یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
اسماعیل وفا یغمایی

 

حضرت استاد حمید رضا طاهر زاده، بقول خودشان «رفیق سابق گرمابه و گلستان من» نیز اگر چه مقداری دیر و دور ولی به میدان آمده و در یک مقاله مفصل پانزده صفحه ای(آ.چهار)فقیر را به باد انتقادات انقلابی و توحیدی گرفته اند.جز این هم انتظاری نبود.
 
استاد حمید رضاطاهر زاده که بدون شک استاد ی بزرگ در نواختن تار،سه تار، کمانچه، ویلن، گیتار، و دو سه ساز دیگرست،( و هنوز و هر شب من تکنوازی تارش را برای شاید هزارمین بار و بیشتر هنگام خواب گوش میکنم)ساز انتقاد رانیز در پانزده صفحه  خوش نواخته است و رنج نوشتن را بر خود هموار نموده است. در«لشکر کشی نوشتاری» که از دو سه ماه قبل شروع شده است، بطوری که من بررسی کرده ام آنانکه انقلابی تر !و پاکیزه ترند! و پرونده سپید تر و روشنتری! دارند پر شور تر و بیشترمینویسند.  طاهر زاده نیزبجز مهارت در نواختن سازهای مختلف در میان دوستان و مجاهدین و اعضای شورا و شناسندگان، ازرهبران و مسئولان مجاهدین گرفته تا هواداران به «صداقت و راستگوئی»، ونیز «طهارت و پاکیزگی اخلاقی»، و «انقلابی بودن»، و«فرصت طلب نبودن» معروفند بنابراین با داشتن چنین خصائصی از نوشتن این نامه حیرتی بمن دست نداد.
 
من بر سر پاسخ نیستم. نه خصم طاهر زاده و نه دشمن مجاهدینم و شورا،دشمن برای من ارتجاع حاکم بر ایران و جهانخواری است  که زندگان را بر آتش اجساد کشتگان کباب کرده و میبلعد و پروار میشود. من منتقدی هستم که سالهاست نظراتم را مینویسم و خواهم نوشت. حضرت استادی میداند که دشمن مجاهدین نیستم فقط مثل او و دیگران شجاعت تحمل کشتارهای بی سرانجام را در امتداد راهی نا روشن و توجیهات مکتبی و شیعی ندارم .من فقط سئوال میکنم. سئوالاتی ساده،شما که مدعی هستید میخواهید سکان یک مملکت و ملت را در دست بگیرید چه کرده اید؟ جه میکنید؟ استراتژی تان را توضیح دهید؟ علل و فایده این کشتارها را توضیح دهید؟ چرا با منتقدان این چنین برخورد میکنید؟ چرا میخواهید منتقدان را لجنمال کنید و دهها سئوال دیگر. فکر میکنم سئوال و انتقاد گناه کبیره نیست. برگردم به نامه طاهر زاده.میتوان با صد صفحه  و الصاق برخی مدارک و عکسها ،نکته به نکته را با زبانی خوش یا ناخوش توضیح داد. این را لازم نمیدانم ولی میخواهم فقط بر چند نکته  از نکات بسیار و متاسفانه درهم و بر هم نامه آشفته ایشان روشنی بیاندازم.  واقعیت این است که بخش اصلی نامه ایشان جملات و کلمات تکراری در خیانت منتقدان و مخالفان و صفای و پاکیزگی رهبری انقلاب و مقاومت، و وابسته بودن مستقیم یا غیر مستقیم هر منتقدی به خامنه ای و رژیم است که ارزش پاسخ دادن ندارد و بگذاریم آینده قضاوت کند این چیزها اینقدر تکرار شده و مطمئنا تکرار خواهد شد که سائیده است، اما ایشان در کل نامه پانزده صفحه ای منجمله  بر چند نکته تاکید کرده اند که مختصرا پاسخی میدهم امید این که مفید آید.
 
*** یک: حضرت استاد بر این نکته   تاکید نموده اند که آقای رجوی سالیان دراز تمام مراحم و محبتهای خود را نثار من نموده اند. از طرف من طبعا با پیغامی از ایشان تشکر بفرمائید و بگوئید  بعد از آرزوی سلامت و دور بودن از خطرات و تسلیت بخاطر قتل عام اشرف ،ممنونم، و تاکید بفرمائید حتی مراحم سالیان اگر راست هم باشد موجب نمیشود که بر اختلاف و انتقاد سیاسی پرده انداخت، و بجز این، ادامه این مراحم را در کارکردهای این سه ماهه و نامه خود شما(طاهر زاده) شاهدم، که این همه توضیح کامل ایدئولوزی رحمت و رهائی  است. دست مریزاد. دوم: در باره ناظم بودن  یا شاعر بودن بگذاریم آینده قضاوت کند. من هرگز نمی گویم شما اگر سازمان و مقاومتی را ترک کنید از مقام موسیقیدانی به مقام مطرب رو حوضی سقوط میکنید. هرگز! بقول نرودا: هنر عنصر پنجم زندگی است. آب و آتش و خاک و باد و شعر(بمثابه هنر مادر) و هنرمندان از زمره بودنند و هستن.
 
استاد!شاعر بودن و یا نبودن  نه شیاف است که طبیب به اسافل اعضای مریض فرو نموده و هر وقت صلاح بداند بیرون کشد ونه رده تشکیلاتی که امروز بدهند و مرکزیت کاملت بنمایند  و فردا بستانند به رده هواداری بنشانندت و استادی ارزنده چون سرکار را به نقد من بکشاند! شاعر چون به نقطه شعر واصل شد در زندگی و مرگ شاعر است وشاعر بودن چیزی است مثل درخت سرو یا خر زهره بودن، مثل اسب بودن یا پرنده بودن  وعلائق و داوری و نامگذاری ما چیزی را عوض نمیکند. در هر حال من برای شاعری کیسه ای ندوخته ام و میسرایم و به باد میسپارم و حتی نگهداری هم نمیکنم. استاد!شاعر بودن من به یمن مقاومت نبوده است.هفت نسل من بدون ارتباط با مقاومت شاعر بوده اند و اسامی و نام حدود دوازده هزار شاعر در رساله ها ثبت شده که بجز چند تن کسی در ارتباط با مقاومتی نبوده. منجمله حافظ  چشم و چراغ شعر ایران که در دربار شاه شجاع میسرود و نه مقاومت! وسعدی که مداح دربار خلیفه بود که من شعرش را دوست دارم وبر کارش صحه نمی نهم ولی میخواهم تاکید کنم مقداری دقت کن و دانش خود را چنانکه در زمینه سازها در زمینه شعر و تاریخ ادبیات بیشتر کن و درستتر بنویس.در ضمن من حتی اگر شاعر و ناظم هم نباشم کوشش میکنم که انسان با مفهوم مثبتش باقی بمانم و انسان ماندن بسیار ارزنده تر از شاعر ماندن است و بدینسان است که سالهاست در مقابل کوچکترین رفتگر این شهر خود را فروتر میبینم و مرعوب عظمتهای پوشالی و دروغین و آلوده نمیشوم بنا براین هنوز اگر گاهی سجاده میافکنی برای من دعا کن که مرا از شعر دور و به مقام کوچکترین رفتگر شهر نزدیک کند. این هم ترا راضی میکند و هم مرا. سوم: ایشان کوشش نموده اند که مرا به دلیل نرفتن به عملیات ترسومعرفی بفرمایند و در اینطریق اشتباهات متعدد مرتکب شده اند.من بر خلاف ایشان بر شجاعت طاهر زاده در نبرد صحه میگذارم ولی تاکید میکنم   طاهر زاده حتی یکروز هم عضو مجاهدین نبوده اند وفقیر مراتب عضویت را از عضو ساده تا مسئول نهاد در سال هزار و سیصد وشصت سه  و مرکزیت کامل درپایان سال  هزار و سیصد و شصت وسه تا هزار و سیصد وشصت و پنج و سرانجام عضو شورای مرکزی در سال هزار سیصد و هفتاد و یک تا زمان اعلام خروج( شما بخوانید بریدگی) از سر گذرانده ام. راستی کدام گاو- مردی اگر اینسان که طاهر زاده میگوید من بزدل و فراری از مبارزه ام بر عضویت یک عنصر بزدل در بالاترین مدارج تشکیلاتی صحه نهاده است  و هرگز بر عضویت طاهر زاده صحه ننهاده است!مگر اینکه صحه گذارنده خود نفس وحشت وترس و فرصت طلبی بوده باشد.
 
ایشان اگر در درون بودند میدانستند رفتن یا نرفتن به عملیات نه بر اساس بزدل بودن یا نبودن بل بر اساس تصمیم و صلاحدید تشکیلات و فرمان بود.در عملیات برادر من!از بالاترین فرماندهان تا عناصری مثل قوچعلی جنبر جوقی  و سربازان سابق خمینی شرکت داشتند!بسیار کسانی که الان در خدمت وزارت اطلاعات آخوندی هستند یا بریده اند کارنامه دهها عملیات نظامی را بر دوش میکشند! محافظ اول رهبر، رسول خدا بنده که به ایران میرود و عراق و معرف حضور همگان است   چریکی برجسته بوده و محافظ دیگرش (ناصر ز )که در سوئد زندگی معمولی دارد شیری خروشان در رزم بود، و محافظ دیگر (م. ت) که در کاناداست سمبل شجاعت و دلاوری بود و بسیاری دیگر،بنابراین شرکت کردن یا نکردن در عملیات معیار نیست.
 
در عملیات رفتن یا نرفتن فرمان تشکیلاتی و اطاعت از روحیه جمعی است که منجمله عمل میکند ومعیار نیست .اگر صرف جنگیدن و نه اندیشه، معیار باشد جلاد خون آشام شهیدان مظلوم اشرف قاسم سلیمانی پلید،دهها بار بیش از بسا انقلابیون نترسیده و در جنگ در دهان مرگ فرو رفته است .عذر میخواهم از مثال ولی باید  برخی مسائل روشن شود. گیرم بنده انسانی ترسو!! و اگر تشکیلات بمن گفته بود بنده هم می رفتم چنانکه اگر به صداقت تکذیب نفرمایند در عملیات فروغ در روز آخر به سراغ حضرت توحیدی رفتم و از او خواستم مرا بفرستند که قبول نکردند وگفتند در رادیو بغداد که مرکز پخش مستقیم برنامه ها بود به صدا و قلم من بیش از تفنگ من احتیاج است و من در کنار ابراهیم آل اسحاق،احسان امین الرعایا، خود جناب توحیدی ،کاک اسحاق، شاید صدیقه شاهرخی و علیرضا معدنچی و شماری دیگر از بزدلها!! که به عملیات نرفته بودند ماندیم تا کار را جلو ببریم. استاد !اگر رفتن یا نرفتن به عملیات نشان ترسو بودن است برو گریبان فرمانده کل را بگیر که یکی دو هفته بعد از شروع و اعلام مبارزه مسلحانه دهها هزار عضو علنی را در خیابانهای شهرهای سراسر ایران بر جای نهاد و خود به پاریس پرواز نمود تا ششماهه کار بپایان رسد و خمینی مرتجع از مسند بزیر کشیده شود.
آیا خانم رجوی در یک عملیات شرکت نموده است؟ اگر ننموده پس مراتب مبارزاتی اش از شما پائین تر است؟،شما بروید وگریبان بسا از برجسته ترین مسئولین را که به عملیات نرفته اند بگیرید و  نه مرا که فرض بفرمائید بنده سمبل ترس و سست جانی در تمام کره ارضم. حقیقت چیز دیگریست نه هراس من! . حقیقت این است که کار بدون جانشین و کلیدی من که مطمئنا در آن روزگار از نظر مجاهدین بسا ارزشمند تر از نوای ساز تو بود،[با عذرخواهی از شما وبا تمام ارزشی که برای هنر شما قائلم برای بیان حقیقت و در مقابل یک دریا توهین شما،، بگذار تاکید کنم تا چیزی اشتباه فهم نشود،در زمانی که من در ایران و در خارج کشور اسماعیل وفا یغمائی، شناخته شده ترین شاعر جنبش مسلحانه  با چهارده سال سابقه مبارزاتی مستقیم و همکاری با مجاهدین بودم و شما هنوز با نام معروف  به حمید هندی به دلیل تحصیل در هندوستان نامبرده میشدید نه استاد طاهر زاده]   موجب شد مرا به عملیات نفرستند و اگر میفرمودند میرفتم. بگذرم  که خود ماجرا را بهتر از من میدانی و لازم به توضیح نیست. چهارم: ایشان سعی نموده اند خود را در طول سالیان به نوعی بعنوان نگهدارنده و لله بنده معرفی بمایند که گویا مجاهدین مرا به دست ایشان سپرده بودند  که فقط میگویم مضحک است و خود بیشتر میداند. در ضمن لله بودن شخص بی ارزش و ترسوئی چون من باعث بالا رفتن مدارج استاد نمیشود بلکه  باعث افت شخصیت شماست که در شان شماست که للگی افراد با ارزشتری را بر عهده بگیرید. پنجم: آن فردی که ایشان بنام ساغر یغمائی معرفی نموده اند و اشاره فرموده اند که با انجمن نجات ارتباط دارد! و گویا رابط من است نادرست است و استاد گویا دستپاچه بوده اند. ساغر یغمائی از  اقوام نزدیک من از برجسته ترین وکلای ایران در دوران شاه ومدتی رئیس کانون وکلا بود و الان درحوالی سن صد سالگی درخور مرکز خور و بیابانک بسر میبرد ودر کنار بیمارستانی که به سرمایه خود برای مردم ساخته با نیکنامی عمر میگذراندو آنچه تا بحال نوشته اند این بوده که برادر حدودا هفتاد ساله من بنام ابوالقاسم هوس یغمائی با انجمن نجات ارتباط دارد وگویا رئیس انجمن نجات است!! شما در نامه خود تصحییح بفرمائید اگر چه اولا نادرست است دوما در هر حال برادر من به من ارتباطی ندارد و خود میدانی در طول سی سال گذشته حتی یکبار هم من برای او دعوتنامه نفرستادم تا این برادر بیمار وسالخورده که اکثرا به دلیل بیماری قلبی بستری است برای دیدار من بیاید. ششم: در باره کارنامه تشکیلاتی من بی تعارف  و با پوزش از تندی کلام بگویم: خاموش باش و دروغ نگو که به معروفیت خود در صدق لطمه منیزنی  .
 
سفر اول من به پاریس را در نامه خود در مورد اکرم حبیب خانی توضیح داده ام که چه بوده؟ ترس از موشک نبود که تضاد سیاسی و اختلاف تشکیلاتی بود آنهم در حالیکه شما در اروپا میزیستی! در ضمن اشتباه کرده ای استاد چون با کمال تاسف   محض کذب  کذب محض می بافید. یکسال بعد از عملیات فروغ من روانه خارج نشدم.من در زمستان سال 1365 قبل از عملیات فروغ جاویدان روانه خارج شدم. ششماه بعد، پس از تشکیل ارتش آزادی بخش، چون مشکل ذهنی استراتژیک من حل شد، یعنی در تیر ماه 1366 بعد از سرودن «سرود ارتش آزادی» و پس از نوشتن و اجرای یک نمایشنامه بنام «چه باید کرد »که در تئاتر پاریس اجرا شد و در آن راه حل را در پیوستن به ارتش ازادی اعلام کرده بودم، خود خواسته به عراق برگشته و در پایگاه بدیع زادگان( پایگاه محل اقامت رهبران)مشغول بکار شدم، در حالیکه همسرم در پاریس ماند و ماهها بعد بازگشت . عملیات فروغ جاویدان در سال 1367 بود ومن هرگز بعد از عملیات فروغ جدا نشدم و از سال 1367 تاسال 1372 جز برای شبهای شعر هرگز روانه خارج نشدم و نیز برای  ضبط سرودها روانه خارج نشدم( تمام حضورهای من در استودیو فقط در فاصله اقامت من در پاریس.زمستان 1365 تا خرداد 66بود و من هرگز برای ضبط هیچ سرودی به وین یا جای دیگر نرفته ام) بلکه برای شبهای شعر و تبلیغ خطوط سیاسی مجاهدین چند سفر داشتم و بس. برادر من! چرا برای لجن مال کردن اشخاص دروغ میگوئید؟من مثل تو نیستم که صفاتی بسیار درخشان داشته باشم! بل انسانی معمولی و زمینی هستم و به اندازه کافی عیب دارم که بتوانید مرا به درستی نقد کرده و لجنمال بفرمائید پس دروغ نگوئید و مرا بیش از پیش در باره ذات و ماهیت خود و مقاومت به شک دچار نکنید. هفتم: استاد عزیز در کوشش برای ترسو نشاندادن من من فکر میکنم تو هم متناقض بوده ای و هم چنان با عجله و گیجی این نوشته را نوشتانده ای که اشتباهاتت شگفت آور است. نوشته ای[در پروسه گسترش شوراي ملي مقاومت نيز به توصيه مسئول شورا، يغمايي به عضويت شوراي ملي مقاومت پذيرفته شد. حالا هر ما هر دو بعنوان اعضاي شورا مي توانستيم رابطه هنري ارگانيک، اکتيو و پربارتري را در درون مقاومت داشته باشيم. با بروز بحران کويت و چشم انداز تهاجم نظامي آمريکا و متحدانش عليه عراق در سال 1990، مجددا يغمايي دچار عودت بيماري مزمن تشکيلاتي در رابطه با مناسبات همسرداري در درون سازمان شد] استاد من! عضویت شورای من پس از آخرین خروج من از سازمان مجاهدین بود و نه قبل از آن. یعنی من و تو در سالهای بعد از بحران کویت عضو شورا شدیم و نه قبل از آن، و من بعد از خروج ازمجاهدین تا سال دو هزار و چها ردیگر بحرانی نداشتم.ضمنا من چون بعد از خروج از سازمان عضو شورا شده بودم! لازم نبود عضویت من ابقا شود زیرا به صفت فرد و نه عضو سازمان به عضویت در آمده بودم!! میدانم نظرت خیر است و می خواهی مرا مرهون الطاف دائمی مسعود بفرمائی ولی در عین حال لطفا نامه ات را اصلاح بفرما و یا مراجعه ای به دکتر برای پیش گیری از خدا ی ناکرده بیماری آلزایمر، که در اینصورت در نواختن نیز دچار مشکل خواهی شد و یکمرتبه چنانکه در این نامه از شور به ابوعطا خواهی رفت. همچنین علت خروج من از شورا را تو خوب میدانی که کوشش مسئول انجمن مجاهدین در انگلیس با خروارها دروغ برای متلاشی کردن زندگی من باهمسر کنونی ام بود و نه چیزد یگر و من درست دو سه روز قبل از آن در میدان تروکادرو بعنوان عضو شورا سخنرانی داشتم!. من هنوز و تا بحال از وارد شدن در مسائل خانوادگی و مالی همسر کنونی خود با مجاهدین به دلیل پرنسیبها وارد چالش نشده ام ولی متاسفانه فکر میکنم با این پر روئیهای بی پایان گوئی همه چیز راباید به داوری عام نهاد. هشتم : در مورد امر طلاق و مسائل خانوادگی من از آنجا که تو فقط «یکبار» ازدواج کرده و همسرت را مطمئنا «بخاطر منافع خلق» طلاق داده و از حدود بیست و پنجسالگی تا الان که پنجاه و هفت ساله ای بخاطر منافع خلق و انقلاب چنانکه همه میدانند و تحسین میکنند و من نیز در طول هشت سال زندگی مشترک در یک خانه با تو بطور دائم شاهد بوده ام،اساسا  و مطلقاروی مساله جنسیت و مسائل جنسی خط بطلان کشیده ای وسالیان دراز است مثل یک راهب بودائی و مثل قدیسین بریده از زندگی و زن زندگی میکنی من در مقابل تو حرفی ندارم . در مقابلت به احترام می ایستم و کلاه از سر بر میگیرم و درود میگویم و نیز اعتراف میکنم که نه میخواهم  نمیتوانم چون تو باشم. نهم:
 
در باره پسرم که نوشته ای من از پذیرفتن بار مسئولیت شانه خالی کرده ام دیگر حوصله مرا سر بردی. آخر مرد حسابی! موقع انتقال پسر من با هزار کودک دیگر به اروپا، من در عراق بودم و مسئولیت فرزند مرا مجاهدین و خود من و مادرش به آن خانواده شریف سپردیم و سپردند. آیا کار دیگری امکان داشت؟ بعد ازدوسال که به پاریس آمدم تا مدتها باخود تو درزیر زمین پایگاه زائریان در کنار حدود سی نفر دیگر بدون داشتن یک سکه زندگانیی داشتیم که به ز بان ساده زندگی یک سگ بود. در اینمدت ما با هم رادیو ایرانزمین ر اراه اندازی کردیم و محل زندگی من انبار چوبی انتهای خانه بود که بزحمت در گوشه آن میزی گذاشته و شبها مینوشتم تنها بعد از آمدن مرضیه بود که به دلیل اکیپ مرضیه بودن و دقیقا منافع سازمانی برای ما خانه ای گرفتند ومن در یک اتاق نه متری و تو نیز در مشابه آن زندگی راحت تری را شروع کردیم. چند ماه بعد هم پسر من از سوئد به پاریس آمد و تو اتاق خود را به او دادی و خود در سالن خانه زندگی را شروع کردی که باعث سپاسگزاری است .فرزند من بعد از یکسال در سن چهارده سالگی به منطقه برده شد تا تفنگ بدوش بکشد. این تمام ماجراست پس چرا آن رادرست نمینویسی.
 
در باره بقیه نکات نامه مفصل و به هم ریخته و آشفته ات چیزی نمی نویسم. نه فرصت دارم و نه حوصله ولی میفهمم تمام داستان چیزی جز این نیست که بتوانید برموج انتقادات و ایرادات راهبندی ایجاد کنید و برای نامه مصداقی و خروج اعضای شورا و انتقادات اندک از بسیار امثال من توجیهی بیابید. امیدوارم بتوانید.امیدوارم راهی درست بیابید اما اطمینان داشته باشید حتی موفقیت فرضی شما  جز موفقیتی موقت نیست. عکس العمل های ما معلول واقعیاتی سیاسی  و استراتژیک است که وجود دارد و اگر این واقعیات وجود نداشت من و ما هرگز نمی نوشتیم و انتقاد نمی کردیم.من از تو و یاران انقلابی ات میخواهم  که همراه با کوبیدن امثال ما و افشای ما ولجنمال نمودن ما و ضد انقلابی دانستن ما و... کمی نیز به مشکل اصلی بیندیشید. مشکل اصلی ما نیستیم. ما چند نفر انسان منتقد پراکنده ایم که نه در پی حزب و دولت و نه در پی حاکمیت و قدرت هستیم !شما اینهار ا دارید و می خواهید پس بروید و به مشکل بیندیشید.
 
من و امثال من دو راه در برابر داریم. در صورت پیروزی نیروی شما، چنانکه قبل از این اعلام نموده ام به ایران باز نخواهم گشت . پیروزی و قدرت از آن شما، که حشمت اسکندر و شاه عباس کبیر هیچگاه برای من غبطه انگیزنبوده است.
برای من غبطه انگیز آن بود که شبی در سالهای قبل وقتی بخانه باز گشتی گفتی  برای کسی درمانده تاکسی گرفته واو را به خانه رسانده ای و بار دیگر پول اندکت را به فقیری بخشیده ای این برای من ازقصه اسکندر و دارا و رجوی غبطه انگیز تر است.
دوم اینکه چند صباحی دیگر ، چند سالی دیگر من و تو و نیز رهبران،در اینجا و آنجای دنیا عمرمان بسر میاید و تن به خاک و جان به افلاک باز میگردد.من هنوز معتقدم، تو چطور؟بارها دیده امت که بر سر گورها و هنگام تدفین مردگان بسختی گریسته ای! بر گور ما نیز شاید کسانی بگریند ! در آن عرصه ، فارغ از هر هیاهوئی  ،حقایق  و راست و دروغها برای مردمان آینده( اگر مناسبتی و ارزشی داشته باشد) و نیزشاید برای ما در روشنائی قرار گیرد. من گاهی وقتی به نوای ساز تو گوش میکردم و میاندیشیدم ازژرفای کره مذاب زمین ابتدائی سرانجام اسمان و درخت و کبوتر زیبائی زنان و مردان و مفهوم انسانیت و نیز دست تو بر آمد و سازت ونواهای فرهیخته آن، فکر میکردم و فکر میکنم خدائی باید باشد!ایا تو نیز فراتر از بازیهای دنیای گذرای سیا ست،معتقدی؟
تاکید میکنم برای من نوشتن این یاداشت دشوار بود و دشواری اول اینکه نمیخواستم و نمیخواهم بیازارمت ولی در جواب پانزده صفحه توهین و تحقیر و تهمت مرا میبخشی که اندکی بر آشفتم . فارغ از هر چیز تو نیز انسانی تبعیدی و همه چیز از دست داده هستی و نیز زیر موج نفرت ملایان پس من نمیتوانم از تو نفرت داشته باشم.
زنده و سلامت باشی استاد حمید رضا طاهر زاده.دست و پنجه ات گرم باد و سازت پر نوا.باز هم بنویس و بیشتر بنویس اما به صداقت و راستی بنویس.  امیدوارم هیچگاه نوشته هایت بر تناقضاتت نیفزاید و باعث سر افرازی واقعی برای تو باشد. عجالتا به همین بسنده میکنم.خدا نگهدارت استاد.
 
اسماعیل وفا یغمائی
 
یازدهم سپتامبر

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی
*خدا فروشان
*تجربه
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری
*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها