سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
اسماعیل وفا یغمایی

 

فعالیتهای علمی و تالیفات آمام رضا چه بوده است ؟
در سالهای اول قرن سوم هجری و در شهر مرو هستیم و کوشش میکنیم چند و چون روزگارهشتمین امام شیعیان را تا جائی که ممکن است بنگریم و باز خوانیم. باز هم تاکید میکنم در بخش غالب قلم در دست عالمان شیعی و فقیهان نامدار و محدثان و اخبار گویان بوده است .ما نیز مجبوریم بر این اسناد بگذریم. نفی این اسناد و اینکه این اسناد تماما ساخته و پرداخته عالمان دینی است ممکن نیست. می شود بخشهائی را که راجع به خوارق عادات و کارهای عجیب و غریبی است که به امام رضا نسبت میدهند رد کرد ولی اگر تمام این اسناد را باطل بدانیم نخست باید تمام عالمان و فقیهان و ملایان و محدثان را دروغگو بخوانیم و مهمتر از این با خلئی شگفت روبرو خواهیم شد که در آن پهنه امام رضا قابل شناسائی نیست و این سئوال پیش می آید که:
- امام رضا کیست و چه میکرده و شرح احوالاتش را در کجا باید جست؟ امام رضا این قدیس بزرگ چه نظراتی داشته است؟در باره انسان، درباره زنان، در باره جامعه،و امثال اینها بعنوان یک امام  چگونه فکر می کرده است
در این مسیراز ان امام رضا که قرنهاست در افق نگاه نسلهای مردم کوچه و بازار بعنوان یک موجود مقدس و در ارتباط با ناشناخته ها تثبیت شده است و بدون تردید بخش اعظم این تثبیت بر دوش نسلهائی از فقیهان قرار داشته میگذریم و سعی میکنیم امام رضا را در گذرگاه تاریخ و شناختی حقیقی و بر پایه آنچه که از او باقی مانده بنگریم.
درنگی بر دو رساله از تالیفات امام رضا برای شناخت قلمرو اندیشه او
در اين گذرگاه بر دو رساله از تاليفات على ابن موسى الرضا هشتمين امام شيعيان، و يكى از برجسته ترين قبله گاههاى عاطفى ــ مذهبى ميليونها تن از مردم ايران و شمار زيادى از مسلمانان شيعه در ساير كشورهاى جهان مى گذريم وآنها را باز مى خوانيم و مورد تامل قرار مى دهيم.
 
خامنه ای در حرم امام رضا
طبيعى است كه ساير تاليفات امام رضا هم قابل دسترس است. در ايران با مراجعه به كتابخانه ها و كتابفروشى ها به راحتى مى توانيم انها را به دست آوريم، و در خارج كشور به كمك سايتهاى اينترنتى و دهها سايتى كه ويژه امام رضا و زندگى و آثار و تاليفات اوست مى توانيم كتابهاى مورد نظر را مطالعه كنيم، اما غرض از انتخاب اين رسالات (رساله به محمد ابن سنان ورساله به مامون در شناخت اسلام ) اين است كه با مطالعه اينها بهتر مى توانيم به نظرگاههاى  تئوریک و به گفته علمای شیعه علمی!على ابن موسى در باره شمارى از مسائبل اجتماعى و فلسفى و مذهبى نزديك شويم و بر آنها درنگ و تامل كنيم و نیز دریابیم که هنوز این باورها چه در غرصه فرهنگ مذهبی و چه در عرصه قوانین حکومتی بر هستی یک ملت حکم میرانند.
بر خوانندگان ارجمندى كه در طى   ياداشتهای گذشته با يكديگر همسفر بوده ايم روشن است كه مقصود از بازخوانى اين ياداشتها مورد آزار قرار دادن عواطف و احساسات مردم و معتقدان به على ابن موسى  نيست.
جايگاه  على ابن موسى در گذشته و روزگار ماا در میان مردم کوچه و بازار که برای اعتقادات خود دلایل علمی نمی جویند وماجرای پناه آوردنی یک آهو به حرم برای آنها بعنوان دلیل کافی است و بنیاد اعتقاداتشان را نگهبانست، احتياجى به تاكيد ندارد و پيش از اين نيز اشاره شد كه بنا به نقل از يونسكوآرامشگاه امام رضا با سالانه بيش از دوازده ميليون زائر بزرگترين مركز زيارتى جهان است. آنچه كه ما در پى آن هستيم شناخت حقايق تاريخى و درنگ بر فراز و فرودها، فارغ از سليقه هاى شخصى وگروهى و سازمانى و آرمانى است. مى دانيم كه واقعيات تاريخى پيش از ما رخ داده اند وعليرغم ابرها و دودها و بخورها، قابل شناسائى اند وبر اين اساس مى خواهيم بدانيم براستى در درون تاريخ ما چه خبر است و واقعيت چيست؟. قصد ما دراين كنكاش تنها به دست آوردن آگاهى تاريخى و انبار كردن آنها در ذهن و صفحات كاغذ نيست. مى
 
رفسنجانی واعظ طبسی و امام جمعه مشهد در درون ضریح
خواهيم از اين آگاهى تاريخى براى بناى زندگى ذهنى و مادى و اجتماعى و سياسى پاكيزه ترى براى خود ونسلهاىى آينده استفاده كنيم.  مى خواهيم با اين آگاهى تاريخى به روشنى ببينيم و با تمام وجودمان احساس كنيم كه عدم توجه به لائيسيته، عدم تفكيك دين از دولت، عدم تفكيك بخش فلسفى مذهب و مساله خدا وبا معنا بودن يا بى معنا بودن جهان، از بخشهاى حقوقى و قضائى وبحث و فحصهائى كه به حل و فصل مسائل اجتماعى ومقوله دگم و تغييرناپذير امامت شيعى در سطح ملى بر مى گردد بسيار خطرناك است، زيرا ماجرا تنها در رساله هاى فقيهان و علماى مذهبى خلاصه نمى شود، و ملتى كه چهارده قرن از تاريخ آن با اسلام آميخته است بايد اين حقايق را بداند و توان اين را در خود ايجاد كند كه معنويت نوين خويش را با استفاده از ميراث مفيد گذشته و نقادى سايه هاى خونين و تاريك آن كه در مقابله با خردورزى و آينده گرائى قرار دارد بنا كند.
به روشنى و با توان تمام بايد بر اين مهم تاكيد كرد كه پس از تجربه تاريخى جمهورى اسلامى و آنچه كه در اين ميهن گذشت و هنوز هم در حال گذر است نمى توان تنها به تحولى سياسى بدون پيوند با تحولى فرهنگى دلخوش داشت. براى ايجاد اين تحول بايد در گام نخست خيالات شخصى و روياهاى رنگين را به كنارى گذاشت و جرئت دانستن داشت. بايد از جمله آنچه رابه تاريخ ايران و مردم ايران مربوط است با انصاف و با جديت و شهامت لازم مورد بازبينى قرار داد وبايد همين امروز اين كار را آغاز كرد كه تا همين امروز هم دير كردهاى فراوان داريم. از خوانندگان گرامى مى خواهم عليرغم اين كه خواندن اين متون كهن ممكن است باعث خستگى آنها بشود اين متون را بخوانند وبر آنها تامل كنند.
 
رساله اول:رساله به محمد ابن سنان.در پاسخ به مسائل شرعى
به روايت شيخ بزرگ شيعه صدوق(سلسله سند اين رساله تا امام رضا)
نخست و پیش از رساله جا دارد به راوی این رساله شیخ صدوق بپردازیم تا بدانیم رساله مربوطه از چه استحکامی در میان معتقدانش برخوردار است
در باره شیخ صدوق
 
عیون الاخبار رضا اثر سیخ صدوق
محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى، مشهور به«شيخ صدوق»، در سال 305 هجرى قمرى،  در شهرقم متولد شد.فقیهان بسیار منجمله شیخ طوسی نوشته اند در ماجرای تولد او امام زمان دخالت داشته است،بدین ترتیب که پدرش على بن بابويه با دختر عموى خود ازدواج كرده بود؛ ولى از او فرزندى به دنيا نيامد. او در نامه‏‌اى از   شيخ‏‌ ابو القاسم، حسين بن روح ازنایبان امام زمان تقاضا كرد تا از از امام غایب بخواهد براى او دعا كند  .پس از گذشت مدتى ازامام غایب جواب داده شد:« تو از اين همسرت صاحب فرزند نخواهى شد؛ ولى به زودى كنيزى از اهالی دیلم خواهی داشت که از او داراى دو پسر فقيه خواهى گشت و صدوق اینچنین زاده شد. انان که باور دارند دارند ولی برای اهل تامل روشن است که از پایه و مایه چگونه از قبل از تولد نور راز و تقدس را بر سر این فقیه نامدار به درخشش آورده اند و تاریخ شیعه از این نوع روایتها سرشارست.
پدر شیخ صدوق ، على بن حسين بن بابويه قمى، از   علما و فقهاى بزرگ زمان خود بود. در آن روزگار، با آنكه عالمان و محدثان بسيارى در قم مى‏زيستند، زمام مرجعيت و فتوا بر دوش اين عالم عابد و محدث ، يعنى على بن بابويه( پدر شيخ صدوق) بوده است. او دكه‏‌اى كوچك در بازار قم داشت كه از راه كسب و تجارت امرار معاش مى‏كرد و ساعاتى از روز را نيز در منزل خود به تدريس و تبليغ احكام و نقل روايات مى‏پرداخت. شيخ صدوق از بزرگترين شخصيت‏هاى جهان تشییع   است.
او كه نزديك به عصرائمه شیعه مى‏زيست، با جمع‏‌آورى روايات‏‌اهل بيت   و تاليف كتاب‏هاى متعدد پایه ای ، خدمات زیادی  به تشيع كرد.
شيخ صدوق بيش از بيست سال از دوران حيات پدر را درك كرد و در اين مدت از محضر پدر و ساير علماى قم كسب علم و حكمت كرد.
در سن 22 يا 23 سالگى بود كه پدر ش مرد. از آن پس وظيفه   نشر احاديث  و هدايت امت به عهده وى قرار گرفت و دوران جديدى از زندگى او آغاز گرديد.
‏شيخ طوسى از ارکان شیعه در معرفى شيخ صدوق مى‏گويد:«او دانشمندى جليل القدر و حافظ احاديث بود. از احوال رجال، كاملا آگاه و در سلسله احاديث، نقادى عالى مقام به شمار مى‏آمد. بين بزرگان قم، از نظر حفظ احاديث و كثرت معلومات مانند نداشت و در حدود سيصد اثر تاليفى از خود به يادگار گذاشته است.»رجالى كبير، نجاشى، چنين مى‏نويسد:« ابو جعفر( شيخ صدوق) ساكن رى، فقيه و چهره برجسته شيعه در خراسان است، او به بغداد نيز وارد شد و با اين كه در سن جوانى بود همه بزرگان شيعه از او استماع حديث مى‏كردند.»علامه بحرانى مى‏گويد:« جمعى از اصحاب ما، از جمله علامه در «مختلف»، شهيد در« شرح ارشاد» و سيد محقق داماد، روايات مرسله صدوق را صحيح مى‏دانند و به آنها عمل مى كنند؛ زيرا همان گونه كه روايات مرسله ابن ابى عمير پذيرفته شده، روايات مرسله صدوق هم مورد قبول واقع شده است.استادان شیخ صدوق عبارت بودند از:
1پدرش على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى
2- محمد بن حسن بن احمد بن وليد
3حمزة بن محمد بن احمد بن جعفر بن محمد بن زيد بن‏على
4ابو الحسن، محمد بن قاسم
5- ابو محمد، قاسم بن محمد استرآبادى
6- ابو محمد، عبدوس بن على بن عباس گرگانى
7- محمد بن على استرآبادى‏ شاگردان‏ معروف او عبارتند از:
1برادرش حسين بن على بن موسى بن بابويه قمى
2- شيخ مفيد
3- شيخ ثقة الدين حسن بن حسين بن على بن موسى بن بابويه، برادرزاده صدوق
4- على بن احمد بن عباس، پدر شيخ نجاشى
5- ابو القاسم، على بن محمد بن على خزاز
6- ابن غضائرى، ابو عبدالله، حسين بن عبيد الله بن ابراهيم
7- شيخ جليل، ابو الحسن، جعفر بن حسين حسكه قمى، استاد شيخ طوسى
8- شيخ ابو جعفر، محمد بن احمد بن عباس بن فاخر دوريستى، معاصر شيخ طوسى
9- ابو زكريا، محمد بن سليمان حمرانى
10- شيخ ابو البركات، على بن حسن خوزى‏
تاليفات‏ تاليفات فراوان و گوناگون وى هم اكنون نيز با گذشت بيش از يك هزار سال از تاريخ تاليف آنها، در میان عالمان دین از نهایت اعتبار برخوردار است ومنجمله در ایران امروز بر جان و مال و زندگی مردم ایران سیطره دارد . از زمره معروفترین آنها:
: 1من لا يحضره الفقيه
2 ممدينة العلم
3 كمال الدين و تمام النعمة
4 التوحيد
5 الخصال
6 معاني الأخبار
7 عيون أخبار الرضا عليه السلام
8 الأمالي
9 المقنع في الفقه
10 الهداية بالخير
شیخ صدوق، پس از عمرى طولانى در سال 381 هجرى درگذشت
***
کتاب را به روایت شیخ صدوق میخوانیم
آن چه حضرتش(ع‌) یعنی امام رضا به محمد بن سنان در پاسخ به سؤالهاي وي درباره علل‌[احكام‌] نوشت. نجاشی در باره محمد ابن سنان نوشته است   : نام وی محمد فرزند حسن، و حسن فرزند سنان بوده است. در کودکی پدرش وفات نمود و جدش، سنان، سرپرستی او را به عهده گرفت، بدین ترتیب به  جدش منتسب گشت. او کتابهای زیادی نوشت که بعضی از آنها عبارتند از: «کتاب  الطرائف» و «کتاب الأظلة» و «کتاب المکاسب» و «کتاب الحج» و «کتاب الصید و  الذبائح» و «کتاب الشراء و البیع» و «کتاب الوصیة» و «کتاب النوادر». محمد  بن سنان در سال 220 قمری در گذشت.
صدوق گويد:
محمد بن ماجيلويه (رض)، از عمويش محمد بن ابوالقاسم، از محمد بن‌عليكوفي، از محمد بن سنان ما را چنين حديث كرد كه:
علي بن احمد بن محمد بن‌عمران دقاق و محمد بن احمد سنائي و علي بن عبدالله ورّاق و حسين بن ابراهيم بن‌احمد بن هشام (رض) گفته‌اند:
محمد بن ابي‌عبدالله كوفي از محمد بن اسماعيل از علي بن‌عباس گويد:
قاسم بن ربيع صحاف از محمد بن سنان ما را به حديث گفت:
و علي بن‌احمد بن عبدالله برقي و علي بن عيسي مجاور در مسجد كوفه و ابوجعفر محمد بن‌موسي برقي در ري (رض) گفته‌اند:
محمد بن علي ماجيلويه از احمد بن محمد بن خالد از پدرش از محمد بن سنان نقل كرده كه:
علي بن موسي الرضا(ع‌) در پاسخ به سؤالات او چنين نوشت:
 
درباره انواع غسلها
علّت غسل علّت غسل جنابت ، پاكيزگي و تطهير شخص از پليدي رسيده به او توسط خويش ،و پاك نمودن اجزاء ديگر بدناست زيرا جنابت از همه بدن او خارج شده پس پاك كردن همه‌بدن واجب آمده است‌.
علت سبك كردن حكم بول و غائط، بيشتري و پيوسته‌تري آن دو از جنابت است‌، پس در آن به وضو بسنده فرموده زير ا بيشتر ، دشوارتر و خارج از اراده و شهوت است‌، در حالي كهجنابت جز به لذّت جويي و پرهيز از آن صورت نبندد.
علّت غسل دو عيد و جمعه و ديگر غسلها ، بزرگداشت پروردگار از سوي بنده ،و به‌ استقبال رفتن براي آن كريم والا مرتبه، و طلب آمرزش براي گناهان است. همچنين از آن‌جهت كه روز عيد شناخته شده ، تابه ياد خداي تعالي در آن گرد هم ‌آيند و خدا غسل كردن را به بزرگداشت آن روز و برتري بخشيدن بر ديگر روزها، و بيشتري نافله‌ها و عبادت قرار داده تا اين كه طهارتي از جمعه تا جمعه ديگر باشد .
علّت غسل ميّت آن كه از آلودگي‌هاي بيماري و ديگر ناخوشي‌ها پاكيزه و پاك شود، زيرا به ديدار فرشتگان رفته ، همنشين اهل آخرت مي‌شود، پس مستحّب باشد كه چون‌به محضر خدا رسد او را با پاكيزگي ملاقات و ديدار كند ، پاك ، تميز و متوجه به خداي‌ تعالي عزّ و جلّ باشد و از او طلب آمرزش و شفاعت نمايد. علّت ديگر اينكه منَي كه از آن آفريده شده از او خارج مي‌شود ، پس جنب شده و غسل‌اوبدان جهت است‌. و علّت غسل از غسل يا تماس با او (ميّت‌) به جهت ترشحاتي باشد كه ميّت دارد، زيرا چون روح از بدن ميّت خارج شود بيشتر آفت او به جا مانده پس از آن تطهير شود و او را نيز تطهير كنند.
 
درباره وضو
علّت وضو و علّت وضو كه شستن صورت، دو دست و مسح سر و پاست براي ايستادن در برابرخداي عزّ وجلّ و روي نمودن به حضرتش با اعضاي ظاهر و ديدار با كرام الكاتبين است‌. پس شستن چهره به خاطر سجده و فروتني، و شستن دو دست براي بوسيدن آن دو و بلندكردن آن دو به دعا، و مسح سر و دو پا به خاطر آشكاري آنها در همه حالت‌هاي[نماز]است، ولي خضوعي كه در چهره و دو دست باشد در اين دو (سر و پا) نيست‌.
 
درباره ذكات
علت زكات علت زكات تأمين غذاي فقيران و حفظ ثروت ثروتمندان است ، كهخداوند تبارك و تعالي برخورداران از سلامتي را به پرداختن به امور دردمندان و مصيبت‌ديدگان تكليف نموده و فرموده است:
(با ثروت و جان‌تان آزموده شويد)، در ثروتتان با خارج كردن‌ زكات آن و در جانهايتان با عادت دادن آن به صبر و به جاآوردن شكر نعمت‌هاي‌ خداوند عزّ و جلّ و اميد به فزوني آن در كنار مهرباني و لطف به ضعيفان، توجه به‌ درماندگان، برانگيختن به ياري و همراهي ، كمك به نيازمندان، ياري امر دين كه پندي‌براي بي‌نيازان و عبرت ايشان است تا به نيازمندان راه آخرت بازشناسند، و فايده‌اي كه‌در اين كار با تشويق آنان به شكر خداي تبارك و تعالينهفته در برابر آنچه به ايشان ‌بخشيده و ارزاني داشته است، و واداشتن آنان به دعا، لابه و بيم از آنكه روزي آنان‌نيز نيازمند دريافت زكات و صدقه و صله رحم وكارهاي نيك شوند.
 
درباره حج و مسائل حج
علّت حجّ علّت حجّ ، رفتن به حضور خداي تعالي و طلب فزوني و خارج شدن ازهمه‌[گناهان‌]كسب شده است تا آن كه از گذشته توبه كرده، آنچه پيش رو دارد از سر گيرد.
همچنين به خاطر آنچه از خارج شدن مال و رنج بدنها در آن نهاده شده و بازداشتن نفس‌از لذتها و شهوتها و نزديكي جستن به خداي عزّ وجلّ با بندگي و ابراز فروتني وخواري‌و شكستگي در برابر اوست در گرما و سرما و امنيت و بيم . و به خاطر آنچه از منافع و بيم و اميد به خداي عزّ و جلّ در آن نهاده شده است . و ترك سخت دلي، گستاخي نفس،فراموشي ياد [خدا] ، بريدن اميد، عمل و تجديد حقوق، بازداشتن نفس از فساد،رساندن سود به آن كه در شرق و غرب يا خشكي و درياي زمين است ، از ايشان كه حج‌ّ گذارده يا نگذارده‌اند، اعمّ از بازرگان و دوره‌گرد، فروشنده و خريدار، و كاسبودرمانده و برآوردن حاجت‌هاي مردم گوشه و كنار جهان كه در آن موسم گرد هم مي‌آيند و نيز شاهد منافع يكديگر باشند.
و علت واجب كردن آن در يك نوبت آن است كه خداوند عزّ و جلّ واجبات را در حدّ توان‌ضعيفترين مردم مقرّر داشته، و از جمله آنها يك حجّ واجب است، اما توانمندان را به‌اندازه توان‌شان ، تشويق نمود.
و علت نهادن بيت الله در ميانه زمين آن كه جايي است كه از زير آن زمين فراخ شد ، و هر بادي در دنيا از آننقطه وزد كه از زير ركن شامي خارج مي‌شود و نخستين ‌بارگاهي باشد كه در زمين قرار گرفته، زيرا در وسط است و از آن جهت تكليف واجب اهل شرق و غرب يكسان باشد .
و مكّه ناميده شد زيرا مردم در آن گرد هم آيند و در گذشته به كسي كه آهنگ اين ديار مي‌نمود گفته مي‌شد: قَدُ مَكا(سوت زد). اين‌فرموده خداي تعالي است كه فرمود:
( عبادت‌شان در كنار كعبه جز سوت و كف زدن نبود) .
و علت گشتن دور بيت آن است كه خداوند تبارك و تعالي فرشتگان را فرمود:
(در زمين‌جانشيني قرار مي‌دهم، گفتند آيا كسي را در آن گذاري كه در آن فساد كرده و خون‌ريزد) 
و آنان چنين جواب دادند و پشيمان به عرش پناه آورده، طلب آمرزش كردند و خداوند عزّ و جلّ دوست داشت چون آن بندگان پرستيده شود پس در آسمان چهارم ‌خانه‌اي روبروي عرش قرار داد كه"ضراح‌" خوانده مي‌شود آنگاه در آسمان دنيا خانه‌اي قرار داد كه در مقابل ضراح بوده ، معمور ناميدهمي‌شود، و سپس اين خانه را در مقابل بيت معمور بنا نهاد، و آدم (ع‌) را به طواف آن امر فرمود و بدين[كار] خداوند عزّ و جلّ توبه او را پذيرفت و اين سنت تا روز رستاخيز در فرزندان او باقي است‌.
علت دست ساييدن بر حجر (الأسود) ، چون خداي تبارك و تعالي از فرزندان آدم‌ميثاق گرفت، حجر الاسود آن ميثاق را بلعيد ;
از اين رو مردم را به پاي ‌بندي بدان ميثاق تكليف نمود.همچنين دركنار حجر گفته شود:
امانتم را برگرداندم و به عهدخويش وفاكردم تا به وفاي من گواهي دهي.
و سخن سلمان نيز در همين معناست كه بي‌شك در روز رستاخيز حجر همچون (كوه‌) ابوقبيس با دو لب آمده و به وفايهر كه نزد آن‌آمده است، گواهي مي‌دهد. و علتي كه بدان مِني، مني ناميده شده آن است كه جبرئيل در آنجا به ابراهيم‌(ع‌) گفت:
آنچه‌مي‌خواهي از پروردگارت تمنّا كن. ابراهيم در دل خود خواست به جاي اسماعيل، قوچي را قرباني كند و خداوند آن را فديهفرزندش قرار دهد، و آنچه خواست به او داده‌شد.
 
درباره روزه
علت روزه علت روزه درك و احساس گرسنگي و تشنگي است تا بنده، خوار ، درمانده، مأجور مخلص و مقاوم شود از سويي آن راهنماي سختي‌هاي آخرت و مايه شكستن‌شهوتهاست. همچنين ترك آن در دنيا تا مهلت (آخرت‌)براي آن است كه ميزان آن در نيازمندان و درماندگان در دنيا و آخرت را دريابد.
 
علت تحريم قتل نفس
علت تحريم قتل نفس و خداوند كشتن انسان را به دليل تباهي مردم با فرض حلال بودن آن، حرام فرموده‌، همچنين از آن جهت كه به نيستي و از هم گسيختگي امورمي‌انجامد.
 
علت تحريم نافرمانى از پدر و مادر
علت تحريم نافرماني از پدر و مادر و خداوند عزّ و جلّ آزردن و نافرمانياز پدر و مادر را كه نشانه خارج از تكريم و بزرگداشت شأن فرمانبري از خداوند عزّوجلّ و نكوداشت پدر و مادر، و كفران ‌نعمت و ناسپاسي است، حرام نموده، و از آن جهت كه به كمي نسل و قطع آن منتهي ‌مي‌شود، كه در ستم كم ‌سپاسي شأن پدر و مادراست‌.همچنين لزوم دانستن حقّ ايشان، و فساد حاصل از بريدن پيوند خويشاوندي، و كناره‌گيري پدر و مادر از فرزند، و فرو هشتن ‌تربيت او كه ترك نيكي به ايشان نمودهاست‌.
 
علت تحريم زنا
علت تحريم زنا و زنا را حرام كرد زيرا فساد كشتن جانها، از ميان رفتن نسب‌ها، ترك تربيت‌فرزندان، تباهي در ارث و ديگر فسادهاي مانند آن را در خود دارد.
 
علت تحريم خوردن مال يتيم
علت تحريم خوردن مال يتيم و خوردن مال يتيم را به ستم، به دلايلي بسيار و انواع فساد آن حرام نمود. نخستين‌آن، چون انسان مال يتيم را ستمكارانه بخورد به كشتن او كمك نموده، زيرا يتيم بي‌نياز نبوده ، تاب اداره خود نداشته ، موقعيت خود ندانسته و كس ندارد تا به جاي او به‌ كارخاسته و چونان پدر و مادر كفايت او كند، و چون مال او خورده شود گويي او را كشته و به فقر و بيچارگي كشانده‌اند، به علاوه كه خداي عزّ و جلّ از آن بيم داده و فرجام ‌بد آن را چنين دانسته:
(و آنان كه فرزنداني ناتوان از خود بر جاي گذارند بر [آينده‌]آنان‌بيم دارند، بايد [از ستم بر يتيمان‌] بترسند)
.و به خاطر فرموده ابوجعفر(ع‌) كه:
خداوند عزّ و جلّ به خاطر خوردن مال يتيم دو عقوبت را وعده نموده ، عقوبتي در دنيا و عقوبتي در آخرت. زيرا باقي داشتن يتيم و استقلال او، و رهايي‌اش از تنگناهاي پيش رو در زندگي، در حرام دانستن مال اوست كه‌خدا بدان وعده عقوبت داده، انتقام‌جويي از سوي يتيم را در پي دارد، كه روزي بر اين‌تواناخواهد شد و كينه و بغض و دشمني را موجب مي‌شود، تا هر دو راهي ديار نيستي‌شوند.
 
علت تحريم فرار از ميدان جنگ
. علت تحريم فرار از ميدان جنگ و فرار از ميدان جنگ را حرام نمود كه موجب رخنه و سستي در دين، كوچك شمردن پيامبران و پيشوايان دادگر ، ترك ياري آنان عليه دشمن وفروگذاري تنبيه آنان‌ به خاطر انكار دعوت پيامبران و اعتراف به ربوبيت پروردگار، آشكار نمودن عدالت و ترك ظلم و ميراندن تباهي و فساد است همچنين اسباب گستاخي دشمن عليه ‌مسلمانان ،و به دنبال آن اسارت و كشتن آنان و از ميان بردن دين خداي عزّ و جلّ، و ديگر فسادها را فراهم مي‌آورد.
 
علت تحريم بازگشت به باديه و جاهليت
علت تحريم بازگشت به باديه و جاهليت و بازگشت به باديه و جاهليت، پس از هجرت حرام شده است زيرا [در حقيقت‌]بازگشت از دين و ترك ياري پيامبران و حجّت‌هاي الهي‌بوده ، تباهي و از ميان‌بردن حقّ هر صاحب حقّي در آناست، نه از آن جهت كه سكونت در باديه را برگزيده،چرا كه اگر حقّ و حقوق را هم شناخت و دين را كاملا"دريافت باز هم حقّ ندارد با مردم‌ جاهل و بي‌فرهنگ آميزش داشته باشد، زيرا ايمن از اين نيست كه تدريجا" دانش خود را كنار گزارد و با مردم جاهل در آميزد و از آنها هم جاهلتر شود.
 
علت واجب بودن ذكر نام خدا در موقع ذبح
وجوب ذكر نام خداوند در هنگام ذبح و آنچه به جز با نام او كه خداوند عزّوجلّ اقرار بدان و ياد نامش را بر آن واجب ‌ساخته است، ذبحشود، حرام شده است، تا آنچه بدان نزد خدا نزديكي جويند با آنچه‌ براي شيطان و بتها قرباني مي‌شود، يكسان تلقي نشود .
كه در ذكر بسم الله، اعتراف به‌ربوبيت و توحيد اوست. ديگر آن كه ذبح با غير نام خدا ، شرك و نزديكي به غير اوست‌، بنابر اين لازم است هنگام ذبح ياد خدا و بسم الله گفته شود، تا حلال و حرام خدا از يكديگر بازشناخته شوند. تحريم پرندگان و چرندگان نجاست خوار و همه پرندگان و چرندگان وحشي را حرام فرمود كه مردار، گوشت انسان و مدفوع‌ و مانند آن مي‌خورند.
خداوند عزّ و جلّ دليل‌هاي حلال و حرام شمردن چرنده و پرنده‌را بيان فرموده، چنان كه پدرم (ع‌) گفتهاست:هر نيش‌داري از چرندگان و چنگال‌داري از پرندگان حرام است و هر پرنده چينه‌دان‌دار حلال.
علت ديگر كه تفاوت ميان پرنده‌ حلال گوشت از حرام گوشت راشناساند اين فرموده آن حضرت (ع‌) است كه:
هر پرنده‌اي كه پياپي بال مي زند، بخور و هر آنچه در پرواز بال نمي زند، مخور.
 
علت تحريم گوشت خرگوش
علت تحريم خرگوش و خرگوش را حرام كرد زيرا چون راسو بوده، چنگالهايي مانند او دارد و چرندگان‌وحشي نيز با وجود آلودگي‌شان، مانند آن هستند. همچنين آنچه از آنها از خون باشد، آن‌گونه كه از زنان است، زيرا مسخ شدهاست‌.
 
علت تحريم ربا خوارى
علت تحريم ربا و علت حرام كردن ربا آن كه خداوند به دليل تباهي ثروتها آن رانهي فرمود. همچنين اگر انسان درهمي را به دو درهم بخرد، بهاي درهم يك درهم است و بقيّه آن‌باطل (حرام‌) . بنابر اين فروش به ربا در هر حال به زيان خريدار و فروشنده است‌. و خداوند تبارك و تعالي ربا را به جهت تباهي ثروتها حرام نمود، آن‌گونه كهحرام نمود مال سفيه به خود او داده شود، زيرا بيم تباه كردن آن بر او مي‌رود، به اين سبب خداوند ربا و فروش درهمي به دو درهم را به صورت مبادله مستقيم حرام كرده است‌. و به تحريم ربا ، پس از آشكاري آن ، به كارگيري حرام ، يعني ارتكاب كبيره پساز روشن شدن حقيقت آن و علم به تحريم خداي تعالي است و مرتكب آن جز كوچك شمردن تحريم كاري نكرده، و آن كه چنين كند به حوزه كفر در آمده است‌. علت تحريم رباي نسيه نيز از بين رفتن كار نيك، از ميان رفتن ثروتها، علاقه‌مند شدن مردم به رباخواري و كنار گذاشتن سنّت قرض و كار پسنديده است، همچنين تباهي‌ثروت، ستم و نابودي اموال راموجب مي‌شود.
 
علت تحريم گوشت خوك
علت تحريم خوك و خوك را حرام نمود كه مسخ شده ، خداوند عزّ و جلّ آن را مايه پند و عبرت و بيم و نشاني بر مسخ آفريده خود قرار داده، همچنين غذايش آلوده‌ترين چيزهاست، و علت‌هاي بسيارِ ديگر .
همچنين ميمون را حرام نمود زيرا او نيز چون خوك مسخ شده و آن را مايه عبرت خلق و نشاني بر مسخ آفريده‌اش قرار داده‌. از سويي شباهت چهره او به انسان براي آن است كه نشان دهد از آفريده‌هايي است كهمورد خشم الهي قرار گرفته ‌است.
علت تحريم مردار و مردار حرام شده است، زيرا فساد بدن و آفات آن در آن است،و خداوند عزّ و جل‌ّ خواست ذكر نام خويش به هنگام صيد يا بريدن سر آن ، موجب حلال شدن آن شود، تا فرق‌ حلال از حرام باقي ماند. خداوند عزّ و جلّ خون را نيز چون مردار حرام نمود كه در آن نيز فساد بدن بوده ، به‌ارث گذار زردآب ، تباه كننده فهم و بد بو كننده باد (خارج شده از انسان‌) است .
همچنين اخلاق را به بدي سوق داده، موجب سنگدلي و كمي رحمت و دلسوزي مي‌شود، تا آنجا كه بيم آن رود پدر و رفيق خود را نيز بكشد.
طحال را حرام نمود زيرا در آن خون است و علت تحريم آن، خون و مردار يكي ‌است كه از نظر فساد چون آن دو است‌.
 
علت وجوب مهريه
علت وجوب مهريه علت مهريهو واجب بودن آن بر مردان نه زنان آن است كه مرد عهده‌دار نفقه زن‌بوده، زن خود را فروخته و مرد خريدار است‌. فروش نيز جز در برابر دريافت بهاي آن وخريد در برابر پرداخت درست نيست. ضمن آن كه زنان از داد و ستد و تجارت به‌دلايل بسيار ممنوع‌اند.
 
علت جواز داشتن چهار همسر براى مردان
علت جواز داشتن چهار همسر علت روا بودن داشتن چهار همسر براي مرد و حرام بودن داشتن بيش از يك همسر براي زن آن است كه در صورت ازدواج مردي با چهار زن، باز فرزند منسوب به او خواهد بود، ولي اگر زني دو همسر يا بيشتر داشته باشد ، دانسته نشود كه فرزند از آن‌كدام است‌. زيرا همه آن مردان در ازدواج با وي شريكند، و اين موضوع تباهينسب‌ها،ارث و محارم را به دنبال خواهد داشت‌.
 
علت جواز تنها دو همسر براى برده
علت روا بودن تنها دو همسر براي عبد (برده‌)بدان علّت است كه او در طلاق و ازدواج به‌عنوان نيم مردي آزاد بوده، مالك خود و ثروت خويش نيست، بلكه صاحب او هزينه او را عهده‌دار است. و از آن جهت كه تفاوتي ميان او و شخص آزاد باشد، و گرفتاري‌اش در خدمت به صاحبش كمتر.
 
علت اجراى طلاق در سه نوبت
علت اجراي طلاق در سه نوبت علت اجراي طلاق در سه نوبت آن است كه مهلت (فاصله‌اي‌) ميان طلاق نخستين تا سوم‌باشد تا شايد رغبتي پديدار شده يا خشمي فرو نشيند . همچنين بيم و ادبي براي زنان و بازداشت آنان از نافرماني همسران‌شان شود، چيزي كه زن به خاطرارتكاب آن سزاوار جدايي از همسر مي‌شود.
 
علت حرام بودن ازدواج پس از نه بار طلاق دادن زن
علت حرام بودن زن پس از 9 طلاق، و از ميان عوامل حلال شدن براي هميشه آن‌است كه طلاق به بازي گرفته نشده ، زن را ضعيف نشمرده، مرد با دقّت در كارهاي ‌خويش بنگرد و هشيارانه تصميم گيرد. همچنين نا اميدي‌شان از كنار يكديگر قرار گرفتن را پس از طلاق نهم بيان دارد.علت طلاق مملوك در دو نوبتآن است كه طلاق كنيز نيم است پس آن را به‌احتياط نسبت به كمال فريضه، دو نوبت قرار داد همچنين به لحاظ تفاوت عدهً آن كه‌ همسرش وفات يافته است‌.
علت نپذيرفتن گواهى زنان در طلاق
علت نپذيرفتن گواهي زنان در طلاق علت نپذيرفتن گواهي زنان در طلاق و [رؤيت‌]هلال به خاطر ضعف آنان درمشاهده، و پرهيز توأم با ترس آنان در طلاق است بنابر اين گواهي آنان جز در جاي‌ ضرورت نظير گواهي قابله و آنچه گواهي آن براي مردان درست نيست، پذيرفته ‌نمي‌شود نظير ضرورت تجويز شهادت اهل كتاب، در جايي كه جز ايشان وجود نداشته ‌باشد. در كتاب خدا آمده است(دو عادل مسلمان از خودتان يا دو نفر ديگر از غير شما)5 كه كافر باشند و نظير گواهي ‌كودكان در قتل، آنجا كه جز ايشان وجود نداشته باشد.
 
علت شهادت چهار تن  براى اثبات زنا
علت شهادت چهارتن در زنا علت شهادت چهار تن در زنا و دو تن در ديگر حقوق، شدّت حدّ زن شوهردار، يعني قتل يا كشتن است‌.به همين دليل گواهي بر آن دو برابر و سخت قرار داده شده ،كه‌در آن قتل نفس خود، از ميان رفتن نسب فرزندش و فساد ارث است‌.
 
علت حلال بودن مال فرزند بر پدر
علت حلال شمردنمال فرزند بر پدرش علت حلال شمردن مال فرزند بر پدرش، نه خود او ، بر خلاف حقّ فرزند نسبت به‌پدر آن است كه بنا به فرموده خداوند عزّ و جلّ، فرزند متعلق به پدر است كه (هر كه را بخواهد دختر و هر كه را بخواهد پسر مي‌بخشد)6.به علاوه هزينه اودر خردي و بزرگي بر عهده پدر و منسوب به او مي‌باشد و به نام او خوانده مي‌شود كه فرمود:( به نام پدران‌شان‌بخوانيدشان كه نزد خدا به عدالت نزديكتر است‌)7 و اين سخن پيامبر(ص‌) كه: تو و ثروتت از آن پدرت هستيد. در حالي كه نسبت به مادر چنين نيست اورا نرسد بي اجازه فرزندش يا پدر او از مال او چيزي بردارد، چه اين كه پدر مورد بازخواست در مورد نفقه فرزند است، اما مادر در مورد هزينه فرزندش بازخواست نشود
 
. علت وجوب بينه بر مدعى
علت وجوب بيّنه بر مدّعي علت نهاده شدن بيّنه در همه حقوق بر مدّعي و سوگند بر مدّعي عليه، به جز خون ،آن است كه مدّعي عليه منكر بوده، امكان اقامه بيّنه براي انكار وجود ندارد كه ناشناخته‌است،و بيّنه در خون بر مدّعي عليه و سوگند بر مدّعياست،زيرا مسلمانان احتياط مي‌كنند تا مباد خون مسلماني هدر رود. همچنين باز دارنده و نهي كننده قاتل، به خاطر سختي اقامه بيّنه براي آن است، چه اين كه گواهي دهنده به عدم انجام آن اندك مي‌باشد.
 
علت وجوب قسامه بر پنجاه مرد
علت وجوب قسّامه بر پنجاه مرد علت اين كه قسّامه پنجاه مرد قرار داده شده، سختگيري و احتياط براي هدر نرفتن‌خون شخص مسلمان است‌.
 
علت قطع دست راست دزد
علت قطع دست دزد علت قطع دست راست دزد آن است كه مستقيما" با دست راست بدين‌كار دست زده،برترين و سودمندترين اعضاي اوست، بنابر اين بريدن آن را به عنوان تنبيه و پند ديگران‌قرار داده است تا مبادا ثروت مردم را از راهي غير حلال به دست آورند. به علاوه بيشتر دزدي‌ها با دست راست انجام مي‌گيرد.
 
علت حرام بودن غصب
همچنين غصب اموال و به دست آوردنآن از راههاي غير مشروع را حرام نمود، كه در آن انواع فساد وجود داشته و فساد چون موجب فنا و نيستي و غيره است، حرام شمرده شده است‌.
 
علت حرام بودن دزدى
علت تحريم دزدي دزدي نيز بهخاطر تباهي اموال و كشتن جانها حرام شده است، همچنين به سبب‌فراهم نمودن زمينه غصب، كشتن، درگيري و حسادت و كنار گذاشتن كسب و كار،كه‌ در آن صورت هيچ كس به تصرّف در چيزي سزاوارتر از ديگري شناخته نمي‌شود.
 
علت زدن تازيانه بر زناكار
علت زدن تازيانه بر زناكار علت زدن تازيانه بر بدن زناكار آن است كه بدن او به طور مستقيم از زنا لذّت برده و در آن نقشداشته‌.بنابر اين تازيانه، موجب تنبيه او و عبرت ديگران است، زيرا از بزرگترين‌جنايتهاست‌.
 
(علت زدن هشتاد تازيانه بر كسى كه شهادت دروغ به زنا كردن كسى بدهد)
علت زدن هشتاد تازيانه بر كسي كه نسبت زنا به ديگري دهد و فرد شراب خوار آن است كه: در نسبت زنا، نفي‌فرزند ،قتل نفس و از ميان رفتن نسب است‌. وفرد شراب خوار نيز چنين است، چه اين كه‌ چون شراب نوشد، ياوه گويد و چون لب به ياوه گشايد افترا زند، بنابر اين حدّ افترا زننده‌بر او واجب آيد.
 
علت كشتن زناكار
علت كشتن زناكار پس ازاجراي حدّ در سومين مرحله، سزاواري آنها و عدم عبرت گيري از حدّ خوردن است، چنان كه گويي تازيانه بر ايشان بي تأثير بوده است‌. علت ديگر آن كه كوچك شمارنده خدا و انكار كننده حدّ است، پس سزاوار كشته شدن است، زيرا به‌حوزه كفر در آمده است‌.
 
علت تحريم همجنس بازى
علت تحريم همجنس بازي علت حرام بودن مرد بر مرد، و زن بر زن به خاطر طبيعت و سرشت آدمي در ميل به جنس مخالف است، از سويي همجنس بازي موجب بريده‌شدن نسل، فساد تدبير وويراني دنياست‌.
 
علت حلال بودن گوشت گوسفند و گاو و شتر
خداوند تبارك و تعالي گوشت گاو ، گوسفند و شتر را به سبب زيادي و سهولت ‌دسترسي بدان حلال نموده. حلال بودن گوشت گاوِ وحشي و ديگر حيوانات وحشي‌حلالگوشت نيز از آن جهت است كه غذاي آنها غير مكروه و حلال است، از سويي نه به ‌يكديگر زيان رسانند ، نه براي انسان زيانبار است، و در آفرينش آنها مسخ و تشويهي ‌وجود ندارد. گوشت استر و ألاغ اهلي نيز به خاطر نياز مردم به سوار شدن بر آنها و استفادهاز آنها، همچنين بيم كاسته شدنشان مكروه است، نه از آن جهت كه طبيعتي آلوده يا غذايي ناپاك دارند.
 
علت تحريم نگاه كردن به موى زنان
علت تحريم نگاه به موي زنان نگاه به موي زنان با حجاب أعمّ از همسردار و بي‌همسر حرام است، زيرا موجب‌ تحريك مردان و زمينه‌ساز فساد و بر قراريروابط نامشروع مي‌شود . آنچه شبيه مو باشد نيز چنين است، به جز آنچه خداي تعالي فرموده:( و بر زنان از كار افتاده‌اي كه‌ اميد زناشويي ندارند گناهي نيست كه پوشش خود كنار نهند بي آنكه زينتي آشكار كنند) يعني بدون چارقد، بنابر اين ديدن موي ايشان اشكالي ندارد.
 
علت تنقيص در ارث بردن زنان
علت تنقيص ارث زنان علت آنكه از ارث نيم آنچه به مرد داده مي‌شود، به زن داده مي شود آن است كه زن چون ‌ازدواج كند، خرج خود از مرد مي‌گيرد و مرد عهده‌دار هزينه‌هاست، به همين دليل سهم‌ مرد بيشتر شده است‌.
 
علت اينكه مردان دو برابر زنان ارث مى برند
علت ديگر در دادندو برابر آنچه به زن داده مي‌شود به مرد، آن است كه هزينه زن بر عهده مرد است و چون نيازي يابد بر اوست كه آن را تأمين كند، در حالي كه اداره مرد بر عهده زن نيست و در صورت نياز نمي‌تواند [ به حسب قانون شرع‌] چيزي از زن بستاند بنابر اين خداوند سهم مردان را بيشتر قرار داده و فرموده است: (مردان سرپرست زنانند كه خدا برخي از ايشان را بر برخي ديگر برتري داده و به دليل آن كه از اموالشان خرج‌مي‌كنند)9. و علت اينكه زن از عقار (عرصه‌) ارثي نبرده، تنها از اعيان بهره‌اي دارد آن است كه ‌تغيير و تبديل آن ناممكن است.زن مي‌تواند پيوند خود و همسرش را قطع كند، اما چنين ‌چيزي در مورد فرزند و پدر وجود ندارد، و جدايي ميان آنها ممكن نيست، و تغيير و تبديلي بدان راه ندارد . آن رابطه ثابت و پايدار است، و پيوسته جاري و پا برجاست.
 
یاداشتی بر این رساله
رساله را دیدیم. این رساله یا از امام رضا نیست یا هست. برای نفی این رساله باید همه چیز و همه کس منجمله شیخ صدوق را به نقد نشست.اما اگرنام و نشان امام رضا را به کناری بگذاریم این رساله مشابه صدها رساله ایست که در طول قرون انواع و اقسام فقیهان با آن جامعه ما را به خفقان و تاریکی و کوته اندیشی دچار کرده اند. فرق این رساله با رساله خمینی و خامنه ای براستی چیست؟ ایا تاکید بر کشتن زناکار، سنگسار، بریدن دست دزد،تازیانه زدن، زنان را نیم مرد حساب کردن، گرفتن چهار زن از تدبرات و نظرات امام رضاست؟. ایا آخوندها رسالات خود را با تکیه بر نظرات امام رضا نوشته اند یا حکایت دیگر است.شخصیتی که امام رضا در این رساله از خود و اندیشه خود به نمایش میگذارد یا فقیهان آن را به تماشا نهاده اند چگونه شخصیتی است؟ما چگونه آن را توضیح میدهیم؟و ایا میتوانیم اثبات کنیم که این رساله و امثال آن جعلی است! و اگر جعلی است نظرات واقعی امام رضا را باید در کجا پیدا کرد؟.می توانیم در ادامه چرخش نسلها و فصلها به دور حرم به چرخش ادامه داد و می توان از چرخش باز ایستاد و کمی تامل کرد.
ادامه دارد

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*بهشت و جهنم برترین پاسداران مدارهای جاذبه و اعتقاد
* در سالگرد انقلاب کبیر فرانسه ترجمه تازه ای ازسرود مارسیز.
*سند شماره یک‌ : قتل هولناک فاطمه بنت ربیعه در صدر اسلام
*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی ام
* بپاس پیدا شدن چند خمره شراب از عهد ساسانی
*ساقي نامه
*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.
* غزلهای بی تاریخ
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی
*خدا فروشان
*تجربه
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری
*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها