به دلایل مختلف روی کار آمده است این نگاه می تواند مشکلات فاجعه باری ایجاد کند و راه کعبه را بر ترکستان ختم کند.چون برای رویاروئی با دزد انقلاب یک کارکرد وجود دارد وبرای روبروئی با یک رهبر غیر دزد مرتجع که البته هزار بار از یک دزد انقلاب می تواند خطرنکتر باشد کار کردی دیگر و راه و طریقی دیگر. من فکر می کنم باید این را مورد تامل کافی قرار داد تا معلوم شود چه گذشت و انچه گذشت ناشی از چه بود.

ساقی

آیا نمی شود این تصور را کرد که خمینی انقلاب مردم را از خود مردم دزدید؟

یغمائی

می توانیم بگوئیم خمینی انقلاب را از مردم دزدید! ولی این چطور دزدی است که شعار درود بر خمینی مردم گوش فلک را کر کرده بود و میلیونها نفر به استقبال دزد شتافتند. آن دریای پلاکاردها چه بود. آن مملکتی که بخش اعظمش، بخصوص جمعیت عظیم روستائی اش و خرده بورزوازی شهری اش بطور عمده در زیر نام او گرد آمده بود چه بود. آن صدها و هزاران دانشجوئی که با صمیمیت و صداقت و فداکاری علم او را بر دوش می کشیدند و سه چهار سال بعد بخش اعظم آنها با بیرحمی و شقاوت تمام به جوخه های اعدام سپرده شدند چه بود؟ خودمان را گول نزنیم و چشم به حقیقت باز کنیم. چشم پوشیدن بر این حقیقت اشکالات بزرگی ایجاد کرد و با زهم می تواند ایجاد کند. خمینی اگر چه شاید خودش هم در آغاز از این لقمه به این بزرگی وحشت کرده بود اما بر تارک این تحول نشسته بود. او یک آخوند شیعه مرتجع مسلمان بود که وقتی سوار بر قدرت شد تلاش کرد ایده های شیعی و آخوندی خودش را پیاده کند. قشر و طبقه گسترده خودش را هم جمع کرد و وقتی هم ملت کم کم فهمید و مقاومت کرد بر اسا س اعتقادات و منافعش زور را به کار گرفت. این آخوند که قبل از حاکمیت احتمالا در پرونده اش چیز زیاد ناجوری از زاویه شخصی دیده نمیشود در مقطع قدرت تبدیل به غولی شد که در سیلاب خون و اشک ملتی خرش را راند تا وقتی که عمرش به پایان رسید. هر آخوند دیگری هم جای او بود همین ماجرا کما بیش تکرار می شد. هر کس دیگر هم بیاید و دوباره بخواهد چه باریش و یا سبیل، چه با عمامه و سر تراشیده و یا کلاه و فکل و کراوات با متر مذهب و اسلام و امثالهم قد و قامت ایران را اندازه گیری کند و حکومتی با پسوند و پیشوند دین و مذهب درست کند همین آش است و همین کاسه من فکر می کنم بجای خیالپردازی و اینکه دزد بود و چنین بود و چنان بود بیائیم درست قضیه را ببینیم .

ساقی

قبل از این به یک فرایند تاریخی دیگر اشاره شد بعد هم به شروع جریان زوال خوب هست در این مورد بیشتر گفته بشود.

یغمائی

با عرض معذرت از این مثال!، بیائیم و خودمان را جای یکی از سران یا دوستداران این حکومت ارتجاعی فرو رفته در فساد و غارت بگذاریم. این حکومت در چه شرایطی است؟.آن نقط باصطلاح قوت ! تبدیل به چه شده است؟افق را چطور می بینیم. حکومتی که در آغاز عکس امامش در ماه رویت می شد و هر آخوند خرد و ریزش در میان مردم عادی اعتبار داشت و آنها را نگهبان دین و ائین محمد و علی می دانشتند به چه روزی افتاده است؟فرایندی تاریخی و غول آسا که حصار مدافعش باورهای مردم وتقدس مذهبی و اعتماد بود حالا برای دفاع از خود اگر مدتی چماق و سلاح سرکوب را کنار بگذارد توسط ملت جارو خواهد شد یا نخواهدشد؟ نگاه کنید و ببیند که حتی در درون این سیستم از نظر ایدئولوزیک و مکتبی چه شک و شبهه های اساسی و پایه ای ایجاد شده است ؟ نگاهبان این رژیم دیگر آن نیروی درونی و تاریخی قبلی اش نیست. از همان اغاز قدرت گرفتنش پروسه زوال شروع شد. امروز دیگر روشن است که نگهبان حفظ این حکومت دستگاه پلیسی و نظامی و سرکوب است.و دستگاه نظامی و پلیسی هم سر انجام و در سرفصلی که خواهد رسید نخواهد توانست بقای این حکومت را با این وضعیت فاجعه بار و فاسد حفظ کند.

ساقی

آیا می شود که بگوئیم این پروسه زوال را شقاوت و خونریزی بوده که سرعت داده است یعنی در حقیقت خونهائی که این رژیم ریخته.

یغمائی

خونهائی که در راه آزادی فرو ریخته و هنوز هم دارد بر زمین می ریزد بدون شک باعث شده که این حکومت پلید در هر کوچه و خیابان خونخواهان بسیاری داشته باشد ولی علت زوال این نیست یا فقط این نیست.خود این خونریزیها در کنار سایر علتها که باید به آن پرداخت به دلیل این است که این حکومت عقب مانده و عاجز و فاسد است و چون ظرفیت و توان لازم را برای حکومت ندارد پاسخش خونریزی است. این حکومت به این دلیل در هم فرو خواهد ریخت که توان حل مساله از یک ملت را در زمینه های مختلف ندارد و با همه چیز درگیر است و به درد این روزگار نمی خورد. توجه داشته باشیم اگر صرف ریختن خون و کشتار باعث انقلاب و تحول اجتماعی می شد خونریزیهای فرانکو و جنایات پینوشه وبسیاری از همشانهای آنها در خاورمیانه و سایر نقاط دنیا باید ساقط می شدند. انها کم خون نریختند. در انقلاب معروف به تائی پین یا تائی پینگ در چین قبل از مائو کم خون بر زمین نریخت. بسا چیزهای دیگر در کنار از جان گذشتگیها وفداکاریها لازم است تا حکومتی جناتبار و جنایتکار را ساقط کند.  

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی ام
* بپاس پیدا شدن چند خمره شراب از عهد ساسانی
*ساقي نامه
*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.
* غزلهای بی تاریخ
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی
*خدا فروشان
*تجربه
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری
*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها